شما اینجا هستید

دنیای لعنتی (1)

ساعت حدودای 5بود.دیشب دیر خوابیده بودم صبحم زود پاشده بودم.ساعت 5:30کلاس زبان داشتم با بی حالی و بی میلی تمام لباس پوشیدم و اماده شدم که برم.تو راه همش به این فکر میکردم که اگه معلم ازم پرسید چه جوری بپیچونمش.تو همین فکرا بودم که پسر عمه ام زنگ زد گوشی رو برداشتم و بعداز سلام احوال پرسی ازم پرسید تعطیلات کجا میخواین برین منم بهش گفتم نمیدونم ولی احتمالا بابام اینا میرن کلاردشت گفت پس هم مسیریم گفتم خب با بابام تماس بگیر روز و ساعت هماهنگ کنیم باهم بریم بعد پرسیدم گفتم دیگه کیا میان گفت احتمالا عمو حیدرت(که میشه دایی ارشام)(راستی ارشام اسم پسرعممه)گفتم اوکی پس اگه تونستی اونا رو هم راضی کن ک

داستان سکسی:

بازاریاب حشری

سلام من منا هستم ۲۷ ساله از مشهد
من بازاریاب هستم و برای چندین شرکت همزمان کار میکنم
من تو کارم خیلی حرفه ای هستم
در ضمن عزیزانی هم که دوست دارن تو بازاریابی حرفه ای بشن من در خدمتشون هستم ( فقط قسمت نظرات اسم و تلفن یا ایمیلشون بنویسن)
من وضع مالیم خیلی خوبه ، اما از پسرهای پولدار خوشم نمیاد چون غرور دارن
و اکثر با پسر هایی دوست میشم که تو زندگی شکست مالی خوردن یا کار پیدا نمیکنن یا... چون وفاداریشون بیشتر

داستان سکسی:

کس زن برادر خانمم

سلام دوستان .خاطره ای که می خوام برایتان تعریف کنم بر می گرده به حدود سه ماه پیش .منزل من در جوار منزل برادر خانمم قرار گرفته وتقریبا سه سال است که باهم همسایه ایم.من از روزی که باینجا آمدم زن برادر خانمم حسابی چشمم را گرفت.راستی نگفتم اسم زن برادر خانمم هم مریم است وزن خوشگل وخوش اندامیه چون باسن های گوشتی وتپل وسینه های با سایز حدود 75 داره وصورتش بسیار نازه و30 سال سن داره یعنی با خودم دقیقا هم سنه.بگذریم.همیشه به هر طریقی که می شداورا دید میزدم حتی از اطاق بالایی تو حیاط نگاه می کردم واتفاقی چند باری اورا نیمه لخت دیده بودم وبهمین خاطر حسابی حشریم می کرد .قرار شد برادر خانمم بره یک مسفر

داستان سکسی:

عقدی که به هم خورد

با سلام اين داستان مربوطه به اولين سكس من و همسر سابقم
دوستان اول كار بگم كه اين داستان اونقدرا سكسي نيست ( چون در دوران عقد توافقي طلاق گرفتيم ) مجبور نيستيد بخونيد !
سال 1387 مرداد ماه

داستان سکسی:

سکس با نیلوفر

تمامی اسم ها غیر واقعی می باشد .
اسم من سامانه و 18 سالمه این خاطره مربوط به 16 سالگیمه . من خیلی به زبان و کامپیوتر علاقه دارم چن جا هم میرم برا تدریس .ظاهرم هم بد نیس قدم 170 موهام خرمایی چشام عسلی هیکلم هم بد نیس ولی یه ذزه چاقم .

داستان سکسی:

اوج لذت

ﺳﻼﻡ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ
ﺍﯾﻦ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﺍﺳﺘﻮﻥ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ
ﺍﮔﻪ ﺍﯾﺮﺍﺩﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺬﺍﺭﯾﻦ ﭘﺎﯼ ﮐﻢ ﺗﺠﺮﺑﮕﯿﻢ...
ﻣﻦ ﭘﺴﺮﯼ ﺑﺎ ﻗﺪﯼ ۱۷۰ ﻭﺯﻥ ۵۴ ﻭ ﻫﯿﮑﻠﯽ ﺑﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺧﻮﺏ ﻭ ﯾﻪ ﭼﻬﺮﻩ ﯼ ﻣﺘﻮﺳﻂ ﺩﺍﺭﻡ...
ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺷﻮﺥ ﻭ ﺷﯿﻄﻮﻥ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻢ...
ﺗﺎﺯﻩ ﺗﺮﻡ ﭘﻨﺞ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮﺍﯼ ﺟﺪﯾﺪ ﮐﻼﺱ ﺑﺪﺟﻮﺭ ﺩﻟﻤﻮ ﺑﺮﺩ،ﺭﺍﺳﺘﯽ ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ ﺑﮕﻢ ﻣﻦ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯼ ﺭﺷﺘﻪ ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ ﻫﺴﺘﻢ...

داستان سکسی:

سکس عشقی

سلام یه دختری 18ساله بود به اسم پریسا که جی اف دوستم بود یه ماهی با هم دوست بودن ولی رابطشون بهم خورد منم از فرصت استفاده کردم و باهاش دوست شدم بهش محبت کردم اون هم یواش یواش عاشقم شد یه چن ماهی از رابطمون گذشت تا اینکه باهاش سر صحبتهای سکسی رو باز کردم بهش میگفتم که اگه موقیتش جور بشه ازت یه لب حسابی میگیرم اونم پایه بود میگفت که عاشق اینه که ازش لب بگیرم ولی هیچ وقت خونه ما خالی نمیشد تا اینکه یه روزی پریسا بهم گفت خونمون کسی نیست بیا پیشم منم با هزار ترس لرز رفتم خونشون اون یه تاپ زرد رنگ با شلوارکی که تا زانوش بود پوشیده بود و کلی هم به خودش رسیده بود رفتیم رو کاناپه نشستیم یه خورده باه

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS