شما اینجا هستید

گی

روز بعد از تولدم

همون جور که میدونین من 3 هفته هست تو این سایت هستم و داستان هاو نقد میکنم. البته خودم زیاد از نقد حالیم نیست ولی اگه خدا بخواد بعد از چند ماه راه میوفتم. از بعضی دوستان که میان زیر داستانا فوش میدن درخواست میکنم فوش ندین . 31تیر تولد من بود.کلی برنامه چیدم که با دوستام برم جنگل گل بکشیم و عرق سگی بخوریم.

داستان سکسی:

کون گوشتی دانیال

دانیال خیلی رو مخش رفته بودم تا اون روز بیاد خونمون فقط گفته بودم با هم لخت چند دقیقه ای بخوابیم اونم از خدا خواسته قبول کرد وقتی وارد خونه شد تا از پله ها بیاد بالا دستم رو کونش بود اون شلوار سرمه ای پارچه ای تنش که برق اتو روش افتاده بود وقتی برق میزد حشری تر می شدم وقتی رسیدین دم تخت بهش گفتم لخت شو شلوارشو کشید پایین اما من به زورم که شده کاملا لختش کردم بدنه کوسه ای داشت کون گوشتی و برجستش داشت دیونم میکرد کیرشو شروع کردم به مالوندنو مکیدن تقریبا داشت دیوونه میشد روغن زیتونی که زیر تخت قایمش کرده بود مو کشیدم بیرون از پشت گردنش ریختم اومد تا پایین شروع کردم کونشو مالوندن براش جق زدن یو

داستان سکسی:

پیمان رو فقط تونستم بمالونمش

سلام... داستان از اونجایی شروع شد که داداشم سرباز بود و من تو بُنکداری یکی از دوستانم فروشندگی میکردم من اونموقع 25 سال داشتم و الان 28 سالمه .....

داستان سکسی:

انتقام در گاییدن پسرخاله

سلام. من امروز میخوام داستانی رو براتون تعریف کنم که شاید خیلیا آرزوشو داشته باشن که بتونن اینجوری انقام بگیرن. این ماجرا مربوط به دو سال پیشه ؛ از اونجایی که یادم میاد از بچگی بچه ی خیلی شیطونی بودم ، حاضر جواب بودم ، البته دست خودمم نبود طبیعتم اینجوری بود خلاصه بچه بده ی فامیلم بود. یه پسر خاله دارم اسمش عرفانه و شیش ماه از من بزرگتره ، همونطور که من بچه بده فامیل بودم و عرفان بچه خوبه فامیل بود.

داستان سکسی:

آخرین گی تو حموم عمومی

سلام من رضا هستم 18 سالمه نمیدونم از کجا شروع کنم تقریبا سه هفته پیش بود که برای مسافرت به شهرستانمون رفتم و وقتی میخواستم برگردم با اتوبوس های ترمینال برگشتم و تو اتوبوس یه پسر جوونی و دیدم که صندلی پشتی من بود که خیلی هیکل ردیف و سکسی داشت و عالی بود من از همون اول که تو اتوبوس دیدمش به فکر این بودم که چطوری بتونم یه ترفندی اجرا کنم و با هاش طرح دوستی ببندم و من همش بر میگشتم پشت سر و نگاش میکردم به طوری که نگاه های من باعث شد بهم جلب توجه کنه و مثل اینکه اونم از من و هیکلم خوشش اومده بود تا اینکه به ذهنم رسید شماره خودمو رو موبایل بنویسم و شاید اون ببینه و برداره و بعد

داستان سکسی:

اولین تجربه مفعول بونم

سلام به کاربرای عزیز و نکته سنج. اسمم امینه ۱۹ سالمه قد ۱۷۵ وزن ۶۸. با اینکه رابطم با دخترا خوبه و دوس دختر دارم ، اما همیشه دلم میخواست برای یه بارم که شده رابطه با یه پسرو تجربه کنم . تو سایت تو خیلی تاپیک ها مشخصاتمو گذاشتم ... خیلیا پیام زدن ، اما هیشکیو پیدا نمیکردم که همسن و هم تیپ خودم باشه . تا یه روز با علی آشنا شدم ۲۰ ساله ، مودب بود. (برخلاف خیلیا که بد دهن و عوضی بودن) گف من رابطه ۲ طرفه میخوام رفاقتم برام خیلی مهمه ، فک کردم یکم ، گفتم پس باید بیشتر آشنا شیم . قبول کرد. بلخره یه روز قرار گذاشتیم ، تیپ و قیافش خوب بود . خدا خدا میکردم یه وقت اوا نباشه که نبود .

داستان سکسی:

کون دادن به معلم ریاضی

سلام داستانیو که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به سال 88 اون موقع من اول دبیرستان بودم و تازه وارد قضایای سکسی شدم ولی هیچوقت به جنس مخالف علاقه ای نداشتم من تودر س ریاضی خیلی ضعیف بودم برای همین از معلمم خواستم تا قبل از امتحانات ترم اول بیادو بهم درس بده اکثر روزا من تو خونه تنها بودم تا شب برای همین وقتی که معلمم میومد ما دو تا کاملا تنها بودیم یه روز که خونه ی ما بودش من دولا شدم که وسایلو از رو زمین بر دارم که یهو دیدم داره با دستش کونمو میگیره اینو بگم من اونموقع تپل و سفید بودم من یهو برگشتم که اونم جا خورد و ترسید بهم گفت برگردیم سر درسمون من چیزی نگفتم ولی ینی دلم میخواست دوباره اون

داستان سکسی:

داستان کونی شدن من بدبخت

سلام سینا هستم 21 سالمه راسیتش من زیاد بلد نیستم خواتره بنویسم به بزرگی خودتون ببخشید. من وقتی 14 سالم بود یه دوستی داشتم به اسم نریمان خیلی باش صمیمی بودم خیلیم پسر خوشکلی بود اما من اون زمان نمیدونستم که بیشتر بچه های محل کردنش . من اون موقه هیچی سرم نمیشد و خیلی ساده بودم . یه روز که کسی در خانه ما نبود بهش گفتم کسی نیست میخوای بریم خانه ما نریمان گفت باشه بریم . در راه حرف از سکس زد و گفت دوست داری با هم سکس داشته باشیم؟ منم آن موقه نمیدانستم که دادن یک پسر باعث بد بختی میشود چون خیلی دوسش داشتم بهش نه نگفتم .

داستان سکسی:

اولین کون دادنم تو دستشویی خوابگاه

سلام. من فرزاد هستم 26ساله ومیخوام داستان اولین و تنها شیطنت پسرونمو براتون تعریف کنم. قضیه منو پوریا برمیگرده به سال های قبل. اون زمانی که ما باهم تو یه هنرستان بودیم. و من تازه نسبت به کیرش حس پیداکرده بودم. پسرا میدونن دیگه... یه پسربچه 17-16 ساله دبیرستانی تو اوج شیطنت و برانگیختگی جنسی قرار داره و میخواد یه جوری این حسو تخلیه کنه. ماهم برعکس خیلیا چون اونقد رو نداشتیم که واسه خودمون دوست دختر پیداکنیم بیشتر شیطنتامون تو مدرسه و محل بود. (البته منظورم از پیداکردن دوست دختر فقط برای رفع نیازجنسی نیستا، ولی خب اینم یکی ازاون نیازاست که با داشتن دوست دختر حل میشه)

داستان سکسی:

قیم من و مامان

خاطره من مربوط به دو سه سال پیشه. پدر من حدود چهار سال هست که فوت کرده و شوهر خالم قیم من و مادرم شده. من اون موقع ها بچه بودم و خیلی دلتنگ پدر. شوهر خاله ام مرد مذهبی و خوش اخلاقیه. از همون اول جای پدر را در قلب من گرفت. اکبر اقا همیشه وقتی منو میدید بغلم میکرد و ماچ آبدار از لپهای بزرگم می گرفت. من چاقم و از بچگی بر خلاف پسرها سینه های تپلی دارم. اکبر آقا سینه هام را از پشت میگرفت و منو میچسبوند به خودش بعد لپمو ماچ بارون میکرد. گاهی هم ریشاشو میمالید زیر گردنم که من قلقلکم میشد و میخندیدم. از این حرکات اکبر اقا خوشم میومد. یه روز اکبر اقا اومد خونمون.

داستان سکسی:

اولین کون دادن پسر تپل

با سلام خدمت همه اعضای عزیز شهوانی من اولین باری که داستان مینویسم میخوام داستان کون دادنمو براتون بگم.اول از خودم شروع میکنم من یه پسر 16 ساله قدم 170 وزنمم 85 بله من تپل هستم و از بچگی کون قشنگی داشتم خیلی تو کفم بودن و هستن.تابستون 92 بود که سعید دوست صمیمییم بهم زنگ زد و گفت بیا خونمون کارت دارم منم از هیچی بی خبر گفتم باشه.البته سعید قبلا منو انگشت کرده بود تو مدرسه ولی من اصلا بکر سکس باهاش نبودم طبق قرار من رفتم خونشون نشستم رو مبل اومد کنارم نشست و گفت چیزی میخوری که گفتم نه مرسی و بعد شروع کرد در باره مسایل سکسی صحبت کردن و یواش یواش دست زد به کیرش و میمامولندش منم یه چیزایی فهمیده

داستان سکسی:

گی فراموش نشدنی آرمین

سلام به دوستاي گلم.من آرمينم 19سالمه ميخوام يكي ازخاطره هاي داغمو براتون تعريف كنم ازبچگي اينو حس ميكردم كه خيلي به زن بودن علاقه دارم و از10سالگي يادمه رژلب ميزدم و لباس سكسي آبجيمو ميپوشيدم و با سينه هام ور ميرفتم تا درشت بشن باوجوداينكه خيلي دوست داشتم بدم ولي نميخواستم با فاميل يا دوستام رابطه داشته باشم.تا اينكه بزرگ شدمو توي چت روم ها تونستم دنبال كسي كه ميخوام بگردم.يه مدت با دوتا پسر سن پايين آشنا شدم كه باهركدوم جدا جدا سكس كردم.ولي اينجوري زياد برام هيجاني نداشت چون اونا زياد حس نداشتن و دلم ميخواست يكيو پيدا كنم كه حس زن بودنو كامل بهم القا كنه توي چندتا پيج پست گذاشتم كه گروپ گي

داستان سکسی:

من الان یه لاشی ام

سلام دوستان من سیناهستم ۱۸ساله از تهران-من تاحالداستان ننوشتم از خودم بگم ک قدم۱۷۵ وزنمم۷۶ من گی هستم یعنی تازه شدم البته بگم من فقط تو کار دادن هستم وازکردن بدم میاد هیکل گووشتی دارم رون پام بزرگه تقریبا کونمم خشگل اما اصلا چاق نیستم- یادمه ازبچگی یعنی۱۰-۱۱سالگی پسرای کوچه با من ور میرفتن البته پسرای۲۰ساله و...اما من چیزی متوجه نمیشدموحسی نداشتم اما کم کم از۱۴سالگی شروع کردم ب فیم دیدن اک هر چی جلوتر رفتم وقتی فیلم میدیدم خودمو جای دخترا جا میزدم وقتی جق ممیزدم خودمو با ی چیزی انگشت میکردم حتی بقدری عشق دادن پیدا کردم ابمو با انگشتم ب زبونم می مالیددم ک بدتر حشریم میکرد- تو بیشتر دوس

داستان سکسی:

کون دادنم در 20 سالگی

سلام.من سعید 24 سالمه از مشهد.این خاطره مال 4 سال پیشه.یعنی زمانی که 20 سالم بود. من همیشه فیلم سوپر نگاه می کردم و همیشه به این مسئله که کاش دختر بودم غبطه میخوردم. واسه همین به دخترای توی فیلم سوپر حسودیم میشد. دوس داشتم یه بار خودمو جای یه دختر بزارم و خودمو در اختیار کسی بزارم.یک شب توی اتاقم پای کامپیوتر بودم و توی اینترنت می چرخیدم. اومدم توی سایت شهوانی. عضو شدم و وارد چت روم شدم. اونجا همه نوع آدمی بودی. از دختر باز و کس گرفته بود تا گی و کونی. من آیدی یه پسر مشهدی رو که پیام داده بود ( دنبال یه کون از مشهد می گردم کسی هست) رو برداشتم. بهش پیام دادم. اونم سریع جواب داد.

داستان سکسی:

گی در مدرسه ما

مدیونید اگه فک کنید این داستان الکیه دوم دبیرستان بودیم و ورزش داشتیم.یکی از هم کلاسیهامو به شدت دوست داشام ولی بعد از مدتی فهمیدم این یه دوست داشتن عادی نیست اسم دوستم امیر بود و تنها کسی که میدونست من گی هستم اون بود.خیلی بچه ی بی انضباطی بود ومثل همیشه اخرین نفری بود که لباس عوض میکرد.من واون تو رختکن تنها بودیم.بهش گفتم میخوام بکنمت اونم گفت بیا بکن منو.فک کردم شوخی میکنه ولی یه دفعه شلوار وشرترو باهم کشیدپایین لامصب کونش خیلی سفیدبود من سریع پریدم روش و اون به حالت سگی رومیزپینگ پنگ نشست من کیرمو اروم گذاشتم تو کونش و با شدت کم شروع کردم به تلمبه زدن اون هم مث دخترها اه اه میکرد معلوم

داستان سکسی:

گی اتفاقی با گل فروش

سلام من 19 سالمه و قد189 و80 کیلو وزنمه ولی چاق نیستم واندازه کیرم 15سانته، داستانم درباره گی من وکسی که اسمشم نمیدونم( خاطره ست) ماجرا از اونجایی شروع شد که من برای کار به یه شرکت رفتم و بعد از مدتی استخدام شدم و برای ویزیتوری به مغازه های مختلف میرفتم .

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی