گی

سلام من مالک هستم 24ساله خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به سال دوم دبیرستان وقتی که من تازه وارد وارد مدرسه ای شدم که با همه غریبه بودم اولین باری که وارد کلاس شدم رفتم اخر کلاس نشستم کمکم بچه ها وارد میشدند یکی از بچه ها هم امد کنار من نشست و بامن دست داد قلبم ریخت پایین پسری زیبا روی خوش تیپ از ان روز رفتم توی فکر یک ماهی گذشت وما بیش از پیش باهم دوست شده بودیم واقعا پسر با معرفتی بود منم هرکاری که میتونستم براش میکردم منم با اینکه پسر خیلی حشری بودم حتی به خودم اجازه فکر کردنشو هم نمیدادم تاوقتی که که ارش{همون دوستم} بایکی دیگه از همکلاسیهامون به اسم نیما دوست شد اما هنوز اگر هرکدام ازما به دیگری میگفت بمیر...تااینکه یک روز ارش ونیما رو توی خیابان دیدم میخواستم برم طرفشون اما یک لحضه نقشه ای زد به سرم زنگ زدم به ارش گفتم کجایی میای بریم سینما ارش در کمال ناباوری گفت دارم درس میخوانم منم خداحافظی کردم انگار دنیا داشت روی سرم خراب میشد پیش خودم گفتم خوب شاید...هزارتا شاید پیش خودم گفتم فردا که رفتم مدرسه طاقت نیاوردم جریان بهش گفتم بعد هم او قول داد دیگه کاری به کار نیما نداشته باشد دو ماهی گذشت وباز ..منهم که خیلی کفری شده بودم تصمیم خودمو گرفتم بیش از پیش به ارش اضهار علاقه میکردم تاوقتی که یک روز خونمون خالی بود فزصت مناسب دیدم رفتو دوربین فیلم برداری رو اماده کردم زیر یک میز گذاشتم که معلوم نشه زنگ زدم به ارش وبا کلی تشریفات که بیمعرفت شدی به ما سر نمیزنی وارد شدم ودر اخر گفتم من تنهام بیا اینجا خوش باشیم ارش هم خیلی خوشحال قبول کرد من که نمیدونستم چکار کنم داشتم فکر میکردم چه جوری ..که زنگ خانه به صدا درامد در رو باز کردم ارش امد بالا بردمش پشت کامپیوتر اول یکم بازی کردیم بعدمن که دیدم وقت داره تلف میشه از بازی امدم بیرون یک فیلم سکسی گذاشتم که ارش گفت خوشش نمیاد دیگه نمیدونستم چکار کنم من ازپشت کامپیوتر بلند شدم دیدم ارش هم بلند شد من رفتم روی مبل دراز کشیدم وبه خودم میگفتم خاک تو سرت کنم زود باش دیگه اما نمیتونستم چون من باارش خیلی دوست بودیم اما یک لحضه چشمامو بستمو گفتم ارش میای باهم حال کنیم تا اینو گفتم دیدم ارش سرخ شد گفت چی منم که دیگه ترسم ریخته بود رفتم دستشو گرفتم بردمش توی اتاق وگفتم بخواب ارش درجواب گفت فقط بگو چرا منم که اون لحضه چسبیده بودم به ارش خیلی حشری شده بودم به زور ارش خوابوندم شلوارشو کشیدم پایین واااااااااای چه کونی داشت ارش که میخواست بلند بشه گفتم اگر بخوای بلند شی زنگ میزنم پسر همسایمون بیاد که با این جمله دیگه حرکتی انجام نداد منم که خیلی حشری شده بودم کیرمو گذاشتم در کون ارش وفشار دادم تو که با جیغ بلند ارش همرا بود برگشت نگاهی به من کردو دوباره گرفت خوابید من که از ارش دل خوشی نداشتم دستامو به طور قلاب انداختم پشت سر ارش دوباره کیرمو کردم توی کون ارش جیغ بلندتری زد امد بلند بشه اما نتونست منم تند تند تلمبه میزدم ارش هم فقط جیغ میکشید که من حشری تر میشدمبعد از دو سه دقیقه ناله های ارش هم کمتر شد وقتی داشتم ارضا میشدم ارش گفت ابتو نریز منم حرفگوشش کردم همی ابمو ریختم توی کونش وقتی کارمون تمام شد قضیه رو بهش گفتم گفتم اونم گفت بیا از اول شروع کنیم منم که دیدم که شاید اشتباه کرده باشم قبول کردم تمام حرفهارو که زدیم ارش رفت فردا که به مدرسه رفتیم دیدم ارش صندلیشو ازکنا من برده وقتی زنگ خورد نیما امد کنار من بهم گفت دیگه کارت به کار ارش نباشه گفتم چرا گفت فکر میکنی نمیدونم میخواستی ارش بکنی اما ارش فرار کرده منم که تازه فهمیده بودم چی شده رفتم کنار ارش کشیدمش کنار گفتم میدونستم اشک تمساح ریختی برای همین ازت فیلم گرفتم تا اینو گفتم ارش خان اب شد وبعد از اون بود که ارش خان شد دوست پسر مالک خان وهروقتی کیرم راست میشد میکردمش.

نوشته: مالک

سلام. من آروین هستم و تقریبا 19سالمه. وقتی 7ساله بودم پدرم فوت کرد و از همون موقع با مادرم زندگی می کنم.
از همون موقع چون همش با پادرم بودم تقریبا همه ی اخلاقم به مامانم رفته، طوری که حتی وقتی مادرم موهای بدنش رو اصلاح میکرد من هم علاقه داشتم همین کارو بکنم و بالاخره از سن 14سالگی مادرم تمام موهای بدنم رو اصلاح میکرد. زیاد از خونه بیرون نمیرفتم مگر به خاطر مدرسه یا استخر رفتن با 2تا از همکلاسیام. البته تا قبل از دوم راهنمایی اجازه ی بیرون رفتن با دوستامم نداشتم. از همون موقع ها بود که از نگاه مردا متوجه میشدم که توجه خاصی به من دارن مخصوصاً تو استخر که کامل بدنم رو میدیدن. این موضوع رو به مادرم میگفتم چون همیشه راهنمای خوبی برای من بود حتی اگه مادرم نمیگفت متوجه نمیشدم مردها به چه منظوری به بدن من نگاه می کنن. مادرم هپیشه میگفت به هیچ مردی اعتماد نکنم و تنهایی با کسی جایی نرم چون مردها از پسرهایی که مثل من هستن خیلی خوششون میاد و ممکنه باهام سکس کنن یا دست مالیم کنن. حتی یک بار که رفته بودم استخر این موضوع برام پیش اومد و یه مرد توی سونا خشک کنارم نشست و همش خودشو به من میمالید....
خلاصه 17سالم بود که از مدرسه به خونه برگشتم، اون موقع مادرم با یه مردی رابطه داشت به اسم مسعود. وقتی من رسیدم خونه مامانم داشت میرفت حمام و مسعود روی تخت اتاق من دراز کشیده بود. رفتم تو اتاقم کیفمو گذاشتپ و شروع کردم به عوض کردن لباسام، اول پیراهنم رو درآوردم و به جالباسی آویزون کردم، بعدش در حالی که پیرهن تنم نبود شلوارمو درآوردم. وقتی به سراغ جالباسی رفتم مسعود صدام کرد و گفت بیا اینجا، من میخواستم اول شلوارمو بپوشم چون یه جورایی خجالت کشیده بودم، ولی مسعود گفت خجالت نداره که، پتو رو از خودش کنار زد و گفت بیا منم شورت پامه! متوجه شدم قبل از اومدن من با مامانم سکس داشتن...
رفتپ پیشش، دستشو گذاشت پشت کمرم و منو کشوند نزدیکتر، وقتی نزدیک شدم حس کردم دستش کم کم داره از روی کمرم میاد پایین و میرسه به باسنم... اول چیزی نگفتم تا اینکه گرمی دستشو توی شرتم حس کروم، طوری که متوجه شدم انگشتش تقریباً رسیده به سوراخمو داره نوازشم میکنه. یه حس خوب و تازه ای داشتم ولی اضطراب شدیدی هم داشتم چون تااون موقع هیچکس به جز مادرم بدنمو لمس نکرده بود اونم تو این وضعیت و بدون لباس....
تو همین فکرا بودم که موبایل مسعود زنگ خورد، دستشو از شرتم بیرون آورد و رفت به سمته اتاق مامان که موبایلش اونجا بود. یه حالته خیلی عجیبی داشتم، داغ شده بودم لی خیلی نگران بودم واسه همین سریع شلوارکمو پوشیدم و میخواستم بولیز بپوشم که دوباره مسعود اومد تو اتاقم و گفت چرا شلوارتو پوشیدی؟! من که نمیدونستم چی باید بگم فقط یه لبخند زدم و سرمو انداختم پایین. بعدش مسعود دستم و گرفت و برد به سمته تختم، خودش نشست لبه تخت منم جلوش ایستاده بودم، دوباره دستش رفت بین پاهام و شر ع کرد به لیسیدن نوکه سینم نمیتونم توصیف کنم چه حالی داشتم، خیلی خوشم اومده بود. کم کم دستش رفت به سمته باسنم و دوباره دستشو کرد تو شلوارمو باسنمو محکم میمالید، داغه داغ شده بودم و حس میکردم تب دارم. تو همین حال بودم که حس کردم داره شلوار و شرتمو کامل در میاره، اولش دستشو گرفتم ولی وقتی دیدم داره سعی میکنه در بیاره دستمو شل کردم اونم شرت و شلوارمو باهم درآورد، یگه از خود بیخود شده بودمو نمیدونستم چیکار دارم میکنم فقط خودمو در اختیار مسعود گذاشته بودم...
منو دمر خوابوند رو تختم و پاهامو باز کرد، بعد از چند لحظه دوباره گرمیه دستشو دقیقاً دمه سوراخم حس کردم اما این بار خیس بود، دستشو تف زده بود. یکم با دستش سوراخمو مالید بعدش کم کم حس کردم که داره انگشتشو میکنه تو سوراخم یهویی دردم گرفت و آه کشیدم، دستشو از تو درآوردو صو تشو نزدیکه کونم کرد، حس کردم داره صوراخمو لیس میزنه، کاملا" رام شده بودم و در اختیارش بودم، بعد از چند لحظه دیدم بلند شد، برگشتم نگاه کردم دیدم شورتشو درآورده... آلتش خیلی بزرگ بود ( البته یه بار وقتی با مامانم سکس میکرد آلتش رو دیده بودم ) وقتی یدمش ترس برمداشت و از روی تخت بلند شدم. وقتی داشتم بلند میشدم کنارم نشست و دستمو گرفت، گفت میترسی؟! گفتم آره! دستمو گذاشت رو آلتش و گفت ببین چیزی نیست فقط یکم بزرگتر از مال خودته، یکم باهاش بازی کنی دیگه نمیترسی، همینجور که حرف میزد دستمو میمالید به آلتش، بعد دستشو برداشت و گفت ادامه بده، منم داشتم میمالیدم، اونم دوباره دستشو از پشتم برد سمته باسنم، شروع کرد به مالیدنه رون و باسنم. بعدش جلوم ایستاد و آلتشو نزدیکه صورتم کرد و گفت بخورش، کم کم بهش اعتماد کردم و شروع کردم به لیسیدنه آلتش، چند مین که لیس زدم آلتشو یواش یواش کرد تو دهنم و با دست سر منو عقب و جلو میکرد، کم کم یاد گرفتم و خودم آلتشو تو دستم گرفتم و خوردم، خیلی برام جالب بود هرچی بیشتر میخوردم بزرگتر و سقت تر میشد! بعدش به صورته تاق باز منو خوابوند رو تختم و دوباره شروع کرد بخ خوردن و لیسیدنه سوراخم، همش دستشو تفی میکرد و یواش یواش فرو میکرد تو، اول از یه انگشت شروع کرد بعدش دوتا انگشتشو کرد تو. تو همین موقعها بود که یهو مامانم از حمومی که تو اتاق من بود اومد بیرون... خیلی ترسیدم چون منو تو اون لحظه دید ولی بر خلافه تصورم واکنشی نشون نداد فقط یه لبخند زد و رفت به سمته اتاقش.
بعدش مسعود دوباره شروع کرد به انگشت کردن و لیس زدن ، منم تو او لحظه هیچ اختیاری از خودم نداشتم، فقط چشمامو بسته بودمو لذت میبردم، بعد از چند دقیقه آلتشو آورد به سمته باسنم، اون لحظه بود که واقعآ ت سی م ولی دیگه هیچی نمیتونستم بگم، آروم آلتشو فرو کرد تو باسنم و اون موقع درد شدیدی داشتم و لبامو گاز میگ فتم. وقتی مسعود دید که خیلی درد دارم آلتشو درآورد و به سمت اتاق مامانم رفت. فکر کردم کارش تموم شده، در حالی که داشتم سوراخمو میمالیدم یهو اومد تو اتاق و دیدم به آلتش کرم زده!
سوراخه منم کرم زد و انگشتم کرد و دوباره آلتشو نزدیک کرد، اینبار کمتر دردم اومد و داشتم لذت میبردم، یواش یواش آلتشو کامل کرد توباسنم و افتاده بود روی من، همش بوسم میکرد و لبامو لیس میزد، اون موقع فهمیده بودم حشری شدن یعنی چی! یکم که منو کرد بلند شد و نشست لبه تخت و منو نشوند روی آلتش، بازم اولش درد داشتم ولی خودم یواش یواش نشستم روش و بالا پایین میشدم . حدود 10 دقیقه تو همین وضعیت بودیم که مامانم از اون اتاق گفت مسعود تمومش کن دیگه! مسعود به من گفت مامانت حسودیش شده!!!!
توجهی به حرف مامان نکرد و دوباده منو خوابوند روی تخت، اینبار راحتتر از بارهای پیش آلتشو فرو کرد منم درد زیادی حس نکردم و لحظه به لحظه بیشتر لذت میبردم. حدود چند دقیقه یه دفه آلتشو کشید بیرونو آورد به سمت شکمم و با دستش محکم میمالیدش، یهو آبش زد بیرون و پاشید رو صورتو بدنم..... بعدش دوباره آلتشو به صورتم نزدیک کرد و گذاشت تو دهنم ولی مزه ی بدی داشت.... بعد از اتاق رفت بیرون منم نمیدونستم با اون همه آبی که رو تن و صورتم ریخته چیکار باید بکنم که دیدم مامانم اومد تو اتاقو شروع کرد به تمیز کردنه صورتم. بعدش متوجه شدم مامانم کامل در جریان این موضوع بوده که مسعود این کارو بامن میکنه.....
خلاصه این اولین سکس من بود و از اونجا به سکس علاقه مند شدم، داستان بقیه سکسامو هم براتون مینویسم. امیدوارم که این لحظات خوب برای شماهم پیش بیاد. بدرود.

نوشته: آروین

medium_blogger-image--87239440.jpg و کیر عالی بعد از ۲ ماه که علی مدتها بود دنبالش بودم و تعریفش رو شنیده بودم گیر انداختم .
میخوام اولین سکس خودم رو که با علی داشتم براتون تعریف کنم . بعد از ظهر یه روز گرم تابستان بود از خونه اومدم بیرون کنار خونه مون یه پارک کوچک بود رفتم نشستم اونجا یه کم نگذشته بود که علی رو دیدم علی یه پسر گندمی که هنوز مو از سر و صورتش نزده بود بیرون اصلاً یه بدن سکسی عجیب با کون تپل داشت من هم که دست کمی ازش نداشتم . اومد پیشم نشست هیشکی بیرون نبود جز من و اون داشتیم با هم حرف میزدیم که یهو حرف فیلم سکسی اومد پیش به من گفت که از این جور فیلمها دیدی به دروغ گفتم نه اون هم گفت من دیدم مال داداش بزرگم رد پیدا کردم نگا کردم وای عجب چیزای داشت .
بعد از کلی حرف زدن در باره این جور چیزها نگاهی کردم به کیر علی وای بلند شده بود از زیر شلوارش گفتم چیه بلند شده یه لحظه خجالت کشید سرشو انداخت پایین من هم که حشری شده بودم بد جوری اخه دنبال این لحظه میگشتم که باهاش این کار رو بکنم اخه شیفته اون کونش شده بودم من هم که کونم وز وز میکرد واسه یه کیر گفتم میخوای بریم شنا مکثی کرد گفت باشه حوله و وسایل شنا رو برداشتیم را افتادیم هنوز تو نیمه راه بودیم که گفتم حوصله داری بریم گفت برا چی چیزی به نظرت اومده ؟ من هم گفتم بیا بریم حمام عمومی کنار خونه مون گفت اخه پول ندارم من هم گفتم اشکالی نداره من دارم یه ۱۵۰۰ تومانی همرام داشتم با هم رفتیم یه کم ترس داشتم که رامون ندن رفتیم داخل گفتم یه نمره میخوام اقا گفت واسه دوتاون گفتم بله ترسیدم که نذاره بریم گفتم پایین باشه خوبتره او هم یه شماره پایین رو بهم داد از خوشحالی نزدیک بود بال دربیارم با علی رفتیم داخل وای چه حالی داد خودم و اون رو تنها در حمام میدیدم خودمون رو لخت کردیم فقط شرتمون مونده بود کیرم بلند شده بود بد جوری اون گفت چیه بلند شده گفتم مال تو هم بلند شده گفتم تو شورت من رو دربیار من هم مال تورو درمیارم اول من مال اون رو کشیدم پایین وای عجب کیری داشت تقریباً ۱۶ سانتیمتری میشد یه دستی بهش زدم وای چه حالی داد و نوبت اون شد مال منو بکشه پایین کیر کن هم دست کمی از اون نداشت یه دستی زد گفت وای عجب کیر خوشکلی داری گفتم مال تو خندید رفتیم دوش اب باز کردیم من از پشت علی رو گرفتم کیرم وسط کونش بود وای عجب لحظه ای بود بد جوری حشری شده بودم عجب کونی داشت بدون مو و تپل چند دقیقه بو که از پشت گرفته بودمش گفت بذار من هم این کار رو بکنم اومد پشتم وایساد کیرش رو وسط کونم گذاشت و گفت عجب کونی داری پسر وا کیرش رو احساس میکردم وسط کونم عجب حالی داد برگشتم رو زانو هام نشستم کیرشو گرفتم اول از کله اش شروع کردم به خوردن اون هم بد جوری حشری شده بود کیرش رو همش تو دهنم گذاشتم تند تند ساک میزدم خودشو عقب کشید گفت ابم میاد نمیخوام این جوری ابم بیاد من هم گفتم مال منو ساک میزنی گفت چرا که نه اون هم مشغول شد به ساک زدن کیر کن وای حالی داد که نگو من هم نزدیک بود ابم بیاد گفتم بسه دراز کشیدم گفتم پشتم رو میشوری اون هم صابون برداشت زد به پشتم مشغول صابون کشیدن بود یه جوری نشسته بود که کیرس دقیقاً وسط کونم افتاده بود اومد پایین دستی رد به کونم گفت عجب کون خوشکلی داری اخه کونم برامدگی عجیبی داره عکسش هم میذارم براتون که باور کنید خلاصه .
صابون رو زذ سوراخ کونم احساس کردم با انگشتش داره با سوراخ کونم ور میره انگشتش رو کرد توش یه درد عجیبی داشت گفتم وایسا یه کم درد دارم بعد مدت کمی دوباره این کار رو انجام داد این دفعه درد نداشت بعد از مدت کمی رو پشتم دراز کشید کیرش رو گرفت لای کونم گذاشت درست وسط کونم بود گفت احساسش میکنی گفتم سرش درست بالای سوراخمه یه کم فشار داد احساس کردم رفته درونش بعر یه کم دیگه فشار داد نصفش رفت تو یه کم درد داشت ولی حس عجیبی داشتم دیگه شروع کرد به تلمبه زدن تند تند که کیرش رو احساس میکردم بد جوری حشری شده بودم بعد ۱۰ دقیقه احساس کردم که چیز گرمی رو احساس کردم فهمیدم که پدر سوخته ابش اومده بود و همش رو کرد تو کونم و لی بد نبود میارزید و نوبت من شد گفتم دراز بکش دراز کشید من هم رو پشتش نشستم کیرم رو گذاشتم لایی کونش با صابون پشتش رو شروع کردم به شستن کم کم اومدم پایین تا رسیدم کونش دوتا لپ کونش رو گرفتم شروع کردم به مالش دادن عجب کونی تعریفش رو از یکی از بچه ها شنیده بودم وای چه کون تپل و کندمی و بی مو انگشتم رو کم کم تو سوراخش کردم اون هم دردش اومد ولی بعد یه کم دوباره شروع کردم این دفعه هیچی نمی گفت بعد من هم مثل اون دراز کشیدم کیرم رو گذاشتم دقیقاً وسط کونش کم کم بردم پایین یه کم زور دادم وای چه حالی داشت شروع کرد به اوف اوف کردن دونستم که خیلی حشری شده بود من هم شروع کردم زود زود تلمبه زدن هر تکانی که میزدم کونش چه جوری میلرزید من هم ابم اومد و همه اش رو کردم توش گفت چیکار کردی اب کردی توش خندیدم گفتم همون کاری که خودت کردی من هم کردم ای ناقلا پا شدیم خودمون رو شستیم و اومدیم بیرون . وای عجب روزی بود جاتون خالی .
منتظر داستانهای دیگه من باشید .

نوشته: kami

سلام من سامان هستم ١٩سالمه راستيتش وقتي بجه بودم جند بار كون دادم ولي اون موقع جيزي ازش نميفهميدم تا هفته بيش كه قسمت شد دوباره يكي ترتيبمو داد و لذتش دوباره اومد تو زندكيم داستانشم واستون نوشتم اميدوارم خوشتون اومده باشه . بريم سر اصل مطلب بعد از اينكه كون دادنو تجربه كردم يه جورايي بهش معتاد شدم ميخوام هرشب يكي ترتيبمو بده واسه همين دنبال يه نفر ميكشتم كه بايه ثابت سكسم باشه ديروز صبح مثل هميشه از خواب بلند شدم خيلي حشري بودم دوست داشتم يه نفر با يه كير كلفت جرم بده هي فكر ميكردم كه يه ادم غريبه از كجا بيداكنم كه باهاش سكس كنم تو همين فكرا بودم كه مادر بدرم رفتن ديكه تنهاربودم و از شدت شهوت داشتم ميتركيدم تو فيس بوك يه صفحه به همين اسم دارم رفتم سراغش ديدم يه نفر به اسم اميرعلي عكس كيرش و شمارشو برام كذاشته شمارشو برداشتم خيلي دو دل بودم يه احساس ترس داشتم ولي شهوتم قويتر از ترسم بود يه ميس واسش انداختم برسيد اس داد شما؟ قضيرو واسش توضيح دادمو بعد يه ساعت اس بازي با هم اشنا شديم ٢٢ سالش بود بجه كرج بود كفتم كي ميتوني بياي خونمون اونم كفت هروقت كه تو بخواي منم نامردي نكردمو كفتم من همين الان ميخوامت با يكم مكث قبول كرد و كفت حاضرميشم راه ميفتم ادرسو بهش دادمو خداحافظي كرديم واي نميدونيد اس ٢ ساعتي طول كشيد تا بياد من از شدت شهوت جي كشيدم خلاصه ساعت ١ ظهر بود كه زنكمونو زدن من دلم مثل سيرو سركه ميجوشيد استرس داشتم درو باز كردم يه بسر بور خوشكل واااااي ديوونم كرد بعد از احوال برسي اومد تو تانشست رومبل نشستم رو باش شروع كرد به ليس زدن لب من ديوونه شده بودم بعد ٢ دقيقه ور رفتن شلوارشو دراورد واااي از رو شرت كير راستش خورد خيلي خوشكل بود طاقت نياوردم شورتشو كشيدم بايين و شرو كردم به ليس زدنو خوردن كيرش اونم ديكه خيلي حشري شده بود وقتي داشتم كيرشو ميخوردم بادستش سرمو فشار ميداد تا ته كيرش تودهنم بود نميتونستم نفس بكشم وحشيانه داشتم براش ساك ميزدم يه مايعي از كيرش ميريخت تو دهنم كه حالمو بد ميكرد فكر كنم بيش ابش بود جند دقيقه براش ساك زدم ديكه نفس برام نمونده بود كير نسبتا كلفتش حنجرمو كشاد كرد ديكه بردش شده بودم اخه من عاشق هارد سكسم اونم اينو فهميده بود داشت حسابي بهم حال ميداد شلوارمو خودش دراورد كونمو كه از رو شرت كه ديد شهوتش دوبرابر شد شورتمو يه جوري وحشيانه كشيد بايين كه شورتم باره شد منو به حالت سكي انداخت رو مبل كفت حالا نوبت منه شروع كرد سوراخ كونمو ليس زدن به اوج شهوت رسيدم همش جند ثانيه خورد احساس كردم ابم داره مياد كفنم بسه امير ديكه نخور ابم دااره مياد سوراخم حسابي ليز شده بود با اب دهن امير كيرشو كذاشت لابام يكم بالا بايين كرد يه حس قلقلك خوب واااااااايييي بازم ميخوام خيلي حال ميداد ديكه تو اوج لذت بودم داشتم حال ميكردم كه يهو يه درد شديد اومد سراغم يه جيغ بلند كشيدم امير سر كيرشو كرده بود تو سوراخم يه تكون خوردم تا كيرش از سوراخم دراومد دستشو كذاشت رو موهام با دستاش موهامو كشدي يه جيغ ديكه كشيدم نميدونم جي شد موهامو كه كشيد كونم قمبل شد از درد موهام داشتم جيغ ميزدم كه يه درد شديدتر اومد سراغم انكار با جاقو دارن سوراخمو جر ميدن كيرش قشنك تو سوراخم بود از جشام داشت اشك ميومد هرجي به امير التماس ميكردم اصلا نميفهميد وقي جلو عقب ميكرد من كريه ميكردم بعد جند ثانيه اون درد شديد يواش يواش داشت بهم حال ميداد حسش از كس كردنم بهتر بود تو اوج لذتفرو رفته بودم وااااااااايييييي الانم حشري شدم بعد دو دقيقه امير علي بدنش شروع كرو به لرزيدن تلنبه هاش تند تند شد تا اومدم حرف بزنم يه حراراتو يه ليزي باهال لاي باهامو دم سوراخم حس كردم ابش اومد داغ داغ بود خيليم زياد بو كل سوراخم بر شد و يكمشم ريخت رو مبل راستش اب منم داشت ميومد انقدر كه قرق لذت بودم امير واسه جند دقيقه بيهوش بود بعدش كه بيدار شد ديد من هنوز غرق شهوتم و دارم عذاب ميكشم با دست جبش شروع كرد منو انكشت كردن با دست راستشم كيرمو مالوند تا ابم اومد و يه حس ارامشو بعد يه سكس وحشي و عالللللليييييييييي تجربه كردم بعد يه ساعت بغل هم خوابيديم ولي نه من ديكه ناي دادن داشتم نه اون كمر كردن خيلييييي عالللللليييييي بود البته تا الانم درد سوراخم ولم نميكنه نه ميتونم دستشويي برم نه ميتونم درست راه برم از دردولي ارزششو داشت بازم بهش ميدم جون واقعا برام لذت داره و قول ميدم براتون بنويسم هرجغدر كه دادم. ببخشيد اكه بد بود راستي كيبرد كوشي من عربيه ببخشيد كه ك بعضي كلمه هارو درست نميتونم بنويسم دوستون دارم و عاشقققققققق كووووووون داااادننننننمممممممم باي.

نوشته: سامان

سلام دوستان عزیز میخوام خاطره گی شدن خودم رو براتون تعریف کنم
وقتی 13 سال داشتم باسن قمبل و نرمی داشتم که با شلوار پارچه ای تنگ و لختی که می پوشیدم بسیار سکسی به نظر می رسید و همه تو مدرسه و محله چشمشون دنبال من بود ولی من هیچ وقت بهشون پا نمی دادم
من یک پسر خاله به نام مهدی داشتم که 16 سال داشت و همیشه به خونه ما مییومد یک روز بحث حرف سکس رو باز کرد و تلاش کرد من رو با انگشت کردن راضی کنه که بهش بدم ولی من با اینکه از انگشت شدن بسیار لذت می بردم ولی بهش پا نمی دادم اون یک شب تو خونه ما با من تو اتاقم خوابید نصفه شب بود که دیدم چیزی داره تو باسنم حرکت می کنه از خواب بیدار شدم و دیدم مهدی داره من رو تو رختخواب لاپایی می کنه من هم از روی خجالت خودم رو به خواب زدم که بعداز چند دقیقه لاپایی کردن من ناگهان احساس خیسی و گرمی تو باسنم احساس کردم و بعد مهدی شلوار من رو بالا کشید و به رختخواب خودش رفت
از اون به بعد از ترس اینکه مبادا مهدی رسوام کنه بار ها بهش لاپایی دادم ولی هیچ وقت از دادن لذتی نمی بردم دو سال به همین منوال گذشت تا من 15 سالم شد و مهدی 18 سالش
یک روز که به مهدی من رو به خونشون برده بود تا من رو بکنه شلوارم رو پایین کشیدم و رو زمین دراز کشیدم تا من رو لاپایی بکنه ولی مهدی بهم گفت برگرد و روت رو طرف من کن و پاهات رو بذار رو شونم این کار رو کردم مهدی انگشت اشارش رو چرب کرد و اون رو تو سوراخم فرو کرد درد داشت ولی نه خیلی زیاد بار اول بود که این کار رو باهام می کرد بعد انگشتش رو شروع کرد به بازی دادن تو سوراخم اولش درد داشت ولی بعد احساس کردم که دارم لذت می برم 5دقیقه این کار رو کرد که سوراخم رو گرم کنه بعد کیرش رو چرب کرد و سرش رو گذاشت رو سوراخم و شروع کرد فرو کردن تو سوراخم ناگهان باسنم به شدن سوخت و خودم رو به شدت به عقب کشیدم مهدی گفت خودت رو عقب نگش اولش درد داره بعد خوشت مییاد بهش گفتم نمیشه همون لاپایی بریم مهدی گفت ضد حال نزن دیگه لاپایی حال نمی ده در ضمن سوراخ تو تنگه حیف نیست ازش استفاده نشه یکم تحمل کن منم بیشتر حواسم رو جمع می کنم بعد دوباره کیرش رو رو سوراخم گذاشت ولی این بار خیلی اروم تر تو فرو کرد احساس درد کمتری داشتم بعد که دو سانت از کیرش رو فرو کرد شروع کرد به تلمبه زدن تا سوراخم داغ بشه هر 2یا 3 دقیقه یک بار کیرش رو یک سانت بیشتر فرو می کرد تا کیرش از نیمه بیشتر فرو رفت بسیار درد داشم ولی به زور تحمل می کردم مهدی تند تند تلمبه می زد تا سوراخم داغ بشه تا دردم نیاد تا اینکه تمام کیرش تو سوراخم فرو رفت و به شدت تلمبه می زد سوراخ کونم مثل یک کوره اتیش داغ شده بود مهدی نفس نفس می زد برای بار اول از دادن احساس لذت می کردم من هم به نفس افتادم هر دومون اه و اوه می کردیم دست خودم نبود و انگار از خودم بی اختیار شده بودم دوست داشتم بیشتر کیرش رو تو سوراخم فرو کنه بی اختیار دستم رو _ رو باسنش گذاشتم و به جلو حلش دادم تا کیرش بیشتر تو سوراخم فرو بره مهدی لحظه ای مکث کرد و با تعجب به صورتم خیره شد و لبخندی زد و گفت ابنه ای شدنت مبارک باشه منظورش رو نفهمیدم
مهدی 15 دقیقه ای به همون شکل تلمبه زد صدای اه و اوه هر دومون بلند شده بود برای اولین بار داشتم از دادن با تمام وجودم لذت می بردم و دعا می کردم که به این زودی ها تموم نشه مهدی بهم گفت خسته شدم باید حالتمون رو عوض کنیم برگرد و تا حالت داگی بکنمت
زانوهام رو _رو زمین گذاشتم و سینم رو به زمین چسبوندم مهدی پاهام رو باز کرد و خودش وسط پاهام نشست و من رو 10 دقیقه داگی کرد ناگهان دیدم سرعت تلمبه زدنش به شدت بالا رفت که خالی شدن منیش تو سوراخم رو احساس کردم مهدی از شدت لذت بدنش می لرزید و می گفت وای وای وای خدا جون چه حالی داره انقدر منیش زیاد بود که از سوراخم بیرون می ریخت مهدی دو دقیقه ای کیرش رو تو سروزاخم نگه داشت و وقتی بیرون کشید از شدت لذت قش کرد رو زمین و 10 دقیقه ای همون جا خوابید من به دست شویی رفتم تا خودم رو بشورم تو اینه دست شویی خم شدم و نگاهی به سوراخم کردم دیدم اندازه یک سکه 5 تومانی گشاد شده بعد از شستن خودم سراغ مهدی رفتم و از خواب بیدارش کردم و بهش گفتم مهدی من سوراخم خیلی گشاد شده چیکار کنم بهم گفت نترس 2 یا 3 روز دیگه تنگ می شه اونوقت بهم التماس می کنی که دوباره گشادش کنم
راستی عطا دمت گرم تا حالا این جوری حال نکرده بودم سوراخت خیلی تنگ بود و خیلی بهم حال داد
به مهدی گفتم راستی بهم گفتی ابنه ای شدنت مبارک منظورت چی بود مهدی گفت هیچی به یک پیر مرده گفتم هر موقع می خوام پسر خالم رو بکنم اون خیلی مقاومت می کنه اون بهم یاد داد که پسر هم مثل دختر پرده داره کیرت رو تو سوراخش بکن تا پردش پاره بشه اونوقت همیشه بهت می ده وقتی تو من رو به جلو حول دادی فهمیدم که راست میگه خودت متوجه نبودی که داری چه اه و اوحی می کنی تو دیگه مال منی
از اون به بعد نه به مهدی بلکه به خیلی ها دادم
من یک ابنه ای شده بودم

نوشته:‌ عطا

من در طول زندگیم به 14 نفر کون دادم. ولی دوست داشتم خیلیای دیگه منو بکنن که نشد. حسرت کیر خیلیا به دلم موند بهترینش این بود که 11 ساله بودم و بچه محلمون که یه سال ازم بزرگتر بود کنار خیابون وایساده بوداسمش میثم بود و من با دوچرخه اذیتش میکردم بهم گفت اذیت نکن میام میکنمت منم تا اینو شنیدم به خارش افتادم بهش گفتم اگه عرضشو داری بیا بکن اون فکرمیکرد شوخی میکنم . باز اذیتش میکردم و اون هی حرفشو تکرار میکرد و منم میگفتم عرضه نداری. تا اینکه دیگه خسته شد و حرفشو نگفت منم دیدم دارم یه کیر رو از دست میدم یکم جدی تر بهش گفتم خب اگه عرضه داری بیا بکن دیگه . یهو یه جوری نگام کردو گفت خب تو میدی منم گفتم اگه عرضه شو داشته باشی. باز گفت من عرضه شو دارم تو میدی؟ منم گفتم اگه عرضه شو داشته باشی آره. گفت اینجا که نمیشه. منم گفتم خب هرجا که میشه گفت بریم پشت باغ ( نزدیک خونمون یه باغ بزرگ بود) گفتم بریم . فکر نمیکرد به همین راحتی کون منو جور کنه چون من هم بچه خوشگل بودم هم سفید و بدون مو و کون نسبتا خوش فرم داشتم. واسه همین برا اطمینان گفت من میکنمت ها. گفتم خب بکن. گفت بذار یه انگشتت بکنم ببینم راست میگی گفتم باشه همونجا تو خیابون یواشکی انگشتم کرد دید واقعا خوشم اومده گفت بریم. اون موقع کوچیک بودیم آبمون نمیومد. ولی شهوت داشتیم و کیرامون خوب شق میشدو آب پیش منی مون راه میفتاد چون نزدیک بلوغمون بود. با دوچرخه خودم رفتیم پشت باغ نگه داشتیم داشتیم منطقه رو ارزیابی میکردیم که ببینیم کجا مطمئنه که همینجوری هم داشت خودشو بهم می مالوند. منکه از خوشحالی داشتم بال در میاوردم وقتی کلفتی کیرشو از رو شلوارم حس کردم دیگه طاقت نیاوردم گفتم بریم کنار همین دیوار خوبه دیگه. گفت باشه ولی خیلی مواظب باشم. رفتیم کنار دیوار من رو به دیوار وایسادم و اونم از پشت بهم چسبید. ولی هردو از ترس هی پشت سرو اینور اونور و می پاییدیم. بعد یکم که گذشت گفتم بذار از رو شورت هم بکن . شلوارو کشیدم پایینو از روشرت منو میمالوند. بعد کمی مالوندن گفت شرتتو بکش پایین منم از خدام بود ولی یکم هنوز خجالت می کشیدم کونمو ببینه واسه همین میخواستم وقتی خوب بهم چسبیده خودم بکشم پایین که نبینه. اون فکر میکرد دوست ندارم بکشم پایین واسه همین هی اصرار میکرد که تورو خدا بکش پایین و من لذت می بردم که داره بهم التماس میکنه تا اینکه گفت بخدا به هیچکی نمیگم . اینو که گفت خیالم راحت شد و گفتم خوب بیا جلو اومد جلو و کشیدم پایین و با یه دستش لای کونمو باز کرد و با دست دیگش کیرشو گذاشت لای کونم. وای انگار دنیا رو بهم دادن. بعد دودستشو حلقه کرد دور کمرم و فشار داد سر کیرش که به سوراخ کونم میخورد واقعا لذت وصف نشدنی داشت. فقط خیلی فشار نمیداد و دوست داشتم بیشتر فشار بده ولی روم نمیشد بگم و یکم کونمو دادم عقب. اون موقعها چون سنمون کم بود همینکه لاش میذاشتن کردن حساب میشد و خیلی کم توش میکردن. و همونطوری کلی لذت میبردن. منم که از خدام بود چون توش اگه میکرد دردم میگرفت. خلاصه یه ده دقیقه ای به همین منوال کرد بعد گفت صورتتو بیار یه بوسم ازت بکنم. منم بوس دادم بعد گفت بریم گفتم بریم. سریع کیرشو درآورد و خم شد که کونمو ببینه چی کرده؟ منم تا اومدم شلوارمو بکشم بالا کار از کارگذشته بود و کونموقشنگ دید. البته بهتر شد چون خجالتم ریخت دیگه. منم کونی خجالتی بودم وگرنه نصف شهرمون منو کرده بودن.بعد هم رفتیم. ولی دیگه نشد بهش بدم. یعنی دوست داشتم ولی اون اصلا پیگیر نبود. هرچند که خیلی هم حال کرده بود آخه اونم خجالتی بود.
جالب اینجا بود که این یه بار کون دادنم ازهمه کون دادنای بعدیم که خیلی حرفه ای تر بودم لذت بخش تر بود. وهنوز مزه کیرش لای کونم مونده و جالبتر اینکه این کون دادنم صبح جمعه اتفاق افتاد درحالیکه من تو اون روزا به یکی دیگه از دوستامم که اسمش مجتبی بود و همسن خودم بود هر روز عصرا بعداز مدرسه در حال کون دادن بودم. به غیر از جمعه ها که تعطیل بود ولی من موفق شده بودم با یه نفر جدید اضافه کاری داشته باشم. اون کون دادنم به مجتبی هم جریان داشت : دوهفته قبل از دادنم به میثم یه روز که حسابی حشری شده بودم و هنوز کونی کامل نشده بودم اومدم بیرون دیدم مجتبی بیرونه شروع کردیم حرفای سکسی زدن من دوست داشتم یه حالی باهاش بکنم خیلی شهوتی بودم. ولی چون قیافه جذابی نداشت واسه کردن و بیشتر بهش میخورد بکن باشه دوست داشتم بیشتر بهش بدم. چون روم نمیشد بگم بیاد منو بکنه بهش گفتم میای عوض بدر کنیم؟ گفت نه ولی خندید. بهش گفتم بریم تو باغ رفتیم و بعد من گفتم بیا از روشلوار گفت باشه اول واسه اعتماد من ازرو شلوار بهش دادم. بعد اون دوباراینکارو کردیم. بعد دیگه خسته شد گفت بسه دیگه. اصرار کردم می گفت نه. بهش گفتم اگه یه بار دیگه بذاری از روشلوار بمالونمت بهت لخت میدم گفت باشه . ازروشلوار مالوندمش بعد گفت خب بکش پایین منم در حالیکه رو به دیوار بودم و منتظر همچین درخواستی بودم کلی قسم آیش دادم به کسی نگه گفت باشه وقتی کشیدم پایین اول بادو دستش لای کونمو باز کرد و گفت به چه کون نرم و سفیدی. سوراختم عجب قرمزه . هم لذت میبردم هم خجالت. بعد کیرشو گذاشت دم سوراخم و شروع کرد به عقب جلو کردن . کیرش داخل کونم نمیرفت ولی سر کیرش که به سوراخم فشار میاورد نفسمو جا می آورد. باورش نمیشد به این راحتی بدم.. خوب که کرد و آب پیش منیش اومد ( چون هنوز بالغ نشده بود) لذتش تموم شد و گفت واسه امروز بسه. کشیدیم بالا و رفتیمو از اون روز هرروز عصر به غیر از جمعه ها بعد مدرسه کارمون شده بود میرفتیم تو باغ و اون منو میکرد حدود 3 هفته ای این کارمون بود که دیگه از هم خسته شده بودیم. هم من دنبال یه کیس تازه بودم هم اون. و سکس با میثم تو یکی از همون جمعه ها ( جمعه دوم) اتفاق افتاد درضمن اخلاق مجتبی هم عوض شده بود و دیگه از موضع بالا بهم نگاه میکرد. گاهی بهم زور میگفت. و منم از ترس اینکه به کسی بگه هیچی بهش نمیگفتم و باهاش قهر کردم و اونم به یکی دوتا از بچه ها گفت که منو کرده. داستانم کاملا واقعی و بدون یه کلمه کم یا زیاد. فقط اسمها عوض شده.

نوشته: ؟

شب جمعه بود و من چون تنها بودم مقداری آیس کشیده بودم که چون تو فاز سکسی بودم کمی خودمو کونمو روغن مالی کردم سوراخمو و با انگشت شروع به بازی دادن و تو حس و رویاهای سکسی فرو رفتن اما چون باید برای شام خانه فامیل میرفتم از ادامه دادن برنامه جلوگیری کردم و لباس تن کردم و مرتب سوار ماشینم شدم و ساعت رو نگاه کردم اگر راهشون شلوغ نبود باید کمی چرخ میزدم و بین راه مسافری سوار کردم که طرف اینکاره یا مثل خودم گی بود چون از من خوشش آمده بود داشت نظرمو به سکس جلب میکرد اگر اینکاره باشی زود متوجه میشی که یارو داره سعی میکنه مخ بزنه نباشی هم اخم میکنی یا موضوع رو طوری که طرف بفهمه عوض میکنی و منکه زمان کافی داشتم که وقت تلف کنم به طرف که از خودم بزرگتر بود بین حرفاش گفتم یعنی خیلی توپ هستم که داری راضی میکنی بهت بدم طرف سرخ شد صورتش و مکثی کرد و ادامه دادم نترس من گی هستم و میدونم دون پاشی داری میکنی حالا مکان داری یا قرار هست تو ماشین بمالی و مطمئن نشده بود ولی کم کم وقتی دید اهل آن هستم مکان داشت نزدیک همان محلی که باید میرفتم بود دوسه محل جلوتر و منکه تاقبل از این با بزرگتر اونم حدود بیست سال شاید هم بیشتر بزرگتر بود و حدود بالا پنجاه رو داشت که بعد فهمیدم شصت و یک سال داره ولی بدن و هیکل قوی و قیافه اش جوان تر بنظر میامد درست مثل خودم که ده سال با اصل سن و سالم کمتر نشون میدم و چاق نبود تو پر بود و از این بابت بدک نبود یا مناسب بود وقتی داخل خانه تو آپارتمان شدیم طبقه سوم و انگار واحد بغلی مهمانی و تولد بود چون هم صدای موزیک و هم کفش های پشت درب و همهمه مهمون ها شنیده میشد و درب رو بست پشت سرمون و کلیدشو داخل قفل گذاشت موند و اینطوری هرکی کلید داشته باشه نمیتونه با کلید درب را باز کنه و چون کلید ازاینطرف نمیگذاره و قبل از داخل شدن گفته بودم یکساعت بیشتر نمیتونم بمونم و باید ده خیلی دیگه دیر میرفتم اونجا بودم که کمی به نه بود داخل بودیم و طرف نه گفت باشه و فقط لبخند زد گفت مگه یکساعت میکشه و خدا خدا میکردم حالا که یکی رو پیدا کردم لااقل دول نباشه واقعا کیر باشه و زودتر از آنچه فکر میکردم تو اتاق خواب کنار تخت یک چراغ شب خواب قرمز کوچیک روشن بود و نود درصد اتاق در تاریکی بود و لخت شدیم و اصلا نمیتونستم ببینم کیرشو چون راست نبود و لخت که شدیم نزدیک شدم و اون گفت کرم میخوای اول بزنم برات گفتم نیاز نیست قبل از آمدن سوراخمو چرب کردم و اگر نیاز بشه یکمی تف لیز میکنه و دستمو بردم و کیرشو که کمی وزن داشت رو شروع به مالوندن و بازی کردنش شدم و نشستم جلوی اون رو دوزانو و نیمه شق بود تو دهنم بردمش و شروع به خوردنش کردم بزرگ و شق میشد و من از اینکه کیرش کیر کلفت و اصل حال هست اذت میبردم و آنقدر خوردمش که خسته شدم شاید ده دقیقه بیشتر هم شد و دهنم حسابی کف کرده بود و تفی روی سر کیرش انداختم و لب تخت قونبول کردم و اون ایستاده بود سر کیرشو روی سوراخ بازی میداد و یکبار دیگه بعد از تف من خودش هم تف روی کیرش انداخت و سرکیرشو رو سوراخ بالا و پایین میبرد یکبار سرش داخل شد زود کشید بیرون و دوسه مرتبه اتفاق افتاد و اینکار دوسه دقیقه ادامه داشت تا سری آخر رفت تو و کم کم فشار داد و نصف تو رفته بود و دستاشو دور کمر و شکمم گرفت و آرام تلمبه زدن رو شروع کرد و کیرش تو سوراخم جلو و عقب میرفت و لذت و حال رو کم کم داشتم احساس میکردم و سرعت ضربه زدن هاشو زیاد کرد و حال و لذت هم بیشتر میشد و مدتی کرد و روی تخت دراز کشید از من خواست روی کیرش بشینم و خودم بالا و پایین کنم بدک نبود و بالا و پایین میکردم و چند بار هم تا جایی که میشد تو میکردم و بعد پاهامو از زیر زانو گرفته بود و بنوعی تو سینه هام بودن و زیر کمرم بالش بود خودش هم کرده بود تو سوراخ و رومن خیمه زده بود و تند تند تلمبه میزد و صدای تاپ تاپ ضربه هایی که از کردنش شنیده میشد و مدل دیگه مدل سگی روی تخت تند تند منو داشت میکرد منم از حال و لذتی که بهم دست داده بود آرام آه و اوه میکردم و حالت های مختلف و هرکدوم چند دقیقه میشد و کم کم احساس گرفتگی و درد تو سوراخ و خستگی از کردن و گفت تحمل کن یک دقیقه دیگه و ازمن خواست روشکم دراز بکشم و منم دراز شدم بخودم گفتم حالا یک دقیقه نه میتونم پنج دقیقه که فکر نکنم طول بکشه تحمل کنم و همان طور که فکر نمیکردم شد یک دقیقه گذشت و پنج دقیقه گذشت و تازه موتورش گرم شده بود و مدت چند دقیقه انگار که مته روی جایی نگه داری تند تند بدون توقف تلمبه زد و نمیتونستم از درد و گرفتگی سوراخ و پاهام تحمل کنم و ناخواسته تشک رو تخت رو چنگ زده بودم و از درد و سوزش کونمو رو به سمت بالا فشار میاوردم جایی که اون دوست داشت کیرش چند بار آخری ها به انتهای سوراخ خورده بود و از درد آنی زیادش ناخواسته تکونی میخوردم و آخی میگفتم و نزدیک ده دقیقه داشت میشد داشت درد کونم فاجعه تبدیل میشد کشید بیرون و انگار اسیر یا جنده باشم براش دست لای موهای سرم برد و مشتی گرفت و متوجه منظورش شدم میخواست آبشو مثل تو فیلم ها بریزه دهنم و با دست دیگه هم کیرشو میمالید سرشو و دهنمو باز و زبونم زیرکیرش بیرون آورده بودم و نمیدونم عوض ناراحت شدن یا دلخور شدن از این کارش خوشم آمده بود و آبش با فشار به حلقم پاشید و دومی روی انتهای زبونم و وای عجب آبی داشت و تمام نمیشد و کلی کمرشو پر بود تو دهنم خالی کرد و ساعت رو نگاه کردم خیلی دیر کرده بودم رفتم خودمو شستشو دادم و دهنم رو هم آب کشیدم و لباس هامو تن کردم و تا از پیش اون بیام و سوار ماشین شوم و برسم آنجا شام رو خورده بودن و آماده بیرون و من زمانی رسیدم که خانواده ام داشتند خداحافظی میکردن و داداش کوچیکه که منو دید اومد گفت کجا بودی دیوونه گفتیم اومده بودی و نگی گشنه هستی گفتم نه دمت گرم داداشی سیر شدم گشنه نیستم و گفت چی خوردی مگه گفتم بعدا میگم و از این بعدا ها خیلی باید اگر روزی براش گفتنی باشه بگم .
پایان

سلام من آرشم 28 سالمه و گی هستم یک روز خیلی هوسه کیر کرده بودم رفتم تو چت روم مشهد و با یک پسر 21 ساله به نامه سعید آشنا شدم اولش خیلی میترسید ولی کم کم مخشو زدم و بهش گفتم دوست دارم منو بکنی اونم قبول کرد تا اینکه شماره همو گرفتیم زنگ زد تلفنی گفتم بیا خونه ما گفت نه میترسم گفتم من بیام خونتون بازم بهانه اورد تا اینکه به ذهنم رسید بریم حموم عمومی اولش قبول نمیکرد تا اینکه مخشو زدم قرار گذاشتیم رفتم دنبالش سوارش کردم تو راه گفت هواست باشه من ورزشکارم گفتم باشه بابا خلاصه رفتیم کاندوم گرفتیم رفتیم حموم عمومی اولش که وارد شدیم از رو شلوار کیرشو مالوندم اولش استرس داشت ولی یواش یواش روش باز شد و کیرشم راست شد گفتم لباساتو دریار منم پشتمو کردم بهش تا لباسمو در بیارم ولی حواسم بهش بود احساس کردم داره به کونم سفیدم نگاه میکنه گفتم نظرت چیه ؟ گفت بد نیست گفتم بیا تو گفت من آبم زود میاد گفت باشه نشوندم رئ سکو شروع کردم به خوردن کیرش وای چه حالی میداد خیلی تو کف کیر بودک گفت آرش الان آبم میاد گفت باشه صبر کن رفتم کاندوم بی حسی آوردم براش جا زدم بعد قمبل کردم گفتم کیرتو صابونی کن یواش بکن تو کونم اونم اینکارو کرد وقتی سره کیرشو گذاشت دم سوراخم داشتم میمردو گفتم یواش فشار بده وای خیلی حال میداد ولی زیاد وارد نبود اولش دردم اومد گفتم بیا بخواب من بیام رو کیرت اونم خوابید من نشستم رو کیرشو تا کردمش تو کونم ائنم کم کم داشت خوشش میومد تا اینکه خوب سوراخ کونم باز شد گفتم بای پشتم دوباره قمبل کردم اونم تا ته کرد توشو شروع کرد به تلمب زدن خیلی حال میداد من آخ و اوخ میکردم اونم میگفت جووون بعد من بر گشتم پاهامو دادم بالا گفتم بکن تو کونه سفید و نرمم عزیزم اونم که قشنگ روش باهم باز شده کیرشو میکرد تو در میاورد بهش گفت بخواب من بیام رو کیرت اونم خوابید گفتم دوست داری این مدلی سرشو تکون داد من پشتمو بهش کردم نشتم رو کیرشو فشاردادم داخل وای نمیدونین چه حالی بهم میداد یک کم گذشت کاندوم از کیرش در آوردم و زیر دوش کیرشو شستم و شروع کردم به خوردن خیلی دوست داشتم مخصوصا اینکه خیلی تشنه کیر بودم بعد دوبار با گفتم بشین رو سکو اونم نشست من با کونه سفیدم نشستم رو کیرش گفتم سعید جرم بده کمرمو محکم گرفته بود فشار میداد پایین تا اینکه گفت آبم داره میاد گفتم عیب ندار بریز تو کونم قمبلامو گرفتو فشار داد و گرمای آب کیرشو تو کونم احساس کردم بعد گفتم بذار یک کم دیگه بکنم تو کونم منم آبمو بارم و ارضا بشم کاندوم گذاشتم به کیرم پاهمو دادم بالا اونم کیرشو کرد تو کونم منم آبمو آوردم بعد دوتایی دوش گرفیم و اومدیم بیرون بردوش یک مسیری گذاشتم تا بره خونشون فقط بعدش اس دادم که اون روز حال داد بهت گفت آره خیلی دیگه ام ازش خبر ندارم.

نوشته:‌ آرش

عرض ارادت خدمت خواننده داستاهای شهوانی
اول از همه ممنونم که وقت با ارزشتونو صرف خوندن خاطره ی من میکنید خوشحال میشم با نظرتون بندرو راهنمایی کنید.
ماجرایی که براتون تعریف میکنم مربوط به یکسال پس از شکل گرفتن عشق بین من و بهترین دوستمه که بیشتر از همه دنیا دوستش دارم، داستان برمیگرده به چهار ماه پیش.
راستی اسم منو یاشار و اسم دوست گلمو آرش فرض کنید
با آرش قرار گذاشتیم در اولین فرصتی که مهیا شد یه بار برای اولینو آخرین بار با هم یه حال درستو حسابی بکنیم ؛یک هفته نگذشته بود که خالم اینا رفتن مسافرت و منم به بهونه درس خوندن برای کنکور رفتم اونجا، آدرسو به آرش اس دادم اونم فهمید قضیه چیه خیلی ذوق کردو گف عصری که کلاس زبان داره کلاسو میپیچونه و میاد تا به بهترین عشقبازیه منحرفمون برسیم، ازم خواست حموم نرم تا عصر باهم بریم منم قبولیدم.
//در پاورقی خدمتتون بگم که منو آرش هردومون بچه خوشگلیمو قبل از آشناییمون باهم هردومون جی اف داشتیم ولی چون خواستیم فقط برای هم باشیم الان فقط خودمونیم //
تا بعد ازظهر همینطوری خوش بودمو به رویا هام با آرش فکر میکردم که ساعتای شیش شیشو رب بود که از پنجره طبقه شیشم دیدم آرشم داره میاد بالا، در زد درو براش باز کردم درو که بستم محکم بغلم کردو لپمو بوسید، رفتیم رو مبلو دراز کشیدمو اونم روم دراز کشید شروع کردیم به مکیدن لبو زبون هم بعد من سینشو میک میزدم اونم گردنمو میلیسید خیلی حال میداد، بهم میگف هیچ وقت ازین کار پشیمون نمیشه ،هی با هم شوخی میکردیم گاز میگرفتیم همو، قرار شد هر کی لباسای اونیکیو در بیاره؟ که لباسای همو با لذتو شوخی درآوردیم تا جاییکه یه شرت تنمون موند اومدم شرتشو با دندونم در بیارم که همونطوری از روی شرت کیرشو لیس میزدمو تخماشو میکردم توی دهنمو تفیشون میکردم که خلاصه شرتامونم درآوردیمو تو بغل سکسیه همدیگه رفتیم تو حموم ؛//باز هم پاورقی میگم که ما هردومون سفیدیمو کم مو کیر من قهوه ایو خوشتراشه کیر آرشم سفیدو کلفتو خوشگله ماله من پونزده سانته و مال آرش هیفده، همقدیمو من هشت کیلو وزنم بیشتره و بدن آرش سفیدو عضله ایه البته نه اونطور منظورم اینه که سفته، اینارو گفتم تا تجسم داستان براتون راحت تر باشه .//
شیرو باز کردم آرشم توی بغلمه همدیگرو خوب ماچمالی میکنیم قراره موهای اضافیه همدیگرو بزنیم اولم نوبت اونه، میره پشتم لپای لپای کونم !تو دستشه و از پشت بغلم کرده و کیرشو محکم به کونم فشار میده، بعد خم میشه کونمو گاز گاز میکنه و منم وول میخورمو با هم میخندیم خلاصه با ژیلت کون نرمو ژله ایمو که مث دنبه میمونرو برق میندازه و.لیسش میزنه بعد جلوم یه لب آبدار از هم میگیریمو رو دوزانوش میشینه سر کیرمو یه بوس کوچولو میکنه و همشو میکنه تو دهنشو همونتو نگهش میداره همونطوری. شرو میکنه به زدن موهای اطراف خایه هام منم که چشامو بسته بودمو تو آسمونا سیر میکردم، تموم شد نوبت من شد کونشو برق انداختم //با یه ژیلت نو // رفتم جلوش رو دو زانو که براش ساک بزنم ،کمر کونشو تو دستام گرفتم یه خورده تخماشو لیس زدم کیرشو هم میلیسیدم که کم کم شرو کردم به خوردن کیرش وای که چقدر خوشمزه بود سرمو محکم بادستاش گرفته روی کیرش و منم دارم براش ساک میزنم دو دیقه میگذره که میگه الاناس که بیادااا.. منم سریع درش میارم که تغییر پوزیشن بدیم بهش میگم خیلی دوس دارم میلک خوشمزت بره تو وجودم اونم با اصرار من قبول میکنه و کنج حموم دوزانو میشینمو سر کیرشو میک میزنم که آرش شرو میکنه به تلمبه زدن توی دهنم یه دیقه بعد میگه داره میاد که تلمبه هاشو محکمتر میکنه و منم هی اوق میزنمو هی تند تر میخورمش داش همینطوری آبش میومدو منم ساک میزدمو تو دهنم جمعشون میکردم تو دهنم دیگه انگار جا نبود که داش از گوشه لبم میریخ بیرون که منم اومدم در حال مکیدن کلاه کیرش قورتشون بدم که وای یه مزه وحشتناکی تو گلوم حس کردم داشتم از بس بد مزه بود بالا میاوردم که سریع افتادم رو زمین همشو تف کردم سمت چاه بعد همینطوری میخندیدیم اونم داش جلق میزدو ته آبشو میریخ تو صورت من منم هی کیرشو میزد به لبو لوچم ،،بعد پاشدم شرو کردم به بوسیدن عشقمو بهش گفتم عشقم میخوام بکنمت اونم گف من از خدامه براچی معطلی یاللا داداشی بزن کون دادارو جرش بده منم گفتم چشم عزیزم پارت میکنم،، رو زمین رو به زمین کف حموم خوابیدو منم لپای کونشو با دستام باز کردمو چاک کونشو حسابی لیس زدمو سوراخ رویاییشو تفی کردم اول کونشو انگش کردم زیاد چیزی نگف بعد دو انگشتی بعد سه انگشتی تو کونش با دستم تلمبه میزدم که خوب سوراخ سوراخ نرمه صورتیه تنگش مناسب کیرم شه اونم هی آهو اوه میکردو منم حشرم بیشتر میزد بالا تا اینکه دیدم هم عشقم آروم شدو میگف خیلی داره حال میده بهش هم سوراخش سایز اکیی پیدا کرده بود و هم من دیگه تحمل نداشتمو میخواستم هر چی زودتر بهش بذارم رفتم جلوش نشستم پاهامو هفتی جلوی صورتش باز کردم طوری که کیرم جلوی صورتش باشه کیرمو گذاشت تو دهنش تا خوب خیسو لیزش کنه و به وجر بیاردش بعد درش آوردم از دهنش گفتم کافیه و عالیه عزیز دلم رفتم پشتش داگی استایلش کردم سوراخ کونشو دید زدم وای بهم چشمک میزد مجال ندادمو نزدیک شدمو کلشو سریع کردم تو که آرش طفلی خیلی دردش گرفتو از درد به زمین مشت زد منم دوزاریم افتاد باقیشو خیلی آروم پیش روندم تا ته کردم تو یه خورده نگه داشتم بعد آروم کشیدم بالا دوباره تا خایه کیرمو هل دادم تو حس کردم انگار کون سفیدش میخواد کیرمو ببلعه انگار یه مکشی داره که با وجود تنگیش خیلی باحالو جذابه، ایندفه خیلی راحتتر رفت دو سه بار تکرار کردم این کارو که آرش گف دیگه دردی نداره خیالم راحت شد که میتونم راحت آرش جونمو بکنم طوری که دیگه اونم دردش نگیره، کیرمو دراوردم دوتا تف گنده هدیه به سوراخ نازش کردمو کردم توش شرو کردم به تلمبه زدن هی تلمبه میزدم صدای شالاپ شولوپش تو حموم پیچیده بود آرشم آه آه میکردو معلوم بود خیلی داره حال میکنه داشتم دیوونه میشدم از بس حال میداد، واسه تغییر پوزیشن دراوردم روی آرشمو کردم به هوا خودمم دو زانو شدم پاهاشو دادم رو شونه هام دوباره شرو کرمد به کردنش آرش داش میمرد از فرط حال کردن و ازین لحاظ از من کم نمیاورد آرش میگف جووووون بککووون عشقتو منم میگفتم جوووونه جوون، دادا چه کوونی داری لامصصب مرردم، همینطوری تند تند تلمبه میزدم که دیدم میخواد بیاد بهش گفتم گف همشو خالی کن توم، باشرو گفتمو گفتم پس برعکس شو، برعکسیدو کامل خوابید رو زمینو منم خوابیدم روش کیرمو کردم توش چند تاا تلمبه ی مححکم زدم که آبم با شدت سرازیر شد تو کون نازنینش گف جون یاشار جونم داغم کردی خیلی حال داد، ولو شدم روش همینطوری گردنشو میبوسیدمو با یه دستم دستشو گرفته بودمو با دست دیگم صورتشو نوازش میکردمو با موهاش ور میرفتمو باهم حرفایه عاشقونه میزدیم . . .
دوستان خواننده داستان ادامه داره تا جاییکه منو آرش از حموم میایم بیرونو بعد از دیدن یه قسمت از سریال واکینگ دد به ادامه سکس توپپمون میپردازیم، آرش هم برام ساک میزنه هم با کیر کلفتو درازش داداییرو به گا میده که اگه دوس داشته باشین و خاطرم مورد پسندتون بشه و ازش خوشتون بیاد بقیشو براتون مینویسم.
راستی نمیدونم چرا بعضی از دوستای گلم اگه از داستانی خوششون نیاد نویسنده رو ترور فحش میکنن به هر حال به این دوستان ناراضی عرض میکنم که اگه حس میکنین وقتت؟ون هدر رفته من واقعا عذر میخوام ازتون بخاطر نگارشم و خواهش میکنم اگر میخواید فحش هم بدید فقط نثار خودم بکنیدشون و راجب داداشی جونم چیزی نگید خواهش میکنم
منتظر نظرات همه دوستان هستم
با سپاس فراوان

پسر شجاع

با سلام حامد هستم ۱۸ ساله که خاطرات سکسی زیادی از مامانم وخودم و دوستانم دارم...که حالا میخوام خاطره سکسی خودم و دوستم رو بگم که در دوران مدرسه با هم انجام دادیم...
۱۶ سالم بود و زنگ آخر که ورزش داشتیم اما من حال و حوصله ورزش کردن رو نداشتم... خلاصه تو کلاس موندم...بعداز چند دقیقه یکی از دویتام که خوشکل و اندکی هیکل دار هست وارد کلاس شد و شروع کردیم که باهم صحبت کنیم و دو نفر جوون بیشتر درباره سکس صحبت میکنن که منم چون خیلی باهاش راحت شده بودم بهش از مامانم میگفتم که کونش حسابی گنده و گوشتیه و اونم یه چیزایی از مامانش میگفت اما من بیشتر از اندام مامانم میگفتم... گفت اسم مامانت چیه ...جواب دادم نرگس کون گنده سفید..سینه کوچیک اما کون به شدت بزرگ ...گفت جوون کیرم تو کون و کس مامانت ...بهم گفت تو خونه مامانت چی میپوشه ...جواب دادن بولیز و دامن کوتاه که پا های سفیدش همیشه پیدا هستن حتی وقتی مهمان میاد میره یه دامن بلند تر میپوشه اما هنوز ساق پاهاش پیدا هستن و حسابی همه رو حشری میکنه...وگفت تا حالا کسیو دیدی باهاش ...جواب دادم نه اما چند باری یه نقشه ای کشیدم که که دیدم حسابی جنده بازی در اورده...گفت چه نقشه ای ... جواب دادم تو خیابون دیدمش تنهایی کونش هم که حسابی بیرون زده بود منم با یکی از دوستای کلاس زبانم بودم که بهش گفتم ایم زن رو نگاه عجب کونی داره...دوستکلاس زبانم گفت اره خیلی خفنه...اسمیه...کاش میشد یه دستی روش کشید...منم بهش گفتم برو بکش این زن حتما کونی هست برو برو... تا بالاخره راضب شد و یه جا گیرش اوورد منم دور ایستاده بودم که مامانم متوجه من نشه... و دوست کلاس زبانم رفت و اروم دست کشید به کون مامانم و مامانم برگشت و دیدش و یه چیزی بهش گفت که بعد که پرسیدم از دوستم بهش گفته ... چیه دوست داری؟نرم بود؟ ...که ممن با این حرف مامانم که به دوستم زده بود حسابی تحریک شده بودم و چند روزی رفته بودم تو کفمامان که یهو دیدم دوستم که سر کلاسه داره با بدنم بازی میکنه منم خیلی شهوتی بودی بهش تن میدادم و مثله جنده ها میذاشتم باهام هرکاری بکنه ....منم دستمو گذاشتم رو کیرش همینطور میمالوندم ... و گفتم میخوای منو بجای مامانم بکنی اونم بدون اینکه حرفی بزنه لبشو گذاشت رو لبم و بلند شدیم و از هم لب میگرفتم و با دست به کون هم میمالوندیم و بدن هم رو نوازش میکردیم کم کم کیرش رو در اوورد و من اونو کردم تو دهنم و گفتم به به عجب مزه ای داره.. مامانم عجب کیفی میکنه...اگه راستشو بخوای من کیر خوردن رو خیلی دوست دارم... خلاصه حسابی ساک زدم و شلوارمو در اوردم و اون مالوند به کونم و سعی کرد بکنه داخل اما هرچه زور زدیم نرفت داخل چون کیرش کلفت بود و من تنگ بودم... اون گفت حسابی حال دادی اما تنگ هستی و مامانت حسابی گشاده ...جواب دادم اره مامانم حسابی گشاد و کون گنده هست بعد دوباره از هم لب مگرفتیم که اب از لب و لوچه هم اویزون بود اون کیرمو کرد تو دهنش و حسابی خورد و ابم ریخت وسط زمین منم رو دیوار به پشت تکیه دادم و اون اومد پشتم و کیرشو کرد لای کونم و زور زد و عقب و جلو میکرد که ابش اومد و گفتم نریز تو کونم و اونم قبول کرد و آبشو ریخت وسط کلاس و خودمونو جمع و جور کردیم و از کلاس زدیم بیرون و تمام کارمون چهل و پنج دقیقه طول کشید و حسابی حال کردیم و باهم خیلی جور شدیم و از مامانم باز هم بهش میگفتم و تا الان که هجده سالمه هنوز باهاش خاطرات و داستان هایی دارم ... اسم دوستم علیرضا بود... با تشکر از همگی

نوشته: Hamed1374

سلام،اين اولين خاطره ايه که توی سايت ميذارم ولی اميدوارم!آخريش نباشه.19 سالمه قدم دقيق 169!،با پسرا زياد رابطه داشتم ولی تا به حد صميمی ميرسيد کلا زده ميشدم و رابطرو قطع ميکردم سکسم دوست داشتم واقعا،ولی به مرحله ی عمل که ميرسيدم حتی از تماس دست پسرا منزجر ميشدم هيچ وقت نفهميدم چرا...بيخيال تا اينکه با يه پسر 8 سال بزرگتر از خودم به اسم پارسا دوست شدم اخلاقاشو دوست داشتم خيلی مغرور و آروم،يه جورايی آدم حس ميکرد ميتونه بهش تکيه کنه،عاشق حساسيتش رو من بودم ولی فرق بزرگش با من اين بود که قبل من سکس زياد داشت خب خيلی ازم بزرگتر بود حق ميدادم بهش ولی مشکل اينجا بود که از همون اول گفت من منتظر ميمونم تا خودت بخوای ولی حتما سکس باهاتو ميخوام.منم گفتم فوقش سر سکس به هم ميزنم ديگه اينم مثل قبليا.چند ماهی با هم بوديم و انقد بهش وابسته شده بودم که يه روزم بدون اون طاقت نمی اوردم خانوما نميدونم ميدونيد يا نه ولی اينکه با پسری باشيد که هم اخلاق و ظاهرشو دوست داشته باشيد و هم ثابت کرده باشه که دوستون داره فوق العادست،کم کم داشتم بهش کشش جنسی پيدا ميکردم نه سکس کامل ولی واقعا لمسشو دوس داشتم،تو اون چند ماه حتی يه بارم لبامو نبوسيد نه که پسر پيغمبر باشه ها شيطنتاشو ميکرد فقط چون فهميده بود دوسش دارم تو کف بغل کردنو بوسيدنش گذاشته بود منو بدجور،تا اينکه يه روز گفت مهياس،ديگه ميخوام!منم که شوت گفتم چيو؟گفت تورو ديگه،گفتم يعنی چی؟اونم که بی اعصاب!!گفت يعنی آخر هفته بيا خونمون.خيلی حس بدی بود چون واقعا ميترسيدم برم گفتم ميترسم و اين حرفا اونم گفت قرار نبود بزنی زيرشا،گفتم نميخوام گفت چرا ميخوای فقط چون اولين بارته ميترسی گفتم نميام گفت چرا ميای!مثل باباها باهام رفتار ميکرد هميشه آخرم کاری رو که ميگفت انجام ميدادم،گفت تا حالا من کم هواتو داشتم؟اذيتت کردم؟مجبورت کردم کاری رو بکنی که به ضررت باشه؟الانم جفتمون نياز داريم که باهم باشيم قول ميدم اذيت نشی،خودتم ميدونی ميخوامت خانوادمم ميدونن پس بچه بازی درنيار.گفتم يه کم ديگه وايسا گفت نه ميتونم نه ميخوام ،بدجور بدنتو ميخوام،از کشاکش بعدش نميگم و يهو ميرم سر روزی که با ماشينش اومد دنبالم تا ببرتم خونه،خانواده ی اون که ميدونستن با منه خانواده ی خودم،اون روز خونه نبودن،خلاصه اومد دم در دنبالم از استرس تمام بدنم يخ کرده بود،خونشون خيلی بزرگ بود گفت تو برو تو اتاق کنار آشپزخونه لباس عوض کن چيزيم خواستی صدام کن بعدم رفت تا قهوه بذاره،مانتومو در آوردم موهامم مرتب کردمو اومدم تو هال نشستم پيشش انقد هيجان داشتم که اصلا نگاش نميکردم.گفت مهياس ازم ميترسی؟بهش که نگاه کردمو دلخوريو تو چشاش ديدم دلم واسش ضعف رفت،گفتم نه خجالت ميکشم،يه لبخند زدو سرمو گذاشت رو شونش،دستشو کرد تو موهای مشکی لختم که تا باسنم ميرسيد و به خواستش بازش گذاشته بودم،گفت ميدونی چقد ميخوامت مگه نه؟سرمو بالا پايين کردم،خم شد و روی بينيمو بوسيد بعد چونه گوش و...از لذت چشامو بسته بودم که با شيطنت گفت مهياس خانوم خوابش مياد؟و يه ابروشو داد بالا دلم واسه خنده ی شيطونش غش رفت.يه کم بيشتر به خودش فشارم دادو لباشو گذاشت رو لبام حسش فوق العاده بود،آروم و با ولع لبامو ميخورد و با دستش زير موهامو نوازش ميکرد انقد شل شده بودم که حتی نميتونستم همراهيش کنم لبشو از لبام جدا کرد و اينبار با صدای دورگه و گرفته گفت دیگه منم خوابم مياد و دستم و کشيد و برد به سمت اتاق خواب،منو رو تختش خوابوند و تيشرتشو در اورد عاشق ّيکلش بودم حالام با يه رکابی سفيد داشت کنارم دراز ميکشيد،لبامو دوباره تو لباش گرفت و ايندفعه خشن تر بوسيد يه دستش زير سرم و اون يکی زير لباس رو شکمم بالا پايين ميشد،ديگه لبام داشت سر ميشد که شروع کرد به بوسيدن و گاز گرفتن گردن و شونه هام چون يقه لباسم باز بود سوتين ليموييم و ميديد،ليموييو انتخاب کردم چون هم به پوست گندميم ميومد هم پارسا عاشقش بود،دکمه های لباسم و باز کرد و انداختش کنار چند ثانيه خيره به سوتينم بود،سايز سينه های من 75،بزرگ نيست ولی برجسته و سفته،که از روی سوتينم مشخصه،آروم از پشت بند سوتينم و باز کرد و درش اورد نگاه خمارشو که روی سينه هام ديدم واقعا خجالت کشيدم،از همه بدتر که نوک سينم کاملا برجسته شده بود،کنارم دراز کشيد و برم گردوند حالا پشتم بهش بود دستاشو از دو طرف بدنم اورد و سينه هامو گرفت و شروع کرد به ماليدنو همزمان قربون صدقه ی اين نوک صورتي برجسته که هر چند لحظه يه بار با دوتا انگشتش فشارش ميدادو ميکشيد ميرفت من هم از سر خجالت و هم لذت فقط نفس نفس ميزدم.بعد برم گردوندو شروع کرد به ليسيدن و مکيدن سينم،واقعا تو سکس خشن بود تازه ميديدم که داره خودشو کنترل ميکنه از لذت و درد به خودم ميپيچيدم جوری سينه هامو مکيده بود گه وقتی بلند شد نوک سينو هام اندازه برج ايفل شده بود،بلند شد و بلافاصله شلوار و رکابيشو درآورد و اونجا بود که آلت برجستشو که داشت شرتشو پاره ميکرد ديدم،تازه فهميدم که چرا انقد خشن شده،شلوارو شورتمو باهم يه جا درآورد،شوکه شدم و ترسيدم،واقعا ترسناک شده بود هم خودش هم آلتش،خودم و جمع کردم که متوجه حال من شد با صدای بم شدش گفت مهياس،من که اذيتت نکردم،کردم؟سرمو تکون دادم يعنی نه،به آلتش اشاره کرد گفت ببينش باور کن ديگه نميتونم آروم باشم همين الان ميخوامت،نترس باشه؟گفتم باشه فقط حواست به من باشه،گفت هميشه هست و خم د،لای پام خيس خيس بود،شروع کرد به ليسيدن رون و پاهام،لای هامو نگاه کرد و گفت اونجا چي واسه من گذاشتی؟لای پامو باز کرد و گفت مهياس اين مال کيه؟هوم؟گفتم تو،پامو کامل باز کرد و گفت مال خودمی با دستمال روی آلتم رو پاک کرد و شرتشو درآورد آلتش سيخ سيخ بود شايد حدود 15 سانت،اولين بار بود آلت مردو از نزديک ميديدم ولی اون لحظه اصلا حس نکردم چيز ترسناکيه،پاهامو بست و گذاشت لاش و شروع به عقب جلو کردن کرد گاهی اوقات که آلتش به چوچولم ميخورد واقعا لذت داشت يکم بلندم کرده بودو با دستاش از زير باسنمو گرفته بودو ميماليد،بدجوری نفس نفس ميزت نميدونم چقد جلو عقب کرد و سينه خورد ولی يه دفعه اوردش بيرونو آبشو ريخت رو سينه و شکمم،بعدم با بی رمقی افتاد کنارم روی تخت،گفت عاشقتم گفتم منم،گفتم خوب بود؟گفت عالی عاشق رونای تپلتم،اومدم برم لباسمو بپوشم که گفت کجا؟بيا تموم نشده که گفتم بابا ديرم ميشه توروخدا يه بار ارضا شدی بسته ديگه گفت پس تو چی؟بيا اينجا يه لحظه،رفتنم همانا و دوباره مکيدنه سينه هام همانا بعدشم دستشو برد لای پام و با ماليدنه چوچولم ارضام کرد،يکم درد داشت ولی نفس گير بود،نميدونم ارضا شدم يا نه البته چون ديرم شده بود بايد سريع ميرفتم،اون روز پارسا منو با يه خاطره ی خوش رسوند خونه،اونقدرام که فک ميکردم سخت نبود

نوشته: ؟

سلام خدمت همه دوستای شهوانی من امیررضا18 ساله ازیکی ازشهرهای مرزی هستم این داستان که براتون می نویسم مال 8 سال پیش هستش که من 10 ساله بودم ،اون موقع من پسری بابدن سفید،گونه های زنانه ولب هایی که جون میدادازشون لب بگیری بودم،این رو هم بگم که این داستان واقعی واقعی هستش
خاطره من مربوط میشه به زمان 10 سالگیم یعنی زمانی که تازه داشتم باسکس وگی آشنا می شدم البته قبل از اون یکم متوجه می شدم چون توی مدرسه می دیدم که همه مخصوصا کلاس پنجمی ها وقتی میرم بوفه میان ودرست کیرشون رو لای پاهام فشارمیدن وازپشت بغلم میکنند،راستش رو بخوایندمنم بدم نمی اومدکه اونا اون کارو باهام بکنن،ولی خاطره من برمی گرده به وقتی که به خونه خاله جونم میرفتم برام اتفاق افتاد،من توی یک روز بهاری درسال 84 ساعت 12،12:30 ظهرداشتم می رفتم به خونه خالم اینا که یک مرتبه یک پسرکه اسمش احسان بود وتوی محله خالم مینشستندبادوستش ازکنارم ردشدند،احسان 3 سال از من بزرگتر بود،دوستش تامنو دید در گوشی به احسان یک چیزی گفت و احسان برگشت بهم نگاه کرد،ازاون روز بود که احسان دنبالم بودتا یک جوری باهام دوست بشه، از این ماجرا یه یک هفته گذشت و موقعی که من باپسرخالم که اونم 1سال ازمن بزرگتر بود توی محله بازی می کردیم اومدبا پسرخالم احوال پرسی کرد(ون باهاش دوست صمیمی بودند)و بهش گفت نمی خوای منوباین آقاپسرآشناکنی؟ اونم خندیدوگفتغلامت امیررضا این طوری شدکه باهاش آشناشدم شروع به بازی کردیم،توی بازی احسان ففقط دنبال فرصتی بود که منویا دستمالی کنه یا ازپشت بهم تکیه بده(البته جوری که پسرخالم نفهمه)منم بدم نمی اومدچون نمیدونم ازبچگی علاقه داشتم یکی منو ازپشت بغل کنه وفشاربده،اون روز که دم دمای غروب شد من گفتم که بایدبرم ودرس دارم تامن این رو گفتم احسان هم گفت که پدرش واسش گفته بوده بایدبرا خونه نون بگیره واونم رفت ،منم باپسرخالم خداحافظی کردم و برگشتم خونه،هنوز چندکوچه ازخونه خالم دور نشده بودم که یکی ازپشت منو صدا کردبرگشتم دیدم احسان هستش،گفتم تو این ورا چیکار می کنی ،یادم نیست ولی یه جوری منو پیچوند،گفت مسیرش باهام یکیه اگه میشه باهم بریم ومنم قبول کردم ولی بهش شک کرده بودم،توی راه حرف سکس رووسط کشیدواینقدرگفت که کیرکوچولوی منم بلندشد،وقتی منواون طوری دیدبهم گفت فیلم سوپرمیخوای؟منم که تاآن موقع اصلا فیلم سوپر ندیده بودم مثله ندید بدیدهاگفتم آره خیلی دلم میخوادببینم،گفت دونه ای 500 تومنه اونم اول می گیرم فداش فیلم روتحویل میدم منم قبول کردم ودستم روبردم جیبم دیدم خالیه بهش گفتم الان پول همراهم نیست فردامیشه برات بیارم ولی اون قبول نکردوگفتحالا که پول نداری میذاری ازاون کاراباهات بکنک؟منم خودم روزدم به اون راه وگفتم ازکدوم کارا؟ گفت ازهمون کاراکه موقع بازی باهات میکردم وتوهیچی نمی گفتی؟منم که ازخدام بود خندیدم وگفتم ازاون کارای بد؟اونم فهمیدکه راضی هستم دستم روگرفتوبردسرویس بهداشتی پارک سرکوچمون ومنوبادست کشیدتوی یکی ازدستشویی هاوفوری بغلم کردو 2دقیقه ای فقط صورتم وگردنم روبوسید،درحین بوسیدنم یک دستش روگذاشته بودروی کیرم ویک دستش روروی کونم که مثله بادکنک بود،صورتش رویکم عقب کشیدوگفت عجب کون کیرکوشی داری پسر
منم هیچی نگفتم ومنوبرگردوندگفت دودستت روبذارروی دیواروخودش محکم منوبغل کردوفشاردادجوری که گرمای کیرش رو از زیر شلوارش روی کونم حس می کردم ،کیرش 15،16 سانتی می شد،بعدش آروم آروم دستش رواز زیر تی شرتم روی بدنم می کشیدومیگفت هرکی تورو بکنه پیرنمیشه،ازمامانت هم خوشگل تری،یهودیدم که داره دستش رووارد شورتم میکنه اولش یکم مخالفت کردم ولی اون اونقدرمخم رو زد که قبول کردم وهردودستش رو انداخت روی کونم ومالشش میداد ومنم حال میکردم،بهم گفت شلوارتو یکم بکش پایین ومنم باکمال میل کشیدم پایین وباانگشت هاش سوراخ کونم وبازمیکرد،نمی دونیدتااون موقع اون قدربهم خوش نگذشته بودبعد5 دقیقه ور رفتن باکونم کرش رو در آورد گفت بچرخ و روی 2زانو بشین و کیرم رو جلو عقب کن منم نشستم ویکم که اون کار رو واسش کردم گفت بذارتو دهنت،من قبول نکردم ولی بادودستش موهام رو گرفت وپشت سرم رو چسبوندبه دیوارو کیرش روبه لب هام زد و گفت اگه نخوری سرت رو میکوبم به دیوار،فک کردم میخوادمنو بترسونه وقبول نکردم واون موهام روبادودستش گرفت وجلو کشیدوسرم رو کوبید به دیوارکه دیدم وضع خرابه ودهنم روبازکردم وکیرش رو تاخایه هاش کرد تو دهنم ،یکم که تلمبه زدگفت خوشگل مزش چطوره؟منم همون جورکه کیرش تودهنم بود گفتم مزه ی وایتکس رو میده واقعاداشت حالم بهم میخوردویواش یواش گریم میگرفت،همین که دید داره حالم بدمیشه کیرش روکشیدبیرون وگفت بانوک زبونت خط کلاهک کیرم رو لیس بزن ،وقتی که اون کار روبراش میکردم چشم هاش روبسته بود وآخ اوخ میکرد
کیرش که کاملا شق شدوتیرکشیدگفت حالا وقتشه که کونت روجربدم پاشوودودستت روبذار روی دیوار،راستش می ترسیدم درسته که تا اون موقه خیلی هابغلم کرده یا اززیر شلوار انگشتم میکردندولی تااون موقع به هیچکس سرویس نداده بودم
باترس پاشدم ودستم روگذاشتم روی دیوارچونکه اون زورش ازمن زیاد بود نمی تونستم کاری کنم،شلوارم وشورتم روبافشارکشید پایین ویه 2،1 دقیقه ای باسوراخ کونم ور رفت که سوراخش بزرگ شه وکیرش روگذاشت لای پاهام که گرمای کیرش که شق شده بود رو کاملا حس کردم وقتی لاپا میذاشت بهم گفت نمیدونی که توی این1هفته چقدربافکرکونت استمناکردم.بعدش آروم کلاک کیرش رو گذاشت روی سوراخ کونم ویواش فشار داد تو که درد عجیبی همراه با سوزش کل وجودم رو گرفت وداد زدم تورو خدا یواش پاره شدم،اونم خندیدوگفت نگران نباش الان کونت باز میشه ،چندباری اون طوری کردوکونم که یکم بزرگ شد کیرش روتانصف هل داد توگفت که دیقه درد نداری که خوشگل وصورتم رو بادودستش گرفت ولب هاش رو رو لبهام گذاشت وبعد بایه فشارزیاد کل کیرش رو تاخایه هاش توی کونم کردکه بدجوری عذاب کشیدم وچشم هام پراشک شد وگریه کردم اونم گفت عیب نداره الانم وقتی که کارم تموم شدتومنوبکن ،من یکم آروم شدم و دوباره در حالی که تلمبه می زد ازم لب گرفت وزبونش رو وسط لبهام گذاشتو گفت توهم زبونت رو بیاربیرون،اون موقع یک حالی بهم دست داده بودکه غیرقابل وصفه،یه یکی دودقیقه ای روم تلمبه زدکه یک دفعه منوبافشارهرچه تمام تربغل کرد ودو دستش رو روی کیرم قلاب کرد ولب هاش رو روی صورتن گذاشت که متوجه شدم کونم یکمی گرم شده ،گفتم احسان چی شد،گفت که حرف نزن و سفت وشل کن کونتوآخرشه،منم تااون موقع از آب آومدنه کیرچیزی نمیدونستم ویکم که کونم رو سفت وشل کردم گفت تورو جون مادرت تکون نخورکه پاهام شل شدهآاون موقع بودکه دیدم از وسط پاهام یه آبی داره میادو هرچی گفتم احسان ول کن گفت چندثانیه دوام بیارتوکه 40 دقیقه هستش داری تحمل میکنی
بعدچندثانیه که ولم کردبادستم وسط کونم رویکم تکون دادم دیدم دستم خیس خیس شدبهش گفتم احسان رو کونم شاشیدی؟اونم بلندخندیدوگفت احمق چه شاشیدنی خودم رو روت تخلیه کردم ،همون کاری که پدرت با مادرت کرده وتویه کونی خوشگل به وجود اومدی ودوباره زد زی خنده،من تازه متوجه شدم که چیکارکرده وگفتم که خب دیگه نوبتی هم باشه نوبته منه حالاتوبرگردکه من شروع کنم که عصبانی شدوبادوستش یقه ام رو گرفت بهم گفت من مثله توابنه وکونی نیستم که خودم رو دراختیارت بذارم درضمن از این به بعد هروقت ازت کون خواستم بایدکون بدی وگرنه به پسر خالت میگم که تو کونی هستی و به همه کون میدی
منم که چشام ازترس سرخ شده بود گفتم تورو خدا بذار برم (باگریه وصدای لرزان)وقتی که داشتم از توالت خارج می شدم گفت یادت باشه اگه بهم کون ندی آبروت رو می برم
منم برگشتم خونه ومادرم باهام دعواکردکه تاحالاکجابودی؟خالت 1 ساعت پیش گفت که اومدی خونه ومنم چیزی نگفتم ورفتم حوله برداشتم گفتم میرم حموم امروزتوی بازی خیلی عرق کردم،توی حموم دیدم که کونم سرخ سرخ شده،بعدا هم رفتم گرفتم وخوابیدم ولی تاصبح ازدرد وسوزش کونم راحت نخوابیدم
این بود اولین سرویس دادن من از سلسله سرویس دادن های من به احسان ،ولی راستش وبگم تاچهارده سالگی لذت سکسی هایی که داشتم یک طرفه بودیعنی کسی که منو میکرد حال میکردومن جزدرد فراوان ویه کوچولو حال چیزی نمی فهمیدم،ولیازچهارده سال به بعدخودم ازپسرا به خصوص احسان میخوام که منو بگاند،آخرین سکس من واحسان هم همین جمعه پیش بود که 3بار آبش روریخت روم،چون الان اون2ماه باکیرش ورنمیره وبعد دو ماه خودش رو روی من خالی میکنه
اگه خوشتون اومده باشه میتونم ازسکس هام باپسرای دیگه هم براتون بنویسم

نوشته:‌ امیر رضا

16 سالم بود گاها با پسر عمه ام و پسر ایی ام حال میکردم با هم میرفتیم پشت بوم جق میزدیم وحشتناک جقی شده بودیم مدتها گذشت تا 18 سالم شد یه روز پسر عموم اومد گفت خونواده میرن مسافرت تنهام بیا پیشم .پسر عموم هیکلی و خوش تراش و خوش تیپ بود منم گفتم باشد رفتیم و نهار که شد نهار رو زدیم ساعت 2 شد پسر عموم گفت کشتی بگیریم شروع کرد با من کشتی گرفتن از قوی تر بود منو زمین زد رو به شکم افتاد از پشت روم پهن شد یه بار احساس کردم کیرش از رو شلوار به باستنم میخوره بهش اهمیت ندادم اما متوجه شدم که داره با کیرش به باستنم فشار میاره سریع بلند شدم گفتم چه میکنی بمن گفت عجب کون مبله ای داری من ناراحت شدم بمن گفت ناراحت نشو ببین کیرمو- کیرشو از شلوار کشید بیرون عجب کیری بود سایزش 21/5 بود سفید مث برف با سر قرمز آتشی خیلی خوشگل بود .گفت دستت بگیر نظر بده کیرشو دستم گرفتم عجب حرارتی داشت خودبخود بدنم به لرزه دراومد بالاخره گفت اجازه بده با هم حال کنیم گفتم چه جوری گفت بذار در کونت بمالم منم به خیال اینکه تو کونم فرو نمیکنه و بخاطر خوشگلی کیرش و خودش بدم نیومد کیرش رو در سوراخ کونم گذاش هی مالوند منم سست شدم یه بار کیرشو هل داد تو کونم وای نمیدونی چه بلایی رم ومد میخواست از شدت درد سکته کنم بالاخره فشار زیادی به کونم اومد سریع بلند شدم رفتم توالت به مدفوع کردن تا اینکه برگشتم حالم خوب شد گفتم عجب وحشیانه حال میکنی کونم درد گرفت بالاخره رفتیم بیرون و شب برگشتیم بمن گفت میدونم اذیت شدی بیا امشب لخت کنار هم بخوابیم لخت شدیم توی یه رختخواب با هم دراز کشیدیم بالاخره کیرشو گذاشت لای پام از ساعت 11 شب با کونم ور رفت تا ساعت 4 صبح که همه کیرشو تو کونم احساس کردم میلیمتری تا خایه تو کونم فرو کرد کیرش تو کونم مونده بود قشنگ جا واکرده بود چندتا تلمبه زد آبش رو ته کونم ریخت کیرش رو درآورد و خوابیدیم وقتی از خواب بیدار شدیم دوباره کونمو گایید سه روز پیشش بودم بیش از 10 کونم گاییده شد از اون به بعد هر هفته جمعه ها میرفتم و بین 3 الی 4 بار کونمو میگایید منو حموم میبرد یواش یواش کیرشو تو دهنم کرد عادت به ساک زدن کردم 4 سال بکن ثابتم شد بمن قول داد تا آخر عمر با هم باشیم تا یه روز دیدم زن گرفته منم دیگه ازش جدا شدم مدتی گذشت دست خودم نبود کیر دوستامو میدیدم یر شلوار قلمبه بود کونم به خارش می افتاد فکر سکس با غریبه ها هم برام سخت بودتا ی روز یه دوست همکلاسی داشتم بلند قد و هیکلی بود همیشه فکر میکردم باید کیرگنده ای داشته باشه با هاش صمیمی شدم فقط منتظر بودم یه بار تنها باشیم یه روز گفت بریم خونه شون گفت خونواده مسافرت هستند . منم رفتم با هاش - اونجا با هم بحث در مورد دانشگاه و شغل میکردیم منم بحث رو کشوندمروی سکس تا این که اونم شروع کرد بهش گفتم بهت کون بدم میکنی ؟ گفت نیکی و پرسش چرا که نه؟ اول خیال میکرد شوخی میکنم بعد دید که شلوارمو پایین کشیدم و کونمو قنبل کرد م خیالش راحت شد که بهش کون میدم تا اون لحظه کیرشو ندیده بود وای عجب کیری داشت 22*5 بود اووووووف واسه کیرش بدنم ویبره شده بود در کونم تف کرد و کیرشو هل داد تو کونم وای تا خایه تو کونم کرد کیرشو گذاشت بمونه تا خوب جا واکنه ندتا تلمبه زد واییی آبش اومد میگفت هیس هیس هیس بلند شد رفت خودشو شست اومد دوباره حشری د یه بار دیگه کونمو حسابی گایید بعد از اون چندین بار دیگه با من سکس کردخوب بود اما متاسفاته تصادف کرد و از بین رفت از اون به بعد من نتونستم یه بکن خوب و خوش کیر واسه خودم پیدا کنم این داستان کاملا واقعیه امیدوارم لذت برده باشید

نوشته: ؟

سلام به تمام بچه های شهوانی داستان من گی هست خواهش میکنم کسی که گی دوست نداره این داستان رو نخونه واز فحاشی کردن پرهیز کنه
کسری و امید(هتل آفرین)
من کسری هستم22سالمه بچه دانشجوی پزشکی (اتاق عمل ) میخونم .لاغر اندام 180قد دارم وزنم 60کیلو موهای مشکی چشمای قهوه ای روشن فیسم بد نیست تو شهوانی چند وقتی بود عضو شده بودم زیر عکس ها کامنت میذاشتم برای منم ایمیل های پیشنهاد دوستی زیاد میومد چند وقت پیش بود طبق معمول ایمیل مو چک میکردم یک کامنت پیشنهاد دوستی برام اومده بود بازش کردم جواب شو دادم ادش کردم تو یاهو مسنجر باهم آشنا شدیم بچه خوبی بود اسمش امید بود(برق خونده بود استخدام شرکت برق شهرشون شده بود )ازمن 3سال بزرگتر بود بچه شهر(ت)بودقدش180 مثل خودم وزنش بود67زیاد از من سنگین تر نبود موهای بلند مشکی چشمای قهوه ای فیسشم مثل خودم بود باهم چند وقتی چت کردیم عکس سکسی خودمو فرستادم اونم خوشش اومد خودش عکس نداشت وب داد منم دیدمش ازش خوشم اومد ولی حیف که از هم دور بودیم همین جوری باهم چت میکردیم و وب میدادیم شماره دادم تماس گرفت باهم صحبت کردیم اس میدادیم زنگ میزدم اون زنگ میزد تا بهش وابسته شدم روزی نبود که باهم صحبت نکنیم یا ساعتی بود که به هم اس ندیم منم روز به روز بهش وابستگیم بیشتر میشد هی میگفت بیا (ت)اخه من اونجا چند سالی زندگی کردم فامیلای مامانم اونجا هستن ولی من برای رفتن به اونجا مشکل داشتم یعنی تنها نمیتونستم برم من به اون میگفتم شما بیا (م)اونم میگفت منم مشکل دارم سرکار میرم مرخصی بهم نمیدن همینجوری گذشت چند وقتی تا یه شب داشتیم باهم صحبت میکردیم گفت میخواد بیاد(م)من خیلی خوشحال شدم گفت چهارشنبه شب راه می افته روز بعدش صبح میرسم منم خودمو اساسی خودمو تیغوندم آماده کردم صبح رسید قرار گذاشتیم یه جا همو ببینیم من رفتم دیدم واقعا اومده(آخه یکم شک داشتم بیاد خیلیا بودن باهاشون قرار میذاشتم نمیومدن سر قرار)دیدمش بغلش کردم بوسش کردم رفتیم یک پارک نشستیم باهم به صحبت کردن این پارکه کوهم داشت رفتیم بالا کوه شرع کردیم به لب گرفتن کلی بهمون حال داد بعدش رفتیم یه چیزی خوردیم رفتیم دنبال هتل یکی پیدا کردیم به نام(آفرین)قیمتشم خوب یه اتاق دونفره کرایه کردیم رفتیم بالا لباسامون رو در اوردیم دو تایی رو تخت دراز کشیدیم شروع کردیم به لب گرفتن عاشقونه لبامو میخورد منم میگفتم دوست دارم امید تمام بدن مو لیس میزد من براش ساک میزدم اونم سوراخ کون مو زبون میزد داشتم تو فضا سیر میکردم کیرش بزرگ بود18سانتی میشد خوش فرم همینجوری میخوردمش تخماشم میک میزدم به پشت دراز کشیدم پاهامو داد بالا سرکیرشو گذاشت دم سوراخم اروم فشارش داد نرفت تو انگشت کرد یکم باز شد براش دوباره ساک زدم خوب که خیس بشه دوباره امتحان کرد آروم آروم داد تو داشتم از درد بیهوش میشدم همونجا چند دقیقه ای مکث کرد تادردش آروم بشه شروع کرد به تلمبه زدن بازم یکم درد داشتم تا چند دقیقه ای خوب جا باز کرده بود دیگه داشتم حال میکردم آروم تلمبه میزد لبامو میخوردحرفای عاشقونه میزد تلمبه هاشو تندتر کرد منم آه اوهم بالا رفت بعد از چند دقیقه ای داشت تلمبه میزد گفت داره آبم میاد چیکارش کنم گفتم بریز رو سینه م درش آورد با دستش دوتا بالا پایین کرد کیرشو آبش اومد خیلی زیادم اومد تمام سینه و شکمم رو پر کرد با دستمال تمیز کرد منو لب گرفتیم رفتیم دوش گرفتیم رفت رستوران ناهار گرفت خوردیم یه چند ساعتی تو بغل هم خوابیدیم شب شد یه چند ساعتی باهم صحبت کردیم دوباره شروع کردیم به سکس کردن دوباره منو عاشقونه کرد کلی هم قربون صدقه هم رفتیم سکس مون که تموم شد دوش گرفتیم شام خوردیم تو بغل هم خوابیدیم صحبت کردیم تا خواب مون برد صبح شد رفتیم بیرون نون تازه گرفتیم صبحانه سر شیر با عسل گرفتیم رفتیم بالا نشستیم بخوردن من برای اون لقمه میگرفتم اون برای من لقمه میگرفت گاهی وقتا هم من لقمه بزرگ میگرفتم یک سرش تو دهن من یک سرشم تو دهن اون درحین خوردنش لبم میگرفتیم خیلی بهمون چسبید صبحانه مون که تموم شد یک بار دیگه هم سکس کردیم باهم کلی هم لذت شو بردیم رفتیم دوش گرفتیم لباس پوشیدیم اتاق رو تحویل دادیم رفتیم بازار من براش کمربند خریدم اون برام ساعت مچی خرید برای خودشم یکی مثل خودم خرید که باهم ست باشیم کلی باهم تو بازار دور زدیم بعداز ظهر شد گفت که میخواد بره ترمینال که بره(ت)رفتیم یه گوشه از هم لب گرفتیم خداحافظی کردیم اون رفت ترمینال منم رفتم خونمون (اینو بهش نگفتم توراه داشتم گریه میکردم اخه خیلی دوسش دارم من نه داداش نه خواهر ندارم مثل داداش نداشتم دوستش دارم دلم طاقت نیاورد دوباره بهش زنگ زدم صداشو شنیدم آروم شدم دوباره خداحافظی کردیم اون سوار اتوبوس شد رفت من موندم و تنهایی هام الان هرروز باهم صحبت میکنیم اس میدیم عاشقونه دوستش دارم اونم منو خیلی دوست داره حالا نوبت منه که برم (ت) و میرم چون خیلی دوستش دارم تا دوباره تو بغلش آروم بگیرم عکس شو چاپ کردم قاب گرفتم شبا بغلش میکنم گریه میکنم بعد میخوابم هرروزم دلم براش بیشتر تنگ میشه اونم بی تابی میکنه .
امیدوارم خوشتون بیاد و فحش ندین چون دور از ادب خانوادگی هست.
دوستون دارم منتظر نظرات شما هستم.

نوشته: پسرچشم آبی

سلام دوستان..
قبل از تعریف کردن داستان دوست دارم ی مطلبی بگم.این احمق هایی که داستان گی تخیلی می نویسند دیگه خیلی از مرحله پرت تشریف دارن..تخیلی هم میخوایید بنویسید حداقل سکس با دختر رو متصور بشید..چرا گی؟؟ابروی ما رو هم می برید.
ضمنا داستان من تخیلی هم نیست..حالا باور کردن با شما دیگه.
خوب...
من اسمم شاهین..بیست و یک ساله.بایو سکشوئال هستم..هم سکس با دختر رو دوست دارم و هم سکس با مرد..یعنی از مفعول بودن خوشم میاد..از قدیم هم شورت زنونه و نوار بهداشتی رو دوست داشتم و الان هم هم شورت جذب زنونه می پوشم.هم همیشه نواربهداشتی بالدار سایز بزرگ (مارک تافته و چشمک فوق العادست) می بندم.
پارسال بود که چند روزی بود خیلی حشری شده بودم.حسابی تو فکر سکس با جنس موافق ام بودم..دائم فیلم سوپر می دیدم.ولی دلم نمیومد جق بزنم.دوست داشتم سکس کنم..هم کون بدم هم بکنم.
خلاصه اومدم تو شهوانی و پست واسه گی دوطرفه گذاشتم.از بین چند نفری ی مرد بیست و نه ساله..سی ساله بهم مسیج داد..گفت که مکان داره و می تونه امشب قرار رو ردیف کنه...منم که حسابی کونم می خارید گفتم باشه..من وقت دارم و میام..با اینکه کونم بی مو بود چند ساعت قبل از رفتن به قرار دوش گرفتم و حسابی کونم رو برق انداختم..به پوستم هم کرم زدم که خوب نرم بشه و بخاطر تیغ زبر نشه..قبلش از توی انباری یکی از شورت های زنونه ام رو اورده بودم بالا و گذاشته بودم تو کیفم.زود تنم کردم و یکم نشستم پای فیس بوک ته به ساعت قرار نزدیک بشه...من با اینکه همیشه نوار بهداشتی می بندم..چه تو دانشگاه.خونه..بیرون..ولی واسه سر قرار سکس رفتن اونم با نوار بهداشتی یکم احساس خجالت می کردم..ولی انقدر حشری بودم که گفتم بیخیالش..می بندم.خلاصه نوارهامو هم بستم و کم کم اماده شدم.
رسیدم سر کوچه...ادرس یک شرکت بود..تو خیابون شریعتی.بالاتر از پیچ شمیران.طرف کارمند یک شرکت خصوصی بود وکلید رو گرفته بود تا بعد از همه بره بیرون. تماس که گرفتم گفت بیا بالا.اوکیه..حسابی هیجانی شده بودم..رسیدم بالا جلو در دیدم یک شخص نسبتا توپولی بود..ولی خدا رو شکر کونش مناسب بود..
از راه که رسیدم یکم از من و علاقه ام به نوار پرسید و واسم از خودش گفت که متاهل هستش و ولی از قدیم لذت سکس با پسر رو داشته و الان ی دفعه هوایی شده.
لباسامون رو در اوردیم و من شورت و نوار هامو برنداشتم...نشست رو یک مبل دو نفره ای که اونجا بود من واسش شروع کردم ساک زدن..اولین بار بود که ساک می زدم..قبلش بدم می یومد..ولی چون حشری بودم دوست داشتم..حسابی با نوک زبونم سر کیرش رو لیس زدم..خیلی کیرش سفت شده بود..کیرش از اون مدل هایی بود که دوست داشتم..کوتاه ولی کلفت..خوب می سوزوند.خوب که کیرش سفت شد اون خواست ساک بزنه..قمست جلویی نوارهامو از جلو کیرم برداشتم و لبه های شورتم رو دادم پایین..شروع کرد ساک زدن..ولی بدبختی چون کمر شلی دارم خواستم که زود تمومش کنه..همون حالت که ایستاده بود کاندوم رو سر کیرش کشید و من دستام رو گذاشتم رو قمست پشتی مبل و مدل سگی قمبل کردم..هنوز شورت و بخشی از نوار ها پام بود..کونم رو اروم کشیدم رو کیرش حسابی حشری اش کردم..گفتم دوست داری بکنی؟؟ گفت اره..منم بهش گفتم پس باید اول نوارهامو برداری..اقا این رو که شنید با عجله شورت و همه چی رو از پام در اورد..ی تف خوب به سوراخم زد و سر کیرش رو گذاشت رو سوراخم..بی نظیر حس اولین لحظه ی برخورد کیر با سوراخ کون..ازش خواستم اروم اروم جا کنه..اخه مدت ها بود که کون نداده بودم..شاید سه سال می شد.بالاخره درد و سوزش خودش رو داشت..ولی بعد از چند لحظه اروم شدم و کم کم به شیطونی افتادم..خودم عقب جلو می رفتم و کونم رو حول محور کیرش می چرخوندم..در واقع می تابوندم..همونطوری که تلمبه می زد دولا شد رو کمرم..تف کرد کف دستش و شروع کرد با کیرم ور رفتن..اقا یکم که این کار رو نکرد ابم اومد...خیلی ناراحت شدم..دیگه نمی شد من بکنم..اول فکر کردم عمدا این کار رو کرده.بعد دیدم خودش هم ناراحته.اخه اونم دوست داشت بده..خلاصه کمی صبر کردیم..ازش خواستم با نوک انگشتاش در حالی که رو شکم خوابیدم کونم رو دست مالی کنه..بعد از ده دقیقه کیرم شروع کرد سفت شدن..می تونستم حالا من بکنم..
کاندوم رو کشیدم سر کیرم و ی تف و شروع کردم..عجب سوراخی داشت..نرم و روان..معلوم بود زیاد کون داده..ی پنج دقیقه ای تلمبه زدم و بعد ابم اومد و ریخت تو کاندوم...از اونجا که اون ارضاء نشده بود دوباره باید می دادم..بازم داگ استایل نشستم و این بار حسابی فرو کرد..و هر ضربه ای که می زد صدای برخورد تنش با کونم رو تو فضا پر می کرد..یک نیم دقیقه هم شونه ها مو گرفت و حسابی فشار داد.خیلی دردم گرفت..یکم هم معدم درد گرفت..دیگه داشتم می بریدم..ازش خواهش کردم زودتر تمومش کنه که یهو شل شد و اه و اوهش رفت بالا..خدارو شکر کاندوم داشت و گرنه کونم دریاچه می شد..خودش می گفت مدت ها بود اینطوری ابش نیومده بود...اخه به نظر می یومد با زنش سکس خوبی نداره.
بعدش دیگه تو دستشویی خودم رو تمیز کردم و نوار بهداشتی هام رو عوض کردم و با هم زدیم بیرون..تا میدون سپاه رو پیدا اومیدم و ی معجون توپ هم زدیم که کمر پر کن باشه..خداحافظی کردیم و دیگه باهاش تماس نداشتم.
راستش من چون چند سالی بود سکس نکرده بودم یکم از سکسم ناراضی بودم..عجول و هول بودم..ولی بعد از اون دیگه حشری نبودم و این قشنگ ترین بخش اش بود..حس رضایت بعد از سکس..
دوست دارم تو سکس بعدی یا بذارم طرف ابش رو بریزه تو کونم یا بریزه تو دهنم..میخوام امتحان کنم.
داستان من واقعی بود..حالا اگه دوست دارید برید همین پایین و شروع کنید فحش دادن..
ولی دو چیز رو بدونید..اول اینکه تو سکس بهداشت رو رعایت کنید و واستون دردسر نشه.
دوم اینکه گی بودن لذت خودش رو داره..اگر گی نیستید پس حرفم رو درک نمی کنید.
هیچوقت از حس های شهوتی و لذت هاش فرار نکنید..
خوش باشید.

نوشته: شاهین

من سعید 24 سالمه.با بدن سفید و خیلی خیلی نرم. سال پیش واسه مسافرت اومیدم زاهدان.اونجا یه بازاری داره به اسم چهارراه رسولی. من اینا رو هم اضاف کنم که از بچگی از کون دادن خوشم میومد.اما میترسیدم بدم.چون میترسیدم که ابروم جلوی اشناها بره.همیشه فیلم سوپر که میدیدم دوس داشتم من جای اون زنه میبودم.خلاصه یه روز من تنهایی رفتم بازار.اونجا که رسیدم خیلی شلوغ بود. داشتم میرفتم و وسایلارو میدیدم که یه پسره اومد کنارمو گف پاسور میخای گفتم نه. دوباره گف فیلم سوپر میخای.منم چون شنیده بودم زاهدان از اینجور چیزا زیاده گفتم اره .گفت دنبالم بیا. رفتم دنبالش تا رسید دم یه مغازه. اونجا سی دی رو بهم داد.گفتم چقد میشه گفت 20000 تومن.گفتم چقد گرون.یهو قاطی کرد.اومد یقمو گرف.گفتم باشه باشه میخرم.تعدادشون زیاد بود.از ترس قبول کردم.بعد یکی از اونا اومد جلو و اونی که قاطی کرده بود رو گرف.پولشو دادمو رفتم.یه کوچه که رفتم جلو دیدم اومد.گف شرمنده عصبانی شدم.بیا پولتو بهت بدم.من ساده هم گفتم باشه.تا رفتیم تو مغازه یک از پشت در مغازرو بست.ترسیدم.گفت نترس .کاریت نداریم.فقط میخام کونتو ببینم.گفتم واسه چی؟گف ببنینم اگه مالیه یه دست بکنمت.منم استقامت کردم.اما زورم کم بود.شلوارمو شرطمو در اوردن.تا کونمو دیدن گفتن جووون.چه کونی
بزور بردنم توی جای خوابشون.گفتن اگه استقامت کنم میزنمن.منم ترسیده بودم.کل لباسامو دراوردن.بعد خودشون لخت شدن.به کیرشون که نگاه کردم دیدم دو برابر کیر منه.گفتن چون بدت میاد و دوس نداریم اذیت شی نمیدیم بخوری.من یهو قاطی کردم.دست و پا زدم.یکشون همچی زد تو صورتم که فهمیدم کونرو باید بدم.بعد گف کسکش تکون نخور.تف کرد روی سوراخم وروی کیرش.ارو گذاش روی کونم و فشار داد.یه دردی گرف که هنوز یادم نرفته.فشار داد و یکم اروم اروم کشید بیرون و کرد تو که دیگه گشاد شد.داشتم از درد میمردم.پاهامو داده بود بالا و تلمبه میزد.زود آبش اومد.ریخت رو شکمم.بعد نوبت اون یکی شد.اونم یه تف زد و شروع کرد.من یاد اون زمانا افتادم که دوس داشتم کون بدم اما ندادم.بعد که یکم گذش بخودم گفتم من که توی عمل انجام گرفتم.پس بزار منم لذت ببرم.اما بروی خودم نیاوردم.همینطور میکرد.کیر من خواب بود.اون یکی دیگه گف کسکش از دختر بدنش بهتره.بعد یه قرص خورد و اومد با کیر من بازی کردن.گف اگه کیرت بلندشه یعنی داری حال میکنی و یه بار دیگه میکنمت. اون یکی هم ابش اومد.اونم ریخت روی شکمم.پر اب شده بودم.بعد از شانس خوب یا بدم کیرم پاشد.گف دیگه تمومه.گف کیرمو بخورش.منم دیگه واقعا میخواستم.کیرشو خوردم.پر تف که شد رفت و به کونم گذاشت. خلاصه 20 دقیقه همه مدل منو کرد و ایندفه ابشو ریخت روی صورتم.بعد پول سیدی رو بهم داد گف اینم پولت.فکر نکنی دروغ گفتم که بیا پولتو بگیر.خندیدم.بعد لباسامو پوشیدم و ازم تشکر کردن و رفتم.تا یه هفته انقد کونم میسوخت که نگو.نمیتونستم دستشویی برم حتی.ولی بعد اینکه خوب شد بازم از طریق این سایت و چت به چندنفر دیگه دادم.خیلی حال میده.قربون کیرتون

نوشته: سعید

دوستان سلام. امیدوارم خوب و شهوانی باشید. اسمم افشین. پس از خوندن داستانهایی از این سایت بر آن شدم که منم داستانم رو براتون بگم. نمیدونم که تا چه حد میتونه براتون جالب باشه ولی بجز اسامی همه داستان اتفاق افتاده. من یه پسر 35 ساله هستم که از بچگی مثل خیلی از نوجوانها مشتاق دونستن مسایل جنسی بودم. اولین آشنایی من با مسایل جنسی از زمان 10 سالگی شروع شد که با پسر همسایمون شایان میرفتیم حمام عمومی چون خونمون حموم نداشت. اون از من 3 سال بزرگتر بود بهمین دلیل مادرم منو باهاش میفرستاد. ما همیشه حرفای سکسی میزدیم ولی به عمل کردنش فکر نمیکردیم. یه روز شایان بمن پیشنهاد کرد با هم جلق بزنیم در حین کار اون دستمو گرفت گفت براش بزنم و اون هم برا من جلق زد. در حین کار اومد جلو چسبوندم به دیوار حموم و لبامو بوسید. کمی هول شدم ولی خوشم اومد. اون کیر خوش تراشی داشت در حد 12 سانت. اون روز با تمایل من گذاشت لای پام و آبشو ریخت دم سوراخم. باور کنید بعد ازین همه سال گرمی و جهش آب منیش در سوراخم حشریم میکنه. این رابطه جنسی زیاد جلوتر نرفت و همش تا همون حد درمالی کونم بود. ما مدت زیادی اونجا نبودیم و با انتقالی پدرم ما اومدیم شهر خودمون. من اون زمان 12 سالم بود و دومیدانی میرفتم. پاهای کشیده و هیکلی قشنگو صافی داشتم و البته بدون مو.. ما با خانواده عمو بزرگم که سه تا پسر داشت رابطه خوبی داشتیم. پسر عمو بزرگم سپهر حدود 19 سالش بود و سرباز بود که اومده بود مرخصی. پسر عمو دومیم سامان 17 سالش بود. یه روز که بابام ومادرم دعوت جایی بودند که باید شب میموندندمنو داداش کوچیکمو گذاشتن خونه عموم. یادم میاد زمستون بود و بساط کرسی و بخاری جور بود. عموم خودشو خانمش پایین خوابید وما 5 تا رو فرستادند بالا زیر کرسی. ما 5 تا هم رفتیم زیر کرسی که بخوابیم. شاید بخاطر بازی و خستگی بود که زود خوابم برد ولی نیمه های شب بود که لمس دستی لای پام منو بیدار کرد. از دیدن پسر عمو بزرگم که کنارم خوابیده بود جا خوردم گفتم چی کار میکنی. گفت ببین افشین صدات درنیاد اگر بیداربشن به ضرر خودته. من که از طرفی داغ شده بودم و از طرفی ترسیده بودم بند رفته بودم که چی بگم. گفت کمی بازی میکنیم تموم میشه. به گفته خودش آرزوی سکس با منو داشته ولی هیچوقت فرصتی نبوده. سپهر وقتی شوک شدن منو دید گفت آروم باش مطمنم تو هم لذت میبری. بعدبا پایین کشیدن شلوارم شروع به ساک زدن و لیسیدن من کرد, تموم ترسم یواش یواش ریخت و بجاش احساس خوب وشیرینی جاشو گرفت. سپهر با مهارت خاصی ساکم میزد تا جایی که مطمن شد برا پیشنهادش آمادم. ازم خواست که ساکش بزنم منم با کراهت شروع کردم. اولش هی بهونه میاوردم که اه بد مزس این کارو دوست ندارم. که کمی با دلداری و البته فشار سرمو برمیگردوند رو کیرش. با بزرگ شدن کیرش کمی ترسیدم کیری در حدود 17-18 سانت اما یکدست و صاف. راست میگفت از خوردن اون کیر لذت یردم. بعد گفت ببین افشین من میذارم لای پات چون خیلی تو کفم. من هم با این قول که تو کونم نذار احازه دادم. منو برگردوند و از پشت کیرشو اب دهن زد و گذاشت لای پامو پس از یه چند دقیقه ای گفت که برگردم. برگشتم و به پشت خوابیدم. سپهر پاهامو کشید بالا به طرف سرم و شروع کرد به لیسیدن سوراخ کونم. تماس اون زبون داغ و نمدار و سوراخ صاف و بکر کونم منو از خودم بیخود کرد. با اینکه هوای اتاق گرم نبود ولی از گرمای سکسمون بدنمون داغ بود. این کار سپهر حسابی حشریم کرد و خودم با دستام پاهامو بالا گرفتم تا اون بتونه بهتر کارشو انجام بده. مدتی بعد تماس انگشتش که داشت داخل کونم میشد رو حس کردم. دو دل بودم میدونستم که این ابتدای کار و سپهر میخواد که منو بکنه. ولی از طرفی هم این کارو دوست داشتم و لذت بخش بود برام. میتونم الانم تمام احساس اون موقع رو حس کنم. بدنم داغ و عرق کرده بود با رفت امد یک انگشت و بعد 2 تا انگشت دیگه مشکلی برا گاییدن کونم نیود. سپهر با گذاشتن بالش زیر کمرم کونم رو داد بالا. خودش هم حسابی کیرشو خیس کرد که مشکلی برای دخول نباشه. این بی مروت اینقدر کاراشو به خوبی و ظرافت انجام میداد که انگار ماهها برا من نقشه میکشیده. باید بگم اون لحظه فرا رسید و سر کیر سپهر تو کونم گذاشته شد. حس غریبی داشتم ولی لذتش 10 برابر بود. سپهر با حوصله سر کیرشو تو کونم گذاشت من کمی ناله کردم ولی دلداریم داد که همه چی خوب پیش میره. من حس کردم که سر کیر امیر کاملا تو کونم هست دست بردم که لمسش کنم سپهر دستمو گرفت گفت تکون نخور اذیت میشی. منم مثل یه بچه حرف شنو به گرفتن پاهام ادامه دادم. حالت شهوت رو تو چهره اش زیر چراغ خواب قرمز رنگی که گوشه اتاق روشن بود میدیدم . تماس بیشتر کیرش تو سوراخ کونم منو هم حسابی حشری کرده بود که حتی لبام از شدت شهوت میلرزید. داشتم یه سکس محشر رو تجربه میکردم. سپهر با حوصله تمام کیرش رو داخل کونم کرد ووقتی کمی ایستاد من دست یردم و کیرش رو لمس کنم. تمام کیرش تو کونم بود. باورم نمیشد. واقعا احساس خوبی داشتم. با دستم زمانیکه کیرشو آروم میکشید بیرون تا دوباره بکنه تو کیرشو لمس کردم. لزج بود و داغ. کونم هم با لیسیدنها و انگشت کردنها باز و ول بود. سپهر آروم آروم شروع کرد به تند کردن حرکاتش. سعی میکردم با دستم رفت وامد کیرش رو حس کنم اون هم با دستاش پاهامو حسابی باز کرده بود و رو کونم خیمه زده بود و از گاییدن کونم لذت میبرد. نمیدونم بگم چه مدت این حالت رو داشتیم. ولی من خودم با کیرم بازی میکردم و توی اون حالت خلصه و شهوت از سکس لذت میبردم. سپهر با اروم شدن حرکاتش کیرشو تا آخر تو کونم کرد و نگه داشت. کمی بعد التهاب فوران منی تو کونم رو حس کردم. هر دو لذت برده بودیم. پس از اومدن آبش سپهر لبامو بوسید و گفت به آرزوش رسید. منم که حرفی برا گفتن نداشتم فقط خندیدم. سپهر کمک کرد با ساک زدن بیام و بعد با دستمال تمیزم کرد ازون پس این من بودم که مثل یه بره دنبالش بودم که منو بکنه. هر وقت میدیدمش لبخندی بین جفتمون ردو بدل میشد. این کار رو در هر فرصتی ادامه میدادیم تا زمان ازدواجش که بعد ازون چون کسی رو نداشتم به پسر عمو دومیم نزدیک شدم. اگر این داستانو دوست داشتید بگید که داستان دومم هم بگم . با آرزوی لذت از شهوت برا همه شما.

نوشته: افشین

با سلام خدمت دوستان عزیز. این خاطره ای رو که میخوام براتون تعریف کنم مال یه سال پیشه که اون موقع من 18 سالم بود. اول یکم از خودم بگم. پسری هستم نسبتا خوشگل خیلی خیلی سکسی و البته خیلی خجالتی. ساعت 9 شب بود دوستم امیر بهم زنگ زد به خاطر اینکه مامان و باباش رفته بودن شیراز یا اون میومد خونمون یا من میرفتم خونشون. منم خیلی ناز کردم که از حموم اومدم هوا سرده سرما میخورم و نمیتونم و این حرفا که دست بردار نبود منم چاره ای نداشتم جز قبول کردن. زود آماده شدم که برم مامانم گفت کجا میری گفتم میرم خونه ی امیر اینا امشب رو هم اونجا میمیونم اونم گفت بیا این غذا رو هم با خودت ببر که گشنه نمونین. غذا رو گرفتم و یه ربع بعد رسیدم خونشون. در زدم درو واکرد رفتم تو. امشب امیر اون امیر قبلی نبود یه تیشرت قرمز با یه شلوارک بوشیده بود البته ما وقتی خونه ایم شلوارک میپوشیم بعد منکه اینو دیدم خجالتی بوندنو گذاشتم کنار گفتم امیر چقد ناز و خوردنی شدی عزیزم. گفت به اونجاشم میرسیم مهرشاد خان بیا تو بینیم. رفیم شامو خوردیم چون فرداش جمعه بود ما هم آزمون داشتیم ساعت 11 بود که تصمیم گرفتیم بخوابیم. رفتیم اتاق دوستمو هم دیگه رو بغل کردیم و خوابیدیم. ساعت 1 بود احساس کردم یکی داره باهام ور میره آروم که چشامو باز کردم دیدم امیره. خودمو به خواب زدم ولی دیدم نه خیر آقا ول کن نیست با حالت خوا آلودگی گفتم امیر جون چیکا میکنی گفت مهرشاد خیلی دلم میخواد یکی منو محکم بکنه منم گفتم عههههههههههههه امیر این حرفا از تو بعیده بیا بگیر بخواب گفت اگه تو دوست نداری یکی دیگه رو بگم بیاد منو بکنه. منم هیچی نباشه 12 سال بود که باهاش دوست بودم نمیخواستم آبروش بره ناچارن قبول کردم وقتی گفتم اوکی پاشد محکم بوسم کرد و گفت آفرین به مرامت. لخت شد بهم گفت لباساتو در بیارم یا در مییاری گفتم حوصله ندارم درش بیار. دوتایی لخت بغل هم نشستیم گفت مهرشاد بذار یه فیلم بذارم حال بیای پاشی محکم منو بکنی گفتم باشه حله. فیلمو نگها میکردیم این داشت با کیرم ور میرفت و ساک میزد یکم سر حال اومدم. از بدن دوتاییمون بگم هر دوتامون بدن بی مو و نسبتا اندامی داریم کیرم 18 سانته. بعد پاشدم گفتم امیر جونم؟؟؟؟ گفت جون دلم گفتم یه بار دیگه برام ساک میزنی گفت چرا که نه حتما...... حدودا 20 دقیقه ای ساک زد. گفتم بسه بیا بخواب بینم این دراز کشید خدای من چه کون سفیدی. سوراخشو لیسیدم گفتم آماده ای گفت آره کیرمو گذاشتم رو سوراخش خواستم آروم سرشو بکنم تو که گفت درد دارم گفتم بیخیال اولش درد داره بعدش عادت میکنی ساکت شد یکم فشار دادم بیشتر رفت تو صدای آه کشیدنش کل خونه رو برداشت گفت مهرشاد یکم آروم گفتم بیخیال هی با سرعت تلنبه میزدم و گردنشو میخوردم اونم فقط آه میکشید.دیدم داره آب میاد گفتم چیکارش کنم امیر گفت همشو بریز دهنم تا کیرمو از کونش در آوردم فوری سرشو آورد جلو کیرم هرچی آب بود ریختم دهنش. دو تایی بیحال کنار هم افتادیم تا صبح فقط دو بار با هم سکس کردیم از اون به بعد تا الان یه شب در میون اونو میکم.

نوشته: مهرشاد

سلام. این یک داستان گی واقعی هست. لطفا اگر علاقه ندارید نخوانید.
اسم من پارسا هست. در حال حاضر 24 سال دارم ولی داستانی که تعریف میکنم مربوط به 17 سالگی من هست. بلندی قد من 175 و تا حدودی تو پر هستم. اما چیزی که همیشه باعث میشده توجه پسرها بیشتر بهم جلب بشه کون بیش از حد گرد و قلمبه و بدن کم مو و با فرم کمی زنانه من بوده. همیشه و خصوصا در دوران راهنمایی و دبیرستان نگاه متفاوت همکلاسی ها و بعضا معلمها به خودم رو حس میکردم، اما این نگاهها به دلیل اخلاق تند من هیچوقت شکل جدی به خودش نگرفت تا سال سوم دبیرستان که پایینتر توضیح میدم. گرایش جنسی من تقریبا "بای سکژوال" هست. به این معنا که هم با دختر ها حال میکنم هم بعضا با پسرها و واقعا از هر دو هم لذت میبرم. در سالهای دبیرستان خصوصا من میل همجسبازیم کمی بیشتر از یک کنجکاوی بود وبا اقلام مختف آزمایشات عجیب و غریبی روی خودم انجام میدادم!
سال سوم من به دلیل دعوا با یکی از معلمها در سال دوم و پیرو اون نمره پایین انضباط مجبور به تغییر مدرسه به یکی از دبیرستانهای داغون پایین شهر شدم. چیزی که در دبیرستان جدید بیشتر از همه برای من جلب توجه میکرد موج زدن میل جنسی میون همکلاسی ها بود. اما با این همه (همونطور که همه پسرها میدونن) اکثریت حرفهای سکسی پسر دبیرستانی ها بلوفی بیش نیست. درمیون تمام اینها ولی پسری بود به نام فرزاد که کاملا میشد حس کرد از لحاظ جنسی واقعا فعال بود و اونطور که همه میگفتند گرایشات گی شدیدی هم داشت در این حد چند تا از سال پایینی ها رو کرده بود و فیلمش رو هم به چندتایی از بچه ها نشون داده بود.
این آقا فرزاد قد بلندی (حدود 185) داشت، کمی سبزه و خیلی هم لاغر بود و لهجه جنوبی داشت. از همون ابتدای سال تحصیلی من نگاه سکسی فرزاد به خودم رو کاملا حس میکردم در حدی که چند باری هم توی صف به طور "مثلا" ناخواسته دستش رو به کون من زده بود. هر چه از طول سال میگذشت این نگاههای سکسی بیشتر جای خودش رو به متلک های ملایم سکسی میداد که تقریبا همیشه با جواب تند من هم همراه بود هرچند فکر کردن بهشون بعدا باعث حشری شدن من میشد تا این حد که توی تخیلاتم به سکس باهاش فکر میکردم اما کاملا شک داشتم این تخیلات شکل واقعی به خودش بگیره.
قضیه من با فرزاد در آخرین زنگ ورزش اتفاق افتاد. دبیرستان ما بچه ها رو با سرویس میبرد به یک زمین فوتبال که از اتفاق به خونه ما هم نزدیک بود. به دلیل همین نزدیکی خونه و همینطور به خاطر اینکه ساعت ورزش زنگ آخر بود من معمولا با بچه های دیگه با سرویس به مدرسه بر نمیگشتم و خودم پیاده به خونه بر میگشتم.
آخرین جلسه ورزش (که آخرین روز سال تحصیلی هم بود و معلم امتحان گرفت) این حالتهای فرزاد نسبت به من خیلی شدیدتر شده بود. در کل مدت کلاس شدیدا شهوتی به کون من نگاه میکرد. چند باری نگاههاش رو با اخم جواب دادم ولی اواخر زنگ همون حس درون وجودم باعث شد دل رو به دریا بزنم و با نگاهم به قول معروف چراغ سبز رو بهش نشون بدم. بعد از زنگ و در شرایطی که بقیه بچه ها با سرویس رفته بودند من در رختکن مشغول عوض کردن لباس بودم. شرت ورزشی خودم رو در آوردم و همینطور که مایو و پیراهن ورزشیم تنم بود یک دفعه فرزاد (که منتظر من مونده بود) وارد رختکن شد. بدون اینکه کوچکترین چیزی بگه نگاه پر از شهوتی به من کرد، کنار من ایستاد و در یک لحظه دستش رو از جلو کرد توی مایو مشکی رنگ من و کیرم و تخمهام رو گرفت توی دستش و شروع کرد به مالیدن. من کاملا خشکم زده بود (هم از لذت، هم شوک). من نه تنها کوچکترین حرکتی نکردم که ناخواسته آهههههه بلندی کشیدم و در کسری از ثانیه کیرم بیشتر از هر موقعی شق کرد. فرزاد هم همینطور که در عرض من ایستاده بود دست دیگرش رو کرد از عقب توی شرتم و همزمان کیر و کون من رو میمالید و نوک انگشتش رو به سوراخ کونم فشار میداد. به جرات میتونم بگم همچین لذت و بیشتر از اون هیجانی رو تا اون لحظه نچشیده بودم.
این مالیدن کون و کیر من حدود یک دقیقه ای طول کشید... و بعله! آقا فرزاد تصمیم گرفته بود اون روز کون من رو بکونه. در یک حرکت سریع مایو من رو تا زانو کشید پایین. با دیدن کون سفید و گرد من بالاخره صدای ایشون هم در اومد (تا اون لحظه فقط سنگین نفس میکشید) و با صدای سکسی و خش داری گفت "واااای. دقیقا همونجوریه که تصورش میکردم". بدون اینکه من مقاومتی بکنم 2 تا دست من رو گذاشت به دیوار، رفت پایین و شروع کرد به لیس زدن و بیش تر از اون مکیدن کون من. من از شهوت داشتم دیوانه میشدم و در اون لحظه هر کاری که میخواست حاضر بودم انجام بدم. به سختی و با صدای خفه ای گفتم میخوام کیرتو ببینم، برگشتم و کیرش که از روی شلوار معلوم بود داره منفجر میشه رو در آوردم. کیرش از مال من سیاهتر بود و حداقل 30 درصد بزرگتر. من که اصلا حال خودم رو نمیفهمیدم کیرش چند باری مالیدم و یک دفعه کردم توی دهنم که آه بلندی کشید. فقط برای چند لحظه به شکل کاملا آماتوری مشغول خوردن کیرش شدم که یک دفعه صدای پایی اومد. فرزاد کیرش رو از دهن من در آورد و شرتش رو کشید بالا. من هم همین کار رو کردم. مستخدم باشگاه اومده بود که درها رو قفل کنه. بیچاره با دیدن حال آشفته هر دو ماها و کیرهای شق زیر شرتها کاملا جا خورد بود و معلوم بود فهمید ما داریم یه کارایی میکنم ولی چیزی بهمون نگفت. هر دو سریع لباس ها رو پوشیدیم و زدیم بیرون.
از در که خارج شدیم فرزاد گفت "بریم خونه من... نزدیکه. میخوام کونتو بگام". توی راه و توی کوچه پس کوچه ها فرزاد چندین بار کونم رو انگولک کرد و در تمام مسیر کیر هر دو ما شق مونده بود.
بالاخره به خونه رسیدیم. فرزاد در رو باز کرد. روی پشت بام خونشون یک سوئیت داشتن که فرزاد درش زندگی میکرد. با راهنمایی فرزاد جلوتر از اون شروع کردم از پله ها بالا رفتن همینطور که از پله ها بالا میرفتیم فرزاد شروع کرد به در آوردن لباسهاش (گویا میدونست کسی خونه نیست) و از من هم خواست همین کار رو بکنم. من شلوار و شرتم رو کشیدم تا زانو پایین و همینطور که آروم بالا میرفتم فرزاد از پشت سر سوراخ کونم رو انگشت میکرد. در سوئیت رو که باز کرد من مثل یک پسر خوب لخت مادر زاد شدم. مثل یک جنده کامل نگاه شهوت انگیزی به فرزاد کردم و رفتم لبه تخت کونم رو قمبل کردم. آماده واسه اینکه توسط فرزاد کرده بشه. آقا فرزاد هم کیر بزرگش رو از توی شرت در آورد و خواست دست به کار بشه، که من بهش گفتم دوست دارم کامل لخت بشی. اون هم تمام لباسهای خودش رو در آورد. هیکل ورزشکاری داشت (حالا نه دقیقا سیکس پک ولی واقعا سکسی بود). لاغر بودنش خصوصا باعث شده بود کیرش بیشتر خوردنی به نظر بیاد.
از پشت اومد و شروع کرد به خوردن سوراخ کون من. این کار رو توی فیلم سوپرهای گی قبلا دیده بودم ولی اصلا فکر نمیکردم اینقدر حال بده. یه چند دقیقه ای صدای ملچ ملوچ کون خوری ایشون اتاق رو گرفته بود و من در تمام این مدت دیوانه وار لذت میبردم و آه و اوهم به هوا بود. به فرزاد خیلی واضح و سکسی گفتم "فرزاد کونم رو بکن". اون هم که با این حرف من حشری تر شده بود رفت و لوبریکانت آورد. ازم پرسید قبلا دادی؟ که من هم گفتم نه باهام مهربون باش. اون هم گفت نگرانش نباش کاری میکنم حال کنی. من رو روی شکم خوابوند. روی 2 تا پام نشست و شروع کرد با انگشتهاش کونم رو انگولک کردن. همینطور که انگشتهاش رو با یک من روان کننده توی کون من عقب جلو میکرد گاهی پایین میرفت و کونم رو گاز میگرفت که من هم هر دفعه آه عمیقی میکشیدم. واقعا شک دارم در اون لحظه هیچ زنی به اندازه من میل به دادن داشت.
بالاخره لحظه موعود فرا رسید. من داگی نشستم، فرزاد کیر بزرگش رو چند بار زد دم سوراخم، روش کاندوم کشید و بعد آروم کرد توی کونم. آه همراه با دردی کشیدم و تمام وجودم پر از لذت شد در حدی که از درد کون دادنم داشتم لذت میبردم. فرزاد چند لحظه صبر کرد تا من کونم جا باز کنه، ولی من بهش گفتم که کاملا آمادش کردی، "تا تخمات بکنش تو". و اون هم دقیقا همین کار رو کرد. با یک حرکت کیر دراز و گنده خودش رو کوبید ته کون من. من داد پر از دردی کشیدم. گفت درش بیارم دوباره بکنم؟ من هم جواب دادم آره. دوباره امتحان کرد و ایبار راحت تر رفت تو. کیرش رو رسما توی معده خودم حس میکردم. میسوخت ولی از فشار ماهیچه های کیرش به سوراخم لذت میبردم.
فرزاد شروع کرد به کردن کون سفید من. کل اتاق رو صدای آه و اوه ما دو تا و همینطور صدای تق تق خوردن بدنش به در کونم پر کرده بود.فرزاد من رو برگردوند و روی کمر خوابیدم. اینبار درست مثل اینکه داره کس میکنه من لای پاهام رو واسش باز کردم و اون توی کسم... ببخشید کونم تلمبه میزد. بعد از 2-3 دقیقه دوباره من رو برگردوند و به حالت سگی میکرد. کونم که حسابی جا باز کرده بود از فرزاد خواستم کیرش رو در بیاره و هر دفعه محکم بکوبه توی کونم. اون هم دقیقا همین کار رو کرد. محکم کیرش رو میکوبید ته کونم و من همزمان با کیرم جلق میزدم. فرزاد به سکسی ترین شکل بهم گفت "آبت رو نیار کیر سفیدت رو کار دارم". .من هم به همین دلیل سرعتم رو پایینتر آوردم. شاید 15-20 بار همین کار رو ادامه تا بعد زدن چند سیلی محکم به کون من آبش اومد و روی من ولو شد.
چند لحظه ای که گذشت فرزاد کاندومش رو در آورد و ازم خواست دوباره چهار دست و پا بشم. با تعجب ازش پرسیدم که میخوای دوباره بکنی، که اون جواب داد نه. من به صورت داگی دوباره نشستم. فرزاد رفت به صورت برعکس زیر من خوابید کیر همچنان شق من رو کرد توی دهنش و شروع کرد به ساک زدن. من کاملا از خود بیخود شده بودم و آه ناله من دیگه رسما به داد تبدیل شده بود. بعد از چند لحظه من کیرم رو عقب جلو میکردم به صورتی که انگار داشتم دهن فرزاد رو میکردم. زیاد طولی نکشید که آبم اومد (بهتره بگم منفجر شدم) و همش رو ریختم روی سینش. تا اون لحظه هیچ وقت چنین لذت کاملی رو حس نکرده بودم. من به یک پسر داده بودم و دهن همون پسر روهم کرده بودم. کنارش چند دقیقه ای ولو شدم. بعدش اون بدون اینکه خودش رو تمیز کنه سیگاری روشن کرد و شروع کرد به کشیدن. من هم مثل یه پسر خوب لباسم رو پوشیدم، نگاهی به هم کردیم و رفتم.
بعد از اون هم دیگه فرزاد رو ندیدم (سال بعد گفتن برگشته شهرستان). غیر از اون با دو نفر دیگه هم سکس گی داشتم. یکی در سربازی و دیگری هم در تایلند با یه غول نیجریه ای! شاید روزی در موردشون نوشتم. در کل همونطور که گفتم "بای هستم". زیبایی سکس با زنها رو دوست دارم و از اندامشون لذت میبرم ولی سکس گی برای من همیشه اوج دیوانگی بوده. دیوانه گی ای لذت بخش...

نوشته: پارساساسا

من نیما هستم اندامم زیبا وکلا چون ورزش میکنم رو فرم قبلا چند باری تو پارک یا کلاس دستماالی شده بودم چند وقتم با یکی از بچه های فامیل دوست بودیم که به بهانه دکتر بازی و کشتی و این حرفا هر بار کیرش و به همه جامون میمالوند بگذریم من و داداشم میرفتیم باشگااه بدن سازی من 19 سالمه و داداشم 28 سالشه و کلا همین دوتا بچه ایم اخلاقمون هم به هم نمیخوره واون کلا زور گو ومستبد اما من معمولا ساکت و کم رو توی باشگاه سر کوچه چند وقتی به دستور داداشم اسم نوشته بودم و یه روز در میان میرفتم برا ورزش ساعت خلوت عصر رو میرفتم دو سه تا از بچه های مجتمع مونم میومدن میرفتیم رختکن لباسمون و عوض میکردیم و میرفتیم تو سالن برا ورزش .رختکن یک راهرو باریک بود با ردیفی از کمدهای دو طبقه همه همونجا لباسا رو میکندن و بعضیام که میرفتن جکوزی باشگاه که کلا شرتشونم همونجا در میاوردن و البته طبیعی بود برای اونجا ,امیر که یه بچه سبزه و بدن ورزیده ای داشت و به اصطلاح بچه شر اونجا بود از این فرصت استفاده میکرد و از دم همه رو انگولک میکرد اونام که همه کون لخت نمیتونستن دنبالش کنن منم که با کلی در کمد و حوله حایل کردن نمیزاشتم کسی جایی مونو ببینه مورد مضحکه اونا قرار میگرفتم
یه روز عصر من تنها تو رختکن بودم داشتم لباسامو میکندم که برم داخل با یه مایو بودم حوس کردم برم یه جکوزی که یه دفه یه دست پشت کونم حس کردم بله امیر بود برگشتم خندید وچشمک زد منم سرمو تکون دادم گفتم خدا بهمون رحم کرده دختر نیستیم والا همینجا مارو میکردی اونم گفت الانم کم از دختر نمیاری با این کون خوشگلت من که سرم تو کمد بود حرف میزدم یهو دیدم با این حرفش یک انگشت کرد مارو وبا یه ماچ ,که اصلا یه توریم شد فقط اطرافو نگاه کردم کسی نباشه (گرچه برا امیر طبیعی بود) گفت حوله برداشتی میری جکوزی گفتم اره امروز تنم درد میکنه اونم گفت منم میام سریع شرتشو در اورد ومایو شو برداشت بپوشه که چشم به کیر شق شده گندش افتاد دوباره یه حالی شدم زل زده بودم به کیرش خیلی خوش تراش بود یهو نگام کرد گفت چیه ندیدی تا حالا و با همون شری همیشگی با خنده گفت نکنه حوس کردی منم همینجوری واسه اینکه سه نشه گفتم خوشبحاله دوست دخترات خلاصه رفتیم تو جکوزی و نشستیم اول سه نفر بودیم بعد که اون یارو رفت امیر دست کشید رو رونم گفت عجب پرو پاچه ای ادم ندونه فک میکنه عجب کسی هستی من که کلا حالی به حالی شده بودم چشامم بستم که مثلا طبیعی بشه من هیچیم نیست اما کیرم بلند شده بود اونم دستش روی رون ما از رو مایو یه دفه دست گذاشت رو کیرم گفت ناقلا به چی فکر میکردی
گفتم برو گمشو اونم همینجوری در حالی که من مانع میشدم کیرم و با بیضه هام گرفته بود میگفت بگو منم از دهنم در رفت گفتم به کیر تو ولم کرد یه نگاه به در کرد کیر گندشو در اورد گفت بیا عزیزم واقعیشو ببین تا جا داشت کیرشو به من میزد من پشتم و میکردم میزد به کونم نمیدونستم چه کار کنم بدنم لمس شده بود تو اب گرم بی خیالش شدم گفتم بزار هر کار میخواد بکنه دیدم کیرشو میمالونه به رونم بعدم دستشو کرد تو شرت من میمالوند کیرم و بعدم کونمو زیر گردنمو میخورد حسابی حشری شده بودم دلم میخواست اما میترسیدم کسی بیاد گفتم کسی نیاد پاشد رفت یه نگاه کرد اومد گفت دو سه نفرا تو باشگاه دارن ورزش میکنن شرتشو در اورد در همین حال طرف درم نگاه میکرد اومد تو اب وایستاد کیر گندشو گرفت جلو دهنم میگفت بخور تا کسی نیومده من رومو اونور میکردم در حالی که دلم میخواست تا ته بخورمش کیرشو میمالوند به صورتم هی میگفت یکم جون من فقط یکم دارم از عشقت میمیرم جون من در همین حال کیرشو به لبم میمالید منم که از این التماسه شلتر شده بودم لبامو شل کردم و دیگه نمیتونستم مقاومت کنم
کیرشو بین لبام که از هم باز شده بود کردو به دندونای بستم فشاار میداد هی میگفت باز کن باز کن منم اروم دهنم وبااز کردم کیرش رفت تو دهنم دیگه دست خودم نبود شروع کردم به خوردن اون,تو دهنم کیر کلفت نازشو عقب جلو میکرد بیضه هاش به لبم میخورد تا ته حلقم رفت ااونم حشری شده بود در اوردم چند تا لیس ومک زدم با دستمم براش جلق میزدم تو دهنم اون لحظه دیگه مال خود نبودم تا اونجا که میتونستم مک میزدمو چند بار بیضه هاشم خوردم
اونم سرمو با دست به سمت کیرش هل میداد چند بار این کارو کرد یه دفعه ابش پاشید تو دهنم در حالی که من سلفه کنان خودم وعقب میکشیدم بقیش و ریخت روی صورتم من نفس نفس میزدم که امیر تندی شرتشو پوشید من و بلند کرد برد زیر دوش صورتمو پاک کرد زودی رفتیم لباسامونو تنمون کردیم در حالی که یه لب خوشگل محکمم امیر ازم گرفتو رفت
منم رفتم خونه هم خوشحال هم ناراحت تو اتاقم فکر میکردم به قضایای اتفاق افتاده داداشم ساعتای 8:30 اومد خونه ناراحت اومد بر عکس همیشه در اتاق من و یه دفه باز کرد و گفت مامان کو منم گفتم سلام چرا عصبانی اینقد ماماان خونه همسایه رفته مراسم داشتن داداشم بر افروخته اتاقارو متر میکرد منم رفتم حموم و لخت با یه حوله دور کمرم اومدم بیرون دیدم تو سالن نشسته حالشم گرفته من رفتم جلو ایینه قدی خودم و بر انداز میکردم که داداشم گفت چیه باز خودت و واسه کی درس میکنی گفتم دوس دخترمون کجا بود که حرفمو نیمه تمام گذاشت گفت شما خودت زیدی بر گشتم نگاش کردم چپ چپ قندون روی میز و پرت کرد طرفم گفتم چته احمق که بلند شد با اون هیکل دو برابر من هیچ شانسی نداشتم گفتم چی شده گفت آبرو مو بردی چی شده گفتم چرا که تو گوشی اول اومد منم اشک تو چشام که به مامان میگم منو زدی که دو سه تا دیگه پشت سرش همینطور که میزد میگفت گوه میری تو باشگاه میدی که فهمیدم بله چی شده گفتم چرا دروغ میگی که گفت ممد دیده تو جکوزی داشتی واسه یکی ساک میزدی مغزم کار نمیکرد گفتم بابا شوخی بوده که گردنم و گرفت رو مبل راحتی در حالیکه متوجه شدم حوله از دورم افتاده لخت لخت تو دست داداشمم گفتم خودت چی که فیلم سوپر نگاه میکنی و جلغ میزنی دو سه تا کشیده اومد گفت کثافت کیر میخوایی با حرص میگفتم منم واسه رهایی از دسش گفتم اره چی میگی از کوره در رفت موهامو گرفت از پشت در حالی که دندوناشو به هم فشار میداد زیپشو باز کرد کیرشو در اورد سرمو روی دسته مبل گذاشتو کیرشو رو دهنم فشار میداد میگفت بخور کیر میخوای بخور دهنمو باز کردم که بگم ای موهامو ول کن کیرش و کرد تو دهنم در حالی که فحش میداد کونی جنده بخور تو دهنم تلمبه میزد کیر گندش تو دهنم بود منو میزد اما بازم یه حس جالب داشتم خوشم میومد اونم بعد از چند بار تلمبه زدن انگار خوشش اومده بود و بیشتر و تندتر تلمبه میزد یه لحظه حس کردم کیر خوشگل داداشم گرم شد و داره ابش میاد از دهنم کشید بیرون که تو اخرین لحظه یه قطرش و تو دهنم حس کردم اما زود کیرشو کرد تو شلوارش فک کنم بقیه ابش تو شلوارش ریخت زودم روش و اونور کرد و از خونه زد بیرون ومنم لخت روی مبل در حالی که یه قطره پاشیده شده تو دهنمو مزمزه میکردم رها کرد و رفت.

نوشته: نیما

همزمانسازی محتوا