شما اینجا هستید

نوجوانی با دخترعمو پریا

سلام.من هم مثل بقیه دوستان شهوانی که داستانهای شهوانی را میخوانند وبعد داستانهای را که براشون اتفاق افتاده را مینویسند . من هم تصمیم گرفتم خاطرهای را که با دختر عموم داشتم بصورت داستان بنویسم؟

داستان سکسی:

دستمالی همسرم توسط عکاس

سلام . من اسمم سروشه ، داستان سوژه عکاسی رو خوندم یاد خاطره خودم افتادم .البته داستان من واقعیه ، پسر عموی من که اسمش داوده یه آتلیه عکاسی داره ، منم حقیقتش بهش کامل اعتماد داشتم و قرار شد عکاس عروسی ما بشه .

داستان سکسی:

مرجان در شرکت تبلیغاتی

خاطره ای رو که می خوام براتون بگم مال 10 سال پیشه من یک شرکت تبلیغاتی داشتم و مرجانم با اینکه اوایل همکار خودم بود واز اقوامم نیز می شد بعدها برای خودش یک شرکت زد و از من جدا شد درمورد مرجان بگم اون زمانی که 17 سال بیشتر نداشت ازدواج کرد و حاصل ازدواجمش یک پسر بود بعداز دو سال زندگی شوهرش در اثر تصادف فوت کرد و زمانی که مرجان پیش من بود 20 سالش بیشتر نبود و به خاطر مشکلات زندگیش مجبور بود کار کنه خوب تا اینجا پیش درآمد بود و اما اصل ماجرا از زمان همکاری ما بیش از 3 سال می گذشت دز این مدت خیلی به هم وابسته شده بودیم تا جایی که تصمیم به ازدواج با اونو گرفتم ولی به خاطر محالفت های خانواده هایم

داستان سکسی:

مادرزن مهربون من

سلام یه مادرزن دارم سفید مثل برف تپل مثل گلابی. خیلی دوست داشتم یه حال مشتی باهاش بکنم. وای الان که دارم مینویسم کیرم داره سیخ میشه. چندباری چاک پستوناشو دید زدم. بعضی وقتا میرفتم سر کمد لباساشون حسابی با شورت و کرستاش ور میرفتم اگه کسی هم خونشون نبود یه جق مشتی با شورتش میزدم . یه روز اومده بود خونمون کمک زنم خونه تکونی بعد از تموم شدن کاره رفت یه دوش بگیره آخه خیلی عرق کرده بود. منم هر از گاهی که هواس زنم نبود از سوراخ در حموم دید میزدم اون و. وای لخت بدون شورت و کرست چه بدن سفیدی پستوناش گرد و قلمبه. همینجور کف شامپو از رو کمر و کونش میمود پایین.

داستان سکسی:

علی معشوقه مریم

سلام خدمت شما مخاطبان عزیز
علی هستم.
قضاوت در مورد این داستان بر عهده اساتید.ولی پیشنهاد میکنم قبل از نظر دادن پی نوشت رو هم بخونید.
خب بریم سراغ داستان.
ابتدا در مورد خودم بگم که من یه نوجوان 18 ساله بودم.هیکل تو پری داشتم(ورزشکاری بدنسازی)قدم 170 تای داشتم.قیافمم هی بدک نبود.طرف مقابل که اسمش مریمه هم یه هیکل تقریبا مانکنی داشت و هم سن منه تقریبا هم قد و قیافشم بگم یه دماغ قلمی تو یه صورت کشیده با دو تا چشم قهواه ای .

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS