شما اینجا هستید

خاطرات و داستان های سکسی شما

خاطره ی سکسی جالبی دارید؟ این بخش برای شماست.

خاطرات سکسی مینیمال

نوشته admin در 17. بهمن 1389 - 1:22

گاهی خاطراتی را دریافت می کنیم که بیش از حد کوتاه هستند که بتوان آنها را در بخش داستان ها بگذاریم. از طرف دیگر نمی خواهیم این خاطرات را صرفا به خاطر کوتاه بودن کلن حذف کنیم. بنابراین چنین خاطرات مینیمالی را اینجا می گذاریم.

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

مطلب دیگران را در این تاپیک نفرستید

نوشته admin در 2. تير 1389 - 0:57

این تالار برای درج خاطرات سکسی ٬شما٬ است. بنابراین لطفا هر مطلبی را که از خودتان نیست اینجا پست نکنید. برای جلوگیری از تکرار مطالب در سایت و فوروم و در نتیجه اتلاف وقت خواننده، پست هایی که از این قاعده پیروی نکنند بی درنگ پاک خواهد شد.

اگر داستان جالبی روی اینترنت پیدا کردید که اینجا نیست، می توانید آن را توسط «خاطرات سکسی شما» برایمان بفرستید.

با سپاس

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

راهنمایی میخوام برای مخ زدن

نوشته omid.tahrani در 25. شهريور 1393 - 23:04

یه زنی تو همسایگی ماست که شوهرش یه بیست سالی ازش بزرگتره!
این زن از لحاظ هیکل و قیافه معرکه س.
من 22 سالمه اون 28
با من خیلی اوکی هست رابطش، همه شماره هاشو دارم و اس هم میدیم بهم
اما بخاطر ظاهر مذهبی که داره(البته باطنش مذهبی نیست) یه جور رفتار میکنه تخم نمیکنم بحث سکسو بکشم وسط!
بنظرتون چیکار کنم؟
چطوری میشه مخشوزد؟
خیلی محشره هیکل و قیافش بدجور تو کفشم کمک کنید رفقا

سکس با زوج آلمانی

نوشته Sara joon 73 در 22. شهريور 1393 - 20:56

سلام
من سارا هستم متاهل 39 سالم هست. تا قبل از سال گذشته با کسی غیر از شوهرم سکس نداشتم. داستانی که دارم می نویسم اولین سکسم با یه روج دیگه هست. سال گذشته به اتفاق همسرم مسافرت استانبول رفتیم. اون اونجا جلسه هم داشت. بعد دو روز شوهرم گفت برای سه روز میره یه شهر دیگه ماموریت. شب دوم تو هتل حسابی حوصله ام سر رفت. ساعت 11 شب رفتم بار هتل. یه شراب سفارش دادم که یه زوج آلمانی رو تو بار دیدم. حدود 30 ساله بودن. من یه دامن کوتاه مشکی با یه تاپ زرد پوشیده بودم. بعد مدتی زوج المانی کنار من نشستن و منو به مشروب دعوت کردن. بعد مدتی سرم حسابی گرم شد.

گی

نوشته I love the penis در 22. شهريور 1393 - 17:12

سلام به نظر شما یه پسر یا یه مرد بااینکه قابلیت برقراری ارتباط با جنس مخالف شو داره و میتونه باهاش سکس کنه چرا با همجنسش ارتباط برقرار میکنه و گی میشه؟منتظر جواباتون هستم... . Preved

داستانش توراهه

نوشته eshantion-44 در 4. شهريور 1393 - 2:59

ملته غیور و همیشه در صحنه ک غیورم یادم رفته اینجورکیه یا قیور خلاصه ی قضیه برام پیش اومده فک کنم 5شنبه از کف در بیام،اگه جور شد براتوت مینویسم حال کنید فلا تو کفش باشید،فحش ندید کونیا *ROFL*
دوستون دارم Preved

سکس با دوست زنم سارا

نوشته payam85 در 3. شهريور 1393 - 9:44

سال اول یا دوم دانشگاه بودم که با مریم آشنا شدم. دختری با چهره معمولی ایرانی ولی پرتحرک و شاد. اونموقع همیشه با دوست صمیمی اش سارا بود. هر دوی آنها از بچه های شاد و خجسته گروه محسوب می شدند. ما رشته مترجمی زبان انگلیسی قبول شدیم و طبیعا رشته پر از دختری بود تقریبا گروه ما 30 نفر بودند که 17 نفرشون دخترا بودند بنابراین محدوده انتخاب من بین اون همه دختر وسیع بود ولی مریم شیرینی خاص خودش رو داشت. دختری با قد 165، اونموقع سینه هاش 70 بود و گندمی و چهره استخوانی، انگار خدا برای من این مجسمه زیبایی رو سفارشی تراشیده بود.

ماساژ یه پسر سکسی

نوشته sarashams13 در 2. شهريور 1393 - 22:33

15 ساله که توی آلمان زندگی می کنم.یادم میاد اون موقع که 25 سالم بود یک بار به حرف دوستم گوش دادم که بهم گفت : سارا کارت خیلی سنگین شده یه مدت مرخصی بگیر و استراحت کن، من یه جای خوب میشناسم واسه ماساژ، ماساژشون عالیه، اگه وقت کردی یه روز برو اونجا.

متأهلها وزوجهای حشری

نوشته Arraadd در 27. مرداد 1393 - 7:14

مردهای متأهل وزوجهای حشری که دوست دارن رابطه اسمس و واتساپ داشته باشن وازسکساشون واندامشون بگن پیام بدن

خاطرات سکسی من از سایت شهوانی

نوشته ashkan_amiri در 26. مرداد 1393 - 18:36

میخوام از خاطراتم تو سایت شهوانی براتون بگم
بچه ها تا آخرش بخونید، چون آخرش میخوام یه خاطره سکسی توپ بگم.
تو این دو سال که عضو شدم پیامای زیادی به دخترای سایت فرستادم و دعوتشون کردم به سکس چت یا سکس تل
یه تعدادی ازشون بهم جواب مثبت دادن، با دخترای زیادی رو سایت شهوانی آشنا شدم و باهاشون سکس چت کردم، بعضیاشون فوق العاده اینکاره بودن و حال میدادن
یادمه یکی از اصفهان بود که گیر داده بود یا اون بیاد تهران یا من برم اصفهان و از دختری درش بیارم و پردشو بزنم. ولی من بهش گفتم که اینکاره نیستم و جرأت اینکه پرده یه دختر رو بزنم ندارم، شرمنده. اونم رفت.

خوردن منی به مامان

نوشته EndNight در 25. مرداد 1393 - 13:52

سلام.
بعد از اتفاقی که پیش اومد تصمیم گرفتم دیگه مستقیم با مامانم کاری نکنم.
برای همین یه فکری به سرم زد.
امروز صبح زود تر از مامان از خواب بیدار شدم و رفتم صبحانه آماده کردم. وقتی شیره مامان رو اماده کردم لیوانو با خودم بردم جای لباس کثیفا . یکی از شرت های کثیف مامانو در اوردم و یکم باهاش حال کردم. وقتی داش ابم میومد سریع ریختمش تو لیوان شیرش . بردمش اشپزخونه یکم همش زدم دیده نشده.

صفحات

اشتراک در RSS - خاطرات و داستان های سکسی شما