شما اینجا هستید

عشق واقعی من

سلام دوستان من پارسا هستم 16 سالمه یه پسر خیلی خوشکل با موهای بلند و مشکی چشای درشت قهوه ای پر رنگ و مژهای بلند و پوست صاف و سفیده سفید این داستانی که مینویسم اصلا داستان سکس نیست یک داستان رمانتیک و عشقی هست ماجرا از 1 سال پیش شروع شد من اصلا به دخترا اهمیت نمیدادم خیلی مغرور بودم به قول دوستام به جای اینکه من دنبال دخترا باشم دخترا دنباله من بودن خلاصه هم پسرا رو حیرون کرده بودم هم دخترا رو من یک دوست داشتم که اسمش امیر محمد بود اونم خوشکل بود ولی نه به اندازه من ولی خیلی دنباله دختر ها میرفت یک روز تو خونه بودم اصلا حوصله نداشتم نمیدونستم چکار کنم که دیدم شماره یک نفر رو گوشیم افتاده نگ

داستان سکسی:

عمه فریبا

داستانی رو که براتون مینویسم کاملا واقعی هست که تشخیصش به عهده ی شماست.من یه عمه دارم که اسمش فریبا هست و38سال سنش هست.درست 20ساله که ازدواج کرده وبچه دار نمیشه.ومنم 19سالم هست ورشته ی عمران میخونم.

داستان سکسی:

سکس تو کوچه

با سلام خدمت دوستان من نیومدم اینجا تخیلات ذهنی ام رو بنویسم نوشته های من از درد جوان های ایرانه اونایی که پدرشون پول دار نیست و ماشین و خونه ندارن بگذریم بریم دنبال خاطرمون 17ساله که بودم به صورت اتفاقی دختری بهم زنگ زد که اولین دختری بود که از شهر خودمون بهم زنگ زده بود خیلی شوق زده و مثل همه بعد یه هفتی باهم قرار گذاشتیم همدیگه رو ببینیم عاشق نشدم یه دوستس داشتم علی با اون در میون گذاشتم که بابا من این دختر رو نمیخوام خوشم نمی اد ازش چه کار کنم اما چون با کسی حرف نمیزنم نمیتونم ولش کنم اون به من گفت دیونه دختر که میانه باشه از قیافه زود میشه به حال اوردش نفهمیدم منظورش رو اقا ما یه هفته

داستان سکسی:

خاطرات من و حسین جون (1)

خاطره ای که حقیر سراپا تقصیر راوی آنم بر میگرده به حدودای سال 76 سال دوم دانشگاه بودم در رشته جامعه شناسی دانشگاه تهران مشغول به تحصیل بودم.

داستان سکسی:

بردیا وگاییدن سارا خانم

سلام من بردیا 28 ساله این خاطره مربوط به 7 سال پیش زمانی که 21 سالم بودکه میخوام براتون تعریف کنم قیافم خوبه یه موقعی دخترا تو کف بودن که باهاشون حرف بزنم ان موقع اسکل بودم دنبال این حرفا نبودم الان که تو هوا دنبال کس میگردم کسی پا نمیده

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS