شما اینجا هستید

کون زنم با اعمال شاقه

از روزی که میترا رو عقد کردم تو کف کون قلنبه و سفیدش بودم ولی دو تا مشکل داشتم.اول اینکه میترا اصلا تو باغ کون دادن نبود وراه نمیداد. دوم کلفتی کیر و سفت بودن کمرم. شیش ماهی ورد خوندم و مخ زدم تا کم کم راه انداختمش.اونم تازه فقط کلاهش. میگفت کیرت واسه کون کردن خیلی کلفته.تازه اونم با کلی مخ زنی و قول کادو واین حرفها.بعدشم کلی غرغر و اینکه همیشه تو کونمو به زور میکنی و من راضی نیستم. هی بهش میگفتم اینو نگو میتراجون . درسته که تو به من لطف میکنی ولی منم همیشه راضیت میکنم و کونت میذارم. باز حرف خودشو میزدو میگفت نه زوری میکنی.

داستان سکسی:

آخر شب با خواهر زن

٤سال از ازدواج من و پریا ميگذشت، همه چيز خوب و آروم بود. زویا خواهر پریا سال آخر دانشگاه بود و مشغول تكميل تز دانشگاهش. زویا يه دختر خيلي خوشگله. چند باري كه ساقاي خوشگلش ديدم فهميدم كه بدن خيلي سفيدي داره. ساقاي خوشگله پاهاش و بازوهاي نازش گوشتي و سفيده. كاملاً فكرمو مشغول كرده بود و دنباله راهي بودم كه بتونم يه جوري بهش نزديك بشم. با من خيلي خوب بود و منم هر كاري از دستم بر ميومد براش انجام ميدادم تا دلشو بدست بيارم. شبا تا ساعت ١و٢بيدار ميموند و رو تزش كار ميكرد، ما هم هفته اي ٢ تا ٣ شب خونشون ميمونديم شبا. همه زود ميخوابيدن ولي من بيدار ميموندم و فوتبال نگاه ميكردم.

داستان سکسی:

سکس با راننده

اسمم یاسر بچه اهواز البته از دهات اهواز این یک داستان دروغ نیست بخدا عین حقیقته چند سال بیش که سرباز بودم رفتم مرخصی خونه بعد از چند روز باید به هندیجان که محل خدمتم بود بر میگشتم اون روزا وضع مالی خرابی داشتیم بدرم موقع رفتن فقط شش تومان بهم داد برای کرایه .خلاصه از اهواز حرکت کردم تا رسیدم ماهشهر وچون ساعت 9 شب رسیدم اتوبوس برا هندیجان نبود رفتم دنبال سواری همه راننده ها گفتند دربس تا هندیجان 8 تومنه خاستم تو ترمینال بخابم فرداش برم چون بول نداشتم اما چندتا از این بچه قرطی ها رو دیدم گفتم حتما نمیذارن بخام یا ساکم میدوزن یا تا صبح باید بیدار بمونم رفتم دنبال تاکسی دربسی گفتم شاید کسی دلش

داستان سکسی:

کردن مزاحم تلفنی حشری

سلام خدمته همه دوستان من یه هفتست میام به این سایت،داستانهای زیادی خوندم ولی 80 درصد دروغ بافتن تخیلات مغزیه جقیشون فقط.من این داستان که میخوام تعریف کنم ماله 6 ماه پیشه با یه دانشجوی حشری.اصلا هم دروغ نمیخوام کله داستان عین حقیقت هرکی باور کنه استفاده میکنه اونا هم که دستشون نمیرسه چنگ میندازن.از خودم بگم 26 سالمه اسمم نیماست تو کرج زندگی میکنیم بینه اقوام فامیلا دوستان واقعا تعریف میکنند میگن برو رو داری میگن با این قیافت خیلی راحت میتونی مخ بزنی منم به خاطره موقعیت خونوادم وشخصیتم زیاد به دختر و سکس اهمیت نمیدم ولی خوشم میاد با دخترای آس سکس کنم.داستان؛یه روز تو مغازه بودم گوشیم زنگ خورد

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در شهوانی RSS