شما اینجا هستید

گی

گی شهرام و امیر (1)

من امیر هستم سی هفت ساله از تهران لاغر و قد بلند تیپ اسپرت اگه بار اولی باشه که منو ببینی باخودت سن منو بیشتر از بیست شش و هفت سال حساب نکنی همه اینطور هستن گی هستم و از هفده سالگی تاکنون هم دادم و هم کردم کیرم کلفته و هفده سانت هست عاشق کیرهای کلفت و دراز هستم چیزی که تا هنگام قبل از این داستان تنها دوبار طی این سال ها کیر هفده هجده سانته کلفت دیدم اکثر اون ها پونزده و چهارده سانت بیشتر نبودن که یکیشون هم بود که بزور پونزده سانت میشد اما خیلی کلفت بود با کیرهای کوچیک سکس نمیکنم خوشم نمیاد آدم های چاق هم تو لیست من جایی ندارن خوب حدود چند سالی هست که گاه و بیگاه آیس میکشم و از همون موقع میل

داستان سکسی:

گی بعد از 18سال با تعمیرکار شوفاژ

سلام این داستان واقعی هست من 39 سالم هست ودر دوران نوجوانی وجوانی به 11نفر بیش از 50بار کون دادم و در سن 22سالگی دیگه کون ندادم و درسن28سالگی ازدواج کردم تا این که در سال گذشته از همسرم جداشدم به همین خاطر کلا از زنها دل خوشی ندارم وزندگی مشترکم خیلی تلخ بود نزدیک 4سال بود که باهیچ کس رابطه سکسی نداشتم و فقط با فیلم های سوپر ارضا می شدم هرچه در سایت هم دنبال دوست و بکن گشتم کسی را پیدا نکردم تا اینکه دوهفته گذشته تعمیر کار شوفاژ برای تعمیر وکنترل شوفاژها به واحد ما آمد جوانی حدود 39ساله متاهل لاغر و سبزه بود با یک کیف آچار اسمش حسین آقا بود شروع به کار شد و تعدادی از شوفاژها را تعمیرکرد م

داستان سکسی:

شهوانی منو کونی کرد

سلام دوستان من عاشق سکسم اولین بار که شهوانی رو خوندم داستان های دوستان رو خوندم برام جالب بود تو همین سایت تو قسمت چتش با یکی اشنا شدم که اهل یکی از شهرهای اطراف شهر خودمون بود گفت 40 سالمه راستی بعد از یکم چت تو شهوانی از یاهو با هم بودیم بهش وب دادم از کیرم گفت کون بده منم تا اون موقع همیشه وب کیر میدادم ولی نمی دونم چرا بش وب کون دادم گفت تا حالا کون پسر کردی گفتم نه گفت کون دادی گفتم نه گفت دوس داری امتحان کنی گفت نمی دونم گفت با هم قرار بزاریم همدیگه رو از نزدیک ببینیم گفت باشه ولی کاری نمی کنیم فقط همدیگه رو ببینیم گفت باشه تو یکی از شهرهای اطراف قرار گذاشتیم من رفتم مسافرخونه اونم ا

داستان سکسی:

مرد حشری

باورم نمیشد که تو سکسی باشم و واقعا کسی که درحال کردنم باشه بتونه منو به گریه وابداره خیلی سخت هست که زیر مردی قوی تر از خودتون باشین و نتونین از زیرش تکون بخورین و خودش هم کیرش کلفت و سوراخ کونتون به هردلیلی درد گرفته باشه همیشه که اینطور مشکل ها رخ نمیده من دوستی دارم زمانی که نئشه آیس یا شیشه باشه هفت هشت ساعت مدام تلمبه میزنه بدون ارضاء شدن و تازه فقط میکنه حسی نداره و درواقع خودش رو با تلمبه زدن خالی میکنه بگذریم من بیش از نیم ساعت که یکی از کونم بکنه بیشتر نبوده و خودم هم خیلی بوده همین نیم ساعت میشد که یکبار خیلی دیگه کرده بودم و آبم دیر اومده بود اما این فرق میکرد منو احمد تو آرایشگ

داستان سکسی:

ناصر و یاشار

بعد از چند سال کار دور از خونه، توی پاییز یه شهر نزدیکای شهر خودمون کار پیدا کردم.چون میخواستم عیدش زن بگیرم. همکارام هم مال همون منطقه بودند. یه روز برای یکیشون یه کارگر اومد که با بقیه فرق داشت. چون بچه مرفه شهر بود و بخاطر اختلاف با خانوادش اومده بود دور از خونه. من با مسئول اون شوخی داشتیم. یه بار بهش گفتم یا مامانتو بده بکنم یا 20 تومن میدم این یاشار (پسر جدیده) رو بده بکنم. نگو اونهم میره به یاشار میگه تا مسخرش که. روز بعدش دفتر بودم که دیدم یه ایرانسل زنگ زد به گوشیم. گفت من فلانیم. تو به مهندس گفتی که اینطوری. . . ؟

داستان سکسی:

کون حلقوی من

سلام یه روز تازه با خوندن داستانهای گی فهمیدم که دادن رو دوس دارم .بلند شدم رفتم حموم البته من کم مو هستم و خیلی بدن دنبه ای و نرم و زنونه ای دارم.اونقدر داغ شدم که مونده بودم به کی بدم .من که تا حالا کیر تو کون خوشگلم نرفته.شهوت داشت خفم میکرد ولی دیدم نمیتونم به کسی بگم.از ناچاری رفتم بازار چندتا بادمجون کلفت خریدمو برگشتم.از اینه نگا خودم کردم واقعا کردنی شده بودم .جای کیر کلفتا خالی.عاشق کیر کلفتم.فکر نمیکردم یکدفه اینجور کونی بشم.اینه بزرگ قدی رو اوردم دراز کشیدم با وازلین و کرم لای کون سفید و تپلمو حسابی چرب کردم.وای چقدر داغ بودم .کیر سیاه پوستو(بادمجون)گذاشتم لای کپلم اروم سوراخ قشن

داستان سکسی:

گایده شدن زوری کونم و دهنم توسط 3نفر

سلام دوستان همین اول میگم که داستانی که میخوام واستون تعریف کنم گی هست و هرکی خوشش نمیاد مجبور نیست که بخونه. من سامان هستم 19ساله از تهران گی نیستم چون به سکس با جنس مخالف خیلی علاقه دارم و انجام میدم ولی خوب به یه چیز دیگه هم علاقه دارم اونم کون دادنه قبلا خیلی جلوی این علاقمو میگرفتم ولی الان یه ماهی میشه که دیگه جلوشو نگرفتمو تا حالا چند بار امتحان کردمو فوق العاده لذت بردم و اگه بشه دوست دارم هرشب زیر یه نفر بخوابم.

داستان سکسی:

کردن آبتین واسه اولین بار

ماجرا از اونجایی شروع میشه که آبتین و خانوادش محل زندگیشونو عوض می کنند و آبتین تو محله جدید با میلاد آشنا می شه. میلاد چهار سال از آبتین بزرگتر بود. آبتین اون موقع 14 سالش بود و هنوز میل جنسی نداشت و نمی تونست درک کنه که چرا بعضیا بهش نگاهای خیره و عجیبی دارند. دوست داشت همیشه جذاب باشه و تو کانون توجه دیگران باشه برای همین معمولا شلوارایی که می پوشید کمی تنگ و چسبون بودند و این باعث می شد قسمت پشت شلوارش به باسناش بچسبه و گاهی هم میون باسناش گیر کنه و باعث نمایون شدن زیبایی و فرم سکسی تر پایین تنش بشه مخصوصا تو تابستون که فقط یه تی شرت می پوشید و تی شرت به زور تا نوک قمبلاشو می پوشوند .

داستان سکسی:

خواب بودی کونت گذاشتم عزیزم

سلام من یاسر هستم 20 سالمه. این داستان واقعیت دارهااااااااا نگید از خودش درآورده اسماهم مستعاره. از حالا هم بگم فحش ندین اگرم دادین هفت جدو آبادتونه. میخوام یه خاطره ای که تابستون مرداد 92 برام اتفاق افتاد رو براتون تعریف کنم. داستان از اونجایی شروع شد که مهدی (15 سالشه با اندامی سفید) یه موتور خریده بودو تازگیا همش دوروبر خونمون میپلکید. الانم اینجوریه. من که هر شب میرفتم سر زمین رفیقم (خربزه با هندونه کاشته بودن) علی و اونجا یه چندتا از داستانای شهوانی رو میخوندیمو جلقی میزدیمو بعدش میخوابیدیم. داستان ما هم همینجوری پیش میرفت.

داستان سکسی:

گی اتفاقی در ماموریت اصفهان

سلام. من اولين بار داستان مي نويسم. من 28 سالمه تو يه شرکت کامپيوتري کار مي کنم و معمولا واسه ماموريت ميرم شهرهاي مختلف سال گذشته رفتم اصفهان تو يه هتل مستقر شدم فصل ارديبهشت بود هوا خيلي سکسي بود من معمولا با دوست دخترام سکس داشتم . ولي نمي دونم چرا اونجا خيلي حس خاصي داشتم .

داستان سکسی:

کوچه ای که عاشقم کرد

اسم من امیر هست. اول مثل همه بگم که این یه داستان گی هست و

اگر دوست ندارید لطفا مطالعه نکنید. داستان کاملا واقعی است و فقط

اسامی من جمله اسم خودم تغییر کرده است.

من الان 20 سالمه و مدت هاست تو فضای مجازی از نیمباز و وی چت

بگیرید تا حتی فیسبوک و وبلاگ ها دنبال دوستی میگردم که بتونم روش

حساب کنم. رفیقم باشه و نخواد صرفا به خاطر سکس با من باشه. تو

این مدت هم متوجه شدم که تهران و کرج و شیراز بیشترین گی ها رو

دارن. با خیلی ها هم دوست شدم، اما رابطم در حد نهایتا تلفن بود. من

داستان سکسی:

اولین کون دادن به شوهرخاله

سلام من آروین هستم و حدوداً 19سالمه. 7سالم بود که پدرم فوت کرد و از همون موقع با مادرم زندگی میکنم. از همون بچگی رابطه ی نزدیکی با مامان داشتم و یه جورایی الگوی من مامان بود، حتی به تقلید از مامان دوست داشتم شورته زنونه بپوشم یا موهای بدنم رو اصلاح کنم. بالاخره از سن 14سالگی مامان که علاقه ی من به اصلاح کردن موهای بدنم رو میدید با اینکه موهای بدنم زیاد نبود واسم اصلاح میکرد. همیشه هم شورتهای مامان رو میپوشیدم و هنوزم میپوشم، البته خودمم شورت زنونه دارم، کلا" شورت زنونه میپوشم، استیل بدنم مثل خانوماس و باسنه خوشگل و خوش فرمی دارم که دقیقاً مثل باسنه مامانه.

داستان سکسی:

مالک و همکلاسی زیبارو

سلام من مالک هستم 24ساله خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به سال دوم دبیرستان وقتی که من تازه وارد وارد مدرسه ای شدم که با همه غریبه بودم اولین باری که وارد کلاس شدم رفتم اخر کلاس نشستم کمکم بچه ها وارد میشدند یکی از بچه ها هم امد کنار من نشست و بامن دست داد قلبم ریخت پایین پسری زیبا روی خوش تیپ از ان روز رفتم توی فکر یک ماهی گذشت وما بیش از پیش باهم دوست شده بودیم واقعا پسر با معرفتی بود منم هرکاری که میتونستم براش میکردم منم با اینکه پسر خیلی حشری بودم حتی به خودم اجازه فکر کردنشو هم نمیدادم تاوقتی که که ارش{همون دوستم} بایکی دیگه از همکلاسیهامون به اسم نیما دوست شد اما هنوز ا

داستان سکسی:

كون دادن وحشيانه به كير كلفت حشري

سلام من سامان هستم ١٩سالمه راستيتش وقتي بجه بودم جند بار كون دادم ولي اون موقع جيزي ازش نميفهميدم تا هفته بيش كه قسمت شد دوباره يكي ترتيبمو داد و لذتش دوباره اومد تو زندكيم داستانشم واستون نوشتم اميدوارم خوشتون اومده باشه .

داستان سکسی:

پسرخاله ابنه ایم کرد

سلام دوستان عزیز میخوام خاطره گی شدن خودم رو براتون تعریف کنم
وقتی 13 سال داشتم باسن قمبل و نرمی داشتم که با شلوار پارچه ای تنگ و لختی که می پوشیدم بسیار سکسی به نظر می رسید و همه تو مدرسه و محله چشمشون دنبال من بود ولی من هیچ وقت بهشون پا نمی دادم

داستان سکسی:

عشق کون دادن داشتم

من در طول زندگیم به 14 نفر کون دادم. ولی دوست داشتم خیلیای دیگه منو بکنن که نشد. حسرت کیر خیلیا به دلم موند بهترینش این بود که 11 ساله بودم و بچه محلمون که یه سال ازم بزرگتر بود کنار خیابون وایساده بوداسمش میثم بود و من با دوچرخه اذیتش میکردم بهم گفت اذیت نکن میام میکنمت منم تا اینو شنیدم به خارش افتادم بهش گفتم اگه عرضشو داری بیا بکن اون فکرمیکرد شوخی میکنم . باز اذیتش میکردم و اون هی حرفشو تکرار میکرد و منم میگفتم عرضه نداری. تا اینکه دیگه خسته شد و حرفشو نگفت منم دیدم دارم یه کیر رو از دست میدم یکم جدی تر بهش گفتم خب اگه عرضه داری بیا بکن دیگه .

داستان سکسی:

شب جمعه گی

شب جمعه بود و من چون تنها بودم مقداری آیس کشیده بودم که چون تو فاز سکسی بودم کمی خودمو کونمو روغن مالی کردم سوراخمو و با انگشت شروع به بازی دادن و تو حس و رویاهای سکسی فرو رفتن اما چون باید برای شام خانه فامیل میرفتم از ادامه دادن برنامه جلوگیری کردم و لباس تن کردم و مرتب سوار ماشینم شدم و ساعت رو نگاه کردم اگر راهشون شلوغ نبود باید کمی چرخ میزدم و بین راه مسافری سوار کردم که طرف اینکاره یا مثل خودم گی بود چون از من خوشش آمده بود داشت نظرمو به سکس جلب میکرد اگر اینکاره باشی زود متوجه میشی که یارو داره سعی میکنه مخ بزنه نباشی هم اخم میکنی یا موضوع رو طوری که طرف بفهمه عوض میکنی و منکه زمان ک

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی