شما اینجا هستید

خاطرات و داستان های سکسی شما

خاطره ی سکسی جالبی دارید؟ این بخش برای شماست.

خانومای داغ مشهدی فقط.بیان تووووو

نوشته قشنگ و زیبا در 21. تير 1393 - 1:32

سلام
اسمم احسان .بیست وسه سالمه.دانشجوام.دنبال یه خانوم خوشگل و بامعرفت و داغ میگردم واسه یه دوستی پایدار.پایه همه چی هستم.
قدم ۱۸۰ وزنمم۷۲
خوشتیپ و خوش لباس و خوش قیافم بدنمم ورزشکاریه
و تو سکس باتجربه وکار بلدم
الانم‌تنهام
این‌ایمیلمه‌خوشحال میشم‌ کسی از تنهایی درم‌بیاره
jokerjoker181@gmail.com
همینجا تو شهوانی خصوصی هم بدین جواب میدم
ممنون

طنز سکسی | کردن دختر خاله

نوشته 8300 در 20. تير 1393 - 16:38

سلام اسم من فلانه اولین بارمه دارم داستان مینویسم .. این یکی از بهترین خاطرات منه .. بریم سراق ثزاغ صراق داستان ... کیر من 80 سانته کلفتیش هم 100 سانت..از بچگی بدنسازی حرفه ای میرفتم .. (پی نوشته : در داستان های سکسی معمولا همه خعلی خوشگل و بدن هام که بیسته بیست :| اینایی هم که توی بازار میبینم ایرانی نیستن .. توریستن *biggrin* ) من یه دختر خااله دارم خعلی خوشگله بدنش سکسی کون بزرگ، کس قشنگ.... اقا یه روز داشتم با تخمام بازی میکردم که دیدم واسم اس ام اس اومد .. دیدم دختر خاله جون اس داده بیا خونمون کارت دارم .. مام که تو کف ریپلای زدم اوکی الان میام ..

کردن زن دایی ملیحه

نوشته estagh در 15. تير 1393 - 21:48

کردن زن دایی.ملیحه من امیر 22سالمه این داستانی که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به۶ ماه پیش که من تازه خدمتمو تموم کرده بودم خب بریم سراغ داستان راستش منا همون بچهگی که ده دوازده سالم بود تو کف زن داییم بودم وبه همون بهانه با پسر داییم احسان دوست شده بودم یادم رفت بگم زن داییم تقریبا۴۵ سال عمرش بود واحسان هم ۲سال از من کوچکتر بود من همیشه تو کف کون گنده وسفید زن داییم بودم که هر وقت میومد خونمون من از پشت اون کون گندهشو دید میزدمو بعضی وقتها که خونشون هیشکی نبود میرفتم شرتشو از حمومشون ور میداشتمو باهاش جرق میزدم این شرایط ادامه داشتتا وقتی که احسان رفت خدمت دقیقا وقتی که من خدمتمو تموم

سکس عاشقونه زیر دوش حمام با دوست دخترم مریم

نوشته shayan666 در 10. تير 1393 - 19:02

متن خاطره:

این اولین خاطره ای که من میخوام بنویسم و اگه عیب و ایرادی داشت به بزرگیه خودتون ببخشید ! نظر هم فراموش نشه تا ترغیب بشم بازم خاطره بنویسم و یا دیگه ننویسم !
من اشکانم الان 25 سالمه . این داستان مال 5 سال پیشه که من 20 سالم بود زمانی که حشرم بالا بالاتر رفت و چسبیده به سقف و فکر کنم یک 20 سالی به سقف چسیبده باشه . قبلا یک سایت سکسی خیلی معروف بود که دیگه نیست ! توی اون سایت با یک دختر فوق العاده سکسی اشنا شدم که خیلی از خودم هات تر بود که اسمش مریم بود و از روی پست هاش فقمیده بودم که مرد قد بلند خیلی دوست داره. من قد بلندم و دوست دخترم هم به نسبت دخترای ایرانی قد مناسبی داره .خلاصه بعد از چند روز اس ام اس بازی باهاش قرار گذاشتم. خیلی دختر رو فرمی بود یادمه وقتی دیدمش کلی با خودم حال کردم که با همچین دختری از توی اینترنت اشنا شدم اونم در شرایطی که اون نمیدونست من ماشین دارم و دانشجوی رشته مهندسی ام.
مریم همون اول چشممو گرفت اخه سینه های برجستش از روی مانتو ادمو مست میکرد و موهای پریشونش که از شالش اومده بود بیرون شدیدا ادم سکسی میکرد.صورت زیباش هم که نمیدونم چجوری وصف کنم.

از کدوم قسمت فیلم پورن خوشتون میادو آبتونو میاره؟+عکش

نوشته maryami_mm در 9. تير 1393 - 12:14

هم دخترا هم پسرا بگند که وقتی میخواند با دیدن عکس یا فیلم خود ارضایی کنند کجای فیلمو بیشتر دوس دارند ببینند که حشری بشند و آبشون بیاد؟؟
کدوم بازیگر بیشتر تحریکتون میکنه؟

سخته ک تنها باشی !

نوشته respina87 در 8. تير 1393 - 15:04

کوچکتر که بودم فک میکردم تنهایی یعنی وقت هایی که هیچکی خونه نیست!
اما در اصل...
تنهایی یعنی.. این همه آغوش برات بازه اما تو همونو میخوای که که کنارت نیست...
تنهایی یعنی... ببینی گوشیت از خودت ساکت تره...
تنهایی یعنی.... خیلی وقته دستام با لیوان چایی گرم میشه....
تنهایی یعنی... کلی جمله ی قشنگ تو گوشیت داری ولی کسیو نداری که واسش بفرستی....
تنهایی یعنی.... کسی نباشه وقتی میری بیرون از بودن با اون لذت بری....
تنهایی یعنی... تو خیابون وقتی دو نفر کنار هم خوشحال ببینی
با یه لبخند تلخ نگاه کنی و بگی چی میشد تو هم الان کنارم بودی

من و ماساژ دادن خاله ی خوشگلم

نوشته sarakirkhor در 6. تير 1393 - 16:39

<strong>سلام من این داستان رو از زبون یکی از دوستام می گم.
اسمم علی هست متولد کرج عاشق گی و سکس.
یک روز که رفتم خونه ی خالم که اسمش آیدا هست تا پرده ی خانه شون رو بزنیم.
خالم گفت علی یکم کمرم رو ماساژ می دی ؟
گفتم باشه لباسش ور در آورد تا ماساژش بدم
اولش همچی معمولی بود تا این که من نزدیک سینه هاش شدم می مالیدم و کیرم هم بزرگ شده بود
بعدش گفتم خاله برگرد تا شکیمت رو هم ماساژ بدم گفت نه ! گفتم خاله حالا بزار یک ماساژ حسابی
بدمت گفت باشه چون خیلی اسرار می کنی باشه

"" سکس زنم و آرش بیرون ایران ""

نوشته arash india در 3. تير 1393 - 19:40

همه چیز از وقتی شروع شد که برای ادامه تحصیل همراه خانومم از ایران خارج شدم . یک سالی بود عقد بودیم و وقتی دوره ی کارشناسی رو تموم کردم برای ادامه درس تصمیم گرفتم به خارج از ایران برم و توی فکرم بود بعد از تموم شدن درسم جایی بیرون از ایران اقامت بگیریم و بمونیم .
یک ماه قبل از رفتن از ایران وقتی ویزا و همه کارهامون درست شد یه عروسی خوب ولی جمع و جور گرفتیم و از ایران رفتیم . ماه های اول خیلی سخت بود . تا به محیط و فرهنگ و آدم های یک جای جدید عادت کنی خیلی طول میکشه . تا بتونی چندتا دوست پیدا کنی و از تنهایی غربت فرار کنی .

لطفا کمکم کنید تا با زن عموم سکس داشته باشم

نوشته siya1371 در 3. تير 1393 - 16:11

من 22 سالمه و زن عمومم حدودا 34 سالشه چهار پنج ساله که نخ میده و من بد جوری حشری کرده خیلی دلم میخواد باهاش سکس داشته باشم اینو هم یقینا میدونم که اون بیشتر از من طالبه سکس هست اما من از طرفی روم نمیشه و از طرفی هم نمیدونم چطوری سر موضوع رو باهاش باز کنم در ضمن این وسط حس خیانت به عمومم داره منو می‌کشه اون حسو میتونم با انداختن تقصیر به گردن زم عموم سرکوب کنم اما اینکه به این آرزوی چندین ساله چطور برسم برام یه چالش شده راستی این اواخر دیگه زیاد هم خونشون نمیرم چون راه حلی برای مشکلات بالا ندارم اگه میشه راهنماییم کنید تا بتونم این آرزو رو برآورده کنم

لطفا کمکم کنید تا با زن عموم سکس داشته باشم

نوشته siya1371 در 3. تير 1393 - 16:11

من 22 سالمه و زن عمومم حدودا 34 سالشه چهار پنج ساله که نخ میده و من بد جوری حشری کرده خیلی دلم میخواد باهاش سکس داشته باشم اینو هم یقینا میدونم که اون بیشتر از من طالبه سکس هست اما من از طرفی روم نمیشه و از طرفی هم نمیدونم چطوری سر موضوع رو باهاش باز کنم در ضمن این وسط حس خیانت به عمومم داره منو می‌کشه اون حسو میتونم با انداختن تقصیر به گردن زم عموم سرکوب کنم اما اینکه به این آرزوی چندین ساله چطور برسم برام یه چالش شده راستی این اواخر دیگه زیاد هم خونشون نمیرم چون راه حلی برای مشکلات بالا ندارم اگه میشه راهنماییم کنید تا بتونم این آرزو رو برآورده کنم

تابستان رویایی با پسردایی کوچکم

نوشته payam85 در 31. خرداد 1393 - 16:10

داستان من مربوط به 10 سال پیش میشه. اولین تابستونی ک از قبولی کنکورم میگذشت. اونموقع من ی بچه مثبت خرخون بودم ک با سکس جز در تخیلاتم برخورد واقعی نداشتم. جرات نزدیک شدن ب دختر جماعت هم نداشتم. برلی تعطیلات ب شهرستان رفته بودم. همبازی و رفیق من اونجا پسردایی 12 سالم بود. سبزه، توپر و نمکی با موهای لخت. خودش پایه تر از من بود. استخر رفته بودیم با هم، اولین بار بطور اتفاقی دستم ب کیرش خورد. کوچیک ولی داغ! خندید فهمیدم خوشش اومده، باز ب ظاهر اتفاقی دستم را ب کیرش زدم. باورم نمیشد با خنده گفت مال من رو بمال. همزمان خودش هم زیر آب برای من میمالید.

سکس من در سن کم

نوشته Changiz 0111 در 30. خرداد 1393 - 1:20

سلام دوستان من 23 سالمه و این داستانی که دارم براتون مینویسم مربوط میشه به سال پیش وقتی 15 سالم بود چون دارم با موبایل مینویسم ممکنه پر از اشکال باشه ممکنه با نت ضعیف موبایل تاپیک ایجاد نشه Fool خب من علی هستم و این خاطره مال موقعی که من اول دبیرستان بودم یعنی تابستونی که میرفتم.

سکس دیشب من و آقای غیرتی...کوتاهه بخونید

نوشته la4 در 29. خرداد 1393 - 11:37

دیشب فوق العاده بود ...قبلش فقط به شوهرم گفتم دلم میخواد امشب جوری سکس کنیم ک صدامو کل دنیا بشنون..

رفتیم تو یه خونه باغ که خیییلی تاریک بود

اولین کاری ک کردم یه کم عصبیش کردم
گفتم بعد از یه سال اومدم شهوانی و با یه پسر خیلی سکسی و خشن آشنا شدم...یکی ک حسمو درک میکنه
گفتم دلم میخواد اون اسپنکم کنه

سجاد و ماهرخ

نوشته gorkhar در 21. خرداد 1393 - 2:33

ﮔﺮﺳﻨﻢ ﺑﻮﺩ. ﻛﺴﻲ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﺒﻮﺩ ﺭﻓﺘﻢ ﺍﺯ ﻃﺒﻘﻪ
ﺑﺎﻻ ﻛﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻱ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ
ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻴﻜﺮﺩﻥ ﻏﺬﺍ ﺑﮕﻴﺮﻡ ﻛﻪ
ﺧﺎﻟﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﺩﻭﺳﺘﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﻼﻡ
ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮﺳﻲ ﻣﻦ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺍﻳﻨﻪ ﻭ ﻏﺬﺍ
ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ ﻭ ﻛﺴﻲ ﻫﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﻴﺴﺖ . ﮔﻔﺖ
ﻣﻨﻢ ﺗﻨﻬﺎﻡ ﺻﺒﺮ ﻛﻦ ﺑﻴﺎﻡ ﺧﻮﻧﺘﻮﻥ ﻏﺬﺍ ﺩﺭﺳﺖ
ﻛﻨﻢ ﺑﺮﺍﺕ ﻭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺨﻮﺭﻳﻢ . ﻣﻨﻢ ﻗﺒﻮﻝ ﻛﺮﺩﻣﻮ
ﺭﻓﺘﻢ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺗﺎ ﺑﻴﺎﺩ. ﻭﺍﻱ ﻣﺎﻫﺮﺥ ﻫﻤﻮﻥ ﺯﻧﻪ
ﺩﻭﺳﺘﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻳﻪ ﺯﻧﻪ 32 ﺳﺎﻟﻪ ﻛﻪ ﺑﻬﺶ
ﻣﻴﻮﻣﺪ 25 ﻳﺎ 26 ﺳﺎﻟﺶ ﺑﺎﺷﻪ. ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﺵ
ﻣﻴﺴﻮﺧﺖ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ
ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﺴﺘﻦ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺸﻦ . ﺑﻴﭽﺎﺭﻩ ﺗﺎ ﺑﭽﻪ
ﻣﻴﺪﻳﺪ ﺍﻳﻨﻘﺪﺭ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺑﺎﺯﻱ ﻣﻴﻜﺮﺩﻭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ

داستان گی شدنم

نوشته ناشناس 357 در 20. خرداد 1393 - 20:04

سلام به دوستان
میخوام امروز موضوع گی شدنمو بهتون بگم
راهنمایی بودم که با جلق زدن و از این جور کارا آشنا شدم و از اون موقع من این کارارو دنبال کردم.
تو اوایل دوره دبیرستان کیر خودمو خوردم و مثل این فیلما توپ کردم تو کونم و قشنگ گشادش کردم تا جایی که نمیتونستم خودمو کنترل کنم.
مثل یه دختر جنده شده بودم که هرروز با کونش ور میرفت
تخلاصه بگم داستان از اونجایی شروع میشه که من مثل دیوونه ها شده بودم.یه روز با یکی از دوستای صمیمیم رفتیم پارک صحبت سر سکس و از اینجور حرفا بالا گرفت و منم بهش گفتم که طعم کیر خودمو و آبکیرمو چشیدم و کونمو قشنگ گشاد کردم.

صفحات

اشتراک در RSS - خاطرات و داستان های سکسی شما