شما اینجا هستید

با عمه ام تو باغ

سلام داستانی رو که میخوام واستون تعریف کنم بر میگرده به تابستون سال پیش عمو بزرگم از مکه اومده بودن و چون اونا توو اردبیل زندگی میکنن مجبور بودیم که بریم من یه پسر 18 ساله ام با قدی 185 سانتی و از پارسال شروع کردم به باشگاه رفتن و هیکلمم خوبه و بدنی سبزه دارم من سه تا سه تا عمه دارم که ماشالا یکی از یکی کون گنده تر این داستانی رو که میخوام بگم به سکس منو عمه بزرگم که 36 سالشه مربوط میشه که اون هم قدی بلند داره و هیکلی نسبتا چاق یه کون گنده داره و چون همیشه ما تو مجلس های خودمونی همدیگرو میبینیم همیشه دامنو پیرن میپوشه دامنش زیاد جذب و سکسی نیست ولی بازم وقتی راه میره لپای کونش و میشه از زیر

داستان سکسی:

سکس من و همسرم پروانه

من درخاطرات اولم (جلق زدن علی جلوی بانوان) گفتم که از زنان و دخترانی که دماغ بزرگی دارندخیلی خوشم میآید و برای ازدواج دنبال دختری بودم که دماغش بزرگ باشد.

داستان سکسی:

رویا، الهه سکس

رویا ساده بود. منظورم ساده مثل ساده لوح نیست. توضیحش سخته. شاید چون می شد از رویا هر تصوری رو داشت. می تونست یه زن ناشناس باشه، یا یه دختر که چیزی رو یادت میاره. می تونست یه زن باشه که یه بار تو خیابون میبینی و سالها بعد با یه حس شبیه غفلت یادش می افتی. می تونست احمق باشه و تلخ یا باهوش. می تونست جذاب باشه و شهوت انگیز و می تونست یه دختر معمولی معمولی باشه. رویا ساده بود چون همه چیز بود و هیچ چیز.

داستان سکسی:

خوشبخت شی لیلا

سلام به همه ي دوستاي عزيز شهوانيم
من احسانم ٢٥ ساله از كرج
اين اولين داستان منه اميدوارم بد يا خوب بودنش رو به بزرگي خودتون ببخشيد
قصه از اونجايي شروع شد كه براي آموزش يكي از نرم افزارهاي مربوط به رشته ي دانشگاهيم مجبور شدم به يك كلاس خصوصي تو تهران مراجعه كنم
تو اين كلاس سه تا دختر بود كه ليلاي قصه ي ما هم همكلاسي بود
از اونجايي كه من در طي كلاسا تو مسابقات هم شركت ميكردم و استادم خيلي ازم خوشش اومده بود و همش ازم تعريف ميكرد و منم اول ميشدم مجبور ميشدم شيريني بدم
تا اينكه يبار از دهنم در رفت گفتم من بلدم كيك بپذم

داستان سکسی:

من و رکسانه در تفليس

چند وقت بود که براى کار تجارى خاصى به تفليس رفت و اومد داشتم. شهر زيبايى و عياش مآب قفقازی... بهترین عنصر شهر هم شراب کوانچکارا هست که بايد بگم تو دنيا طرفدار هاى پر و پا قرص خودش رو داره.
چون وضع مالى تپلى نداشتم، و ترجیح ميدادم پول نازنین رو صرف شراب کنم تا جاى خواب مثل هر دفعه رفتم خيابون دوليدزه و يکراست رفتم همین هاستل ارزون همیشگی. تو يه اتاق تخت گرفتم که يه پسر ايرونى ديگه هم توش ميخوابيد.
شب دوم که از دفتر تاجر طرف حساب شرکتمون برميگشتم و مثل هر دفعه سفر هاى قبلا به اين فکر ميکردم که چرا تو اين کشور بايد انقدر کس کرگدن گرونامه باشه يادم رفت سر راه شراب بخرم.

داستان سکسی:

کیر کوچک نامزدم باعث شد جرم بدن

سلام دوستان این داستان واقعیه لطفا کسی فحش نده.من یه نامزد دارم به اسم کیوان که کیرش زیاد کلفت نیست و خیلی هم سکسی نیست اما آبش دیر میاد ولی اکثر مواقع خوب ارضا نمیشم.العان 2 ساله باهمیم اما نمیدونم با این مشکلش چیکار کنم!

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS