شما اینجا هستید

سکس گروهی دکتر

این داروهارو مصرف می کنین هر وقت تموم شد دوباره تشریف بیارین،خداحافظ
سرمو گذاشتم رو میز و چشامو بستم،سرم داشت می ترکید،به خاطر خستگی از‌فشار کار،کاری که از بچگی عاشقش بودم،وقتی ازم می پرسیدن چیکاره می خوای بشی؟داد میزدم دکتر،هی یادش به خیر چقدر دوران خوبی بود،پاشدم یه آب به صورتم زدمو رفتم بیرون به منشیم گفتم دیگه مریض قبول نمی کنم،البته مریضی نبود تا قبول کنم،ساعت نزدیک ۱۱بود،تو خوابو بیداری بودم که با صدای منشیم چشام باز شد
کیان...کیان...با تو ام بیدار شو،مریض داری
-مگه نگفتم کسی رو قبول نمی کنم؟

داستان سکسی:

زهرا همکلاسی چادری من

سلام اسم من محمده و داستانی رو که می خوام براتون تعریف کنم مربوط به پنج سال پیش میشه زمانی که من تازه دانشگاه قبول شده بودم. توی کلاس ما دختری بود که یه جورایی با بقیه دخترای کلاس فرق داشت. دختری که از همون روز اول که دیدمش همه جوره عاشقش شدم. اسمش زهرا بود و همانطور که گفتم واقعا با بقیه دخترا فرق داشت، یه دختره چادری، قد بلند و البته چیزی که با صورت خوشگلش زیباترش میکرد حالت خاص موهاش بود که از زیر چادر مثل یه کاکل بالا اومده بود وسکسیش میکرد، همیشه یه لبخند خاصی رو لباش بود، بر عکس بقیه دخترا دیر میمود دانشگاه و به محض اینکه کلاس تموم می شد میرفت.

داستان سکسی:

میخ کفر را در بلاد اسلام کوبیدم

درود بر همگی
از وقتی این سایت رو پیدا کردم وقتی داستان های سکسی رو دیدم هوس کردم خاطرات خودم رو براتون بنویسم
الان 25 سالمه یادش بخیر قبل از این سایت آخرین باری که داستان سکسی خونده بودم برمیگرده به دوران جقیت که 17 سالم بود( البته الان هم جق میزنم خیلی کم چون یه حال دیگه داره هر گلی بوی خودشو داره سکس واقعی یه طرف سکس انتزاعی هم یه طرف هر دوش خوبه ) اون موقع ها کامپیوتر پنتیوم 2 بود و اینترنت هندلی با کارت اینترنت کیمیا میرفتم واقعا یادش بخیر . . .

داستان سکسی:

دختری زیر باران

س من اسمم ع؛ت است یک روز که بارون میومد من ازخونه زدم بیرون چون توخونه تنهابودم حوصلم سدرفته بود بگذریم داشتم میچرخیدم که دیدم یک خانم محجبه داره زیر بارون پیاده میره طرف بازار رفتم کنارش س کردم وگفتم اگه جایی میرید برسونمتون که گفت برو گمشو گفتم قصداذیت ندارم بارون میاد خواستم اذیت نشید مگه حرف بدی زدم گفت آقابه اندازه کافی اعصابم خورده شما بدترش نکن گفتم به خدا قصدم مزاحمت نیست اینو که گفتم بهم نگاه کرد ترجیح داد بهم اعتماد کنه سوارشد چند دقیقه ای رفتیم دیدم خیلی ناراحته گفتم ازدست من کاری برمیاد جواب نداد دوباره پرسیدم گفت مثلا گفتم آخه خیلی ناراحتین گفتم شاید بتونم کمک کنم که اشک تو چشم

داستان سکسی:

اولین سکسم با جی اف خائنم

سلام
اسمم رامین,25 سالمه,طراح گرافیکم.
خاطرم از روزی شروع میشه که یک ماه بود سربازیم تموم شده بود که از طریق بلوتوث بازی تو اتوبوس شمارمو دادم به یه دختر ناز که از خوشگلی لنگه نداشت.بعداز چند روز بم زنگ زد,صداش فوق العاده بود...
نمیخوام سرتونو درد بیارم,عین احمقا عاشقش شدم,بیشتر توی یه پارک همو میدیدیم و همش لب میخوردیم...
تا اینکه یه روز بم گفت دوس داری کیرتو واست بخورم!!؟
داشتم شاخ در میاوردم,آسمون رو سرم خراب شد...
آدمی نبودم که راضی شم زنم کیرمو بخوره,یه لحظه فکر کردم و گفتم واقعآ!!!

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS