شما اینجا هستید

اولین و اخرین سکس سه نفره من

سلام.میخام براتون خاطره اولینو اخرین سکس با پسرو تعریف کنم. این داستان برمیگرده به 16سالگی من.پسری بودم خوشگل و تپل مپلو سفید.اول سال تحصیلی که رفتم مدرسه از همون اول خیلی ها تو کفم بودن منم بدم نمیومد یه حالی بکنمو سکسو تجربه کنم واسه همین با یکی از خوشگلا صمیمی تر شدمو باش رفت امدو زیاد کردم. تا اینکه یه شب قرار بود که من 2روز تنها باشم. راستی نگفتم که من تک فرزندم. خلاصه فکرای شیطانی زد به سرم تنها که شدم به ساسان زنگ زدمو گفتم پاشه بیاد پیشمو با هم مشروب بخریمو شبم همینجا بخوابه،قبول کرد گف ساعت 8 میاد.

داستان سکسی:

شب های تنهایی من

5 ماهه که سکس نداشتم.الان که دارم اینومینویسم لباسمو در آوردم وفقط یه شورت ویه سوتین تنمه.دمر افتادم رو تختم.میتونم کونمو توی آینه ببینم.مثل پورن استار ها کونمو میلرزونم وبا دستام به کونم ضربه میزم ومیگم او یا.یاد اولین کون دادنم میفتم.18سالم بود واوج حشری بودن و بی عقلی.با یه پسری که بدنسازی کار میکرد قرار بود سکس کنم.اولین بار کیر اون رو ساک زدم.هنوز مزه ش تو دهنمه.خیلی بهم مزه داده بود.امااز کونم نگم بهتره.حال داده بودا اما خیلی درد داشت.یادمه گریه کرده بودم و پسره واسه اینکه ارومم کنه کیرشو اورد جلو دهنم و گفت بیا پستونک بخور.منم با چشای پر از اشک واسش ساک زدم واروم تر شدم.یادش بخیر.روی

داستان سکسی:

یک کیر و دو کون زیبا

باسلام خدمت دوستان اسم من سیاوشه والأن ۲۱ سال دارم داستانی که مینویسم مربوط میشه به ۵سال پیش که ۱۶ سال داشتم امیدوارم خشتون بیاد
سال اولی بود که وارد دبیرستان شدم وهنوز با فضای آن آشنا نشده بودم وهنوز چیزی از سکس و گی سردر نمی آوردم
در کل بچه سر به زیری بودم و زیاد باکسی نمیگشتم واکثرا تنها بودم تااینکه یکی دو هفته که از سال تحصیلی گذشته بود بایک بچه لوطی کله خراب رفیق شدم که رفیق شدنم باپدرام هم داستان مفصلی داره که اینجا جاش نیست خلاصه طی یکی دو هفته پدرام من رو با سکس و گی آشنا کرد و خلاصه من رو از سر بزیری در آورد

داستان سکسی:

سکس با دوست پسر دوستم

قبل از اینک داستان عجیبم رو براتون تعریف کنم میخاستم بگم چطور وقتی یه پسر میاد خاطره سکسیش رو تعریف میکنه همه آقایون میان پایینش کامنت به به و چه چه میزارن اونوقت وقتی یه دختر داستانش رو مینویسه همه جنده خطابش میکنن و میخوان از ته دل بکننش؟آقایون یه کم ملایم باشید لطفا...
آقا از اولای داستانم خوشتون نیومد نخونید که کار به فحش کاری نکشه.با تشکر مهتاب(آقا فحش نده دیگه)
میخوام حاشیه نرم و خلاصه بنویسم و از چیزایی که دوست دارید بنویسم.

داستان سکسی:

سکس، خیانت، جدایی

این سرگذشت منه از ابتدای عاشق شدنم تا زمان جداییم. طولانیه . اصراری ندارم باور کنین. نوشتم چون نوشتن باعث میشه احساس سبکی کنم. امیدوارم واسه شما اتفاق نیافته. سه بار سکس توش اتفاق میافته و مابقی ماجرای زندگیمه.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS