شما اینجا هستید

عشقم اما بر من نبود

سلام این داستانی که براتونون تعریف میکنم واقعا راسته من دروغ نمیگم ی مدته دارم داستانهای شما رو میخونم خواستم داستان خودمو براتون تعریف کنم
من از راه چت با ی پسره دوست شدم و این رابطه خیلی طول کشید حدود 4 سال من با خواهر این پسره دوست شدم باهم رابطه برقرار کردیم رفت امد خانوادگی پیدا کردیم خیر سرش فرزند شهید بود مامانش دوباره ازدواج کرده بود اما ناپدریش ادم خوبی بود

داستان سکسی:

ژاکلین و عمویش

با سلام من ژاکلین هستم و الان 30 سالمه خاطره س/ک/سی که با عمویم داشتم را می خواستم برایتان بازگو کنم در این خاطره حوادثی که رخ داده عین واقعیت می باشد بدون هیچ اغراقی مطمئن هستم اگر تا آخر خاطره با من باشید لذت خواهید برد مخصوصا اواسط خاطره !! البته خدمت دوستان پیشاپیش عرض کنم که من داستان نویس نیستم بنابراین اگر از لحاظ دستوری نکاتی را رعایت نکردم و یا بی پروا خاطره ام را نوشتم ببخشید ... با تشکر از مخاطبین وب لاگ

داستان سکسی:

عشق ناکام دختر بی تجربه

سلام من تازه با این سایت آشنا شدم و خوشحالم که بالأخره تونستم داستان زندگیمو بنویسم تا کسی بخونه و عبرت بگیره شاید زیاد سکس توش نباشه فقط اگه خوشتون نیومد فحش ندید و احترام قائل بشید

داستان سکسی:

رابطه با زن شوهردار درسته؟ اگه انجام دادید یا قصدشو دارید، عذاب وجدان گرفتید؟

نوشته Eyzed در 7. مهر 1391 - 20:27

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS