شما اینجا هستید

مالش زن در اتوبوس

دانشجوی اهوازم. اون روز عصر طبق روال همیشه که میخواستم برای تعطیلات برگردم خونه رفتم ترمینال اتوبوسرانی و چون فصل سرما و مسافرتها کم بود بدون رزرو بلیط، از باجه، بلیطی بدون شماره صندلی خریدم و بسمت اتوبوسم که درحال حرکت بود راه افتادم. شاگرد راننده وسائلم رو توی صندوق بغل گذاشت و گفت هرجا که دوست دارم برم بشینم. طبق تجربه و اینکه میدونستم شب رو تا صبح باید توی اتوبوس بخوابم فقط پتوی کوچکم و ام پی تری پلیرم رو برداشتم و با خودم بردم توی اتوبوس.

داستان سکسی:

دختر دایی نشد دوستش که هست

جونم براتون بگه که ما 15 سالگی که تازه تو مدرسه جق زدن و پرده دار بودن کس و یاد گرفته بودیم رفتیم تو فکر و خیال این دختر داییمون. ولی از اون جایی که کلا آدم خجالتی هستم (یعنی سر حرف و نمی تونم باز کنم ولی اگه سر حرف باز شه مخ رو زدن 1000000%) نمی دونستم چه طور بخوابونمش. راستی داییم اینا شمال زندگی می کنن ما تهران دختر دایم هم 6 سال از من بزرگ تره. آره دیگه هر سال می رفتم شمال و نمی تونستم کاری کنم آخر 17 سالم بود که به سرم زد تو گوشیم فیلم سکسی بریزم که ببینه و بزنه بالا و بله... آقا فیلم رو ریختیم. رفتم شمال خونشون رفتیم با هم تو اتاقش گفتم بیا فیلمای گوشیمو ببین خیلی قشنگه.

داستان سکسی:

نمی بخشمت

اومدم توی اتاق گوشیم زنگ میزد، رفتم سمتش، شماره رو که دیدم جا خوردم اصلا انتطارشو نداشتم حمید بود!! همونطور زل زدم به شماره تا قطع شد. بعد از چند دقیقه بازم زنگ زد، بازم جواب ندادم، تو دلم گفتم با چه رویی زنگ زده؟! با صدای مامان به خودم اومدم ندااااااا بیا شام رو بیار دیگه، گوشیمو تو اتاق گذاشتم و برای شام رفتم همش حواسم به حمید بود که بعد از 3سال چرا زنگ زده! بعد از خوردن شام رفتم به اتاقم به گوشیم نگاه کردم حمید چند بار دیگه زنگ زده بود و اس ام اس داده بود که جواب بده ندا کارت دارم، بعد از چند دقیقه باز زنگ زد.

داستان سکسی:

پرشان دوستم نیست (7)

...قسمت قبل

ساعتى گذشت...
غرق در افكارم روى مبل نشسته ام و نگاهى به سارا ميكنم كه سرجاش خوابش برده و سحر به آرامى پتو را روش مى انداخت. خوابم گرفته بود ديگر صداها قابل فهم نبود و چشمانم ياراى باز ماندن نداشت و در عمق خواب فرو رفتم...

داستان سکسی:

اولین تجربه سکسی من با مریم خانم تپل

این داستانی که میخوام براتون بنویسم عین واقعیته خدا شاهده.من داستان نویس نیستم و اولین داستانی هم هست که برای شما عزیزان مینویسم اگه دیدید جالب نیست به بزرگی خودتون ببخشید.
این داستان مربوط به اولین سکس من میشه که تقریبا برمیگرده فروردین سال 91 یعنی حدود 6 ماه پیش از خودم بگم که من پسری 23 ساله هستم از شیراز!!!

داستان سکسی:

سکس نیمه ضربدری (1)

من آرش 34 سالمه و مهندس ساختمان هستم . خانمم ناهید 28 ساله و حسابداراست.و 4 ساله که ازدواج کردیم.خاطره ای که میخوام تعریف کنم مربوط به حدود 2 سال قبل است. حدود 2 ماه زندگیمون رو تحت تاثیر قرار داد و نزدیک بود کل زندگیمون رو از هم بپاشونه. خانمم بسیار زن با شخصیتی است و من واقعا دوستش دارم . نحوه رفتارش ، طرز لباس پوشیدن ، ابراز محبت و همه چیزش رو دوست دارم. اصلا اهل جلف بازی نیست و وفادار به من و عاشق کارش هست. بطوریکه کمتر از3 ساله توی شرکتی که کار میکنه مسئول امور مالی شرکتشون شد. من و همسرم با وجود اینکه مذهبی نیستیم ولی هر دو به نوعی خیلی مسائل رو رعایت می کنیم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS