شما اینجا هستید

چی شد لاشی شدم

یه روز اومد تو اتاق گفت زنده ای هنوز همیشه این جوری حرف می زد با چشماش آدم رو می خورد گفتم اره چه طور کارم دارین رییس شرکت بود گفت آره دارم می رم ماموریت می یای گفتم باید به شوهرم بگم اگه ok بود خبر می دم گفت باشه عصری بهم زنگ بزن من دارم می رم تهران تو هم تهران کاری داری بیا از خدا خواسته زنگ زدم به مهران گفتم می رم تهران خونه مامانم گفت باشه برو راه افتاد که بریم از جلو در شرکت سوار شدم همیشه عقب می نشستم یه کم دور شدیم گفت بیا جلو بشین ومدم جلو نشستم گفت کیفت بذار عقب جلو دستو می گسیره به رو خودم نیوردوم و کیفم وگذاشتم عقب دستش رو آروم رو رونم گذاشت ترسیدم ولی ازش حساب می بردم جرات نکردم

داستان سکسی:

عشق ممنوع

سلام بچه ها من 26 سالمه اسم مستعار من شروينه شغلمم آزاده و بسيار هاتم این داستان رو که می خوام براتون بگم بر میگرده به چندین ماه پیش . يک سالو نيمي هست که ازدواج کردم رابطه سکسي من با همسرم از شانس ما بگي نگي سرده و بعد از جنجالهای که داشتیم دیدم به نتیجه ای نمیرسم به خاطر خوانواده هامون هم نمیشد طلاق گرفت و ديگه به اين برنامه عادت کردم .

داستان سکسی:

سكس من با مستاجرمون

خونه ما تو يكي از محله هاي شرق تهرانه بعد از كلي دعوا مستاجرمونو بيرون انداختيم
دنبال يه مستاجر جديدي ميگشنيم.پدر من يه آدم مذهبيه و اعتقادي به اجاره خونه به يه خانم مجرد نداشت سر همين موارد آنتيكيو از دست داديم.از قضا يه روز كه پدرم سر كار بود از بنگاه زنگ زدند و گفتند يكي مياد خونتون ببينه منم بعد از هماهنگي با بابام و مادرم در روشون باز كردم فردا يه امتحان حسابداري داشتم و مثل يه خر كه توي گل بكسبات كرده بود درس ميخوندم اينو نگفتم من اون موقع دانشجوي ترم 3 مديريت بودم.

داستان سکسی:

من و کسهای نکرده! ((الفرغان))

ﺍﺧﻄﺎﺭ:ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﻰ ﮐﻪ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻧﻴﺪ ﻣﺎﺟﺮﺍﻯ ﮐﺲ ﻫﺎﻯ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ،ﭘﺲ ﮐﻴﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻗﺒﻞ ﻣﺸﻘﻮﻕ ﮔﺮﺩﻳﺪﻩ ﺍﺭﺍﻡ ﻧﻤﻮﺩﻩ، ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺭﺍﻣﻰ ﺍﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﺷﻮﺭﺕ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﮐﺸﻴﺪﻩ ﻭﺿﻤﻦ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺷﻴﺮ ﻣﻮﺯ ﺟﻬﺖ ﺑﺎﺯﻳﺎﺑﻰ ﻗﻮﺍﻯ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺍﻯ ﺩﮐﺘﺮﺍﻯ ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺩﺭ ﮐﻮﺯﻩ ،ﮐﻴﺮﺗﺎﻥ (ﮐﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻢ ﭼﻄﻮﺭ)ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﺎﻕ ﮐﻮﺑﻴﺪﻩ ،ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺯﻳﺮ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﻴﺪﻭﺳﻌﻰ ﮐﻨﻴﺪﺍﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﻳﺪ!
ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﻰ ﮐﻪ ﻣﻰﺧﺎﻡ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﺑﮕﻢ ﺯﺍﺋﻴﺪﻩ ﺫﻫﻦ ﻣﺘﺨﻠﺨﻞ(ﺳﻮﺭﺍﺥ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﻳﺎ ﺧﻼﻝ ﺧﻼﻝ)ﻭﻣﺘﻮﺣﺶ(ﺟﻤﻊ ﻣﻌﺮﻕ ﻓﺎﺣﺸﻪ!)ﻳﮏ ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﻩ ﮐﺴﺨﻞ ﻣﻌﻴﻮﺏ ﺍﻟﻤﺰﻍ(ﻣﻐﺰ ﺳﺎﺑﻖ)ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺯ ﺳﺮﻯ ﻣﺎﺟﺮﺍﻫﺎﻳﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻯ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﭘﻴﺖ ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﻩ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ.

داستان سکسی:

سکس فوری با همکارم

من شهروز هستم توی یه شرکت کار میکنم چند وقتی بود چون خیلی کارم بیشتر شده بود درخواست یه همکار کرده بودم از اونجایی که یه فرد اشنا به کارم بیشتر بدردم میخورد پیشنهاد همکار قبلیمو داده بودم که بعد از چند روز موافقت شد و همکاره جدیدم دوباره اومد چون که آخرین بار 5 سال پیش دیده بودمش و اونوقت مجرد بود و چند سالی بود ازدواج کرده بود وقتی دیدمش خیلی فرق کرده بود هم چاق تر شده بود هم اینکه همه جاش زده بود بیرون منم که دیوونه آدمای چاقم از همون اول رفتم تو نخش ، کلا ادم محتاطی هستم ولی خداییش اون خیلی بیشتر از من کرم داشت خیلی هم بی کله بود مرتب تیکه های بودار مینداخت منم جواب میدادم خلاصه با چند ت

داستان سکسی:

كافور خور (1)

سلام من احمد هستم از شيراز.22سالمه. دو سال پيش كه خدمت بودم مرخصي گرفتم تا بيام ويه سري بزنم و كمي حالو هواي اين نظام وظيفه تخمي دور باشم.دو تا از هم خدمتيام هم اهام بودن اونا هم از شيراز بودن.وسطاي راه كه اتوبوس وايساد براي ناهار تصميم گرفتم يه زنگي به خونه بزنم ولي گفتم نه بزار يهويي برم حالش بيشتره.بعد از ميلياردها ساعت بالاخره رسيديم.تو ترمينال بوديم كه هر كي سوار شدو راهه خودشو رفت.منم كه اصلا حال نداشتم زد به سرم تاكسي در بست گرفتم يارو هم نامردي نكردو تا دسته تپوند.رسيدم دمه در هر چي زنگ زدم كسي باز نكرد.مجبور شدم از بالا در بپرم تو.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS