شما اینجا هستید

گی

جر دادن کون یکی از کاربران شهوانی

داستانی رو که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به چند روز پیش همین الان بگم که این داستان کاملا واقعیه هر کی هم که باورش نشه هم مهم نیست، من کلا عاشق کون کردنم چون همونطوری که دوستان امتحان کردن کون به خاطر تنگی خاصی که داره هم برای فاعل لذت بخشه هم برای مفعول اکثر جک و جنده ها هم از پشت نمیدن منم که خیلی تو کف بودم حین کس چرخ تو سایت دیدم برام خصوصی اومد و یه نفر اعلام آمادگی کرد واسه دادن البته پسر.

داستان سکسی:

چرا کون منو کرد ...؟

سلام دوستان من اسمم سامانه الان 22 سالمه و این خاطره مربوط میشه به 10سال پیش که من 12 ساله بودم تابستون بود و مامان بابام که میرفتن سر کار منو میبردن خونه مادر بزرگم من یه پسر دایی دارم به نام حامد که 4سال از من بزرگتره من و حامد تو خونه مادر بزرگم کامپیوتر بازی میکردیم و مادر بزرگم روزا میرفت خونه خالم چون اون موقع حامله بود و فقط من و حامد تو خونه بودیم یه روز حامد گفت یه فیلم بزارم ببینیم منم گفتم بزار تو اون فیلم امریکایی یارو شروع کرد به لب گرفتن وسکس با دوست دخترش بعد من از حامد پرسیدم چرا اونا این کارو میکنن?

داستان سکسی:

کون دادنم تو گندم زار

سلام به بجه هاي شهوتي اين سايت اين داستاني كه ميخوام براتون تعريف كنم داستان كردن من تو گندمزار محلمون هستش اول ازخودم بگم من پسر تقريبا سفيد باقدي حدود 165وزني 67هستم سنم الان 17سالمه درضمن اصرار به باوركردنتون نيست ولي بدونيد واقعيه اين داستان برمي كرده به زماني كه من 14سالم بود يه تو كوجه با بجه ها داشتيم بازي قايم موشك مي كرديم كه من سروش براي اينكه ماراپيدا نكنه رفتيم تو گندم زار ها سروش كفت دراز بكش مارو الان ميبينه منم ديدم تابلوييم دراز كشيدم حالا ديكه اصلا معلوم نبوديم 2 3 دقيقه بد ديدم سروش داره انگولم ميده آخه سروش به من لاپايي ميزنه بگذريم كه جطور شد بهش كفتم الان نميشه كفت فق

داستان سکسی:

کون من از کون خیلی زن ها بهتره

داستان من و حتما بخونید.به زندگیم قسم جدیه
میخام هر هفته براتون داستان های کون دادن خودمو بذارم
برای معرفی همین قد بدونید که یه پسر 16 ساله ام خوش استیل و 65کیلوام و از 10-11سالگی کون میدم البته 4 بار بدون کاندوم دادم که بهترین و لذت بخش ترین لحظاتم بود.

داستان سکسی:

آرش در حسرت کون دادن

سلام من ارش هستم 25 ساله از دوران بچگیم عاشق دادن بودم ولی هیچ موقع واسم میسر نشد نمیدونم چرا شاید از کون دادن میترسیدم و شاید از اینکه ابروم بره به هرحال خودتون میدونید واسه ی پسر کون دادن ی عیب محسوب میشه منم پیش خودم میگفتم شاید با این کارم باعث ریختن ابروی خانوادم بشم به هر حال با داشتن این فکرها تن به سکس با پسر ندادم از طرفی به جنس مخالف هم علاقه ای نداشتم بماند روزها گدشت و پس از گرفتن دیپلم به سربازی رفتم خودم اهل تهرانم ولی محل خدمت سربازیم در شهر اهواز بود چند ماهی از دوران سربازیم میگدشت که نوبت مرخصیم شد و با کسب 10 روز مرخصی اومدم خونه بعد از اینکه مرخصیم تموم شد با قطار راهی ا

داستان سکسی:

گی با مربی شنام

سلام من امیرم 23 سالمه بچه یکی از شهرای اطراف اراکم. داستانی که براتون در نظر دارم بگم بر میگرده به یک ماه پیش اما دوس دارم یکم از خودم واحساسات سکسیم بگم.من قدم 180 ووزنم 80.گندمی هستم و بقولی با نمک و خوشتیپ وعاشق مردای سن بالا و لاغر وخوشتیپ و با شخصیتم و دوس دارم تو سکس طرف مقابلم برام سنگ تموم بذاره .داستان که نه خاطره ام از اون جای شروع میشه که.یکسال پیش رفتم استخر وارد استخر که شدم دیدم یه مرده حدودا 35 ساله غریقه نجاته استخره هس و با دیدن اون بدنم کلا سر شد.

داستان سکسی:

نسخه سحرآمیز

باسلام خدمت بروبچ تیز شهوانی
میدونم که شماها تموم سوتی های ریز و درشت خاطرمو میگیرید. پس همین اول بابت سوتیها و اشتباهات تایپی و نگارشی عذر خواهی میکنم.
خاطره ای رو که میخام براتون بنویسم واسه حدودا 15 سال قبله. من الان 32 سالمه و اتفاقی وارد این سایت باحال شدم.

داستان سکسی:

کون دادن من در سن 38 سالگی به جوان 30 ساله

با سلام خدمت دوستان
اسم من امیره و هنوز مجردم
داستان مال یک ساله پیشه که توی چت که هنوز باز بود توی روم داشتم می چرخیدم که اف اومد عاشق کردن مردهای سن بالا هستم شیطون رفت تو مخم و گفتم اولش طرف رو سرکار بزارم و شروع کردم باهاش چت کردن و از خودم گفتم و از من مشخصات خواست دادم و از کونم و غیره

داستان سکسی:

عشق کون دادن گی

رفیوم، اسپری، لوسیون نرم کننده ی کره ی کاکائو، آدامس، کاندوم، مسواک، چند تیکه لباس و آماده بودم! هادی از دیروز اونجا بوود، منتظر من. ظهر بود که راه افتادم، تو راه به همه ی اتفاقایی که ما رو برا هم بهترین کرده بود فکر میکردم، سه سال ِ پیش- بعد چندین سال تو بهترین و بدترین روزا دوست و همدل بودن- ازم خواسته بود روی دوست دخترش بودن فکر کنم، میگفت نمیتونه به هیچ دختر ِ دیگه ای فکر کنه و منم قبول کرده بودم.. هردوی ما یه رگ ِ سنتی داریم که این چیزا رو خیلی سخت میگیریم، به چشم ِ یه رابطه طولانی مدت به قضیه نگا میکردیم..

داستان سکسی:

گی با بروبچ

این داستان یا رویا نیست در ویلایی در عباس آباد شمال کشور و ویلا هم کرایه ای بود و اجاره شده بود ...

روز قبل مهدی وقتی از حموم میاد بیرون حوله رو بعداز خشک کردن خودش کنار میذاره دولا میشه که شورتشو پا بکنه از پشت سر یکی خفتش میکنه و طرف دستشو میذاره رو دهنشو کیرشو که چرب کرده بود تا دسته فرو میکنه تو و دبکن و مهدی میگه کیرش دراز و کلفت بود بوی عطر خاصی هم داشت و مهدی قسم میخورد اولین باری بود که کونش به کیر میخورد اما کیرم که کونشو میکرد نظرش این بود که چند بار داده ...

داستان سکسی:

اولین کون دادن خوشمزه من

سلام بچه ها من تا الان دیگه کون ندادم ولی دوباره داغ شدم که بدم و تصمیم گرفتم تنها خاطره کون دادنمو براتون بفرستم.در سن 13 سالگی منتقل شدیم شمال کشور و اونجا خیلی از بچه های خوشگل خوششون میومد واکثرا بچه باز بودن.تو مدرسه و محله همه دوست داشتن منو بکنن ولی چون زرنگ و ورزشکار بودم زورشون به من نمیرسید.

داستان سکسی:

اولین گی شدنم با کمک ایوب

من پسری هستم که خیلی به نمی خوره کون بدم. هیکی و پرمو. اما راستش بر خلاف ظاهرم خیلی به حرارت بدن مرد جماعت حساسم. آرزومه که یک صبح که بلند شدم زن شده باشم.

داستان سکسی:

کردن بازیکن تستی تیممون

سلام خدمت دوستای گلم این داستانی که مینویسم کاملا واقعی هستش از خودم تعریف نکنم قدم 179 و 69 وزنم با استیل ورزشکاری!هیچ موقع یادم نمیره پارسال بازیامون تموم شد و باشگاه واسه فصل جدید میخواست تست گیری بکنه که ما هم به قول فوتبالیستا آرتیستهای تیم بودیم و از قبل میدونستیم که تو تیم هستیم.یه پسری اومده بود واسه تست که متولد 72 بود سفید،قدش حدود 178 و وزنش تقریبا 70 واقعا خوشگل بود!بار اول که دیدمش رفتم پیشش و سر صحبت رو باهاش باز کردم ازش پرسیدم بچه کجایی اونم که از خداخواسته که دید ما مثلا آس تیم هستیم جواب سوالام رو کامل توضیح میدا!موقع تموم شدن تمرین دیدم تنهایی داره میره بهش گفتم برسونمت ک

داستان سکسی:

امیر و مرد رویایی

سلام من امیر هستم 21سالمه.عاشق مردای سن بالا هستم.من تو یه شهری دانشجو بودم و بشدت دنبال یه مرد میگشتم تا منو زن دوم خودش کنه و هر وقت دلم خواست منو حسابی بکنه.یه روز که خیلی حشری بودم از جلوی در یه مغازه مکانیکی رد میشدم قیافه یه مردرو دیدم حسابی خوشم اومد.شمارشو از رو شیشه مغازش یادداشت کردم و رفتم خونه.اول اس دادم سلام منو میکنی بلافاصه زنگ زد.بعد من اس دادم گفت من پسرم گفت من پسر نمیکنم ولی شمارتو میدم دوستم.اونم همسن و ساله خودمه.حدوداا 45 میخورد.منن گفتم باشه.تا یکی دو روز زنگ میزد و حال تلفنی میکردیم.من از ترس ابروم میترسیدم که برم ببینمش اونم هی میگفت بیا ببینمت.بالاخره اینقد حرف

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی