شما اینجا هستید

گی

سینا و اقوام دور

سلام به دوستان شهوانی این داستان یه جورایی همجنس بازیه اگه دوست ندارید نخونیدکه بعدأ بخوایدخودتونو تو زحمت بندازید و فحش بدید.
‏(نامهای تو این خاطره جعلی هستند و خود داستان واقعی)
اسم من سینا است و علاقه زیادی به پسرهای خوشگل وسفید و کون گنده دارم نمیدونم چرا ؟ دست خودم نیست اصلا از دخترا خوشم نمیاد وفقط عاشق پسرای خوشگلم...بی خیال بریم سر اصل داستان

داستان سکسی:

عشق کون دادن و آب کیر خوردن

سلام به همه گی ها کون کنا کونی ها مخصوصا همکارام
من 23 سالمه سفید 170 قد و کون فوق العاده حشری کننده ای داشتم تصادف که کردم همش اب شد
ولی اون کونی گری مونده توم
تو کرج زندگی میکنم
من اون موقع که ایران خاک بر سرو تحریم نکرده بودن خوب حال می کردم
یعنی میرفتم id میساختم خیلی شیکو مجلسی دنبال کیر میفتادم تو این چت روماا
خیلی به پستم میخورد روزی 2 تا 3 تا همه بچه بالا . . کیر همتون تو کونم منو در یابید
وای یه روز مشغول کیر یابی بودم تو یاهو یه پسره 31 ساله که خودش گفتاا رفته بود کره واسه کار اونجا. گی شده البته گی بکن نه کونی مثل من

داستان سکسی:

بهترین گی دوطرفه در مشهد

با سلام به تمام دوستای خوبم من اولین بارمه داستان سکسی مینویسم اگه از گی خوشتون نمیاد نخونید.
این داستان کاملا واقعیت داره خواهشا فحش ندید چون ی داستان واقعی گی لزومی به فحش دادن نداره.

داستان سکسی:

آخه چرا؟

سلام،من پویا هستم و نوزده سالم هست.
این داستان ماله هفده سالگی‌ام هست.
آخر های سال تحصیلی بود که مدرسه مون تصمیم گرفت مارو بِبَرِه به اصفهان؛یکشنبه صبح که بیدار شدم برم ترمینال انگار یه حسی بهم میگفت:نَرَم!ولی دیگه دیر شده بود،آخه بلیت گرفته بودم!سوار اتوبوس که شدم دوستام رو دیدم و سلام کردم و نشستم کنار دوستم امیر؛(امیر دوست صمیمی ام بود و صد البته (گی).داخل حیاط مدرسه که راه میرفتیم چشماش همش رو کون بچه ها بود و دو،سه باری متوجه شده بودم که کونمو دید میزنه).

داستان سکسی:

اولین کون دادن من به مربی فوتبال

سلام. من اسمم امید و الآن 27 سال دارم.
داستان اولی که می خوام بگم مربوط می شه به زمانی که من 15 سالم بود. یک پسر توپول و سفید با چهره خوب.
می رفتم مدرسه فوتبال توی غرب تهران، یه روز بعد تمرین هرچی گشتم دیدم شلوارم نیست کلی گشتم اما پیدا نشد. مدیر تیم بهم گفت که من رو می رسونه.
من رون های توپولی و نرمی داشتم. اون روز بارون میومد و من شورت فوتبالم خیس بود واسه همین به درخواست آقا رشید با شورت نشستم توی ماشینش تا منو برسونه. خونمون خیلی دور نبود.من اصلا تو باغ نبودم و اون منو دست مالی می کرد و هی می گفت بزار ببینم پاهات خیس نباشه و هی پاهامو دست مالی می کرد.

داستان سکسی:

اونی که تا دیشب نمیداد امشب داد

سلام تا حالا چند بار داستان ارسال کردم ولی نمیدونم چرا نمایش داده نشده امیدوار هستم این دفعه بزاره اسم من علیرضا هست ومن 21 سالمه با قد 181 وکمی هم تو پر و به پسرهای 13 تا 18 سال احساس خاصی دارم مخصوصا اگه خوشگل ناز باشه که دیگه هیچ و این خاطر برمیگرده به تابستان پارسال ما یه ماهی میشد که تغییر مکان داده بودیم و یه جای دیگر نقل مکان کردیم وچسبیده به خانه ما خانه کسرا جون بود وجریان و روشن شدن موتور کله من برای کردن کسرا جون از روز سوم در محله جدید و دیدن کسرا توی کوچه با یه شلوارک تنگ و اندامی که با چند نفر دیگه مشغول فوتبال بودند وقتی چشمهای من به پاهای سفید و بدون مو او افتاد بدجور شق کرد

داستان سکسی:

اولین کون دادنم با درد و خون ریزی

بعد از سربازی تو بازار تهران تو یه مغازه لوازم بهداشتی ساختمان مشغول به کار شدم .صاحب اونجا یه مرد 37ساله بود به اسم حمید . 1سال پیشش کار کردم . ادم راحتی بود باهام شوخی میکرد . یه روز بهم گفت بیام خونشون بهش کامپیوتر افیس یاد بدم . فرداش رفتم خونشون . خودش بودو یکی از دوست دختراش . منم شروع کردم یاد دادن . بعداز 2 ساعت که خسته شد . رفت با دوست دخترش لاس بزنه منم داشتم براش ویندوز عوض میکردم . اصلا متوجه گذر زمان نشدم . بلند شدم برم اب بخورم . دنبال حمید میگشتم تا ازش اجازه بگیرم اب بخورم . متوجه شدم تو اتاق خوابه با دوست دخترش نسترن . اروم رفتم دم اتاقشون .

داستان سکسی:

سکس در پادگان بوشهر

سلام دوستان امیدوارم این بار داستانمو بزارن تو سایت . اسمم محمد رضا ست اهل تهرانم اون موقع 165قدم بود سفیدو تو پر . با یه نفر اشنا شدم به اسم عیسی یه پسر شیرازی تغریبا یه سرو گردن از من بلند تر بود ولی لاغر تر . این داستان واقعی واقعیه و من هنوز دنبال عیسی میگردم تا مثل گذشته با هم حال کنیم . نه شماره ای ازش دارم نه ادرسی . بگذریم اول اشناییمون زیاد تو نخ سکس نبودیم ولی کم کم بحث مون سکسی شد بعضی شبا میومدو تو تخت بغل من میخوابید . کم کم منو ماساژ میداد و من کلی حال میکردم .

داستان سکسی:

آخرین عشق بازی 91

احسان رو از بچگی میشناختم چون از دوستای خانودگیمون بودن .با این که 5-6 سال ازم کوچیک تر بود،خیلی با هم صمیمی شده بودیم و اونم از کارایی که تو مدرسه میکرد برام میگفت و منم از دانشگاه تا یه روز که خونمون بودن روی گوشی من عکس تایلور لوتنر(هنر پیشه نقش جیکوب در فیلم توای لایت) رو دید و گفت خیلی خوشتیپه و من خیلی باش حال می کنم ،خلاصه از اینجا شد که هر دو مون فهمیدیم با پسر حال میکنیم ،البته از اونجا که من بزرگتر بودم و سر آبروم میترسیدم زیاد تو این زمینه بش رو نمیدادم.

داستان سکسی:

کردن بچه خوشگل محل

سلام بچه های شهوانی
این داستانی که براتون مینویسم کاملا واقعیه و سعی میکنم تا جائیکه حافظم یاری میکنه با جزئیات براتون بنویسم.
من آرمانم و الان 33 سالمه. این خاطره مربوط میشه به موقعی که من 16 سالم بود . فکر میکنم اون موقع دوم دبیرستان بودم. اون موقع یک پسر لاغر سبزه دراز بودم که کیرم هیچ تناسبی با هیکلم نداشت. میرفتم حموم خودم خندم میگرفت . مثل سه پایه بودم یه کیر کلفت دراز وسط پاهام بود درست مثل یکی از پاهام. از طرف دیگه در اوج شهوت جوونی. یادمه بعضی وقتا روزی سه بار جق میزدم هر بارم از دفعه قبل بیشتر لذت داشت.

داستان سکسی:

لذت عشق از سکس بالاتر هستش

سلام.....
مدتها بود دنبال دوستی میگشتم که خوب و عالی با هم باشیم و با هم دوست باشیم و از زندگی لذت ببریم خدا بهم یکی داد انقدر خوب و ماه و صمیمی ولی بعد از یه هفته رفت و پشت گوشش رو هم نگاه نکرد دلم شکست و و کمی بیحال و عصبی شدم.

داستان سکسی:

نه فقط میخوام بدم

سلام اسمم مهم نیست فقط بدونید رفتم خدمت سیگاری بودم مجبور شدم کونی بشم.
یادمه قبله اینکه بدونم کیر چیه کس چیه شبا انگشتمو کرم میزدم با هر بدبختی بود میکردم تو سوراخم لذت خاصی نداشت ولی انگار عادت کرده بودم. نشون به اون نشون که چند بارم بابام مچمو گرفت ولی چیزی نمیگف بیچاره!

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی