گفتگو درباره ی سکس و پورن

هر بحث عمومی که به عوالم شهوانی مربوط میشود. توجه! آگهی های دوست‌یابی را فقط در تالار «دوست دختر»‌یا «دوست پسر» پست کنید.

30نه شل یا سفت؟؟

نوشته torob che در 10. March 2014 - 16:41

به نظرشما پستون دخدر باس نرم مثه پنبه باشه یاسفت و خوردنی باشه؟؟؟

چطو خالمو بکنم

نوشته temp6700 در 10. March 2014 - 9:30

سلام
بچه که بودم خيلي دوست داشتم خاله ناظني خودمو ببوسم اما نذاشت اما الان بزرگ شده اخه ما هم سنيم
چند بار که خونشون ميرفتم فقط نگاه کونش و سينهاش مي کردم خيلي بهش علاقه دارم تا ي روز اومدن و همسايمون شدن
منم بيشتر ميبينمش و شروع کردم به اس ام اس دادن تا جايي که بهش گفتم من دوس دارم ببوسمت اونم قهر کردو و و تا اخر گفتم
نگو همينجور اينقد ادامه دادم الان بهش مي گم بگيرمت تو بغلم و لمست کنم ازت لب بگيرم اونم هميش انکار ميکنه ميگه نه من به دوس داشت و لمس کردنت نياز ندار اما ميدونم بدش نمياد مثلا اخرين اس ام اسي که داده بود گفت سروش ايقد دلم برات ميسوزه اخه تو اينقدر ميگي تو بفلم بگيرمت ولي من نميرازم و از اينجور حرفا حالا چطور راضيش کنم تا بکنمش

۴ اشتباه اساسی دختران مجرد

نوشته dorbin2013 در 7. March 2014 - 19:47

مجرد ماندن و هرگز تن به زندگی مشترک ندادن امروزه دغدغه دختران زیادی است؛ بجز آنها که مشکلات اقتصادی سد راهشان شده، کسانی هم هستند که یا فکر می‌کنند هیچ مردی لیاقتشان را ندارد، یا آنقدر اعتماد به نفسشان پایین است که خود را برای ازدواج دست کم می‌گیرند. در این نوشتار به چهار اشتباه دختران مجرد می‌پردازیم که باعث تنهاییشان می‌شود.

جام حم سرا: دختری را می‌شناسم که مسئول کارهای حقوقی یک شرکت است. این خانم، در آستانه چهل سالگی، وقتی پرونده‌های شرکت را بازبینی می‌کرد، به فکر بازبینی زندگی شخصی خودش افتاد و با این تصور که هیچ مرد مناسبی برای او وجود ندارد به این نتیجه رسید که دیگر هیچ راهی برای تشکیل خانواده برایش وجود ندارد. او این موضوع را بار‌ها و بار‌ها برای خودش تکرار ‌کرده بود اما مسئله‌ای سبب شد جرقه‌ای در ذهنش زده شود تا تصادفاً بداند چقدر اشتباه می‌کرده و مرد مناسبی دقیقاً و طی این سالها همکار او بوده است. چرا نتوان علاوه بر همکار همسر هم شد؟
او پس از مدتی به خانه بخت رفت و از تنهایی نجات یافت... اما آن جرقه ذهنی چه بود؟ او متوجه شد طی این سالها اشتباهی را کرده که دختران مجرد زیادی مرتکب می‌شوند: چهار اشتباه اساسی که باعث می‌شود یک خانم مجرد همیشه تنها بماند:

اجازه می‌دهند کارشان حسابی مشغولشان کند

خانمی که گفتیم، بشدت در کارش غرق شده بود. با وجود زیبایی، جذابیت و موفقیت‌های فراوان، همه در‌ها برای برقراری ارتباط با او بسته بود، چرا که تمام زندگی‌اش در کار خلاصه شده بود. حتی زمانی که یک مرد مناسب و خوش‌پوش را می‌دید، ‌‌نهایت تلاش خود را برای فراری دادن او می‌کرد، مشکلی که خیلی از دختران مجرد دیگر هم دچارش هستند.
بعضی دختران فکر می‌کنند اگر مردی به آن‌ها علاقه‌مند شده‌ است، حتما مشکلی در او وجود دارد یا می‌خواهد از او سوءاستفاده کند. این افکار باعث می‌شود که مردهای مناسب زیادی را از دست بدهند، آن هم قبل از اینکه حتی یک‌بار به آن‌ها فرصت داده شود خود و شخصیتشان را معرفی کنند. بعد، دوباره خود را در کار غرق می‌کنند و بشدت سخت و خشک می‌شوند.

باور کرده‌اند که زمان مناسب را از دست داده‌اند

برخی دختران باور کرده اندکه زمان عاشق شدن، ازدواج و بچه‌دار شدن آنهاگذشته است. این دقیقا‌‌ همان جایی است که اشتباه می‌کنند. درست است که زمان ازدواج و بچه‌دار شدن، پیش‌بینی شده است، اما در قرن بیست و یکم زندگی ما کمتر قابل پیش‌بینی است، این نکته مثبتی است. دختران زیادی تا چهل- پنجاه سالگی ازدواج خود را به تاخیر می‌اندازند، اما واقعیت این است که ما هیچ‌وقت اسیر اعداد و ارقام نیستیم. ما هر لحظه در مناسب‌ترین زمان زندگی خود هستیم. درست است که بیولوژی بدن همیشه ما را همراهی نمی‌کند، اما اگر شما واقعاً می‌خواهید صاحب خانواده شوید و بدن شما دیگر این اجازه را به شما نمی‌دهد که بچه‌های خودتان را داشته باشید، به این معنا نیست که این خواسته شما برآورده‌شدنی نیست. می‌توانید با پذیرفتن سرپرستی یک کودک تشکیل خانواده‌ دهید.

مردان مناسب را نادیده می‌گیرند

بار‌ها دیده‌ایم که وقتی یک دختر مجرد باور می‌‌کند که هیچ مرد مناسبی برای او وجود ندارد، همه چیز پیرامونش روی این موضوع صحه می‌گذارد. به همه کسانی که فکر می‌کنند همه مردان خوب ازدواج کرده‌اند پیشنهاد می‌کنیم که این احساس را کنار بگذارند و به جای آن، به شادی، خوشبختی و تمایلشان توجه کنند.
واقعیت این است که مردان خوب و مناسب همه جا هستند. فقط باید پختگی لازم را برای تشخیص و تمایز این مردان به دست آورید. وقتی این ایده در ذهنتان از بین رفت که مرد مجرد مناسبی باقی نمانده، متوجه خواهید شد که توجه چه کسی را به خود جلب کرده‌اید. در حقیقت، آن هنگام است که شما متوجه خواهید شد افراد مناسب زیادی وجود دارند که به زندگی با شما علاقه دارند.

پا به فرار می‌گذارند

بار‌ها و بار‌ها مشاهده کرده‌ام که دختران جوان منتظرند مرد مناسب پا پیش بگذارد. اما زمانی که این اتفاق می‌افتد، آن‌ها پا به فرار می‌گذارند و از او دور می‌شوند. این کاملاً طبیعی است. زمانی که دختر مجردی در تمام تلاشهایش شکست خورده و دچار ناامیدی، افسردگی و بی‌توجهی عاطفی شده باشد، چنین عکس‌العملی طبیعی ااست اما به هرحال، اگر او بخواهد نتیجه‌ای از روابط خود بگیرد، باید این رفتار خود را کنار بگذارد.
هنگامی که شما با مردی مناسب آشنا می‌شوید، ممکن است ابتدا اظهار علاقه و توجه او برایتان دشوار باشد، چرا که قبل از این تجربه‌اش را نداشته‌اید. اما حالا زمان آن رسیده است که این دشواری را کنار بگذارید.

منبع http://sara.jamejamonline.ir

عکس های ali yas1372

سلام دوستان من این تایپیک را فقط برای کسایی که مشکلات جنسی دارن راه اندازی کردم وسعی در کمک به دوستای گلم رو دارم
من فقط در مورد اختلالات جنسی آقایان مثل عدم نعوذ کامل یا نداشتن نعوظ پایدار و زود انزالی کوچک بودن الت تناسلی میتونم کمک می‌کنم
لطفا سوالات خودتون را به صورت واضح و کامل اینجا و یا توی خصوصی بیان کنید .
موفق باشید

آسیب پورنوگرافی بر ذهن مردان

نوشته dorbin2013 در 7. March 2014 - 19:40

همیشه، در اکثر فیلم های پورنو دو نفر به سرعت به همآغوشی عجولانه و مکانیکی مبادرت می ورزند. این ماجرای نشان دادن سکس بدوی، مکانیکی و معمولا تحقیرآمیز، وقتی مهم می شود که بدانیم بخش بزرگی از نسل های جدید مردان و زنان جوان، تقلید از پورنوها، تنها راه اصلی یادگیری رفتارهای جنسی شان محسوب می شود.

به دلیل گسترش روز افزون رسانه های تصویری، صنعت پورنوگرافی از پربیننده ترین و پر درآمدترین فعالیت های اقتصادی در اکثر نقاط جهان شده است. انسانها دیگر حتی لازم نمی بینند داستان های عشقی ۲۰۰ صفحه ای را بخوانند تا شاید یک صحنه کمابیش متعادلتر یک رابطه جنسی را در آن تجسم کنند. آدمها به راحتی نوشتن سه حرف و درخواست جسنجو از گوگل با یک کلیک ساده به منبع عظیمی از رفتار و سلیقه های سکسی دست می یابند.

روزنامه نگار امریکایی مایکل کاسلمن در مجله اینترنتی « روانشناسی معاصر» مقاله تحقیقی را تدارک دیده است با عنوان « مشکل اصلی فیلم سکسی دیدن، تاثیر بد آن است». نویسنده فوق اعتقادی به کنترل و سانسور اینترنت ندارد ولی امیدوار است از گسترش روزافزون فیلم های سکسی در بین کودکان و نوجوانان جلوگیری شود.

روزنامه نگار امریکایی نیت خود را معطوف کرده است به تشریح دروغ ها و کلک های صنعت پورن. به اعتقاد او، فیلم های پورنو، شبیه فیلم های تعقیب و گریز هالیوودی هستند ولی همه می دانند که رانندگی به شکلی که در سینما شاهد هستیم با رانندگی در خیابان های واقعی فرق دارد.

او می گوید بینندگان فیلم پورنو به خاطر تماشای راحت و بسیار زیاد صحنه های سکسی، به موقعیت بازیگران غبطه می خورند و این توقع در آنها ایجاد می شود که از قافله پر ازدحام فعالیت جنسی عقب مانده اند.

فیلم پورنو با انتخاب بازیگران خوش هیکل و درشت اندام با جاذبه های سکسی به مردان بیننده پورنو احساس عدم اعتماد منتقل می کنند. احساس ناخوشایندی که حتما به زندگی جنسی شان و احساس خودشان به بدنش لطمه خواهد زد.

مردان بیننده با دیدن بازیگران زن در پورنوها که به شکل اغراق آمیزی اعمال لوند و سکسی از خود بروز می دارند می خواهند که در زندگی معمولی در کنار شریک جنسی خود هم شاهد آن باشند. توقعی که در عمل موفقیت آمیز نیست چون عملی که بازیگران زن در پورنو مرتکب می شوند بخشی از حرفه نمایش آنها است.

زنان دردنیای واقعی برای هماغوشی احتیاج به زمان دارند. احساس اعتماد، نگاه لطیف، نوازش های ظریف، گپ و گفتگو، و حتی در کنار هم بودن های سرشار از محبت، به زنان کمک می کند که برای یک معاشقه کامل آماده گردند.

نظربازی، تماس مداوم، خندیدن، یادآوری خاطرات و در میان گذاشتن احساسات و علائق مشترک زنان را در یک فضای رمانتیک و ارام، آماده یک رابطه جنسی پر اشتیاق می سازد. اما آنچه که فیلم های معمول پورنو ارائه می دهند شتاب بی رویه در داشتن رابطه جنسی در اسرع وقت است.

شتاب در یک رابطه جنسی واقعی، صدمه و ضرری به همراه دارد که مردان بیننده پورنوها را تهدید می کند. پورنوها برای اینگونه مردان ممکن است ارضا شدن زودرس نیز به همراه داشته باشد.
منبع http://mrdr.ir

چرا مردها زندگی راحت تری دارند؟

نوشته dorbin2013 در 7. March 2014 - 19:29

0071-466x334.jpg

کلأ مردها در زندگی روزمره خیلی راحت تر از ما زن ها زندگی میکنند به این دلیل که همه چیز را ساده میگیرند.

البته این یک بحث جدی جامعه شناسی نیست و بیشتر جنبه شوخی و سرگرمی دارد هرچند که هر شوخی ریشه در واقعیت دارد.

هفت مثال زیر گویای این حقیقت می باشد.

۱- برای یک سفر یک هفته ای فقط یک شلوار جین با خود می برند.

۲- اگر یکی از دوستانشان آنها را در مهمانی اش دعوت نکند به دل نمی گیرند و مثل سابق با او دوست خواهند بود .
۳- یک مدل مو را برای سال ها عوض نمیکنند یا در مواردی برای چند دهه.

۴- آنها برای ۲۵ نفر از افراد فامیل و خانواده شان در عرض ۲۵ دقیقه خرید میکنند و بعد سراغ کارهای دیگرشان می روند.

۵- مکالمات تلفنی شان بیشتر از چند دقیقه طول نمی کشد.

۶- اسم فامیل شان بعد از ازدواج تغییر نمیکند.

۷- اگر به یک مهمانی بروند و یک آقای دیگر هم دقیقأ شبیه لباس آنها را به تن داشته باشد نه تنها وحشت زده نمی شوند بلکه با او صمیمی هم میشوند.
منبع http://mrdr.ir

وانان فراری از ازدواج

«خان دایی» 20 سالش بود که پس از اتمام خدمت سربازی، به استخدام شرکت نفت آبادان درآمد. اولین حقوقش را که گرفت، برایش رفتند خواستگاری و ازدواج کرد. بقیه دایی‌ها هم به همین ترتیب عمل کردند. خدمت که تمام می‌شد، سریع کار پیدا می‌کردند و بعد هم زن می‌گرفتند.

اما نوبت به ته تغاری خانه که رسید، زمانه تغییر کرده بود. «دایی‌محمد» زیر بار زن گرفتن نمی‌رفت. مرتب برایش دختر زیر نظر می‌گرفتند و او به گفته خودش، دُم به تله نمی‌داد. می‌گفت: « زن تمام نمی‌شود. مرد اگر 50 سالش هم باشد و وضع مالیش خوب، دختر 25 ساله هم حاضر است با او ازدواج کند.»

برای خودش خانه‌ای اجاره کرد و مستقل شد. دیرتر از تمام مجردهای فامیل هم ازدواج کرد. خودش راضی بود. می‌گفت:«خوشی‌هایت که تمام شد، ازدواج کن که حسرت چیزی به دلت نماند. ازدواج که کنی، دیگر حتی برای این ‌که کجا نفس بکشی باید اجازه بگیری.»

«بیش‎تر جوانان داخل کشور در فکر ازدواج و تشکیل زندگی مشترک نیستند. آن‌ها یا شرایطش را ندارند و یا اگر داشته باشند، ترجیح می‌دهند خودشان را گرفتار مشکلات و مسایل زندگی زناشویی نکنند.» این پاسخ سعید به سوال من در صفحه فیس‌بوک بود که پرسیده بودم: «چرا جوانان ایرانی ازدواج نمی‌کنند؟»

سعید در یک پیام خصوصی نوشته بود: « شاید بخش عمده‌ای از ازدواج، تامین نیاز جنسی باشد که این روزها به راحتی می‌توان آن ‌را تامین کرد. پس نیازی نیست برای خودمان دردسر درست کنیم. من تنها زندگی می‌کنم و خانه مستقل دارم. در نتیجه، مشکلی در این رابطه برایم نیست. متاسفانه در حال حاضر در جامعه ایرانی از مردها یک غول بی‌شاخ و دُم ساخته‌اند. با کمپین‌های ضد خشونت، مبارزه با مردسالاری و مبارزه با طلاق، ما را انسان‌های خشن و عاری از مهربانی معرفی می‌کنند. ما باید تضمین بدهیم که زن‌ها را خوش‌بخت خواهیم کرد اما در این که آن‌ها چه اندازه به فکر خوش‌بخت شدن ما هستند، هیچ تضمینی وجود ندارد. اول و آخر قصه هم آدم بد ما هستیم؛ حق زن‌ها را می‌خوریم، سیاه بخت‎شان می‌کنیم و هوس‌باز و غیرمنطقی هستیم.»

مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت‌ احوال کشور در اسفند سال ۹۱ اعلام کرد: «به ازای هر دو خانوار در کشور، یک جوان ازدواج نکرده وجود دارد.»

بنا به گفته «علی‌اکبر محزون»، 8/23 میلیون نفر از جمعیت کشور در سن ازدواج قرار دارند که از این تعداد، 2/11 میلیون نفر هرگز ازدواج نکرده‌اند. بنابراین، به ازای هر دو خانوار، یک جوان ازدواج نکرده وجود دارد.

«بهزاد»، ۳۵ ساله در پاسخ به پرسش من در صفحه فیس‌بوک نوشته بود: « من نه شغل ثابتی دارم و نه درآمد کافی. پدر پول‌داری هم ندارم که دلم به دارایی‌هایش خوش باشد و بگویم حمایتم می‌کند. به قول معروف، من هستم و یک دست لباس. با چنین شرایطی، کدام خانواده حاضر است من دامادشان بشوم. هیچ دختری حاضر نیست با این شرایط کنار بیاید. همه به دنبال یک زندگی راحت هستند که از توان من خارج است.»

براساس گزارش منتشر شده از سوی سازمان ثبت احوال ایران، آمار ازدواج در شش ماهه نخست سال جاری نسبت به مدت مشابه آن در سال گذشته، ۱.۹ درصد کاهش و آمار طلاق نیز ۱۳.۳ درصد افزایش یافته است.

در این گزارش، ۶۵هزار و ۵۳۲ مورد طلاق مربوط به شهرها و ۴ هزار و ۷۹۱ مورد مربوط به روستاها اعلام شده که به طور میانگین، در هر ماه ۱۱ هزار و ۷۲۱ واقعه طلاق به ثبت رسیده است.

بر پایه همین گزارش، آمار متوسط طلاق در هر شبانه روز، ۳۸۷ مورد و در هر ساعت، ۱۶ مورد بوده است.

جدا از مشکلات اقتصادی و نیز آمار بالای طلاق در کشور که نشان‌گر موفق نبودن بسیاری از زندگی‌های زناشویی به دلایل مختلف است و به نوعی جوانان را از تشکیل زندگی مشترک باز‌می‌دارد، می‌توان به رشد خانه‌های مجردی در شهرهای بزرگ نیز اشاره کرد که از تمایل آن‌ها به ازدواج کم می‌کند.

«حسین احمدی نیاز»، حقوق‌دان و وکیل پایه یک دادگستری، تعارضات سنت و مدرنیته، تفاوت در سبک زندگی، نبود آزادی‌های فردی و زیرزمینی شدن روابط جنسی و گسترش آن ‌را از دلایل رغبت نشان ندادن جوانان به ازدواج می‌داند.

این حقوق‌دان به «ایران وایر» می‌گوید:« شرایط زندگی در ایران دستخوش تغییرات چشم‌گیری شده است. زندگی با سرعت زیاد از سنتی به مدرنیته در حال تغییر است که می‌توان این تغییرات را در تمامی جنبه‌های زندگی مشاهده کرد. تورم و مشکلات اقتصادی، بالارفتن سن ازدواج ، نبود رغبت و تمایل به تشکیل زندگی و خانواده همانند برخی از کشورهای پیشرفته از نتایج این تغییرات است.»

بنا به گفته‌های احمدی‌نیاز، افزون بر شرایط اقتصادی، وجود شبکه‌های گوناگون اجتماعی از قبیل فیس‌بوک، سایت‌های دوست‌یابی و وجود روابط آزاد بدون شرط نیز تاثیر زیادی در پایین آمدن آمار ازدواج و افزایش طلاق داشته‌اند.»

«به اندازه تاریخ تولدشان مهریه می‌زنند؛ هزار کیلو بال پشه و چه می‌دانم، رسم و رسومات دست و پا گیر.» «علی‌رضا»، ۳۴ ساله که یک بار ازدواج کرده و از همسرش جدا شده، در پاسخ به این سوال که چرا جوانان ازدواج نمی‌کنند، می‌گوید:«من در سن ۲۵ سالگی ازدواج کردم. به اندازه تاریخ تولدش، مهریه تعیین کردند. من هم آن زمان سنی نداشتم، قبول کردم. بعد از مدتی، اختلاف‌ها شروع شدند و همسرم مهریه‌اش را به اجرا گذاشت. پس از مدتی، از هم جدا شدیم. من تا سال گذشته داشتم مهریه پرداخت می‌کردم. برای همین، به جوان‌ها توصیه می‌کنم پای مهریه که برسد، هم "می‌گیرند" و هم مجبور می‌شوی "پرداخت کنی". پس مراقب باشید.»

حجت‌الاسلام «جعفر اردبیلی»، مدیر موسسه همسریابی «امین» و نخستین تشکل غیردولتی «همسرگزینی ره‌گیر و سامان‌دهی ازدواج» در ایران، درباره پایین آمدن آمار ازدواج در کشور به «ایران وایر» گفت: «زنان معتقد هستند مهريه ضمانت زندگي پس از طلاق‌شان بوده و يا مهاري براي طلاق ندادن مرد است. از سوي ديگر، مردان نيز اين روش ضمانت گرفتن مالي را زشت و خارج از اخلاق دانسته و قرارداد ازدواج را پيماني مقدس مي‌دانند كه هيچ گروكشي مالي نمي‌تواند در هنگام فروپاشي، آن را پايدار و ثابت نگه دارد.»

او با اشاره به عرف یا همان مرسومات مقبول، افزود:«در بیش‌تر مواقع در هنگام اجرای مراسم، حال چه سنتی و رسمی و چه غیرمذهبی، مواردی به زوجین تحمیل می‌شود که پیش از ورود طرفین به تعهد دهی، وضعیت را بسیار سنگین و غیرقابل تحمل می‌کند.»

اردبیلی، مراسم‌هایی از قبیل خواستگاری، بله‌برون، مهریه، جهزیه، ملحقات و ضمایم عقد و عروسی از قبیل جشن‌های گوناگون و خریدهای مفصل بزرگ و کوچک را از دلایل گریزان شدن نسل جوان از ازدواج دانست:«عادت کرده‌ایم همه چیز را به حکومت و نظام نسبت بدهیم. من نمی‌گویم مشکلات وجود ندارند اما این که ما از یک مرد در ابتدای زندگی همه چیز را بخواهیم، غیرمنطقی است . حتی دادن جهیزیه هم توجیه منطقی ندارد. یک پدر چرا باید وسایل زندگی یک خانواده دیگر را تامین کند. من این را درک نمی‌کنم. جوان هستند، کار کنند و زندگی خود را بچرخانند. یک زندگی مشترک باید به صورت مساوی باشد. از همان ابتدا باید شرکا یاد بگیرند که در هرچیز شراکت داشته باشند.»

او در ادامه گفت‌وگو با انتقاد از تشکیل برخی سایت‌های همسریابی و استقبال جوانان برای پیدا کردن شریک زندگی گفت: « در حال حاضر افراد در بسیاری از سایت‌های همسریابی و دوست‌یابی، عضو و با هزاران مشکل روبه‌رو می‌شوند چون هیچ‌گونه نظارتی بر روی این سایت‌ها وجود ندارد.»

اردبیلی در مورد روند کار موسسه تحت مدیریت خود توضیح داد:«در حدود ۱۳ سال پیش برای تسهیل بخشیدن به امر انتخاب همسر و ازدواج، این موسسه را تاسیس کردیم چون پیش‌بینی چنین روزهایی را داشتیم. ثبت نام در این موسسه، تنها از راه اینترنت امکان‌پذیر است. سپس افراد باید به دفتر موسسه بیایند و مراحل بعدی را سپری کنند. روان‌شناسان بالینی ما در چندین نوبت با این افراد مشاوره می‌کنند، تحقیقات لازم را انجام می‌دهیم و از میان افرادی که ثبت نام کرده‌اند، تشخیص می‌دهیم چه کسی برای چه شخصی مناسب است. بعد آن‌ها را به هم معرفی می‌کنیم. کمی که با خصوصیات هم آشنایی پیدا کردند، خانواده‌ها با هم آشنا می‌شوند. در برخی موارد تشخیص داده شده که این ازدواج به صلاح نیست و نباید اتفاق بیفتد. وقتی همه چیز اصولی و کارشناسی شده و منطقی پیش برود، درصد خطا کم‎تر خواهد بود.»

با توجه به شرایط موجود و آمار و ارقام منتشر شده از سوی سازمان‌های رسمی کشور، بالا رفتن سن ازدواج و نداشتن تمایل برای تشکیل زندگی مشترک، یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار در کاهش رشد جمعیت کشور است.

«محمدتقي حسن‌زاده»، ریيس مركز مطالعات وزارت ورزش و جوانان در یک نشست خبری گفته است:« تحقیقات انجام شده در زمینه رشد جمعیتی نشان گر این است که ما با کاهش جمعیت روبه‌رو هستیم. از آن جایی که سن ازدواج در ایران بالا رفته، جمعيت كشور نسبت به پنج سال گذشته، 5/4 درصد كاهش نشان مي‌دهد.»

حسن‌زاده نرخ بی‌کاری در ایران را ۲۵ درصد اعلام کرد و آن را نگران کننده دانست. او اشتغال را از اولويت‌هاي مهم و يكي از چالش‌هاي اساسي در مقوله ازدواج جوانان می‌داند.

بنا به گفته این مقام مسوول، سرچشمه تشکیل زندگی و رغبت به ازدواج، از درون خانواده است. ازدواج يك نياز است و مقوله‌اي است كه بايد در نظام خانواده مديريت شود. می‌گوید:«افزايش سن ازدواج در كشورمنجر به آشنا شدن اشخاص در محیط‌های غیرسالم اجتماعی می‌شود که بی تردید جامعه را با بحران‌های اجتماعی روبه‎رو خواهد کرد.»

منبع http://iranwire.com

مهمترین دلیل خیانت همسران

نوشته dorbin2013 در 7. March 2014 - 19:21

روابط جنسی در جامعه ما به مانند لیوان آبی می ماند که یا خیلی گرم است و یا خیلی سرد در نتیجه عطش فرد را برطرف نمی کند و فرد به فکر خیانت می افتد.

ه گزارش تابناک نیوز، یک روانشناس ومشاور خانواده با بیان اینکه:« مهمترین دلایل خیانت های جنسی، عدم انجام وظایف همسری از سوی یکی از زوجین است.» تاکید کرد: نباید افزایش سن مانعی برای برقراری رابطه جنسی یا محدود کردن تعداد روابط جنسی با همسر باشد چرا که وقتی مردان به دهه ۶۰ زندگی خود می رسند دغدغه این را دارند که تا آخرین لحظات از توانمندی جنسی خود استفاده کنند.

محسن حسن‌زاده در گفت و گو با خبرنگار سلامت نیوز، درباره دلایل خیانت های جنسی همسران گفت:« یکی از مهمترین دلایل خیانت های جنسی، عدم انجام وظایف همسری از سوی یکی از زوجین است. متاسفانه بسیاری از زوجین با وظایف همسری خود در زمینه جنسی آشنایی ندارند و نمی دانند که همسر وی نیاز به ارضاء شدن یا رسیدن به ارگاسم دارد. »

وی با اشاره به ایده سلسله مراتب نیازها که مربوط به آبراهام ماسلو روان‌شناس معروف امریکایی است، گفت:« سلسله مراتب نیازهای ماسلو به صورت یک هرم نشان داده می‌شود که نیازهای فیزیولوژی انسان که همان خوردن و خوابیدن و نفس کشیدن است، در قاعده هرم (که حجم زیادی از هرم را می گیرد) قرار دارد. طبق این هرم لازم است افراد به همان اندازه ای که به خوردن و خوابیدن و نفس کشیدن اهمیت می دهد باید رابطه جنسی برایش اهمیت داشته باشد.همانطور که شما نمی توانید جلوی نفس کشیدن همسرتان را بگیرید؛ نمی توانید جلوی رابطه جنسی با وی را بگیرید .»

این روانشناس ومشاور خانواده گفت:« در حال حاضر افراد با پرس و جو از میزان روابط جنسی دوستان خود، این میزان را با تعداد روابط جنسی خود مقایسه می کنند لذا در صورتی که روابط جنسی مناسبی با همسر خود نداشته باشند برای خیانت کردن تحریک می شوند.»

وی با اشاره به انتخاب اشتباه همسر و تنوع طلبی همسران به عنوان عوامل دیگر در خیانت گفت:« برخی افراد به دلیل اینکه از رابطه جنسی با همسر خود ارضای روانی نمی شوند به دنبال تنوع طلبی در رابطه جنسی و خیانت هستند و یا به فکر ازدواج مجدد می افتند. که در ۹۰ درصد این موارد با مشاوره گرفتن و آموزش درباره مدل های رابطه جنسی دیگر چنین نیازی را احساس نمی کنند و زمانی که مشکل این افراد برطرف می شود شادابی روحی و روانی در رفتارشان دیده می شود و دیگر به سراغ ازدواج مجدد نمی افتند.»

حسن زاده با بیان اینکه خیانت به دلیل اختلالات شخصیتی کمتر اتفاق می افتد، افزود:« کمالگرا بودن هم یکی دیگر از دلایل خیانت های جنسی است همچنین زمانی که فرد رفتار جنسی سالم و ارضاء کننده با همسر خود ندارند به فکر خیانت می افتد. استرس و اضطراب و وسواس داشتن یکی از زوجین و در نتیجه عدم برقراری رابطه جنسی خوب یکی دیگر از دلایل خیانت های جنسی است و لازم است این افراد درمان شوند. در مواردی که فرد دچار وسواس است به دلیل اینکه بعد از رابطه جنسی مجبور است مدت زمان زیادی را صرف شستشوی خود کند لذا تن به رابطه جنسی نمی دهد که عاملی برای خیانت همسر وی است.»

وی خاطرنشان کرد:« روابط جنسی در جامعه ما به مانند لیوان آبی می ماند که یا خیلی گرم است و یا خیلی سرد در نتیجه عطش فرد را برطرف نمی کند و فرد به فکر خیانت می افتد.»

این مشاور خانواده با بیان اینکه خیانت جنسی بیشتر به دلیل نوع نگرش افراد به مسائل جنسی و باورهای نادرست آنها از روابط جنسی است، گفت:« برخی از زنان تصور می کند مرد در ماه با یک بار رابطه جنسی ارضاء می شود و یا برخی از زنان با افزایش سن تمایلی به برقراری رابطه جنسی ندارد این در حالی است که مردان وقتی به دهه ۶۰ زندگی خود می رسند به دلیل اینکه تصور می کنند میل جنسی آنها در آینده ای نزدیک کاهش می یابد لذا دغدغه این را دارند که تا آخرین لحظات از توانمندی جنسی خود استفاده کنند و زن باید تن به این قضیه دهد و لازم است باور اشتباه زنان نسبت به این مسئله تغییر پیدا کند.»

وی در پایان گفت:« نباید افزایش سن مانعی برای برقراری رابطه جنسی یا محدود کردن تعداد روابط جنسی با همسر باشد لازم است زنان آموزش ببینند که وقتی به سن یائسگی می رسند دیگر مشکل ترس از بارداری ندارند و بهتر می توانند رابطه جنسی داشته باشند و نباید افزایش سن دلیلی برای کاهش روابط جنسی باشد.»

http://tabnaknews.ir

این سوالات را حتما از خواستگارتان بپرسید

نوشته dorbin2013 در 7. March 2014 - 19:10

۱۳۹۱/۵/۱۶
زیباکده ››
ازدواج
این سوالات را حتما از خواستگارتان بپرسید

خجالت نکشید؛ پرسیدن یکسری مسائل و روشن کردن تکلیف خیلی چیزها قبل از ازدواج، می تواند تا حدودی آینده زندگی مشترک تان را تضمین کند. مطرح نکردن سؤال های اساسی، اشتباهی است که خیلی از افراد در دوره نامزدی می کنند.ازدواج , خواستگار
بیشتر آنها گمان می کنند به اندازه کافی یکدیگر را می شناسند و آنقدر ذهن و اهداف شان به هم نزدیک است که دیگر نباید چنین پرسش هایی را مطرح کنند؛ و همین تصور اشتباه است که تنها بعد از گذشت مدت کوتاهی از تشکیل زندگی، این تازه عروس و دامادها را به دردسر می اندازد. خیلی از طلاق های زودهنگام، تنها به دلیل این اتفاق می افتد که زن و شوهرها بعد از زندگی زیر یک سقف، می فهمند چقدر با هم فاصله دارند و چه چیزهای متفاوتی از زندگی شان می خواهند؛ پس فکر هایتان را بکنید که چه موضوعاتی در زندگی شما نقش حیاتی دارد و نبودن چه چیزهایی باعث می شود از همسر و زندگی مشترک تان ناامید شوید؟ به همه این موضوعات خوب فکر کنید و وقتی افکارتان را سر و سامان دادید، آن را با خواستگار تان بدون رودربایستی درمیان بگذارید و بعد تصمیم نهایی را بگیرید.

آسان​ترین سوال را اول بپرسید
این آسان ترین سؤالی است که می توانید از همسر آینده تان بپرسید. بیان کردن علایق و سرگرمی ها کار سختی نیست. اینکه چقدر اهل سفر است، وقت بیکاری اش را چطور می گذراند و چه سبک موسیقی ای گوش می کند یا خیلی از سؤال های دیگر، می تواند یک دید کلی نسبت به این خواستگار به شما بدهد البته این تنها قدم اول است.
در دوره نامزدی می توانید قدم بلند تری بردارید و ببینید که چقدر پاسخ هایی که گفته را در زندگی اش پیاده می کند. گاهی افراد علایقی دارند و خیلی راحت و با اشتیاق در مورد شان صحبت می کنند اما آنچه واقعا در زندگی شان توانایی انجامش را دارند، یک دنیا با آنچه در ذهن دارند تفاوت دارد پس اگر چنین تفاوتی را دیدید، زیاد شوکه نشوید.

پول​پرست نباشید اما...
سؤال کردن در مورد موضوعات مالی، به معنای پول پرست بودن شما نیست. هرقدر هم که آسان گیر باشید، باید دید دقیقی نسبت به شرایطی که قرار است واردش شوید داشته باشید. در مورد کاری که انجام می دهد، پس اندازی که دارد و زندگی ای که از عهده اداره کردنش برمی آید از او سؤال کنید. این سؤال ها برای آن نیست که بدانید چقدر پول دارد و طبق این موضوع در موردش ارزش گذاری کنید برعکس. میزان پول خواستگار شما یکی از کم اهمیت ترین موضوعات است. اما اینکه او چقدر توانایی انجام کار های بزرگ را دارد و چقدر توانایی و استعداد بهتر کردن سبک زندگی اش را دارد مهم است، شاید او همه ثروتش را در کسری از ثانیه از دست بدهد ولی شما باید به این موضوع توجه کنید که او چقدر هوش مالی دارد و می تواند فرصت های جدید را برای خودش ایجاد کند.

در مقابل آینه چه جور آدمی است؟
از او بخواهید خودش را برایتان شرح دهد. اینکه او خود را چطور می بیند و چه تصوری نسبت به خودش دارد، موضوعی است که در همه مراحل زندگی شما می تواند تاثیر گذار باشد. از او بپرسید که ۵ سال بعد خود را کجا می بیند. با این سؤال او می تواند برنامه هایش در زمینه های تحصیلی، شغلی، مالی و... را برای شما توضیح دهد. البته زیاد هم زودباور نباشید و وقتی بلند پروازانه در مورد آینده حرف می زند، از او بپرسید که چه مقدماتی را برای این موفقیت چیده و از چه راه هایی می خواهد به اهدافش برسد. نگاهی به وضعیت زندگی کنونی او هم می تواند تا حدودی درست بودن ادعاهایش را برای شما اثبات کند.
اگر او یک مرد ۳۵ ساله است که هیچ پس اندازی ندارد و در شغلش هم پیشرفت خاصی نکرده، نمی توانید انتظار داشته باشید که ظرف ۵ سال، به یک پروفسور یا به یک مدیر ارشد در کارش تبدیل شود. بعد از جمع آوری داده هایتان، سعی کنید آن را با واقعیت موجود کنار هم بگذارید و بعد نتیجه گیری کنید. شاید او واقعا توانایی رسیدن به تمام چیزهایی که می گوید را داشته باشد.

در این مورد باید توافق کامل داشته باشید
در مورد زمان ازدواج و تمامی مراسم هایی که قرار است برگزار شود سؤال کنید. مهم نیست که شما به دنبال گرفتن جشن عروسی باشید یا نه و چندان اهمیت ندارد که چقدر از نظر مالی کم توقع و آسان گیر باشید بلکه تنها چیزی که در این مرحله اهمیت دارد، توافق های دقیق شما در مورد این موضوعات است. شاید در عالم مجردی خیلی موضوعات برای شما بی اهمیت باشد اما مطمئن باشید که با نزدیک شدن به آخرین روزهای این دوره، موضوعات تازه ای برایتان اهمیت پیدا می کند؛ موضوعاتی که اگر همین حالا به آنها توجه نکنید، دلیل خیلی از بحث های بیهوده میانتان می شود.

خانواده اش را کشف کنید
وضعیت خانوادگی یکدیگر را نادیده نگیرید. خیلی از افراد فکر می کنند که بعد از ازدواج به یک جزیره وارد می شوند و تنها چیزی که باعث خوشبختی شان می شود، عشق به یکدیگر است. اگر شما هم از این دسته آدم ها هستید، سخت در اشتباهید. شرایط مذهبی و عقیدتی خانواده خود و او را درنظر بگیرید. نیازی نیست که دقیقا مثل هم باشید اما به این فکر کنید که خانواده هایتان چقدر توانایی پذیرش تفاوت ها را دارند. از طرف دیگر، آیا رفتارهای خوستگارتان یا خانواده اش، با اصولی که شما در ذهن دارید مغایرت دارد؟ این مسائل تنها در آینده ارتباط شما تاثیر نمی گذارد. سبک و سیاقی که عروسی و دیگر مراسم قبل از ازدواج برگزار می شود، سبک مهمانی هایی که باید در آن شرکت کنید و نوع آدم هایی که قرار است با آنها معاشرت کنید و ... همگی تحت تأثیر این موضوع قرار دارند.
شاید فکر کنید که با گذشتن از خیلی چیز ها می توانید عشق تان را حفظ کنید اما باور کنید شما نمی توانید تا آخر عمر از اصولی که پیش از این برایتان اهمیت داشته صرف نظر کنید. گمان نکنید که همه این موارد را می توانید خودتان کشف کنید. گاهی لازم است مسائلی را با همسرتان مطرح کنید و بعد از گرفتن پاسخ قطعی، تصمیم تان را بگیرید.

این را به آینده موکول نکنید
ارتباط زناشویی موضوعی نیست که بعد از ازدواج بخواهید در موردش صحبت کنید. قبل از زندگی زیر یک سقف، باید اطلاعاتی در مورد این ارتباط داشته باشید و تا حدودی به انتظارات تان در این مورد آگاه باشید. کلاس های مشاوره قبل از ازدواج بهترین کمک برای شما هستند. فهمیدن اینکه مزاج شما و همسرتان تا چه حد شبیه به هم است و شباهت شما در این مورد تا چه حد می تواند رضایت شما را از یک زندگی مشترک مشخص کند، موضوع بی اهمیتی نیست. آمارها را فراموش نکنید. بررسی ها می گوید بیش از ۶۰ درصد جدایی ها به دلیل نارضایتی از رابطه زناشویی اتفاق می افتد. پس این زنگ خطر را جدی بگیرید و وقتی مطمئن شدید که او براساس دلایلی که در بالا گفتیم مرد زندگی شماست، به این گزینه آخر هم فکر کنید و بعد در مورد تشکیل یک زندگی تصمیم بگیرید.

زندگی را فلش​بک بزنید
سعی کنید او را همان طور که هست بشناسید. برای خیلی از افراد، گذشته همسرشان اهمیتی ندارد و آنها معتقدند رفتار و سبک زندگی او در آینده است که زندگی را می سازد. اگر شما جزو این دسته از افراد نیستید یا در گوشه ای پنهان از دلتان، نگران زندگی گذشته همسران هستید، این موضوع را جدی بگیرید. مسائلی را که برایتان اهمیت دارد، بپرسید و به او گوشزد کنید که فهمیدن این موضوعات برایتان بیش از حد مهم است. او را به عنوان تنها منبع اطلاعات تان انتخاب نکنید. دوستان، محل تحصیل، اعضای فامیل و ... از گزینه هایی هستند که می توانند در شناخت بیشتر به شما کمک کنند، مثل یک کارآگاه رفتار نکنید و همه را به جان هم نیندازید. بلکه از دل خاطرات، عکس ها و گفت وگو های عادی سعی کنید در موردش اطلاعاتی را کسب کنید.
منبع http://newsfeed.zibakade.com

ازدواج با این افراد ممنوع!

نوشته dorbin2013 در 7. March 2014 - 19:06

با هر کسی که از در وارد شد، نمی‌شود ازدواج کرد. زندگی زیر یک سقف، شرایطی می‌طلبد که فقدان هر یک از آنها، عرصه را برای 2 طرف آن‌قدر تنگ می‌کند که بعد از یک مدت سایه همدیگر را با تیر می‌زنند. با آدمی که کمبودهای زیر را دارد ازدواج نکنید تا به اسلحه برای زدن سایه او احتیاج نداشته باشید.

1. کسانی که به بلوغ فکری، عاطفی و اجتماعی نرسیده اند. این نقایص، با کمی دقت در رفتار آن‌ها خیلی بلند داد می‌زنند. به سن توجه نکنید؛ بعضی ‌ها 200 ساله هم که باشند اندازه یک بچه دبستانی هم از زندگی درست دستگیرشان نمی‌شود.
2. افرادی که اختلالات روانی مانند سوءظن شدید دارند. خودتان هم بعد یک مدت، روانی می‌شوید از بس می‌بینید موبایلتان چک می‌شود، کیفتان زیر و رو می‌شود و خسته می‌شوید از اینکه دائم باید توضیح بدهید در حال توطئه چینی برای دزدیدن سرمایه همسرتان نیستید.
3. افرادی که فاقد توانایی در برقراری ارتباط اجتماعی هستند. ناسلامتی با مجسمه که نمی‌خواهید ازدواج کنید. 4 تا فامیلتان 2 بار ببینند همسرتان همینطور بر و بر نگاهشان می‌کند و هیچ تلاشی برای صمیمی شدن از خودش نشان نمی‌دهد، سوژه خنده دستشان می‌آید.
4. کسانی که عقب ماندگی ذهنی دارند.
5. کسانی که استقلال مالی ندارند. فکرش را بکنید برای خرید یک جفت جوراب مجبور باشید بی خودی مجیز پدر شوهرتان را بگویید تا سر کیسه را شل کند و برایتان جوراب بخرد. زندگی هزار جور خرج دارد و مرد باید دستش در جیب خودش باشد نه بابایش.
6. کسانی که اختلالات جنسی دارند.
7. آنهایی که احساس شدید خود بزرگ بینی دارند. نمونه هایش دور و بر همه ما به وفور یافت می‌شود. برای چند دقیقه هم زیادی غیرقابل تحمل هستند چه برسد به یک عمر زندگی.
8. آنهایی که مسئولیت پذیر و متعهد نیستند.
9. افراد تحمیلی (افرادی که از قبل توسط خانواده در نظر گرفته شده‌اند ).
10. افرادی که احساسات و عواطف خود را بیان نمی‌کنند چون تا آخر عمر دلتان لک می‌زند برای شنیدن جمله دوستت دارم.
11. کسانی سابقه طلاق (نامناسب) دارند.
12. افرادی که تفاوت سنی فاحشی دارند.
13. افرادی باتفاوت شخصیتی و تیپ‌های ناهمخوان.
14. افرادی با فاصله طبقاتی زیاد. خودشان هم مشکلی نداشته باشند سر کادو خریدن برای اقوام آن کسی که وضع مالی‌اش بهتر است، اختلاف پیدا می‌کنند.
15. افرادی که تفاوت فرهنگی، اجتماعی و تحصیلی زیاد دارند.
16. اختلاف در تناسب چهره و اندام به صورت فاحش.
17. افراد معتاد به مواد مخدر،الکل و دارو.
18. افرادی که خانواده آن‌ها مخالف ازدواجشان است. خانواده‌های موافق، هزار جور سنگ می‌اندازند وای به اینکه مخالف باشند.
19. افرادی که زود عصبانی می‌شوند.
20. افراد غیر مسئول و وابسته شدید به دیگران ( بخصوص والدین )
21. افرادی که دیگران را کنترل می‌کنند، درخواست کمک نمی‌کنند و به تنهایی تصمیم می‌گیرند.
22. افرادی که هنوز زخم دلشان به دلیل روابط ناموفق قبلی جوش نخورده است.

منبع http://www.mashreghnews.ir

ازدواج

نوشته dorbin2013 در 7. March 2014 - 19:05

اولین محله برای گام برداشتن در راه ازدواج درک علت ازدواج است. بعد از فهمیدن علت سفر می توان مسیر و همسفر را انتخاب کرد. در صورتی که ما قصد دریانوردی داشته باشیم به همراه بردن کوله سنگین و تجهیزات متنوع کوهنوردی فقط بارمان را سنگین می کند.

اگر فلسفه ازدواج برای ما مشخص شود، معیارهای ما برای انتخاب همسر همان معیاری می‌شود که ما را به آن مقصود نزدیک می‌کند . قرآن در یک جمله فلسفه ازدواج را تشریح می کند: «لِتَسکُنوا إلَیها».

ازدواج فقط یک هدف را دنبال می‌کند و آن آرامش و تسکین آدمی است. هر معیاری که آرامش بیشتر شما را تضمین کند، باید بیش‌تر مورد توجه شما قرار گیرد و باید اولویت را به آن معیار بدهید. پس هر معیاری که با آرامش شما در تناقض بود، باید حذف شود.

دارستانی در تشریح علل ازدواج جوانان 8 عامل را برشمرد که به گفته وی تمام این 8 مورد شکننده و بدون دوام است:

1) رهایی از تنهایی است. از کسی که مجرد است می پرسند برای چه می خواهی زن بگیری؟ می گوید می خواهم از تنهایی بیرون بیایم.
2) استقلال از پدر و مادر و اختیار زندگی را به دست خود گرفتن است.
3) انگیزه سامان یابی و سامان پیدا کردن است که در این رابطه به جوانان می گویند هرکسی زن گرفت خانه دار شد و سر و سامان پیدا کرد و اگر زن نگیری چیزی به دست نمی آوری.
4) غریزه جنسی ، فرد می گوید من رنج می برم از عدم ارضا جنسی خودم و از نظر شهوانی اذیت می شوم لذا به فکر زن گرفتن می افتد.
5) پیدا کردن همدل و هم زبان است. از او می پرسند برای چه می خواهی زن بگیری؟ می گوید می خواهم به دنبال همدل و همزبان خود بروم و کسی را پیدا کنم که مرا درک کند.
6) عامل شش که بسیاری از طلاقها برای این اتفاق می افتد تاثیر گذاری دیگران است. بسیار خطرناک است. یعنی پسر و دختر همدیگر را می بینند و نمی پسندند ولی بر اثر تحمیل ازدواج می کنند. البته مشاوره پدر و مادر الزامی است و می توانند فرزندان را آگاه کنند ولی آن چیزی که بد است تحمیل ازدواج است.
7) مجاورت، گاهی ممکن است دختر و پسر همسایه، هم کلاسی و یا هم دانشگاهی یکدیگر باشند و در یک نگاه عاشق شوند و ازدواج کنند.
8) لجاجت هم بحث دیگر است. به او آنقدر می گویند که تو بی عرضه هستی و توان همسر داری را نداری که اذیت می شود، آن ناتوانایی هایش را به صورت او می زنند و او ازدواج بی تدبیری انجام می دهد.
اصل کفویت و عشق و عاشقی دوران جوانی
یک اصل اساسی در ازدواج مسأله «کفویت» یا همان «همتایی» و برابری با یکدیگر است. چون اصلی ترین مسأله که در ازدواج موجب آرامش آدمی می‌شود، اصل همتایی است و مهم ترین و اصلی ترین مسأله در کفویت، ایمان است چون مؤمن کفو مؤمن است. به عبارت دیگر، کفویت همسنگی در ویژگی‌های فرهنگی اجتماعی و اقتصادی است و رعایت اعتدال، رشد و تکامل معنوی و اخلاقی را در پی دارد.

حجت الاسلام حسین دهنوی در همایش سبک ازدواج اسلامی خطاب به دختران و پسران جوان اظهار کرد: در دین اسلام بر اصل کفویت که به معنای همتاییست، بسیار تاکید شده است.

از علل 8 گانه ازدواج که ما را به دادگاه می کشاند تا افرادی که ازدواج با آنها ممنوع استوی متذکر شد: هرگز از این موضوع مهم غفلت نکنید و مرتکب اشتباه نشوید. گرفتار شدن در جریان احساسات و در نتیجه عشق های آتشین که با دلبستگی و وابستگی همراه هست باعث شکل گیری ازدواج های نا صحیح می شود.

وی به انواع کفویت اشاره کرد و گفت: با همتای اعتقادی خود و با کسی که با وی دارای عقیده مشترک هستید، ازدواج کنید. فرد متدین نباید با فردغیر متدین ازدواج کند و بالعکس. توجه داشته باشید متدین با متدین و غیر متدین با غیر متدین ازدواج کند.

دهنوی در توضیح کفویت اعتقادی یادآور شد: بعضی از دخترها که به لحاظ اعتقادی درجه پایینی دارند ولی دوست دارند متدین باشند فکر می کنند با ازدواج با فرد متدین با راهنمایی و همیاری همسر خود می توانند تغییر کرده، ارتقاء پیدا کنند در حالی که این فکر اشتباهی است چه بسا این اتفاق نیفتد یا در بعضی موارد مادران با وجود اینکه فرزند خود را خوب می شناسند و به روحیات و خلقیات او آگاهی دارند ولی به دنبال دختری هستند که کاملا با پسر آن ها متفاوت هست. این افراد در پاسخ به چرایی رفتار خود، آدم شدن پسر خود در نتیجه ازدواج با دختر خوب را عنوان می کنند.

وی به نوع دوم کفویت اشاره کرد و گفت: ممکن است دو نفر با هم از نظر اعتقادی و مذهبی همتای هم باشند ولی خانواده های آنان ، هم کفو نباشند. در ایران خانواده ها بسیار به هم نزدیکند به طوری که با ازدواج دو نفر گویا خانواده آنان نیز با هم ازدواج می کنند. در این صورت فقدان کفویت خانوادگی باعث بروز مشکلات فراوانی می شود.

وی اصل همتایی فرهنگی را سومین نوع کفویت عنوان کرد و گفت: من با ازدواج دو نفر با ملیت های مختلف مخالف هستم. این پیوند ها، عواقب خوبی همراه ندارد. این اصل را جدی بگیرید ممکن است همسر شما مسلمان شده و شهادتین نیز گفته باشد این کافی نیست. در زندگی مسائل گوناگونی مطرح است. آداب و رسوم، فرهنگ و اخلاق در ملیت های مختلف با هم فرق می کند و این تفاوت ها، فرد را در زندگی مشترک با سردرگمی و عدم رضایت از زندگی مواجه می کند.
منبع http://www.mashreghnews.ir

سوال

نوشته ariyasam0 در 7. March 2014 - 19:02

ﺳﻠﺎم ﺩﻭﺳﺘﺎن ﺍﻛﺮ ﺭﻭﺯﻱ ﺑﺎ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﻳﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﻨﻴﻨﻦ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﺒﺎ ﺩﻳﻜﺮﺍﻥ ﺳﻜﺲ ميكنين

اپلیکیشنی برای مقابله با آزار جنسی

نوشته dorbin2013 در 7. March 2014 - 15:23

C6-Before-After-Design1.jpg

Circle of 6برای مقابله با آزار و حمله جنسی به زنان طراحی شد. یعنی برای شرایطی که امکان تلفن کردن با خیال راحت موجود نیست.

حلقه شش نفره دوستان Circle of 6 اپلیکشنی است که به‌خصوص برای خانم‌ها مناسب است. وقتی به یک مهمانی می‌روید یا با کسانی که خیلی آشنایی ندارید قرار دارید.

وقتی با دوستان جایی رفته‌اید و از هم دور افتاده‌اید، یا وقتی به هر دلیلی احتیاج به کمک دوستی دارید می‌توانید از این اپ استفاده کنید. این اپ در واقع برای مقابله با آزار و حمله جنسی به زنان طراحی شد. یعنی برای شرایطی که امکان تلفن کردن با خیال راحت موجود نیست. اینجا با فشار به یک دکمه به اعضای حلقه دوستانتان خبر می‌دهید که به کمکشان نیاز دارید.

می‌توانید دکمه‌هایی با آیکون‌های متفاوت را که از قبل تعریف شده‌اند فشار دهید تا به دوستان بفهمانید به چه کمکی نیاز دارید (مثلا وقتی آیکون ماشین را می‌زنید یک تکست به دوستان می‌رسد با این محتوا که نیاز دارید یکی با ماشین به دنبال‌تان بیاید). این اپ از طریق مکان یاب (جی پی اس) محل‌تان را هم به حلقه خبر می‌دهد. به علاوه اگر شماره فوریت‌های پلیسی کشور یا منطقه را هم وارد کرده باشید می‌توانید به آن‌جا هم متصل شوید.

فقط باید شما و هر ۵ نفر دوستتان این اپلیکشن را دانلود کرده و یکدیگر را در حلقه‌های خود بگذارید. هم برای آیفون و هم برای آندروید موجود است.
منبع https://tech.khodnevis.org

۱- در شهر ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی زنان می توانند به ازای هر بار معاشقه از شوهر خود تقاضای پول کنند.

۲- در جزیره Tazmanya واقع در جنوب شرقی استرالیا و نیز در منطقه Gippsland این کشور، عروس و داماد حین جشن عروسی روی حصیری که در میانه مجلس پهن شده، در برابر میهمانان اولین رابطه جنسی خود را برقرار می کنند.

۳) در کشور اندونزی واقع در جنوب شرقی آسیا، اگر ثابت شود که فردی عمل استمنا( خود ارضایی) انجام داده، سر آن فرد را به عنوان مجازات می توانند از تنش جدا کنند.

۴) بنا به سنتی در تایوان، واقع در شرق آسیا، یکی از خویشاوندان یا دوستان داماد باید بکارت عروس را از بین ببرد. بدین ترتیب داماد می تواند از انجام این وظیفه ناراحت کننده و نامطلوب رهایی پیدا کند.

۵) بر اساس سنتی در هندوستان، زنانی که برای انجام نظافت به خانه های دیگران می روند، می توانند وظیفه پاسخ دادن به نیازهای جنسی نوجوانان مجرد ساکن خانه را نیز به عهده بگیرد.

۶) در جزیره Guam واقع در اقیانوس کبیر، مردها می توانند شغلی متفاوت و بی نظیر در سراسر جهان را داشته باشند. مردانی که این شغل را انتخاب می کنند، شهر به شهر می گردند و در ازای دریافت پول از دختران باکره، اقدام به برقراری رابطه جنسی با آنها می کنند. بر اساس سنتی در جزیره Guam ازدواج دختران باکره به هیچ وجه مجاز شمرده نمی شود.

۷) در شهر Cali کشور کلمبیا در آمریکای جنوبی، اولین رابطه جنسی عروس جوان و شوهرش توسط مادر عروس به طور کامل زیر نظر گرفته می شود.

۸) بنا به قانون موسوم به Cottonwood که در ایالت آریزونای آمریکا جاری است، زوج ها نمی توانند در اتومبیلی که لاستیک آن پنجر شده به معاشقه بپردازند

۹)ماداگاسکار در شرق آفریقا تمام چیزهایش منحصر به فرد است و در جاهای دیگر وجود ندارد . مثل حیوانات -گیاهان -تاریخ زمین شناسی و امثال آن -ولی عجیب ترین مطلب تسلیت گفتن بومیان این کشور است . در این کشور رسم است -شاید همین الان نیز باشد- که بعد از دفن متوفی همسر وی در آستانه کلبه خودش لخت مادرزاد می خوابد و مردان قبیله که می خواهند به او تسلیت بگویند او را در آغوش گرفته و معاشقه کاملی انجام می دهند تا انزال صورت گیرد و تا زمانی که زن بیوه اجازه ندهد باید عشق بازی ادامه داشته باشد .
طبق نظر و در خواست بیوه برای شادی روح شوهرش این مراسم بین سه تا چهل روز طول می کشد و اگر زن باردارشد پدر بچه همان شخص متوفی تلقی می شود و قبیله به وی احترام زیادی می گذارد . اگر مردی از این کار خوداری کند توهین به متوفی تلقی می شود . در این چهل روز زن کار نمی کند و دیگران برایش غذا می اورند و یا بچه هایش را نگهداری می کنند.

منبع http://roozno.com

روسپی‌ها، مشتری‌ها و داستان‌هایشان

نوشته dorbin2013 در 6. March 2014 - 22:02

می‌گوید:«نمی‌دانی کل جریان چقدر غیرشخصیه. خوب، من واست می‌گم. مشتری هیچ درخواستی از تو نداره. با یک تاکسی می‌ری به خیابون مربوطه. بعد یه ماشین جلو پات سبز می‌شه. با یه نگاه میتونی بفهمی که اغلب ماشینایی که اونجان، اومدن فقط یه نگاهی بندازن. تو سوار یه ماشین می‌شی و از طرف می‌پرسی می‌خواد یه حالی بکنه یا نه. بعدش می‌گی اینقدر خرج برمی‌داره. یارو موافقت می‌کنه و تو بهش می‌گی بزن بریم. بعد یه پات رو از تو شورتت درمی‌آری و دولا می شی. کل جریان دو دقیقه و نیم هم طول نمی‌کشه. تمایلات جنسی مردا اصلا باورنکردنیه. بدترین بخش جریان اینه که اونا بازم پیداشون می‌شه. خوب معمولا هم از قبل حسابی حشری شدن. اما حتی اگر هم بخوای، وقت زیادی نداری که جریان رو کش بدی. از وقتی می‌شینی تو ماشین تا وقتی برمی‌گردی، همه‌اش ده ـ پانزده دقیقه طول می‌کشه. مشتری‌هایی داشته‌ام که اصلا فکرش رو هم نمی‌کنی به این‌جور رابطه‌ای احتیاج داشته باشن. نود درصد مردا زن داشتن. اصلا سر در نمیارم، اونا تو خونه‌هاشون، هر چی باشه، می‌تونن بهتر حال کنن. من فقط مثه یه تیکه یخی می‌مونم که می‌خوام زودتر سر و ته ماجرا هم بیاد. هیچ وقت از این جریان سر درنیاوردم.»

یولا برای تشریح وضعیت به اختصار می‌گوید: «مشتری‌ها میان که خودشونو تخلیه کنن، به همین سادگی.»

تعداد زیادی از این زن‌ها از نیازهای جنسی مردها ـ که به‌نظرشان خیلی ابتدایی می‌آمد ـ اظهار تعجب می‌کردند.

پیا می‌گوید: «من غرایز جنسی مردها رو درک نمی‌کنم. اونا احساسات ندارن. اونا فرمانبر آلتشون هستن. مغزشون وسط لنگشونه، و بهشون می‌گه چه جور رفتار کنن.»

طبق گفته‌های این زنان، بیشتر مشتریان متاهل‌ هستند. دلیل این رفتارشان می‌تواند رابطه‌ جنسی نامطلوب با همسرشان باشد:

هانا می‌گوید:«مشتری‌ها همشون از دم عوضی‌اند. من هم برای آنها لقمه‌ دندان‌گیری نیستم. من مثه یک تکه یخ می‌مونم، تحریک جنسی نمی‌‌شم. ولی گمون نکنم همه‌ اونا با زناشون همخوابگی داشته باشن.»

ویلهِلم می‌گوید:«اگر توی خونه سیر نشن، جای دیگه سراغش می‌‌رن.»

این زنان گاهی از اینکه چنین رفتارهایی از مردان متاهل سرمی‌زند، ابراز انزجار می‌کنند. به‌ویژه اگر این مردها افتخار هم بکنند که متاهلند. مثل یکی از مشتریان اینگا:«بعضی‌هاشون حال آدم رو به هم می‌زنن. مثلا یکی از همین خودشیفته‌‌هاشون که فکر می‌کرد همه براش می‌میرن، هر جا می نشست می‌گفت یه زن پیری داره که توی خونه خوابیده و اون بهش گفته که می‌روم بیرون یه هوایی عوض کنم و دست به سرش کرده.»

«می‌خواد خودشو تخلیه کنه.» این مصطلح‌ترین تعبیری است که بسیاری از این زنان درمورد رفتار جنسی مشتریان خود به‌کار می‌برند، نه کمتر و نه بیشتر. اما بعضی از مردها دلشان می‌خواهد کمی هم صحبت کنند. این خواسته، در میان فهرست علایق مشتریان در جایگاه دوم قرار دارد. آنیتا می‌گوید:«بعضی‌ها فقط پول می‌دن که حرف بزنن. اونا احساس تنهایی می‌کنن، دلم براشون می‌سوزه.»

برخی از مشتریان، آشکارا خواهان چیزی بیش از تخلیه جنسی فوری هستند. آنها می‌خواهند که رابطه‌شان با زن روسپی یک رابطه متقابل باشد. جین می‌گوید:«مردایی هستن که می‌خوان پول اضافه بدن تا منو از نظر جنسی ارضا کنن، مسخره‌ست.»

آن طور که اِوا می‌گوید، یک داستانی در میان مشتریان رواج دارد. مطمئن نیستیم که این ماجرا فقط از نوعی خودستایی طبیعی سرچشمه می گیرد یا رویای آن که یک امر محال ممکن است روزی محقق شود. «بذارید داستانی را براتون بگم که بارها شنیده‌ام. یکی از همان داستان‌های رایج میان مشتری‌ها. مشتر‌ی‌ها گاهی توهمات عجیب و غریبی دارن. اونا قصه یکی از رفقاشون یا رفیق رفیقشون رو می‌گن که با یک روسپی رابطه داشته. بعد اون زن روسپی، یک دل نه صد دل عاشق و شیفته یارو شده و خلاصه مفت و مجانی بهش سرویس می‌داده. باورتون نمی‌شه که چند تا از مشتری‌ها یک همچین داستانی رو تعریف می‌کنن!»

بعضی مردها هم خواهان رابطه‌ای دوستانه و بلندمدت‌ هستند. جین می‌گوید: «خیلی از مشتری‌ها بهم علاقه‌مند می‌شن و می‌پرسن که چطور می تونن به من کمک کنن. یا حتی پیشنهاد می‌دن برم باهاشون زندگی کنم. خوابشو ببینن!»

بی‌حال و کسل در تخت‌خواب‌های زناشویی. تنها در جست‌و‌جوی رابطه‌ای دوستانه. چنین می‌نماید که روسپی‌گری می‌تواند جایگزینی برای انواع عادی‌تر میل جنسی و مصاحبت باشد. اما در این میان مشتریانی هم هستند که دنبال یک چیز منحصربه فرد می‌گردند. چیزی که به روسپی‌گری کیفیتی فوق‌العاده می‌بخشد و در دیگر انواع روابط جنسی وجود ندارد.

لیزا می‌گوید:«دیروز یک مشتری بیست ساله خوش قیافه داشتم، اصلا سردر نیاوردم که چی از من می‌خواست. می‌تونست هروقت بخواد با هرکی عشقش بکشه بخوابه. ولی خودش می‌گفت این‌جوری براش هیجان‌انگیزتره.»

جین می‌گوید:«بعضی مردا دنبال هیجانند، بعضیا یه کمی منحرفند، فکر می‌کنن کیف داره که اینکارو توی دفتر کارشون یا کلابِ سی‌مَن بکنن.»

هرچه طولانی‌تر توی خیابون کار کنی، به همان مقدار پول درآوردن برایت سخت‌تر می‌شود. مشتری‌ها دنبال تنوع می‌گردند.
اینگا می‌گوید:«اگر هر روز سروکله‌ات توی خیابون پیدا بشه، مشتری‌هات رو از دست می‌دی. دیگه براشون تازه و هیجان‌انگیز نیستی. اونا ترجیح می‌دن هر دفعه با یک نفر جدید بخوابن. اما بعضیاشون هم بدشون نمیاد با همون زن قبلی باشن.»

این ایده که روسپی ـ به‌واسطه آشنایی عمیقی که به واکنش‌های جسمانی (فیزیولوژیک) دارد ـ می‌تواند به تبلور عشق کمک کند، در این تحقیق‌ چندان مورد اثبات قرار نگرفت. واکنش کاترین نسبت به این موضوع یک نمونه‌ رایج است:«اینا همه‌اش یک مشت مزخرفه.»

فانتزی‌های دلفریب و چیزهایی که متفاوتند. این‌ها همه انگیزه هستند. کاترین برای توصیف اشتیاق مردها به یک ذره «هیجان» این داستان راتعریف می‌کند:«زنی را می‌شناسم که زمانی آگهی داده بود: یک زن جوان آماده است تا بانویی متمول را در سپیده صبح به آغوش کشد.» او هزاران درخواست دریافت کرد ولی اغلب آنها از طرف مردان بود.

بعضی از مردها مشتری روسپی‌ها می‌شوند زیرا دنبال زنی می‌گردند که به زندگی‌شان کمی جلوه ببخشد. در این گونه موارد معمولا روسپی‌گری در اماکن سرپوشیده انجام می‌شود.

کری می‌گوید:«تابستان گذشته آگهی همیشگی‌ام رو توی روزنامه چاپ کردم:«زنی با آپارتمان شخصی دنبال یک مرد ثروتمند می گردد.» حدود چهل ـ پنجاه تا جواب گرفتم. همیشه همین‌طور مشتری دائم پیدا می‌کنم. الان هم که شش ماه از آن آگهی گذشته، هنوز دو تا مشتری ثابت دارم که هربار بین پانصد تا هزار تا دستمزد می‌دن. راحت می‌شه سرشون کلاه گذاشت. دوست دارن من متقاعدشون کنم که به وجودشون احتیاج دارم. همین روزا یکیشون شاید یه ماشین برام بخره. طوری احساس غرور می‌کنن انگار که دارن از معشوقه‌شون حمایت می‌کنن. ولی حالم از این پیرمردهای هاف هافوی چروکیده بهم می‌خوره.»

کاترین می‌گوید:«گاهی مشتری می‌گه اول بریم گشتی بزنیم و شام بخوریم که همین براش هزار تا خرج برمی‌داره. وقتی گشت می‌زنیم و شام می‌خوریم، طوری وانمود می‌کنن انگار یک آقای تمام‌عیارند.» کاترین خنده‌ سخره‌آمیزی می‌کند و با لحن تحقیرآمیزی می‌گوید، اما آنها چندان برازنده این نقش نیستند. «اونا توی فیلم‌ها دیده‌اند که مرد باید یک چیزی از روی لیست غذا به زن پیشنهاد کنه یا براش چیزی سفارش بده. اونا هم دوست دارن همین کار رو بکنن. سعی می‌کنن مکالمه جالبی راه بندازن و نقش مرد نمونه را ایفا کنن ولی بلد نیستن خوب ادا دربیارن. خیلی کسل‌کننده‌ هستن. نقش من اینه که اونا رو جذاب‌ جلوه بدم. برای همین هم مردهای مسن‌تر خوششون میاد که با یک زن جذاب و جوون برن بیرون که گرون‌قیمت به نظر می رسه. بعداز اون هم می‌ریم به اتاقی در هتل.»

جذاب جلوه‌کردن یا جلوه بخشیدن به یک زندگی خاکستری و تهی، برپایی یک بزم مختصر. خریدن یک چیز پر زرق و برق و خوشایند یا یک زن پر زرق و برق.

پیا اشاره می‌کند که او نیازی نداشت به سر و وضع خود برسد، چون مشتری‌هایش چندان خاص نبودند. باقی زنان تجربه‌های متفاوتی دارند. برخی مشتریان تصورات فانتزی‌ای دارند که برانگیخته‌شان می‌کند. اگر شما بر اساس آن تصورات رفتار کنید، همه‌چیز سریع‌تر پیش می‌رود. جین از کسانی است که برای رفتن به خیابان حسابی به سر و وضع خود می‌رسد. او کت و دامن یا پیراهن می‌پوشد، آرایش می‌کند، کمربندهای بزرگ می‌بندد و لباس‌‌های زیر سکسی می‌پوشد. به من می‌گوید: «خیلی از مشتری‌ها دوست دارن تو شبیه یه فاحشه باشی.» الیزابت وارد گفت‌وگو می‌شود و می‌گوید: «فرقی نمی‌کنه که خودت رو مثه یه دختر معصوم دربیاری یا مثه فاحشه‌ها لباس بپوشی.» جین ادامه می‌دهد: «آره، درسته. گاهی من شبیه دختربچه‌ها لباس می‌پوشم و طوری خودم رو آرایش می‌کنم که پاک و معصوم به نظر برسم. یک کلاه‌گیس هم سرم می‌گذارم که چتری داره.»

الیزابت نیز داستان مشابهی را بازگو می‌کند: «زمانی که توی خیابون کار می‌کردم، طوری ارتباط برقرار می‌کردم که در شرایط معمولی هرگز نمی‌کردم. یعنی یه جور خاصی راه می‌ری و حالت خاصی به چشمات می‌دی و با زبان تن ارتباط برقرار می‌کنی. نه طوری که هرکس اطرافت بود توجه‌اش جلب بشه؛ فقط اونایی که قراره متوجه بشن، باید متوجه می‌شن. می‌دونی، از وقتی این کارو نمی‌کنم حتی یک مشتری هم نداشته‌ام. {همه می‌خندند} فکر نکنم دلیلش این باشه که پیر یا زشت شده‌ام، باید مربوط به پیام‌هایی باشه که به اطرافت می‌فرستی.»

فاحشه به‌نظر آمدن. اگر زنی فاحشه به نظر بیاید، به معنای آن است که او هرزه و در دسترس است. جلوه ظاهری‌اش نمود شخصیت و نیازهای اوست. در نتیجه، مسئولیت بر عهده‌ خود اوست. در اینجا دوباره یکی دیگر از تناقض‌های متعدد هرزه‌نگاری خود را نشان می‌دهد. وقتی یک روسپی خود را چون فاحشه‌ها می‌آراید، این آرایش برآمده از تخیلات و نیازهای خودش نیست. او خودش را به نمود عینی تخیلات و نیازهای مردانه تبدیل می‌کند. همین تخیلات و فانتزی‌های مردانه پیرامون زنان و جنسیت است که فاحشه را خلق می‌کند. روسپی خودش را در قالبی می‌ریزد که ساخته و پرداخته فرد دیگری است.

بیشتر مشتریان، مردهای معمولی‌ای هستند که دنبال رضایت جنسی‌ متوسطی می‌گردند. این زنان دراین‌باره توافق نظر دارند. با این حال، بیشترشان داستانی جالب درباره آن دسته از مشتریانی نقل می‌کنند که «خاص» هستند. داستانی جالب، دقیقا همین، همین‌قدر کنایه‌آمیز. زنان اغلب هنگام صحبت‌کردن درباره مشتری‌های خُل وضع‌شان مزاح می‌کنند. این افراد ممکن است وضع کاملا درب و داغانی داشته باشند. مزاح این زن‌ها گاه بارقه‌ای از تنفر و انتقامجویی در خود دارد.

از میان تمایلات غیرعادی، تمایل به کوچک بودن و تحت تسلط بودن مرسوم‌تر از بقیه است.

یولا می‌گوید: «یکبار مردی رو در خیابان دیدم که سوار یک ماشین خیلی باحال بود. پرسید: «می‌تونی نقش مسلط را در سکس بازی کنی؟» گفتم سعی‌ام رو می‌کنم اما اگر راضی نشدی، حق نداری پولت رو پس بگیری. قبول کرد. من باید کتکش می‌زدم تا تحریک بشه و وقتی انزال می‌شه، منی‌اش را در توی دست‌هام جمع کنم و بریزم توی دهنش. وقتی ارضا شد، نتونستم این‌کار رو بکنم. منی‌اش رو پاشیدم توی صورتش و رفتم توی دستشویی بالا آوردم. به هرحال یارو ارضا شده بود و شماره تلفنم رو هم ازم گرفت.»

آنیتا می‌گوید: «همه‌شون هم زیاد منحرف نیستن. ولی من هم یکبار برده‌ای داشتم. علاقه داشت روی زمین بخزه و انگشت پاهامو بلیسه. این کار تقریبا ارضام کرد. عالی بود، حرف نداشت.»

برای برخی از مشتریان تحقیر شدن حین انجام کار حایز اهمیت است. جین می‌گوید: «من قرار بود که اونو خوار و خفیف کنم. بهش بگم که تو یک کثافت عوضی هستی و حرف‌های این شکلی تا ارضا بشه. خیلی مزخرف بود!»

از دیگر مضامین تکراری در این نوع روابط ادرار و مدفوع کردن است.

ماری می‌گوید: «این کارها خیلی تهوع‌آورن. آدمای منحرف زیادی پیدا می‌شن ولی خیلی خشن نیستن. یکی بود که از من خواست روی یک بشقاب شیشه‌ای بشینم و مدفوع کنم تا اون از پایین تماشا کنه.»

جین می‌گوید: « مرد خوش‌تیپ و سطح بالایی بود. با ماشین رفتیم سمت خانه‌اش در محله‌ «وست‌ساید». رفت داخل حمام. با خودم گفتم لابد داره خودش رو می‌شوره. بعد صدایم کرد که برم داخل حمام. وقتی وارد شدم، وسط یک وان پر از آب لم داده بود. گفت: «لباس‌هاتو دربیاور و بِشاش روی من.» گفتم باشه ولی برای این کار باید پول بیشتری بدی.این قدر بی‌عار شده‌ام که به خاطر پول هر کاری می کنم.»

صنعت پورنوگرافی، که بر اساس مردان در مقام خریدار بنیان شده، مجلاتی را عرضه می‌کند که تمرکز اصلی‌شان بر مضامینی این چنینی است. پس بازارش وجود دارد. بازار روسپی‌گری برای «سکسِ گناه‌آلود» احتمالا نیازهای مشابهی را برطرف می‌سازد. گونه‌ دیگری از هرزه‌نگاری نیز وجود دارد که در آن فاحشه‌های هرزه لباس راهبه‌ها را، ترجیحا با صلیبی طلایی، به تن می‌کنند که با دیگر سمبل‌های مذهبی احاطه شده‌اند. موارد معدودی وجود دارد که بتواند سرراست‌تر از این نشان دهد که چگونه آیین پروتستان مهر خود را بر میل جنسی زده است. میل جنسی معصیت و پلیدی است. هنگام معصیت و پلیدی است که میل جنسی به اوج کامیابی می‌رسد. معصیت و پلیدی از نظر جنسی تحریک‌کننده است.

یک «تخصصی» وجود دارد که هیچ یک از زنان مصاحبه‌شونده حاضر به انجام‌اش نبودند. برای این زن‌ها مهم نبود که مشتریشان «خودآزار» باشد، اما هیچ‌کدام مشتری «دیگرآزار» یا سادیسمی را قبول نمی‌کردند. چون آنها بیش از اندازه خطرناکند. رَندی می‌گوید: «هیچ‌وقت کتک نخورده‌ام ولی پیشنهادهای زیادی به من شده. بعضی‌هاشون زیاد این طرف‌ها می‌پلکن. بعضی پیشنهاد می‌دن که با چاقو، خیلی یواش، روی پوستم خراش بندازن ولی من جرات نمی‌کنم. ممکن است یه مرتبه دیوونه بشن و چاقو رو تو بدنت فرو کنن.»

ترس این زنان بجاست چرا که محیط روسپی‌گری خشن است. تعداد کمی از قوادها به خشونت متوسل می‌شوند ولی بدون شک این مشتریان هستند که بیشترین خشونت را نسبت به روسپیان اعمال می‌کنند. بیشتر مشتریان مردان آرامی هستند ولی نه همگی‌شان. زنی که مشتریان زیادی داشته، به احتمال زیاد خشونت مشتری را تجربه کرده است.

[...]

نه واقعیت، بلکه خیالپردازی (فانتزی) و واقعیت هم‌زمان، ابهامات و احتمالات، تصاویر متناقص تو در تو. اصلا امر عجیبی نیست. وقتی صحبت از حوزه‌های پرمعناتر زندگی در میان باشد، تعداد اندکی از ما تصورات روشن و نامتناقضی از آن داریم. به‌ویژه در حوزه‌ جنسی مشهود است که خیالپردازی در خدمت عمق بخشیدن و مستحکم کردن واقعیت است. در هنگام رابطه جنسی عادی، ممکن است تصاویری به ذهن خطور کند ـ تصاویری از اشخاص دیگر، اندام‌های جنسی دیگر، یا موقعیت‌های دیگر. اتفاقی که گاه و بی‌گاه برای برخی از ما تا حدی رخ می‌دهد. مرز میان واقعیت و خیالپردازی محو می‌شود. خیال به بخشی از آن تجربه بدل می‌شود. قیاس این امر با خودارضایی، درک موضوع را آسان‌تر می‌‌کند. بازاری که برای عروسک‌های بادکنکی و دستگاه‌های ارتعاشی شبیه‌سازی شده وجود دارد گواه این مدعاست. میل جنسی به‌شدت تحت تاثیر عکس‌ها و ابزارآلات شبیه‌سازی شده قرار گرفته است. روسپی‌گری را می توان آخرین حلقه در زنجیره‌ای از امکانات شبه‌‌واقعی و پرخرجی تلقی کرد که در خدمت تحقق بخشیدن به فانتزی است. امکاناتی از قبیل عکس‌های پورنو تا بدل‌های مکانیکی جنسی زن، نمایش‌های شهوت‌برانگیز و در نهایت روسپی‌ها.

انگیزه‌های مردان برای رابطه داشتن با روسپی‌ها از حد و اندازه بیرون است. با روسپی‌ها می‌روند چون وقتی به شوق می آیند که نقش زیردست را ایفا کنند یا چون می خواهند سکسِ مقعدی و سکسِ دهانی داشته باشند، چون دلشان هیجان می خواهد،‌ چون می خواهند مفعول باشند، چون می‌خواهند فاعل باشند، چون دنبال یک تماس انسانی عمیق‌تر می‌گردند، چون می‌خواهند نقش کودک را ایفا کنند، چون می خواهند نقش والد را ایفا کنند، چون دلشان می‌خواهد ناسزا بگویند یا ناسزا بشنوند، و به هزاران دلیل دیگر. در ادبیات پژو‌هشی لیست بلندبالایی از این انگیزه‌ها ارایه شده است اما این اطلاعات هنوز چندان روشنگر نیستند. مضمونِ روسپی‌گری میل جنسی مردانه است.

بسیار اهمیت دارد که بر ارتباط میان میل جنسی «رایج» مردان و تجربه‌های جنسی آنان با روسپیان تاکید کرد. روسپی‌گری برخی ویژگی‌های میل جنسی مردانه را برجسته می‌کند و به‌وضوح آن را توضیح می‌دهد.
1 اما اگر نتیجه‌ نهایی صرفا به تهیه فهرستی از تمام انواع انگیزه‌های جنسی مردان خلاصه شود، بنابراین تنظیم سوالات و روش‌ تحقیق غلط بوده است. اگر هدف اصلی تحقیق بررسی میل جنسی رایج در مردان باشد، انتخاب پژوهش‌ درباره روسپی‌گری مسیر غلطی است و به نتیجه مخدوشی می‌انجامد. نحوه حل چنین معضلی باید به گونه متفاوتی باشد. چرا برخی مردان برای اینکه تمایلات جنسی خود را به نمایش بگذارند، دنبال روسپی‌ها می‌روند؟ چه کیفیتی در روسپی‌گری نهفته است که برخی مردان را وامی‌دارد مشخصا روسپی‌ها را انتخاب کنند؟

بسیاری از مشتری‌ها هنگامی که درباره نیازشان به روسپیان توضیح می‌دهند، بر اعمال جنسی خاصی تاکید می‌‌کنند. آن اعمالی که لزوما خیلی انحرافی یا خاص نیستند، به نظر خیلی‌ها مانند آن دسته از رفتارهای معمول در یک زندگی جنسی متنوع است. تشابه میان اعمال و یا گونه‌هایی از سکس که در پورنوگرافی عرضه می‌شود، غالبا آشکار است. برخی هم اظهار می کنند که به دنبال سکس با روسپی رفته‌اند فقط به خاطر آن‌که بتوانند بعضی از مدل‌هایی را که در محصولات پورنوگرافی دیده‌اند،‌ امتحان کنند. تام که یک شوهر جوان است می‌گوید: «آره خوب، من می‌تونستم چیزهایی رو که خونده یا دیده بودم، امتحان کنم. زنم نمی‌تونه این چیزا رو در اختیارم بذاره. من دلم چیزای بیشتری می‌خواد. همون چیزایی که توی فیلم می‌بینم. یه فیلم ژاپنی بود درباره مردی که یه پیغام‌ سکسی از سه تا دختر می‌گیره.»

وقتی این مردان می‌گویند که چه چیزی از خوابیدن با روسپی‌ها به دست آورده‌اند، تمام تاکیدشان بر آن است که چه اتفاقی افتاد، چه کارهایی کردند، و آن زن چه شکلی بود.

تقریبا نیمی از مردانی که مصاحبه‌ شدند، روسپی‌گری را راه‌حلی ارزیابی می‌کردند که هم آسان است و هم تعهدی ایجاد نمی‌کند. البته که بیش از پنجاه درصد این افراد متاهل بودند. برای متاهل‌ها،‌ ویژگی‌هایی چون سهولت و عدم‌تعهد همراه بود با احساس خیانت نکردن. چراکه دست‌کم خود را نه به اندازه وقتی که رابطه‌ای عاطفی با زن دیگری داشته باشند، سرزنش می‌کردند. به‌علاوه، رابطه با یک روسپی را آسان‌تر می‌توانستند از زنان خود مخفی نگه دارند.

پولی که برای چنین رابطه‌ای پرداخت می‌‌شود به آنها این حق را می‌دهد که دغدغه‌ای نسبت به نحوه عملکرد خودشان نداشته باشند. لذت بردن او در این رابطه حرف آخر را می‌زند. جک می‌گوید: «اون یه روسپیه، برای همین هم خودم رو می‌‌سپرم دست انرژی جنسی‌ام. مجبور نیستم به چیزی تظاهر کنم یا مراقب اون باشم. خودمو می‌سپرم دست چیزایی که میلشو دارم برای این‌که خودم ارضا بشم. من قرار نیست چیزی در ازاش به اون بدم.»

میل جنسی می‌تواند خسته‌کننده باشد. نیاز به ژرفا، استقامت، مهارت‌های جنسی، و نیاز به صمیمت و عواطف. خوب است هر از چند گاهی با یک ارضای یک‌طرفه خستگی درکرد و در ازایش فقط پول پرداخت. برای برخی مردان،‌ خوابیدن با یک روسپی عین عمل خودارضایی است هنگامی که در یک رابطه پایدار جنسی هستند. مانند چیزی که یک مرد (یا یک زن) صرفا برای ایجاد یک حس خوشایند - پرهیجان یا وجدآور ـ گاهی انجامش می‌دهد.

روسپی‌گری می‌تواند تمایلات سراسر متناقص مشتریان را ارضا کند. روسپی‌گری می تواند هم لذت یک‌طرفه و هم حس صمیمیت و نزدیکی را ایجاد کند. دلیل آن این است که یکی از مهمترین چیزهایی که مشتری با پولش می‌خرد قدرت تفسیرِ کالایی است که فروخته شده. قدرت زیستن در توهمات خود.

منبع http://zannegaar.net

حق دختران مجرد

نوشته لوکی لاکی در 6. March 2014 - 21:23

سلام. نمیدونم آیا کسی از مسئولین به فکر ازدواج جوانان هست یا نه، اما مطمئنم هیچ کس به فکر دختر خانم های مجرد دارای سن بالاتر از ازدواج نیست!. در کشور ما قبلا سن از دواج پائین بود و جوانان در سنین پائین ازدواج می کردن، اما یدفه سن از دواج اومد روی 30 سال و اخیرا دو باره داره برمیگرده روی سن کم. متاسفانه درصد شانس ازدواج دختران بیش از 33 سال نیز کاهش پیدا کرده و این موضوع باعث بروز مشکلاتی هم برای دوشیزگان مجرد و هم برای جامعه شده است.مجلس کشور کویت تصویب کرد که هر مردی یک دختر مسن را به ازدواج خود دراورد دولت هزینه زندگی او را بعنوان هدیه تقدیم کند. کاش دولت یا مردم ایران نیز فکری به حال این بانوان کنند. این ها هم دل دارند و دوست دارند همسر و بچه و خانواده داشته باشند و این آرزوی به حق آنهاست. کاش مردها بجای بازیچه قرار دادن این دختران، مشکلات آنها را حل می کردند.

چرا مردان متاهل خود ارضایی می کنند؟

نوشته dorbin2013 در 6. March 2014 - 21:06

امروزه با وجود ازدواج های اختیاری و حتی گاه عاشقانه، اختلالی تحت عنوان خودارضایی افراد متاهل مطرح می باشد که علی‌رغم تمام نظرات به اصطلاح دانشمندان محترم غربی!، مبنی بر عدم اشکال خود ارضایی، این افراد و همسران آنها به شدت در رنج می باشند. زنان این مردان از این که مورد بی مهری و بی توجهی همسر خود قرار گرفته اند و از اینکه همسرشان یک منحرف جنسی است به شدت در رنج بوده و این ناراحتی را به انحاء گوناگون در زندگی مشترک خود ظاهر ساخته و حتی در مواردی به دنبال طلاق می باشند.
مردان متاهلی که علی رغم داشتن همسر خودارضایی می کنند، متاسفانه از یک حقارت شدید رنج می برند و حتی در مواردی که فرد طبق نظر پزشک! این کار را بی مشکل قلمداد کرده است، باز هم با احساس حقارت و احساس غیر طبیعی بودن رفتارش به شدت درگیر می باشد و دقیقا همین مساله است که او را به سوی درمان سوق می دهد.
اما چرا مردان متاهل خود ارضایی می کنند؟
این سوالی است که پاسخ دادن به آن بسیار دشوار می باشد، چرا که عوامل متعددی ممکن است سبب بوجود آمدن این رفتار انحرافی بشود و در مواردی نیز ترکیبی از این عوامل وجود دارد که موقعیت را برای تشخیص دشوارتر می نماید. در ادامه به برخی از علل شاخص این رفتار اشاره می کنیم:
1. برخی از مردان به علت انجام خود ارضایی در دوران مجردی، حتی پس از ازدواج نمی توانند از این رفتار انحرافی دست بردارند. در این گونه موارد می توان از اصطلاح «اعتیاد به خود ارضایی» استفاده کرد. متاسفانه این مردان با این استدلال اشتباه که «اگر ازدواج کنند، خودارضایی را ترک خواهند کرد»، اقدام به ازدواج می کنند.
2. یکی دیگر از عوامل این رفتار، «کمال گرایی منفی» است. مردانی که در دوران مجردی و یا پس از ازدواج تصاویر یا فیلم های جنسی تماشا می کنند، در اثر دیدن زنانی با بدن های ویژه (بسیار تحریک کننده) و همچنین دیدن روابط جنسی غیر عادی، نگاهی کمال گرایانه به زن و رابطه جنسی پیدا کرده و دیگر با همسر خود که زنی عادی می باشد و همچنین رابطه جنسی با همسر خود که رابطه ای عادی می باشد، میزان تحریک لازمه را دریافت نکرده و لذت کافی را نمی برند. در این موارد متاسفانه، تنها شیوه ای که آنان برای ارضاء حس کمال گرایی منفی خود می یابند! این است که با خیال پردازی های خود، زنان و رابطه های جنسی آنچنانی را، در ذهن خود تصویر سازی کنند و با این تصاویر و خیالات به خود ارضایی بپردازند.
3. سومین عامل پرداختن مردان به خود ارضایی، نداشتن رابطه صمیمانه، عاطفی و رضایت بخش با همسر می‌باشد. مردانی که به هر دلیل از همسر خود راضی نبوده و از دیدن او خوشحال نشده و از بودن در کنار او احساس آرامش ندارند، معمولا با دیدن او و تصور و خیال پردازی با او، تحریک نشده و لذت نمی برند. اگر مردی اینگونه باشد، پس از چند رابطه جنسی ناقص و کم لذت با همسر، خود ارضایی را ترجیح داده و به این انحراف روی می آورند.
4. عامل دیگر، وجود «اختلالات جنسی» در مرد می باشد. مردانی به اختلالات کارکردی جنسی مانند زودانزالی، دیرانزالی، بی انزالی، اختلال نعوظ، ... گرفتارند، در اثر عدم توانایی برقراری یک رابطه جنسی کامل با همسر، متاسفانه بجای پرداختن به درمان، از همسر خود دور شده و به خود ارضایی روی می آورند.
5. آخرین عاملی که در این رابطه می توان نام برد، داشتن «همسر غیر جنسی» می باشد. به صورت کلی به سه گروه از زنان می توان زنان غیر جنسی گفت :
- اول زنانی که به دلالیل مختلفی مانند ناآگاهی، تنبلی، افسردگی، ... از رسیدگی به خود و داشتن بدنی زیبا، اصلاح شده و معطر، ظاهری آراسته و زیبا و دهانی خوشبو و ... خودداری می کنند.
- دوم زنانی که تمایل به رابطه جنسی نداشته و به اصطلاح سردمزاج می‌باشند.
- سوم زنانی که رابطه جنسی با آنان بسیار دشوار، پردردسر و آزار دهنده است، مانند زنانی که رابطه جنسی را پلید و زشت می دانند یا رابطه با آنان دردناک است، یا زنانی که مدام ایراد می گیرند و با همسر خود همراهی ندارند. در چنین وضعیتی نیز ممکن است مرد در گذر زمان به انحراف خود ارضایی روی بیاورد! و اگرچه خودش می داند در حال آسیب زدن به خود می باشد، اما این آسیب را به آن رابطه دشوار ترجیح دهد.
خود ارضایی برای مردان متاهل، یک شکست در زندگی مشترک محسوب می گردد، و عواقبی غیر جنسی مانند پرخاشگری، قهر، ایراد گرفتن، بی اعتنایی به همسر و خانواده، پرداختن به امور حاشیه ای و... را می تواند به دنبال داشته باشد، چرا که بخشی از احساس مردانگی در مردان، وابسته به داشتن رابطه جنسی خوب و کامل با همسر می‌باشد و مردی که در این رابطه شکست می خورد، احساس غرور و مردانگی خودش را در مقابل همسرش از دست می‌دهد.
منبع http://doctoreman.ir/

افزایش سایز آلت

نوشته Lizard202020 در 6. March 2014 - 6:18

با سلام به همه
من میخوام سایز آلتمو چند سانتیمتر افزایش بدم،از دوستانی که در این زمینه تجربه یا پیشنهادی دارند،خواهش میکنم منو راهنمایی کنند
با تشکر

مراکش؛ شنا برخلاف جریان
مراکش یا مغرب کشوری است در شمال غربی آفریقا و مسلمان که درصد بیشتری از جمعیت کشور را زنان تشکیل می دهند.تحلیلگران به تازگی اعلام کردند که تعداد خواستگاری دختران مراکشی در چند سال اخیر افزایش چشمگیری داشته است تا جایی که آنها به دنبال دلایل این افزایش هستند.

خانم ها در مراکش از چند سال پیش با شکستن سنت ها خودشان پیشقدم شده و به خواستگاری پسرها می روند.

دخترها در مراکش با رسیدن به خدمت مادر پسر مورد نظرشان از ویژگی های خود اعم از خانه داری، دستپخت و مهارت های زندگی شان تعریف می کنند و مادران با مشورت پسران شان نتیجه گیری می کنند که آیا این دختر گزینه مناسبی برای انتخاب آنها هست یا خیر.

در تحقیقاتی که در چند سال اخیر در مراکش صورت گرفته مردها استقبال خوبی از خواستگاری دخترها داشته اند چراکه دست آنها برای انتخاب بازتر است. زن ها در مراکش بر این باورند که درخواست ازدواج آنها از مردها به هیچ وجه مایه سرافکندگی آنها نیست.

آنها می گویند که اسلام دین برابری است و زن و مرد در همه چیز برابرند بنابراین آنها هم حق دارند که فرد موردعلاقه خود را انتخاب و به او درخواست ازدواج بدهند

آنها می گویند هیچ وقت سنت ها نباید دست و پای ما را ببندد. در مراکش تنها مردانی که از ظاهر و وضعیت مالی خوبی برخوردار هستند از درخواست ازدواج خانم ها عصبانی می شوند.

گینـه؛ من تو را انتخاب می کنم
جمهوری گینه بیسائو کشوری در آفریقا که زمانی الگوی آفریقا برای توسعه بود، در زمره فقیرترین کشورهای جهان قرار دارد. در این قسمت از دنیا هم این دختران هستند که همسر آینده خود را انتخاب می کنند.

آنها پیشنهاد خود را کاملا علنی با آوردن یک ظرف ماهی سرخ شده با روغن مخصوص و سس خوش طعم قرمز رنگی تزئین و با هماهنگی قبلی با مادر پسر به خدمت پسر مورد نظر می رسند. در ضمن اینجا منطقه ای است که مردها در قبال این درخواست هیچ قدرتی برای «نه» گفتن ندارند و بعد از مشورت با مادر خود درخواست دختر را قبول می کنند.

یعنی آنها روز بعد برای گرفتن جواب خود با دسته گلی سفید نزد داماد رفته و بعد از گرفتن جواب دسته گل را به او تقدیم می کنند.از آنجایی که گینه بیسائو کشوری بسیار فقیر است و اکثر دختران حتی توان تهیه و پخت آن ماهی مخصوص و مرسوم را ندارند با یک شاخه گل سفید به خواستگاری پسر مربوطه می روند.

در این شرایط حتی مردهایی که شرایط و آمادگی لازم برای تشکیل خانواده را ندارند هم با توافقی بلندمدت بعد از پیدا کردن کار و تهیه ملزومات لازم زندگی با دختر وارد زندگی مشترک می شوند. طبق تحقیقات انجام شده در این منطقه 75درصد مردان و زنان از این سبک ازدواج و زندگی رضایت دارند.

اوکراین؛ «لویو» شهر خواستگاری از مردان
بسیاری از شهرهای جهان دارای جمعیت متعادلی از زنان و مردان هستند اما شهری در جهان وجود دارد که طبق آخرین سرشماری ۸۵ درصد جمعیت آن را زنان تشکیل می دهند. شهر لویو در غرب کشور اوکراین قرار داشته و طبق آخرین سرشماری صورت گرفته در این کشور ، ۸۵ درصد جمعیت این شهر تاریخی را زنان تشکیل می دهند.

کارشناسان جمعیت شناسی اوکراین علت وقوع چنین موضوعی در «لویو» اوکراین را عدم تمایل خانواده های این شهر به داشتن فرزندان پسر عنوان کرده اند که در گذر زمان باعث بروز چنین مشکلی در این شهر که همان نابرابری تعداد زنان و مردان در این شهر است، شده است و همین نابرابری باعث شده تا دختران به خواستگاری پسران بروند.

اختلاف زیاد بین جمعیت زنان و مردان در این شهر در سال های متمادی دلیلی شده تا دختران منتظر انتخاب شدن نباشند و خودشان دست به کار شوند.

رسم و رسومات در این کشور به سادگی معروف است و به همین دلیل بدون دردسر پیشنهاد خود را صریح در مقابل کسی که به او علاقه دارند می گویند.

این شیوه ازدواج درست مثل شیوه خواستگاری کردن مردها از زن ها عادی و مرسوم است.

چیـن؛ زنان مقتدر موسوا
در قبیله ای عجیب در چین به نام موسوا زنان و دختران حاکمان اصلی محسوب می شوند و روسای قبیله تنها از میان زنان انتخاب می شوند. اتفاق عجیب تر میان مردم این قبیله این است که زنان با یکدیگر کم حرف می زنند.

این قبیله هزاران سال است که در صلح و صفا در ساحل دریاچه لوگو در جنوب چین زندگی می کنند ولی زنانش کمتر با هم صحبت می کنند و صحبتی از پدر و پسر در این قبیله وجود ندارد.

در این قبیله زنان انتخاب می کنند که با کدام مرد ازدواج کنند و در حقیقت ازدواج رسمی ندارند. دختران این منطقه حرف اول و آخر را برای ازدواج و انتخاب همسر خود می زنند و مردان پس از ازدواج در خانه زنان زندگی می کنند.در این قبیله حرف اول را زنان می زنند و هنگام مراسم ازدواج همه شروط و انتخاب و تصمیم گیری ها توسط زنان اتخاذ می شود.

شیکاگو؛ عضو تازه وارد اتحادیه خواستگاری از مردان
در شیکاگو هم چند سالی است که دخترها گوی سبقت را در خواستگاری کردن از پسران ربوده اند. دختران این شهر از ایالات متحده هم بر این باورند که ما هیچ اعتقادی به اینکه حتما باید پسر از ما درخواست ازدواج کنند، نداریم.

دوست داشتن فرد مورد نظر و شغل مرد برای دخترهای این شهر بیش از هر چیز اهمیت دارد تا آنجا که آنها بعد از شناخت طولانی مدت پسر مورد نظرشان تحقیقات گسترده ای درباره شغل و پیشینه کاری او انجام می دهند و بعد از تصمیم برای خواستگاری، با حلقه ای نقره ای رنگ و ساده به او پیشنهاد ازدواج می دهند.

در این درخواست هرگاه پسر مورد نظر تمایلی به پذیرفتن درخواست ازدواج نداشته باشد حلقه را رد کرده و روز بعد با گل سرخی برای دلجویی به دیدن خواستگار خود می رود. این روش ازدواج چند سالی است که رواج بسیاری بین پسران و دختران ایالات متحده پیدا کرده و هنوز هم تعداد خواستگاران دختر بیشتر از خواستگاران پسر است.

اسکاتلند؛ خواستگاری در سال کبیسه
سال کبیسه سالی است که ما ایرانی ها هر 4 سال یک بار مهمان آن هستیم اما همین سال کبیسه برای کشوری چون اسکاتلند بسیار ویژه است که در قرن یازدهم، ملکه مارگارت به دخترها اجازه داد که در صورت تمایل شان از پسر مورد نظرشان، درخواست ازدواج کنند.

ملکه مارگارت این رسم را در تاریخ 29 فوریه یک سال کبیسه رواج داد. بر اساس همین روایت و تاریخ دخترها هر 4 سال یک بار به خواستگاری پسر مورد علاقه شان می روند.

البته چندی بعد، رسم شد که اگر آن پسر پیشنهاد دختر را قبول نکند، مجبور است که در عوض یک دست پیراهن و یک جفت دستکش بچگانه برای دختر بخرد تا کینه را از دل او پاک کند!

دخترها می توانستند از نظر قانونی بعد از رسیدن به 12 سالگی و پسرها بعد از رسیدن به 14سالگی ازدواج کنند، گرچه ازدواج در آن سنین به ندرت انجام می شد ولی بعد از شروع سال 1929، سن قانونی ازدواج به 16 سالگی افزایش پیدا کرد. در کشور اسکاتلند، رضایت و اجازه والدین به هیچ وجه لازم و ضروری محسوب نمی شود.

در نتیجه اگر در کشوری دختر و پسری قبل از رسیدن به 18 سالگی قادر به گرفتن رضایت و اجازه پدر و مادرشان نمی شدند، به کشور اسکاتلند می رفتند تا در آنجا به عقد یکدیگر درآیند.
منبع http://www.fanoosnews.com

فایزه جنده

نوشته شهروز زبله در 5. March 2014 - 20:59
عکس های شهروز زبله

آقا کیا مث من با این فایزه سکس کردن؟
دم میلاد کرجی گرم خدابی عجب چیزی رو معرفی کرد بلاخره تو این سایت یه چیز مشتی نصیبم شد
اونایی که باهاش بودن بگن واسه اونا هم پول مکان رو چقدر گرفت؟
داداشا پیام ندین که تلفنشو بده به جون عزیزم قسم داده قول دادم که شمارشو حتی به داداشم ندم

همزمانسازی محتوا