شما اینجا هستید

مستی و راستی با نازی

سلام به دوستایه خوبه شهوانی من سیاوش 22سالمه این قضیه واسه چند ماه پیش,ترم آخر دانشگامه...
اول یه سری توضیحات بدم,من استعداد بسیار خوبی تو تشکیل اکیپ دارم,اواخر اکیپ قبلیم به علت مسایلی پاشید منم تصمیم گرفتم ترم آخری یه اکیپ باحال بسازم ,اینم بگم من یه دوست دختر داشتم که خیلی خوشگل بود وخیلیم دوسش داشتم اما این اواخر باهم مشکل داشتیم تا جایی که به یه بهونه کوچیکو سره لج بازی کات کردیم من خیلی ناراحت بودم...

داستان سکسی:

ماجرای گائیدن شاگردم شیدا جووون

با دعوت نامه رسمی مدیر عامل توی یه اداره دولتی به عنوان مربی کامپیوتر بهمراه دوستم شروع به برگزاری کلاسهای آموزشی کردیم .از اونجا که این اداره داشت ساختمان جدید و بزرگی رو تاسیس میکرد مجبور بود تا حداقل یکسال جائی رو اجاره کنه .و کجا بهتر از اینکه طبقه سوم (آخر)یه پاساژ که قدیمی هم بود .خلاصه من از ظهر تا شب پشت سر هم کلاس داشتم و خیلی سر شلوغ بود .جوری که کلاسهام تا دیر وقت برگزار میشد. وتا 10 شب ادامه داشت در صورتی که اداره ساعت 3 تعطیل میشد و من باقی ساعات رو تنها بودم چون منشی هم میرفت .چون دوستم صبحها کلاس برگزار میکرد و من صبح جای دیگه ای بودم وظهر به بعد تدریس میکردم .

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS