شما اینجا هستید

خیلی دور خیلی نزدیک

هنوز تابستون شروع نشده بود که ما به خاطر شغل بابام باید راهی تهران میشدیم.شهرستان خودمون کوچیک بود اما من خیلی دوستش داشتم کلی برنامه داشتم واسه سال اخر راهنمایی اما چاره ای نداشتم جز اینکه خودم و اماده کنم واسه شرایط جدید.ما یه خانواده 4 نفره هستیم من که میلاد باشم الان 19 سالمه(مهیار) و خواهرم که الان 17 سالشه (مونا) و مامانم 40 سالشه (فریبا) اما یه میان سال خوش اندام و خوشگل بابام هم سن مامانمه.

داستان سکسی:

انتقام سکسی 4 دختر در 80 درجه سانتیگراد (طنز)

اسم من امیرعلی معروف به امیرعلی اسنیف شاه دودول طلای قرن 21 (دودول که چه عرض کنم کیره جده رستم!)
24 سالمه با موهای مشکی اندامی ورزشکاری و فیتنس شکمی 6 تیکه قد 185 اخره موبایلم 5286 و... مدل یکی از برند های معروف بازار امریکن گاس تلنت ... در ایران ..
داستانیکه میخوام واستون تعریف کنم به ولای علی کاملا واقعیه به ممه های گلشیفته قسم ...

داستان سکسی:

من باورم نمیشد

چند باری بود که زنگ میزد ، اما نه اینکه حال وحوصله درست حسابی نداشتم ردش میکردم ، هربارم که میپرسیدم شمارمو از کجا اوردی پرت و پلا میگفت که شانسی گرفتم ، اخرش ام نفهمیدم ،خلاصه قرار شد همدیگرو ببینیم . دختر بدی بنظر نمی رسید ، میگفت : دوست پسرش بهش خیانت کرده وپس از اینکه پرده خانوم ورداشت ولش کرده رفته. من هم چون از نوع جریان مشکوک بودم ، هم ترسیدم کار دستم بدم هم یه جوری از خانوما فراری بودم بخاطر بلایی که سرم اومده بود ، گفتم : من بقدر کافی غم غصه ، گرفتاری دارم ، به درد تو نمی خورم .

داستان سکسی:

جنون عشق

توی اتاقم نشستم و دارم به آهنگ داریوش گوش میدم...

امان از روز بی رویا....امان از شام مرگ آوا...امان از جای صد دشنه...میان چین پیراهن...

سیگارم دستمه ،به تهش رسیده...عین آرزوهای من که رسیده به تهش...سوزش دستمو حس نمیکنم.

داستان سکسی:

نقشه ای برای سکس

سلام من آریام و 21 سالمه قضیه ای که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به شیش ماه پیش .
من یه دختر خاله دارم به نام سیمین که1 سال از من کوچیک تره از بچگی من و سیمین هم بازی بودیم تا این که بزرگ شدیم و والدینمون نمی ذاشتن دیگه مثل قبل با هم باشیم.

داستان سکسی:

جدایی به خاطر سکس نبود

اولین نگاه، اولین عشق، اولین سکس ... برای من فقط یک کلمه تفسیر این هاست؛ مینا! عاشق شدم اما ... همه چیز زود تمام شد ... عاشقم بود و همه چیز زود تمام شد. معجونی از عشق و جوانی بود همه چیز؛ معجونی از عشق و سکس های دبیرستانی ... عاشقانه ای که با نگاه آغاز شد؛ امید داشت ... عشقبازی با تمام وجود بود اما ... نمیدانم چرا همه چیز تمام شد!

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS