شما اینجا هستید

حشری شدن تو استخر

سلام اسم من تیناست 21سالمه و تو تهران زندگی میکنم از بچگی داییم سرپرستم بوده چون پدر و مادرم فوت کردن! میخوام داستان اولین سکسمو با پسر داییم براتون تعریف کنم. زن داییم و پسر داییم خارج از کشور زندگی میکردن و من تا اون موقع ندیده بودمشون چون وقتی 3سالم بود داییم از زنش جدا شده بود. وقتی اولین بار پسر داییم دانیال رو تو فرودگاه دیدم خیلی ازش خوشم اومد به نظرم خیلی جذاب و سکسی بود! قرار بود 3ماه پیش ما باشه و بعد برگرده نروژ.... دو ماه گذشت و من به هر طریقی شده بود سعی کردم نظر دانیال رو به خودم جلب کنم ولی اون اصلا بهم محل نمیداد باهام کم حرف میزد و بیشتر سرش تو کار خودش بود...

داستان سکسی:

ارباب رجوع

سلام بر همه دوستای شهوانی - آویزون - جیگر
اسمم عماد و حالا که دارم داستان رو مینویسم 30 سالمه . حدودآ 6 سال قبل عقد کردم و 3 سال هم هستش که عروسی کردم. خدارو شکر زود کار گیرم اومد و توی یکی از ادارجات کشور مشغول کار شدم . قدم 178 و وزنم 75 کیلو . چهرمم بدک نیست. از وقتی فهمیدم سکس چیه میکردم . از وقتی هم داستانهای سکسی رو شناختم /میخوندم.

داستان سکسی:

شب زفاف من

وای ساعت دو بعد ازظهر شده بود و من هنوز تو گل فروشی بودم. ده دقیقه دیگه منتظر شدم تا ماشین آماده شد.
ماشین و برداشتم و رفتم آرایشگاه دنبال بهار عزیزم عروس خانم گلم.
بعد از این که زنگ آرایشگاه و زدم یک صدا من و به تو راهنمائی کرد.
داخل شدم. بهارم مثل یک فرشته جلوی من ایستاده بود. وای چه لباس زیبائی، چه تن و بدنی، خدای من این بهار از اون بهاری که من اونروز عریان دیدمش زیبا تر شده بود.
یک صدا توجه من و به خدش جلب کرد. گفت اینم گوهرتون تقدیم به شما.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS