شما اینجا هستید

مشتری حشری

من از کودکی دچاره تجاوز شدم اولیش دزسن 14سالگی بودپدرم توکاره پرده هست من بعد ازمدرسه میرفتم مغازش یک روز خانمی امد وگفت پرده خانه ما افتاده وشبممهمان داریمپدرم نبود واو اعصبانی گفت خودت بیا وگند کاری پدرتو درست کن من به غرورم برخود و جعبه ابزار ودریل را برداشتم ودنبالش رفتم به خانه رسیدیم زن واردشد خانه ای حیاط دار بود گفت برم طبقه دوم وارد شدم همه چیز مرتب بود برگشتم که دیدم زن بالباسی نازک جلوم ظاهرشد ترسیدم وخودم زدم به سادگی گفتم حتما اقاتون امده ودوباره نصب کرده گفت عزیزم شوهرم رانندست والانم معلوم نیستکدام گوری هست یابندر عباسهست یا سر گور پدرش گفت میخواهی مرد بشی گفتم مرسی داشتم

داستان سکسی:

اولین تجربه سکس عسل و فرزام

سلام دوستان.میخوام خاطره اولین سکسمو براتون بازگو کنم!
دوستان من بار اولمه دارم داستان مینیویسم عیب و ایرادی بود شما ببخشید!

داستان سکسی:

سکس با گروهبان

سلام من سعید 19 سالم بود که رفتم سربازی این خاطره هم واقعی هست من وقتی که سربازی بودم یک روز برای مرخصی رفته بودم بعد مرخصی که خواستم برم محل سربازی این رو هم بگم که محل سربازی من جایی بود که میبایست از یک دره ای 1ساعت پیاده میرفتم تا برسم به محل اقامت وقتی از اتوبوس پیاده شدم تا از دره حرکت کنم چند قدمی برنداشته بودم که دیدم یکی 200متر جلوتر داره میره کمی تندتر رفتم که به اون برسم اون هم متوجه من شده بود وا ایستاده بود تا من به اون برسم وقتی که نزدیک شدم دیدم که یه مرد 40ساله و جا افتاده با سیبیل و موهای سینه قشنگ جلومه از خوشحالی نمیتونستم حرف بزنم

داستان سکسی:

نازنین و کلینت (1)

می خوام برم سراغ دالاس و مسائلی که اونجا درگیرش شدم اما کامنت های داستان "BDSM نازنین" نشون میده که در حق کیوان بی انصافی کردم.باید این توضیحو بدم که خشونتش صرفا مربوط به زمان سکس می شد.

داستان سکسی:

روزی که دوباره متولد شدم

با سلام خدمت دوستان عزیزم...
از اونجایی که هر کی از ننش قهر میکنه یه داستان تخیلی مینویسه تصمیم گرفتم یکی از خاطرات وحشتناک زندگیمو بنویسم براتون...اسامی افراد و شهر و اماکن واقعی نیستن...

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS