شما اینجا هستید

خاطرات و داستان های سکسی شما

خاطره ی سکسی جالبی دارید؟ این بخش برای شماست.

سکس منو کیتی پری؛کاملاواقعی

نوشته AMO0 ARMIN در 4. شهريور 1391 - 1:48

ی مردی بود 20تا 30ساله؛یا کاگر بود یا کارمند؛یهو طی یک فرایند با ی دختریا زن شوهر دار تنها شد و از رو شانس تیکه ای انداخت گرفت؛شروع ب لب گرفتن کرد؛بعد کس زنه رو خود بعد زنه مال مردرو خورد بعد مرده کردش زنه گفت از کون؛مرده از کونم کردش آبشم ریخت توکونه زنه؛
از اونموقع هفته ای چندبار با زنه سکس داره؛
هرکه فحش بده انگار ب ناموسش فحش داده ومن جوابشو نمیدم اگرم خوشتون اومد بگید چند نوع دیگه هم بلدم؛خوشتونم نیوم بزارید آب سرب

اولین سکس من در مغازه

نوشته martinredford در 3. شهريور 1391 - 20:00

سلام این داستان اولین تجربه سکس منه با یه جنده..

ما به حساب 3 تا کارگر بودیم تو 1مغازه که یکی ا زکارگرا که رفیق جینگمونه...یه جنده خونه آشنا داشت اسم صاحبشم پروین بود فکر کنم..

زنگ زد بهش گفت پروین یه جنده بفرست ما 3 نفریم مکان هم داریم..مکانمون پشت مغازه بود تو 1 اتاق...

بعد ساعت 4 ظهر شد من مشتری داشتم راه مینداختم که یهویی اون یکی کارگر بهم اشاره کرد گفت ببین اومده بعد به صندلی نگاه کردم دیدم یه دخت رچاق کیری نشسته فکر کنم 90 کیلو بود وزنش....خیل یکیری بود هیکلش...

ضربه روحی از همسر نا خواسته ام

نوشته sex ta marg در 2. شهريور 1391 - 11:47

سلام نمیدونم شما چقدر به خودتون ارزش میدین چقدر به خدا اعتقاد دارید این واقعییتی که دارم مینویسم با عث شد که نگرش من نسبت به زندگی کاملا عوض بشه و از همین جا برینم به هرچی مسلمونه که میگن خدایی وجود داره من بیست سالم هستش توی شهرک اندیشه بین تهران و کرج هم کار میکنم هم زندگی میکنم تنهایی. چون دانشگاهم قزوین هستش برام رفتو امد سخت بودش و یه خونه توی اندیشه گرفتم و خونه مادر پدرم تهرانه که بیشتر من به اونا سر میزنم تا اونا به من کار من تو زمینه املاک هستش من مشاور املاک هستم و بد بختی من از اینجا شروع شد که

یک نمونه ی داستان های سکسی فارسی

نوشته Lover.Anal در 30. مرداد 1391 - 10:47

یه روز رفته بودم خونه ی خالم در زدم دیدم کسی درو باز نمیکنه بعد یهو در به اذن پرودگار باز شد من رفتم تو، دیدم خالم تو حمومه، خالم یه زن سی و دو ساله ی سفید پوست و تپل با سینه های گرده که همه مردا و زنا وبچه های فامیل تو کفشن!
بعد دیدم خالم داره صدام میکنی میگه قادر بیا پشت منُ کیسه بکش بعد منم با خجالت رفتم تو براش کیسه کشیدم گفت نه قادر اینطوری تمیز نمیشه ب
اید منُ بکنی تا پشتم تمیز بشه.
منم شروع کردم به کردنش تعریف از خود نباشه من "مجنونمُ سر به زیر دارم / سی سانت مفید کیر دارم" تازه من کلا یه چیز تو مایه های کویره لوتم آبم اصن نمیاد.

من ، سمیه..

نوشته Shahin Elfin در 28. مرداد 1391 - 4:21

همیشه این اتفاق واسم تازگی خاص خودش رو داره.. مواقعی که یادش میفتم به شکل یه نوع تجربه ی تلخ و شیرین توی ذهنم بهش نگاه میکنم . امیدوارم حالا که توی حس خوبی هستم ، نوشتم مثل جلقیات دیگران از اب در نیاد و از خوندنش لذت ببرید ، هرچند تاحالا چیزی ننوشتم ، اما شیرین ترین سکسم رو دوست دارم با حوصله بنویسم . .

خواهر دوستم

نوشته ∂mo ∂lį در 27. مرداد 1391 - 13:00

سلام میخوام اتفاقی که چند روز پیش واسم افتاد روبگم
یک دوستی دارم به اسم حسام چند وقت پیش بهم گفت اگه یک چیزی رو بهت بگم به کسی نمیگی گفتم ما که این حرفا رو نداریم دیدم گفت من خیلی وقته تو کف خواهرمم ولی نمیدونم چطوری بکنمش.گفت که تو بیا با خواهرم دوست شو ببر بکنش و فیلم بگیر ازش بعد بده به من که آتو داشته باشم و بکنمش
حالا من موندم چیکار کنم این بود که اومدم از شما مشورت بگیرم به نظر شما چیکار کنم????

پیشنهاد

نوشته reza15 در 17. مرداد 1391 - 14:25

کاش دوستان به جای داستانهای سکسی میومدن و تخیلات خودشون رو مینوشتن که باکی دوست دارن سکس کنن و چجوری و اینقدر از خوشون داستان در نیارن تا ایقد ناسزا نشنوند.و هم خوشونو خالی میکردن. تا به جای تعریف این داستانهای خیالی که بعضا بد نوشته میشن واقعا....

آرزوی بر باد رفته

نوشته godaze در 1. مرداد 1391 - 16:01

آرزوهای بر باد رفته تون رو اینجا بنویسید تا هم خودتون راحت بشید هم دیگران از تجربه تون استفاده کنن!! ضمنا بگید اگه بازم توی موقعیتی که از دست دادید قرار میگرفتید این بار چی کار می کردید؟
91097_172.gif

عکسهای گی (رضا و مهران)

نوشته nuthing در 28. تير 1391 - 22:51

سلام اینم عکسهای کون دادن من به مهران از دوستای شهوانی. عجب کیری داشت 21سانت قدش بود و 5 سانت کلفتیش عاشقشمdd.jpgaa.jpg

عکسهای گی (رضا و مهران)

نوشته nuthing در 28. تير 1391 - 22:49

سلام اینم عکسهای کون دادن من به مهران از دوستای شهوانی. عجب کیری داشت 21سانت قدش بود و 5 سانت کلفتیش عاشقشمdd.jpgaa.jpg

رویای سیاه

نوشته Black lion در 22. تير 1391 - 10:21

سلام این ی داستانه خواستید بگید ادامه شو بذارم
«مامانی، ما رو اینجا آوردن چی کار؟»
این فریبا بود که با مادرش حرف می‌زد. آن‌ها را کف حیاط، پشت به پشت نشانده بودند و مچ دست‌هایشان را دور شکم آنیکی، با زنجیر به هم بسته و رفته بودند.
هرچه فریبا بی‌تاب بود واسترسش را بروز می‌داد، مادرش آرام به نظر می‌آمد.در حالی که به مورچه‌هایی که روی ران‌های گوشتی‍ وسفیدش در حرکت بودند نگاه می‌کرد جواب داد:
ـ «آوردن خلاصمون کنن.»
ـ «خلاصمون کنن مامانی؟ می‌خوان آزادمون کنن؟»
»
ـ «نه کله‌خراب! کدوم برده‌ای رو دیدی آزاد شده باشه؟ می‌خوان ذبحمون کنن.»

مادر زنمو چطوری بکنم؟؟؟

نوشته alikoloft00 در 19. تير 1391 - 16:59

من یه مادر زن دارم می خوام بکنمش... بچه ها خواهشا کمکم کنید چیکار کنم و چی بگم؟؟؟
2 بار به سینه هاش دست زدم از رو لباس چیزی نگفته ولی فکر کنم به پایه شوخی گذاشته و چند بارم به باسنش با دست زدم.... می ترسم کاری کنم همه چی خراب شه.... 47 سالشه و داره یائسه میشه... خیلی دوست دارم بکنمش خواهش می کنم راهنماییم کنید یا تجربیاتتونو بگید.... قوربون همتون

هر كي كه داستان سكسي داره لطف كنه بزاره همه فيض ببريم

نوشته Sadism79 در 15. تير 1391 - 14:24

اونايي كه داستان سكسي دارن و يا خاطره اي نيم سكس لطفا بزارن كه در دسترس عموم باشه.

سکس من و انریکه ایگلسیاس!

نوشته صبا لزبین در 12. تير 1391 - 20:19

فک میکنم از عنوان داستان فهمیده باشید که این داستان خیالیه،ولی فک میکنم برای دفعه اول خوب باشه،البته بیشتر احساسی هستش تا سکسی،و اما:
همه چیز فقط از why not me? شروع شد!

سکس مامان و بابا های ما

نوشته father on mother در 20. خرداد 1391 - 14:36

تا حالا کس دادن مامانتون رو دیدید؟!؟ من دیدم. همین چند روز پیش به مناسبت روز پدر کس و کون مامانم یکی شد
مامان من همیشه با کاندوم جر میخورد ولی اون شب به خاطر بابام مامانم فقط قرص خورد تا بابایی بیشتر حال کنه و البته یه آبی هم نسیب کس مامان بنده بشه.
حالا بگید که مامان شما چطور کس میده؟ تا حالا مامانتون رو زیر بابایی دیدید؟

سکس بابا و مامان های ما

نوشته father on mother در 20. خرداد 1391 - 14:35

تا حالا کس دادن مامانتون رو دیدید؟!؟ من دیدم. همین چند روز پیش به مناسبت روز پدر کس و کون مامانم یکی شد
مامان من همیشه با کاندوم جر میخورد ولی اون شب به خاطر بابام مامانم فقط قرص خورد تا بابایی بیشتر حال کنه و البته یه آبی هم نسیب کس مامان بنده بشه.
حالا بگید که مامان شما چطور کس میده؟ تا حالا مامانتون رو زیر بابایی دیدید؟

عشقم، آنا

نوشته ye pesare tanha در 12. خرداد 1391 - 22:34

سلام به همه دوستاي گلم - اسمم ميلاده و برا بار اوله اينجا مينويسم
اگه جاييش بد بود با نقدتون كمك كنين بعديا بهتر باشه
اول از خودم بگم ميلاد-٢٠ سالمه-قد ١٧٥-وزن ٨٣
اما داستان ...

تجاوز به مامانم

نوشته Dool Gonde در 8. خرداد 1391 - 16:27

تجاوز به مامانم

سلام من علی هستم 21 ساله و واقعیتی رو که میخوام بگم مربوط به 14 ساله پیشه و موقعی که 7 سالم بود!!

سكس سگ ي خوب

نوشته hamed13642 در 1. خرداد 1391 - 8:56

مدت زيادي است كه تصميم گرفتم تا داستانم را برايتان بگويم، من بيست سالم است و در حال تحصيل در رشته دامپزشكي در دانشگاه ميباشم و در مزرعه اي در شمال شهر زندگي ميكنم.
امسال تصميم گرفتم تا بازسازي سايه باني براي اصطبل چهار پايان را انجام دهم.
واز طرفي در كسب تجربه هاي جديد سكسي بسيار پرشورم و بسيار حشري ميباشم.

نفهمیدیم گاییدیم یا گاییده شدیم

نوشته danyfilth در 25. ارديبهشت 1391 - 13:16

سلام
اسمم دانیاله و 28 سالمه. دو ساله که تو یه شرکت کار میکنم. ما تو یک ساختمان هستیم که 4 تا شرکت تو هر طبقه وجود داره . آقا یه راست می رم سر اصل داستان.
تو شرکت ما یه منشی داریم که چیزه باحالیه. مثل بقیه منشیا هم فقط به درد کردن می خوره چون فرق انو با تلفن تشخیص نمیده. اقا ما هم که جوان و از درد همیشگی شق بودن کیر نالان هستیم. تو شرکت مدام براش کس لیسی میکردم و کاراشو انجام می دادم و ... تا بتونم نظرشو جلب کنم. اما جاکش ما رو به پشم کسشم تحویل نمی گرفت. یه دوست انی داشتم که همکارم بود از او دیوسای زمانه.

صفحات

اشتراک در RSS - خاطرات و داستان های سکسی شما