شما اینجا هستید

اولین بار که با غریبه بودم

من چند باری از هفده سالگی به بعد با دوستم که بچه یک محله بودیم سکس هارد داشتم از تو سوراخ ولی چند ماهی گذشته بود که یکباره اون دوستمون گم شد و چند بار ماموران آگاهی و خانواده اش از همه سراغش رو میگرفتن و من چون دوماه تابستون رو با هم بودیم و تا آذرماه یعنی چهارماه هیچکسی سکس نکرده بودم که یادمه خیلی هوس کرده بودم تا اینکه آذرماه بود و باران پاییزی دوروز بود قطع نشده بود و من هم آنروز طرح کاد داشتم و نرفته بودم و تو خیابون منتظر یکی از دوستانم بودم که بریم سینما ولی هرچی صبر کردم نیومد و بارون شدید شده بود آسمون تیره تر از قبل و آمدم کنار خیابون که یک وانت آمد و باربند داشت و برایم ایستاد و

داستان سکسی:

امیر و تینا

من مدت دوسالی بود که با کس نبودم و تمام این مدت بفکر سکس از کون بودم تا اینکه تصادفی در خیابان با تینا دوست شدم و البته سوار ماشین کردم و بعد وقتی سعی کردم مخ بزنم خودش پیشنهاد داد و گفت که پنجاه هزار تومان برای سکس میگیره و برای شب تا صبح دویست هزار تومان و من که موقعیت شب تا صبح رو نداشتم و اتفاقی هم مکان داشتم کمی سر مبلغ چونه زدم و آخر سر همون پنجاه توافق کردم و اونم گفت اگر آلتت رو دیدم میتونستم از پشت میدم و خلاصه بعد از اینکه داخل مکان شدیم و لخت شدیم من اولش پولش رو دادم و بعد کمی ساک زد و همون موقع گفت به هیچ عنوان فکر از کون رو نکنم و من هم گفتم باشه و کاندوم گذاشتم و کردم داخل و

داستان سکسی:

طلوع کویری (1)

احساس گرما کردم ناگه نگاهم به نگاهش گره خورد خودش بود همان آشنا خورشید چشمانش چشمانم را کور کرد در سفیدو سیاه نگاهش غرق شدم برای چندمین بار دیدمش احساس طلوع را داشتم طلوعی همیشگی بدور از غروب اینبار فقط و فقط طلوع بود طلوعی کویری.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS