شما اینجا هستید

گی

پسر مذهبی و پیداکردن زن صیغه ای

دوستان سلام
اول چندتا مورد را بگم
1- این یک خاطره ی واقعیه
2- این داستان طولانیه و اونایی که حوصله ندارن نخونند
3- هرکسی در قسمت نظرات فحش بده جوابش را سفت و سخت میدم
4- سعی کردم دلایل اتفاقات را بگم اگر جایی دلیلی از قلم افتاده ببخشید . اما این داستان نیست و کاملا واقعیه
هرکسی میخواد انتهای داستان فحش بده و ایراد بگیره همین حالا نخونه .
اما خاطره ی من :

داستان سکسی:

چطور از دودول بازی به کون دادن رسیدم (1)

سلام به همه. من علیرضا هستم و الان 33 سالمه. تو شهر قزوین زندگی میکنم. موضوع برمیگرده به سن هفت هشت سالگی. ما تو محلی زندگی میکردیم که اطرافش همه باغ و درخت بود. زمان جنگ بود و پشت محوطه باغ یه پناهگاه روباز کنده بودن که فکر میکنم حداقل دومتر و نیم ارتفاع داشت. برای ما بچه های اون سنی که به زور قدمون به 150 هم نمیرسید ارتفاع زیادی بود. پسرای زیادی تو محل بودن و پاتوق بازی ما اونجا بود. من پسر خوشگلی بودم و فکر میکنم الانشم هستم. پوست گندمی با چشمای درشت مشکی و لبای خوش حالت. من همیشه با پیمان و سعید همبازی بودم. هر سه تامون همبازی بودیم. اونا تو اون محل بودن که ما به محلشون رفتیم.

داستان سکسی:

لذت سکس را در گى يافتم

با سلام خدمت اعضاى شهوانى!
ميخوام بهترين خاطره سکسيم رو تعريف کنم!
فقط يکم طولانيه!!!(اسامى مستعار هستند)
من امير هستم,٢١سالمه,١٨٠قدمه,٧٠وزنمه!
و عشقم ايمان که هم سن هستيم,,هم قد هم هستيم,فقط ٣کيلو از من وزنش بيشتره!
اين خاطره اصلش يک ماه قبل اتفاق افتاد اما شروعش برميگرده به دوران راهنمايى!
ابتداى سال دوم راهنمايى بودم که رفتم سر کلاس,,ميز اول نشستم,بعداز چند دقيقه يکى اومد کنارم نشست,,سرم رو که بلند کردم ايمان رو ديدم که پرسيد اينجا جاى کسى نيست؟
منم گفتم:نه ميتونى بشنى!
چند بارى درموردش حرف ميزدند که همه تو کفش بودند!

داستان سکسی:

کون پسردایی می خارید

سلام من وحید 22 سال سن دارم . مدتها پیش یعنی 2 سال پیش , اتاق نشسته بودمو داشتم تلویزیون نگاه میکردم پسرداییم اومد خونمون همیشه وقتی میاد میگه بزار با کامپیوترت بازی کنم اخه اونا ندارن اینم بگم اون از من 5 -6 سال کوچیکتره
در هر صورت مایه دردسر ولی اینبار ک اومده بود انگاری مست بودش با بقیه وقتا ک میومد فرق داشت هر ماهی یکبار میومد خونمون نه زیاد
هیچکس خونمون نبود اخه مامانم بیرون بود . خلاصه اومد کنار من نشستو
گفت فیلم سکس داری ؟ گفت حتما توی سیستمت داری بزار نگاه کنیم خیلی اصرار کرد ولی من گفتم نه ندارم نمیشه

داستان سکسی:

من و آبتین

من شاهین هستم 24 سالمه عاشق پسرهای کوچیکتر از خودم مخصوصا اگه فشن باشند و سکسی و خوشگل . یه روز تو نت مشغول کس پرخ زدن بودم با یه پسری آشنا شدم به اسم آبتین 18 سالش بود کم کم با هم صمیمی شدیم و از تمایلاتمون گفتیم و عکس و وب دادیم به همدیگه (انصافا خیلی خوشگل بود ) سفید بود و قدش حدودا 170 متوسط و بدن بدون مو . من هم قدم 182 و فیتنس هستم . خلاصه قرار شد آبتین فرداش بیاد خونه ما چون من چند روز تنها بودم .

داستان سکسی:

عشق در گى

باسلام خدمت تمام دوستان شهوانى!
من امير هستم,20 سالمه,,180 قدم,,70 وزنمه!رنگ پوستم هم سفيد مايل به برنزه!
شروع خاطرم بر ميگرده به دوم راهنمايى که بودم وقتى رفتم سر کلاس,ميز اول نشستم که ديدم يه پسرى اومد کنارم نشست که حرف پشت سرش خيلى بود!اسمش ايمان بود!
پسر زياد شوخى نبود مثل من که کلا از کودکى سر سنگين بودم!
بعداز گذشت چند هفته که باهم صميمى شده بوديم شوخيامون گل کرده بود و از هر فرصتى واسه انگشت کردن هم استفاده ميکرديم!

داستان سکسی:

اسیر کیر

سلام خدمت همه دوستان .اسم من حسنه من تا ۱۵سالگی نمیدونستم سکس چیه ولی یه سری مساءل باعث شد من اسیر کیر بشم یعنی همیشه حشر کیر هستم . و تا الان هنوز هم نتونستم کسی رو پیدا کنم که همیشه ارضام کنه . هرچی دارم از یه سری از خاطراتم هست که از ۴سال قبل دارم و تا ۱سال گذشته هم با من بود و من هم رازی ولی الان مدت ۱سال که تنهام و کسی نیست به خواستم برسه . داستانی که براتون مینویسم یکی از بهترین خاطراتمه زمانی که خیلی تو کف بودم و دنبال یه نفر میگشتم تا باهاش حال کنم .

داستان سکسی:

کونم پر خون شد

سلام من طاها هستم 20 سالمه شیراز زندگی میکنم خاطره ای که میخام براتون تعریف کنم مربوط میشه به سال 87 که من 15ساله بودم و خوشکل و بدون یه نخ مو در بدنم اونموقع آرزو داشتم یکی منو بکنه .اونموقع هم روم نمیشد به کسی بگم که منو بکنه بخاطر همین تصمیم گرفتم که از جلو مغازه ها که رد میشم و از کسبه هایی که خوشم بیاد از سر درب مغازشون شمارشونو بردارم و از تلفن عمومی زنگ بزنم و اگر از کردن پسر خوششون میومد برم در وقت مناسب تو مغازشون میدادم...چند باری دادم به همین جوری تا گذرم خورد به یک مغازه کلید سازی ،چون جانداشت من زنگ نزدم بهش تا یه شب که خیلی زیاد کونم پاشوده بود ساعت 10شب تصمیم گرفتم زنگ بزنم ب

داستان سکسی:

جر دادن کون یکی از کاربران شهوانی

داستانی رو که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به چند روز پیش همین الان بگم که این داستان کاملا واقعیه هر کی هم که باورش نشه هم مهم نیست، من کلا عاشق کون کردنم چون همونطوری که دوستان امتحان کردن کون به خاطر تنگی خاصی که داره هم برای فاعل لذت بخشه هم برای مفعول اکثر جک و جنده ها هم از پشت نمیدن منم که خیلی تو کف بودم حین کس چرخ تو سایت دیدم برام خصوصی اومد و یه نفر اعلام آمادگی کرد واسه دادن البته پسر.

داستان سکسی:

چرا کون منو کرد ...؟

سلام دوستان من اسمم سامانه الان 22 سالمه و این خاطره مربوط میشه به 10سال پیش که من 12 ساله بودم تابستون بود و مامان بابام که میرفتن سر کار منو میبردن خونه مادر بزرگم من یه پسر دایی دارم به نام حامد که 4سال از من بزرگتره من و حامد تو خونه مادر بزرگم کامپیوتر بازی میکردیم و مادر بزرگم روزا میرفت خونه خالم چون اون موقع حامله بود و فقط من و حامد تو خونه بودیم یه روز حامد گفت یه فیلم بزارم ببینیم منم گفتم بزار تو اون فیلم امریکایی یارو شروع کرد به لب گرفتن وسکس با دوست دخترش بعد من از حامد پرسیدم چرا اونا این کارو میکنن?

داستان سکسی:

کون دادنم تو گندم زار

سلام به بجه هاي شهوتي اين سايت اين داستاني كه ميخوام براتون تعريف كنم داستان كردن من تو گندمزار محلمون هستش اول ازخودم بگم من پسر تقريبا سفيد باقدي حدود 165وزني 67هستم سنم الان 17سالمه درضمن اصرار به باوركردنتون نيست ولي بدونيد واقعيه اين داستان برمي كرده به زماني كه من 14سالم بود يه تو كوجه با بجه ها داشتيم بازي قايم موشك مي كرديم كه من سروش براي اينكه ماراپيدا نكنه رفتيم تو گندم زار ها سروش كفت دراز بكش مارو الان ميبينه منم ديدم تابلوييم دراز كشيدم حالا ديكه اصلا معلوم نبوديم 2 3 دقيقه بد ديدم سروش داره انگولم ميده آخه سروش به من لاپايي ميزنه بگذريم كه جطور شد بهش كفتم الان نميشه كفت فق

داستان سکسی:

کون من از کون خیلی زن ها بهتره

داستان من و حتما بخونید.به زندگیم قسم جدیه
میخام هر هفته براتون داستان های کون دادن خودمو بذارم
برای معرفی همین قد بدونید که یه پسر 16 ساله ام خوش استیل و 65کیلوام و از 10-11سالگی کون میدم البته 4 بار بدون کاندوم دادم که بهترین و لذت بخش ترین لحظاتم بود.

داستان سکسی:

آرش در حسرت کون دادن

سلام من ارش هستم 25 ساله از دوران بچگیم عاشق دادن بودم ولی هیچ موقع واسم میسر نشد نمیدونم چرا شاید از کون دادن میترسیدم و شاید از اینکه ابروم بره به هرحال خودتون میدونید واسه ی پسر کون دادن ی عیب محسوب میشه منم پیش خودم میگفتم شاید با این کارم باعث ریختن ابروی خانوادم بشم به هر حال با داشتن این فکرها تن به سکس با پسر ندادم از طرفی به جنس مخالف هم علاقه ای نداشتم بماند روزها گدشت و پس از گرفتن دیپلم به سربازی رفتم خودم اهل تهرانم ولی محل خدمت سربازیم در شهر اهواز بود چند ماهی از دوران سربازیم میگدشت که نوبت مرخصیم شد و با کسب 10 روز مرخصی اومدم خونه بعد از اینکه مرخصیم تموم شد با قطار راهی ا

داستان سکسی:

گی با مربی شنام

سلام من امیرم 23 سالمه بچه یکی از شهرای اطراف اراکم. داستانی که براتون در نظر دارم بگم بر میگرده به یک ماه پیش اما دوس دارم یکم از خودم واحساسات سکسیم بگم.من قدم 180 ووزنم 80.گندمی هستم و بقولی با نمک و خوشتیپ وعاشق مردای سن بالا و لاغر وخوشتیپ و با شخصیتم و دوس دارم تو سکس طرف مقابلم برام سنگ تموم بذاره .داستان که نه خاطره ام از اون جای شروع میشه که.یکسال پیش رفتم استخر وارد استخر که شدم دیدم یه مرده حدودا 35 ساله غریقه نجاته استخره هس و با دیدن اون بدنم کلا سر شد.

داستان سکسی:

نسخه سحرآمیز

باسلام خدمت بروبچ تیز شهوانی
میدونم که شماها تموم سوتی های ریز و درشت خاطرمو میگیرید. پس همین اول بابت سوتیها و اشتباهات تایپی و نگارشی عذر خواهی میکنم.
خاطره ای رو که میخام براتون بنویسم واسه حدودا 15 سال قبله. من الان 32 سالمه و اتفاقی وارد این سایت باحال شدم.

داستان سکسی:

کون دادن من در سن 38 سالگی به جوان 30 ساله

با سلام خدمت دوستان
اسم من امیره و هنوز مجردم
داستان مال یک ساله پیشه که توی چت که هنوز باز بود توی روم داشتم می چرخیدم که اف اومد عاشق کردن مردهای سن بالا هستم شیطون رفت تو مخم و گفتم اولش طرف رو سرکار بزارم و شروع کردم باهاش چت کردن و از خودم گفتم و از من مشخصات خواست دادم و از کونم و غیره

داستان سکسی:

عشق کون دادن گی

رفیوم، اسپری، لوسیون نرم کننده ی کره ی کاکائو، آدامس، کاندوم، مسواک، چند تیکه لباس و آماده بودم! هادی از دیروز اونجا بوود، منتظر من. ظهر بود که راه افتادم، تو راه به همه ی اتفاقایی که ما رو برا هم بهترین کرده بود فکر میکردم، سه سال ِ پیش- بعد چندین سال تو بهترین و بدترین روزا دوست و همدل بودن- ازم خواسته بود روی دوست دخترش بودن فکر کنم، میگفت نمیتونه به هیچ دختر ِ دیگه ای فکر کنه و منم قبول کرده بودم.. هردوی ما یه رگ ِ سنتی داریم که این چیزا رو خیلی سخت میگیریم، به چشم ِ یه رابطه طولانی مدت به قضیه نگا میکردیم..

داستان سکسی:

گی با بروبچ

این داستان یا رویا نیست در ویلایی در عباس آباد شمال کشور و ویلا هم کرایه ای بود و اجاره شده بود ...

روز قبل مهدی وقتی از حموم میاد بیرون حوله رو بعداز خشک کردن خودش کنار میذاره دولا میشه که شورتشو پا بکنه از پشت سر یکی خفتش میکنه و طرف دستشو میذاره رو دهنشو کیرشو که چرب کرده بود تا دسته فرو میکنه تو و دبکن و مهدی میگه کیرش دراز و کلفت بود بوی عطر خاصی هم داشت و مهدی قسم میخورد اولین باری بود که کونش به کیر میخورد اما کیرم که کونشو میکرد نظرش این بود که چند بار داده ...

داستان سکسی:

اولین کون دادن خوشمزه من

سلام بچه ها من تا الان دیگه کون ندادم ولی دوباره داغ شدم که بدم و تصمیم گرفتم تنها خاطره کون دادنمو براتون بفرستم.در سن 13 سالگی منتقل شدیم شمال کشور و اونجا خیلی از بچه های خوشگل خوششون میومد واکثرا بچه باز بودن.تو مدرسه و محله همه دوست داشتن منو بکنن ولی چون زرنگ و ورزشکار بودم زورشون به من نمیرسید.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی