شما اینجا هستید

گی

کون دادن برای اولین بار در باشگاه بیلیارد

سلام به تمامی دوستان میخام اولین خاطره سکسم رو که قبل از سیزده بدر امسال برام اتفاق افتاد براتون تعریف کنم .این داستان گی هستش و اگر کسی خوشش نمیاد میتونه نخونه و کسانی هم که وقت میزارن و داستانمو میخونن خواهشا فحش ندن.من اسمم سپهره و19 سالمه.اهل تهرانم.قدم170و وزنم65.چشمای آبی و موهای مشکی بلند.بدنم خیلی کم مو هستش و چون مدتی بدنسازی کار میکنم اندامم خیلی خوبه.تعریف از خود نباشه به قول بچه ها خیلی ناز و سکسی هستم.

داستان سکسی:

عشق کون دادن و آب کیر خوردن

سلام به همه کون کنا میخوام یراتون داستان های کون دادن خودم رو بگم قول میدم هر هفته آبتونو بیارم اگه بچه خوبی باشید میام ابتونو هم نوش میکنم
یادمه 2 سال پیش که تو چت روم میگشتم راحت میتونستم کیر مورد نظر خودمو جور کنم
که عنوان پیامم بود
سلام 21 سالمه
لوندم یعنی پر گوشت بدنم
عاشق ساک زدن هستم
اب کیر تا قطره اخر میخورم
تخم همکه اینقد لیس میزنم میک میزنم تا ابت بیاد
دوس دارم یکی روم بخوابه شدید تلمبه بزنه/ صدا دار
دنباله یه پسر 30 به بالا با تجربه در کون کنی
بچه بالا شهر از سید خندان به بالا اگه کسی هست یباد

داستان سکسی:

هنوز عاشق کیرم

باسلام من نیما 36سالمه عاشق کیر بزرگ که بتونه جرم بده اولین باری که کون دادم 13سالم بود من ودایم که 5سال از من بزرگتر بود یادمه عروسی خواهرم بود وهمه تو خونه داشتن مقدمات عروسی رافراهم می کردند که دایم به من گفت بریم خونه ما فوتبال دستی بازی کنیم ومن چون مجلس زنونه بود برای سرگمی قبول کردم ورفتیم بدربزرگم بعداز کمی بازی دایم گفت بیا بشت منو مالش بده ومن شروع به مالش کردم که دایم گفت بتد نیستی تو دراز بکش یادت بدم ومن قبول کردم دایم اوت زیر بیراهنم در اورد ویواش یواش بشتم ماساز میداد که دیدم هی دستشو به باسنم میکشید من که خوشم میومد و وقتی دایی سکوت من را دید دستشو از زیر شورتم ب

داستان سکسی:

گی من و افشین

اسم من آرش است. من و افشین همسن بودیم و اون تابستون هر دو پازده ساله شده بودیم و تازه بالغ شده بودیم‬ . ‫در ضمن از اول ابتدایی همکلاس هم بودیم و چند سالی می شد که دوستی ما گرم تر از سابق شده بود یک‬ ‫روز با افشین از مدرسه که تعطیل شدیم رفتیم به باغ هایی که در چند کیلو متری خونه هامون بود من با افشین‬ ‫تنها در باغ پرسه می زدیم و از داستان های عشقی که قب ً شنیده بودیم برای هم می گفتیم بیشتر از پسر بچه‬ ‫هایی که توانسته بودن با یک پسر دیگر سکس بکنن حرف می زدیم و در مورد پسر هایی که احتما ً با هم‬ سکس دو نفره داشتن وتقریباً همه وقت با هم می گشتن و با هم دعوا نمی کردند.

داستان سکسی:

کونی شدن من تو مدرسه دوستم

سلام اسم من مهدیه و این خاطره مربوط به 4 ماه پیشه. من 29 سالمه و دانشجو ام دوستم که اونم اسمش مهدیه 27 سالشه و یه مدرسه هم داره. دو سال پیش من تو کلاس زبان با مهدی اشنا شدم بچه خوبی بود. بعد از اون ما با هم خیلیی صمیمی شدیم هر از چند گاهی با هم از سکسو رابطه جنسی حرف میزدیم اما با جنس مخالف.... یه مدت گذشت و یه روز قرار گذاشتیم بریم استخر... تو استخر گفت که ماساژ بلده و ماساژ حرفه ای... منم ازش خواستم ماساژم بده اونم قبول کرد. رفتیم توی سونا همش بخار بود چش چشو نمیدید.

داستان سکسی:

گی من و ایمان جونم

من فرشاد هستم و 25 سالم باقد180 من اصفهان هستم ویه مغازه گیم نت دارم که بچه های ناز وخوشگل زیاد میاند آنجا این داستان که نه یه خاطر به یاد ماندنی از زمستان 92 برج 11 که دارم می‌نویسم خب شغل من جوری هست که اکثر با بچه ها در ارتباط هستم و یه پسر به اسم ایمان بدجور منو به خودش جلب کرده بود یکم هم از ایمان بگم و خاطره را آغاز کنم ایمان جون یه پسر باقد 165 و15 سالشه موهاش لخت ومشکی تیره باچشمهای عسلی ومژه های بلند وفر خورده که زیبای چهرش را چند برابر میکنه ایمان جون نه لاغر بود نه چاق اندام سکسی نرمالی هم داشت اون روزی دو ساعت نیومد با دوستاش یا پسر عموهاش بازی میکرد وخیلی ها هم عاشقش شده بودند

داستان سکسی:

کون دادن من به معلم عربی

این خاطره ای که میخوام بنویسم بر میگرده به 5 سال قبل که اون زمان من 13 سالم بود برای اینکه گره داستان از دستتون در نره باید اول بهتون بگم که من از دوران بچگی نصبت به همجنس خودم علاقه داشتم و هیچوقت اهل کردن نبودم فقط میدادم
تو دوران دبستان و راهنمایی هم خیلی با دوستام حال میکردم موضع اصلی که میخوام بنویسم راجب سکس هام تو مدرسه نیست اما دوست دارم قبلش چند موردشو ذکر کنم

داستان سکسی:

سکس با شخص ثالث

دوران دبیرستان پسری بود به اسم داریوش که پسری زرنگ و درسخون بود و تو کلاس کناری ما که بهش میگفتیم دوم ریاضی ب درس میخوند. هم به لحاظ اخلاقی و هم درسی پسری جالب بود. اون موقع سال اخر جنگ بود و ما استرس داشتیم که یک وقت مثل خیلی دبیرستانها ما رو نبرن جنگ. قدیمی تر ها یادشونه که سال 65تا 67 خیلی ها رو به زور میبردن جنگ و لی خب این خطر ما رو تهدید نکرد چون شاید بچه شمال شهر بودیم. و نمی دونم ولی استرس اش بود باهامون .تو بین بچه ها حرف راه افتاده بود که داریوش چند تا از بچه ها رو کرده و چند نفری بهش کون دادن.

داستان سکسی:

نیما و عشق به همجنس

سلام من مانی هستم . این خاطره برای یک سال پیشه زمانی که تو دانشگاه فیروزکوه تازه درسم را شروع کردم ، خب بیشتر دوستان مستحضر هستن بیشتر خانم های این دانشگاه تجربه های زیادی در سکس داشتند اما من پسری هستم که به خاطر مسائل جنسی سربازی هم معاف شدم . همیشه آرزوم این بوده و هست که پول کافی برای تغییر جنسیت داشته باشم .

داستان سکسی:

سکس با پسر توی دستشویی کتابخونه

سلام،این داستان واقعیست
من اسمم محمد امینه و 18سال دارم و در مقطع پیش دانشگاهی تحصیل میکنم پس امسال کنکور داریم و بنابراین من و همکلاسی هایم هر روز چند ساعت به کتابخونه رفته و درس میخوانیم یه روز که یادم میاید تعطیل هم بود من قصد رفتن به کتابخانه را کردم و دیشب هم حسابی فیلم و عکس و....سکسی نگاه کرده بودمدر راه کتابخانه دایم حواسم و فکرم پرت موضوعات شب گذشته بود و کیرم هم شق.

داستان سکسی:

گی با پسرعموی لجوج

سلام
این داستان یک داستان گی هست پس اگه دوست ندارید لطف کنید نخونید
من اسمم سعیده یه پسرعمو دارم به اسم علی که من 2 سال ازش بزرگترم
وقتی 10یا11سالم بود هر جایی می شد علی را میبردم و کیرشا میمالیدم و بعضی وقت ها هم به علی این اجازه را میدادم که کیرما بماله فکر می کردم چون بزرگترم علی نباید کیر منا ببینه
بعد از یه مدتی دیگه علی منا هرجا میدید ازم فرار میکرد هر کاری میکردم مخش زده نمی شد و فقط می گفت خوشم نمیاد دیگه هم من و هم اون میدونستیم چه خبره و مثه گذشتمون نبود که میرفتیم کیرمالی همدیگه را میکردیم

داستان سکسی:

هر دو کونی بودیم

من امیر هستم، 23 سالمِ از اصفهانم. اولین داستانم رو مینویسم کم و کاستی داشت دیگه ببخشید. در ضمن ماجرا کاملاً واقعی هست، حتی اسم ها. داستان گی هست هرکی دوست نداره نخونه
از خودم بگم اول یکم، از 13 سالگی لا پایی میدادم، کم کم به کون دادن علاقه مند شدم و از 16 سالگی کون دادم. البته خیلی کم سالی یکی دو بار. بیشتر به خودم وَر میرم و چیز میز میکنم تو کونم. از خیار و موز گرفته تا چیزای کلفت تر...

داستان سکسی:

عشق پاک مهرداد

سلااااااااااااااااااااام دوستان من گی هستم و از وقتی که خودمو میشناسم عاشق پسر بودم اما این رو بعضی از دوستانم میدونن من پسر 28 ساله هستم همینطور که گفتم عاشق پسر تا حالا هم با خیلی ها سکس داشتم دوستام پسر خالم پسر همسایه اما هیچ فقط نذاشتم کیرشونو داخل کونم کنن من 80 درصد لاو دوست دارم یعنی بوس و ماچو خوردنه کیر. بذار برم سر اصل مطلب من 16 سال با یک پسر دوستم که عشقمه هر شب به یادشم من با این پسر که اسمش میثم از کلاس راهنمای دوستیم میثم یک پسر عالی بود که من اوایل بهش توجه نمیکردم چون زیاد خوشگل نبود، کلاس راهنمای هم بودیم زیاد تو نخ پسرا از ترس اینکه لو برم نمیرفتم .

داستان سکسی:

گی با جواد جونم

سلام من علیم یه دوست دارم به نام جواد خیلی وقته باهاش دوستم تقریبا از اول ابتدایی تا الان18سالمه وخیلی باهم صمیمی هستیم و خیلی باهم راحتیم من از بلوغ تقریبا میل جنسی زیاد پیدا کردم ولی با جق زدن برطرف میشد تا اینکه یه روز منوجواد باهم بودیم که من صحبت سکس رو باش باز کردم از اول میدونستم که خودش خیلی حشریه ولی روم نمیشد بهش بگم که دوس دارم باهاش سکس کنم خلاصه بعد از صحبتام بیشتر از همیشه احساس کردم که دوسم داره یه جورایی به فکر سکس کردن با من رو کرده.بیشتر میومد پیشم وبیشتر درباره سکس و کیر وکون میپرسید خلاصه یه رو داشتیم از مدرسه میومدیم تقریبا زنگ دوم بود معلم نیومد و ما اومدیم خونه تو را

داستان سکسی:

گی با فرشاد جون

این داستان کاملا واقعی هست من 22 سالمه اهل اصفهان وفرشاد جون 16 سالشه الان دوم دبیرستان قد173 با یه هیکل توب یه کون طاقچه ای ناز جریان از اینجا شروع شدتیرماه امسال یعنی92 من طبق معمول همیشه ساعت 7 بعد از ظهر آماده شدم ساکم را برداشتم ورفتم به باشگاه بدنسازی که نزدیک خانمون بود من الان 5 سال که این ورزش را دارم ادامه میدم و هیکلم خدایش خودمو چشم نکنم خیلی رو فرم عالیه اینجوری که من شبها وقتی که میرفتم تا دیر وقت باشگاه می موندم چون صاحب باشگاه با هم رفیق 6 دنگ هستیم از اینها که بگذریم میگفتم اون روز وقتی رفتم باشگاه نیم ساعت بعد فرشادجون آمد وگفت که میخواد ثبت نام کنه من خب خیلی از پسرهای خ

داستان سکسی:

به معلمم کون دادم

سلام من آرش 23 ساله از شیرازم می خوام تنها خاطر کون دادنم برای اولین بار و آخرین بارو بگم من بلد نستم داستان طولانی بنویسم اما هرچی که یادم بیادو براتون تعریف می کنم .

داستان سکسی:

آخرین گی رویایی

بعد از کلی فکر و خیال و رویاپردازی دیگه طاقتم تموم شد و بالاخره رفتم و از خونه شون شماره ش رو گیر آوردم و باهاش قرار گذاشتم.
وقتی منو دید چشماش از تعجب چهارتا شد.
علی بهتر از اون چیزی شده بود که 4سال پیش بود.هیکلش درشت تر شده بود.مخصوصاً با لباسای تنگی که پوشیده بود بیشتر منو به هوس مینداخت.الان 21 سالش بود و اندام ورزشکاری داشت.
من سینا هستم.20 ساله از تهران.این خاطره مربوط به اوایل امسال هست.خاطره ی محشری که بالاخره اتفاق افتاد.
توی این چهار سال که خونمون عوض شده بود خیلی بهش فکر کردم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی