شما اینجا هستید

گی

شرط بستن

سلام من میلاد هستم تو داستان قبلی خودما معرفی کرده بودم ولی بازم خومو معرفی میکم حدود 20 سالمه ایمو هستم قدم 180 و وزنم 70 قیافمم بدک نیست جوری که خیلیا تو کفم هستن و کون بزرگی دارم و قیافم شبیه 15-16 ساله ها میمونه یه دوست دارم به اسم پویا اونم 17 سالشه وخیلی خوشگله اونم مثل خودمه بشتر تو کف پسره تا دختر ماجرا از اونجا شروع شد که یه دختره بود به هیچ کس پا نمیداد و همه تو کفش بودن یه روز با این دوستم تو خیابون دیدمش و گفتم اگه تونستی مخ این دختره رو بزنی مردی اونم گفت شرط میبندی؟

داستان سکسی:

سکس دوم با پسرخاله

میخوام دومین سکس خودم رو که اولین سکس اختیاریم بود براتون بطور خلاصه بنویسم
من اولین بار در سن 10 سالگی توسط پسر عموم مورد تجاوز قرارگرفته بودم و این رو بابا و مامانم هم فهمیده بودند و...
با اینکه اون سکس زورکی بود اما یه چیزائی از لذت رو برام یاد آوری مینمود وگاهی با خودم آرزو میکردم کاش میشد

داستان سکسی:

شب های رویایی در خونه خالی

این ماجرا مربوط به چند روز بعد عید هستش عموم رفته بودن یه سفر(برای تعطیلات نبود یه ماجرای دیگه بود برای همین پسر عموم نبردن اون مونده بود خونه )برای همین بابام گفت شب ها برم اونجا تا تنها نباشه اون سه روز ما بعد از شام که خونه ما بودیم با هم میرفتیم خونه عموم . پسر عموم (علی) شب اول یه چند تا فیلم سوپر داشت اورد گذاشت اقا این فیلمها خیلی با حال بود جفتمون راست کرده بودیم 17 سال بیشترنداریم دیگه..

داستان سکسی:

اوج لذت در 15 سالگی با همکلاسی

سلام... خاطره ای که میخوام براتون بنویسم کاملا واقعی فقط اسمامون تغییر دادم . من پدر مادرم هر دوتاشون دکترن و محل کارشون پیش همدیگس حدود 40 کیلو متر با خونمون فاصله داره من الان 18 سالمه ... 3 سال پیش که سوم راهنمایی بودم اوج بلوغ بود منم تشنه ی ارضا شدن... هر روز که پدر مادرم 7 صبح از خونه میزدن بیرون میپریدم پای ماهواره از این شبکه ها که زنا خودشونو میمالن میدیدمو جلق میزدم ...اونموقع اینترنت نداشتم که فیلم سوپر دانلود کنم و ....

داستان سکسی:

خاطرات یک عمر یک کونی (1)

سلام این داستان گی هستش اگه دوست نداری نخون
13ساله بودم که پدر ومادرم از هم تلاق گرفتن ومن پیش پدرم موندم اون صبح زود میرفت سرکار وتا شب نمی اومد.ومن همیشه خونه تنها بودم همین مساله باعث شدپسر عموم کریم
که 5سال از من بزرگتر بود هر روز صبح میومد خونمون وخودش رو میمالوند بهم.یه روز حشرش زده بود بالا دید تلویزیون نگاه میکنم گفت گرمت نیست؟
منتظر جوابم نشد شلوارش رو کشید پایین شرت تنگش کیر نیمه شقش رو قلمبه زده بود بیرون.اومد روبروم نشست جوری که من کیرش رو ببینم کیرش کاملا سیخ شده بود من بادیدن اون صحنه شل شدم.بعد گفت بیا بریم تو اون اتاق باهات کار دارم

داستان سکسی:

اولین باری که دادم

براتون بگم من دوازده ساله بودم پسر عموم که اهل یکی ازشهرهای مذهبیه اومده بود تهران من تو اتاقم کنار میز کوچکم تکلیف مدرسه رو انجام میدادم که اون اومد تو اتاق و کنارم دراز کشید من یه شلوار ورزشی پوشیده بودم و بعد از چند دقیقه دیدم دستش داره کم کم میاد به کنار باسنم منم کمی شهوتی وکنجکاو شده بودم که میخاد چیکارم کنه تا اینکه نوک انگشتانش رسیده بود به زیر رانم دیگه از شهوت داشتم میمردم ولی دلمم میخاست کمی بتونه انگشتم کنه یواش خودمو بلند کردم کونمو گذاشتم رو دستش کمی انگشتم کرد ترسیدم و بلند شدم رفتم جلو پنجره اومد چسبوند بهم و بهم یواشکی گفت امشب کارت دارم ...

داستان سکسی:

شب پر هيجان با جهان جون

سلام به بچه هاى گل شهوانى
اول ازهمه جاداره ازآدمين عزيزم تشكركنم.
راستىازهمين الان بگم كه اين يه داستان گى هستش پس هركدوم ازدوستان كه خوشتون نمياد نخونيدش كه بعدأ بگين اه اه ازگىبدمون ميادوفحش بديد،مرسى جيگرا.

داستان سکسی:

کردن کون پسر اقوام

حدود 20 سال پیش ما همیشه تابستونا میرفتیم خونه عموم اینا تابستونا
دختر عموم بزرگ بود و 2 تا پسر داشت به نام پدرام و بابک پدرام 2 سال از من کوپکتر بود و بابک 4 سال اون موقع من 15 سالم بود و اوج موقعی که فهمیده بودم این کیر لامذهب جز شاشیدن کار دیگه ای هم میتونه بکنه

داستان سکسی:

تیمور کان

سلام به همه ی بچه گی های خوشگل و خوشتیپ ایرانی
شاهین 18ساله هستم از شهر پسران خشگل <بروجرد> خوشگل ،سفید، خوشتیپ،با 180قد79 کیلو وزن علی رغم ظاهر خوشتیپم و قیافه ی خوشگلم هر کسی جرات نداره خراب نگام کنه در ادامه میفهمید چرا!
خوب از این جا شروع میکنم که من قهرمان ایران در رشته ی کاراته هستم

داستان سکسی:

گی من و پسرهای همسایه

این ماجرا ماله امساله بعد امتاحانات و قبل ماه رموضونه اسم من بهادره و 17سالمه با قد 185س و وزن65ک.یه روز داشتم تو خونه پای کامپیوتر کار میکردم که دیدم زنگ در خونمونو زدن مامانم درو باز کرد دید همسایمون علی پسر طبقه چهارمی مونه اومد منو صدا کرد گفت دم در کارت دارم من که رفتم دیدم علی با یه شلوار تنگ جلو درمونه که کاملا کونش معلوم بود بهش سلام دادم و اونم جواب داد گفتم چیکار داری گفت میشه بیای خونمون لپتابمو درست کنی گفتم چشه گفت میخوام ویندوز عوض کنم نمیتونم گفتم خاک بر سرت یه ویندوز نمیتونی عوض کنی؟!

داستان سکسی:

همجنسبازی اجباری

سلام من اولین باری که داستان می نویسم به همین دلیل برام سخته که مطالب را درست و اون طوری که اتفاق افتاده بیان کنم در ضمن اینو باید بگم که این داستان تماما از زبان من بیان میشه و یک طرفست.

داستان سکسی:

کون دادن آرش

سلام من ارش22 سالمه.من عادت دارم بی مقدمه حرف بزنم .این خاطره ای که براتون تعریف میکنم بر میگرده به 10 سال پیش من یه دوستی داشتم اسمش شهاب بود شهاب کونی محل بود به همه میداد البته اوایل خودم میکردمش همیشه تو خونه این کارو میکردیم اما یه روزسره کوچه بودیم که شهاب گفت کیر میخاد بهش کفتم که خونمون مکان نیست بزار یه وقطه دیکه اما اسرار کرد منم دیگه دیدم میخاره راضی شدم بردمش تو پارک سره ظهر بود هوا هم گرم بود کسی تو پارک نبود رفتیم تو یکی از چمن های ته پارک که یه ردیف شمشاد بلند داشت پشت شمشادا رفتیم شهایو خابوندم رو زمین شلوارشو با شرتشو کشیدم پایین بد یه تف انداختم لای کونش اخه شهاب کونش واق

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی