شما اینجا هستید

گی

گی سه نفره ما در دوره دبیرستان

من و مجتبی با هم رفیق فابریک (همکلاسی و هم محله ای) بودیم و قیافه های معمولی داشتیم و داریم. اهل و ساکن یکی از شهرستانهای کوچک استان فارس هستیم، این خاطره مربوط به 8 سال پیشه که من و مجتبی17 ساله بودیم. اسم من هم عباس هست.
یکی از روزها مجتبی سراسیمه اومد پیشم و یه جورایی حال و هواش فرق می کرد و پریشون بود. زودتر از اینکه بخواد موضوعی رو مطرح کنه ازش پرسیدم چته؟ چیه؟ یه جورایی هستی؟ عادی نیستی؟
مجتبی هم گفت یه پسره رو امروز دیدم تو تعمیرگاه آقا اسماعیل کار میکنه ، غریبه هست.
گفتم خوب این کجاش عجیبه که تو رو پریشون کرده؟

داستان سکسی:

ماجرای تلخ كه باعث تغيير من شد

سلام دوستان عزيز
اين خاطره كاملا واقعي هست و فقط اسم ها رو تغيير دادم كه از ابروريزي جلو گيري بشه...
من برديا 19 سالمه و مقيم بندر بوشهر هستم . از 7 , 8 سالگي پسراي فاميل و همسايه منو ميمالوندن و منم ديگه عادت كرده بودم , كم كم خودم هم خوشم اومده بود , ديگه كارم به جايي رسيده بود كه خودم ازشون ميخواستم كه منو دستمالي كنند ...
سال ها گذشت و اين عادت تبديل شده بود به تمايل جنسي من و از من يك گي ساخت .

داستان سکسی:

گی در یه روز سرد پاییزی

پیشه یعنی چهار شنبه سوم مهر
من شیش ماهی میشه که این سایت نظرمو به خودش جلب کرده و باید اعتراف کنم داستان هایی رو که درباره ی گی میخوندم خیلی واسم جالب بود و همین هم باعث تحریک من نسبت به بهترین دوستم رضا شد از هپین الان بگم داستان من واقعیه و از سکس خبری نیس چون حتی فکر سکس با کسی که دوسش دارم حالمو به هم میزنه
من رضا رو خیلی دوس داشتم و دارم حتی الان بیشتر ولی امید وارم ادامه ی کارامون باعث جداییمون نشه ...
داشت بارون میومد منم از پله ها اومدم پایین و دوباره یه نگاه با نا امیدی به آسمون انداختم و دوباره خودمو وا سه شلخته بودنم سرزنش میکردم

داستان سکسی:

لعنت به اون شب

نزدیک 12 سالم بود تازه رابطه داییم باما و خالم اینا خوب شده بود. بعداز دزدی بزگ داییم سر خوردن ارث خواهراش.
خلاصه اینکه یه روز داییم با پسر داییام اومد خونمون گفت بچه هارو میخوام ببرم سینما از بین خواهرا و برادرم فقط من حاضر شدم که برم. داییم گفت پس اشکان امشب خونه ما میمونه...

داستان سکسی:

سعید و حسرت کیر

اسمم سعید هستش 30 سال دارم.این خاطره رو که میخوام براتون تعریف کنم بر میگرده به 7الی8 سال پیش.من قدم 177 وزنم 60 هستش.سبزه ام ولی بدنم سفیده.کونم هم الحق والانصاف خیلی نازه.یه پسر عمه دارم اسمش محمد هستش اونم یه بدنی گوشتی داره قدش یه خورده کوتاهه ولی بدن سفیدی داره.ما جمعی از دوستان بیشتر موقع از مدرسه که میومدیم میرفتیم فوتبال بازی میکردیم یکی از این روزا بعد از اینکه فوتبالمون تموم شد من و پسر داییم تنها شدیم یه خورده در مورد دوست دختر و حرفهای سکسی میزدیم که من بهش گفتم محمد من خیلی دوس دارم یه بارم شده سکس کنم.اصلا امتحان نکردم اونم گفت خب با دوست دخترت برو بیرون.منم گفتم من عرضه اینکا

داستان سکسی:

عاشق دامادمون شدم

من یه پسر 26 ساله هستم اسمم محسن وقتی که دانشگاه شهر محل زندگی دومادمون قبول شدم دیگه خوابگاه نگرفتم رفتم خونه اونا واسه درس خوندن. من درسم خیلی خوب بود بچه زرنگ هم بودم اصلا توی باغ سکس و...

داستان سکسی:

اولین تجربه ی سکس مهدی

سلام اسم من مهدی و 20ساله هستم
میخوام خاطره اولین سکسم رو براتون تعریف کنم که همون سکس اولم باعث شروع سکس خانوادگی وضربدری شد
یکسال پیش با پسری اشنا شدم به نام افشین کع یک سال از خودم بزرگتر بود .اولین بار افشین وتو باشگاهی که میرفتم دیدم وبعد از مدتی باهم دوست شدیم ویک ماه بعد شده بودیم مثل دو برادر و پامون تو خونه هم بازشده بود

داستان سکسی:

کون سفت ایمان

این داستان و که می نویسم صد در صد واقعی هست داستان سکس من و ایمان مربوط به 10 سال پیش الان 29 سالمه اون موقع من 19 سالم بود ایمان 17 سالش بود دو تامون تو اوج شهوت بودیم مخصوصا من روزی دو بار جلق می زدم تا اینکه ایمان به دادم رسید اما شرح ماجرا ؛ ماجرا از اونجا شروع شد که پدر ایمان که کارمند دولت هم بود قصد داشت خونه قدیمیشون رو خراب کنن اون روز مامان ایمان که با ما نسبت فامیلی داشت زنگ زد خونمون که برم کمک ایمان بقیه داستان از زبان خودم؛ با خوشحالی تمام قبول کردم چون شرح شیطونی های ایمان رو از بچه ها شنیده بودم که به پسر عموم داده بود سریع لباسامو بزاشتمو رفتم سر ساختمونشون تو راه استرس

داستان سکسی:

کون سفید محمد

سلام داستانی که میخوام براتون بگم مال تقریبا 6 سال پیشه.اون موقع ها درگیر کنکور بودم از تابستون شروع کرده بودم و داشتم میخوندم.هر کی که درس میخونه میدونه وقتی آدم داره درس میخونه اگه مسائل سکسی به ذهنش خطور کنه باید درسو بیخیال شه چون نمیشه درس خوند.قبل از دبیرستانم چند تا از پسرای محلمون که کونی بودن رو گاییده بودم.وقتی اومدم دبیرستان با اینکه همه تو کاره کردن و جلق و مسائل سکسی بودن ولی من توبه کرده بودم و سرم به کارم مشغول بود.البته جلق میزدم.یکی از اون پسرهایی که من کرده بودم اسمش محمد بود.پسری تپل و به شدت!

داستان سکسی:

اولین کون کردن پسردایی

من حدود 15 سالم بود و پسر داییم فرزاد دوسال ازمن کوچکتر بود خیلی کون قشنگی داشت طوری بود که ازرو شلوار تپل بودن کونش دل آدم رو می برد یک شب اون اومد خونه ما شب رو نزدیک هم خوابیدیم یک ساعتی که گذشت من خودم رو به او نزدیک کردم می دونستم از کون کردن بدش نمیاد ولی نمی دونستم که دوست داره با من هم باشه یا نه خلاصه کونم رو قنبل کردم به طرفش ویواش یواش کونم رو رسوندم به کیرش اون هنوز خواب بود یک کم خودم روتکون دادم بعد ازچند لحظه احساس کردم صدای نفسش عوض شد دیگه تکون نخوردم ببینم چکار می کنه یک کم که گذشت احساس کردم کیرش راست شده هر چند کیرش خیلی بزرگ نبود حدود 13 سانتی کیر داشت یواش یواش به بهان

داستان سکسی:

قهر از خونه

سلام .
تابستون پارسال برام یه اتفاقی افتاد که میخوام براتون تعریف کنم . من آرش هستم و تو یکی از شهرستانهای شمالی کشور زندگی میکنم . یه پسر سرخ و سفیدم با یه قد متوسط ، چشمای زاغ و یه کون تپل و جذاب .
واسه این اکثر اوقات پیرهنم رو میندازم رو شلوارم . چون مردم هی نیگام میکنن و اگه فرصتی بشه – مثلا اشتباهی – دست میزنن به کونم . یه بار هم تو بیمه یه مردیکه به هوای اینکه یه برگه بده به کارمند اونجا خودش رو چسبوند به من و فشارم داد که حالی به حالی شدم .

داستان سکسی:

تجربه کون دادن حسین

من شهررى زندگى ميكردم و بگم كه پسرى چاق و بدنى سفيد و بى مو دارم و قدى متوسطه و چهره اى معمولى، وقتى كه پانزده سالم بود براى مهمانى به اتفاق خانواده به خانه اى يكى از اقوام دور رفتيم. آن شب را با تعارف هاى زياد ميزبان مجبور شديم بمانيم . من هم قرار شد تو اتاق پسرشان أمير بخوابم. امير ٢١ سال داشت . خيلى شوخ بود ، با حرفهايش مجلس را گرم ميكرد ، من هم ازش خوشم آمده بود. پسر مؤدبى هم بود. هر دو هنگام خواب بدون هيچ حرفى به خواب رفتيم.نميدونم ساعت چند بود كه بيدار شدم آن هم به خاطر اينكه يك نفر دستم را گرفته بود. چشمهايم بسته بود. حتما أمير بود.

داستان سکسی:

احساس گناه از کردن پسر کونی

با سلام اسم من شاهین (مستعار)هستش اهل غرب کشور این داستانی که میخوام تعریف کنم مال سال پیش هستش ولی هنوز که یادش می افتم از خدا شرم دارم واسه گناهم

داستان سکسی:

چگونه شد که مفعول شدم

بگذارید بدون مقدمه وارد اصل مسئله شوم
سوم راهنمائی را که تمام کردم منو توی شهر در اول دبیرستان ثبت نام کردند پسرعمم صمد سه سال قبل اینکار را کرده بود و الان سال سوم دبیرستان بود یه منزل اجاره کرده بودو قرار شد من هم برم پیش اون
مهر و آبان را باهم بودیم و شب بعد از مطالعه جانانه میگرفتیم و میخوابیدیم و صبح می رفتیم مدرسه اما دهم آذرماه من موقع برداشتن کپسول گاز کمرم چائید و بسختی درد گرفت و این کمردرد موجب مفعول شدنم شد میگین چطور پس گوش کنید

داستان سکسی:

گی با هم خوابگاهی ناز

سلام به همه شهوانی ها.من روزبه ام الان 19 سالمه.داستانی که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به یک سال پیش یعنی من پیش دانشگاهی بودم.من تو یه مدرسه شبانه روزی درس می خونم.اون سال موقتا تقریبا 3-4 ماه بچه های سال سوم تو خوابگاه ما بودن چون خوابگاه کم اومده بود.یه پسری بود که همه خیلی ازش خوششون میومد ولی زیاد به قول معروف پا نمیداد.قد متوسط داشت تپل و سفید بود.اسمش فرشید بود.از بچه ها هم شنیدم خیلی نرم بود.من از اخلاقش خوشم نمیومد.تو خوابگاه تخت من و این کنار هم بود.منم واقعیتش جوری بودم که اینجور پسرا رو جذب میکردم چون منم اندام خوبی دارم و میشه گفت نرمم ولی لاغر و یه کمی هم مودار.دوستام میگ

داستان سکسی:

چطور پسرعمه جون رو گاییدم

سلام اسمه من حامد 18سالمه هیکله خوبی دارم زیاد خوشگل نیستم ولی خوب خوش استیلم رشتم الکترونیکه بچه اصفهانم
راستش داستان کرده شدنه سجاد(پسرعمم)توسط من ازاونجا شروع میشه که من برای کار پیش یکی ازاشناهامون که توکاره برقه به تهران رفتم وتا یه دوهفته ای مشغول کارکردن بودم وبعدبرگشتم اصفان که یه سری به خونوادم بزنم
بعد4روزکه قرارشدبرگردم سره کارعممو دیدم که گفت یه تماسی باحمید(اوستام)بگیروبهش بگوکه اگه امکانش هست تواین تابستونیه دسته سجادروهم اونجابندکنه .
خوب منم تماس گرفتم وحمیدگفت باشه اشکال نداره سجادرم بیارپیشه خودمون قریبه که نیست!

داستان سکسی:

سکس با لذت ولی دردناک

سلام به شما دوستای گل شهوانی،خاطره ای که می خوام براتون تعریف کنم دقیقا دو روز. پیش یعنی 6/6/92 رخ داده. قبل از هر چیزی خودم رو معرفی می کنم من ی پسر معمولی ولی با شهوت بالا هستم و بسکتبال کار می کنم و حدودا قدم187 سانتی متر هست،مشهد زندگی می کنیم و 17 سالمه،بریم برای خوندن داستان:

داستان سکسی:

بهترین سکس عمرم با همجنس

تو ال جی بی روم یاهو باهاش آشنا شدم و شمارمو دادم و گرفتم. چند ماهی گذشت و دیگه از یادم رفته بود.
(((چون از وقتی پامو گذاشتم به گیلان با 3 تا دختر دوست شدم ( البته یکی یکی ، نه همزمان ) تقریباً هم از سکس تامین بودم. من امیرم و 28 سال دارم با قد 185 و وزن 92 / ترک ارومیه ام و سَرِ کَل کَل با رفیقام، اومدم شمال (رشت و انزلی) دوسدخترامم بچه رشت و انزلی بودن. تا حالا سکس کامل (از کُس) نداشتم و همش لاپایی و بخور بخور بود و لذت زیادی نمیبردم، چون دختر عین جنازه می افتاد رو تخت و باید من همه جوره تامینش می کردم. همیشه به این فکر میکردم که چون سکس از کُس ندارم، واسه همون لذت نمیبرم. )))

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی