شما اینجا هستید

دستمالی من توسط خواهر شوهر

حدود 6 ماه بود که ازدواج کرده بودم و از سکس با شوهرم هم خیلی راضی بودم اما همیشه یه حالی داشتم بعضی موقع ها دوست داشتم یه دختر باهام ور بره.یا دوست داشتم به بدن لخت یه دختر نگاه کنم.

داستان سکسی:

هیچ کس جای سعید رو نگرفت

نمیدونم چطوری به عشق و سکس نگاه میکنید و عقیدتون چیه . ولی به نظر من سکس اون زمان لذت داره که با عشق باشه. میخوام خاطره سکسم که با عشق بود رو براتون بنویسم ، عشقم سعید که 3 سال باهاش بودم و روزای خوبی داشتیم هم تو سکس هم بقیه چیزا. من بعد از اون خیلی سعی کردم فراموشش کنم وبا کس دیگه باشم ولی هیچ وقت هیچ کس نتونست مثل اون باشه برام . لذت های سکسی که وقتی با اون بودم و داشتم دیگه هیچ وقت تجربه نکردم با هیچ کس حتی شوهرم، طوری که ترجیح میدم اصلا سکس نداشته باشم. خلاصه ...........

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS