شما اینجا هستید

خاطرات و داستان های سکسی شما

خاطره ی سکسی جالبی دارید؟ این بخش برای شماست.

اشتباه من دلیل خیانت شوهرم شد

نوشته kamkar30 در 13. فروردين 1391 - 8:53

اسم من هنگامه است و می خواهم اتفاق شومی که تو زندگیم افتاد رو برای شما بازگو کنم.اوایل سال 84 بود که دانشگاه قبول شدم و وارد دانشگاه شدم و بدلیل داف بودنم (یکم از خودم تعریف کنم)،توجه خیلی از پسرهای دانشگاه رو بخودم جلب می کردم و من هم فقط بدنبال خوشگذرونی بودم و خوشم می آمد پسرها رو سر کار بزارم،چند ماهی با یک پسری دوست می شدم و بعد ولش می کردم باورتون نمیشه چندتا پسر رو سرکار می گذاشتم، یادمه همزمان با دو تا پسر دوست شدم که خود اینها یعنی حمیدرضا و مجید با هم دوست بودند و بخاطر من دعوا شون شد و رفاقتشون بهم خورد نمی دونید چه حالی داد چقدر به این دو تا بدبخت تو دلم خندیدم.

قصه های ناتمام...

نوشته maroonedsia در 6. فروردين 1391 - 7:19

* سلام بر بر و بچه های عزیز! قبل از شروع داستان، بهتره چند نکته رو یادآوردی کنم: اول اینکه بعضی از نویسنده ها داستانهاشون رو به اسم خاطره منتشر میکنن و بعضی از خواننده ها هم فقط به این کار دارن که بیان اینجا و مچ نویسنده بدبخت را بگیرن و سوتی هاش رو تذکر بدن تا ثابت کنن که این فقط یه داستان هست و خاطره نیست. به نظر من اصولا یه داستان تخیلی سکسی، خیلی جذابتر از یه خاطره هست؛ چون در داستان نویسنده بهترین چیزی را که براش ایده آل هست می نویسه، اما دنیای واقعی، متاسفانه، ایده آل نیست. بنابراین بنده با افتخار میگم که این فقط زاییده ذهن خودم، و یک داستان کاملا تخیلی هست!

قصه های ناتمام ...

نوشته maroonedsia در 6. فروردين 1391 - 7:15

* سلام بر بر و بچه های عزیز! قبل از شروع داستان، بهتره چند نکته رو یادآوردی کنم: اول اینکه بعضی از نویسنده ها داستانهاشون رو به اسم خاطره منتشر میکنن و بعضی از خواننده ها هم فقط به این کار دارن که بیان اینجا و مچ نویسنده بدبخت را بگیرن و سوتی هاش رو تذکر بدن تا ثابت کنن که این فقط یه داستان هست و خاطره نیست. به نظر من اصولا یه داستان تخیلی سکسی، خیلی جذابتر از یه خاطره هست؛ چون در داستان نویسنده بهترین چیزی را که براش ایده آل هست می نویسه، اما دنیای واقعی، متاسفانه، ایده آل نیست. بنابراین بنده با افتخار میگم که این فقط زاییده ذهن خودم، و یک داستان کاملا تخیلی هست!

شبی با یک فرشته

نوشته nimasexyhott در 28. اسفند 1390 - 16:21

سلام ، من نیما هستم اینجا یکم گمنامم ، به اصرار من یکی از دوستام به نام علی.ف که نویسنده هستش (البته چیزی ازش هنوز چاپ نشده) یک داستان سکسی نوشته که من اینجا میذارم ، امیدوارم خوشتون بیاد ، باز هم بهش اصرار میکنم . نظر یادتون نره.

ولین سکس در 18 سالگی 15-12- :90

نوشته black.hat در 25. اسفند 1390 - 3:06

ولین سکس در 18 سالگی 15-12- :90
متن خاطره:
سلام دوستان این خاطره که براتون مینویسم مربوط میشه به 5 ساعت پیش من 18 سالمه طبق معمول هر شب میرم پیش رفیقم که 25 سالشه میشینیم قلیون میکشیم کس میگیم با هم دیگه میخندیم :دی
من تا حالا کس نکرده بودم رفیقمم این قضیه رو میدونست ..
نشسته بودیم قلیون میکشیدیم که رفیقم گفت کس جور کنم میکنی یا نه .!! ؟ گفتم کی هست با تعجب فکر کردم شوخی میکنه اما دیدم جدیه گفت تو به ایناش کار نداشته باش میکنی یا نه گفتم برا چی نکنم

سکس با همکلاسی دختر خاله

نوشته پاهات تو حلقم در 4. اسفند 1390 - 23:58

سلام ، اولین داستانی هست که دارم می نویسم
اسم من علیرضا است و چند روز دیگه میرم 19 سالگی
داستان از این جا شروع شد که من دختر خالم رو تو خیابون دست تو دست یه پسره دیدم اون موقع من 18 سالم نشده بود و دختر خالم هم چند ماه از من بزرگتر بود ، چند روز بعد بهش زنگ زدم و گفتم که من تو رو دیدم با اون پسره و... اولش که انکار میکرد بلاخره با کلی خواهش و گریه گفت که به کسی نگم و پیش خودمون بمونه اما من که فکرم پیشه آتو و اذیت کردن بود گوشم بدهکار این حرفا نبود ، خلاصه از اونجای که میدونست من با کسی دوست نیستم گفت که یه دختر رو که خیلی سکسی و خوشگله باهام رفیق کنه و ...

سكس من وهمكارم با زنم

نوشته reza1353 در 26. بهمن 1390 - 2:10

سلام به همگي قبل از همه چيز از اين كه دست به قلمم خوب نيست از همه دوستان معذرت ميخوام.
قبل از اين كه ماجرا را براتون تعريف كنم خودمونو معرفي ميكنم و چگونگي شروع اين ماجرا رو براتون ميگم:
من اميد 36 ساله و زنم ندا 33 ساله قد 171 وزن 62 سينه 75 سفيد مو بور و فوق العاده خوشتيپ و تو دل برو و همكارم مهرداد 36 ساله

دنیای واقعی من (1)

نوشته admiral70 در 8. بهمن 1390 - 21:42

سلام به همه دوستان
یکم سخته بخوای توی سایتهایی که پشت بند داستان نظرمیدن اونم ازاون نظراتی که باکمک خواهرومادرآدم گفته میشه داستان بنویسی.من اولین بارمه داستان مینویسم.وتاحالازیرهیچ داستانی نظرندادم ازجمله داستان هلیا.آرزوی قلبیم اینه که داستانم به مزاجتون خوش بیادالبته به پای هلیا که نمیرسم/تو این قسمت اصلاًسکس نداره و همش معرفی شخصیت هاست

داستانهای کوتاه سکسی

نوشته End_stop در 29. دى 1390 - 4:52

سلام دوستان داستانهای کوتاه در چند خط برای خواندن بنویسید در حد 2 یا 3 خط اولیشم خودم میزارم

یادمه وقتی بچه بودم توو بابا یه مغازه داشت منم همیشه اونجا بودم یه بچه کونی توو محل ما بود اورده بودم پشت ویترین داشتم میکردم بابا سر رسید تا کتک بود خوردم نوش جانم

داستان کردن خواهر زن

نوشته arash_maryam در 23. دى 1390 - 11:10

سلام من آرش هستم و 28 سالمه این داستان حدود 3ماه پیش اتفاق افتاد که در اون زمان ما حدود 4ماهی بود که ازدواج کرده بودیم و همسرم از اینکه از خانوادش جدا شده کمی ناراحت بود و به همین دلیل خواهرش هر چند روز یه بار یه سری به ما میزد. خواهر زن من اسمش میناست و23 سالشه زیاد خشگل نیست ولی چهره جذاب وهیکل خوبی داره . راستشو بخواید زیاد ازش خوشم نمیاد یعنی از اول ازش بدم میومد ولی اون خیلی دوست داره با من راحت باشه ولی من هیچ وقت بهش اجازه ندادم.

مامانی که مذهبی بود اما...

نوشته eastkid در 21. دى 1390 - 14:12

سلام.
داستان من 2 تا بخش داره که باید یک خورده حوصله داشته باشین. خواهشا اون هایی که از این داستان ها خوششون نمیاد فحش ندن ، نخونن وقت خودشون رو هم تلف نکن-مرسی
بخش اول : دوران کودکی
زمانی که من بچه بودم خیلی شر و کنجکاو بودم و دست به هر کاری می زدم و اصلا 1 ثانیه هم در موردش فکر نمی کردم. خونه ای که ما داریم یک خونه 2 طبقه قدیمی هست که البته کوچیک. موقعی که من بچه بودم مامان بزرگ و بابابزرگم طبقه پایین زندگی می کردن که طبقه پایین خیلی بزرگتر بود و طبقه بالا ما بودیم. طبقه دوم 2 تا اتاق بود که یک آشپزخونه کوچیک هم داشت.

محل داستانهای سکسی به صورت صوتی با فرمت هایی مثل mp3 و غیره

نوشته kire_boland_val... در 6. دى 1390 - 6:36

سلام . هر کی داستان سکسی صوتی داره لطفا بزاره اینجا البته فقط با صدای خانم باشه

ياد ايام

نوشته tb281 در 26. آذر 1390 - 11:39

سلام ميخوام يه سري از داستانهاي رو كه قبلا توي سايت اويزان نوشته بودم رو اينجا براتون بزارم با يه سري خاطرات جديدم من امير 35 سالمه قد 185 وزن 96 كيلو اميدوارم مورد توجه دوستان قرار بگيره از همين جا از كليه دوستان خوبم بخاطر داشتن غلط املايي در متن داستان معذرت ميخوام

منودوست دخترم

نوشته dodol tala در 25. آذر 1390 - 3:03

من خیلی وقته عضواین سایت هستم ولی اولین بارهست که میخام بنویسم.از اولین قرار با دوست دخترم شروع میکنم که البته سکسش کمه ولی قرارهای بعدیم کاملا سکسیه

صفحات

اشتراک در RSS - خاطرات و داستان های سکسی شما