شما اینجا هستید

راننده آژانس

سلام دوستان. اسمم رامینه.37 سالمه. یه آدم کاملا معمولی. نه پولدار نه خیلی
خوشتیپ. قد178.
خاطره من مربوط میشه به سال84. اون سال من یه پیکان خیلی تمیز مدل 81 خریدم
و اسپرتش کردم رفتم توی آژانس محلمون و شروع بکار کردم. روز اول نزدیکای
ظهر نوبت من بود. رزوشن به من گفت خانم.... اشتراک 184 ماشین ساعتی میخواد.
من خوشحال از بخت اول آدرسو گرفتمو رفتم. رسیدم درخونه دیدم یه خانم جوون
حدودا بیستو چهارپنج ساله خوشگل آرایش کرده، اومد عقب نشست ومقصدو گفت
وشروع کرد با موبایلش ور رفتن. بدون هیچ حرفی به مقصد رسیدیم. گفت منتظر باش
برمیگردم.

داستان سکسی:

کابوس سکس

سلام میخواستم داستانی رو تعریف کنم که برام تا مدتها کابوس بود داستان از اون جا شروع شد که برادر خانم من کارخونه داره که تو اون یک منشی 25 ساله کار میکرد من یه 3 سالی بود داماد خانواده شده بودم ولی کارخونه نرفته بودم چون من تهران زندگی میکنم و اونا تو شهرستان خلاصه من رو یکبا ر بردن اونجا و اونجا بود که شیرینو دیدم(اسمش شیرین بود) من واقعا اولش اصلا تو نخش نبودم چون میترسیدم بهش تیکه یا چیزی بگم ولی رفتارشو اونجا که میدیدم کاملا تابلو بود اینکارست چند بار الکی هر روز میرفتم کارخونه که یه روز سره صحبتو باز کردم از سنش و ایجور چیزا پرسیدم که یهو خودش گفت من میرم ساعت 5 منتظرم اونور اتوبان تو

داستان سکسی:

خواهرزن ورزشکار

کیوانم 28ساله7ساله ازدواج کردم از خانومم خیلی راضیم وزندگی خوبی داریم یه خواهر زن دارم 16 ساله بچه آخره بنام الناز که الی صداش میکنیم دختر خوشگل و خوش تیپ و ورزشکاریه همه ورزشا رو سرک کشیده ومدتیه بصورت حرفه ای کاراته رو دنبال میکنه قد 160 حدود 57 الی 60 کیلو وزنشه اندام درست وحسابی داره که همه لذتشو میبرن حدود یک سال قبل مسابقه کاراته داشتن و کسی نبود باهاش تمرین کنه و کیسه بکسش بشه و دیوار از دوماد کوتاه تر پیدا نکردن ومنوانداختن جلوی الی منم ورزشی که دنبال کرده بودم کشتی بود اما قبل از ازدواج یه بالش برداشتم تو سینم گرفتم و همه داشتن میخندیدن و اونم داشت تمرین میکرد ودر حین تمرین با رقص

داستان سکسی:

پیام گوز

کار از کار گذشته بود ...
سمیه وسط کلاس مدنی ۳ بدون اختیار گوزیده ...بود.
از اول کلاس تو دلش بادی جمع شده بود و نمی دونست چطور باید خالیش کنه.
اما حالا خالی شده بود ...
عده ای تو بهت مطلق بودن و عده ای از خنده، روی زمین کلاس ولو شده بودن!
سمیه با صورتی که مثل لبو شده بود، ناخن هاش رو به دسته چوبی صندلی فشار می داد ...
دلش می خواست زمین دهن باز کنه و درسته ببلعتش ...
استاد نمی دونست چی بگه. از طرفی می خواست توضیح بده که این یه امر طبیعی هستش و ممکنه برای هر کسی پیش بیاد و از طرفی تصور می کرد شاید با زدن این حرف سمیه بیشتر کوچیک بشه.

داستان سکسی:

مشتری حشری

من از کودکی دچاره تجاوز شدم اولیش دزسن 14سالگی بودپدرم توکاره پرده هست من بعد ازمدرسه میرفتم مغازش یک روز خانمی امد وگفت پرده خانه ما افتاده وشبممهمان داریمپدرم نبود واو اعصبانی گفت خودت بیا وگند کاری پدرتو درست کن من به غرورم برخود و جعبه ابزار ودریل را برداشتم ودنبالش رفتم به خانه رسیدیم زن واردشد خانه ای حیاط دار بود گفت برم طبقه دوم وارد شدم همه چیز مرتب بود برگشتم که دیدم زن بالباسی نازک جلوم ظاهرشد ترسیدم وخودم زدم به سادگی گفتم حتما اقاتون امده ودوباره نصب کرده گفت عزیزم شوهرم رانندست والانم معلوم نیستکدام گوری هست یابندر عباسهست یا سر گور پدرش گفت میخواهی مرد بشی گفتم مرسی داشتم

داستان سکسی:

اولین تجربه سکس عسل و فرزام

سلام دوستان.میخوام خاطره اولین سکسمو براتون بازگو کنم!
دوستان من بار اولمه دارم داستان مینیویسم عیب و ایرادی بود شما ببخشید!

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS