شما اینجا هستید

خاطرات یک زن بدکاره

آسمون رنگ غروب به خودش گرفته بود و کم کم لحظه ی دیدار فرا میرسید.آپارتمان نقلی خودم رو طوری براش مرتب و تمیز و با اثاث مجلل (ولی نه خیلی گرون قیمت)تزئین کرده بودم که به نظر یه خونه ی درست و حسابی بیاد.گرچه قبلا اینجا اومده بود ولی بعد مدتها دوباره مثل اولین باری بود که میدیدمش.یادم به اولین شبی افتاد که سکس داشتیم.یکی از بهترینهام بود.فکر نمیکردم یه پسر 23 ساله اینهمه چیزها راجع به سکس بدونه!اووووف!حسابی حشرم کرده بود!وخدای من....تا حالا هرچی مورد پسر جوون داشتم به یه ربع نرسیده کارشون تموم بود ولی این یکی دوساعتی باهاش دست و پنجه نرم کردم تا بالاخره...میگن سبزه ها آتیششون تندتره!یه پسر قد

داستان سکسی:

دم مالی نامزدم

می دونستم که هیچ دختری تا بیست سالگی نداده نیست.یعنی بیشتر این جوری فکر می کردم.نصیبم هم زنی شد که به قولی مالیده شده بود.هنوز عقد که نکرده بودیم می رفتم به بهانه درس دادن حسابی با هم حال می کردیم.البته در حد مالیدن.تا این که در نهایت عقد کردیم.می دونستم که یه پسر عمه داشت که خیلی میومد خونشون.تک دختر بود.خلاصه بعد از عقدمون هر چی وارونه اش می کردم و میذاشتم لای پاش می چرخید و می گفت بی خیال شو.

داستان سکسی:

کس دادن زنم هدا

هدی و من سه سال است ازدواج کرده ایم.او اکنون ۲۰ سال دارد و من ۲۸ سال.وقتی‌ من دانشگاه را تمام کردم او را که همسایه ما بود برای زندگی‌ انتخاب کردم.دوران نامزدی کوتاه بود وهدی زود به خانه من آمد. از همان شب اول سکس برای او یک چیز وحشتناک و دردناک بود.بعد‌ها هم اصلا علاقه‌ای به سکس نشان نمیداد و فقط میخوابید تا من کارم را انجام دهم.بعد هم به سرعت میرفت تا خودش را تمیز کند.

داستان سکسی:

سکس زنم سمانه

تصادفی توی خیابون دوستم امین رو دیدم و با هم رفتیم شرکت اونها، مدیر عمل شده بود و کلی‌ کارمند حسابداری و برو بیا داشت.باورم نمی شد این همه دختر وزن جوان زیبا زیر دستش کار کنند. برایم تعریف کرد که همیشه معیار استخدامش زیبایی زنها بوده واینکه حال وهوایی به دفتر کارش می دهند.
زنم فوق حسابداری داره می‌خونه و ترم آخه. بهش گفتم جریانو وبلافاصله گفت من زنتو می خوام واسه شرکت. منو دعوت کن خونه.

داستان سکسی:

زنی که خانم بود

من تازه واردم، بیست تایی از داستان های اخیر سایت رو خوندم. ولی این یکی رو تقدیم می کنم به پریچهر و طاهای عزیز که وجودشون و حرف هاشون من رو به وجد آورد.

بعد از حدود ده دقیقه بیدار شدم. هنوز کیرم توی کسش بود و راست راست. هیچ وقت این طور نمی شد. نهایتاً بعد از چند دقیقه ارضاء می شدم و بعد از هر مرتبه هم کیرم میخوابید. ولی این بار یک ساعت و بیست دقیقه بی وفقه شق بود. آبم هم نیامده بود. دیگر درد داشت اذیتم میکرد.

داستان سکسی:

اول عشق بعد سکس

سلام من محمدام 25 ساله اهل شیراز 4 سالم بود پدر ومادرام تو تصادف مرداند باباام 4دنگ کارخونه داشت 2دنگ دیگراش برای عموم که از باباام کوچکتر بود داستان زندگی من از روزی شروع شد که عموم من برد خونه خودش تا بزرگ کنه عموم 5 دختر داشت کدختر بزرگش ارزو بود که 4سال از من کوچکتر بود رویا و ویدا دو قلو بودن والان 17 سالشون ستاره 14 و شیدا 7 ساله هستن من با خانواده عموم بزرگ میشدام وبا زن عمو ودختئاش روابطم معمولی بود عموم بخاطره اینکه پسر نداشت خیلی به من احترام می زاشت شایدام برای 4دنگ کارخونی بود که الان بیشتر 8 ملیارد غیر از انبار و امتیاز کارخونه می ارزید و سهم سندی من بود ومن اصلا دخ

داستان سکسی:

دستمالی در تاکسی

زمستون پارسال بود که سر چهار راه تهرانپارس منتظر تاکسی برای رفتن به مغازم بودم که یه تاکسی سمند زرد جلوی پام ایستاد و من گفتم امام حسین اونم گفت بیا بالا روی صندلی جلو یه خانم چادری سفید و خوش هیکل و خوشگل نشسته بود و روی صندلی عقب فقط من بودم و شانسی که آوردم تا آخر مسیر کسی سوار نشد از توی آینه که نگاهش میکردم دیدم اونم داره نگاه میکنه انقدر خوشگل بود که آب دهنم خشک شده بود من توی مغازم دخترای زیادی میومد و میرفت ولی این یکی با همه فرق داشت شاید اگر یه نفر دیگه میدیدش به نظرش معمولی میومد ولی من حسابی براش راست کرده بودم.من تو خیابون دخترای زیادی رو سوار میکردم ولی همشون به سکس ختم نمیشد

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS