شما اینجا هستید

آتیش زیر خاکستر

سلام دوستای گلم من 25سالمه متاهل هستم داستان مربوط میشه به20سالگیم؛یه روز به قصدباشگاه زدم بیرون، منتظرتاکسی بودم چن تاماشین بوق زدن ومنم روموبرگردوندم سمت دیگه بلاخره یه تاکسی اومدسوارش شدم یهو برگشت داد زد گفت آیسان تویی نگاش که کردم شناختمش یکم چاقترشده بودولی همون چشا بود که زمان مجردیم عاشقش بودم چشای سبز درشت موهای لختش هوش و حواس برام نذاشته بود. 16سالم بودکه باهم آشناشدیم منتظراتوبوس بودم که بدجورنگام میکرد و میخندید. تو اون سن خوشم میومدکسی ازم خوشش بیاد.

داستان سکسی:

من وخواهر زن دبیرستانی اما مستم

سلام من حسین هستم از یکی از شهرهای جنوب خراسان .اکنون که دارم این متن رو مینویسم 35 سالمه وموضوع مربوط میشه به سال 1386.ماجرا از اینجا شروع میشه که من سال 1380 بنا بر سنت شهرستانی ما در سن23 سالگی چون بلافاصله بعد از سربازی استخدام دولت شدم ازدواج کردم (اونم بخاطر شرارتهایی که بادخترا داشتم وهی به خاطر بی حیایی لو میرفتم پیش بابا).خانمم هم کارمند دولت و به قولی دوموتوره مث تراکتور کارمیکردیم وزندگی مرفهی داشتیم .(البته مرفه به سبک شهرستانی یعنی متوسط ).بگذریم درخانواده ای که ازدوا ج کردم به دلیل ازدواج مجدد مادرزن 2 دختر از شوهر جدید که جدا هم شده بودند داشت البته یکی دوم راهنمایی ودیگری 3د

داستان سکسی:

کردن کون نوشین

سلام مجید هستم(ابلته این اسم مستعارمه) 27 سالمه اهل مشهد لیسانس عمران دارم و مجرد.این اولین داستان سکسی منه. من در دوران دانشجوی سکس های زیادی داشتم که دوست دارم چندتاشون رو براتون تعریف کنم.این داستان نوشین دختر خوشگل و چشم سبزه.
نوشین دوست .دوستم بود یک روز که تو خونه دانشجویمون خواب بودم دیدم صدا گریه نوشین و سرصدا اون با سعید میاد.قبل از تعریف ادامه داستان اینو بگم که من تو شهر بجنورد درس میخوندمو با 3تا دوست دیگم که یکیشون شمالی و 2تا دیگشون مشهدی بودن زندگی میکردم که اسماشون.سعید.محمد.رحمان.

داستان سکسی:

افکار نیمه شب

مدت های زیادی است که با خودش فکر می کند.
هر شب که سرش را روی بالشتش می گذارد و بیصدا زیر پتو میخزد بجای خواب عمیق،به فکر فرو می رود.
در تاریکی اتاقش به روزهایی افتابی فکر می کند که بین او و دختری که عاشقش بوده و هست، اینقدر فاصله نبود.
در سکوت محض اتاقش ، صداهای درون سرش را به وضوح می شنود که هر کدام از خاطره ای نه چندان دور برمیخیزند.

داستان سکسی:

میل جنسیمو برگردوند

سلام من هستی ام 28 سالمه و نوزده سالگیم ازدواج کردم
چند سالیه که دیگه با شوهرم ارضا نمیشم ولی هنوز دوسش دارم برام مهم نیست در مورد این جریان چطوری در موردم قضاوت میکننی ولی چون ادم قابل اطمینانی ندارم برای شماها تعریف میکنم .
جریان ازونجایی شروع شد که من تصمیم گرفتم از روی تنهایی برم کلاسای مختلف و تو همین جریان کلاسا با حسین اشنا شدم ولی خیلی دو دل بودم باهاش ارتباط برقرار کنم یا نه
تو قرار اولی که باهم گذاشتیم حسین منو به یه رستوران خیلی شیک برد و بعدش برام تاکسی گرفت و تایه مسیری منو همراهی کرد

داستان سکسی:

چقدر راحت جنده شدم

سلام سحر هستم18ساله از16 سالگی با دوست پسرام عشق بازی میکردم اما سکسی درکار نبود من خیلی تنوع طلب بودم و با دوستام بیشتراز دو سه ماه نمیموندم تا اینکه 17سالگی برای خرید شارژر گوشی وارد ی مغازه موبایل فروشی شدم ی پسر خوشتیپ خوشکل تو مغازه بود خیلی ادم آرومی بود ازش خوشم اومد بدون هیچ عکسالعمل ضایعی شارژرخریدم اومدم بیرون چند روز بعد دوباره ب بهونه گوشی رفتم مغازش و کلی چرت گفتم و سوال پرسیدم اما خیلی مغرور بود ی جوری رفتار میکرد انگار منظورمو نمیفهمه من ک آمپر چسبونده بودم اومدم بیرون گذشت تا چند روز بعد ک از ی جایی میومدم (کنجکاو نشید نمیگم کجا)ب هر حال کلی وسایل پیشم بود و برای خونه ی سرس

داستان سکسی:

خیانت لذت بخش

سلام خيلي وقت بود دوس داشتم يكي از خاطراتم را بنويسم اما هر بار به يه دليلي منصرف ميشدم وقتي ميديدم چه توهين هايي ميكنن بعضي ها واقعا متعجب ميشم كه اگه جنبه نداريد پس چرا مياييد تو همچين سايت هايي .به هر حال بعد از كش و قوس هاي زياد تصميم گرفتم داستانمو واستون بنويسم . ولي از اول بگم اگه جنبه ندارين يا قصد توهين داريد نخونيد . اينم بگم كه اين داستان واقعيه و البته اسامي مستعار و هيچ اغراقي نكردم چون نه شما من و ميشناسيد نه من شما رو پس دليلي براي دروغ گفتن نيست

داستان سکسی:

همکلاسی سکسی در کلاس بهداشت

با سلام داستانم رو از اونجا شروع میکنم که حدود 4سال پیش به واسطه شغلی که دارم باید به کلاسهای بهداشت میرفتم منم که حوصله این چیزها رو نداشتم بلاخره با کلی تاخیر رفتم قبل از همه بگم که من 31سالمه اسمم هم رهاست روز اول که رفتم یه خانمی که با بچش اومده بود نظر منو به خودش جلب کردچون تا دیدمش دلم هری ریخت پایین خیلی ناز وسکسی بود مخصوصن با اون پالتو قرمز و چسبونی که پوشیده بود بچش خیلی شیطون بود وکلاس و رو سرش گذاشته بود

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS