شما اینجا هستید

لاله عشق من

سلام... میخوام داستانِ اولین سکسم رو که بعد از اون دیگه سکسی نداشتم، براتون تعریف کنم...اولین بارمه که داستان می نویسم پس اشتباهات املایی و نگارشی داستون رو به بزرگی کیرتون ببخشید...من آرمانم(اسم مستعار)24 سالمه...واستون نمیگم داستانم راسته یا نه .خودتون تو نظراتون حدستون رو بنویسید...

داستان سکسی:

سکس با پسرخاله به بهانه احضار ارواح

سلام ابی هستم. میخوام داستان یکی از سکس هامو با پسر خالم بگم. اول اینکه من گی هستم. وقتی 13 ساله بودم پسر خالم باهام دوست شد.پایه سکسم شد.پسر خالم 20 سالش بود. بدنش اینقد خوشگله که کمتر پسری به اون زیبایی بدن داره. تا قبل اینکه دانشگاه برم پسر خالم (هادی) هرگز باهام هارد سکس نمیکرد. یه بار همون اولش میخواست بکنه اما دید زیاد درد میکشم و بهش گفتم نکن اونم دیگه نکرد. اما همیشه باهام اینقد ور میرفت که خودم خسته شم. بهم میگفت با کسی سکس نکن اما خودش با خیلیا میسکسید. تا اینکه من دانشگاه قبول شدم و رفتم دانشگاه. اونجا برا اولین بار کلمه گی رو شنیدم.

داستان سکسی:

اولین مشروب با طعم سکس

سلام من پرستو 23 سالمه.میخوام خاطره اولین سکسم با دوست پسرم آرش رو واستون بنویسم.من و آرش اون موقع که این اتفاق افتاد حدود 6 ماه از دوستیمون میگذشت.تو اون مدت ما با هم عشق بازی و تل سکس و این چیزا رو داشتیم.بعضی وقتا خونه اش هم میرفتیم ولی سکس نداشتیم.یعنی یه جورایی رومون به هم باز نشده بود.در حد خوردن سینه و ...

داستان سکسی:

شکار زهره

سلام به تمام شهوانی های عزیز.
کوچیک همتون سامان هستم، 20سالمه و اهل اهواز هستم. این اولین داستانی هستش که میخوام براتون بنویسم. داستانم رو کامل مینویسم واسه همین طولانیه که امیدوارم به بزرگی خودتون ببخشید.

داستان سکسی:

سکس من و علی

سلام دوستای خوبم ,من داستانای همتون رو خوندم ,تصمیم گرفت سکس خودم با عشقمو براتو بنویسم,من حدود 9 ماه پیش با ی نفر ب نام علی دوست شدم ,چند وقت از دوستیکون گذشت احساس کردم ی چیزی تو من دار شکل میگر احساسمو ب علی گفتم ,گفتم ک عاشقش شدم ,اون از این حرف منو سواستفاده کرد گفت پس بهم ثابت کن منم ک اوج عاشقیم بود بهش گفت هرکاری بگی میکنم ,اونم بهم گفت دوست دارم بغلم بخوابی , من گفتم نمیتونم ,هی از اون اصرار و ازمن انکار , بعد باهام تموم کرد منم ک داشتم از دوریش میمردم ی روز بهش زنگ زندم وبهش زدم گفتم قبول ,خداروضکر علی جای روگیر نیاورد تا این ک بعد از چند وقت زنگ زد گفت ,ترمه ی جارو گیراوردم مغاز

داستان سکسی:

بمال بمول

ی لباس تنگ پوشیدم واسه مهمونی یسره و مشکی سعید (شوهرم) داشت شیو میکرد وقتی اومد بیرون گفت سارا جان گفتم لباس راحت میتونی بپوشی اما نه دیگه این جوری؟؟ گفتم چیه مگه الم شنگه دراوردی؟ اومد جلو و انگشتم کرد گفتم نکن کثافت میدونی که از این کار متنفرم گفت آخه این کون امگشت کردن داره گفت کووون؟ گفت خیلی خوب بابا باسن حالا عوضش کن خط شرتتم پیداست گفتم همین خوبه میخوای نیام؟؟ گفت نه بریم هر کاری کردم نتونستم سوتین ببندم چون خطش پیدا بود حتی سوتین بیرنگم امتحان کردم اما نشد خیلی زشت بود بدون سوتین نوک میمیام چندان پیدا نبود بالاخره همونطور رفتیم

داستان سکسی:

گائیدن عمه ی روستایی

سلام خدمت همه ی دوستان من تازه عضو شدم اما تازه کارنیستم بعد ازهزارتا داستان سکس وفیلم سوپر تصمیم گرفتم یه خاطره ی واقعی که واسم پیش اومده براتون بنویسم فحش دادید اگه ناحق بود مال خودتون خوب بریم سراصل مطلب من اسمم meysam هستش 23سالمه خوشتیب هستم قدم بلنده اما به جهنم خاطر رو بچسپ من تو یکی ازشهرای ایران هستم که خونه ی پدربزرگم روستا هستش من یه عمه دارم که27سالشه قدش کوتاه اما کونشو اگه گلدون بزاری روش تا خود تهران نمیفته سینه اش آخرشه

داستان سکسی:

سکس با ریحانه

سلام من احسان هستم و الان 23 سالمه . داستانی که میخوام واستون تعریف کنم بر میگرده به زمانی که ترم 4 دانشگاه بودم و 21 سالم بود.
نمی خوام از خودم تعریف کنم که وای چقدر من خوشتیپم و اوووووف همه دخترا دنبالمن! واسه همین از ریحانه تعریف می کنم . یه دختر 23 ساله ، قد بلند ، توپر، سینه های سفت و گنده.خلاصه اندامش عالی بود.
بریم سر اصل مطلب :

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS