شما اینجا هستید

مامان گوهر و من

هرچي بهش مي گفتم مامان وايسا ما اين جا حقمونو بگيريم تورو خدا شوهر نکن واسه من آقا بالا سر نيار . خودم درسامو ول مي کنم ميرم سرکار . فايده اي نداشت که نداشت . مي تو نست قرص و استوار از حقش دفاع کنه . حداقل يه پنجم از سرمايه بابا بزرگ و قسمتي از دارايي مامان بزرگ مال اون بود . داستان از اين قراره . مامان تازه چند ماهي بود که دوازده سالگي رو پشت سر گذاشته که گول يه پسري رو مي خوره و شکمش بالامياد از ترسش چيزي نميگه اون پسره هم که بابام باشه غيبش مي زنه . مامان وقتي زبون باز مي کنه که نيازي هم به زبون باز کردنشم نبود چون شکمش داشت همه چي رو مي گفت . پدر بزرگ مرد مومن و مهربوني بود .

داستان سکسی:

اولین باری که کس دیدم

این اولین داستان منه، سکس کامل نیست اما اولین تجربه ی منه.
من از بچگی، وقتی که اصن نمیدونستم پسرو دختر چه فرقی با هم دارن، از دختر خالم که 10-11 سال ازم بزرگتره خوشم میومد.
یه دختر نسبتا خوشگل و خیلییی شیطون، واسه همینم بود که خوشم میومد ازش.
خالم اینا تهرانن و ما اراک و من 22 سالمه و یه خواهر بزرگتر دارم، از نظر قیافه خوبم اما جدیدا شکم درآوردم شدیییید:دی
بریم سراغ وقتی که همه چی شروع شد...

داستان سکسی:

گی با همکلاسی دوست داشتنی

سلام اسم من امیرحسین . داستانی که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به 3 سال پیش که من کلاس دوم راهنمایی بودم . از اونجایی که زود با خود ارضایی آشنا شده بودم در روز بار ها و بارها این کار رو انجام میدادم و میشه گفت فوق حشری بودم . توی سال دوم مثل تمام بچه های کلاس من هم عاشق سکس بودم . با اینکه خیلی حشری بودم ولی هیچ موقع حاضر به پریدن روی بچه ای تو کلاس یا انگشت کردنش نبودم . اولین روز سال هیچکی هیچکی رو نمیشناخت و همه با هم قریبه بودن . من هم تصمیم گرفته بودم این سال جدید رو با یک آدم خرخون بگذرونم تا شاید روم تاثیری داشته باشه .

داستان سکسی:

عشق توخالی

You know its my heyday
So,get out my way..
Why you call me day by day?
I'll make you black and gray..
.
.
.
صدای زنگ گوشیم بلند شد .. رامین بود .. دوست پسرم ..21ساله ، خودمم 16 سالم بود و اول دبیرستان بودم .. عاشق شعر گفتن به زبون اینگیلیسی بودم
گوشیمو نگاه میکنم .. رامین واسم نوشته دوست دارم عشقم ;
لبخند میشینه گوشه لبم .. جوابش میدم من بیشتر عشقم .. عشقم ؟ یعنی واقعن عشقم بود؟؟
خودمم نمیدونسم .. تا این که اونروز شوم رسید .. بیشتر از چشام بهش اعتماد داشتم .. فک میکردم جام پیشش امنه .. ولی .. ولی زکی خیال باطل !!

داستان سکسی:

دختربازی در بیمارستان

سلام به همه اسمم فرزاد بيست سالمه داستان از اون جايی شروع كه بدر بزرگم مريض شدم و بايد بستري ميشد منم با بدربزركم زندكي ميكردم و بايد بيشش ميموندم يه خانميم جندتا اتاق بالاتر بستري بود يه دخترم داشت كه مواظبش بود كنار تخت بدر بزرگم يه بسره بود كرو لال بود اسمش جواد اين اقا جواد تو نخ همين دختره بود كه جند دفعه نخ داده بود اما موفق نشده بود بگذريم جواد بهم گفت شمارشو به دختره بدم منم قبول كردم منم منتظر تا يه فرصت مناسب

داستان سکسی:

لذت گى با مرد واقعى

سلام من رامتين ١٨ ساله اهل تهران و گى و عاشق كون دادن .من از سن ١٤ سالگى به شدت تمايل به سمت گى و مفعول بودن داشتم و تا سن ١٨ سالگى فقط به خاطر خيلى مسايل داخل ايران و شرايط تونستم ٥ بار لذت كون دادن و تجربه كنم و بقيه اين سالها با داستان گى و فيلم و خودارضايى گذشت تا ما ٤ ماه قبل براى مدتى زندگى در آلمان به اين كشور و شهر كلن اومديم يكى ٢ ماهى گذشت تا من چند سايت دوست يابى گى پيدا كردم و بعد از يكى دو هفته سرچ سايت دنبال يك گزينه خوب براى سكس گشتم و ترجيح دادم حالا كه شرايط اينجوريه دنبال اون چيزى كه هميشه ميگشتم باشم من عاشق كون دادن به مرداى بالاى ٤٠ سال با كير گنده ام بالاخره بعد از ي

داستان سکسی:

سکس پرنیا بعد مدت ها

سلام همگی .
راستش اول قصد نوشتن نداشتم ولی گفتم بد نیست یه بار مرورش کنم .
پرنیا هستم از تهران . 24 سالمه . قدم 170 و وزنم 53
از وقتی یادم میاد همه می گفتن استیلت خوبه و هزار تا حرف دیگه . اینا رو واسه تعریف از خودم نمی گم واسه این می گم که بدونید حرف های بقیه می تونه زندگی یکی و داغون کنه .
خب من از 19 سالگی سکس می کردم . البته فقط از عقب چون نمی خواستم دختریم و از دست بدم .

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS