شما اینجا هستید

اولین تجربه سپهر

سامیلیکم. خدمت شما عرض کنم که تمامی اسم های این داستان مستعاره، این اولین داستانمه ، پیشبینی خاصی از واکنش دوستان تو نظرات ندارم. در هر صورت سعی کردم همه چیو کامل و با جزییات توضیح بدم که به طبیعی بودن این خاطره لطمه نخوره تا به شعور اقشار مختلف خوانندگان از قبیل مخاطبین محترم،نیمه محترم،کمی تا قسمتی محترم و نچندان محترم توهین نشه!! شوخی بود. ؛)
اسم من مثلاً سپهره، یه پسر 19 ساله نیمچه لاغر با قد 178 و وزن 65.
چهره ای معمولی دارم که خودم بهش از 20 با ارفاق 13-14 میدم صورت تقریبا گرد، چشم قهوه ای تیره و موی سیاه.

داستان سکسی:

پریسا دختر حشری

سلام این داستانی که میخوام براتون تعریف کنم کاملا واقعیت داره ،البته من سکس های زیادی توی زندگیم تجربه کردم و میخوام سعی کنم بهترین هاشو برای شما بنویسم . اسامی هم که به کار می برم مستعار هست .

داستان سکسی:

بهترین سکس عمرم با مهشید

سلام من اسمم آرشه و 21 سالمه ساکن اهوازم . این خاطره ای که براتون تعریف میکنم مربوط به 4ماه پیشه.یه روز طرفای فاز 1 با ماشین در حال حرکت بودم حوالی ساعت 7 شب بود هوا نیمه تاریک بود که یه خانوم حدودآ 25 ساله با بچش کنار خیابون در حال رفتن بودن.من تا چشمم به هیکل زنه افتاد خود به خود کیرم سیخ شد.آخه نمیدونید چه اندامی داشت.حدودآ168 قدش بود و 60 کیلو وزنش.یه کون گرد و خوشگل و برجسته که با مانتو کوتاه لی آبی کشی و تنگی هم که پوشیده بود زیباییش دو برابر میشدوقتی راه میرفت لپای کونش به طرز زیبایی بالا و پایین میرفت.حشریش شده بودم.

داستان سکسی:

دوستی‌ پر از عشق

من تو کانادا زندگی‌ می‌کنم، از ۱۰ سالگی اینجا بزرگ شدم.اسمم هم هست شیدا. وقتی‌ رفتم دبیرستان، آن در منطقه‌ای بود که ایرانیها توش زیاد بودند، همه هم دیگر رو میشناختیم، ، از وقتی‌ یادم میاد هیچ وقت از بقیه دخترهای ایرانی‌ که تازه از ایران آمد بودند خوشم نمی‌‌آمد. همه آن‌ها به فکره مود‌های جدید، پسرهای پول دار و عقده‌ای بودن، و من را بختره اینکه مثل آن‌ها نبودم مسخره میکردن. هماشون هم اینطوری نبودند. خیلی‌‌هاشون ولی‌ همینطوری بودند. برای همین بیشتر دوست هام پسر بودن، با‌هاشون راحت تر بودم. تا سال دوم دانشگاه هیچ وقت دوست پسر درست حسابی‌ نداشتم.

داستان سکسی:

اولین و بدترین سکس

سلام من عماد هستم نوزده ساله از قشم بدون حاشیه میرم سر اصل داستان اواخر فروردین بود که از دانشگاه رفتم بازار پیش دوستم وبعد از کمی صحبت بهم گفت اگه میخوای کوس بکنی یه جا سراغ دارم ( این رو بگم که ما خیلی صمیمی بودیم و قبلا خیلی بهش سفارش کرده بودم که یه کوسی جور کنه آخه خیلی کف بودم) خلاصه منم خوشحال شدم و اون به جنده زنگ زد و قرار گذاشت منم که اولین بارم بود میترسیدم آبم زود بیاد بهش گفتم برام قرص بیاره خلاصه قرص آورد منم نصف قرص رو خوردم و منو رسوند در خونه جنده و خودش رفت در زدم و رفتم داخل بعد سلام علیک پول رو دادم رفتیم تو یکی از اتاقا که فکر کنم اتاق کارش بود پتو رو پهن کرد لخت شد و خ

داستان سکسی:

روژان قربانی عشق و شهوت

نوشتن این داستان دلیل بر ادامه ندادن سری داستانای پریچهر نیست. سعی میکنم در کنار این داستان، داستانای پریچهر رو هم به یه جایی برسونم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS