شما اینجا هستید

خانم معلم جیگر

اون موقع تازه دانشگاهو تموم کرده بودمو کم کم آخرین دختری که باهاش دوس بودم هم دیگه از بیمحلیام و همم اینکه دور بودیم از هم , بالاخره تموم شد رابطه مون.
یه روز که اتفاقا خوابگاه بودم یه شماره زنگ زده بود منم شماره رو ذخیره کرده بودم.(چند ماه قبل بدها)

داستان سکسی:

سکس با مهسا همکارم

سلام به همه من علی هستم باور کنید این داستان کاملا واقعیه داستان از اونجایی شروع میشه که من از کارم اخراج شده بودم یک روز برادرم گفت برات کار پیدا کردم منم رفتم ببینم کارش چطوریه خلاصه من رفتم کارو دیدم که چشمم خورد به یه دختره که اسمش مهسا بود خیلی لاغر بود جوری که من با یک دست بلندش میکردم وزنش ۴۰کیلو بود قدش ۱۶۰سنشم ۱۷ من بخاطره کردن این دختره قبول کردم اونجا کار کنم ۱هفته اونجا مشغول کار بودم تو این مدت فهمیدم طلبه شده باهام رفیق شه ولی بدبخت خبر نداشت قرار چه بلایی سرش بیارم با بدبختی بهش شماره دادم اونم با کله شماررو قبول کرد ولی تا ۲روز زنگ نزد خار کسه چس کلاس گذاشت بگذریم ما چند ر

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS