گی

سلام
این اولین داستانه منه بد بود به بزرگی خودتون ببخشید

میرم سر اصل مطلب من یه پسری هستم که کون دخترونه ای دارم یعنی خیلی از دخترا هم به پام نمیرسن و یه داداشم دارم که ازم 6 سال بزرگتره و داستان من و داداشم از اونجا شروع شد که ...
چند روزی بود متوجه نگاههای داداشم رو خودم بودم میدیدم خوب کونمو دید میزنه راستیتش خودمم خوشم میومد از طرز نگاهش یه روز با خودم تصمیم گرفتم برای اولین بار کون دادنو تجربه کنم و واسه همین رفتم حموم و یه صفایی به کونم دادم آخه یکم مو داشت.
وقتی اومدم بیرون دیدم داداشم نشسته حال منم که حولمو دور کمرم بسته بودم و وقتی از جلوش رد میشدم عمدا ول کردم افتاد که کونمو ببینه زودم حولرو برداشتم رفتم اتاق درخشش چشمای داداشمو میدیدم تا اینکه شب شد و من یه جوری خوابیدم که پشتم به داداشم بود میخواستم خودش شروع کنه آخه ازش خجالت میکشیدم ساعت 1 شب میشد که احساس کردم داداشم بیداره درست حدش زده بودم بیدار بود چندبار صدام کرد که جواب ندادم دیگه مطمئن شده بود خوابم دیدم داداشم دستش و میکشه رو بالشم ببینه بیدار میشم یا چندبار که اینکارو کرد دید منم نمیفهمم و خوابم (آره جون خودش فکر میکرد نمیفهمم) آروم اومد کنارم دراز کشید و بعد چند دقیقه پاشو به پام میزد ببینه بیدار میشم یا نه منم به روم نمیاوردم یواش یواش دستشو به کونم میکشید زود ور میداشت بعد اینکه دید نمیفهمم قشنگ با کونم بازی میکرد منم نفسم تندتر شده بود و میترسیدم بفهمه بیدارم (که بعدا خودش گفت که میدونست بیدارم) دیگه نصف راه و رفته بودیم داداشم دستشو آروم میکرد تو شورتم با کونم بازی میکرد و دستشو رو رونام میکشید که احساس کردم یه چیزی از رو شورت به کونم چسبید وای چه لذتی داشت کیرشو به کونم چسبونده بود چقدرم بزرگ بود خداییش یکم که گذشت دیگه اونم میدونست بیدارم و به روم نمیاورد آروم دستمو گرفت گذاشت رو کیرش منم کیرش و گرفته بودم ولی وانمود میکردم خوابم خودش با دستش چندبار دست منو رو کیرش بالا پایین کرد بعد بلند شد نمیدونستم چیکار میخواد بکنه احساس کردم اومد جلوم نشست ولی چشامو باز نمیکردم واییییییی نمیدونید یهو دیدم کیرشو داره رو لبام میکشه خودشم میخواد بکنه تو دهنم منم دهنمو باز نمیکردم ولی موقعیت از این بهتر نبود طعم کیر و بچشم یکی دهنمو باز کردم و کیرشو آروم حل داد دهنم دیگه مطمئن بود بیدارم کیرشو تو دهنم عقب جلو میکرد منم میخوردم چه حالی میداد که کشید بیرون کیرشو و آبشو رو صورتم ریخت خیلی خوشحال بودم خیلی خوش گذشت دیگه فکر کردم تمومه که داداشم پا شد اومد پشت سرم دراز کشید کیرشو سوراخ کونم میمالید و منم دیگه خوشحالتر از قبل آماده بودم کون بدم با دستش کونمو یکم کشید عقب بعد دیدم بله کیرشو گذاشته دم سوراخم داره فشار میده منم خودمو از ترس سفت گرفته بودم که تو نمیرفت داداشمم کارشو خوب بلد بود منو حل داد طوری که به رو خوابیدم اومد نشست رو کونم و کیرشو آروم میکرد تو کونم یهو دیدم کونم بدجور میسوزه دیگه کار تموم شده بود سر کیرش تو کونم بود میکشید بیرون میداد تو تا کونم آماده بشه بعدش احساس میکردم کیرش کلا کونمو فتح کرده چند دقیقه ای همینجور تلمبه زد بعدش آبشو ریخت تو کونم و رفت خوابید منم نیم ساعت دیگه رفتم دستشویی خودم و شستم و اومدم خوابیدم.
امیدوارم خوشتون اومده باشه
خواستین بگین بذارم بازم با داداشم داستان دارم

نوشته: پسر خوشگل

این ماجرا ماله امساله بعد امتاحانات و قبل ماه رموضونه اسم من بهادره و 17سالمه با قد 185س و وزن65ک.یه روز داشتم تو خونه پای کامپیوتر کار میکردم که دیدم زنگ در خونمونو زدن مامانم درو باز کرد دید همسایمون علی پسر طبقه چهارمی مونه اومد منو صدا کرد گفت دم در کارت دارم من که رفتم دیدم علی با یه شلوار تنگ جلو درمونه که کاملا کونش معلوم بود بهش سلام دادم و اونم جواب داد گفتم چیکار داری گفت میشه بیای خونمون لپتابمو درست کنی گفتم چشه گفت میخوام ویندوز عوض کنم نمیتونم گفتم خاک بر سرت یه ویندوز نمیتونی عوض کنی؟! گفت نه گفتم خونتون کیه گفت هیچ کس گفتم الان میام رفتم گوشی موبایلمو برداشتم رفتم مامانم هم موضوع رو میدونست ولی علی گفته بود مامانش خونم است اونم از اون بچه کس کش های خارکسه بود من رفتم باهاش تو اسانسور بهش گفتم علی میزاری انگشتت کنم اونم گفت از رو ها!گفتم باشه یه زره انگشتش کردم رسیدیم.بعد رسیدیم دم خونشون دیدم پسر همسایمون پارسا هم نشسته دم در منتظر علی تا بیاد. اون پسره رو قبلا ترتیبشو داده بون ولی هنوز کونش آس آس بود منم تو کف کونش بودم. رفتیم توباهم علی لپ تابشو اورد منم سی دی ویندوزو گذاشتم تا نصب کنم چون نصب ویندوز یه ساعت طول میکشه من بهشون پیشنهاد دادم که بیاین با هم گی داشته باشیم( در ضمن اینم بگما من فقط میکنم نمیدم) اولش قبول نکردن ولی بعدش علی قبول کرد من هم چون لپ تابم سر جاهازیمه با خودم بردمش و دوتا فیلم سوپر نشستیم دیدیم تا کر من شق شد این هم بگم طول کیر من 15- 20سانتی میشه بعد از اینکه شقه شق شد به علی گفتم بکن اونهم سریع شلوارشو کند بهش گفتم باید برام ساک بزنی گفت بلد نیستم گفتم تو بخواب رو مبل بعد من کیرمو میکنم دهنت تو هم بخورش گفت باشه خوابوندمش رو مبل بعد کیرمو دادم دهنش بعد دودیقه دیدم اوق زد بلندش کرد گفتم تو اینکاره نیستی بعد بهش گفتم به صورت داگی استایل شو خدارو شکر اینو میدونست چیه زود به اون حالت شد وای چه صحنه ای سوراخ تنگش چقدر قشنگ بود یه تف زدم سر کیرم بعد اروم اروم کردم تو کونش اولش داد میزد منم مجبور بودم جلو دهنشو بگیرم بعد پنج دقیقه تلنبه زدن دیدم پارسا هم شلوارشو در اورده منم که تعجب کرده بودم چون اون خیلی مثبت بود منم که این صحنه رو دیدم سریع خوابوندمش کیرمو کردم دهنش تا میتونست ساک میزد بعد خوابوندمش رو مبل کیرمو تا ته کردم تو کونش دیدم انگار نه انگار تا ته رفته بهش نگو قبلا هم تا ته میکردنش عادت شده براش بعد چنددقیقه من سیستم علی رو راه انداختم بعد سی دی گرافیک رو گذاشتم تا نصب بشه بعد هردوشونو نشوندم رو مبل دو دقیقه کیرمو کردم دهن پارسا بعد دو دقیقه کردم دهن علی دیدم داره کیرم داغ میکنه فهمیدم داره ابم میاد به هشون گفتم ابمو کی میخوره علی گفت من میخورم بعد ریختم دهن علی اونم قورتش داد بعد اینکه ابم اومد و سیستم علی درست شد هردوشون رو پنج دقیقه کیرمو توکونشون گذاشتم تا هر سه تایمون حالی کرده باشیم.
نظر فراموش نشود.

نوشته: بهادر

سلام من اولین باری که داستان می نویسم به همین دلیل برام سخته که مطالب را درست و اون طوری که اتفاق افتاده بیان کنم در ضمن اینو باید بگم که این داستان تماما از زبان من بیان میشه و یک طرفست.
داستان از اون جایی شروع شد که من و مهدی پسر داییم رو میگم هر دو برای کنکور درس می خوندیم و فاصله ی محل زندگیمون هم با هم زیاد بود و به علت شغل پدرامون و اینکه در شهر کوچیکی زندگی می کردیم نمی تونستیم که با دختری رابطه داشته باشیم و در دوره بودیم که با دیدن فیلم های سوپر مجبور بودیم جق بزنیم و به این کار معتاد شده بودیم و خودتون میدونید که چقدر این کار ضرر داره و باعث شده بود که من خیلی زود ارضا شده باشم .
ماجرا از جایی شروع شد که ما برای تعطیلات عید نوروز به اون جا مسافرت کردیم و خوانواده هامون برای این که در عید عقب نمونیم اجازه درس خوندن تو خونه ی اونا رو به ما دادن و به علت این که خونه ی اونا بیشتر وقت خالی بود ما بعد از کمی درس خوندن فیلم سوپر نگاه میکردیم و طبق معمول جق میزدیم از این کار خسته شده بودیم و به علت خواندن داستان های سکسی و گی هر دومون به یک موضوع فکر میکردیم تا این که مهدی پسر داییمو میگم اولین بار این پیشنهاد رو داد و منم قبول کردم اولین باری که میخواستیم جلوی هم لخت شیم سخت بود ولی این کارو کردیم کیر مهدی از من بزرگتر بود و من به علت این که خیلی زود ارضا بودم اول من شروع کردم به خوردن کیر اون کیرش به سختی توی دهنم میرفت و من اونو میخوردم خوب این کارو بلد نبودم ولی این کارو دوست داشتم بعد من روی مبل به پشت خوابیدم و اون آروم با سوراخم بازی میکرد و این کارش منو حشری میکرد و آروم اولین انگشتشو تو کونم کرد حسش نمیکردم ولی یه حالی بهم میداد بعد انگشت دومشو تو کرد کمی احساس درد میکردم ولی کم کم دردش کم شد ولی چون اولین بارمون بود هر کاری کرد کیرش تو نرفت و من فقط خوردمش تا آبش اومد و ریخت توی دستمال کاغذی و منم چون میدونستم که چقدر زود ارضا هستم و با یه دست زدن آبم میاد قرار شد هر وقت مواد بیحس کننده خریدیم منم بکنم .اون روز خیلی احساس گناه میکردیم و تصمیم گرفتیم دیگه این کارو نکنیم ولی نتونستیم.
روز بعد بازم من کیرشو تو دهنم کردم و براش ساک میزدم و اون با سوراخم بازی می کرد بعد من خوابیدمو اون با زدن روغن به سوراخم اونو خوب چربش کرد و بعد با انگشت اونو خوب باز کرد منم از این کار خوشم می اومد (چون میدونید که مردا غده هایی دارن تو کونشون به نام پروستات که تحریک اون برای مردا میتونه خیلی حشری کننده باشه)
بعد سر کیرشو روی سوراخم گذاشت خیلی داغ بود و آروم فرستادش تو اولش خیلی درد داشت ولی چون خیلی حشری بودم تحملش کردم چند دقیقه ای به اون حالت گذشت تا من دردم کمتر شد بعد اروم شروع به تلمبه زدن کرد خیلی درد داشت ولی یه کمی حال میداد ولی اون طوری که تو داستان ها می خوندیم با اون همه حال کردن نبود و بیشتر درد داشت مهدی خیلی زود آبش اومد .مهدی هم از من خواست که اونو بکنم و من هم به علت این که زود آبم میاد و ترس از این موضوع باز این کارو نکردم .هر دومون خیلی احساس گناه میکردیم و باز تصمیم گرفتیم که این کارو نکنیم .
از این ماجرا گذشت تا یک روز با خانواده هامون رفتیم شمال و یک روز که تو ویلا تنها بودیم رفتیم حموم و زیر دوش با هم ور رفتیم و مال همدیگر رو خوردیم تا ابمون اومد ولی کار به جای حساستر نرسید .
دفعه بعد که اونا اومدن خونه ی ما یه روز که تنها بودیم بعد از یه فیلم سوپر طبق معمول براش ساک زدم و این دفعه طرح عوض کردیم اون رو زمین خوابید و من مثل دختر های جنده توی فیلما خیلی آروم روش نشستم و آروم کیر گندشو تو کونم کردم و خودمو بالا و پایین میکردم کیر و گرماشو تو بدنم احساس میکردم و این که بالا و پایین رفتنش بهم حال میداد این دفعه درد کمتری داشت و بیشتر از دفعه های قبل بهم حال داد تا آبش اومد البته هر دفعه که این کارو میکردیم از دفعه ی قبل دیر تر آبش می اومد .
دفعه ی بعد یه شب که خونه شلوغ بود با ماشین رفتیم یه جای خلوت و همون طوری که رانندگی می کرد من براش ساک زدم تا ابش اومد و بعد اون برام ساک زد و آب منم اومد.
از این ماجرا گذشت تا یه روزی که خونه پدربزرگم اینا تنها بودیم بعد از خوردن ناهار کیرشو گذاشتم توی دهنم و سعی میکردم مثل تو فیلم ها بخورمش ولی چون بزرگ بود هیج وقت نتونستم تا ته بکنم تو دهنم و حسابی حشریش کنم بعد به حالت سگی خوابیدم و بعد اون روغن ریخت روی سوراخ کونمو و اروم باهاش بازی میکرد و با انگشت سوراخمو باز کرد و کیرشو اروم فرستاد تو و شروع کرد به تلمبه زدن سریع این دفعه اصلا بهم حال نمیداد کیرش داشت سوراخمو پاره میکرد این دفعه مدت زیادتری تونست منو بکنه ولی جز درد برام چیزی نداشت و شاید همین موضوع باعث شد که تا حالا که این داستان رو مینویسم دیگه این کارو نکنیم.
بعد از این ماجراها توبه کردیم و تصمیم گرفتیم دیگه این کارا رو تکرار نکنیم ولی حالا که یه مدتی گذشته و ما باز جق میزنیم و از این کار خسته شدیم و هر دومون بخاطر این کار هر روز ضعیف تر میشیم شاید دوباره اون کارو شروع کنیم ولی به طور کامل اونو انجامش بدیم مثل تو فیلما تا لذت بیشتری از این کار ببریم و بدون خجالتی هر کاری که باعث میشه بیشتر لذت ببریم رو بهم بگیم و با توافق اون کارو انجامش بدیم هر چی که باشه مثلا آبمون رو با هماهنگی قبلی روی بدن شریک جنسیمون بریزیم و نقاط حساس بدن همدیگر رو بشناسیم و با تحریک اون ها لذت بیشتری ببریم و در موقع مفعول بودن احساس کنیم که واقعا دختریم و هر کاری که تو فیلما دختره انجامش میدنه رو انجام بدیم و طرف مقابل هم همین طور هر کاری که تو فیلما پسره انجامش میدن رو بکنه تا هر دومون در رابطه دو طرفه به لذت واقعی برسیم و من هم میخواهم برای اولین بار کردن رو امتحانش کنم و زود ارضا بودنم رو کم کم درمان کنم.
زیر به ریز این داستان واقعیت دارد.

نوشته: مهدی

سلام من ارش22 سالمه.من عادت دارم بی مقدمه حرف بزنم .این خاطره ای که براتون تعریف میکنم بر میگرده به 10 سال پیش من یه دوستی داشتم اسمش شهاب بود شهاب کونی محل بود به همه میداد البته اوایل خودم میکردمش همیشه تو خونه این کارو میکردیم اما یه روزسره کوچه بودیم که شهاب گفت کیر میخاد بهش کفتم که خونمون مکان نیست بزار یه وقطه دیکه اما اسرار کرد منم دیگه دیدم میخاره راضی شدم بردمش تو پارک سره ظهر بود هوا هم گرم بود کسی تو پارک نبود رفتیم تو یکی از چمن های ته پارک که یه ردیف شمشاد بلند داشت پشت شمشادا رفتیم شهایو خابوندم رو زمین شلوارشو با شرتشو کشیدم پایین بد یه تف انداختم لای کونش اخه شهاب کونش واقعا مثل کونه دخترا بود سفید و تپل کیرو کذاشتم لاش داشتم تلمبه میزدم یه دهقیقه ای این کارو میکردم تا این که ابم اومد البته بگم اون موقه دو قطره بیشتر نمیومد تازه یبه بلوغ رسیده بودم ...همینکه میخاستم بلند بشم دیدم دو نفر که از ما خیلی بزرگ ترن بالا سرمون وایسادن تا بلند شدم یه کیشون خابوند زیر گوشم بد گف خوب حالا نوبته ماس یه ذره پرو بازی در اوردم بازم با لگد زد یه کیشون باقبون بود که مهلت نداد شهاب بلند بشه اخه شهاب خایه کرده بود کیرشو در اورد به شهاب گف یا ساک میزنی یا انقد میزنمت که مادرت گایده بشه شهابم از ترسش هر کاری اون میگفت میکرد اون یه کی هم به من گفت بریم اون یه کی چمن پارک خیلی خلوت بود منم ترسیده بودم یه کم باهاش رفتم یه گوشه پارک که از هیچ طرفی دید نداشت به زور خابوندتم زمین شلوارمو کشید پایین و روم نشست بد شلوار خودشم ته حدی که کیرش بیرون بیاد داد پایین لای کونمو با تف حسابی حیس کرد بد سر کیرشم همینطور کیرشو کذاش ت لای پام یه کم لاپای تلمبه زد بد گفت اینطوری حال نمیده سره کیرشو گذاشت دمه سوراخم من گریم گرفت بد گفت نترس اولش یه کم درد داره یه فشار داد من از شدت درد داشتم چمنای پارکو گاز میزدم سره کیرشو مرد تو یه چند لحظه وایساد بد به زور عقب جلو کرد اما زیاد نه دید که من دیگه صدام در اومده ترسی که کسی بفهمه فقط سرشو میکرد تو دیگه داشت حال میداد که یه هو کونم داغ شد ابشو ریخت بدش یه لب ازم گرفت گفت بسته دیکه از این کارا نکنیا برو حالا منم سریع پاشدم در رفتم .اما بده اون تازه بد بختیم شرو شد .شهابم یه دور داده بود.ولی به کسی نگفت این جریانو ولی من یه حسی پیدا کرده بودم که تاحالا نداشتم .اون پسره دیگه کاری باهام نداشت ولی من کونم همش کیر میخاست ولی به کسی هم نمیتونستم بگم ابروم میرفت اوایل با خیار قلمی شرو کردم میکردم تو کونم حصابی هم حال میکردم تا این که الان یه ادم دو جنسه گرا شدم که هم میخام بدم هم کنم .از اون موقه دیگه به کسی ندادم ولی خیارو ....اینچیزا حودمو راضی مییکنم ..حالام تو فکر یه گی خوبم.این بود داستانه من همش حقیقت داره باور کردنش با خودتونه..............

نوشته:‌ آرش

سلام
میخام داستان کون دادنم به بهرام رو بگم که فقط یکبار اتفاق افتاد ولی همیشه لذتش توی خاطرم میمونه.اول اینو بگم که رضا دوست فاب منه و به من خیلی تعصب داره و اصلا نمیذاره از خونه بدون اطلاع اون در بیام ولی یروز که با خونواده رفته بودم شمال اونجا با یه پسر تهرانی آشنا شدم.اسمش بهرام بود.طریقه آشنا شدن تا رسیدن به سکس از حوصله همه خارجه میدونم . بنابرین میرم سر اصل مطلب.توی ماشین بهرام نشسته بودم و کیرشو دستم گرفته بودم .بهرام همش از یه سکس خوب حرف میزد و اینکه واسه کون کردن باید روانشناس باشی بدونی طرفت چی میخواد.توی همین حرفا بود که کیرشو گذاشتم دهنم.کیر گرمو گوشتی بود زیاد دراز نبود ولی کلفت و گوشتی بود.یخورده با زبونم لیسش زدم که یهو بی هوا سرمو گرفت و فشار داد روی کیرش . هرچی زور زدم نتونستم بالا بیام فقط یادمه که مجبور شدم دهنمو وا کنم.دهنمو وا کردمو اوق زدم..داشتم بالا میاوردم چشام از فشار کیرش پر از اشک شده بود.اولین باری بود که حس کردم کیر داخل حلقم رفته.باور کردنی نبود . سرمو بالا کشید و گفت نفستو حبس کن میخوام آبت بدم..هنوز تصمیم نگرفته بودم که دوباره کیرشو تا ته کرد تو دهنم.ایندفعه کیرش مث سنگ سفت شده بود دو سه بار بالا پائین کرد و با یه فشار دوباره کیرشو فرو کرد توی حلقم نفسم داشت تموم میشد دستمو به نشونه التماس تکون دادم بلوزشو کشیدم همه کار کردم تا اینکه آروم کیرشو از توی حلقم بیرون کشید ولی هنوز به سقف دهنم چسبیده بود داشتم نفس نفس میزدم که کفت ببند دهنتو و البته خودش با دست زیر چونه ی منو گرفت و بست و آب گرمشو پاشید تو دهنم.وقتی کامل آبشو ریخت گفت میخوری یا با کیرم بفرستم تو ؟..بدون معطلی از ترس خفه شدن آبشو قورت دادم.بعد که کیرشو درآورد گفت آفرین پسر خوب معلومه پایه هستی ..این تلفن منه اگه خواستی هفته دیگه برمیگردیم تهران زنگ بزن بیا خونه.با همون حالتی که چشام پراز اشک بود گفتم چشم ولی به این فکر میکردم که برم و دیگه پشت سرمو نگاه نکنم.ما فردای اون روز رفتیم تهران طبق معمول رفتم پیش رضا حاضری زدم. رضا گفت میخام..ولی اولین بار بود که من اصلا میلی نداشتم ..با این حال گفتم باشه هر چی تو بگی..رضا گفت نه عزیزم اگه الان حال نمیکنی منم سکس زوری دوس ندارم..احساس بدی همراه با ترحم داشتم بنابرین علیرغم میلم رضا رو قانع کردم منو بکنه.رفتم خونه و به سکس با رضا فکر کردم.رضا خیلی مهربون بود ولی سکس امروز من با رضا اصلا حال نداد.نمیدونم .توی همین فکرا بودم که به یاد بهرام افتادم.یه چیز دوس داشتنی..یه خاطره دردناک ولی جالب منو بخودش میگشوند.میخاستم زنگ بزنم یادم اومد گفته بود هفته دیگه میاد.نمیدونم چرا اینقد دوس داشتم بهرام باشه..دوس داشتم کون دادن به بهرام رو هم تجربه کنم.از طرفی میترسیدم ولی درد شیرینی بود.زنگ زدم سلام کردم بهرام فورا منو شناخت گفت به به جنده ی خودم خوبی..کجایی...من همه ی این سوالا رو با یه کلمه جواب دادم..کی میای؟بهرام گفت اتفاقا من الان تو راهم قرار بود هفته بعد بیایم یکی از اقوام فوت شد داریم میایم.خیلی خوشحال شدم ولی سعی کردم نشون ندم..گفتم تو حتی واسه اون روز ازم معذرت خواهی نکردی؟بهرام گفت کاری نداره امشب بیا پیشم حضوری معذرت خواهی میکنم.گفتم آره به همین خیال باش...بهرام گفت آدرس رو واست اس ام اس میکنم چون میدونم دوس داری بیای.بای...از گستاخیش بدم اومد ولی دلم پیشش بود..اون راست میگفت من خیلی دوس داشتم بهرام منو بکنه..میدونستم وحشیانه و با درد خواهد بود ولی میخاستم داشتم دیوونه میشدم ده بار تلفن رو برداشتم زنگ بزنم ولی نزدم..دوس داشتم التماسم کنه ولی خودم میدونستم فایده ای نداره نه اون التماس میکنه و نه من از کیر بهرام میگذرم.

ساعت ده شب به رضا شب بخیر گفتم و رفتم به آدرسی که بهرام داده بود.آیفونو زدم یه خانمی که گویا مامانش بود درو وا کرد..از اینکه دیدم بهرام پله ها رو پایین اومده دنبال من خوشحال شدم ..بی اختیار بهرامو بوسیدم اونم نامردی نکرد با یه دست منو چرخوند چسبوند به دیوار و شلوارمو پائین کشید و کیرشو تا ته فرو کرد تو کونم..از اینجا فهمیدم بهرام خیلی انتظار منو میکشید چون کیرشو کاملا چرب کرده بود..همچین کیرشو تا ته فرو میکرد که نفسم بند اومده بود دم داشتم ولی بازدم خبری نبود تا اینکه بعد از 10-15 ثانیه همراه با مکیدن گردنم کونمم پر از آب کیر بهرام شد.کیرشو یهو کشید بیرون که باعث شد آبش از تو کونم بریزه تو شورتم.بهرام گفت جمع جور کن خودتو که بریم بالا.باور نمیکردم ..گفتم باید برم خونه گفت بیا بالا یه چیزی بخورم گشنمه تا بعد یه حالی با هم بکنیم.منم از خدا خاسته رفتم بالا.بعد از شام رفتیم توی اتاق رضا یخورده نشستیم حرف زدیم و موسیقی گذاشت بعد کفت بیا پیشم روی تخت تا ماساژت بدم...رفتم دراز شدم روی تخت و بهرام هم کونمو پر از ژل کرد.البته روی کونمو و بعد هم ژل رو فرو کرد تو سوراخ کونم یخورده فشار داد حس کردم یه مایع سردی توی کونم ریخت..بدون مقدمه خوابید روم و یه بالش گذاشت زیر شکمم دستاشم حلقه کرد زیر گردنم و گفت با دستت کیرمو بزار دم سوراخ..گذاشتم اونم آروم فرو کرد.تعجب کردم بهرام چقدر مهربون شده بود...کیرشو نگه داشت تو کونم و پاهاشو مث غورباقه وا کرد..یخورده کیرشو بیرون کشید و بعد یهو فرو کرد تا ته طوری که احساس کردم از توی نافم میزنه بیرون...نگه داشت دوباره محکم با کیرش ته کونمو کرد...درد داشت ولی هیچوقت به این خوبی کونم باز نشده بود..بهرام گردنمو مک میزد نفسشو پشت گردنم حس میکردم پاهام از سنگینیه پاهاش بی حس شده بود..حس میکردم سوراخ کونم از کونم جدا شده بود...بهرام با سرعت منو میکرد..گاهی کیرش عمودی میرفت تا پشت نافم و گاهی مث چوب توی کمرم میرفت .کل بدنم تکون تکون میخورد..باهام حرف میزد..بی اختیار با تمام دردی که داشتم ولی نمیدونم چرا خودمم کونمو تکون میدادم...سکس ما 5 دقیقه طول کشید..

نوشته:‌ شهیاد

من در طول زندگیم به 14 نفر کون دادم. ولی دوست داشتم خیلیای دیگه منو بکنن که نشد. حسرت کیر خیلیا به دلم موند بهترینش این بود که 11 ساله بودم و بچه محلمون که یه سال ازم بزرگتر بود کنار خیابون وایساده بوداسمش میثم بود و من با دوچرخه اذیتش میکردم بهم گفت اذیت نکن میام میکنمت منم تا اینو شنیدم به خارش افتادم بهش گفتم اگه عرضشو داری بیا بکن اون فکرمیکرد شوخی میکنم . باز اذیتش میکردم و اون هی حرفشو تکرار میکرد و منم میگفتم عرضه نداری. تا اینکه دیگه خسته شد و حرفشو نگفت منم دیدم دارم یه کیر رو از دست میدم یکم جدی تر بهش گفتم خب اگه عرضه داری بیا بکن دیگه . یهو یه جوری نگام کردو گفت خب تو میدی منم گفتم اگه عرضه شو داشته باشی. باز گفت من عرضه شو دارم تو میدی؟ منم گفتم اگه عرضه شو داشته باشی آره. گفت اینجا که نمیشه. منم گفتم خب هرجا که میشه گفت بریم پشت باغ ( نزدیک خونمون یه باغ بزرگ بود) گفتم بریم . فکر نمیکرد به همین راحتی کون منو جور کنه چون من هم بچه خوشگل بودم هم سفید و بدون مو و کون نسبتا خوش فرم داشتم. واسه همین برا اطمینان گفت من میکنمت ها. گفتم خب بکن. گفت بذار یه انگشتت بکنم ببینم راست میگی گفتم باشه همونجا تو خیابون یواشکی انگشتم کرد دید واقعا خوشم اومده گفت بریم. اون موقع کوچیک بودیم آبمون نمیومد. ولی شهوت داشتیم و کیرامون خوب شق میشدو آب پیش منی مون راه میفتاد چون نزدیک بلوغمون بود. با دوچرخه خودم رفتیم پشت باغ نگه داشتیم داشتیم منطقه رو ارزیابی میکردیم که ببینیم کجا مطمئنه که همینجوری هم داشت خودشو بهم می مالوند. منکه از خوشحالی داشتم بال در میاوردم وقتی کلفتی کیرشو از رو شلوارم حس کردم دیگه طاقت نیاوردم گفتم بریم کنار همین دیوار خوبه دیگه. گفت باشه ولی خیلی مواظب باشم. رفتیم کنار دیوار من رو به دیوار وایسادم و اونم از پشت بهم چسبید. ولی هردو از ترس هی پشت سرو اینور اونور و می پاییدیم. بعد یکم که گذشت گفتم بذار از رو شورت هم بکن . شلوارو کشیدم پایینو از روشرت منو میمالوند. بعد کمی مالوندن گفت شرتتو بکش پایین منم از خدام بود ولی یکم هنوز خجالت می کشیدم کونمو ببینه واسه همین میخواستم وقتی خوب بهم چسبیده خودم بکشم پایین که نبینه. اون فکر میکرد دوست ندارم بکشم پایین واسه همین هی اصرار میکرد که تورو خدا بکش پایین و من لذت می بردم که داره بهم التماس میکنه تا اینکه گفت بخدا به هیچکی نمیگم . اینو که گفت خیالم راحت شد و گفتم خوب بیا جلو اومد جلو و کشیدم پایین و با یه دستش لای کونمو باز کرد و با دست دیگش کیرشو گذاشت لای کونم. وای انگار دنیا رو بهم دادن. بعد دودستشو حلقه کرد دور کمرم و فشار داد سر کیرش که به سوراخ کونم میخورد واقعا لذت وصف نشدنی داشت. فقط خیلی فشار نمیداد و دوست داشتم بیشتر فشار بده ولی روم نمیشد بگم و یکم کونمو دادم عقب. اون موقعها چون سنمون کم بود همینکه لاش میذاشتن کردن حساب میشد و خیلی کم توش میکردن. و همونطوری کلی لذت میبردن. منم که از خدام بود چون توش اگه میکرد دردم میگرفت. خلاصه یه ده دقیقه ای به همین منوال کرد بعد گفت صورتتو بیار یه بوسم ازت بکنم. منم بوس دادم بعد گفت بریم گفتم بریم. سریع کیرشو درآورد و خم شد که کونمو ببینه چی کرده؟ منم تا اومدم شلوارمو بکشم بالا کار از کارگذشته بود و کونموقشنگ دید. البته بهتر شد چون خجالتم ریخت دیگه. منم کونی خجالتی بودم وگرنه نصف شهرمون منو کرده بودن.بعد هم رفتیم. ولی دیگه نشد بهش بدم. یعنی دوست داشتم ولی اون اصلا پیگیر نبود. هرچند که خیلی هم حال کرده بود آخه اونم خجالتی بود.
جالب اینجا بود که این یه بار کون دادنم ازهمه کون دادنای بعدیم که خیلی حرفه ای تر بودم لذت بخش تر بود. وهنوز مزه کیرش لای کونم مونده و جالبتر اینکه این کون دادنم صبح جمعه اتفاق افتاد درحالیکه من تو اون روزا به یکی دیگه از دوستامم که اسمش مجتبی بود و همسن خودم بود هر روز عصرا بعداز مدرسه در حال کون دادن بودم. به غیر از جمعه ها که تعطیل بود ولی من موفق شده بودم با یه نفر جدید اضافه کاری داشته باشم. اون کون دادنم به مجتبی هم جریان داشت : دوهفته قبل از دادنم به میثم یه روز که حسابی حشری شده بودم و هنوز کونی کامل نشده بودم اومدم بیرون دیدم مجتبی بیرونه شروع کردیم حرفای سکسی زدن من دوست داشتم یه حالی باهاش بکنم خیلی شهوتی بودم. ولی چون قیافه جذابی نداشت واسه کردن و بیشتر بهش میخورد بکن باشه دوست داشتم بیشتر بهش بدم. چون روم نمیشد بگم بیاد منو بکنه بهش گفتم میای عوض بدر کنیم؟ گفت نه ولی خندید. بهش گفتم بریم تو باغ رفتیم و بعد من گفتم بیا از روشلوار گفت باشه اول واسه اعتماد من ازرو شلوار بهش دادم. بعد اون دوباراینکارو کردیم. بعد دیگه خسته شد گفت بسه دیگه. اصرار کردم می گفت نه. بهش گفتم اگه یه بار دیگه بذاری از روشلوار بمالونمت بهت لخت میدم گفت باشه . ازروشلوار مالوندمش بعد گفت خب بکش پایین منم در حالیکه رو به دیوار بودم و منتظر همچین درخواستی بودم کلی قسم آیش دادم به کسی نگه گفت باشه وقتی کشیدم پایین اول بادو دستش لای کونمو باز کرد و گفت به چه کون نرم و سفیدی. سوراختم عجب قرمزه . هم لذت میبردم هم خجالت. بعد کیرشو گذاشت دم سوراخم و شروع کرد به عقب جلو کردن . کیرش داخل کونم نمیرفت ولی سر کیرش که به سوراخم فشار میاورد نفسمو جا می آورد. باورش نمیشد به این راحتی بدم.. خوب که کرد و آب پیش منیش اومد ( چون هنوز بالغ نشده بود) لذتش تموم شد و گفت واسه امروز بسه. کشیدیم بالا و رفتیمو از اون روز هرروز عصر به غیر از جمعه ها بعد مدرسه کارمون شده بود میرفتیم تو باغ و اون منو میکرد حدود 3 هفته ای این کارمون بود که دیگه از هم خسته شده بودیم. هم من دنبال یه کیس تازه بودم هم اون. و سکس با میثم تو یکی از همون جمعه ها ( جمعه دوم) اتفاق افتاد درضمن اخلاق مجتبی هم عوض شده بود و دیگه از موضع بالا بهم نگاه میکرد. گاهی بهم زور میگفت. و منم از ترس اینکه به کسی بگه هیچی بهش نمیگفتم و باهاش قهر کردم و اونم به یکی دوتا از بچه ها گفت که منو کرده. داستانم کاملا واقعی و بدون یه کلمه کم یا زیاد. فقط اسمها عوض شده.

نوشته: فرزاد

سلام به همه دوستان شهواني و شهوتي ، با اجازه عزيزان اسم ها مستعارن و اين اولين داستان من بعد از تقريبا ١٦ ماهي كه با اين سايتم ، هيچ چيزي جز خوندن داستان تو اين سايت به من لذت نميده ، سهيل هستم و يه ابنه ايي شهوتي و عاشق كير ، معمولا تو داستانها همه از خودشون تعريف ميكنن ولي من واقعا يه كون فوق عالي و بيست دارم قدم ١٨٢ وزنم ٦٩ ، ازديدن كون خودم تو آينه واقعا لذت ميبرم عين كون دختراي باربيه ، تقريبا ٣ سال پيش يعني تو ٢١ سالگي من تو آپارتماني كه ما بوديم يه دوست داشتم كه زياد ميرفتيم خونه همديگه البته رابطه خانوادگي با هم نداشتيم ولي ما دوتا خونه همديگه ميرفتيم ، اين دوستم از من ١سال كوچيكتر بود و با هم زياد ور ميرفتيم و بعد از يه مدت من اونو لاپايي ميكردم و اونم منو لاپايي ميكرد ، دوست داشتم كيرشو بكنه تو كونم اما روم نميشد بهش اين پيشنهادو بدم خلاصه بعد از يه مدت بهش گفتم بيا بكنيم توش و اونم قبول كرد ، اون سوراخ منو بعد از مدتي قشنگ گشاد كردو من كوني شدم و ٣ سال منو ميكرد من هرچي سعي كردم اونو كوني كنم و پيشش كم نيارم نتونستم ، ميگفت نميتونم وقتي ميخواستم بكنم توش ميگفت يه جوري ميشم بدم مياد ، ، من لاپايي ميكردم اون ميكرد توش يه كوني تمام عيار شده بودمو تا فرصت گير ميومد بهش ميدادم ، آگه بنويسم كجاها بهش دادم باوتون نميشه ، خودمم نفهميدم چي شد كه اينجوري ابنه اي شدم ، اونايي كه اوبنه اي هستن ميدونن من چي ميگم واقعا حال ميكردم تقريبا هفته اي ١ يا ٢ هفته يه بار جا رديف ميشد و بهش ميدادم اونم خيلي حال ميكردو همش موقع كردن ميگفت بكنم ، ميخواي، كير ميخواي ، كلا سكسمون به نفع اون بود من واسش ساك ميزدم و جفتمون حال ميكرديم ولي اون ميگفت من بدم مياد ، خلاصه بعد از ٣ سال يعني همين ٤٠ روز پيش واسه دوستم شرايطي پيش اومد كه بماند و گفت كه ديگه تمومه و من نيستم ، ما با هم دوست بوديم و تو اين چند ساله من فقط به خودش ميدادم كوني همه نبودم و از اين موضوع كه بخوام به همه بدم بدم ميومد ، يعني دوست داشتم يه كير بزرگتر بره توش ولي كلا تو محل و فاميل من يه بچه مثبتم و دوست نداشتم اصلا وجهه ام خراب بشه ، از روزي كه ديگه رابطه ما جدا شد من حتي ديگه يه بارم بهش نزنگيدم واسه اين جريان چون با هم صحبت كرديم كه ديگه تموم ، بعد از تقريبا ١٠ روز بد جوري هوس كير كرده بودمو وقتي خونمون خالي ميشد با خيار خودمو ارضا ميكردمو آبم ميريختم رو صورتم ( رو تخت دراز ميكشيدم پاهامو مياوردم بالا رو ديوار ميزدم تا بياد خيارم تو مونم آبمو ميريختم رو لبم) حال ميداد ولي جاي شكم داغو كير داغو نميگرفت ، اصلا دوست نداشتم به كسي بدم خيلي ميترسيدم كه با غريبه برمو عكس يا فيلم ازم بگيره واون وقت ديگه معلوم نبود چي ميشد ، بالا خره تصميم گرفتم به يكي ازبچه هاي شهواني بدم ، دوشت داشتم سنش ٣٠ تا ٤٠ و كيرش بزرگ باشه ، خيلي حواشيرو نميگم ، با يه نفر به نام جهانگير ( اين اسم مستعار نيست) تو خ شريعتي سر كتابي قرار گذاشم وقتي از دور ديدمش باحاش حال نكردم و به نظرم مورد اعتماد نبود ، پيچوندمشو رفتم و اون اصلا منو نديد ، بعد ٣ روز اينقدر ايميل زد و خواهش كرد كه بيا حال كنيم ، فهميده بود باهاش حال نكردم ، نميدونستم چيكار كنم اونقدر حوس كير كرده بودم كه منطقم يه كم داش ميلنگيد ، دلو زدم به دريا و واسه ساعت ١١ صبح روز بعد باهاش قرار گذاشتم ، صبح رفتم حموم با اينكه تازه تميز كرده بودمو صاف بود ولي دوباره زدمو رفتم ، لباسي كه ميپوشم لباساي با تريپ و شيكه ، لباساي تابلو با رنگاي جلف نيست ، وقتي رسيدم سر قرار ديدمش همون جاي قبلي كنار ماكسيماي سفيدش وايساده ، مستقيم رفتم و فقط سلام كردمو نشستم تو ماشين ، معلوم بود حال كرده بعد از ديدن من ، جهانگير ٣٩ سالش بود و طلاق گرفته بود و خونه داشت و ما مشكل مكان نداشتيم ، تا نشستم گفت خوب بريم خونه ، گفتم نه اول اگه ميشه يه آبميوه بخوريم ، دهنم خشگ خشگ شده بود تا حالا تو عمرم اينقدر استرس نداشتم حالم يه جوري شده بود ، يه جا نگه داشتو من طالبي خوردم خودش شير موز ، وقتي نشت تو ماشين اصلا حرف نميزد و فقط ميخواست زودتر برسه ، خونش بالا ي سيد خندان بود تقريبا ١٠ دقيقه طول كشيد رسيديم رفت تو پاركينگ و با آسانسور رفتيم بالا تو آسانسور بهم گفت چرا چيزي نميگي ، گفتم سرم يه كم درد ميكنه ، رفتيم تو خونش اولش يه كم ميترسيدم كه نكنه كسي ديگه هم باشه و بخوان خفتم كنن ولي مثل اينكه كسي نبود ، بهم گفت بشين رو مبل الان ميام ، وقتي برگشت ديدم يه شيشه ويسكي دستشه گفت ميخوري گفتم نه اگه شراب داري يه ليوان ميخورم ، شانس آوردم كه داشت ، اومد نشست رو مبل كنارم و من يه ليوان پر شراب خوردمو اونم داشت كم كم ويسكس ميخورد گفت بازم ميخوري گفتم نه بسه ، ديگه از اون حس ترس خبري نبود و فقط منتظر بودم كيرشو ببينمو بخورم ، خودمو زدم به كوني بازي گفتم ميشه وقتي داري مشروب ميخوري من واست بخورم ، گفت جووووووووون چرا نميشه پا شد همه لباساشو غير از شرتش درآورد ولي من لخت لخت شدم ، وقتي كونمو ديد گفت عجب كسي هستي تو بكنمت ، لم داد رو مبل و شروع كرد كم كم مشروب خوردن منم شورتشو درآوردم و جوووووووووون چه كيري نيمه راست بود ولي معلوم بود بزرگه ١٨ سانت بود البته به گفته خودش ، مثل اين جنده شروع كردم به خوردن چه حالي ميداد تا موقعي كه راست نشده بود تا ته ميخو ردم كفش بريده بود انگار تو عمرش كسي واسش اينجوري ساك نزده بود ، كيرش راست رست شد وااااي داشتم ميمردم از شهوت بيشتر كيرشو ميكردم تو دهنم مشروبشو گىاشت كنار پا شد سرپا وايساد گفت بخور گفتم جوووووون ميخورم جهان جون ، بهش گفتم سكسي حرف بزن دوست دارم ، كيرش خيلي ناز بود از نوك كيرش تا تهش واسش ليس ميزدم بعد كل كيرشو ميكردم تو دهنم بالا پائين بعد تخماشو ميخوردم خيلي حال ميداد هم اون حال ميكرد هم من ، تقريبا ٣ دقيقه شد كه فهميدم داره آبش مياد واسه همين ديگه كيرشو از دهنم در نياوردم تا آبشو تو دهنم خالي كنه ، فكر نميكرد آبشو بذارم بريزه تو دهنم گفت داره مياد داره مياد ، گفتم جوووونم آب كير ميخوام بريز تو دهنم ، كل آبشو ريخت تو دهنم منم آبشو هي ميدادم بيرون و واسش ساك ميزدم ، البته يه ذره از آبشم نخوردم بدم ميومد قورتش بدم ، خيلي شل شد همون جوري رفت تو اتاق خواب رو تخت دراز كشيد به هيكلش نميخورد اينقدر ضعيف باشه , رفتم پيشش دراز كشيدم گفتم تموم شد ؟ آخه من رفته بودم خونش كون بدم اگه نميكرد ضد حال بود، گفت نه برو واسم يه كم آبميوه بيار ، خومو تو دستشويي شستمو از يخچال واسش يه ليوان آب آناناس آوردمو بعد از اينكه خورد دراز كشدم پيشش و پشت بهش خوابيدم و گفتم جهانگير من چي هستم ، گفت چي ، دوباره گفتم و گفت نميفهمم چي ميگي ، گفتم من كوني توام ، كيرتو واسه كونم ميخوام ، گفت الان بهت ميدم عزيزم ، از پشت بغلم كرد وايييييييي چه حس نازي بود حيف كه كير ش خواب بود ، با خودم گفتم تو بايد بهش بدي شايد ديگه كيرش گيرت نياد ، برگشتمو كيرشو كه هنوز يه كم آبش روش بود و تميزش نكرده بود و مثل وحشيا خوردم ، ٧،٨ دقيقه يه ذرب ساك زدم طولاني ترين ساك عمرم بود ، واسه اون دوستم ٢ دقيقه ميزدم آبش ميومد ، كيرش راست راست شد ، خوشحالي قابل وصفي نبود يه كير ١٨ سانتي راست آماده بود بره توش ، همين الانم كه دارم مينويسم پيش آبم اومده وقتي ياد كيرش ميوفتم ، بهش گفتم جهان جون نميخواي زنتو بكني من جنده توام كيرتو ميخوام ، خيلي رفتارش سكسي نبود ولي كيرش عالي بود ، خودم بالشت گذاشتم زير شكمم دمر خوابيدم وايييييييييي بهترين حس سكس فقط دادنه، بهش گفتم ژل لوبريكانت نداري ، گفت چطور؟ گفتم آخه با اون دردش كمتره ، گفت ندارم و يه آب دهن زد نوك كيرش بهش گفتم به سوراخ من آب دهن نزن خودم خيسش ميكنم ، با دست خودم آب دهن زدم در سوراخم و ليز ليزش كردم ، عاشف اينم كه خودم سوراخمو خيس كنم ، گفتم بكن جهان جون ديگه طاقت ندارم گفت چشم خوشگله ، آخ چه حالي داد وقتي مثل يه جنده با من رفتار كرد ، كيرش گذاشت در سوراخم ، واييييي داغي كيرش رو سوراخم داشت ديوونم ميكرد ، فقط كونيا ميدونن چه حالي ميده ، گفت جرت بدم گفتم آروم جرم بده عزيزم شوهرم چه شوهر كير كلفتي دارم من ، اون كه داغ داغ بود ولي من زياد مشروب نخوردم يه كم حواسم جمع تر بود .
كيرشو آروم آروم ميكرد تو و در مياورد ، نوك كيرش مثل عسل داشت بهم حال ميداد يه كم عقب جلو كرد و يهو نوك كيرش اوفتاد توش ،،،،،،،،، آخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ قربون كير همتون ، يه آخ ناز گفتم كه خودمم حال كردم تا كيرش رفت تو كونم حس كردم داره آبم مياد و حالتمو عوض كردمو به پهلو خوابيدم ، دوباره خودم آب دهن زدمو گفتم جهان جون چي ميخواي گفت سوراخ كون ، گفتم منم كيييييييييييير ميخوام كييييييييييييير ، ، كيرش كلفتو ناز بود منم با اين كه ٣ سال داده بودم ولي كونم واسه كيرش تنگ بود ، بهترين درد زندگيمو حس ميكردم ، ديگه گشاد شده بود و تا ته ميكرد ، گفتم آبت نياد ، گفت نه فعلا ، گفتم آبت داشت ميومد حتما بگو ، ميخواستم همزمان منم بزنم بياد ، يه كم تو همون حالت منو كردو گفت بيا لب تخت اينجوري تا ته نميره ، ٤ دستو پا لب تخت نشستمو كيرشو تا گذاشت دم سوراخم كونم كيرشو بلعيد ، شروع كرد عقب جلو كردن وقتي تا ته ميكرد حس ميكردم كيرش تو حلقمه ، درد داشت ولي حال ميداد ، كم كم تلمبه زدنش تند تند شد داشت جرم ميداد وحشي شده بود ميگفت كوني كون بده كوني كون بده منم اوج لذتم بود و آرزو ميكردم آبش نياد ، گفتم من جنده ام من كونيم كونيم كونيم كونيم ، اونم ميكرد و ميگف كس كش اوبنه اي ............ كوني كونتو جر ميدم ، ديگه سگسي شده بود ترسيدم آبش بياد گفتم دردم گرفت وايسا ، دوست داشتم آبش وقتي بياد كه خودم رو كيرش بالا پائين ميشم، گفتم دراز بكش تا كيرتو از كونم سيرش كنم ، دراز كشيد و آب دهن زدم به كونمو كيرش صاف گذاشتم در كونم ، اوبنه ايها ميدونن اين لحظه چه حالي ميده ، نشستم رو كيرش و تا ته ته رفت توش و ديگه نيومدم بالا چند لحظه تو همون حالت باسنمو ميمالوندم به بدنشو كيرش تو كونم تكون ميخورد چه حالييييييي ميداد ، شروع كردم مثل جنده ها بالا پائين رفتن اين حالتو خيلي دوست داشتمو ديگه حاليم نبود چي ميگم ، كير كير كير كير ميخوام بده بده بده كير بده كير بده جهان كس كش بكن منو كيرتو ميخوام اومدم منو جر بدي ، هيچي نميگفت فقط اه أه ميكرد گفت داره مياد داره مياد دستمو بردم رو كيرمو سرعت كون دادنمو بردم بالا آبم زير ١٠ ثانيه اومد آماده آماده بود اونم آبشو كامل خالي كرد توش كه خيليم نبود و من دوست داشتم زياد تر بريزه تو كونم وقتي بلند شدم آبش ريخت رو كيرش من خودم با كيرمو سوراخ كونم ور ميرفتم ولي جهان انگار مرده بود ، گفتم پا شو عزيزم حال داد ؟ گفت آره كوني داغونم كردي ، اومدم كيرشو بمالم گفت دست نزن يه جوري ميشم ، ديدم اين قصد پا شدن نداره رفتم خودم تو دستشويي شستمو اومدم و گفتم بازم ميخواي جهان ، ميدونستم جوابشو ميخواستم كم بياره ، گفت نه مرسي خيلي حال داد .
بهش گفتم من برم ، گفت كجا بشين حالا ، گفتم نه ديگه بزار برم ، دوست داشتم زودتر از خونش برم كه مشكلي پيش نياد ، گفت وايسا برسونمت گفتم نه خودم ميرم ، خداحافظي كردمو از خونش زدم بيرون ، سوراخم يه جوري بود يه درد باحال سر خ دربست گرفت رفتم خونه و خابيدم و تا چند روز تو كف اون سكس بودم ، از جهان شماره داشتم ولي شماره از خودم بهش ندادم حتي رفتم خونش بدون گوشي رفتم كه منو نپيچونه از گوشيم به خودش تك بزنه.
بعد از اون كلي واسم ميل زده خودمم تو كفم ولي بهش گفتم ١٥ روزه ديگه ميام ، كه حتما ميرم و اگه دوست داشتين واستون مينويسم .
به عزيزاني كه فحش ميدن ميگم : شما عادت داري هفته اي يه با كس بكني يا جق بزني يا كون بكني ، منم واقعا و قلبا دوست ندارم يه اوبنه اي باشم ولي عادت كردم ، اگه شما تونستي هفته اي يه بارتو جلق نزني و كس نكني ............

نوشته: ؟

امیدوارو از این خاطره خوشتون بیاد
اسم من مهرانه الان16 سال دارم. خاطره ای که میخوام بگم مربوط به زمانی که 3 راهنمایی بودم . من تا حالا با هیچ دختری رابطه نداشتم اما عاشق همجنس بازی هستم<بیخودی فکر نکنید همجنس بازی حال نمیده> من یه دوست داشتم که از اول راهنمایی بغلدستیم بود و تو کلاس با کیر هم بازی میکردیم اسم اون امیر بود ما یه چند باری هم خونه ی همدیگه رفته بودیم و با هم یه حالی کرده بودیم خونه های ما به نزدیک بود و یک کوچه فاصله داشت . یه روز خونه ی ما خالی شده بود و مامان و بابام رفته بودن مسافرت و 2 روز دیگه میامدن منم زنگ زدم به امیر و گفتم بیاد خونه ی ما اونم سریع اومد بعد لخت شدیم و کلی با هم حال بعد امیر گفت بیا کیرم رو بخور من تا حالا کیر نخورده بودم گفتم کثیفه اونم گفت سوسول خلاصه من هم کیرش رو کردم تو دهنم واقعا کیر کلفتی داشت به منم داشت حال میداد یه 5 دقیقه ساک زدم بعد اون شروع به ساک زدن کرد خیلی حال میداد کیرم گرم شده بود خیلی حال میداد اصلا قابل توصیف نیست منم خیلی حشری شده بودم اونم همینطور یه 3 یا 4 دقیقه ساک زد بعد گفت بیا کونم بذار منم قبول کردم سوراخ کونش گشاد بود منم یک مقدار گشادترش کردم بعد کیرم رو کردم تو کونش اول فقط سرش رفت تو ولی کم کم تا وسط ها رفت تو کونش احساس کردم الان آبم بیاد سریع کیرمو در آوردم گفتم بیا بخور تا کیرم رو گذاشتم تو دهنش آبم اومد و ریخت تو دهنش اونم همه رو تف کرد بیرون من دیگه نمیتونستم بایستم و نشستم بعد اون کلی بهم فحش داد گفت کونی چرا آبت رو ریختی تو دهنم حالا تو هم باید آب منو بخوری قبول کردم اونقدر ساک زدم تا آبش در اومد منم همه ی اونو تف کردم ما هنوزم با هم رابطه داریم شاید دفعه ی دیگه براتون عکس هم بفرستم
امیدوارم خوشتون اومده باشه.

نوشته: مهران

سلام اسم من اشکان 18 سالمه . ی پسری با قد 170 و چون بدن سازی کار میکنم بدنم خیلی رو فرمه . پوستم سفیده . بدنم کاملا بی مو کاملا دخترونه با یه باسن تغریبا گنده....
داستان از اونجای شروع شد که من یه شب هوس کردم برم استخر . خلاصه وسایلمو برداشتمو رفتم استخر . لباسامو در اوردمو یه مایو سفید پوشیدم . مایو جوری بود که اگه بهش آب میخورد تغریبا زیرش مشخص میشد خلاصه رفتمو وارد آب شدم احساس کردم بعضی نگاها رومه همه دارن باسنمو که از زیر مایوم معلومرو دید میزنن . منم بی توجه به همه شنا میکردم که احساس کردم یه آقا تغریبا45 ساله دنبالمه و هرجا من میرم اونم میاد . منم بی توجه رفتمو وارد سونا بخار شدم کسی داخل سونا نبود منم دمر دراز کشیدم رو سکو ک دیدم همون آقایی که دنبالم بود امد تو رفت رو سکو روبرو نشست زل زد به باسنم بعد از چند دقیقه گفت میخوای ماساژت بدم . منم که از خدام بود یکی تو سونا ماساژم بده گفتم بله محبت میکنید . خلاصه اومدو شروع کرد به ماساژ دادن . از کتفم شروع کردو اروم و حرفه ای ماسح داد بعد امد سراغ پام . اروم رونمو ماساژ دادو اروم اروم رفت بالا دیگه کاملا دستش رو باسنم بودو . داشت باسنمو لمس میکرد . وقتی خیالش راحت شد که من چیزی نمیگم دستشو اروم برد زیر مایوم بدجوری حشریم کر با این حرکتش . لای کونمو از زیره مایو باز کردو انگشتشو گذاشت رو سوراخ کونمو نوازش میداد سوراخم و . یه نگاه به مایوش انداختم دیدم بد جوری راست کرده . تو همین حالا بودیم که دو نفر امدن تو سونا و سری دستشو از مایوم اورد بیرون . چو بخار بود متوجه نشدن . من بلند شدمو از سونا امدم بیرون . رفتم سمت دست شویی سونا دیدم اونم داره میاد دنبالم . وارد یکی از دستشویا شدمو بهش اشاره کردم بیاد داخل . وقتی امد داخل بغلم کردو شروع به مالوندن کونم کرد . اخ که چه حالی بود مایومو از پام در اورد و منم دستامو گذاشتم رو دیوارو قومبول کردم به سمتش . اونم مایوشو در اورد وای که چه کیره گنده‌ای داشت رو سوراخم یه تف انداختو کیرهشو گذاشت دم سوراخم و اروم حل داد تو خیلی حرفهای این کارو کردو اروم تلمبه میزد . احساس کردم ابش داره میاد یهو کیرشو تا ته کرد تومو ابشو با فشار ریخت توم... کیرش مثل کونه من بی نظیر بود...

نوشته: اشکان

سلام.من علی هستم و 15 سالمه.من چند وقت بود حسابی حشری شده بودم .دلم میخواست یک نفرا بگیرم و حسابی بکنم اما دختر گیرم نیومد . یک روز پسر همسایمونا دیدم و حسابی رفتم تو فکر کونش رفتم جلو و بش گفتم (من با موتور بودم ) موتور سواری بلدی ،گفت خیلی کم.گفتم دوست داری یادت بدم.گفت آره.گفتم پس بیا بالا.سوار شد و رفتم کنار بیابون چون یک جاده خاکی مخصوص رانندگی داره گفتم پیاده شو و بشین جلو وقتی نشست منم پشتش سوار شدم و فرمونا گرفتم و راه افتادم وقتی راه افتادم گفتم حالا تو فرمونا بگیر گرفت و دستاش می لرزید ولی چند دوری که زد دیگه یاد گرفت و دستاش نلرزید.همین طور که میروند خودما چسبوندم بش وای خیلی کون نرمی داشت چند تا دور که زد دستامو گذاشتم دور کونش وااااااای خیلی نرم بود چیزی نگفت منم دیدم چیزی نمی گه شروع کردم کم کم مالیدن کونش برا اینکه حوسلش سر نره و بگه برگردیم گفتم تا حالا رفتی استخر گفت آره گفتم از اینکه جلو بقیه شلوارتا بیاری پایین خجالت نمی کشی گفت نه گفتم اگه در حین شنا دست یک نفر بوخوره به باسنت ناراحت می شی گفت گفتم راست بگو ها گفت راست می گم فقط تو فکر موتور سواری بود گفتم یعنی اگه شلوارتا پیش منم بیاری پایین خجالت نمی کشی گفت نه براچی خجالت بکشم گفتم حالا معلوم میشه اونجایی که ما بودیم رفت و اومد نداشت و خلوت بود منم شلوارشا همینطور که موتو ر میروند اوردم پایین گفت داری چیکار میکنی گفتم دیدی خجالت میکشی گفت نه خجالت نمی کشم گفتم پس هیچی نگو گفت باشه. بعد شرتش را هم کشیدم پایین عجب کون سفیدی داشت وااااااااااای جای شما خالی شروع کردم مالیدن دیدم چیزی نمیگه گفتم یه لحظه نگه دار وایساد و موتورا خلاص کردم بعد هم خاموشش کردم گفتم من که تو را شاد کردم و حسابی موتور سواری کردی گفت خیلی ممنون جبران میکنم گفتم بجاش توام منا شاد کن گفت چجوری گفتم هر کار گفتم بکن گفت چشم آقا علی همینطور که رو موتور بودیم وشلوارش پایین بود منم شلوارما آوردم پایین و کیرما که حسابی شق شده بود گذاشتم رو خط کونش و یکم پایین وبالا کردم و گفتم خودتا می گیری بالا گفت باشه بعد یکم تف زدم سر کیرم وگذاشتم در سوراخش وقتی گذاشتم دستشو اورد و کیرما گرفت و گفت عجب کیری داری راست میگفت بعد گفتم حالا کونتا بیار پایین کیرم تا ته رفت تو واااااای چه حالی میداد بعد شروع کرد پایین و بالا رفتن واقعا هیچ چیز از این بهتر نمی شه.....بعد گفت خسته شدم گفتم بیا پایین از رو موتور بعد دولاش کردم و گفتم شکمتا بذار رو موتور که خسته نشی بعد رفتم اونور موتور گفتم یکم ساک بزن حسابی زد بعد رفتم پشت سرش و یدفعه کردم توش فریاد بلندی زد شانسم گفت اونجا خلوت بود حسابی دردش اومد بعد شرو کردم تلمبه زدن عجججججججججججب کونی بود آدم دلش می خاست 10ساعت بکنه بعد از ده دقیقه کردن آبم داشت میومد که گفتم یکم ساک بزن آبم داره میاد شروع کرد به خوردن کیرم وآبم ریخت تو دهنش گفت چه خوشمزس بعد یکم مالیدمش و شلوارامونا پامون کردیم و رفتیم

اگه نظراتتون خوب بود سکس بعدیم را هم با همون ولی تو خونمون را براتون می زارم
ممنونم که خوندید و نظرات خوبی میدید
خواهشن فوحش ندین ممنون....
بای.....

نوشته: علی

همجنسگرا همجنسبازی نیست ...
( خاطره ای از امیر از تهران )
دکتر سوال و من هم جواب تا رسیدم به اینکه احساس میکنم روی دفعات نوع سکسم تاثیر گذاشته دکتر پیمان خیلی سن داشت چهل یا چهل دو سال خوش اندام و خوش پوش و نوعی حس بخصوصی بادیدنش درخودم دیدم و احساس راحتی داشتم و میگفتیم و گاهی هم لبخند بود تا رسیدیم به نوع سکس و من با حالتی جدی رو به دکتر گفتم که من همجنسگرا هستم و احساس میکنم نوع طبع من در حال تغیر هست من خیلی به ندرت مفعول بودم اما در طول این دوسال فقط مفعول بودم طوری که حس فاعل بودن ندارم و دکتر کمی حرف زد و گفت یک پایپ و مقداری جنس داد و گفت اتاق کناری برو و بشین و پنجره رو باز کن درب رو از تو ببند بکش حال تو رو ببینم تا بتونم کمک کنم برای ترک و نیم ساعت بعد دکتر درب که زد من اوج بودم و میل به مقدار مانده تو پایپ رو هم نداشتم و سیگار هم کشیده و رویاهای سکسی تو سرم میچرخیدن و دکتر پایپ و فندک و باقی جنس رو گرفت و من تشنه بودم آب سردکن یک لیوان خوردم و تعجب کردم منشی دکتر پشت میزش نبود و دکتر پشت میزش نبود بلکه به میزش لم داده و باسنش رو تیزی میز چسبونده بود و منتظر من و من درب روبستم دکتر پرسید چطوری گفتم الان تو فضا کردی مارو حالا چطور بیام رو زمین دکتر خنده ای کرد گفت هنوز نکردم تو فضا و خودت میایی رو زمین و تنها باید اعتماد کنی و انتخاب من رو فقط طبابت بدونی شاید شباهتی به نوع دیگران نباشه ولی الان من یک مرد فاعل هستم که میخواد با تو سکس کنه و تو برای راضی کردن و تشویق کردن به سکس باید براش ساک بزنی ببینم چه اندازه کارتو بلدی که تاثیر کارت رو باید دید من کیرشو از بین زیپ انداخت بیرون رو کمی بازی دادم و بعد داخل دهانم بردم و دکی ایستاده بود و گاهی با لذت و آه وای که میگفت متوجه میشدم حال میکنه و کیرش اندازه مال خودم بود مال من کلفت تر بود و اون کمی درازتر بود خسته شدم گفت لخت شو که میخوام چنان سکسی برم برات که یادت بمونه و کاندوم روی کیرش کشید با کرمی سوراخمو و روی کاندوم رو چرب کرد و سرشو روی سوراخم گذاشت و فشار داد ...
چند مدل و چندین حالت های مختلف و مدل آخری که روی میزش لب آن پاهامو رو سرشونه ها و ایستاده و داشت میکرد خدایی فولاد بود کمرش چون من از درد و گرفتگی باسنم تحمل کیرش برام شده بود سخت و هرجلو و عقب دردش بیشتر میشد و با اینکه میدونست درد دارم و از گرفتگی یا خستگی باسنم هست کارشو ادامه میداد چون حالش به همین چیزا بود که یکی درد بکشه و یکی حال ببره و کارم به جایی رسید که درد و ناله کردن هام تشنه تر کرده بود و انگار داشتم از تشنگی میسوزم و تحمل نمیشد کرد چند بار گفتم تشنمه آب آب میخوام دکتر تو حین تلمبه گفت آب میخوای تشنه هستی گفتم آره آآآآآآآآآآآآآآآآب میخوام دکی کیرشو درآورد گفت بیا پایین کاندوم رو برداشت کیرشو فکر کردم باید ساک بزنم تا آبش بیاد اما تا زبونمو گرفتم بیرون و سرش با دهنم تنها دوسه سانت فاصله بود و زبونم به سرش میرید که با فشاری زیاد آبش پاشید تو حلقم و دوباره و سومی رو زبونم و کردم سرشو تو دهنم و خوشم آمده بود از کیر و کردن دکی و آبشو قورت دادم و گفت کونت تمیز بود خیلی حال کردم و یک نخ از سیگارهامو برداشت و کشید و هردو هنوز لخت بودیم و گفت پنجشنبه بیا خونم میتونی هیچ چیزی نزن میخوام شرایط عادی تو ببینم تو سکس ...

* * *
خلاصه اینکه پنجشنبه دوبار سکس کردیم و الان هم ترک کردم نمیدونم دکی رو باید پیش کی برم ترکش کنم ...

نوشته: امیر

سلام بچه ها من 21 سالم و تو یک مغازه خدمات کامپیوتری کار میکنم . یک روز من تو مغازه داشتم کار میکردم یک دفعه یک پسر زیبا رو وارد مغازه شد منم که با این پسره خیلی حال کردم بعد از اتمام کار کامپیوترش بهش پیشنهاد دوستی دادم.
اونم نامردی نکرد پیشنهاد منو قبول کرد. خلاصه بعد از چند روز دوستی بهش گفتم بریم خونه باهم قلیون بکشیم. خونه ما هم کسی نبود.اونم قبول کرد .ساعت 2 قرار گذاشتیم و اونم امد.
همین که صدای زنگ در امد قلبم از تو سینه در شد. اخه از نیت خودم اگاه بودم. درو باز کردم امد داخل.
بدون مقدمه دستمو انداختم پشت گردنش و لباشو خوردم اونم که بنده خدا شکه شده بود با تعجب به من نگاه میکرد. بعد از چند دقیقه مثل اینکه همه چی دستش امد و فهمید داستان سر چیه. اونم شروع کرد به خوردن لبای من فکر کنم حدود 7 دقیقه پشت در لبای هم دیگه رو میخوردیم.
بعدش امد داخل منم قلیون و براش اماده کردم. چند دقیقه ای قلیون کشیدیم بعد از جام بلند شدم و نشستم کنار ابراهیم.(ابراهیم اسم پسره ی) بهش گفتم ابراهیم تا حالا سکس داشتی اونم با تعجب گفت نه منم گفتم میخوای با هم سکس داشته باشیم. اونم نامردی نکرد و قبول کرد.
همونجا شروع کردم به خوردن لباش در همین حال کم کم هم لباس های خودمو و هم لباس های اونو در میاوردم. یک به خودمون نگاه کردیم دیدیم کاملا لخت شدیم.وای که چه بدن سفید و صافی داشت
بعد که دیدم اون زیاد وارد نیست با یک دستم با کیرش بازی میکردم و با ست دیگه کونشو برنداز میکردم. تا اینکه کیرش راست شد دیدم کیر اون از کیر خودم خیلی بزرگ تره. خیلی تعجب کردم و یکمی هم احساس ضعف کردم. خلاصه به پشت دراز کشید منم کیرمو اروم کردم تو کونش خیلی درد میکشید چون تا حالا کون نداده بو. منم کمی پوماد زدم به کونش
دوباره کردم تو کونش اینبار راحت تر داخل شد. در حالی که پاهاشو انداخته بودم دور گردنم کیرو تو کونش عقب و جلو میرفت با کیرش هم بازی میکردم. از اینکه کیرش از مال من بزرگ تر بود خیلی خوشم امده بود. یک دفعا دیدم که داستان برعکس شد. کیرمو از داخل کونش در اوردم رفتم سوراغ کیرش. یکم باهاش بازی کردم بعد یک دفعه دیدم کیرش تو دهنم چه حال خوبی بود کیرشو کلی خوردم بعد نشستم رو کیرش تا اینکه کیرش تا ته وارد کونم شد خیلی درد داشت ولی جون همراه با لذت بود دردشو تحمل کردم. چند باری بالا پایین کردم دیدم حال نمیده من دراز کشیدم پاهامو دادم بالا بهش گفتم بیا نوبت توی/ اونم نامردی نکرد کیرشه چنان کرد داخل کونم که هنوز که هنوزه دردش رو فراموش نکردم. کلی حال کردم. چنتا عقب جلو کرد دیدم از حال رفت فهمیدم که داره ابش میاد. سریع بلند شدم تا کیرش از داخل کونم خارج بشه بعد کیرشو کردم تو دهنم ساک زدم. ابش امد وای که چقدر زیاد بود .کل ابش رو ریختم رو پارچه ای که برای پاک کردن قلیون اورده بودم. کل اون پارچه خیس شد.
بعدش منم زود گذاشتم تو کونش تا اینکه ابم امد ریختم تو کونش همین که ابم امد ابراهیم داد زد گفتم چیه چته. گفت کونم سوخت راست میگفت چون اب کیر من خیلی داق بود نمیدونم چرا. کلی با هم حرف زدیم بعدش اون رفت خلاسه یک روز بیاد ماندنی داشتیم. از این داستان 18 ماه که گذشته و رابطه ما دوتا خیلی بهتر شده. هروقت که یکی از ما نیاز جنسی داشته باشیم نیاز هم دیگه رو براورده میکنیم.
این داستان واقعی و اگر کسی خوشش نمیاد لطفا نظر نده. این بهتر تا اینکه حرف های رکیک بزنید.

نوشته: هم جنس باز

منوعلیرضا خیلی وقت بودباهم آشناشده بودیم.یه شب که اس میدادیم بهش گفتم خیلی دوس دارم یه بارتوبغلت بخوابم واونم قبول کرد.بعدیه هفته وقتی فهمیدم که کسی خونمون نیس به علیرضاگفتم که5شنبه بیاخونه ما واونم قبول کرد.وقتی اومدباهم رفتیم تواتاق منودوتایی توبغل هم بالباس خوابیدیم.کیرهردوتامون راس شده بودودوتایی شده بودیم زیرعرق یه لحظه لباشو بوسیدم وزبونموگذاشتم رولبش که یهودهنشوبازکردوزبونمومکیدخیلی حس خوبی بوددستامون روکون همیدیگه بودومیمالیدیم همدیگه رووفقط لب میگرفتیم که یهوعلیرضاگف داره ارضامیشه ودیگه ازهمدیگه دورشدیم تاعلیرضاآبش نیادکیرخیلی کلفت وبزرگی داشت وحس شهوتش بالابودمیترسیدم بگم بیالخت بشیم تاخودش بعدازچنددقیقه پیشنهاددادبریم حموم.منم قبول کردم ووقتی توحموم لخت شدیم بدنشوکه دیدم فوری چسبیدم بهش وازش لب میگرفتم که کیرشوگذاشت وسط پاهام داغی کیرشوحس میکردم.درازکشیدیم کف حموم و69شدیم واون واسه من شروع کردبه ساک زدنومنم بعدازکمی ساک زدن شروع کردم سوراخ کونه ماهیچه ای وسفتشولیسیدم وداشت ازحال میرفت وگف داره ارضامیشه که پاشدم وکیرشوگذاشتم وسط پاهام وجلوعقب کردم تاآبش اومد.بعددیگه حال نداشت گفتم بزارسوراختوبلیسم وقبول کردبازازخودبیخودشده بود که بلندشدوچهاردست وپاشدوگف حالابلیس هی قمبل میکرداون کونه سفید وخوشگلشومنم هی ازسوراخش تاکمرشومیلیسیدم که کیرم خوردبه کونش وگفت بزاردمم.منم کیرم خیس شده بودوباخیسی کیزم مالیدم روسوراخش وشهوتش بیشترشده بودیه فشاردادم کیرم تانصفه رفت توآخ که چه کون تنگ وگرمی بودسوراخ کونش داشت کیرمومیک میزدعلیرصا گف تاته بکن تومنم تاته کیرموکردم توکونش ازداغی کونش کیرم داشت منفجرمیشد واونم خیلی دردش اومده بودگف نگهش دارمنم بعدازچندثانیه شروع کردم بهتلمبه زدن اولاش یواش یواش میزدم دیدم داره دردش میادخواستم بکشم بیرون که گف نه بکن منم محکم چنگ انداختم روکونشوبعدازچنددقیقه آبم داشت میومدگفتم کجابریزم گفت بریز روشکمم وزودروبه بالاخوابیدومنم آبموروی سینه وشکمش ریختم وخودمم ولوشدم روش.ولبامومیخورد.بعددوش گرفتیم واومدیم بیرون واین شد شروع رابطه ی منواون برادفعات بعد.
اگه دوست داشتیدبگیدتاسکس های بعدیمونم که خفن تره بنویسم.

نوشته: مهدی

من کامبیز 28 سالمه داستان مربوط به یکی از روستاهای اطراف نیشابور میباشد.کاملا واقعی و گی است.پس کسانی از گی بدشون میاد نخونن.ولی کاملا واقعی هستش.در بهار سال 80 اتفاق افتاد.خونه داداش دوستم خالی بود و ما اونجا میرفتیم و قلیون فیلم(ویدیو)میدیدم.چند روزی به همین منوال بود تا اینکه هوس کردیم یه فیلم سکسی پیدا کنیم،وچون تو روستا تنها کسی که فلم سکسی داشت یک جوان 30ساله و کونی بود که از ما ده دوازدسالی بزرگتر بود به سرافش رفتیم.و ازش فیلم و گرفتیم و اومدیم داخل فیلم و گذاشتیم و شروع به قلیون کشیدن کردیم،ناگهان زنگ بصدا در اومد،وقتی دوستم رفت دم در دیدیم خود ناکسه و اومد داخل،چون سنش زیاد بود ما خجالت میکشیدیم جولوش فیلم ببینیم،خودش که دید ما خیلی بچه هستیم برق و خاموش کرد که خجالت نکشیم،اومد وسط ما و پتو کشید روش و با شوخی و خنده میگفت اینجا چکار میکنین و سر شوخیو باز کرد.و گفت که ایا تا به حال سکس داشتین یا نه؟ما هم کمکم رومون باز شد و شوخی میکردیم،دستشو گذاشت رو کیر دوستم،دوستم پرروتر از من بود،راست کرده بود،کونشم طرف من بود و داشت کیر اونو میمالید،منم کیرم راست شد.و شرو به مالیدن کردیم،منو دوستم چون همیشه خر بابابزرگمو میکردیم کیرمون توسط انزیم خر(البته علمی نیست)یه سرو گردن از دوستا همسنمون بزرگتر شده بود،وقتی لخت شدیم طرفم لخت شد کمی نور فیلم فضا رو روشن کرده بود،و کیر مارو ک دید رییید،کیرما چند برابر کیر اون بود،تا اون موقع ما فک میکردیم کیر همه انقدیه،بهدها که اندازه گرفتم دقیق از شکمم تا نوک کیرم 21سانت میشد و شدیدا کلفت،کیر دوستم حدود 23 میشد،دست بکار شدیم اول دوستم کمی کیرشو تفمالی کرد و اونو دمر خابوند و بیمقدمه رفت تو،با اینکه کون داده بود زیاد ولی تو نمیرفت،خودش با دست بازی میداد تا بره،تا اینکه اهی کشید گفت که نوکش رفت تو اروم فشار بده،دوستمم چون میخواست ابش بیاد تا ته فشار داد ناگهان بلند شد و شروع کرد به جفت جفت کردن و اخ اوخ کردن که پاره شدم،و خواست بره،اینجا ما نذاشتیم بره و برق و روشن کردیم،کیر دوستم انی بود و نصف ابشم پاشیده بود بیرون،گفت که زیادی بزرگه،یکم بی حسی دندان به کیرمون زدیم و بگون اونم زدیم،و خودشم رفت واکس مو اورد و گفت مراقب باشین،اخه شاغل بود و باید صبح میرفت سر کار،خیلی ترسیده بود،میگفت با این سن و سال کیراتون زیادی بزرگه،شاید از جلق زیادی یااز کردن الاغ بوده،بالاخره کمی واکس مو ب کیرم زدم دوباره شرو کردیم اروم اروم فشار دادم و تا ته رفت،خودشو سفت کرد منم اروم تلمبه میزدم،اونم با کیرش جلق میزد،دی کامل جا باز کرده بود و صدای شالاپ شلوپ زیاد شده بود،و اون هم میگوزید زیاد،دوستمم اماده شده بود و کیرشو واکس مالیده بود،من ابم اومد.؛ ودوستمم شروع کرد بو گه دنیا رو ورداشته بود،ولی وقتی که دوستم میکرد واقعا ناله میزد.صدا زیادی میومد و اونم میگوزید،فک کنم هوا به خاطر کلفتی کیرهامون داخل گیر میفتاد و با صدا خارج میشد.خلاصه این اولین سکس ما بود.ولی بزرگتر که شدیم داستانهای جدیدتر هم داشتیم،که اگه مایل باشین بعدا میزارم.

نوشته:‌ کامبیز

سلام من اسمم حسین هست و 18 سالمه من یه دوست داشتم اسمش میلاد بود خوشگل بود ویه کم از من قدش بلند تر بود داستان برمیگرده به وقتی که من 12 سالم بود یه روز میلاد بهم زنگ زد گفت بیا خونمون باهم کامپیوتر بازی کنیم منم گفتم باشه میام .من رفتم خونشون. خونشون کسی نبود میلاد رو صندلی نشست و به من گفت بیا رو پام بشین رفتم روپاش نشستم و اونم بازی gta اورد تا بازی کنیم یه کم بازی کردم که میلاد رفت ماهواره رو روشن کرد یه کانال سکسی گذاشت یه فیلم سکسی قشنگی نشون میداد بعدش دیدم میلاد دستش رو کرده تو شلوارم و کیرم رو میمالونه منم خیلی حشری شده بودم بعددستش رو کرد تو کونم منم هیچی نگفتم که میلاد پررو شد گفت بخواب رو زمین میخوام بکنمت من که دلم میخواست میلاد منو بکنه ولی ناز کردم اولش گفتم نه بعدش گفتم باشه خوابیدم و اونم کرم اورد زد به کیرش و اروم اروم کرد توکونم اولش یه کم درد داشت چون بار اولم بود ولی بعدش دردش کم شد خیلی لذت داشت همینجوری رو بدنم خوابیده بود و هی بوسم میکرد خیلی حشری بود منم با این کاراش حشری تر شدم چند تا تلمبه اروم زدتو کونم بعد چند دقیقه کیرش بی حرکت تو کونم بود منم از حال رفته بودم چند دقیقه گذشت میلاد دوباره بوسم کرد این دفعه خیلی محکم تر کرد توش که من داد زدم گفتم درد داره من دیگه تحمل نداشتم گفتم بسه میلاد. پاشدم برم بیرون که منو کشوند به زور این دفعه اصلا راضی نبودم کشوند تو اتاق خواب انداخت منو رو تخت و دوباره کرد منو منم خیلی عصبانی بودم با این کاری که میلاد کرد ولی چاره ای نداشتم مجبور بودم کیر درازش رو تحمل کنم کیرش یه کم دراز بود ولی کلفت نبود کیرش رو دوباره تو سوراخ کونم کرد منم از درد داشتم میمردم دوباره میلاد بوسم کرد من که از پشت خوابیده بودم میلاد هم روم خوابیده بود و هی تلمبه میزد وهی بوسم میکرد گاهی هم رونم رو میمالید که بااین کارش بیشتر حشری شدم دیگه فقط لذت میبردم دیگه خودم خوشم اومد از کون دادن انقدر کرد که ابش اومد خودش ریخت تو کونم .
چند دقیقه بیحال بودیم دونفره باهم رو تخت خوابیدیم پتو انداخته بودیم رومون نیم ساعت خوابیدیم که دوباره اقا میلاد حشرش رفت بالا کیرش شق شده بود رو مبل نشست و منم نشستم رو کیرش و کیرش رو خودم کردم تو کونم و خودم بالا پایین میرفتم حسابی لذت بردم چشمام تو چشمای شهوتناک میلادافتاد خیلی حشری بود چند تا لب ازم گرفت و لپم رو بوس کرد من دیگه به میلاد وابسته شده بودم خیلی لذت بردم چند دقیقه رو کیرش بالا پایین رفتم تا ابش اومد ایندفعه ابش کمتر بود دوباره ریخت تو کونم .
وقتی کارمون تموم شد من با میلاد خداحافظی کردم و رفتم خونمون تازه تو راه خونه که بودم درد کونم شروع شد. اون شب خوابم نمیبرد از کون درد ولی به لذتش می ارزید.

نوشته: حسین

سلام.اسمم سروشه والان 28سالمه.مشهد زندگی میکنم.از زمانی که بچه بودم و فهمیدم کیرو کون و کس و در کل سکس چیه دوست داشتم کون بدم.نمیدونم چرا ولی خیلی موقعها با خودم حال میکردم.خیار،خودکار،ماژیک خلاصه حتی چیزای کلفت تر رو میکردم تو مونم.یه روز تو چت روم پیام گی دادم.چند نفری بهم پیام دادن اما یکیشون به نظرم اومد که بیشتر پایست.باهاش قرار گذاشتم.اسمش شهرام بود.توخیابون همو دیدیم و همون اول سر حرفو باز کرد.تا رسیدیم خونه ما.تنها بودم.رفتیم داخل و نشستیم.کمی از کارشو اینور و اونور صحبت کرد و گفت خب نمیخوایی کاری بکنی؟گفتم آره اما خودم نمیدونستم چطور شروع کنم.راستش هم دوست داشتم هم روم نمیشدلخت بشم.به هر حال هر2لباسامونو درآوردیم.فقط شرت پامون بود.اما اون تا شرتشو درآورد و کیرشو دیدم تعجب کردم آخه خیلی کوچیک بود.بعد من شرتمو در آوردم و رو زانوهام نشستمو براش ساک زدم.ب اینکه کیرش کوچیک بدو اما چون تجربه اولم بود خوب بود.بعد بهش گفتم میخوایی چطوری بکنی؟منو به شکم خوابوند و کیرشو گذاشت لای چاک کونم.دوست داشتم بکنه تو سوراخ کونم اما اینقدر حشری بود که به هر جایی فشار میداد جز سوراخ کونم.یکم که گذشت آبش اومد و ریهت لای کونم.بهد خودش خوابید و منم کیرمو گذاشتم لای پاش و آب منم اومد.اون روز گذشت و بعد از چند روز تلفنی با هم در ارتباط بودیم اما هردفه میخواست قرار بزاره طفره میرفتم چون از کیرش خوشم نیومده بود.یه روز یکی زنگ زد و گفت من از طرف شهرام زنگ میزنم و میخوام ببینمت.نمیدونم چرا اما باهاش قرار گذاشتم.وقتی دیدمش استرس داشتم اما اون خیلی راحت حرف میزد.اما اومدیم خونه.گفت من فقط لا پایی میدم منم گفتم اشکال ندار و لخت شدیم.یکم که براش ساک زدم خودم خوابیدم و گفتم بکن.اونم سریع کاندومو کشید رو کیرش و کیرشو گذاشت لای کونم.داشتم از شهوت میمردم.خودم کونمو باز کردم براش.تا سر کیرشو کرد تو سوراخم درد عجیبی داشت اما میدونستم باید تحمل کنم.روز خوبی بود و کیر خوبی هم داشت و تقریبا طوری که دوست داشتم منو گائید منم کردمش اما لاپایی.چند ماهی گذشت و با کسی آشنا نشده بودم تا اینکه توی روم با یکی به نام حامد آشنا شدم.خونشون نزدیک خونه ما بود.دیگه راحت تر حرف میزدم و قرار گذاشتیم.اومد خونه و ادامه ماجرای لخت شدن و ... .اما انصافا کیرش معرکه بود(کلفت و بلند)اما هرچی براش ساک میزدم اونطور که بشه بکنه تو کونم راست نمیشد.آخرش خودش بیخیال شد و گفت نمیخواد تو آبتو بیار.منم گذلشتم لای کونش و... .تا الان با چند نفر دیگه گی داشتم و شاید یکی دو مورد به دلم چسبیده.ممنونم که تا اینجاشو خوندین.

نوشته: سروش

سلام
من سینا هستم(مستعار)17سالمه تو شهر ...... زندگی میکنم
این داستان که میخوام براتون بگم واسهچند هفته قبله ، وقتی که شب هیچکس تو خونمون نبود و رفته بودن مسافرت
من اون روز تنها بوپدم تو خونه حشرم گرفته بود چون شب و تنها بودم به یکی از دوستام که هم سن خودمه اس فرستادم که اگه توی خونشون اجازه میدن شب بیاد خونه ما
دوستم دو میدانی کاره،یه اندامی خوشکل و بدون مو داره (حتی یه دونه مو)اونم گفت که باید اجازه بگیره
یه سا عت بعد اس داد که میاد
رفتم دم در باشگاهشون که باهم بیایم خونه ما
باهم شوخی های سکسی زیادی داشتیم،برای اینکه اونم اون شب تحریکش کنم باهاش توی راه سکسی حرف میزدم
بعد حدود15دقیقه پیاده روی رسیدم به خونمون رفتیم تو
نشسته بودیم داشتیم حرف میزدیم که که دوستم گفت که کمرش دردمیکنه
منم از خدا خاسته گفتم که ماساژت بدم؟ اونم قبول کرد
شروع کردم به مالوندن کمرش(از روی زیرپیرهن)که بهش گفتم میخوای با روغن زیتون بمالو؟اونم قبول کرد
رفتم روغن آوردم زیر پیرهنش رو در آورد شروع کردو به ماساژ دادن بعد از اینکه کمخرش رو ماساژ دادم ازش خاستم تا پاهاشم ماساژ بدم اونم یکم من من کرد قبول کرد شلوارش رو درآورد و با شورت سفیدی که پاش بود خابید
منم شروع به ماشاژ دادن پاهاش کردم
از کفپاش شروع کردم تا اینکه به بالای زانوش رسیدم
آروم آروم اون رون های ورزشکاریش رو ماساژ میدادم که به قنبل های کونش رسیدم
معلوم بود حشری شده کیرش بلنده شدو بود نفس هاش تند تند شده بود
چشماش و بسته بود منم دلم رو زدم به دریا شورتش رو از پاش کشیدم بیرون
برش گردوندم شروع کردیم به لب بازی باهم کمی که از هم لب گرفتیم ازش خواستم که لبسای منو در بیاره اونم قبول کرد و لباس های منو در آورد
بغلش کردم آرومآروم بردمش سمت مبل
نشوندمش روی مبل
پاهاش رو بلند کردم ، وای که کون خوشکل و تمیزی داشت
کیر من کامل راست شده بود
ازش خواستم تا کمی برام ساک بزن امام قبول نکرد
به خاطر پاهاش رو بلندکردم
کیرم رو گذاشتم لب سوراخه کونش
یکم به کیرم توف زدم و آروم فشاردادم تو کونش خیل دردش اومد چون داشت به خودش میپیچید
آروم آروم شروع کردم به تلنبه زدن
ٌصدای اه و اوه مون بلند شده بود،قبل از اینکه آبم بیاد کیرم رو در اوردم ریختم رو شکمش
بلندش کردم و با هم رفتیم حموم

نوشته: سینا

با سلام خدمت دوستان شهوانی .مدتی هست عضو این سایتم وداستانهای متفاوتی می خونم بیشتر داستانهای لز وگی وبعد بقیه داستانها.همه ما در کودکی ونوجوانی وجوانی خاطرات سکسی برامون پیش اومده که جزئی از زندگی ما هستند وخواهند بود.
این داستان برمی گرده به سالهای خیلی دو رکه ارتباط داشتن با دختر برای پسر ها خیلی سختر از امروز بود.من اون موقع 15سال داشتم وقبل از اون شیطونی می کردم ولی نه یه این صورت.طبق معمول مامانهامون رفته بودن بازار ومن ودوستم روی هم خوابیده بودیم وچون بلد نبودیم فقط نوک کیر هامونو به سوراخ هم می مالوندیم.وقتی که در صدا می خورد سریع شلوار می کشیدیم بالا ودر حال صحبت در باره فوتبال یا هر چیزی دیگه....این داستان هی تکرار می شد و فقط خونه ها عوض می شد من چون 2سال بزرگتر بودم اکثر اوقات خونه من بود.تا یه روز دوستم زنگ زد گفت بیا ممانم رفت خونه خواهرش سریع بیا.منم یه بهانه جور کردم سریع رفتم.رفتم توی خونه همدیگرو بغل کردیمو بوسیدیم وبعد طبق معمول اون اول خوابید ومن روش همون کار تکراری وبعد از مدتی که خودم خسته شدم گفتم بیا نوبت توئه سریع تموش کن برم خونه.اما این بار اون برنامه ای داشت...کیر او از مال من بزرگتر وکلفتر بود نمی دونم چرا ولی هیچ کدوم مون نه جلق میزدیم نه هنوز آبمون میومد.بحر حال من خوابیدم واو برای اولین با یک بالش زیر شکم من گذاشت گفتم چیه گفت حرف نزن منم که برام مالوندنش عادی بود جدی نگرفتم.براش طبق همیشه لمپر های کونمو وا کردم که کیرش سر سوراخ میزون بشه.گفت می خوام تف بزنم گفتم برای چی.گفت بهتر حال میده گفتم مطمئنی مشکلی نداره گفت آره بحر حال هم به سوراخ من تف زد وهم به کیر خودش وقتی که کیرشو گذاشت نوک سوراخ با یه اشاره کوچیک کیرش تا ته رفت تو من سوزش شدیدی داشتم هیچی حس نمی کردم ولی اون هی کیرشو می آورد تا نصف بیرون وبعد دوباره می کرد تو وزیر لب می گفت بره تو بیاد بیرون من دیگه دستمو از لمپر های کونم ور داشتم وآزاد کردم وخودمو ریلکس کردم هنوز برام عادی بود چون هردو آبمون تا اون روز نیومده بود این زمانی که کیر اون تو کونم بود طولانی شد.بعد از 5دقیقه دیدم کونم داره یه حسی به من میده که تا اون روز تجربه نکرده بودم.گفتم یه کم تندتر دوستم که خسته شده بود کیرشو درآورد ودوباره تف زد وانداخت تو.این بار انگار دنیا به من داده بودن اون هی می زد ومن میگفتم توروخدا تندتر .یادمه او روز حدود 2ساعت حال کردیم و بیشتر اون 2 ساعت کیر دوستم توکون من بالا پایین می رفت بعد از اون برنامه هر فرصتی که می شد با هم بودیم هر 4یا 5 باری که اون می کرد 1 بارمن می کردم ومن فقط با اون بودم وبجز اون با هیچ کسی ندادم ونه کردم من اون نزیک به 10سال باهم بودیم وخاطرات خیلی خوشی با هم داشتیم والان هر دومون متاهلیم خیلی وقتها بهش فکر می کنم ومرور خاطرات در داستانهای بعدی 2و3تا از حال کردنامو می نویسم
موفق باشید

نوشته: بهروز

توجه: این داستان گی هست. لطفا کسانی که علاقه ندارند این داستان رو نخونن و پی علایق خودشون در سایت برن.
اسم من حسام هست ولی گی نیستم. خاطراه ام برمیگرده به دورانی که با جنس مخالفم سکس نداشتم و اون زمان شاید گی محسوب می شدم. داستان مربوط به زمانیه که سال دوم دبیرستان بودم. درسم اصلا خوب نبود مخصوصا ریاضیم. خانواده تصمیم گرفتن که برام معلم خصوصی بگیرن و برای همین با معلم ریاضی خودم در دبیرستان صحبت کردن و قرار شد من برم خونشون و بهم درس بده. اخلاق خوبی نداشت (منظورم اینه که بد اخلاق و سختگیر بود) بچه ها هم می گفتن که معتاده اما من که متوجه نمیشدم و از ظاهرشم معلوم نبود که معتاده و فکر کنم براش حرف در آورده بودن.
قرار شد که من بعد از ظهر فلان روز برم خونشون ، اون روز اومد و بابام منو رسوند خونه معلم ریاضی. زود رسیدیم. منو پیاده کرد و رفت. قرار شد 2 ساعت بعدشم بیاد دنبالم. 10 دقیقه ای تو کوچه بیکار گشتم تا موقع کلاس شد. در زدم و رفتم داخل و جلسه اول رو به طور کامل بدون هیچ مقدمه ای درس داد و خیلی هم خوب درس میداد جلسه اول تمام شد. جلسه دوم هم به خوبی پیش رفت تا اینکه جلسه سوم که رفتم خونشون پسر آقای معلم (پوریا) در رو باز کرد و گفت بیا تو اما بابام نیست. گفته که بیا تو بشین زود میاد. پوریا یک پسر خوشکل ، سفید ، لاغر و چشم آبی بود. وقتی دیدمش خیلی حال کردم. تنها عیبش این بود که دندوناش رو ارتودنسی کرده بود و کمی تو ظاهرش تاثیر بد گذاشته بود. 1 سال هم از من بزرگتر بود و سال سوم دبیرستان و در حال دیپلم گرفتن بود. رفتم داخل نشستم تا معلم بیاد اما خیلی طول کشید تا بیاد و پوریا داخل اتاق اومد و کلی برام حرف زد اما لحن حرف زدنش رئیس گونه بود (احساس رئیس بودن بهش دست داده بود ، چون بلاخره باباش معلم من بود و من شاگرد باباش!) حرفهای زیادی زد از جمله اینکه: با اینکه باباش معلم ریاضیه اما اصلا تو درساش به اون کمک نمیکنه و بهش درس نمیده. این رو هم گفت که باباش اغلب خونه نیست و خیلی از شاگرد خصوصی هاش از بی نظمی هاش عاجز شدن. این رو هم گفت که چند مدت پیش پدر یکی از شاگردهای بابام به خاطر همین بی نظمی ها بابام که بچه اش را می آورده و اون خونه نبوده ، نه چندان جدی بحثشون شده و قرار گذاشتن که بابام بره خونه اونا تا حداقل اگه یادش رفت بره شاگرد وقت کمتری ازش تلف بشه و...
تو همین اوضاع بود که معلم اومد و بدون اینکه لباساشو عوض کنه اومد تو اتاق و بعد از سلام و احوالپرسی و عذرخواهی شروع کرد به درس دادن و تمرینهای جلسه قبل رو بدون اینکه درستی اونا رو نگاه کنه خودش حل کرد و گفت کلاس بعدیش تا نیم ساعت دیگه شروع میشه و مجبوره که کلاس رو همینجا تموم کنه ، فکر کنم 45 دقیقه هم نشد. من فکر کردم هر موقع که بیاد از همون موقع تازه زمان کلاس شروع میشه اما اینطور نبود. من هم وسایلم رو جمع کردم و رفتم به سمت خانه. البته یه جورایی که من (یعنی یک دانش آموز 16 ساله) متوجه بشم بهم فهموند که از نظر نمره مشکلی نداری و نگران اون نباش.
جلسه بعدی هم که رفتم پوریا در را باز کرد و گفت بابام نیست. منم طبق معمول جلسه قبلی رفتم داخل و پوریا هم اومد تو اتاق و شروع کرد به حرف زدن و گفت تا اومدن باباش اون به من ریاضی یاد میده. منم چیزی نگفتم و دفتر تمرین و کتاب و جزوه های باباشو گذاشتم جلوش. اونم شروع کرد به درس دادن اما زیاد از حد ایراد می گرفت و کنایه میزد. منم ناراحت شدم و گفتم که نمی خواد تو به من درس بدی و درس دادنش همونجا تموم شد. به من گفت که تا باباش میاد بیا بریم تو اتاق من. منم حس فضولیم گل کرد که ببینم خونه معلمم چجوریه بلند شدم و همراهش رفتم تو اتاقش (خونشون به خونه یک معلم نمی خورد و نسبتا شیک و بزرگ بود). توی اتاق پوریا یکم احساس آرامش و پررویی می کردم. پوریا چیزی گفت که بدون اینکه هیچ کدوممون بدونیم سر آغاز کارها و اعمال بعدیمون شد. پوریا گفت بچه های مدرسه ای که اون توش درس میخونه خیلی اذیتش می کنن و جالب اینکه باباشم تو همون مدرسه ریاضی و هندسه درس میداده. روشهای اذیت کردن بر می گشت به ظاهر و زیبایی پوریا. ازش خواستم برام تعریف کنه که بچه ها چجوری اذیتش می کنن و اونم گفت که پشت سریش چندین بار انگلش داده. من یهو یه حس خوبی درونم شعله ور شد که آخ جوون اگه منم بتونم پوریا رو انگل بدم چی میشه! ولی اون از من بزرگتر بود و این کمی کار رو خراب می کرد.
بهش گفتم چون بابات معلم همون مدرسه هست که تو هم توش درس میخونی پس راحت نمره میاری؟! (البته خداییش درس خون بود و احتیاجی به سفارش پدرش نداشت) پوریا گفت نه ولی برای 20 گرفتن آره به بعضی هاشون میگه. ازش پرسیدم درس ورزش رو میری سر کلاس و امتحان میدی یا همینجوری نمره میدن بهت؟ پوریا هم نگاهی بهم کرد و گفت اتفاقا عاشق ورزش کردنم و تکواندو کار می کنم، بعد وسط اتاق شروع کرد انعطاف بدنیشو به من نشون دادن، مثل ژیمیناستیک کارا بدنش نرم بود و پاهاشو 180 درجه باز میکرد. هی این کارا رو جلوی من انجام میداد و من با دیدن کونش و بالا رفتن لباسش و دیدن شورتش حشری شدم و کیرم کم کم راست شد. بهش گفتم برای خم شدن و رسوندن سرت به طرف زانوهات کمکت می کنم. رفتم پشتش وایسادم و دستمو آروم گذاشتم رو کمرش و خیلی آروم فشارش میدادم به سمت پایین. پوریا گفت مثلا خواستی کمک کنی جون نداریا. منم فشار دستمو بیشتر کردم و یواش یواش کیرمو نزدیک کونش کردم ولی جرأت چسبوندن کیرمو به کونش نداشتم و داشتم با خودم کلنجار می رفتم که یهو دیدم پوریا میگه هووی این چیه پسر (با خنده) چرا اینجوریه؟ منم با خجالت گفتم چشه مگه؟ مال تو چجوریه مگه؟
گفت مال منم همینه ولی چرا اینجا راست کردی؟
گفتم تو رو که دیدم نتونستم جلوی خودمو بگیرم.
پوریا گفت: نامرد ما با هم رفیقیم. آدم برا رفیقش که راست نمی کنه (با خنده و تعجب) – (حالا یک هفته بیشتر از آشناییمون نگذشته بود که ادعای رفاقت میکرد، البته بعدها با هم رفیق شدیم و شکل و فرم رفاقتمون هم با رفاقتمون در این داستان متفاوته)
من گفتم: مگه مال تو کِی راست میشه؟ تو اگه جای من بودی راست نمی کردی؟
پوریا گفت: نه
گفتم مال تو رو ببینم چجوری راست میشه و چه اندازه ای هست؟
گفت: برگرد، منم برگشتم و پوریا خودشو از پشت چسبوند بهم. تا خودشو چسبود بهم کیرشو حس کردم و بهش گفتم تو هم که نامردی! خندید و گفت نامردیم به اندازه مال تو بزرگ نیست (منظورش کیرش بود ، کیرش از رو شلوار تو خونش اصلا معلوم نبود که راسته)
خیلی سکسی و حشری کیرشو به کون من میمالوند. منو خوابوند رو زمین و شروع کرد به فشار دادن به کون من. منم ازش خواستم که لخت بشیم. اما قبول نکرد. سکس ما اون روز به همونجا ختم شد آقای معلم هم نیومد و من که کمی دیر هم شده بود مجبور شدم برم خونه.
برای جلسه بعدی و بعدی و بعدی کلاسها برگزار می شد و آقای معلم خونه بود و کلاسها برگزار می شد (ببینید چه ضد حالی می خوردیم ما، مخصوصا من) من که درسهای آقای معلم رو اصلا نمی فهمیدم و فکرم مشغول بود و پوریا رو می خواستم گیر بیارم.
تا اینکه بعد از چند جلسه انتظار و بدبختی باز هم کلاس به روال بی نظمی رسید. یک روز دیگه که خبر نداشتم آقای معلم خونه نیست رفتم دم در خونشون و در زدم، پوریا درو باز کرد، همش خدا خدا می کردم بگه بابام خونه نیست که دقیقا همین جمله رو گفت. من داشتم بال در میاوردم اما روم نمی شد برم داخل که پوریا گفت بیا تو بریم تو اتاق من.
منم از خدا خواسته سریع و بدون معطلی وارد اتاق شدم و منتظر بودم که آمان هم بیاد.که یکدفعه دیدم پوریا با یک پارچ شربت اومد داخل (این رو هم بگم که تا قبل از این پذیرایی در کار نبود) با دیدن پارچ شربت فهمیدم که رابطه من با پوریا خودمونی شده و می تونیم با هم راحت باشیم. (البته این را هم خوب یادمه که فکر ترس از اینکه با پسر آقای معلمم دارم شیطنت می کنم همیشه تنمو می لرزوند و استرس داشتم)
پوریا شربت ریخت و خوردیم و بعد از خوردن شربت لپهای منو یه بوس آبدار کردو تیشرتمو زد بالا و شروع کرد به لیس زدن ممه!!! های من {:D} ، و اومد تا بالای کمربندم و شروع کرد به باز کردن کمربندم. شلوارمو کشید پایین و شورتمو در آورد و کیرمو کرد تو دهنش (داشتم شاخ در میاوردم که این چه کاریه! اصلا باورم نمی شد. پوریا به این خوشگلی داره برام ساک میزنه؟؟!!) چنان حرفه ای ساک میزد که نگو و نپرس.
کیرمو خیس خیس کرده بود که حتی شورتمم خیس شده بود. خایه هامو مثل توپ میکرد تو دهنش و با فشار فوتشون می کرد بیرون که لذت خاصی داشت.
بعد از این همه ساک زدن حرفه ای اومد ازم لب بگیره که من به دو دلیل مخالفت کردم. یکی به خاطر اینکه ساک زده بود و دیگه رقبت نمی کردم و دومی به خاطر ارتودنسی بودن دندانهای پوریا.
بعدش نوبت من شد و من هم تا تونستم براش خوب ساک زدم اما اون راضی نبود و میگفت که بلد نیستی اما من تمام سعیم رو کردم چون پوریا بدون درخواست من اینهمه حال داده بود و مرام به خرج داده بود و نامردی بود اگه من براش درست ساک نمی زدم.
کیرش خیلی سفید بود و رگهای روی اون بخوبی معلوم بود و وقتی مدت زمانی از ساک زدونهای من گذشت کیرش قرمز قرمز شده بود و این من وپوریا رو حشری تر و شهوانی تر می کرد.
بعد از ساک زدن از پوریا خواستم تا برگرده و اونم این کارو کرد و کیرمو خیس کردم و گذاشتم دم سوراخ کونش (واقعا کون سفید و بی مویی داشت، عالیه عالی بود، صورت و قیافه خیلی جذاب و سکسی هم داشت حیف که کمی لاغر بود.) (لوازم نرم کننده و چرب کننده و همینطور کاندوم نداشتیم و فکر کنم بیشتر لذتش به نداشتن همین چیزا بود)
با هزار زور و تقلا تونستم کیرمو بکنم تو کونش. چه داغ و گرم و نرم بود. با هر عقب و جلو کردن و تلمبه زدن بیشتر بهش علاقه مند می شدم و گردنشو با شدت هر چه تمامتر از پشت بوس می کردم.
یادم نیست چقدر طول کشید ولی مدت زمان سپری شده در اون حالت خیلی عالی بود و هیچوقت راموشش نمی کنم.
با تلبمه هایی که زدم دیگه موقع این بود که آبم بیاد و با فشار آبمو ریختم تو کون پوریا جونم.و بعد از چند ثانیه کیرمو از کونش درآوردم و سریع ناخداگاه شورت و شلوارمو کشیدم بالا. یکدفه پوریا گفت یعنی نمی خوای بذاری من بکنم؟
منم که کارم تموم شده بود و خیلی حال کرده بودم دیدم اِند نامردیه که بهش ندم. برای همین دوباره شلوار و شورتو از پام دراوردم و به سینه خوابیدم و پوریا هم از پشت کیرشو رسوند به کونم و با فشار هر چه تمامتر کیرشو هُل داد تو و وحشیانه عقب و جلو می کرد. دادم در اومد و بهش گفتم یواشتر خیلی تند میکنی دردم می گیره. خوب بود منم در حقت نامردی میکردم و کونتو جر می دادم؟ پوریا هم آرامتر کارشو انجام میداد ولی مشخص بود که حال نمیکنه و اصلا لذت نمیبره. بازم دیدم بعد از این همه حالی که به من داده ، قیافه اش هم که خیلی از من بهتره، بازم نامردیه. بهش گفتم هر جور راحتی کارتو بکن. اونم از خدا خواسته با شدت هر چه تمامتر تلمبه میزد و آه و اوه می کرد (برای اولین بار بود که در عمرم سکس می کردم، و برای اولین بار و آخرین باری بود که میدیدم کسی در سکس کردن اینقدر عجله داره و وحشیانه و با شدت سکس می کنه، بعد ها بهم گفت که با هارد سکس خیلی حال می کنه)
بعد از اینکه آبشو تو کون من ریخت تمام تنمو گاز می گرفت و آخر هم کار خودشو کرد و ازم لب گرفت . لب گرفتنشم خیلی هارد بود و با اون میله های تو دهنش!!! دهن منو سرویس کرد.
امیدوارم که از داستان خوشتون اومده باشه.

نوشته: حسام

من نیما هستم
دانشجوی پزشکی هستم و و از اونجایی که یادمه دوس داشتم یه روز داییم منو بکنه
آخه داییم خیلی خوش هیکل و خوشتیپه
عاشقشم بخدا
بابابزرگم مریض بود و اونا هر سه هفته برای شیمی درمانی میومدن تبریز
از اونجایی که پزشک معالجش استادم بود هروقت که حال بابابزرگ بدمیشد زودی میرفتیم پیش استاد(استاد خودش بهم گفته بود)
یه روز که واقعا تنها و حشری بودم به سرم زد که به دایی بزنگم و بگم دکتر گفته باید جواب آزمایش بابابزرگو ببینم
به دروغ گفتم دکتر گفته ساعت 2 شب از اتاق عمل میاد بیرون و باید جواب آزمایشو ببینه و تو جلسه هیئت پزشکان برای بهتر شدن هرچه زودتر مطرح کنه
داییمم بلند شد و اومد
شب بیکار بودیم که گفتم دایی موافقی یه فیلم وحشتناک نگا کنیم؟اونم قبولید و فیلمو گذاشتم و بعد از فیلم گفتم فیلم سکسی بذارم دایی؟لونم قبولید(در ضمن داییم 3 سال ازم بزرگتره) فیلمو که گذاشتم تابلو بود دایی حشری شده
منم از موقعیت سواستفاده کردمو گفتم دایی من بچه دار نمیشم و دکتر گفته باید یکی از فامیلای نزدیکت تورو بکنه تا آبش بره تو کونت و خوب بشی
خلاصه کلی براش در مورد این قضیه حرفیدم و گفتم اگه تو این کارو نکنی من بدبخت می شم و .... (داییم تا اول دبیرستان درس خونده)
خلاصه از بی سوادی دایی استفاده کردمو به هدفم رسیدم
بلاخره دایی قبولید و من داییو لخت کردم
کیرش خواب بود و گفتم دایی باید کیرتو بخورم تا کیرت با فضای کونم عادی بشه
اونم قبولید
شروع کردم به ساک زدن برای دایی
وای که چه حالی داد
بعد از سه چهار دقیقه گفت آبم داره میاد
منم بخاطر اینکه دایی نیم ساعت بیشتر منو بکنه گفتم دفه اول آبت باید بیاد و بعدش بذاری تو کونم
خلاصه آبش اومد و پاشید رو صورتم و بلافاصله شروع کردم به ساک زدن دوباره
چند دقیقه دیگه دوباره کیرش بلند شد
دیگه از ساک زدن سیر شدم
کونمو کردم به دایی و گفتم دایی بکن
داییم نامردی نکردو شروع کرد به گاییدن کونم
کیرش کلفت بود
واقعا درد داشتم
یه چند باری مجبور شدیم کیرشو در بیاریم ولی هرطوری شده کیرشو تو کونم جا داد
وای که چه حالی داشت
عالی بود
درد داشتم ولی دردی با عشق و حال
یه بیست دقیقه ای طول نکشید که یه چیز داغ تو کونم احساس کردم
بعدش داییم افتاد روم
فهمیدم که دایی آبشو ریخته تو کونم
واقع عالی بود
بخدا داستانم واقعی بود
ممنون میشم نظر بدین

نوشته: نیما

همزمانسازی محتوا