شما اینجا هستید

زندایی مریم

با سلام خدمت همه بچه های شهوانی من دا ستا نهای زیادی داشتم اما اینجا برای اواین بار دارم اینو براتون می فرستم من رضا 29 سال با قد 185 وزن 170 پوسته سبزه چشم عسلی یک جور شبیه هندیها از اونجای که یادمه ما با خانواده مادری زندگی می کردیم تا اینکه پای عشق ما باز میشه به خونه ما تو اون چند سال من اصلا فکر هم نمی کردم به مریم تا اینکه بچه دار شد و به قول خودمون استخوان ترکوند محبتش هم روز به روز به من بیشتر می شد تا اینکه تو مهمونیها من با هاش شوخی می کردم یا هر موقع می رقصید نگاهش می کردم چند باری که رفتم مسافرت براش سوغاتی آوردم که دور از چشم دایم منو از لبم بوس کرد که من داشتم

داستان سکسی:

دختردایی خجالتی و دایی عصبانی

سلام من 18 سالمه و یکم چهار شونه بودم ولی بعد از اینکه رفتم باشگاه کمی شونه هام به تو جمع شد.
قدم بد نیست ولی یه 6 ماهی میشه میرم باشگاه و بدنم تا حدودی ورزش کاری شده.بگذریم بریم سر اصل مطلب

داستان سکسی:

پرشان دوستم نيست (۱)

دوستم پرشان پاى راستش فلجه ، پاى چپ هم نداره ، يه دستش از آرنج به پايين قطع شده و اون يكى دستشم فقط انگشت وسطش رو ميتونه تكون بده چشم هاش بزور ده تا عمل يكم بهتر شده يعنى اگه دو سانتى چشماش زنون روشن كنى ميتونه با ترديد بگه روشنه يا خاموش، ولى كور نيست.
گوشهاش خوبه البته سمعك داره و با يه بلندگو دستى نزديك گوشش داد بزنى حله، ميشنوه ! ولى مثل بلبل حرف ميزه
تا حالا با بلبل حرف زدين؟
من كه تا حالا نديدم بلبل حرف بزنه ولى ميگن هست؛اگه ازتون پرسيدن شما هم بگين هست.

داستان سکسی:

رویکرد و نظر شما در مورد حجاب و پوشش

نوشته Eyzed در 26. مهر 1391 - 10:45

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS