شما اینجا هستید

گی

داستان کونی شدن من بدبخت

سلام سینا هستم 21 سالمه راسیتش من زیاد بلد نیستم خواتره بنویسم به بزرگی خودتون ببخشید. من وقتی 14 سالم بود یه دوستی داشتم به اسم نریمان خیلی باش صمیمی بودم خیلیم پسر خوشکلی بود اما من اون زمان نمیدونستم که بیشتر بچه های محل کردنش . من اون موقه هیچی سرم نمیشد و خیلی ساده بودم . یه روز که کسی در خانه ما نبود بهش گفتم کسی نیست میخوای بریم خانه ما نریمان گفت باشه بریم . در راه حرف از سکس زد و گفت دوست داری با هم سکس داشته باشیم؟ منم آن موقه نمیدانستم که دادن یک پسر باعث بد بختی میشود چون خیلی دوسش داشتم بهش نه نگفتم .

داستان سکسی:

اولین کون دادنم تو دستشویی خوابگاه

سلام. من فرزاد هستم 26ساله ومیخوام داستان اولین و تنها شیطنت پسرونمو براتون تعریف کنم. قضیه منو پوریا برمیگرده به سال های قبل. اون زمانی که ما باهم تو یه هنرستان بودیم. و من تازه نسبت به کیرش حس پیداکرده بودم. پسرا میدونن دیگه... یه پسربچه 17-16 ساله دبیرستانی تو اوج شیطنت و برانگیختگی جنسی قرار داره و میخواد یه جوری این حسو تخلیه کنه. ماهم برعکس خیلیا چون اونقد رو نداشتیم که واسه خودمون دوست دختر پیداکنیم بیشتر شیطنتامون تو مدرسه و محل بود. (البته منظورم از پیداکردن دوست دختر فقط برای رفع نیازجنسی نیستا، ولی خب اینم یکی ازاون نیازاست که با داشتن دوست دختر حل میشه)

داستان سکسی:

قیم من و مامان

خاطره من مربوط به دو سه سال پیشه. پدر من حدود چهار سال هست که فوت کرده و شوهر خالم قیم من و مادرم شده. من اون موقع ها بچه بودم و خیلی دلتنگ پدر. شوهر خاله ام مرد مذهبی و خوش اخلاقیه. از همون اول جای پدر را در قلب من گرفت. اکبر اقا همیشه وقتی منو میدید بغلم میکرد و ماچ آبدار از لپهای بزرگم می گرفت. من چاقم و از بچگی بر خلاف پسرها سینه های تپلی دارم. اکبر آقا سینه هام را از پشت میگرفت و منو میچسبوند به خودش بعد لپمو ماچ بارون میکرد. گاهی هم ریشاشو میمالید زیر گردنم که من قلقلکم میشد و میخندیدم. از این حرکات اکبر اقا خوشم میومد. یه روز اکبر اقا اومد خونمون.

داستان سکسی:

اولین کون دادن پسر تپل

با سلام خدمت همه اعضای عزیز شهوانی من اولین باری که داستان مینویسم میخوام داستان کون دادنمو براتون بگم.اول از خودم شروع میکنم من یه پسر 16 ساله قدم 170 وزنمم 85 بله من تپل هستم و از بچگی کون قشنگی داشتم خیلی تو کفم بودن و هستن.تابستون 92 بود که سعید دوست صمیمییم بهم زنگ زد و گفت بیا خونمون کارت دارم منم از هیچی بی خبر گفتم باشه.البته سعید قبلا منو انگشت کرده بود تو مدرسه ولی من اصلا بکر سکس باهاش نبودم طبق قرار من رفتم خونشون نشستم رو مبل اومد کنارم نشست و گفت چیزی میخوری که گفتم نه مرسی و بعد شروع کرد در باره مسایل سکسی صحبت کردن و یواش یواش دست زد به کیرش و میمامولندش منم یه چیزایی فهمیده

داستان سکسی:

گی فراموش نشدنی آرمین

سلام به دوستاي گلم.من آرمينم 19سالمه ميخوام يكي ازخاطره هاي داغمو براتون تعريف كنم ازبچگي اينو حس ميكردم كه خيلي به زن بودن علاقه دارم و از10سالگي يادمه رژلب ميزدم و لباس سكسي آبجيمو ميپوشيدم و با سينه هام ور ميرفتم تا درشت بشن باوجوداينكه خيلي دوست داشتم بدم ولي نميخواستم با فاميل يا دوستام رابطه داشته باشم.تا اينكه بزرگ شدمو توي چت روم ها تونستم دنبال كسي كه ميخوام بگردم.يه مدت با دوتا پسر سن پايين آشنا شدم كه باهركدوم جدا جدا سكس كردم.ولي اينجوري زياد برام هيجاني نداشت چون اونا زياد حس نداشتن و دلم ميخواست يكيو پيدا كنم كه حس زن بودنو كامل بهم القا كنه توي چندتا پيج پست گذاشتم كه گروپ گي

داستان سکسی:

من الان یه لاشی ام

سلام دوستان من سیناهستم ۱۸ساله از تهران-من تاحالداستان ننوشتم از خودم بگم ک قدم۱۷۵ وزنمم۷۶ من گی هستم یعنی تازه شدم البته بگم من فقط تو کار دادن هستم وازکردن بدم میاد هیکل گووشتی دارم رون پام بزرگه تقریبا کونمم خشگل اما اصلا چاق نیستم- یادمه ازبچگی یعنی۱۰-۱۱سالگی پسرای کوچه با من ور میرفتن البته پسرای۲۰ساله و...اما من چیزی متوجه نمیشدموحسی نداشتم اما کم کم از۱۴سالگی شروع کردم ب فیم دیدن اک هر چی جلوتر رفتم وقتی فیلم میدیدم خودمو جای دخترا جا میزدم وقتی جق ممیزدم خودمو با ی چیزی انگشت میکردم حتی بقدری عشق دادن پیدا کردم ابمو با انگشتم ب زبونم می مالیددم ک بدتر حشریم میکرد- تو بیشتر دوس

داستان سکسی:

کون دادنم در 20 سالگی

سلام.من سعید 24 سالمه از مشهد.این خاطره مال 4 سال پیشه.یعنی زمانی که 20 سالم بود. من همیشه فیلم سوپر نگاه می کردم و همیشه به این مسئله که کاش دختر بودم غبطه میخوردم. واسه همین به دخترای توی فیلم سوپر حسودیم میشد. دوس داشتم یه بار خودمو جای یه دختر بزارم و خودمو در اختیار کسی بزارم.یک شب توی اتاقم پای کامپیوتر بودم و توی اینترنت می چرخیدم. اومدم توی سایت شهوانی. عضو شدم و وارد چت روم شدم. اونجا همه نوع آدمی بودی. از دختر باز و کس گرفته بود تا گی و کونی. من آیدی یه پسر مشهدی رو که پیام داده بود ( دنبال یه کون از مشهد می گردم کسی هست) رو برداشتم. بهش پیام دادم. اونم سریع جواب داد.

داستان سکسی:

گی در مدرسه ما

مدیونید اگه فک کنید این داستان الکیه دوم دبیرستان بودیم و ورزش داشتیم.یکی از هم کلاسیهامو به شدت دوست داشام ولی بعد از مدتی فهمیدم این یه دوست داشتن عادی نیست اسم دوستم امیر بود و تنها کسی که میدونست من گی هستم اون بود.خیلی بچه ی بی انضباطی بود ومثل همیشه اخرین نفری بود که لباس عوض میکرد.من واون تو رختکن تنها بودیم.بهش گفتم میخوام بکنمت اونم گفت بیا بکن منو.فک کردم شوخی میکنه ولی یه دفعه شلوار وشرترو باهم کشیدپایین لامصب کونش خیلی سفیدبود من سریع پریدم روش و اون به حالت سگی رومیزپینگ پنگ نشست من کیرمو اروم گذاشتم تو کونش و با شدت کم شروع کردم به تلمبه زدن اون هم مث دخترها اه اه میکرد معلوم

داستان سکسی:

گی اتفاقی با گل فروش

سلام من 19 سالمه و قد189 و80 کیلو وزنمه ولی چاق نیستم واندازه کیرم 15سانته، داستانم درباره گی من وکسی که اسمشم نمیدونم( خاطره ست) ماجرا از اونجایی شروع شد که من برای کار به یه شرکت رفتم و بعد از مدتی استخدام شدم و برای ویزیتوری به مغازه های مختلف میرفتم .

داستان سکسی:

معاون مدرسه منو گايــيد

سلام من دانش آموز سال اول دبيرستانم قبل از دوران دبيرستان خيلي سر به راه بودم دنبال درس و اين چيزا ولي وقتي وارد دبيرستان شدم رفيقهاي خلاف پيدا كردم همش رفتم سمت دختر بازي و اين چيز ها تو مدرسه دو تا بچه اوبي داشتيم حميد و مهدي. مهدي خيلي ميخاريد هميشه سر كلاس زبان كه خيلي كلا خسته كننده اي هست من از پشت ميماليدمش. بريم سر داستان امروز

داستان سکسی:

گی من و مرد اتوبوسی

شب بود وحس شهوت اومد سراغم و موهاي بدنم زياد بود همون موقع بلند شدم رفتم رو حموم و با دوتا اسپري همه ي موهاي بدنم و زدم و حسابي تميز شدم ، اومدم و شروع کردم به ديدن فيلم و خوندن داستان هاي سکسي گي ، انقدر بالا بودم همه جاهاي بدنم و محکم فشار ميدادم و با خودم حال ميکردم يه داستان خوندم راجب آدمايي که تواتوبوس مردم رو مي مالن وحال ميکنن ، نميدونم چرا ولي وقتي خوندمش خيلي دوست داشتم حسش کنم .توهمين لحظه داداشم از خواب پا شد و ديگه نتونستم با خودم حال کنم صبح که پاشدم هنوز حشري بودم و توکف شروع کردم با خودم ور رفتن و حسابي داشتم حال ميکردم که دلم سکس خواست به دونفري که باهاشون سکس داشتم زنگ ز

داستان سکسی:

گایش کونم در حمام

سلام به همه دوستان علاقه مند به کون سفید تپل داستان قبلی منو شاید خوانده باشید (بهترین گایش کونم توسط پسر عمم) پسر عمم خیلی منو کرده بود تا دیگه افتاد تو خط کس کردن منم خیلی حوس کیر کردم برای همین گفتم حالا نوبت یکی دیگه باید بگردم پیدا کنم تا یه حال مشتی به کونم بده که هم کیر کلفتی داشته باشه هم من با اون حال کنم تا به فکر پسر خالم رامتین افتادم موقع داستان من 24 سال داشتم و پسر خالم 25 سال سبزه اهل جنوب بایه کیر کلفت مشتی که همیشه از روی شلوار برجستگیش معلوم بود تو فکر بودم چیکار کنم که خودش بیاد منو بکنه به فکر استخر ویا حمام افتادم گفتم رامتین بریم حمام نمره بیرون بیاد قدیما گفت باشه

داستان سکسی:

یاداشتهای یک کونی

انباری تو حیاط نیمه تاریک بود.من گوشه انباری شلوارمو کشیده بودم پایین و داشتم کون تپل و قلمبه خودمو میمالیدم. برادرم کنار در انباری بود و در حالیکه داشت کیرشو میمالید از لای در بیرونو نگاه می کرد که ببینه کسی متوجه ما شده یا نه.ممکن بود کسی مارو ببینه و شک کنه و دنبالمون بیاد.بلاخره بزرگترا می فهمیدن که وقتی یه پسر حشری با کیر همیشه راست و یه پسر کون گنده میرن تو انباری و درو میبندن به احتمال زیاد برای گفتمان ادبی نرفتن اونجا! برای همین رعایت نکات ایمنی لازم بود.

داستان سکسی:

کون دادن اولین بار توی هوای بارونی

سلام دوستان اسم من سامان هست و این خاطره که براتون منویسم قسم میخورم واقعیت داره. من بچه گیهام واقعا خوشگل بودم العان 38 سالمه خیلی از دوستان و اشنا ها بچه که بوذم لاپای من رو میکردن ولی از سوراخ تا دو سال پیش نداده بودم تا ااینکه توی رومهای سکسی یاهو با یه دانشجو اصفهانی که تهران بود اشنا شدم شاید چند ماهی چت میکردیم تا اینکه یه روز بارونی بهم گقت بیا خونه خونشون سمت خیابون پیامبر بود

داستان سکسی:

بکن آواکسی

سلام دوستان اسم من فرهانه و25ساله هستم . من علاقه زیادی به هم جنس دارم یعنی گی هستم .یه روز تو خونه نشسته بودم و با گوشیم ور میرفتم که یه سری به آواکس زدم .یکی از آواکسیها نوشته بود که یه کون برا روز جمعه میخواد و مکان هم داره چند تا عکس هم از کیرش گذاشته بود که عالی بودنند. سریع جوابشو دادم و یه کم اطلاعات رد و بدل شدو شماره مبایلشو بهم داد . روز پنجشنبه بهش زنگ زدم و قرار مدارمون رو گذاشتیم برا صبح روز جمعه. رفتم حموم و به خودم رسیدم و منتظر موندم تا جمعه.

داستان سکسی:

گی تصادفی در هتل

من بخاطر موقعبت کاريم زياد ماموريت ميرم ماه گذشته رفتم اصفهان راستي من ارشم 30 سالمه قيافه خوبي دارم تو لابي داشتم چاي مي خوردم احساس کردم يه اقاي ميز روبروي من نشسته داره روزنامه ميخونه حدودا 35 سالش بود و خيلي خوش قيافه بود من کلا از آدماي خوش تيپ خوشم مياد يه لحضه نگاهمون به هم افتاد يه لبخندي زديم و من براي نوشيدن چاي دعوتش کردم اونم با روي باز قبول کرد ادم مودب و با شخصيتي بود اونم واسه کار اداري امده بود از هر دري صحبت کرديم تا اينکه من ازش خداحافظي کردم و واسه استراحت رفتم اتاقم ولي ته دلم با اينکه زياد اهل گي نيستم ازش خوشم امده بود .

داستان سکسی:

عاشقی و سوءتفاهم با هم خوابگاهی

با پسری هم خوابگاهی بودم هی سرشو میذاشت روی شونم وبعضی وقتها که دراز میکشیدم سرشو میذاشت رو دستام وازم میخواست که مثلاکه موی سرشو لمس کنم ببینم خوش حالته با شهوت میگفت دوسه بار پیشم خوابید پشتشو به من میکرد وخودشو بهم می چسپوند نمیدونستم منظورش از این کارا چیه الانم ندونستم به من وابسته بود ازم رو میکرد هر کاری بهش میگفتم کم نه میگفت برای بقیه اینجوری نبود دوسه تا از رفیقاش از خوابگاه رفته بودن تازه بامن زیاذ تر اشنا شده بود از لحاظ ظاهری خوب بودیم بد نبودیم، اولین باری که حس سکس با اون به من دست داد بایه شلوارک جلوی اینه بود منم پشتش بودم انجلینا جولیو میدیدم این حسو به من نمیداد،یه شب فیل

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی