شما اینجا هستید

خاطرات و داستان های سکسی شما

خاطره ی سکسی جالبی دارید؟ این بخش برای شماست.

سکس ضربدری

نوشته kavehzahedany در 7. آبان 1390 - 18:47

دوستان سلام من کاوه هستم 35 سالمه و 10 ساله که ازدواج کردم. از همه چیزای زندگیم راضی بودم بجز لحظات سکسییش که واسم تکراری شده بود تا اینکه یه تجربه ضربدری واسم پیش اومد اگه کسی ازاین تجربه ها داشته نظر بده .

داستان سکس سریالی من و دوس دخترم

نوشته کس باز تیر در 29. مهر 1390 - 23:17

سلام دوستان این فقط یه خاطرس که صرفا از رو بیکاریو تنهایی مینویسم نه فانتزیه نه خیلی سکسی.چون طولانیه اونو تو چند قسمت میذارم واستون اگه از این قسمت خوشتون اومد بگین بقیشم بذارم

چطور خواهرمو شهوتی کنم؟

نوشته ssss512 در 28. مهر 1390 - 18:55

سلام
من میخوام خواهرمو بکنم من 15 سالمه و خواهرم 20 سالش
تا دو روز دیگه مامان بابام نیستن نمیدونم چطوری شهوتیش کنم
میخوام اگه بشه بکنمش یا حد اقل سینشو بخورم
ممنون میشم جوابمو بدید

دوست داری اب کیرت رو بکشم بیرون؟

نوشته saeed367 در 27. مهر 1390 - 0:56

سلام . من هوای کیر زده به سرم ، تا حالا چیزی تو کونم نرفته ولی دلم میخواد از این به بعد بره . دلم میخواد یکی من رو بکنه ، همونطور که یک زن رو میکنه . دوست دارم لباس زیر زنونه تنم کنم و یکی من رو جر بده. دلم بدجور کیر میخواد ، یه کیر کلفت و ابدار
هر کی پایه است نظر بده

ماجرای چت واقعی من با دوست دختر لزبینم

نوشته nasrinbabuneh در 26. مهر 1390 - 10:13

دوستای گلم من تمام گفتگوی زیرو عینا از صفحه چت یاهو مسنجر کپی پیست کردم،بدون هیچ ویرایش و تغییری،بخونین و نظر بدین.مرسی

زن عموی بیوه!

نوشته METI-SEcRET در 15. مهر 1390 - 1:33

سلام دوستان-من کامرانم-این اولین داستانیه که اینجا مینویسم-این داستان برمیگرده به سال پیش یعنی موقعی که من 23 ساله بودم-من یه عمو داشتم که 3 سال و نیم پیش تو تصادف مرد-یه زن عموی جیگرم دارم که 29 سالشه و از وقتی که عموم مرده پیش مادر بزرگم زندگی میکنه-چون پدر بزرگم مرده و دوتایی زندگی میکنن تا اینکه خواستگار واسه زن عموم بیاد-بگذریم-داستان بر میگرده به عید پارسال که پدر و مادرم واسه تعطیلات رفتن کیش-من که اون موقع درگیره گواهی نامم بودم نرفتم-الیته این بهونه بود و دلیل اصلیم شهره بود.چون از موقعی که عموم مرد یه جور دیگه به شهره چشم داشتم-البته دلمم واسش میسوخت-بیچاره 2 سال سکس نداشت و خوب

نیمای به گا رفته

نوشته nima145007 در 6. مهر 1390 - 14:42

سلام بجه ها؛داستاني كه مي خوام تعريف كنم عين واقعيته و مربوط ميشه به ارديبهشت 90؛من تو يه شهرستان ديكه دانشجو بودم؛ترم اخرم بود؛اون شب با رفيقم رفتيم كنار دريا به هواي مخ زني،اخه اوج دختر بازی من 4سال دانشگاهم بود(خونه پدريم هم با اين شهر 1ساعت فاصله داشت)بلاخره بعد 1ساعت كس جرخ زدن مخ يكيو زدم (خوش استیل قد بلند به اسم مهسا)_فردايش دختره زنك زد؛از شانس من دختره همشهري بود(به درد من كه نميخورد؛جون من يه دختر از شهر دانشكاه خودم مي خواستم كه بيارمش خونه دانشجويي خودم؛بعد 2 3 هفته حرف زدن دیدم که هیچ راهی برا کردن مهسا ندارم اين دختررو هم بيجوندم جون 2 3تادختر خوشمل ديكه تو دستو بالم بود؛(خون

بهترين اتفاق سكسي

نوشته ssexi man در 5. مهر 1390 - 14:43

سلام به تموم دوستاي گلم.ميخام بياين و بهترين اتفاق سكسي كه داشتين بگين, اگه بياين و بگين تالار خوبي ميشه. منتظرم

کونی که ازش سیر نمیشم

نوشته admin در 24. شهريور 1390 - 7:31

این داستانی که میخوام تعریف کنم شروعش بر میگرده به 3 ساله پیش
یه روز داشتم با یاهو مسنجر چت میکردم که دیدم یه نفر پی ام داد ،،،

اولين لز من

نوشته hastiii در 22. شهريور 1390 - 17:38

سلام من هستي هستم اين داستان اولين لزم هست البته من لزبين كامل نيستم بيشتر با پسر حال ميكنم تا با دختر ولي اين لزم خيلي بهم حال داد من يه دمست پسر دارم اسمش سيناست دوسش دارم باهمم سكس داريم من قدم 168 وزنم 56 هيكلم خوبه يكم توپر هستم سينه هام 75 هستداستان از اينجا شروع ميشه كه تو چت روم با يه دختري آشنا شدم كه ميگفت لز هست البته اكثر اين دخترا آخرش پسر از آب در ميومدن ولي اين يكي واقعا دختر بود باهاش با تلفن صحبت كردم مطمئن شدم راستي 23سالمه موهامم مشكي چشمام عسلي پوستمم سبزه رو به سفيد هست در كل تعريف نباشه و نگيد دروغ ميگه خوشگلم خلاصه با اين دختر توي چت آشنا شدم ميگفت باهم سكس چت كنيم من

سامان داستان اول ( منو عشق مهسا )

نوشته zig_saman در 22. شهريور 1390 - 10:47

سلام
من سامان هستم ۲۳ سالمه دانشجو الکترونیک
زیاد خوشکل نیستم سبزم ولی بخاطر این که ۸ ساله دفاع شخصی کار میکنم بدنم فرم داره قد ۱۸۰ و وزنم ۷۴ من سکس کم نداشتم
چند تا شو میخوام بنویسم
من با خواهرم خیلی راحتم اون از جیکو پوکم خبر داره
خیلیم هوامو داره بیشتر اوقات خونه ما هستش یا شمال خونه پدر شوهرش زیاد مسافرت میره منم همیشه خونش تلپم و اونجا شده واسم خونه مجردی
خواهرم تک تک دوست دخترامو میشناسه ومیخوام داستان این اخریه که مورد تعیید خواهرم و خودمه و با تمام وجود دوسش دارم واستون بنویسم
اگه زیاده معذرت ولی پیشنهاد میدم تا اخر بخونینش

برزخ عشق و شهوت

نوشته porn writer در 16. شهريور 1390 - 23:39

دوستان داستان قبليم يك نوع نوشته بود در چارچوب رمان
از اينجا ميتونين داستان قبل رو مشاهده كنين. (اسمان سرخ)
تا حدودي لطف داشتين و مورد قبولتون واقع شده...مسرورم از لطفتون...داستان جديد ادامه دار و بصورت پارت پارت هست.اميدوارم كمي و كاستي ها رو ببخشيد و جهت بهتر شدن داستان ما را با نظراتتون راهنمايي نماييد.
كاراكتر ها

اسمان سرخ(داستان سكس رمانتيك)

نوشته porn writer در 16. شهريور 1390 - 6:20

پسر و دختري دلداده ي هم دست در دست يكديگر كنار ساحل ترانه عشق و عشق بازي سر داده اند. دخترك دلربا الهام بخش بر روح وجسم پسرك گرديده....گويي پسرك را اختياري نيست.... خورشيد قصد عزيمت دارد تا دو عاشق را به رسم حديث عشق تنها گذارد. پسرك برلبان دختر مينگرد. جاميست از شراب ناب و هر عاقلي را مجنون ميكند. به اسمان مينگرد...مي پندارد اسمان نيلگوني خود را از لبان دخترك الهام ميگيرد. گويي چرخ فلك اينبار طبيعت را مجبور به پيروي از دلربايي بشر كرده؟؟؟ اتشي روشن است در كنارشان با گرمايي مضاعف. اما اين گرماي تن اين دو است و اتش بهانه است.

سکس خانوادگی

نوشته ooooofmikhaaam در 16. شهريور 1390 - 5:25

من عاشق سکس با زنهای سن بالا هستم. اگر زن یا دختری هست که اهل سکس داغ باشه برام پیام بزاره.... سکس تلفنی - حضوری و یا چت روم میتونید به ایمل من هم پیام بفرستید. ooooof_mikhaaam@yahoo.com

تو این پست در مورد سکسهای خانوادگیتون بحرفید

صفحات

اشتراک در RSS - خاطرات و داستان های سکسی شما