شما اینجا هستید

سکس من با زن پسر عمو

سلام
من اسمم محمده الان23سالمه میخوام داستان سکسه من با زن بسر عمومو براتون تعریف کنم البته دوستان هم کم لطفی میکنن هر کی یه داستان براشون مینویسه کلی فحشش میدن خب این کاره درستی نیست امیدوارم که منم مثل بقیه فحش نخورم و این اخرین داستانم نباشه که مینویسم
راستش من تا حالا داستان ننوشتم و بلدم نیستم دروغ بگم

داستان سکسی:

پیرمرد کارکشته

17 سالم بود كه يه روز از راه برگشت از مدرسه به خونه تو يه اتوبوس واحد شلوغ كنار خودم ديدمش. يه پيرمرد 60 ساله كه اصلا نفهميدم چطور عاشقش شدم.
اون روز اتوبوس اونقدر شلوغ بود كه همه تو هم بودن. تو يه ايستگاه وقتي يه عده اومدن پياده بشن جابجا شديم و تو يه لحظه احساس عجيبي بهم دست داد. دست يه نفر خورد به كونم. اومدم بزنم تو گوشش كه ديدم بهم داره لبخند ميزنه و يهو دلم ريخت. تا اون روز نه به كسي دست درازي كرده بودم نه مفعول واقع شده بودم ولي اين يه استارت عجيب بود. دلم مي خواست بازم اون كارو باهام بكنه

داستان سکسی:

رابطه ی عجیب و غریب با لیدا

سلام به بچه های عزیز سایت شهوانی . من کیوان هستم و بیست و هشت سالمه .داستانی که می خوام براتون تعریف کنم الان دیگه خیلی برای خودم عجیب غریب به نظر نمی رسه ولی زمانی که برای من اتفاق افتاد حسابی ذهنم رو درگیر به خودش کرد.
حدود سه سال پیش بود که من خیلی اتفاقی وقتی برای کار توی شرکتی رفته بودم با یکی پسری به اسم بهزاد آشنا شدم که در همون نگاه اول متوجه شدم که تمایل به جنس موافق داره .از حالت حرف زدنش-تکون دادن دست هاش .راه رفتنش و ...البته زود قضاوت نکنید .این یک داستان همجنسگرایانه نیست .کمی صبور باشید.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS