شما اینجا هستید

تعبیرخواب شیطان

باسلام به همه من امین 29سالمه وخاطره ای که میگم زمانیه که 18سالم بود یه خواهردارم که 1سال ازخودم کوچیکتره و دخترسر به زیر و آرومیه اون موقع همسایمون یه پسر داشت که 5‎-6‎سالی از من بزرگتر بود ولی من علیرغم مخالفت شدیدخانواده مخصوصأ مادرم اینقدر باهاش صمیمی بودم که اگه میگفت بمیر میمردم و یک دوستی عمیق و نامتعارفی میانمون شکل گرفته بود اما مخالفت اونا برا سنش نبود بلکه این آقامحسن همه نوع کارخلافی انجام میداد از فروش مشروبات و موادمخدر تا ورق بازی و چیزایه دیگه

داستان سکسی:

کردمش نه از روی شهوت

سلام به همه .
بسیار خوب از اونجایی شروع میکنم که ریشه این اتفاق به وجود اومد . من بد جور با خانوادم دعوام شده بود و خونه را ترک کرده بودم ،البته دانشجوی شهر دیگه ای بودم اما بین ترم دانشگاه هم دیگه خونه نمیومدم . تا این که مریض شدم و مجبور شدم برگردم خونه و به دست وپای پدر مادرم بیافتم و بگم ببخشید . از اونجایی که خطموشکسته وگوشیمو له کرده بودم بابام خط و گوشی داداشمو بهم داد . فردای اون روز یکی به من اس داد و گفت : فلش من دست سارا هستش !
منم طبیعی جواب دادم خوب عیب نداره میرم ازش میگیرم شمارشو بده .
طرف جواب داد : ببخشید شما زهرا هستید ؟
گفتم نه باباشم!

داستان سکسی:

کارشناس شهوت انگیز آزمایشگاه

سلام از امروز میخوام خاطرات شهوت برانگیز خودمو با خانم باسن نژاد همکارم که کارشناس ازمایشگاه شرکتمونه رو براتون بزارم از وقتی که تازه وارد شرکت شد تیپ خفن میزد باسن گندش و مانتو کوتاه و تنگش طوری تو چشم میومد که همه رو خیره میکرد سینه های بزرگش پشت مانتو داشتن له میشدن از کارگر و مهندس بگیر تا بچه های حراست هرکس که میدیدش دوست داشت یکبار بکنتش خلاصه یه روز ما توی سایت مشغول کار بودیم که بما گفتن برق ازمایشگاه مشکل پیدا کرده ما هم از خدا خواسته پریدیم و وسایل رو برداشتیم رفتیم داخل ازمایشگاه اون روزا هنوز کارخونه رسما" شروع به کار نکرده بود و هنوز شلوغ نبود دیدم راحله خانوم با یه رپوش سفید پ

داستان سکسی:

سکس با عشقم امیر

سلام من ندا هستم 20ساله ازخوزستان..امیدوارم از داستانم خوشتون بیاد..فقط بتون توصیه میکنم همیشه با کسی سکس داشته باشین که طرفو دوس داشته باشین منطورم سکس با عشق و دوس داشتن خیلی قشنگه..
من از سن15سالگی تا الان فقط با یه پسر اسمش امیر هس رابطه دارم..و عاشق همدیگه هستیم شاید کسی باورش نشه ولی واقعا اینجوری هس...من امیرو خیلی دوس دارم تاجایی که کتک خوردم از داداشم ولی اسمی ازش نبردم که واسش بد بشه اونم واسه من هبچی کم نذاشته و بهترین وصمیمیترین دوست زندگیمه...

داستان سکسی:

من و دخترعمه در ویلا

من اولین داستان سکس خودمو فرستادم تو وب امیدوارم خوشتون بیاد داستان من و دختر عمه ام ماله عید فطر 1391 هست.
اول خودمو معرفی کنم من اهل تعریف از خودم نیستم اسمم کیارشه 21 سالمه قدم حدود 180 و وزنم 65 کیلو گرمه و دختر عمه ام مریمه یه دختر زیبا و خوب در حد المپیک 19 سالشه خب بریم سراغ داستان :

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS