شما اینجا هستید

سكس نامحسوس با دختر دايي

متن خاطره: سلام من مهراد 25 ،قبل از هرجي بكم كه من حرف g,hj,pوبه جاش از ك ،ز,ب استفاده ميكنم ببخشيد.داستان من كامل حقيقيه ومال جند سال بيشه هركي فحش بده به خواهرو مادر ...خودش فحش بده.كامل بخونيد كه معني داستان واقعي رو بفهميد.قضيه من از كودكي من شروع ميشه كه جطور دختر دايي بزركترمن كه 4سال از من بزركتره منو حشري بار آورد,كه اكه بخوام بكم يه كتاب ميشه.دوران ابتدايي بودم كه هميشه دختر داييم ازمن به عنوان يه وسيله واسه لذت خودش استفاده ميكرد.يه دختر دايي ديكم 3سال از من كوجيكتره .ماخونمون ديواربه ديواره و هميشه باهم بوديم اونام باخواهرام صميمي بودن يااونا خونه مابودن يا ما.دوران ميكذشت و منم

داستان سکسی:

کام دل با دختر عمه

خواهشا تا آخرشو بخونید و لطفا فحش ندهید. نمیخوام متنم زیاد طولانی بشه به خاطر همین توضیحات حاشیه ای نمیدم.
اسم من فرهادِ 24 سالمه؛ یه دختر عمه به نام بهناز دارم که 23 سالسشه، من هرچقدر که ازش تعریف کنم کم گفتم موهای قهوه ای روشن داره که به اونا رنگ بلوند میزنه صورت خوشتراش چشمای بادومی سیاه، لبایی داره که بدون اینکه خط لب بندازه سکسیه و جلوه خاصی به صورتش میده، قدشم یه کم از من کوتاهتره.

داستان سکسی:

سکس من و دختر خواهرم

سلام من 32 سالمه و این ماجرا برمیگرده به زمانی که مریم دختر خواهرم 17سالش بود .اون موقع ما با هم خیلی شوخی میکردیم و گاهی اوقات با اون یکی خواهرش که 16 سالش بود و داداشش 14 ساله بود سه تایی با هم کشتی میگرفتیم .منم به این بهونه به دختر خواهرام خودمو میمالوندم.اونا هم خوششون میومد .دادششونم با ولع این صحنه ها رو نیگاه میکرد و خوشش میومد .یه بار که میخواستیم بازیمون تموم بشه خواهرشو که خیلی هم خوشگل و تپل بود ،دراز کشیدم و رو خودم کشیدمش طوری که روناش رو رونام و پستوناشم به سینه هام چسبیده بودن منم محکم بغلش کرده بودم و اونم که از حال رفته بود(فک کنم حشری شده بود) بی حرکت تو بغلم روم دراز کش

داستان سکسی:

دوست دختر واقعا سکسی ام

سلام!من 22 سالمه و اهل یه شهرستانم که اسمش بماند!داستان از جایی شروع میشه که توی مغازه داداشم شروع به کار کردن کردم توی تابستان 3 سال پیش یعنی 19 سالگیم.

داستان سکسی:

سکس با دختر اصفهانی در دوران سربازی

باسلام خدمت همه دوستان عزیز شهوانی
من حمید 25 ساله از گیلان هستم اولین باره که داستان سکسمو می نویسم.
خاطره ای رو که می خوام تعریف کنم مربوط به سال 90 و آخرای دوران سربازیم میشه.حالا قضاوت راست و دروغ بودنش با خودتون.لطفا اگه خوشتون نیومد فحش ندین.بریم سر اصل داستان

داستان سکسی:

عمارت سراب

این داستان رو قبل از اینکه قسمت سوم "داستان بی نهایت" رو شروع کنم نوشتم تا ضمن حفظ فاصله بین قسمت دوم و سوم اون داستان، ماجراهای شاهین رو هم دنبال کنم. امیدوارم فضای کمیک و طنز این داستان بتونه لبخندی رو به لبتون بیاره..

اولین سکس من با یه دختر ایرانی

سلام من اسمم سهیله 25 سالمه 187 سانتی قدمه 71 کیلو وزنم رنگ پوستم سبزه بسیار روشن و یه جورایی خوشکلو تو دل برو نه جانم خالی نمیبندم واقعیته و اینم بگم تا حالا نشده دست رو دختری بزارم نتونم مخشو بزنم خب بگذریم یه سال و دو ماه میشه با عشق زندگیم یعنی سهیلا ازدواج کردم و یه پسر دارم که الان سه ماهشه البته اینم بگم من تو زندگیم مرد متعهدی بودم و هیچ وقت به همسرم خیانت نکردم واین داستانهایی که براتون میخوام تعریف کنم همه مربوط میشه به دوران قبل از ازدواجم. اهل استان هرات افغانستان هستم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS