شما اینجا هستید

کس دادنم به فرهاد

سلام !اسم من نازنینه صورتم خوبه و تعریف از خود نباشه یه دختر همه چی تمامم و 24 سالمه .داستانی که میخوام براتون بگم مربوط میشه به اوایل تابستان سال 90 بود. تو اتاقم نشسته بودم که گوشیم زنگ خورد دیدم مینا دوستمه ! بعد از سلام و احوال پرسی بی مقدمه بهم گفت:نازنین امروز میخوایم با یکتا بریم یه جایی تو هم میای؟ گفتم کجا ؟گفت نمیدونم چه جوری بگم بهت ...یکم مننو منن کرد و گفت یه اکیپن که با هر دفعه رفتن پیششون 200 .300)کمتر نمیدن اگه بیای پشیمون نمیشی.منم هنوز نگرفته بودم داره چی میگه> تا یکم بهم توضیح داد تا برام حرفش جا افتاد .

داستان سکسی:

آقای ارشاد در طبقه پنجم

من و خانومم به اتفاق دو تا پسر دانشجوم در طبقه اول یه واحد مسکونی 5 طبقه 9 واحده زندگی می کردیم و می کنیم . من تازه چهل سالم تموم شده. کارمند یه اداره ای هستم و اسمم امید وفامیلی ام ارشاده . خیلی هم خوش صحبتم و با گفتارم ماررو از لونه اش می کشونم بیرون . هرچه گفتم بابا من نمی تونم مدیر آپارتمان شم انداختن گردنم . حوصله این دردسر ها رو نداشتم.. اون طبقه پنجمی ما خونه شو اجاره دادبه یه خانومی .. راستش من که اصلا ندیدمش . چون هر وقت خسته از سر کار میومدم اون بود تو خونه شون . شناختی هم ازش نداشتم . نیازی هم نبودکه بشناسمش . هنوزم فرصت نشده بود که جلسه ماهیانه ساکنینو بر گزار کنیم .

داستان سکسی:

سکس اتفاقی با همجنس

سلام دوستان راستش من چند شب پیش داستان خودمو نوشتم ولی ندیدم که روی شهوانی که دیده بشه ولی چون میخواستم شما ببینید و بخونید تصمیم گرفتم دوباره و کاملتر بنویسم و اینو من میگم واسه اطلاع شما که این جریان کاملا واقعی هستش و دوست ندارم که بیخودی ذهنه شما رو با دروغ پر کنم فقط واسه اینکه شما تحریک بشید و لذت ببرید چون بهتر اینه که اگه قراره از چیزی لذت ببرید واقعیت باشه و من هم از لذت بردن شماست که لذت میبرم .خوب بهتره برم سر اصل مطلب که شما میخواهید

داستان سکسی:

شاید برای شما هم اتفاق بیفتد

شمارهی 256 به باجه 3
پاشدم و رفتم برگه آزماشو گرفتم جرات نگاه کردن بهشو نداشتم میترسیدم از اتفاقی که شاید افتاده باشه... یه راست رفتم مطب دکتر شلوغ بود و این شلوغی اعصابمو بیشتر و بیشتر داغون میکرد دلهره داشتم بالاخره نوبتم شد رفتم تو دکتر مرد میانسالی بود سلام کردمو با ترس و لرز برگه آزمایشو بهش دادم این چند وقت اخیر حالم خیلی بد بود هم روحی هم جسمی داشتم داغون میشدم
-دخترم تاریخ آخرین پریودتون کی بوده
هرچی فکر کردم یادم نمیومد
-دکتر این چند وقته درگیر بودم درست یادم نیست که اصلا پریود شدم یا نه

داستان سکسی:

کردن خواهر زن به روش عالمانه

سلام .میخوام قصه کردن خواهر زنم رو براتون بزارم .حدس زده بودم بیرون میره و اهل عشقه منتظر زمانش بودم تا اینکه یک روز عصر اومد خونه مون .زنم نبود انگار میدونست اونجا نیست دراز کشیده بودم تلویزیون میدیدم نشست کنارم و شروع کرد با موبایلش ور رفتن اهمیت ندادم سرشو اورد جلو و گفت ببین این عکس قشنگه نگاه کردم عکس کارتونی دختری در حال کیر خوردن بود فوری کیرم شروع کرد به حرکت کردن و بزرگ شدن .بلند شدم و نشستم و همچنان که موبایل نگاه میکردم یه کم بهش نزدیک شدم عقب نرفت نزدیکتر شدم و گفتم این که کارتونیه گفت مگه اصلش وجود داره موبایلمو اوردم و یه عکس خفن کیر سیاه وبزرگی که تا نیمه رفته بود تو یه کون س

داستان سکسی:

عشق دخترعمو

میدونم درست نبوده کارم اما پشیمون نیستم.من خلاصه تعریف میکنم. من به دختر عموم علاقه ی خواصی داشتم و به این فکر میکردم روزی مال من میشه.اون هم بیمیل نبود.تااینکه توی عروسی خواهرش فهمیدم براش خواستگار اومده.منم چقدر بیخودی دلخوش بودم.چیزی نگذشت با یک اقایی اومد مغازه جاخوردم...بله ظاهرا اقا دامادبود......از اون ادمای کس خل لوس مامانی بود......بهر حال سرنوشت بود اما از این کینه برداشتم که اونو به روخم کشید.....................منتظر فرصت شدم تا اینکه فهمیدم بینشون خراب شده یهویی اونم درحد طلاق..رفتم توی فاز مغ زنی...خوب میشناختمش بهاش صمیمی شدم اتفاق زندگیشو برام تعریف کرد .

داستان سکسی:

لعنت به هوس

سلام به همه دوستان من اسمم مهرداد 25 سالمه میخوام یه تجربه واقعی نه خاطره نه داستانو از سکس با خواهرم زهرا رو تعریف کنم من تک پسر خونوادم و 4 خواهر دارم که زهرا خواهر کوچیک من و ما تو خونه با پدر مادرم هستیم.همه ماجرا از وقتی شروع شد که من تو دانشگاه با یه دختر به اسم سارا دوست شدم اینو میگم تا کسایی که تریپ لاو هستند با کسی هواسشون جمع باشه من سارا رو خیلی دوست داشتم سارا یه دختر فوق العاده با نمک و خوش استیل و خیلی سنگین تو دانشگاه بود من دو ترم دنبالش دویدم هزار تا حرکتو لفظ اومدم تا توجهشو به خودم جلب کردم واقعا به قصد ازدواج میخواستمش اونم همینطور چون اماره منو در اورده بود و میدونست م

داستان سکسی:

بالاخره سکس کردم

سلام اسم من کسری 28 سالمه مجرد.2سال پیش با سحر آشنا شدم.رابطه ما یجورایی خیلی سخت برقرار شدم .من آدم تعصبی بودم ودائم به سحر شک میکردم.خیلی تول کشید تا ماجرای ما به حرفای سکسی برسه.اینم بگم که رابطه ما به خاطر اینکه سحر عاشق من بود شکل گرفت البته من خیلی خوش قیافه نیستم ام خیلی مهربونم و با وفا .تا اینکه 1 روز وقتی تنها بودم زنگ زدم اومد پیشم .بهش گفتم میخوام لب بازی کنیم قبول کرد.شروع کردیم به خوردن لبای همدیگه کم کم رفتم پاینتر به سینه هاش رسیدم دیدم داره لذت میبره ادامه دادم خوب که دیدم آویزوون شد خواستم دکمه شلوارشو باز کنم نذاشت کفت تا همینجا کافیه.بعد ازس پرسیدم احساست چیه گفت بد نبود

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS