شما اینجا هستید

نامردی روزگار

سلام من هستی هستم 19سالمه وجنوبی هستم.برام فرقی نداره که خاطره ی تلخم روباورکنیدیانه من فقط میخوام بانوشتن یکم ازدلم سبک بشه.تقریبااز3سال پیش پسرداییم که اسمش بهنام هست عاشق من شدوکاری کردکه منم عاشقش بشم.ولی خانوادها با این وصلت مخالف بودن.من بخاطررسیدن به اون دست به خودکشی زدم و تو رو بابام واسه اولین بار وایسادم و گفتم یابهنام یا هیچکس ولی بازم بابام قبول نکرد.ولی خالم خیلی پایه بود و همش کاری میکرد که من وبهنام روزبه روزبهم نزدیکتربشیم.

داستان سکسی:

سکس عاشقانه با دختر عمو

سلام این داستانی رو که الان میخوام براتو تعریف کنم مربوط میشه به یک ماه نصفی قبل خواهش میکنم اگه داستانم مورد پسندتون قرار نگرفت بهم بگید ولی فوش ندید به احترام وقتی که گذاشتم و این خاطره رو براتون تعریف میکنم ممنون
از خودم بگم رضا هستم 21 سالمه رشته دانشگاهیم تربیت بدنی بسکتبال هم کار میکنم یه چند سالی پس یه هیکل ورزشکاری دارم نمیخوام از خودم تعریف کنم خانواده ما 6نفریم دوتا خواهر دوتا برادریم که خواهرام هردوتاش ازدواج کردن و مستقلن منو یه داداش کوچیکترم

داستان سکسی:

پادشاه خوبان (طنز)

برای تکرار نشدن اسم ها به جای اسم در هر سطر برای هر اسم یک حرف گذاشتم که میتونین از روی علامت ها تشخیص بدین که چه کسی داره صحبت میکنه
(س) سامان
‏(ح) حمید
‏,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
(س)بوووو سرده کاپشنم کو؟
(ح)خفه شو بابا مرغامون از تخم افتادن
(س)کونده توی این گرونی شما مرغم دارین؟
(ح)آره داریم پرورش میدیم بزرگ بشن وقتی فروختیم پولدار بشیم بابام برام یک جنسیس بخره باهاش برم یه دختر سوار کنم ببرم بگیرم بکنم
(س)کسخولی دیگه همه فکر و ذکرت کردن یک کسه

داستان سکسی:

سینه های سیلیکونی و لب پفکی و گونه مصنوعی زن رو سکسی تر می کنه؟

نوشته 3aber در 14. بهمن 1391 - 18:37

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS