شما اینجا هستید

سکسی بودم؟

وقتی برای اولین بار تونستم شایان رو لخت ببینم از چیزی که میدیدم تا چند روز توی شوک بود.ماجرا مال چهار سال پیش بود که شایان از حموم اومده بود و داشت توی اتاقش لباساش رو عوض میکرد و منم بی خبر از همه جا به هوای برداشتن یکی از سی دی های شایان رفتم توی اتاق و اون صحنه رو دیدم.

داستان سکسی:

بهاری که خزان شد (1)

فصل اول: ناله های بی صدا
------------------------------------------
زندگی من مثل یه مرداب بود... یه مرداب که هرچی بیشتر دست و پا میزدم من رو بیشتر توی خودش می بلعید.
زندگی من قربانی شد... قربانی دست سرنوشت... قربانی اراده ی دیگرون.
اما من هنوز زنده ام... هنوز زنده ام و جاری شدن هوای تازه رو توی ریه هام با تمام وجودم حس میکنم.
من برای زندگیم جنگیدم... جنگی که هنوز هم ادامه داره و تنها سلاح من فقط امید به آینده است... آینده ای که حس میکنم روشنه.

داستان سکسی:

روز نحس

این قضیه پنج سال پیشِ ، واقعی ِ در مورد خودم ، ایراد ِ املایی انشایی نگیرید
اگر هم خواستید در موردم قضاوت کنید به چشم یه دختر شانزده هفده ساله ماجرا رو ببینید. هدفم فقط سکسی بودن داستان نیست این چیزیه که به هیچکس نگفتم نیاز داشتم اینو با بعضیا قسمت کنم شاید بعد از چند سال از ناراحتیم کم بشه

داستان سکسی:

اولین کون دادن به پسر عمه

سالها پسرعمم بالاپایی زدن به من ابشو میاورد.فانتزی من اون زمان این بود که خودموبه خواب بزنم وشبایی که اون خونه ما بود یا من خونه اونا بعد از رفتن توجا کم کم دستشو می آورد زیرپتو وبا حوصله میکرد توشرتم اول با کیرم بازی میکرد منم مثلا خواب بودم ولی شدیدا لذت میبردم کمی که میگذشت دستشو ازجلو وزیر خایه هام میبرد به پشتم میرسون اوایل مقاومت میکردم ولی بعدا که دیدم حال میده میذاشتم پیشروی کنه اونم حسابی حوصله به خرج میداد واصلا ریسک نمیکرد که زیاده خواهی کنه باورتون نمیشه حدود سه سال از سوم راهنمایی تا دوم دبیرستان فقط درهمین سطح بود تا اینکه یه شب پیشنهاد داد مشروب بخوریم سرشب باهم رفتیم از یه ج

داستان سکسی:

از روی عشق بوده یا هوس؟

سلام
اسمه من رهاست...یه دوسته صمیمی به نام صدف دارم که خیلی با هم راحتیم و تقریباً همه جیک و پوک همدیگرو میدونیم ...یه دوره ای هم بود که باهم خیلی شیطونی میکردیم ...
هر شیطونی که باعث میشد بهمون خوش بگذره ..کلی هم هوای همدیگرو داریم...
بگذریم... یه روز حدود ساعت 11 ظهر بود که داشتیم باهم حرف می زدیم
صدف:
برنامت چیه ؟دوست داری کجا بریم؟
- نمیدونم فعلاً که برنامه ای ندارم
میای با شهاب اینا بریم یه مشی بزنیم؟
- شهاب؟شهاب کیه؟

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS