شما اینجا هستید

سکس با زن کوچه بغلی

این داستان کاملا واقعیه و مال شهریور1379 هستش، و من الان 32 سالمه و اونموقع 18 ساله بودم، قدم 173 و وزنم 68 کیلو بود اونموقع و کیر متوسطی داشتم و قیافه جذابی، خونه ی ما طبقه دوم سمت خونه های جنوبی کوچه بود و ی روز که دور هم نشسته بودیم و پنجره باز بود، بابام با خنده گفت اون زنه تو کوچه بغلی رو ببین ،من میگم گرمه و دستمو به علامت گرما تکون میدم اونم با تکون دستاش میگه خیلی گرمه، خونه اون زن توی خونه های جنوبیه کوچه بغلی بود امیدوارم بتونید شرایط رو متصور بشید و خونه های شمالی اون کوچه چسبیده به حیاط خونه ما توی کوچه بغلی بود،و این خونه ها شمالی مابین ما و خونه طرف یک طبقه بود و خونه اون زن م

داستان سکسی:

سکس با طعم گس خیانت

دزسته یاید حریم زندگی زناشوئی رو حفظ کرد . درسته خیانت موجب خیانت متقابل میشه. درسته همسرم نه از زیبائی چیزی کم داره و نه از سکس . ولی! حتی آدم ابوالبشر هم در بهشت (علی رغم اینکه همه چیز رو در دسترس داشت) غفلت کرد. چه میدونم چرا دارم اینجا این حرفا رو میگم و این خاطره تلخ و شیرین رو بیان میکنم! شاید به این دلیل که: اونائی که ازدواج کردند و یک حس مرموز وادارشون میکنه به وادی خیانت به همسرشون وارد بشن، یک نجربه مشابه رو بخونن و قبلش برای خودشون تصمیم درست رو بگیرن. یا اونائی که طعم "شیرین" یا "گس" عشق و خیانت رو تجربه کردند نظری بدند تا شاید راهی برای تسکین وجدان آماس کرده من باشه!

داستان سکسی:

عشق بازی و لز من با بهار عزیزم

امتحانای سال اول دبیرستان تموم شده بود و معدل منم شده بود 18 و خورده ای، خوشحال بودم که هر رشته ای که دلم بخواد میتونم برم، از بچگی دوست داشتم دکتر یا یه همچین چیزی بشم ، باید میرفتم تجربی ولی اون مدرسه ای که توش بودم فقط انسانی و ریاضی داشت. به اجبار باید مدرسم رو عوض میکردم. خیلی سخت بود، تموم دوستام رو که با بعضیاشون از ابتدایی دوست بودم رو دیگه نبینم یا حتی کمتر ببینمشون. ولی کاریش نمیشد کرد ...

داستان سکسی:

هانیه زن خوش هیکل همسایه

سلام به دوستای عزیز این داستان که میخام براتون بگم ن ساخته ذهنه جغیه ن دروغ عینه حقیقتو براتون نقل میکنم من دوم راهنمایی بودم پدرم ورشکست شد و ما به محله های پایین شهر که همون محله پدریم بود اومدیم. ما خونه ای اجاره کردیم که طبقه همکف بود و یه واحدم کنار ما بود و خونه طوری بود که از پذیرایی خونه.همسایه بغلی به حیاط خلوت ما یه پنجره داشت. ولی اونو پوشونده بودن که خونه دیده نشه. ما وقتی رفتیم اونجا واحد بغلی خالی بود ولی تقریبا یه ماه بعد ما یه زنو شوهر با دوتا بچه اومدن اونجا ساکن شدن.

داستان سکسی:

یاد مریم جونم بخیر

سلام اسمم رسول و 42 سالمه خاطره ای که براتون میگم مربوط به 20 سال پیشه . اون موقع تازه از تربیت معلم فارغ التحصیل شده بودم و با نوه خاله مادرم که اسمش مریم و 16 سال داشت و هنرستان درس میخوند و خیلی هم خوشکل بود نامزد کرده بودم . خونه اونا شیراز بود و ما شهرستان زندگی می کردیم ولی محل کارم شیراز بود و این بهترین فرصت برای دیدن بیشتر مریم بود پدر مریم کارگر ساختمون بود و هر روز از صبح تا شب یه سره سرکار بود و دوتا برادر 3 و 4 ساله داشت و چون به مادرشون وابسته بودن اونم هروقت میخواست بره خرید اونا روباخودش می برد .

داستان سکسی:

خود کرده را تدبیر نیست

تقریبا ۲۸ساله بودم که برای ادامه تحصیل رفتم دانشگاه ازاد گرگان.تا اون روزها انواع مختلف دخترها و سکسها رو امتحان کرده بودم و تقریبا هیکلهای ریزتر رو بیشتر میپسندیدم .اما نمیدونم چطور شد که تغییر عقیده دادم و یواش یواش به هیکلهای درشت تر علاقه مند شدم. این طرز فکر رو یدک میکردم تا اینکه تو دانشگاه یک دختر ورزشکار توجه ام رو جلب کرد. تهمینه (مستعار)، دختری تقریبا ۲۲ساله با هیکلی ورزشکاری ودرشت تر از خودم که تقریبا یکی دوسانتی از خودم قد بلند تر هم بود. از طریق دختر عمه ام که دانشجوی تربیت بدنی بود آمارش رو در اوردم.

داستان سکسی:

واسه پسر همسایه ساک زدم

سلام دوستان این خاطره گی میباشد. کسایی که تمایل ندارند. میتونن نخونن. این داستان واسه 7ساله پیشه. ما یه همسایه داشتیم. اسمش رامین بود. یه سال از من بزرگتر بود. ما با هم همبازی بودیم. بیشتر تو خونه بازی میکردیم که همیشه همه بازیا اخرش به کشتی ختم میشد. بعد تو کشتی هم همیشه من بازنده بودم ولی بجای اینکه پشتمو بخابونه رو زمین همیشه برعکس بود. منو خاک میکرد خودش میخوابید روم. از اول کشتی تا اخر کشتی کیرشم شق بود. بعد با کلی اصرار رو شلواری باهام حال میکرد. البته منم میکردم. واسه اینکه اگه جایی گفت منم بگم. کردم. خلاصه بعد یه مدت روشلواری شد لا پایی. لاپایی منو میکرد منم میکردمش.

داستان سکسی:

اولین باری که کیر دوستم رو خوردم

یادش بخیر فک کنم چندسال پیش بود. پیش دوستم بودم. از دوستای خیلی قدیمیم. از اول باهم بودیم. بهتره اینجا اسمش رو امید بگم. یادمه که امید خیلی سکسی بود یعنی کون خیلی نرم و بزرگی داشت. واقعا هم نرم بود کونش یعنی میتونستی با دست بگیری تو دستت هر بخشش رو. خب ما رومون به هم باز شده بود و خیلی هم حشری بودیم و لذت میبردیم که باهم ور بریم گاهی.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS