شما اینجا هستید

دو سال ...

اووووم چه بویی میاد باز مامان دس طلا قرمه سبزی درست کرده تعریف الکی نمیکنم نخوردین بجون خودم از ودکا بدتر مستتون میکنه یواش یواش رفتم تو آشپزخونه دیدم مامانم هواسش نیس یهو زدم پشتش بنده خدا 2متر پرید هوا وقتی فرود اومد کلی فش داد بم منم فرارکردم مثه گاو سرمو انداختم رفتم تو اتاق خواهرم مشغول آرایش بود میخواست با رضا شوهرش بره خرید کلی اذیتش کردم یکم دراز کشیدم رفتم یه دوش آب داغه داغ گرفتم اومدم بیرون دیدم ای داده بیداد یادم رف به آزی اس بدم (آزی دوس دخترمه دقیقا 2ساله باش دوستم دختره ماهیه واقعا دوسش دارم)اومدم بیرون یه اس دادم دیدم چنتا فش+بای فرستاد ای بابا این چشه باز چندبار با مهربانی

داستان سکسی:

زنی که بعد از سکس با من دختر شد

با سلام خدمت دوستان گل.امیدوارم که از داستانم خوشتون بیاد.من از خیلی وقته تو سایت شهوانی میچرخم اما تازه عضو این سایت شدم و تصمیم گرفتم که یکی از اتفاقهایی که برام پیش اومد براتون تعریف کنم.این داستان کاملا واقعیه .

داستان سکسی:

سکس در مرغداری

نیما 18سالمه می خواهم داستانی ازچندسال پیش رابراتون بگم اون موقع 16سالم بود تاحالاسکس علنی باکسی نداشتم البته تشنه ی سکس هم نبودم چون زیادمثل پسرهای جلقی 16ساله دیگه توکف مونده نبودم مایک مرغداری بزرگ داشتیم که خیلی ازکرمانشاه دورنبود باخانواده رفتیم مرغداری قراربودعصریکی ازدوستای پدرم بیاداونجا مثلاتفریح ساعت 6بودکه دیدم رسیدند من تاحالاخانواده ی این دوست پدرم روندیده بودم وقتی ازماشین پیاده شدم چی دیدم کاربه زنش ندارم خوشگل بودامادختره چیزدیگری بود قدبلند خوشگل یک مانتوقهوه ای کوتا باشلوارلی تنگ که کون گردش زده بودبیرون سینه هاش جای خودهمینجوری بودم که آقا بهرام اومدجلو همون دوست بابا

داستان سکسی:

سکس اول از جلو

میخوام داستان اولین سکس با مرجان دوست دخترم را براتون بگم راستش مرجان خوشگل و قدی بلند و موهای خرمایی رنگی داشت کل غرب تهران درپی شماره دادن به اوبودن راستشو بخواین دوستی من و اون از جایی شروع شد که من در تمام تابستان عاشقش شدم ولی جرات جلورفتن رو نداشتم میترسیدم منم مثل دیگران مورد نگاه اخم و جواب ردش قرار بگیرم ازتئ تراس به خونه شون نگاه میکردم واونم میدونست یکی هست که دلداده ای اون شده هروقت جلوی پنجره منو میدید لبخند برلب داشت و منو دیوونه تر میکرد گاهی بعداز مدرسه میدیدمش با دوستانش میرن و منم پشت سرش با رعایت فاصله میرفتم و انگار باید اسکرتش میکردم چندبار منتظرم شد تا بیام ولی من چرات

داستان سکسی:

داریوش و خواهرزن ها

« قسمت اول »
با سلام اسم من داریوشه 4 سال ازدواج کردم همسرم رویا 1 سال از من کوچیکتره و زندگی بسیار خوبی داریم و از هر لحاظ با هم به خوبی کنار میایم . داستانی که براتون می خوام تعریف کنم مربوط می شه به خانواده ی خانوم که شامل دو خواهرش یکی تناز که دو سال از همسر من بزرگتره و 10 سالی می شه ازدواج کرده و هنوز بچه دار نشدن یا شاید هم نمی خوان و مریم که 3 سال از خانومم کوچیکتره و پارسال ازدواج کردن . اسم شوهر تناز امیر و اسم شوهر مریم هم علی .

داستان سکسی:

اولین کس لیسی من

با سلام ،قبل از شروع داستان میخواستم بدونین چون خیلی تو فاز ایران باستانم تا جایی که بتونم تو زندگیم دروغ نمیگم(طبق فرامین کوروش کبیر)پس این داستانم دروغ نیست.
اما خودم, اسمم آرش,21سالمه,180 قدمه,قیافمم معمولیه(البته دوستام که نمیگن آخه پسرا از این سوسول بازیا ندارن!!!)اما دخترا میگن خوبه,پس معمولیه,هیکلمم به لطف دفاع شخصی که میرم بد نی.
یه روز تو خونه داشتم مجله ورق میزدم که دوستم زنگید گفت بیا اکیپی بریم بیرون,منم پایه رفتیم.

داستان سکسی:

دوران خوب گی

بعد از رفتن همايون تنها شدم و تقريبا تمام تابستان را تو خونه بودم؛ زياد اهل تو کوچه رفتن و فوتبال بازي کردن و اين حرفا نبودم البته تو کوچه ما هم بچه هم سن وسال من نبود يا خيلي بزرگ بودن و يا شش هفت ساله بودند. اکثر اوقات به روابطي که با همايون و آن حال آخر با کتايون فکر ميکردم .

داستان سکسی:

نفس های داغ خانوم و وجدان درد من

ما خونمون دو طبقه داره و معمولا طبقه پایین رو اجاره میدیم یه بار یه زنه و شوهر اومدن خونمون که جوون بودن 3 تا بچه هم داشتن زنه کلا یه طوری بود یکسره کارهای خاصی میکرد میرفت تو حیاط جارو میزد خودشو خم میکرد و کونشو پهن میکرد . یه زن قد کوتاه باکون بزرگ و چشمای درشت . از وقتی اومده بودن آرامش نداشتیم یکسره می آمد یه چیزی میخواست مثلا جارو بدین میخ بدین فلان و... وخیلی هم پررو بود و روحیه گستاخی داشت این حرکاتش آدم رو تحریک میکرد.
شوهرش هم معلم بود ولی ادم کسخولی بود و همیشه با دوستاش بیرون میچرخید .

داستان سکسی:

سکس من و نفس

سلام من رضا هستم این داستانی که میخوام براتون بگم بر میگرده به چند هفته پیش یعنی تقریبا اواسط شهریور یه روز که تازه از سر کار برگشته بودم خونه تلفنم زنگ خورد نگاه کردم دیدم دوستم علی بود جواب دادم گفت کجایی کفتم خونه چی شده گفت خونه خالی داری گفتم اره چطور کفت یه دختره خورده تو پستم سوارش کردم با سروش داریم میایم اونجا گفتم باشه بیا درو باز میزارم بیا داخل من میخوام برم دوش بگیرم هواستو جمع کن کسی نبینه دارین میاین تو خونه گفت باشه گوشیو قطع کرد رفتم تو حموم چند دقیقه ای گذشت دیدم یکی پشت در حمومه درو باز کردم علی بود گفتم برو بشین الان میام بیرون زود خودمو شستم اومدم بیرون دیدم وای یه دختر

داستان سکسی:

سکس بعد از خیانت

سلام بچه ها این داستان نیس که مینویسم جریان گذشته که تو زندگیم اتفاق افتاده فقط اگه خوشتون نیومد لطفا بدو بیرا نگین . ممنون
قبلش بگم اسمم امین 178 قدمه 76 وزن 20 سالمه ، 2 ساله بادی بیلدینگ کار میکنم بدنم فیتنسه
جریان از اونجا اتفاق افتاد که من با یه دختری دوست بودم اونم با یکی از صمیمی ترین دوستام میخواست بهم خیانت کنه که اون دوستم بخاطر عذاب وجدانی که داشت اومد جریانو واسم تعریف کرد منم با اون دختر که عشق اولم بود تموم کردم خیلی داغون شده بودم بعد از اون تصمیم گرفتم با هر دختری که دوست میشم فقط چند باری بکنمش یکم با احساساتش بازی کنم بعدش یک نفر دیگه.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS