شما اینجا هستید

گی

کون دادن من از طریق شبکه یوروتیک تی وی

سلام دوستان این اولین داستانمه دلیلی نداره دروغ بگم من اسمم امید هستش عکس پیامهام توی ماهواره رو میزارم داستان بچگیام به کنار ولی هنوزم به گی بودن علاقه دارم حقیقتش من گی نیستم ولی چون خیلی سکسی هستم دوست دارم همجوره تجربه کنم من سکس رو برای لذتش میخوام پس زیاد به عرف و اصول کاری ندارم ماجرا از اونجا شروع شد که توی ماهواره شبکه ای به نام یوروتیک تی وی با زیر نویس فارسی هم راه اندازی شد پس منم تماس گرفتم و پیامهای مختلفی میزاشتم که در اخر تصمیم گرفتم پیام برای کونم بزارم که خیلی استقبال شد همه زنگ میزدن قربون صدقم میرفتن منم که به کسی اعتماد نمیکردم کون بدم ولی آخرسر یکی زنگ زد ازش خوشم اوم

داستان سکسی:

گی من با شهاب

سلام . من سینا هستم (البته اسم اصلیم نیست) . توی تهران زندگی میکنم .خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم کاملا واقعیه و یک کلمشم دوروغ نیست . اگه میخوای کس شر بگی همین اول کار میگم که خاطره رو نخون . نمیخوام زیاد داستانو کشش بدم پس سعی میکنم این خاطره رو خلاصش کنم که شما توی خوندنش اذیت نشین . تاحالا با کسی سکس نداشتم . اینم بگم که از دخترا بدم میاد از گی هم زیاد خوشم نمیاد چون زیاد حال نمیکنم . بیشتر توی خونه هفته ای 1 بار جلق میزنم (خود ارضایی) سنم 18 سالمه ... .

داستان سکسی:

اولین کون دادن هومن

اسمم هومن الان 28 سالمه 15 سالم بود هر وقت جق میزدم با خیار یا جا مسواکی میکردم تو کونم وقتی میخواست آبم بیاد کلی بهم حال میداد. اولین باری که کون دادم رو هیچ وقت یادم نمیره خالم اینا اومده بودن خونمون سر ظهر خالم اینا با مامانم رفتن خرید من هم داشتم درس میخوندم شوهر خالم هم که 38 سالش بود خواب بود حوصلم سر رفت خواستم برم حموم . هوس کردم جق بزنم یه خیار هم با خودم بردم تو هموم . شروع کردم به کردن تو کونم و جق زدن . یکهو صدای شوهر خالم از پشت در حموم اومد که صدا میکرد کسی خونه نیست چرا یکهو در حموم رو باز کرد بدنم یخ کرد چشاش 4 تا شد بعد سریع رفت بیرون.

داستان سکسی:

اولین ساک زندگی ام

باسلام خدمت همه من تازه عضو شدمو هنوز دوستی تو این سایت پیدا نکردم ولی دلم خیلی میخواد یه دوست با وفای سکسی پیدا کنم . الانم میخوام اولین خاطره سکسی مو براتون بنویسم . داستان برای یک سال پیشه زمانی که من ۱۶سالم بود . من برای یاد دادن کامپیوتر میرفتم خونه یکی از فامیلمون که یه زن و شوهر با یه پسر ۱۲ ساله بودن اسم پدر خانواده غفور بودو مادر نرگس .منم برای یاد دادن کامپیوتر به پسرشون هفته ای چند جلسه میرفتم خونشون . اسم پسرشون نادر بود منم زیاد با نادر جور نبودم یعنی زیاد گرم نبودیم فقط بهش درس میدادم خبری از شوخی و بگو بخند نبود باباشم ۳۵سالش بود و تو بازار کار میکرد ی

داستان سکسی:

کون کردن تصادفی

اسم من علیه و 18 سالمه و دانشجوی سال اول رشته الکترونیک و ترم دوم یکی از شهرای شمال هستم. ماجرایی ک واسم اتفاق افتاده رو میخاستم واستون تعریف کنم.خب وضع مالی خانوادم خوبه و بخاطر همین ی خونه ی مجردی واسم گرفتند ولی در عین حال بهم اعتماد هم داشتند.

داستان سکسی:

كون دادن با لباس فوتبال

سلام اسم من كامرانه و 17 سالمه قدم190 و كونم تپل و سفيده من عاشق سكس فوتبالی هسستم وقتی كفش و شورت توپ فوتبال ميبينم كيرم راست ميشه وقتی جلق ميزنم كيرمو به كفش يا توپ فوتبال ميمالونم تا آبم بياد .

داستان سکسی:

عجب کون پسری بود

سلام به همگی.من امیر علی هستم داستان من بر میگرده به سال پیش اون موقع من سر کار قبل یم میرفتم. که روزام تکراری بود مثل همیشه. تا روزی که یکی از همکارام برادر خانومشو اورده بود سر کار تا با ما یه مدتی کار کنه.اسم این اقا پسر امیر نام داره. به قول خودمون این بچه خیلی ادعا داشت(همین ادعا هست که بگات میده)) منم با دوستم پیله ای شازده میکردم البته اولا به شوخی . تا یه روزی منو این جوجه برای یه ساعت سر کاررتنها بودیم .من دوباره به شوخی بهش میگفتم امیر جون بهم یه کون نمیدی . اونم میخندید و میگفت مگه من چونیم که ازمن اینو میخوای منم با شوخی میگفتم مگه میخوام چیکار کنم یه لاپای بیشتر نمیزنم .

داستان سکسی:

کون دادن رسول

سلام، اسمم رسول، 25 سالمه، قد 186، وزن 70، رنگ چشم سبز، رنگ پوست گندمی، رنگ مو خرمایی، و… خلاصه نسبتا خوبم، من از بچگی از این موضوع خوشم میومد که به خودم انگوشت کنم، یعنی یه حسی بهم دست میداد که خیلی لذت بخش بود، کلا هم با بچه های محلمونم تو بچگیامون که دودول بازی میکردیم از قسمت دادن خیلی خوشم میومد، تا این که بزرگ شدیمو دیگه این کارو نکردیم ولی باز به خودم انگشت میکردمو با خودم حال میکردم، تا این که پارسال یعنی تو 24 سالگی، یه برنامه رو گوشیم نصب کردم به اسم سکس چت، که توش از هر کشوری میانو pm میزارن و دنباله کیس خودشونن، یه بار رفتم تو این برنامه دیدم یه پسره pm گذاشته که دمباله یه پسر م

داستان سکسی:

خاطرات همجنسبازی در سربازی

این اولین باریه که مینویسم چون اکثر خاطرات شهوانی با نگارش ضعیف و چاشنی دورغ همراهه.برای همین تصمیم گرفتم خاطرات خودمو برای اولین بار بنویسم.ضمنا خاطره من مربوط به همجنسبازی میشه.عزیزانی که دوست ندارن لطفا رفع زحمت کنن.
یادمه اولین باری که تجربه سکس داشتم مال زمانی بود که من و پسرعموم پسر همسایه مون رو تو باغ عموم میکردیم.اون موقع من 6 سالم بود و پسرعموم 8 سال.
بزرگتر که میشدیم درک بهتری از سکس پیدا میکردیم و روزی نبود که یه پسر رو به بهانه ایی بکشیم تو باغ و ترتیبشو ندیم.

داستان سکسی:

کون کردن در ایرانشهر

من فرشاد هستم 22سالمه با هیکلی درشت و توپر .
داستان از اونجا شروع شد ک ما برای تعطیلات رفته بودیم سیستان بلوچستان شب اول رفتیم ایرانشهر ک اونجا بخوابیم فردا صبح حرکت کنیم برا چابهار.

داستان سکسی:

اگر اتفاق نمی افتاد

(خاطره من برای جق زدن تو خوب نیست میتونی بری یه چیز دیگه بخونی)
.......
15 سالم بود و همه چی از عکسا و فیلم های تو سایت ها شروع شد
یه حس هایی داشتم که تو جامعه ایران بد بود حقارت بود....
سعی میکردم فراموش کنم بهش فکر نکنم اما مگه میشه؟میشه چیزی که هستی رو فراموش کنی؟ نه برای من نشد
همیشه خدا اون حس با من بود و من به خودم فحش میدادم که احمق چرا باید اینجوری باشی؟
نمیدونم کی ولی دیگه کم کم عادت کرده بودم به این حس

داستان سکسی:

گی با همکلاسی دوست داشتنی

سلام اسم من امیرحسین . داستانی که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به 3 سال پیش که من کلاس دوم راهنمایی بودم . از اونجایی که زود با خود ارضایی آشنا شده بودم در روز بار ها و بارها این کار رو انجام میدادم و میشه گفت فوق حشری بودم . توی سال دوم مثل تمام بچه های کلاس من هم عاشق سکس بودم . با اینکه خیلی حشری بودم ولی هیچ موقع حاضر به پریدن روی بچه ای تو کلاس یا انگشت کردنش نبودم . اولین روز سال هیچکی هیچکی رو نمیشناخت و همه با هم قریبه بودن . من هم تصمیم گرفته بودم این سال جدید رو با یک آدم خرخون بگذرونم تا شاید روم تاثیری داشته باشه .

داستان سکسی:

لذت گى با مرد واقعى

سلام من رامتين ١٨ ساله اهل تهران و گى و عاشق كون دادن .من از سن ١٤ سالگى به شدت تمايل به سمت گى و مفعول بودن داشتم و تا سن ١٨ سالگى فقط به خاطر خيلى مسايل داخل ايران و شرايط تونستم ٥ بار لذت كون دادن و تجربه كنم و بقيه اين سالها با داستان گى و فيلم و خودارضايى گذشت تا ما ٤ ماه قبل براى مدتى زندگى در آلمان به اين كشور و شهر كلن اومديم يكى ٢ ماهى گذشت تا من چند سايت دوست يابى گى پيدا كردم و بعد از يكى دو هفته سرچ سايت دنبال يك گزينه خوب براى سكس گشتم و ترجيح دادم حالا كه شرايط اينجوريه دنبال اون چيزى كه هميشه ميگشتم باشم من عاشق كون دادن به مرداى بالاى ٤٠ سال با كير گنده ام بالاخره بعد از ي

داستان سکسی:

وقتي مربی بدنسازی منو ...

باسلام خدمت عزيزان.قبل ازهرچيزي بهتره اينو بگم كه من تازه اينجا عضو شدم و بعضي از داستان هارو هم خوندم وبعضيا فحش دادن كه دروغه البته هركس نظرخودشو داره ولي اين داستان من برميگرده به 1هفته پيش اگه فكرميكني كه دروغه نخون چون مهم نيس چي فك ميكنن بعضيا...خلاصه بريم سراصل مطلب.من اسمم پوريا 19ساله قدم173ووزنم60 حدود1ماه هس كه باشگاه بدنسازي ميرم.من يه رفيقي داشتم كه چند سال بود بدنسازي كاركرده بودمنم واسه اينكه پيش يه آدم حرفه اي كار كنم با اين رفتم ثبت نام كردم مربي باشگاهمون مردي چشم آبي با هيكلي بزرگ وعضلاتي كه من وقتي بدنشو ديدم كيف كردم اولاش همه چي عادي بودوقتي وارد باشگاه ميشدم سلام ومو

داستان سکسی:

مهدی و مهدی

سلام اسم من مهدي و 29 سالمه، اين داستاني كه ميگم بر ميگرده به 2 سال پيش، گر چه گناه بود و اميدوارم ديگه تكرارش نكنم ولي گفتم بنويسمش بد نيست. يك سال پيش از اين ماجرا تو كلاس زبان با يه پسره آشنا شدم اسمش مهدي بود. با هم گرم گرفتيم با هم بيرون ميرفتيم كوه و استخر و خلاصه بچه خوبي بود. مهدي هميشه از دوستاشو دختر بازياش برام مي گفت منم گوش ميكردم يه مدت گذشت مهدي يه مدرسه زد. مدرسه واسش گرفت و اوضاعش خوب شد. و در ضمن يه مكان داشت ديگه. گاهي اونجا مي موند تا صبح كه كاراي مدرسه رو انجام بده و مي گفت منم مي رفتم پيشش و كمكش مي كردم.امكاناتش خوب بود واسه اون كه تازه شروع كرده بود.

داستان سکسی:

عاشقانه های من ...(گی)

سلام دوستان
داستان من سکسی نیست
اسم من پرهام هست و اهل شهر داراب هستم
نمیدونم خاطره نویسیم چطوره چون همین 1 ساعت پیش عضو شدم
این داستان گی هست پس اگه دوست ندارین نخونید
اسم داستانمو میزارم من و محمود
بزارید اول یه مقدار از خودم بگم / من 19 سالمه /پوستم سبزه هست / خوش تیپم چون خیلیا دنبال منن / قد 173 / وزن 62 / بدنمم عضلانی و بدنساز هست/
از وقتی یادم میاد از دیدن بدن مرد یه حسی بهم دست میداد. مخصوصا مردهای پشمالو
زمانی که وارد راهنمایی شدم فهمیدم که دوست دارم با مردهایی که بدنشون حسابی مو داره سکس کنم

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی