شما اینجا هستید

خاطرات و داستان های سکسی شما

خاطره ی سکسی جالبی دارید؟ این بخش برای شماست.

داستان سکس رویایی من با زن عمو [1]

نوشته Thomas-Sexy در 18. شهريور 1391 - 14:18

سلام .
من اميرحسين هستم متولد 1368 و 23 سالمه. يک پسر خوش قيافه و خوشتيپ از هر نظر که به راحتي ميتونه دل هر زن يا دختري رو بدست بياره (ميگن تعريف از خود چيز خوريه ميدونم اما براي درک بهتر داستان بايد يکسري موارد رو شفاف سازي کنم) . اهل دروغ و اين چرت و پرت ها هم نيستم .

داستان سکس رویایی من با زن عمو [1]

نوشته Thomas-Sexy در 18. شهريور 1391 - 14:17

سلام .
من اميرحسين هستم متولد 1368 و 23 سالمه. يک پسر خوش قيافه و خوشتيپ از هر نظر که به راحتي ميتونه دل هر زن يا دختري رو بدست بياره (ميگن تعريف از خود چيز خوريه ميدونم اما براي درک بهتر داستان بايد يکسري موارد رو شفاف سازي کنم) . اهل دروغ و اين چرت و پرت ها هم نيستم .

داستان سکس رویایی من با زن عمو [1]

نوشته Thomas-Sexy در 18. شهريور 1391 - 13:29

سلام .
من اميرحسين هستم متولد 1368 و 23 سالمه. يک پسر خوش قيافه و خوشتيپ از هر نظر که به راحتي ميتونه دل هر زن يا دختري رو بدست بياره (ميگن تعريف از خود چيز خوريه ميدونم اما براي درک بهتر داستان بايد يکسري موارد رو شفاف سازي کنم) . اهل دروغ و اين چرت و پرت ها هم نيستم .

داستان سکس رویایی من با زن عمو [1]

نوشته Thomas-Sexy در 18. شهريور 1391 - 13:07

سلام .
من امیرحسین هستم متولد 1368 و 23 سالمه. یک پسر خوش قیافه و خوشتیپ از هر نظر که به راحتی میتونه دل هر زن یا دختری رو بدست بیاره (میگن تعریف از خود چیز خوریه میدونم اما برای درک بهتر داستان باید یکسری موارد رو شفاف سازی کنم) . اهل دروغ و این چرت و پرت ها هم نیستم .

داستان سکس رویایی من با زن عمو [1]

نوشته Thomas-Sexy در 18. شهريور 1391 - 12:54

سلام .
من امیرحسین هستم متولد 1368 و 23 سالمه. یک پسر خوش قیافه و خوشتیپ از هر نظر که به راحتی میتونه دل هر زن یا دختری رو بدست بیاره (میگن تعریف از خود چیز خوریه میدونم اما برای درک بهتر داستان باید یکسری موارد رو شفاف سازی کنم) . اهل دروغ و این چرت و پرت ها هم نیستم .

داستان سکس رویایی من با زن عمو [1]

نوشته Thomas-Sexy در 18. شهريور 1391 - 12:50

سلام .
من امیرحسین هستم متولد 1368 و 23 سالمه. یک پسر خوش قیافه و خوشتیپ از هر نظر که به راحتی میتونه دل هر زن یا دختری رو بدست بیاره (میگن تعریف از خود چیز خوریه میدونم اما برای درک بهتر داستان باید یکسری موارد رو شفاف سازی کنم) . اهل دروغ و این چرت و پرت ها هم نیستم .

داستان سکس رویایی من با زن عمو [1]

نوشته Thomas-Sexy در 18. شهريور 1391 - 12:48

سلام .
من امیرحسین هستم متولد 1368 و 23 سالمه. یک پسر خوش قیافه و خوشتیپ از هر نظر که به راحتی میتونه دل هر زن یا دختری رو بدست بیاره (میگن تعریف از خود چیز خوریه میدونم اما برای درک بهتر داستان باید یکسری موارد رو شفاف سازی کنم) . اهل دروغ و این چرت و پرت ها هم نیستم .

داستان سکس رویایی من با زن عمو [1]

نوشته Thomas-Sexy در 18. شهريور 1391 - 12:47

سلام .
من امیرحسین هستم متولد 1368 و 23 سالمه. یک پسر خوش قیافه و خوشتیپ از هر نظر که به راحتی میتونه دل هر زن یا دختری رو بدست بیاره (میگن تعریف از خود چیز خوریه میدونم اما برای درک بهتر داستان باید یکسری موارد رو شفاف سازی کنم) . اهل دروغ و این چرت و پرت ها هم نیستم .

داستان سکس رویایی من با زن عمو [1]

نوشته Thomas-Sexy در 18. شهريور 1391 - 12:44

سلام .
من امیرحسین هستم متولد 1368 و 23 سالمه. یک پسر خوش قیافه و خوشتیپ از هر نظر که به راحتی میتونه دل هر زن یا دختری رو بدست بیاره (میگن تعریف از خود چیز خوریه میدونم اما برای درک بهتر داستان باید یکسری موارد رو شفاف سازی کنم) . اهل دروغ و این چرت و پرت ها هم نیستم .

داستان سکس رویایی من با زن عمو [1]

نوشته Thomas-Sexy در 18. شهريور 1391 - 12:43

سلام .
من امیرحسین هستم متولد 1368 و 23 سالمه. یک پسر خوش قیافه و خوشتیپ از هر نظر که به راحتی میتونه دل هر زن یا دختری رو بدست بیاره (میگن تعریف از خود چیز خوریه میدونم اما برای درک بهتر داستان باید یکسری موارد رو شفاف سازی کنم) . اهل دروغ و این چرت و پرت ها هم نیستم .

آموزش نوشتن داستان سکسی ب روش افراد جلقی و حشر بالا

نوشته AMO0 ARMIN در 7. شهريور 1391 - 23:22

1‏_سنتون رو باید بین 20تا 30بگید
2‏_داستانو باید ربط بدید ب 2تا 3سال پیش 3_شما تو کف ی زن یا دختر هستید ک دوس دارید باهاش سکس کنید
4‏_دست بر قضا اتفاقات جوری پیش میره ک بتونید بکنید
5‏_اون روز زنه با تاپ تنگ و شلوارک رو مبل میشینه
6‏_اول ازش لب میگیرید بعد میرید سراغ سینه هاش و بعد کسش
7‏_زنه کیرتو تا ته میخوره
8‏_اول کسشو میکنید بعد میرید سراغ کونش؛آبتونو تا ته میریزید تو کونش
9‏_از اون روز ب بعد هفته ای 2 دفعه اونو میکنید

سکس منو لیدی گاگا

نوشته AMO0 ARMIN در 4. شهريور 1391 - 2:10

25سالمه؛طی فرایندی با لیدی گاگا آشنا شدم؛طی فرایندی خودجوش فهمیدم ک خیلی دوسم داره؛اول کسشو خوردم بعد اون کیرمو خورد؛بعد کردمش گفت از کون؛از کونم کردمش و آبمو تا ته ریختم تو کونش؛از اون روز تا حالا هفته ای 3بار باهم سکس داریم؛
فحش نده اگه بدی برگرده ب خانوادت
اگه خوشت اومد ک مثل من دیوانه ای
اگه بدت اومد بزارش آب سرد

سکس منو کیتی پری؛کاملاواقعی

نوشته AMO0 ARMIN در 4. شهريور 1391 - 1:48

ی مردی بود 20تا 30ساله؛یا کاگر بود یا کارمند؛یهو طی یک فرایند با ی دختریا زن شوهر دار تنها شد و از رو شانس تیکه ای انداخت گرفت؛شروع ب لب گرفتن کرد؛بعد کس زنه رو خود بعد زنه مال مردرو خورد بعد مرده کردش زنه گفت از کون؛مرده از کونم کردش آبشم ریخت توکونه زنه؛
از اونموقع هفته ای چندبار با زنه سکس داره؛
هرکه فحش بده انگار ب ناموسش فحش داده ومن جوابشو نمیدم اگرم خوشتون اومد بگید چند نوع دیگه هم بلدم؛خوشتونم نیوم بزارید آب سرب

اولین سکس من در مغازه

نوشته martinredford در 3. شهريور 1391 - 20:00

سلام این داستان اولین تجربه سکس منه با یه جنده..

ما به حساب 3 تا کارگر بودیم تو 1مغازه که یکی ا زکارگرا که رفیق جینگمونه...یه جنده خونه آشنا داشت اسم صاحبشم پروین بود فکر کنم..

زنگ زد بهش گفت پروین یه جنده بفرست ما 3 نفریم مکان هم داریم..مکانمون پشت مغازه بود تو 1 اتاق...

بعد ساعت 4 ظهر شد من مشتری داشتم راه مینداختم که یهویی اون یکی کارگر بهم اشاره کرد گفت ببین اومده بعد به صندلی نگاه کردم دیدم یه دخت رچاق کیری نشسته فکر کنم 90 کیلو بود وزنش....خیل یکیری بود هیکلش...

ضربه روحی از همسر نا خواسته ام

نوشته sex ta marg در 2. شهريور 1391 - 11:47

سلام نمیدونم شما چقدر به خودتون ارزش میدین چقدر به خدا اعتقاد دارید این واقعییتی که دارم مینویسم با عث شد که نگرش من نسبت به زندگی کاملا عوض بشه و از همین جا برینم به هرچی مسلمونه که میگن خدایی وجود داره من بیست سالم هستش توی شهرک اندیشه بین تهران و کرج هم کار میکنم هم زندگی میکنم تنهایی. چون دانشگاهم قزوین هستش برام رفتو امد سخت بودش و یه خونه توی اندیشه گرفتم و خونه مادر پدرم تهرانه که بیشتر من به اونا سر میزنم تا اونا به من کار من تو زمینه املاک هستش من مشاور املاک هستم و بد بختی من از اینجا شروع شد که

یک نمونه ی داستان های سکسی فارسی

نوشته Lover.Anal در 30. مرداد 1391 - 10:47

یه روز رفته بودم خونه ی خالم در زدم دیدم کسی درو باز نمیکنه بعد یهو در به اذن پرودگار باز شد من رفتم تو، دیدم خالم تو حمومه، خالم یه زن سی و دو ساله ی سفید پوست و تپل با سینه های گرده که همه مردا و زنا وبچه های فامیل تو کفشن!
بعد دیدم خالم داره صدام میکنی میگه قادر بیا پشت منُ کیسه بکش بعد منم با خجالت رفتم تو براش کیسه کشیدم گفت نه قادر اینطوری تمیز نمیشه ب
اید منُ بکنی تا پشتم تمیز بشه.
منم شروع کردم به کردنش تعریف از خود نباشه من "مجنونمُ سر به زیر دارم / سی سانت مفید کیر دارم" تازه من کلا یه چیز تو مایه های کویره لوتم آبم اصن نمیاد.

من ، سمیه..

نوشته Shahin Elfin در 28. مرداد 1391 - 4:21

همیشه این اتفاق واسم تازگی خاص خودش رو داره.. مواقعی که یادش میفتم به شکل یه نوع تجربه ی تلخ و شیرین توی ذهنم بهش نگاه میکنم . امیدوارم حالا که توی حس خوبی هستم ، نوشتم مثل جلقیات دیگران از اب در نیاد و از خوندنش لذت ببرید ، هرچند تاحالا چیزی ننوشتم ، اما شیرین ترین سکسم رو دوست دارم با حوصله بنویسم . .

خواهر دوستم

نوشته ∂mo ∂lį در 27. مرداد 1391 - 13:00

سلام میخوام اتفاقی که چند روز پیش واسم افتاد روبگم
یک دوستی دارم به اسم حسام چند وقت پیش بهم گفت اگه یک چیزی رو بهت بگم به کسی نمیگی گفتم ما که این حرفا رو نداریم دیدم گفت من خیلی وقته تو کف خواهرمم ولی نمیدونم چطوری بکنمش.گفت که تو بیا با خواهرم دوست شو ببر بکنش و فیلم بگیر ازش بعد بده به من که آتو داشته باشم و بکنمش
حالا من موندم چیکار کنم این بود که اومدم از شما مشورت بگیرم به نظر شما چیکار کنم????

پیشنهاد

نوشته reza15 در 17. مرداد 1391 - 14:25

کاش دوستان به جای داستانهای سکسی میومدن و تخیلات خودشون رو مینوشتن که باکی دوست دارن سکس کنن و چجوری و اینقدر از خوشون داستان در نیارن تا ایقد ناسزا نشنوند.و هم خوشونو خالی میکردن. تا به جای تعریف این داستانهای خیالی که بعضا بد نوشته میشن واقعا....

آرزوی بر باد رفته

نوشته godaze در 1. مرداد 1391 - 16:01

آرزوهای بر باد رفته تون رو اینجا بنویسید تا هم خودتون راحت بشید هم دیگران از تجربه تون استفاده کنن!! ضمنا بگید اگه بازم توی موقعیتی که از دست دادید قرار میگرفتید این بار چی کار می کردید؟
91097_172.gif

صفحات

اشتراک در RSS - خاطرات و داستان های سکسی شما