شما اینجا هستید

بوسه در رانندگی

همینطور که داشت رانندگی می کرد ، دستشو انداخت دور گردنم و منو کشوند طرف خودش، سرمو گذاشتم روی شونه اش ، با دست چپ داشت رانندگی می کرد ، جاده خلوت بود و با دست راستش بازومو نوازش می کرد؛ این بار پالتو نپوشیده بودم، ما که همیشه توی ماشین بودیم سردم نمی شد ، فقط یه مانتو پوشیده بودم با ساپورت. برخلاف همیشه که دستش رو از روی پالتو میذاشت روی شونم ام و لم میدادم توی بغلش، این بار داشت از روی مانتو لمسم می کرد ... حس خوبی بود؛ سی دی موزیک های قدیمی شادش رو گذاشته بود رو پلی، تموم اون اهنگها و شعرها منو می برد به یه فضای خیلی خوب و قدیمی ، دوران خوب بچگی و احساسات پاک و خالصانه .

داستان سکسی:

کابوس در سفر

خاطره ام مربوط میشه به 4 سال قبل .. اخرین روزهای ماه رمضان بود که دولت عید فطر و دو روز بعدش رو تعطیل اعلام کرد . بابام ماشینش رو تازه خریده بود و قرار بر این شد که شیرین ماشین جدیدمون بریم مسافرت .. چند وقتی بود که بابام به کله اش زده بود بریم غار کتله خور رو از نزدیک ببینیم . خیلی تعریفش رو شنیده بودیم ولی از نزدیک ندیده بودیم . پس مقصدمون شد غار کتله خور . غار کتله خور توی استان زنجان شهرستان خدابنده روستای گرماب .. صبح روز موعود فرارسید و ما حرکت کردیم از تهران به قزوین و بعد ابهر و بعد جاده فرعی و به طرف خدابنده جاده خالی بدون کمترین امکانات ..

داستان سکسی:

سکس با آزیتا

وارد ایستگاه مترو شدم و منتظر قطار بودم.در حالیکه هدفون تو گوشم بود وبه ریتم آهنگ گوش میدادم به این فکر میکردم که امروز چطور باهاش سکس کنم.در همون حین هم دخترایی که توی ایستگاه بودند رو ورانداز میکردم.قطار بعد از ۵ دقیقه رسید و سوار شدم.فاصله زیاد نبود.۲ ایستگاه بعد پیاده شدم اون روز حسابی به خودم رسیده بودم و از ادکلنی که برای تولدم خریده بود زده بودم.خودش میگفت این بو رو خیلی دوست داره و برای همین میخواستم کاری کنم که امروز بیشتر لذت ببره و بهش بد نگذره هوا خیلی گرم بود و مسیری که میخواستم برم تاکسی خور نبود٬برای همین مجبور شدم پیاده اون مسیر رو برم.بعد از یک ربع به خونه شون رسیدم.از ای

داستان سکسی:

چی فکر می کردم چی شد

چند روز بود که این خانومه میومد دم مغازه و بیخودی معطل میکرد و حرفای الکی میزد وقت حرف زدن هم مرتب روسریش رو در میوورد و میپوشید یا دست میبرد تو یقش و باسینه هاش بازی میکرد بعضی وقتام از لای دکمه های مانتوش لاپاش رو میخاروند خلاصه معلوم بود چکارس راستش من 21 سالمه و قیافم بچگونس ورزشکار نیستم ولی اندام نسبتا خوبی دارم به همین خاطر فکر کردم طرف از من خوشش اومده و میخواد منو بیاره تو راه واسه همین باهاش گرم گرفتم و به خیال خودم براش نقشه سوار کردم اون روز یه شورت گشاد و یه شلوار نسبتا راحت پوشیدم تا وقتی جلوم وایمیسه کیر راست شده منو ببینه مث هر روز سرو کلش پیدا شد سریع جلوش پاشدمو شروع کر

داستان سکسی:

کون کردم کاش نمی کردم

سلام دوستان اسم من علی هستش میخوام یک خاطره از سکس با دوست دخترم که اسمش سارا بود رو براتون بگم . منو سارا یه یک سالی با هم دوست بودیم کم کم دوستیمون بیشتر شد تا اینکه یه روز من به دلیل بیماری سینوزیت یک هفته بیمارستان بستری شدم . تو بیمارستان داشتم با سارا تلفنی میحرفیدم که بحثمون برا اولین بار به سکس کشید که سارا به شوخی گفته بود اگه از بیمارستان مرخص بشی یه شب میام پیشت من گفتم کی سارا؟اون گفت شوخی کرده منم در جواب گفتم نرین به حالم خودت گفتی هی از اون انکار از من اصرار بالاخره راضی شد

داستان سکسی:

سکس داغ من و عشق ورزشکارم

قبل از اینکه شروع کنم باید بگم که من رویا،22 سالمه و عشقم قهرمان دوی استقامته... بعد از بیست روز میخواستم برم ببینمش،بیست روزی که خیلی سخت گذشته بود برام،چون عادت داشتم حداقل هفته ای دو روز پیشش باشم،توی راه همش دلشوره داشتم و بهش فکر که میکردم یه چیزی تو دلم تکون میخورد،یا خودمو خیس میکردم،بالاخره رسیدم،کفشامو درمیوردم که از سایه ش متوجه شدم بالای راه پله وایساده،سرمو بلند کردم و بهش سلام کردم،گفت بدو بیا بالا که معلومه جوش آوردی،استرس همه وجودمو گرفته بود،رفتم بالای پله ها و محکم بغلش کردم ولی چون رژ لب غلیظی رو لبم بود جرات نکردم بوسش کنم!

داستان سکسی:

عشق ممنوع من و نینا

درود دوستان !
من علیرضاهستم که این اسمه مستعاره !
من در حال حاضر 22 سال دارم و این داستان که مینویسم برمیگرده به 8 سال پیش !
و عشقی که واقعا جاودانه شده بود !
این داستان اصلا صحنه سکسی نداره و تنها خاطرات تلخ من در سال های پیش هستش !
======== من اون روزا 14 سالم بود !
رفقام میرفتن به فیسبوک ولی من هرگز نمیخواستم به سایت دوست یابی و اینا قدم بزارم !
بچه مثبت و درسخون بودم !
فیلم عاشقانه میدیدم ولی دیگه هیچوقت به فکر عشق نیافتاده بودم !

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS