شما اینجا هستید

گی

عشق کون دادن داشتم

من در طول زندگیم به 14 نفر کون دادم. ولی دوست داشتم خیلیای دیگه منو بکنن که نشد. حسرت کیر خیلیا به دلم موند بهترینش این بود که 11 ساله بودم و بچه محلمون که یه سال ازم بزرگتر بود کنار خیابون وایساده بوداسمش میثم بود و من با دوچرخه اذیتش میکردم بهم گفت اذیت نکن میام میکنمت منم تا اینو شنیدم به خارش افتادم بهش گفتم اگه عرضشو داری بیا بکن اون فکرمیکرد شوخی میکنم . باز اذیتش میکردم و اون هی حرفشو تکرار میکرد و منم میگفتم عرضه نداری. تا اینکه دیگه خسته شد و حرفشو نگفت منم دیدم دارم یه کیر رو از دست میدم یکم جدی تر بهش گفتم خب اگه عرضه داری بیا بکن دیگه .

داستان سکسی:

شب جمعه گی

شب جمعه بود و من چون تنها بودم مقداری آیس کشیده بودم که چون تو فاز سکسی بودم کمی خودمو کونمو روغن مالی کردم سوراخمو و با انگشت شروع به بازی دادن و تو حس و رویاهای سکسی فرو رفتن اما چون باید برای شام خانه فامیل میرفتم از ادامه دادن برنامه جلوگیری کردم و لباس تن کردم و مرتب سوار ماشینم شدم و ساعت رو نگاه کردم اگر راهشون شلوغ نبود باید کمی چرخ میزدم و بین راه مسافری سوار کردم که طرف اینکاره یا مثل خودم گی بود چون از من خوشش آمده بود داشت نظرمو به سکس جلب میکرد اگر اینکاره باشی زود متوجه میشی که یارو داره سعی میکنه مخ بزنه نباشی هم اخم میکنی یا موضوع رو طوری که طرف بفهمه عوض میکنی و منکه زمان ک

داستان سکسی:

گی در حمام عمومی

سلام من آرشم 28 سالمه و گی هستم یک روز خیلی هوسه کیر کرده بودم رفتم تو چت روم مشهد و با یک پسر 21 ساله به نامه سعید آشنا شدم اولش خیلی میترسید ولی کم کم مخشو زدم و بهش گفتم دوست دارم منو بکنی اونم قبول کرد تا اینکه شماره همو گرفتیم زنگ زد تلفنی گفتم بیا خونه ما گفت نه میترسم گفتم من بیام خونتون بازم بهانه اورد تا اینکه به ذهنم رسید بریم حموم عمومی اولش قبول نمیکرد تا اینکه مخشو زدم قرار گذاشتیم رفتم دنبالش سوارش کردم تو راه گفت هواست باشه من ورزشکارم گفتم باشه بابا خلاصه رفتیم کاندوم گرفتیم رفتیم حموم عمومی اولش که وارد شدیم از رو شلوار کیرشو مالوندم اولش استرس داشت ولی یواش یواش روش باز شد

داستان سکسی:

عشق، سکس، گی

عرض ارادت خدمت خواننده داستاهای شهوانی
اول از همه ممنونم که وقت با ارزشتونو صرف خوندن خاطره ی من میکنید خوشحال میشم با نظرتون بندرو راهنمایی کنید.
ماجرایی که براتون تعریف میکنم مربوط به یکسال پس از شکل گرفتن عشق بین من و بهترین دوستمه که بیشتر از همه دنیا دوستش دارم، داستان برمیگرده به چهار ماه پیش.
راستی اسم منو یاشار و اسم دوست گلمو آرش فرض کنید

داستان سکسی:

کون دادن من به دوستم

با سلام حامد هستم ۱۸ ساله که خاطرات سکسی زیادی از مامانم وخودم و دوستانم دارم...که حالا میخوام خاطره سکسی خودم و دوستم رو بگم که در دوران مدرسه با هم انجام دادیم...

داستان سکسی:

خوش گذشت

سلام،اين اولين خاطره ايه که توی سايت ميذارم ولی اميدوارم!آخريش نباشه.19 سالمه قدم دقيق 169!،با پسرا زياد رابطه داشتم ولی تا به حد صميمی ميرسيد کلا زده ميشدم و رابطرو قطع ميکردم سکسم دوست داشتم واقعا،ولی به مرحله ی عمل که ميرسيدم حتی از تماس دست پسرا منزجر ميشدم هيچ وقت نفهميدم چرا...بيخيال تا اينکه با يه پسر 8 سال بزرگتر از خودم به اسم پارسا دوست شدم اخلاقاشو دوست داشتم خيلی مغرور و آروم،يه جورايی آدم حس ميکرد ميتونه بهش تکيه کنه،عاشق حساسيتش رو من بودم ولی فرق بزرگش با من اين بود که قبل من سکس زياد داشت خب خيلی ازم بزرگتر بود حق ميدادم بهش ولی مشکل اينجا بود که از همون اول گفت من منتظر ميم

داستان سکسی:

اولین کون دادن امیر رضا

سلام خدمت همه دوستای شهوانی من امیررضا18 ساله ازیکی ازشهرهای مرزی هستم این داستان که براتون می نویسم مال 8 سال پیش هستش که من 10 ساله بودم ،اون موقع من پسری بابدن سفید،گونه های زنانه ولب هایی که جون میدادازشون لب بگیری بودم،این رو هم بگم که این داستان واقعی واقعی هستش

داستان سکسی:

چطوری کونی شدم

16 سالم بود گاها با پسر عمه ام و پسر ایی ام حال میکردم با هم میرفتیم پشت بوم جق میزدیم وحشتناک جقی شده بودیم مدتها گذشت تا 18 سالم شد یه روز پسر عموم اومد گفت خونواده میرن مسافرت تنهام بیا پیشم .پسر عموم هیکلی و خوش تراش و خوش تیپ بود منم گفتم باشد رفتیم و نهار که شد نهار رو زدیم ساعت 2 شد پسر عموم گفت کشتی بگیریم شروع کرد با من کشتی گرفتن از قوی تر بود منو زمین زد رو به شکم افتاد از پشت روم پهن شد یه بار احساس کردم کیرش از رو شلوار به باستنم میخوره بهش اهمیت ندادم اما متوجه شدم که داره با کیرش به باستنم فشار میاره سریع بلند شدم گفتم چه میکنی بمن گفت عجب کون مبله ای داری من ناراحت شدم بمن گ

داستان سکسی:

گی با پسری که نوار بهداشتی می بنده

سلام دوستان..
قبل از تعریف کردن داستان دوست دارم ی مطلبی بگم.این احمق هایی که داستان گی تخیلی می نویسند دیگه خیلی از مرحله پرت تشریف دارن..تخیلی هم میخوایید بنویسید حداقل سکس با دختر رو متصور بشید..چرا گی؟؟ابروی ما رو هم می برید.
ضمنا داستان من تخیلی هم نیست..حالا باور کردن با شما دیگه.
خوب...

داستان سکسی:

توی زاهدان کون دادم و حال کردم

من سعید 24 سالمه.با بدن سفید و خیلی خیلی نرم. سال پیش واسه مسافرت اومیدم زاهدان.اونجا یه بازاری داره به اسم چهارراه رسولی. من اینا رو هم اضاف کنم که از بچگی از کون دادن خوشم میومد.اما میترسیدم بدم.چون میترسیدم که ابروم جلوی اشناها بره.همیشه فیلم سوپر که میدیدم دوس داشتم من جای اون زنه میبودم.خلاصه یه روز من تنهایی رفتم بازار.اونجا که رسیدم خیلی شلوغ بود. داشتم میرفتم و وسایلارو میدیدم که یه پسره اومد کنارمو گف پاسور میخای گفتم نه. دوباره گف فیلم سوپر میخای.منم چون شنیده بودم زاهدان از اینجور چیزا زیاده گفتم اره .گفت دنبالم بیا. رفتم دنبالش تا رسید دم یه مغازه.

داستان سکسی:

گاییده شدن برای اولین بار توسط پسر عمو

دوستان سلام. امیدوارم خوب و شهوانی باشید. اسمم افشین. پس از خوندن داستانهایی از این سایت بر آن شدم که منم داستانم رو براتون بگم. نمیدونم که تا چه حد میتونه براتون جالب باشه ولی بجز اسامی همه داستان اتفاق افتاده. من یه پسر 35 ساله هستم که از بچگی مثل خیلی از نوجوانها مشتاق دونستن مسایل جنسی بودم. اولین آشنایی من با مسایل جنسی از زمان 10 سالگی شروع شد که با پسر همسایمون شایان میرفتیم حمام عمومی چون خونمون حموم نداشت. اون از من 3 سال بزرگتر بود بهمین دلیل مادرم منو باهاش میفرستاد. ما همیشه حرفای سکسی میزدیم ولی به عمل کردنش فکر نمیکردیم.

داستان سکسی:

بهترین سکس دنیا تو خونه ی دوستم

با سلام خدمت دوستان عزیز. این خاطره ای رو که میخوام براتون تعریف کنم مال یه سال پیشه که اون موقع من 18 سالم بود. اول یکم از خودم بگم. پسری هستم نسبتا خوشگل خیلی خیلی سکسی و البته خیلی خجالتی. ساعت 9 شب بود دوستم امیر بهم زنگ زد به خاطر اینکه مامان و باباش رفته بودن شیراز یا اون میومد خونمون یا من میرفتم خونشون. منم خیلی ناز کردم که از حموم اومدم هوا سرده سرما میخورم و نمیتونم و این حرفا که دست بردار نبود منم چاره ای نداشتم جز قبول کردن. زود آماده شدم که برم مامانم گفت کجا میری گفتم میرم خونه ی امیر اینا امشب رو هم اونجا میمیونم اونم گفت بیا این غذا رو هم با خودت ببر که گشنه نمونین.

داستان سکسی:

کار بد، تنبیه بدتر

من نیما هستم اندامم زیبا وکلا چون ورزش میکنم رو فرم قبلا چند باری تو پارک یا کلاس دستماالی شده بودم چند وقتم با یکی از بچه های فامیل دوست بودیم که به بهانه دکتر بازی و کشتی و این حرفا هر بار کیرش و به همه جامون میمالوند بگذریم من و داداشم میرفتیم باشگااه بدن سازی من 19 سالمه و داداشم 28 سالشه و کلا همین دوتا بچه ایم اخلاقمون هم به هم نمیخوره واون کلا زور گو ومستبد اما من معمولا ساکت و کم رو توی باشگاه سر کوچه چند وقتی به دستور داداشم اسم نوشته بودم و یه روز در میان میرفتم برا ورزش ساعت خلوت عصر رو میرفتم دو سه تا از بچه های مجتمع مونم میومدن میرفتیم رختکن لباسمون و عوض میکردیم و میرف

داستان سکسی:

می خواستم بکنم ولی...

سلام دوستان شهوانی این خاطره بر می گرده به 17 سال پیش .من یه نوجوان بودم خوشکل سفید وزرنگ.یه همسایه داشتیم که هر مادرامون با هم می رفتن بیرون زنگ می زدم میومد بمال بمال می کردیم.اون دو سال از من کوچیکتر بود و زورم بهش می رسید وزوری از پشت بغلش می کردم روشلواری باهاش حال می کردم.مانی اسم دوستم بود ومنم بابک کوچیک همه شهوانی ها.یکی از این روزها که خونهه مکان بود مانی رو آوردم وازش برای اولین بار یه لب آتیشی گرفتم ولمپرهای کونش مالش دادم واون تو بغلم شل شد.به پشت خوابوندمشو برای اولین بار کیرمو به سوراخ کونش چسبوندم وهمون جوری روش خوابیدم حس خوبی بود چون موقعیت زیاد داشتیم یه چند باری این کار

داستان سکسی:

انتقام سر کار گذاشتن من

اسمم مهدی و تمام اسمایی که تو این خاطره میگم غیرواقعیه . این خاطره اولین خاطره ی سکسیمه که دارم مینویسمش و شاید طولانی باشه اما باحاله و ارزش خوندن داره و توصیه میکنم حتما بخونید . شاید مطالب سکسیش کم باشه اما کلی خندس . این خاطره برمیگرده به وقتی تازه رفته بودم اول دبیرستان !
اول مهر بود ، اول کون پارگیامون . لامصب مدرسه هم جدید بود ، هیشکی رو نمیشناختم !

داستان سکسی:

عاشق علی آقا شدم

سلام
رضا هستم 20 سالمه. وقتی این داستان اتفاق افتاد که من 13 سالم بود.
تو مراسم عزاداری پدر بزرگم ؛ پسر عموی بابام چایی پخش می کرد منم پست سرش قند تعارف می کردم خلاصه توی یک هفته حسابی با هم صمیمی شدیم. راستشو بخواین من از هیکل پسر عموی بابام خیلی خوشم اومده بود 30 سالش بود 87 کیلو و خوشتیپ و خوش اندام و سینه های های پهن بزرگی داشت یک چیزی تو مایه های سینه های آرنولد.

داستان سکسی:

گی در سربازی

سلام این خاطره واقعی اما اسامی مستعار است ماجرا مال زمستون ۹۱:دوران سربازیم بود توی یکی از پادگانهای زاهدان مشغول سربازی بودم. اوناییکه که اونجا رو دیدن میدونن همه اها لیش تقریبا سیاهن منم کرجی بودم و از بخت بد که بعدا متوجه شدم حکمتی توش بوده اونجا افتاده بودم یک سال خدمت بودم که یک گروه سرباز جدید طبق روال به پادگان واگذار شد از قضا یه بچه خوشگلی بین اونا بود که واقعا بی همتا بود اونم بین اونهمه گر و گور سیا سوخته اوایل فقط یه کم چشمو گرفته بود. اونم چون متفاوت با بقیه بود. اما همین که روزها سپری میشد علاقه من بهش بیشتر میشد باهاش طرح رفاقت ریختم اما لامصب.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی