شما اینجا هستید

خاطرات و داستان های سکسی شما

خاطره ی سکسی جالبی دارید؟ این بخش برای شماست.

بهترين اتفاق سكسي

نوشته ssexi man در 5. مهر 1390 - 14:43

سلام به تموم دوستاي گلم.ميخام بياين و بهترين اتفاق سكسي كه داشتين بگين, اگه بياين و بگين تالار خوبي ميشه. منتظرم

کونی که ازش سیر نمیشم

نوشته admin در 24. شهريور 1390 - 7:31

این داستانی که میخوام تعریف کنم شروعش بر میگرده به 3 ساله پیش
یه روز داشتم با یاهو مسنجر چت میکردم که دیدم یه نفر پی ام داد ،،،

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

اولين لز من

نوشته hastiii در 22. شهريور 1390 - 17:38

سلام من هستي هستم اين داستان اولين لزم هست البته من لزبين كامل نيستم بيشتر با پسر حال ميكنم تا با دختر ولي اين لزم خيلي بهم حال داد من يه دمست پسر دارم اسمش سيناست دوسش دارم باهمم سكس داريم من قدم 168 وزنم 56 هيكلم خوبه يكم توپر هستم سينه هام 75 هستداستان از اينجا شروع ميشه كه تو چت روم با يه دختري آشنا شدم كه ميگفت لز هست البته اكثر اين دخترا آخرش پسر از آب در ميومدن ولي اين يكي واقعا دختر بود باهاش با تلفن صحبت كردم مطمئن شدم راستي 23سالمه موهامم مشكي چشمام عسلي پوستمم سبزه رو به سفيد هست در كل تعريف نباشه و نگيد دروغ ميگه خوشگلم خلاصه با اين دختر توي چت آشنا شدم ميگفت باهم سكس چت كنيم من

سامان داستان اول ( منو عشق مهسا )

نوشته zig_saman در 22. شهريور 1390 - 10:47

سلام
من سامان هستم ۲۳ سالمه دانشجو الکترونیک
زیاد خوشکل نیستم سبزم ولی بخاطر این که ۸ ساله دفاع شخصی کار میکنم بدنم فرم داره قد ۱۸۰ و وزنم ۷۴ من سکس کم نداشتم
چند تا شو میخوام بنویسم
من با خواهرم خیلی راحتم اون از جیکو پوکم خبر داره
خیلیم هوامو داره بیشتر اوقات خونه ما هستش یا شمال خونه پدر شوهرش زیاد مسافرت میره منم همیشه خونش تلپم و اونجا شده واسم خونه مجردی
خواهرم تک تک دوست دخترامو میشناسه ومیخوام داستان این اخریه که مورد تعیید خواهرم و خودمه و با تمام وجود دوسش دارم واستون بنویسم
اگه زیاده معذرت ولی پیشنهاد میدم تا اخر بخونینش

برزخ عشق و شهوت

نوشته porn writer در 16. شهريور 1390 - 23:39

دوستان داستان قبليم يك نوع نوشته بود در چارچوب رمان
از اينجا ميتونين داستان قبل رو مشاهده كنين. (اسمان سرخ)
تا حدودي لطف داشتين و مورد قبولتون واقع شده...مسرورم از لطفتون...داستان جديد ادامه دار و بصورت پارت پارت هست.اميدوارم كمي و كاستي ها رو ببخشيد و جهت بهتر شدن داستان ما را با نظراتتون راهنمايي نماييد.
كاراكتر ها

اسمان سرخ(داستان سكس رمانتيك)

نوشته porn writer در 16. شهريور 1390 - 6:20

پسر و دختري دلداده ي هم دست در دست يكديگر كنار ساحل ترانه عشق و عشق بازي سر داده اند. دخترك دلربا الهام بخش بر روح وجسم پسرك گرديده....گويي پسرك را اختياري نيست.... خورشيد قصد عزيمت دارد تا دو عاشق را به رسم حديث عشق تنها گذارد. پسرك برلبان دختر مينگرد. جاميست از شراب ناب و هر عاقلي را مجنون ميكند. به اسمان مينگرد...مي پندارد اسمان نيلگوني خود را از لبان دخترك الهام ميگيرد. گويي چرخ فلك اينبار طبيعت را مجبور به پيروي از دلربايي بشر كرده؟؟؟ اتشي روشن است در كنارشان با گرمايي مضاعف. اما اين گرماي تن اين دو است و اتش بهانه است.

سکس خانوادگی

نوشته ooooofmikhaaam در 16. شهريور 1390 - 5:25

من عاشق سکس با زنهای سن بالا هستم. اگر زن یا دختری هست که اهل سکس داغ باشه برام پیام بزاره.... سکس تلفنی - حضوری و یا چت روم میتونید به ایمل من هم پیام بفرستید. ooooof_mikhaaam@yahoo.com

تو این پست در مورد سکسهای خانوادگیتون بحرفید

لطفا به این سوال جواب بدین

نوشته Gay.mashhad در 14. شهريور 1390 - 13:56

موافقین بخش داستان سکسی رو بیخیال شیم و بخش توهمات جلق رو افتتاح کنیم؟!
‏(بس که بیشتر داستانای سکسی توهم 4تا بچه 14-15 سالس)

چرا در این سایت از عشق واحترام ودوستی خبری نیست

نوشته sh90 در 27. مرداد 1390 - 18:21

با سلام واحترام
چرا در این سایت همش به ظاهر خلقت انسان ونیازهای حیوانی ان توجه میشه؟انسان میتونه با دوستی محبت وعشق همه اینها را باهم داشته باشه
لطف بکنید نز خودتون را بدین :X :X :X :X :X Sad :\"> :\"> <:P <:P <:P <:P

سکس درمغازه

نوشته Halak kon در 25. مرداد 1390 - 0:16

سلام به دوستان .
میخوام خاطره ی کردن دخترعموموبراتون
بگم اول خودمو معرفی کنم 21سالمه سال دوم مکانیک هستم یه دخترعمودارم
که ازدواج کرده وسه ماه پیش طلاق گرفته ویه مغازه لوازم ارایشی داره .
من یه دوست دختردارم اسمش میناست وکسو کون توپی داره یه روز که منو
مینا باهم رفته بودیم بیرون مینا
خانوم چشمش به یه مغازه ارایشی خورد
گفت بریم یه کرم بخرم
گفتم من یه اشنادارم که مغازه این
چیزاروداره بریم ازاون بخریم
گفت باشه بعدش گفتم بریم یه ابمیوه بخوریم وقتی رفتم سفارش دادم به مریم
‏(دخترعموم)که من بازیدیه میام پول مول

اولین سکس من ( قسمت اول)

نوشته ezrailx در 24. مرداد 1390 - 13:53

من 14 يا 15 سالم بود پدرم مغازه داشت و من هميشه مواقع بيكاري پيشش بودم پدرم از اين قيافه هاي حزب الهي داشت و با بچه هاي اون موقع سپاه و كميته خيلي رفيق بود نميدونم چطور شد كه براي يكي از اين بچه هاي كميته اي يه خونه اجاره كرد البته خونه دايي خودش رو كم كم يادمه كه با هم رفت امد خانوادگي رو شروع كرديم اسم خانومش منيژه بود دو تا بچه داشت كه يكيش 4 سالش بود و او يكي 1 سال بود خانوم خوشگل بود نميخوام بگم كه توي نخش رفتم و از اين حرفها چون اون موقع من شاهكارم اين بود كه يه جق بزنم همين و اصلا توي نخ اين حرفها و كس كردن نبودم زدو اين بنده خدا رو كه شوهر اين خانوم بودو دادن به يكي از اين شهراي نزد

صفحات

اشتراک در RSS - خاطرات و داستان های سکسی شما