شما اینجا هستید

گی

گی من با مرد کون باز

سلام بر همتون میخوام داستان گی بازی خودم با یه مرد رو بگم اسمم میلاد ۲۲سال دارمم داستان من چند ماه پیش رفتم استخر شنا یاد بگیرم تا به حال اصلا نه اسم گی میدونستم به جانم راستشو میگم همه چیز اتفاقی افتاد پشتک اینا میزدم یه مرد بود بهم گفت پسر عجب بدن میزونی داری خیلی خوشکله باشگاه میری گفتم اره خلاصه کدوم کجا بهش گفتم البته بدن من واقعا اندامی هست اینو تو باشگاه بچه ها میگفتن سر صحبت باز شد گفت من بلدم بیا یکم بهت یاد بدم منم گفتم باشه منظورشو نمیدونستم بعد رو اب که شنا میکردم دوتا دست اونم زیر شکم من بود افرین اینا یاد گرفتی دستشو از زیر رو کیرم گذاشت یعنی جوری شد که کیرم رو دستش بود باز

داستان سکسی:

حامد منو تو تفریح گاه گایید

من صادقم 21 سالمه و با افتخار ميگم که همجنسبازم و حالا ميخوام رابطه جنسيمو با دوس پسرم حامد که 23 سالش بود بگم. اين ماجرا به پارسال برميگرده ... ارديبهشت ماه سال 1392 بود که يه شب حامد بهم اس داد که فردا صبح ميبرمت بيرون آماده باش. منم که فهميدم که قراره کاري باهام بکنه صبح حسابي تيپ زدم و سر ساعت 9 حامد تک زد رفتم سر خيابون به به! حامد که بدنسازي هم ميرفت خيلي حشري و اغوا کننده بنظرم ميرسيد، واي خداااا دل تو دلم نبود .

داستان سکسی:

کونی بازیم تو قطار گل کرد

یبار که تو مترو بودم داشتم میرفتم قلهک خونه دوستم اون روز داغ بودم .وحشی. کونی بازیم گل کرده بود که اون زنونه دوس داره بگرده سامان اسمشه تو قطار که بودم نسبطا شلوغ بود 2تا اقا بسر {کیبوردمp فارسی نداره ok ?} خوشتیب و جذاب بشتم بودن کم کم نم نم رفتم عقب صداشون میومد که داشتن راجع به دختر بازیو کس و کون میگفتن آآآخ با حرفاشون حشری شدم تو ایسگاه سعدی شلوغ شد ریختن تو قطار ملت هل میدادن.

داستان سکسی:

چی شد همجنس باز شدم

یه روز گرم تابستونی بود.با دوستم قرار گزاشته بودم که برم خونشون.من 15 سالم بود.سوار اتوبوس شدم تا برم ترمینال باغوشخانه و بعد از اونجا سوار اتوبوسای خ سجاد بشم.سوار اتوبوس شدم و ترمینال پیاده شدم رفتم اونطرف خیابون و سوار اتوبوس های مورد نظرم شدم.شلوغ بود و جا برای نشستن نداشت.من کنار راننده دستامو گزاشتم روی میله ها و پشتم به مسافرها ایستادم و به شیشه ی جلوی اتوبوس خیره شدم.کم کم گذشت و دیدم آقایی که پشت سر منه داره خودشو به پشتم میمالونه.برگشتم و یک نگاه با اخم بهش کردم و جابه جا شدم.یک آقای تقریبا 45 یا 50 ساله بود.ول کن من نبودم.و همینطور هر جا میرفتم یا میچرخیدم بهم میچسبید.منم داشت خو

داستان سکسی:

کون دادن من به بلیط فروش استخر

این داستان کاملا واقعیه ماجرا از اونجا شروع میشه که من و چند تا از دوستام قرار بود یه روز باهم بریم استخر که دوستم بهم زنگ زد گفت با بقیه هماهنگ کرد میتونیم امروز با هم دیگه بریم منم سریع یه صبحانه خوردم میخواستم لباس بپوشم که شلوار کتانمو پیدا نمیکردم و مجبور شدم یه شلوار خیلی چسبون که مال خیلی وقت پیشم بود رو بپوشم و خلاصه حاضر شدمو رفتم دم در استخر منتظر شدم تا بقیه هم اومدن و با هم رفتیم داخل و موقع بلیط گرفتن که شد میخواستم پولمو در بیارم فهمیدم که کیف پولمو نیاوردم و به دوستامم گفتم که اونام گفتن چون اخر هفتس زیاد پول همرامون نیست که بخوایم حساب کنیم که مسؤل بلیط اونجا گفت اشکال ندار

داستان سکسی:

کونم وز وز میکرد واسه یه سکس عالی

کونم وز وز میکرد واسه یه سکس و کیر عالی بعد از ۲ ماه علی رو که مدتها بود دنبالش بودم و تعریفش رو شنیده بودم گیر انداختم . میخوام اولین سکس خودم رو که با علی داشتم براتون تعریف کنم . بعد از ظهر یه روز گرم تابستان بود از خونه اومدم بیرون کنار خونه مون یه پارک کوچک بود رفتم نشستم اونجا یه کم نگذشته بود که علی رو دیدم علی یه پسر گندمی که هنوز مو از سر و صورتش نزده بود بیرون اصلاً یه بدن سکسی عجیب با کون تپل داشت من هم که دست کمی ازش نداشتم .

داستان سکسی:

سه سال حسرت کیر امیرحسین

سلام به همه دوستان شهوانی میخواستم داستان خودمو براتون تعریف کنم اولا باید بگم این داستان کاملا واقعیه و ساخته ی ذهن مجلوق خودم یا کس دیگه ای نیست دوما اگر خوندین و خوشتون نیومد خواهش میکنم فحش ندین اسم من امیر هستش نه خیلی خوش قیافم نه خیلی بدنم سکسیه یه پسر معمولیم با اینکه من سکس کردن رو دوست دارم اما از ساک زدن و کون دادنم خوشم میاد. ماجرا از اونجا شروع شد که من بعد از گذروندن دوره راهنمایی به دبیرستانی رفتم که مدرسه به من معرفی نکرده بود.

داستان سکسی:

گی با عشقم نیما

آرش هستم 23 ساله تجربه گی در زمان راهنمایی با دو نفر و داشتم اما هیچوقت نداده بودم تا اینکه حدودا چهار ماه پیش با این سایت آشنا شدم دوست داشتم مثل قبل یکی و پیدا کنم و باهاش حال کنم تو یکی از تاپیک ها دیدم یه نفر دنبال "گی از اصفهان" میگرده منم پیام خصوصی بهش دادم بعد یک ساعت جواب داد خلاصه مشخصات هم و پرسیدیم تا اینکه فرداش ساعت 5 بعداز ظهر قرار گذاشتم هم و ببینیم من تا حالا با کسی از طریق چت یا سایت قرار نزاشته بودم خیلی میترسیدم ساعت 4:30 بود که سریع لباس هامو پوشیدم و رفتم سر قرار اون زودتر از من اومده بود و بهش زنگ زدم گفت من تو یه 206 مشکی کنار خیابون پارک کردم خلاصه با اون نشونه ها

داستان سکسی:

دوستام منو کونی کردن

سلام من آرمین هستم از تبریز این داستان واقعیت زندگیه منه. راستش من یه پسر 16 ساله ام کون تپل و خوشگلی دارم. اون روز حشری بودم کار دستم داد. به خودم قول داده بودم که دیگه جق نزنم چون ضررش زیاده به خاطر همین خیلی خیلی حشری شده بودم. روز دوشنبه بود با مهدی رفتیم بازار یکم بگردیم هوامون عوض شه اونم خیلی پسر حشری بود. بهش گفتم مهدی کون میخوای؟؟؟ اونم گفت میدی گفتم اره میدم گفت اخه من جا ندارم گفتم عب نداره میریم انباری ما خلاصه رفتین انباری کاملالخت شدم . بعد لباساشو دراوردم نشستم رو دو پام کیرشو کرد تو دهنم خیلی نرم بود مو هم نداشت.یکم تو دهنم عقب جلوش کرد.

داستان سکسی:

ماجراجویی سه نفره

سلام خدمت همه دوستان. من مهرداد 16 سالمه. قدم معمولیه و سفیدم و یه ذره تو پر.داستانم واقعیت زندگیم.

من یه پسرخاله دارم که اسمش سامانه. همسن و هم قد منه مثل منم سفیده ولی یه ذره از من تو پر تره نه که چاق باشه ولی یکمکی بگی نگی تپله. من و سامان بهترین دوستای همیم و از بچگی همه کارامون با هم می کنیم چون خونه هامون با خونه مامان بزرگ مادریمون تو یه کوچست. ما از هم چیزیو پنهون نداریم و راجب همه چیز از مسایل بزرگ تا کس و کون با هم حرف می زنیم.

داستان سکسی:

اولين بار اينجوری پسر عمم منو كرد

سلام.محمد هستم 28 ساله از كاشان من 14 سالم كه بود براي اولين بار كون دادم. داستان به اين قراره كه يه شب خونه نشسته بوديم كه پسر عمم كه اون موقع 25 سالش بود اومد خونمون و به بابام گفت كه عمم رفته مشهد و اون خونه تنهاس.براي اينكه نترسه بابام بره پيشش.ولي بابام چون كارمند بود گفت نميتونم و به من گفت كه تو برو پيشش.

داستان سکسی:

گی من و دوستم تو خوابگاه

سلام دوستان این داستان اولین گی من و دوستم احسانه تو دوران دانشجویی. من آلان 28 سالمه داستان ماله 7 ساله پیشه، من و این دوستم هم خوابگاهی بودیم، قبل از شروع داستان بگم من 178 قدمه اون موقع حدود 65 کیلو وزنم و سبزه بودم و دوران راهنمایی با یکی از پسرایه همسایه مون بمال بمال داشتیم ولی فقط یکبار کیرش رفت توم و بعد از اون دیگه با کسی نبودم تا این دوستم احسان. البته تو حموم همیشه با خودم ور میرفتم.

داستان سکسی:

کونکونک حامد با پسرخاله

سلام،اسمم حامده 16 ساله.قیافم بد نیست. یه پسر خاله همسن خودم دارم به اسم رضا. تازه به بلوغ رسیده بودیم و از قبل هم با هم مالش و از اینجور مسخره بازی ها داشتیم.ولی تو بلوغ دیگه به اوج خودش رسیده بود خونه هامون تقریبا نزدیک همه و وقتی خونه تنهاس یا تنهام با هم قرار میزاریم یه روز که تنها شده بود بهم اس داد که بیا. منم رفتم و تنهای تنها بود سریع رفتم کیرشو گرفتم و شلوارشو کیشدم پایین. اونم شلوارمو کشید پایین.اولین بار بود که کیر همدیگه رو میدیدیم چون قبلا فقط مالش بود خلاصه بهش گفتم میخوری؟

داستان سکسی:

ساک زدن تو دستشویی حرم امام

سلام .این داستان واقعی هستش و کاری هم به نظراتی که بعدش داده میشه ندارم .چون مشتی عقده ایی نشستن و ایرادات الکی میگیرن. داستان ازاین قرار بود که که من رفتم تهران سر مزار خواننده ایی که تازه فوت کرده بود.اونجا همه مشغول عکس و فیلم گرفتن بودن.من هم تو این میان ازیه پسر خواهش کردم که ازم چند تا عکس بگیره.اونم قبول کرد.و چند تا عکس گرفت.و بعدش میخواستم ازش تشکر کنم گفت اگه اهل اینجا نیستیتد میتونید تو لاین ادم کنید تا عکسا و فیلمای مراسمات خاکسپاری رو واستون بفرستم .من هم گفتم شما شماره هات رو بده سیو کنم لاین شما هم اد میشه .خلاصه تلش رو داد و ادش کردم.

داستان سکسی:

کون سفید من

سلام من پویا هستم هجده ساله.اینایی که دارم براتون میگم یک داستان کامل نیست و تیکه تیکه است که میخوام براتون تعریف کنم.اول از خودم بگم، قد 178 و وزنم70 کیلو هستش.درکل یه پسر سفید بی مو هستم.همه از بچگی دنبالم بودن و میخواستن یه جورایی کونمو ببینن و بکنن.از بچگی حدودا ده ساله که بودم همیشه دست یکی تو کونم بوده اما من قسم خوردم تا دیگه کسی دست به کونم نزنه.اما این قسم زیاد ادامه نداشت و تو کلاس دوم راهنمایی شکته شد.ماجرا از این قراربود که من تو اون سال ردیف اخر کلاس کنار یه پسر دیگه به نام محمد مینشستم.نیمکت ما جودی بود که کسی از بغل یا جلو داخل نیمکتو نمیدید و فقط چهره و دستامون قابل دیدن بو

داستان سکسی:

کون دادن زوری به همخونه ای

سلام به همگی، من یک هم خونه ای دارم که سه سال ازم کوچیکتره، ولی بدجوری ازم درشت تره، کشتی میرفت، الان شنا و بدنسازی، خلاصه برا خودش غولی هست. کلا هروقت لخت میشه بدنش منو تحریک میکنه و دلم میخواد بهش بدم، خیلی سکسی هست و اصلا دست خودم نیست، دخترا هم از خدا خواسته به راحتی بهش میدن. ، یک روز کلید کرد که کیرمون رو مقایسه کنیم و در نهایت تعجب دیدم که نزدیک 4 سانت از من بزرگتر هست و خیلی هم کلفت تر، نمیدونم چرا از کیر خوشم میاد و ناخواسته کیرشو گرفتم و باهاش بازی کردم، خودش هم حسابی حال کرد. خلاصه این یک کار عادی شد برامون، هر روز لخت می شد و میگفت هیکلم چطوریه؟!

داستان سکسی:

یه لیوان منی

سلام دوستان اسم مهرداده بچه جنوب تهران قد 150 وزن 50 سنم 28 این داستان برای 3سال پیشه ،اون موقع بد هوای مسافرت کرده بودم و جایی رو نداشتم که برم خلاصه تصمیم گرفتم که از تو چت روم شهوانی یه کسی رو پیدا کنم که جا داشته باشه و برم دو روز پیشش که پیام دادم و یه نفر به اسم افشین بهم پیام داد و با کلی حرف و حدیث قبول کردم و رفتم پیشش .رسیدم بابل و زنگ زدم و ادرسو گرفتم و رفتم خونه اش زنگ و زدم در و باز کرد و دیدمش یه مرد 45 ساله قد بلند .دعوتم کرد و یه چیری خوردیم با هم و گفتم بدم یه دوش بگیرم و قبول کرد و حموم و بهم نشون داد،ایتم بگم خودمو گی معرفی نکرده بودم بهش که بهم نظر داشته باشه،رفتم حموم

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی