شما اینجا هستید

خاطرات و داستان های سکسی شما

خاطره ی سکسی جالبی دارید؟ این بخش برای شماست.

سکس من در سن کم

نوشته Changiz 0111 در 30. خرداد 1393 - 1:20

سلام دوستان من 23 سالمه و این داستانی که دارم براتون مینویسم مربوط میشه به سال پیش وقتی 15 سالم بود چون دارم با موبایل مینویسم ممکنه پر از اشکال باشه ممکنه با نت ضعیف موبایل تاپیک ایجاد نشه Fool خب من علی هستم و این خاطره مال موقعی که من اول دبیرستان بودم یعنی تابستونی که میرفتم.

سکس دیشب من و آقای غیرتی...کوتاهه بخونید

نوشته la4 در 29. خرداد 1393 - 11:37

دیشب فوق العاده بود ...قبلش فقط به شوهرم گفتم دلم میخواد امشب جوری سکس کنیم ک صدامو کل دنیا بشنون..

رفتیم تو یه خونه باغ که خیییلی تاریک بود

اولین کاری ک کردم یه کم عصبیش کردم
گفتم بعد از یه سال اومدم شهوانی و با یه پسر خیلی سکسی و خشن آشنا شدم...یکی ک حسمو درک میکنه
گفتم دلم میخواد اون اسپنکم کنه

سجاد و ماهرخ

نوشته gorkhar در 21. خرداد 1393 - 2:33

ﮔﺮﺳﻨﻢ ﺑﻮﺩ. ﻛﺴﻲ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﺒﻮﺩ ﺭﻓﺘﻢ ﺍﺯ ﻃﺒﻘﻪ
ﺑﺎﻻ ﻛﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻱ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ
ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻴﻜﺮﺩﻥ ﻏﺬﺍ ﺑﮕﻴﺮﻡ ﻛﻪ
ﺧﺎﻟﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﺩﻭﺳﺘﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﻼﻡ
ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮﺳﻲ ﻣﻦ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺍﻳﻨﻪ ﻭ ﻏﺬﺍ
ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ ﻭ ﻛﺴﻲ ﻫﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﻴﺴﺖ . ﮔﻔﺖ
ﻣﻨﻢ ﺗﻨﻬﺎﻡ ﺻﺒﺮ ﻛﻦ ﺑﻴﺎﻡ ﺧﻮﻧﺘﻮﻥ ﻏﺬﺍ ﺩﺭﺳﺖ
ﻛﻨﻢ ﺑﺮﺍﺕ ﻭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺨﻮﺭﻳﻢ . ﻣﻨﻢ ﻗﺒﻮﻝ ﻛﺮﺩﻣﻮ
ﺭﻓﺘﻢ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺗﺎ ﺑﻴﺎﺩ. ﻭﺍﻱ ﻣﺎﻫﺮﺥ ﻫﻤﻮﻥ ﺯﻧﻪ
ﺩﻭﺳﺘﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻳﻪ ﺯﻧﻪ 32 ﺳﺎﻟﻪ ﻛﻪ ﺑﻬﺶ
ﻣﻴﻮﻣﺪ 25 ﻳﺎ 26 ﺳﺎﻟﺶ ﺑﺎﺷﻪ. ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﺵ
ﻣﻴﺴﻮﺧﺖ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ
ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﺴﺘﻦ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺸﻦ . ﺑﻴﭽﺎﺭﻩ ﺗﺎ ﺑﭽﻪ
ﻣﻴﺪﻳﺪ ﺍﻳﻨﻘﺪﺭ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺑﺎﺯﻱ ﻣﻴﻜﺮﺩﻭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ

داستان گی شدنم

نوشته ناشناس 357 در 20. خرداد 1393 - 20:04

سلام به دوستان
میخوام امروز موضوع گی شدنمو بهتون بگم
راهنمایی بودم که با جلق زدن و از این جور کارا آشنا شدم و از اون موقع من این کارارو دنبال کردم.
تو اوایل دوره دبیرستان کیر خودمو خوردم و مثل این فیلما توپ کردم تو کونم و قشنگ گشادش کردم تا جایی که نمیتونستم خودمو کنترل کنم.
مثل یه دختر جنده شده بودم که هرروز با کونش ور میرفت
تخلاصه بگم داستان از اونجایی شروع میشه که من مثل دیوونه ها شده بودم.یه روز با یکی از دوستای صمیمیم رفتیم پارک صحبت سر سکس و از اینجور حرفا بالا گرفت و منم بهش گفتم که طعم کیر خودمو و آبکیرمو چشیدم و کونمو قشنگ گشاد کردم.

دختر خاله ی زشت من مژده

نوشته kos milisam در 18. خرداد 1393 - 18:25

دختر خاله ی زشت من مژده من رضا هستم و الان ... ساله هستم اهل جنوبم.داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به هفت هشت سال پیش میشه.من قیافه و تیپ خیلی خوبی دارم و خیلی پسر با معرفت و خوبی بودم اما چه کنم که شرایط از من یه پسر بد(در چند مورد مثل این داستان) ساخت و پاکی و نجابت خودمو از دست دادم...این داستان آزمایشی است امشب کل داستان رو میذارم لطفا شکیبا باشید.شما بزودی با داستانهای زیبا و واقعی من به اوج لذت خواهید رسید.لطفا به جان هر کسی که براتون عزیزه فحش ندین.مرسی

کس و کون های پاکدشت بشتابید.من آماده ام تا بکنمتون

نوشته ali shen2ke در 18. خرداد 1393 - 17:00

کس و کون میکنم پس مشتاقانی ک تو پاکدشتین بشتابید.alizeyni1993@gmail.com

کردن دختر و پسر

نوشته ali shen2ke در 18. خرداد 1393 - 15:15

هرکی میخواد بکنمش بیاد پاکدشت تهران منتظرتون هستم کس وکون خوشگلا.جا ندارم ولی ی کیر کلفت مخصوص سکس دارم.این ایمیلمه:alizeyni1993@gmail.com.خیلی فوری نیازمند ی کس یا کون هستم پس میل بزنید یا پیام خصوصی بذارین واسم

▲❤✽★♛ یک داستان صد در صد واقعی نظر بدهید▲❤✽★♛

نوشته ♥پسر چوچوله خور♥ در 16. خرداد 1393 - 11:46

این داستان یه دختر دانشجو کاملا واقعی از منابع معتبر

یه سوال دارم از خودارضایی؟جواب بدید

نوشته mehdi_apachi در 15. خرداد 1393 - 12:44

من از 16 سالگی خود ارضایی می کردم.
الان 25 سالم شده ، 3 تا دوست دختر دارم که هر 3 تاشونو هم میکنم ، خیلی هم داغ هستم و تا 2 بار آبمو نیارم ول کن ماجرا نیستم!! ولی نمیدونم چرا با اینکه سکس به این خوبی دارم بازم 1 روز که میگذره میرم خود ارضایی میکنم.چندبارم شده که 1 بار تو سکس ارضا شدم 2 ساعت بعدش رفتم خود ارضایی کردم.
الان نمیدونم چیکار کنم این خود ارضایی لامصبو ترک کنم.....

شهرزاد کاندوم پاره شد!

نوشته shayan1023 در 15. خرداد 1393 - 1:19

من شایانم و 19 سالمه اینی که نوشتم خاطرس داستان نیست.رابطه من با شهرزاد از اونجایی شروع شد که من با چندتا از دوستام ادمین یه پیچ توی فیسبوک بودیم.یه روز شری ینی همون شهرزاد بهم مسج داد که این شماره ی منه هروقت کار داشتی بهم ز بزن منم به تخمم گرفتم اصلا جوابشو ندادم چند روز گذشت و من یه کاری برام پیش اومد مجبور شدم ک بهش زنگ بزنم بره یه پست رو بزاره چون من نت نداشتم خلاصه اینجوری شد که شماره ی من رسید دستش، بعد از 3 ماه پیج ما خیلی طرفدارش زیاد شد و ما معروف شدیم با رفیقامون برنامه چیدیم که اینو از پیج شوت کنیم بیرون خلاصه یکی از بچه ها انداختش بیرون...بعد از چند ساعت ز زد به من گف دیدی چیکا

خانم های تپل لطفا تماس بگیرند

نوشته metallurg در 15. خرداد 1393 - 1:13

خانم های تپل و باشخصیت که به اندازه کافی بزرگ شده اند جهت دوستی در هر سطحی که میخواهند لطفا پیام بگذارند. دوستان عزیزی که قصد بازی و سرگرمی دارند لطفا مزاحم نشوند. حوصله بجه بازی ندارم، دنبال کسی میگردم که بزرگ باشه و حرفمو بفهمه....
metallurg2012@yahoo.com

داستان سکسی ازمنم مثل تو تنهام

نوشته منم مثل تو تنهام در 21. ارديبهشت 1393 - 21:08


سلام دوستان این اولین باره که توبخش داستان دارم فعالیت میکنم نمی دونم شایدم داستانم تکراری باشه به هرحال من چندتا داستان دارم نظر بدین براتون مبزارمشون دوستون دارم ... http://up.shahvani.com/uploads/kodt7kvx.txt

خاطرات شقایق

نوشته shaghayegh_amir در 9. ارديبهشت 1393 - 22:03

نگاه زیبایش بند بند وجودم را دگرگون میکرد... نگاهی از روی عشق آرام دستانش را بر روی کمرم گره کرد و مرا در آغوش گرمش فشرد... بوسه آرامی روی پیشانیم زد و خودم را روی در تخت در آغوشش رها کردم. لبهایش روی لبانم قرار گرفت و شروع به خوردن لبانم کرد ناخواسته بدنم شروع به لرزیدن کرد و آرام در گوشم زمزه کرد که:
- چیزی نیست هرجا خواستی بگو بیشتر جلو نرم...

صفحات

اشتراک در RSS - خاطرات و داستان های سکسی شما