شما اینجا هستید

کس مالی خواهر زاده لووووس

سلام من جواد هستم و 21 سالمه این داستان بر میگرده به 6 7 سال پیش وقتی من تازه چشم و گوشم باز شده بود...
من یه خواهر زاده دارم که اسمش یلداست و 1 سال از خودم بزرگتره قیافه زیاد جذابی نداره ولی از اون دخترای لوس و به قولی بازه و با همه راحته ... وقتی بچه بودیم من خیلی سربه سرش میگزاشتم یادم نرفته وقتی 7 سالم بود از این لوس بازیاش عصبانی شدم و یه کنده چوب ورداشتم زدم تو سرش!!! لامصب هیچیش نشد!!!

داستان سکسی:

شوهر عمه مهربون

من تازه بااين سايت اشنا شدم ميخواستم ماجراي خودم رو براي شما تعريف كنم من وخواهرم با هم در در سال 88 در دانشگاه يكي در مشهد ومن در اصفهان قبول شديم ماجراي من از انجا شروع شد كه يك شب عمه باخانواده براي تبريك گفتن با يك جعبه شيريني به خونه ما آمدنند صحبت بر سر رفتن و ثبت نام در دانشگاه مشكل داشتيم چون پدرم با يكي از ما مي تونست بياد مادرم هم كارمند بود تازه اون زياد وارد هم نبود همين جور حرف ميزديم چه كنيم چه نكنيم عمم گفت اکبر آقا يكي از بچه ها را تو ببر ايشان گفت مشكلي نيست پدرم گفت نه مزاحم اکبر آقا نمي شويم خلاصه كنم بعداز كلي تعارف قرار شد من با اکبر آقا برم اصفهان وخواهرم با پدرم برن م

داستان سکسی:

خوابي كه حس منو به خواهر زنم عوض كرد

این داستان که میخوام واستون تعریف کنم برمیگرده به یه سال پیش که بهترین سکس من بود.خواهر زن من با مامانش زندگی میکنند چون مامان باباش از هم طلاق گرفتند از همون موقع که من با خانومم دوست بودم با این خواهر زنم که اسمشم هم سارا هست زیاد صمیمی بود طور بود که من به خانومم زنگ میزدم بیشتر شو با سارا حرف میزدم البته من نظری بهش نداشتم چون اون از من 3سال کوچیکتر بود (در ضما اسم من پویا هست و 24 سال دارم)خلاصه زد منو خانومم با هم ازدواج کردیم و ارتباط من سارا بیشتر از قبل شد طوری بود که سارا پیش من تو خونه راحت بود چون من هم خودمو بچه سر به زیری نشون داده بودم خیلی به من اعتماد داشتند این اتفاق من از

داستان سکسی:

سکس ضربدری 4 نفره

سلام دوستان این داستان خودم نیست اما بخونید حتما کیرتون بلند میشه...
لطفا فحش هم ندید....اگه ببینم استقبال کردید واستون داستان های بیشتری میزارم...
-----------------------------------------------------------------------

داستان سکسی:

هوس

سلام
با احترام عرض میکنم کسانی که اعتقاد به همجنسگرایی ندارند از همین لحظه از این داستان بیرون بروند و آنان که هستند و خواهند ماند و استفاده میبرن گروهی هستند که لذت میبرن و من سعی میکنم همانطور که سکس داشتم برایتان بنویسم .

داستان سکسی:

کون دادن من به مهماندار هتل

سلام دوستان... شاید از تیتر داستان متوجه شدید که میخوام چه داستانی رو براتون تعریف کنم...
من 30 سال دارم و از یکی از شهرهای شمالغرب هستم... اوایل تیر 91 (نزدیک دو هفته پیش) برای کار اداری رفته بودم اهواز و در هتل ... اهواز در 32 متری یک اتاق گرفته بودم و دو شب اونجا بودم... این خاطره مربوط به شب دوم حضور من در اهواز و اون هتل هستش...

داستان سکسی:

عشق دخترخاله پری

این داستان برخلاف خیلی از داستان هایی که نوشته میشه کاملا واقعیه و داستان عشق بین من و دخترخالم پری هست که البته توی این روابط عاشقانه ما سکس نقش خیلی پر رنگی داشت . داستان خیلی طولانیه و من سعی میکنم خلاصش کنم و از اینجا شروعش میکنم که :
اول یکم از مشخصات دختر خالم بگم که پری یه دختر خوشگل با قد 160 و وزن تقریبیه 50 تا 55 . لاغر اندام با موهای مشکی بلند و کمر باریک و کون و سینه های گنده که واقعا بی نظیر بودن . شاید تنها اشکالی که میشد توی کل هیکل پری پیدا کرد جای یک سوختگی کوچیکی بود که روی دستش بود .

داستان سکسی:

من و زندایی در سفر شاهرود

سلام ... من اسمم کیان هست و در حال حاضر 27 سالمه . داستان و خاطره ای که میخوام واستون تعریف کنم مربوط به زمانی که ترم 2 دانشگاه بودم . یعنی 19 سالم بود . من تو دانشگاه تهران درس خوندم . اون موقع ها که دانشجو بودم داییم اینا هم ساکن تهران بودن و معمولا زیاد می رفتم پیششون . زن داییم هم که عشق منه خیلی مهربون بود و عین یه مادر بهم می رسید تو اون دوران . اسم زن داییم نرگس و 36 سالشه . خوشگل ، هیکل نسبتا لاغر ولی سکسی و خوش استیل . هر موقع خونشون می رفتم خیلی راحت و آزاد لباس می پوشید و کلا با همه فامیل آدم راحتی بود .

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS