شما اینجا هستید

خیانت یا ایثار؟

از دوران بچگی فقط دعواهای با با مامان یادمه .. زندگی بدی نداشتیم . بابام خیلی دوستم داشت . اون پزشک بود و سهامدار اصلی یه بیمارستان .. هفته ای یکی دوشب هم شبا تو بیمارستان می موند و کشیکش بود . اون سی سالش بود که بامامان بیست ساله منکه هنوز اون موقع مامانم نشده بود از دواج کرد .. مامانم خونه داره و اسمشم بهنازه .یه زن خیلی جذاب و فانتزی و امروزی که خیلی هم ادا و اصول داشت و هر چی هم که به بابا می گفت و ازش می خواست بابا تیمورمن بهش نه نمی گفت . من خیلی بچه بودم . با مامانم می رفتم حموم .

داستان سکسی:

شراره، اولین شریک جنسی من

سلام دوستای عزیز، من داریوشم 21 سالمه ترم 6 دانشگاهم ، خاطره ای که می خوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به 19 سالگیم یعنی اسفند ماه سال 88 وقتی که ترم 2 دانشگاه بودم؛ ماجرای اولین رابطه ی شاید زیاد در مورد سکس نباشه اما بعد دو سال، مرور کردن لحظه لحظش برام شیرینه، خاطره ی من از آخرین روزی شروع شد که باید قبل عید می رفتم دانشگاه، اون روز تا ساعت 5 کلاس داشتم ، حوالی ساعت 4 بود که دوست دخترم شراره بهم اس ام اس دادو گفت ساعت 7:30 برم سر خیابونشون، به مادرش اینا گفته می خواد با دوسستش یه سری وسایل برای مدرسه بخره یه خبرم برام داره که اگه درست پیش بره از خوشحالی بال درمیارم، شراره اون موقع 17 سا

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS