شما اینجا هستید

سکس زنم سمانه

تصادفی توی خیابون دوستم امین رو دیدم و با هم رفتیم شرکت اونها، مدیر عمل شده بود و کلی‌ کارمند حسابداری و برو بیا داشت.باورم نمی شد این همه دختر وزن جوان زیبا زیر دستش کار کنند. برایم تعریف کرد که همیشه معیار استخدامش زیبایی زنها بوده واینکه حال وهوایی به دفتر کارش می دهند.
زنم فوق حسابداری داره می‌خونه و ترم آخه. بهش گفتم جریانو وبلافاصله گفت من زنتو می خوام واسه شرکت. منو دعوت کن خونه.

داستان سکسی:

زنی که خانم بود

من تازه واردم، بیست تایی از داستان های اخیر سایت رو خوندم. ولی این یکی رو تقدیم می کنم به پریچهر و طاهای عزیز که وجودشون و حرف هاشون من رو به وجد آورد.

بعد از حدود ده دقیقه بیدار شدم. هنوز کیرم توی کسش بود و راست راست. هیچ وقت این طور نمی شد. نهایتاً بعد از چند دقیقه ارضاء می شدم و بعد از هر مرتبه هم کیرم میخوابید. ولی این بار یک ساعت و بیست دقیقه بی وفقه شق بود. آبم هم نیامده بود. دیگر درد داشت اذیتم میکرد.

داستان سکسی:

اول عشق بعد سکس

سلام من محمدام 25 ساله اهل شیراز 4 سالم بود پدر ومادرام تو تصادف مرداند باباام 4دنگ کارخونه داشت 2دنگ دیگراش برای عموم که از باباام کوچکتر بود داستان زندگی من از روزی شروع شد که عموم من برد خونه خودش تا بزرگ کنه عموم 5 دختر داشت کدختر بزرگش ارزو بود که 4سال از من کوچکتر بود رویا و ویدا دو قلو بودن والان 17 سالشون ستاره 14 و شیدا 7 ساله هستن من با خانواده عموم بزرگ میشدام وبا زن عمو ودختئاش روابطم معمولی بود عموم بخاطره اینکه پسر نداشت خیلی به من احترام می زاشت شایدام برای 4دنگ کارخونی بود که الان بیشتر 8 ملیارد غیر از انبار و امتیاز کارخونه می ارزید و سهم سندی من بود ومن اصلا دخ

داستان سکسی:

دستمالی در تاکسی

زمستون پارسال بود که سر چهار راه تهرانپارس منتظر تاکسی برای رفتن به مغازم بودم که یه تاکسی سمند زرد جلوی پام ایستاد و من گفتم امام حسین اونم گفت بیا بالا روی صندلی جلو یه خانم چادری سفید و خوش هیکل و خوشگل نشسته بود و روی صندلی عقب فقط من بودم و شانسی که آوردم تا آخر مسیر کسی سوار نشد از توی آینه که نگاهش میکردم دیدم اونم داره نگاه میکنه انقدر خوشگل بود که آب دهنم خشک شده بود من توی مغازم دخترای زیادی میومد و میرفت ولی این یکی با همه فرق داشت شاید اگر یه نفر دیگه میدیدش به نظرش معمولی میومد ولی من حسابی براش راست کرده بودم.من تو خیابون دخترای زیادی رو سوار میکردم ولی همشون به سکس ختم نمیشد

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS