شما اینجا هستید

بعد از ظهر سگی با سحر

سلام خدمت منتقدین عزیز که این داستان رو میخونن آخرشم فحش بارم میکنن به هرحال نظر لطفتونه
شاید داستان یه خورده شبیه فیلمای سینمایی باشه ولی واقعیه به هرحال اگه فحش ندید که جذابیتی نداره

داستان سکسی:

دید زدن خاله لیدا

سلام من امین 16 سالمه و از شمال هستم , داستانیو که میخوام براتون تعریف کنم به 1 سال پیش برمیگرده. اول بگم من زیاد فکر این که با کسی سکس داشته باشم نیستم وعاشق دید زدنم !!! تفریحمم فیلم سوپرو دید زدن خوشگلای فامیله و مخصوصا خاله های خوشگلم....! توی این داستان بر خلاف کس و شعرایی که بعضیا تلاوت میکنن داستان چیزه دیگه ای واصلا سکس محارم توش وجود نداره چون خیلی جلوه ی خوبی نداره وخوشم نمیاد در واقع جلق و به این کار بیشتر ترجیح میدم...!

داستان سکسی:

تو گوشی از عمه

سلام من تو عمرم داستان ننوشتم ولی از بس کنج کاو شدم میخوام یه بار امتحان کنم میدونمم کسی خوشش نمیاد
من یه جورایی مریضم هر ماه میرم دکتر شاید کسی باورش نشه ولی ترشح غده های شهوتم زیاده

داستان سکسی:

دخترعمه خوشگل

سلام به دوستای گلم من خیلی وقته که تویه شهوانی می آم وکلی داستان می گیرم و اونارو به دوستان هم می دم تا اونا هم از تجربیات شما بی بهره نمانند.من مجید هستم 18 سالمه حدود 50 ،60 کلیو و180 قدمه قیافه ی جذابی هم دارم و در کل همه چیزخوبه.اول یکم از خودم بگم که من یکم تو راه رفتن یه مشکل خیلی کوچیک دارم نه اینکه معلولم یا روی بیلچر می شینم ویا موقعه ی راه رفتن لنگ می زنم نه نه.اینارو می گم چون می خوام همه ی همه چیزو راست بگم.آدم خوش برخورد و خوش رویم و با این که زیاد بیرون نمی رم ولی خیلی تو اجتماع راحتم و برعکس خیلی از دوستام که همیشه بیروننو یه دختر می بینن خودشونو گم می کنن من خیلی ریلکس باهاش

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS