شما اینجا هستید

گی

كون دادن با لباس فوتبال

سلام اسم من كامرانه و 17 سالمه قدم190 و كونم تپل و سفيده من عاشق سكس فوتبالی هسستم وقتی كفش و شورت توپ فوتبال ميبينم كيرم راست ميشه وقتی جلق ميزنم كيرمو به كفش يا توپ فوتبال ميمالونم تا آبم بياد .

داستان سکسی:

عجب کون پسری بود

سلام به همگی.من امیر علی هستم داستان من بر میگرده به سال پیش اون موقع من سر کار قبل یم میرفتم. که روزام تکراری بود مثل همیشه. تا روزی که یکی از همکارام برادر خانومشو اورده بود سر کار تا با ما یه مدتی کار کنه.اسم این اقا پسر امیر نام داره. به قول خودمون این بچه خیلی ادعا داشت(همین ادعا هست که بگات میده)) منم با دوستم پیله ای شازده میکردم البته اولا به شوخی . تا یه روزی منو این جوجه برای یه ساعت سر کاررتنها بودیم .من دوباره به شوخی بهش میگفتم امیر جون بهم یه کون نمیدی . اونم میخندید و میگفت مگه من چونیم که ازمن اینو میخوای منم با شوخی میگفتم مگه میخوام چیکار کنم یه لاپای بیشتر نمیزنم .

داستان سکسی:

کون دادن رسول

سلام، اسمم رسول، 25 سالمه، قد 186، وزن 70، رنگ چشم سبز، رنگ پوست گندمی، رنگ مو خرمایی، و… خلاصه نسبتا خوبم، من از بچگی از این موضوع خوشم میومد که به خودم انگوشت کنم، یعنی یه حسی بهم دست میداد که خیلی لذت بخش بود، کلا هم با بچه های محلمونم تو بچگیامون که دودول بازی میکردیم از قسمت دادن خیلی خوشم میومد، تا این که بزرگ شدیمو دیگه این کارو نکردیم ولی باز به خودم انگشت میکردمو با خودم حال میکردم، تا این که پارسال یعنی تو 24 سالگی، یه برنامه رو گوشیم نصب کردم به اسم سکس چت، که توش از هر کشوری میانو pm میزارن و دنباله کیس خودشونن، یه بار رفتم تو این برنامه دیدم یه پسره pm گذاشته که دمباله یه پسر م

داستان سکسی:

خاطرات همجنسبازی در سربازی

این اولین باریه که مینویسم چون اکثر خاطرات شهوانی با نگارش ضعیف و چاشنی دورغ همراهه.برای همین تصمیم گرفتم خاطرات خودمو برای اولین بار بنویسم.ضمنا خاطره من مربوط به همجنسبازی میشه.عزیزانی که دوست ندارن لطفا رفع زحمت کنن.
یادمه اولین باری که تجربه سکس داشتم مال زمانی بود که من و پسرعموم پسر همسایه مون رو تو باغ عموم میکردیم.اون موقع من 6 سالم بود و پسرعموم 8 سال.
بزرگتر که میشدیم درک بهتری از سکس پیدا میکردیم و روزی نبود که یه پسر رو به بهانه ایی بکشیم تو باغ و ترتیبشو ندیم.

داستان سکسی:

کون کردن در ایرانشهر

من فرشاد هستم 22سالمه با هیکلی درشت و توپر .
داستان از اونجا شروع شد ک ما برای تعطیلات رفته بودیم سیستان بلوچستان شب اول رفتیم ایرانشهر ک اونجا بخوابیم فردا صبح حرکت کنیم برا چابهار.

داستان سکسی:

اگر اتفاق نمی افتاد

(خاطره من برای جق زدن تو خوب نیست میتونی بری یه چیز دیگه بخونی)
.......
15 سالم بود و همه چی از عکسا و فیلم های تو سایت ها شروع شد
یه حس هایی داشتم که تو جامعه ایران بد بود حقارت بود....
سعی میکردم فراموش کنم بهش فکر نکنم اما مگه میشه؟میشه چیزی که هستی رو فراموش کنی؟ نه برای من نشد
همیشه خدا اون حس با من بود و من به خودم فحش میدادم که احمق چرا باید اینجوری باشی؟
نمیدونم کی ولی دیگه کم کم عادت کرده بودم به این حس

داستان سکسی:

گی با همکلاسی دوست داشتنی

سلام اسم من امیرحسین . داستانی که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به 3 سال پیش که من کلاس دوم راهنمایی بودم . از اونجایی که زود با خود ارضایی آشنا شده بودم در روز بار ها و بارها این کار رو انجام میدادم و میشه گفت فوق حشری بودم . توی سال دوم مثل تمام بچه های کلاس من هم عاشق سکس بودم . با اینکه خیلی حشری بودم ولی هیچ موقع حاضر به پریدن روی بچه ای تو کلاس یا انگشت کردنش نبودم . اولین روز سال هیچکی هیچکی رو نمیشناخت و همه با هم قریبه بودن . من هم تصمیم گرفته بودم این سال جدید رو با یک آدم خرخون بگذرونم تا شاید روم تاثیری داشته باشه .

داستان سکسی:

لذت گى با مرد واقعى

سلام من رامتين ١٨ ساله اهل تهران و گى و عاشق كون دادن .من از سن ١٤ سالگى به شدت تمايل به سمت گى و مفعول بودن داشتم و تا سن ١٨ سالگى فقط به خاطر خيلى مسايل داخل ايران و شرايط تونستم ٥ بار لذت كون دادن و تجربه كنم و بقيه اين سالها با داستان گى و فيلم و خودارضايى گذشت تا ما ٤ ماه قبل براى مدتى زندگى در آلمان به اين كشور و شهر كلن اومديم يكى ٢ ماهى گذشت تا من چند سايت دوست يابى گى پيدا كردم و بعد از يكى دو هفته سرچ سايت دنبال يك گزينه خوب براى سكس گشتم و ترجيح دادم حالا كه شرايط اينجوريه دنبال اون چيزى كه هميشه ميگشتم باشم من عاشق كون دادن به مرداى بالاى ٤٠ سال با كير گنده ام بالاخره بعد از ي

داستان سکسی:

وقتي مربی بدنسازی منو ...

باسلام خدمت عزيزان.قبل ازهرچيزي بهتره اينو بگم كه من تازه اينجا عضو شدم و بعضي از داستان هارو هم خوندم وبعضيا فحش دادن كه دروغه البته هركس نظرخودشو داره ولي اين داستان من برميگرده به 1هفته پيش اگه فكرميكني كه دروغه نخون چون مهم نيس چي فك ميكنن بعضيا...خلاصه بريم سراصل مطلب.من اسمم پوريا 19ساله قدم173ووزنم60 حدود1ماه هس كه باشگاه بدنسازي ميرم.من يه رفيقي داشتم كه چند سال بود بدنسازي كاركرده بودمنم واسه اينكه پيش يه آدم حرفه اي كار كنم با اين رفتم ثبت نام كردم مربي باشگاهمون مردي چشم آبي با هيكلي بزرگ وعضلاتي كه من وقتي بدنشو ديدم كيف كردم اولاش همه چي عادي بودوقتي وارد باشگاه ميشدم سلام ومو

داستان سکسی:

مهدی و مهدی

سلام اسم من مهدي و 29 سالمه، اين داستاني كه ميگم بر ميگرده به 2 سال پيش، گر چه گناه بود و اميدوارم ديگه تكرارش نكنم ولي گفتم بنويسمش بد نيست. يك سال پيش از اين ماجرا تو كلاس زبان با يه پسره آشنا شدم اسمش مهدي بود. با هم گرم گرفتيم با هم بيرون ميرفتيم كوه و استخر و خلاصه بچه خوبي بود. مهدي هميشه از دوستاشو دختر بازياش برام مي گفت منم گوش ميكردم يه مدت گذشت مهدي يه مدرسه زد. مدرسه واسش گرفت و اوضاعش خوب شد. و در ضمن يه مكان داشت ديگه. گاهي اونجا مي موند تا صبح كه كاراي مدرسه رو انجام بده و مي گفت منم مي رفتم پيشش و كمكش مي كردم.امكاناتش خوب بود واسه اون كه تازه شروع كرده بود.

داستان سکسی:

عاشقانه های من ...(گی)

سلام دوستان
داستان من سکسی نیست
اسم من پرهام هست و اهل شهر داراب هستم
نمیدونم خاطره نویسیم چطوره چون همین 1 ساعت پیش عضو شدم
این داستان گی هست پس اگه دوست ندارین نخونید
اسم داستانمو میزارم من و محمود
بزارید اول یه مقدار از خودم بگم / من 19 سالمه /پوستم سبزه هست / خوش تیپم چون خیلیا دنبال منن / قد 173 / وزن 62 / بدنمم عضلانی و بدنساز هست/
از وقتی یادم میاد از دیدن بدن مرد یه حسی بهم دست میداد. مخصوصا مردهای پشمالو
زمانی که وارد راهنمایی شدم فهمیدم که دوست دارم با مردهایی که بدنشون حسابی مو داره سکس کنم

داستان سکسی:

گی با مشتری گیم نت

من فرشاد هستم و 25 سالم باقد180 من اصفهان هستم ویه مغازه گیم نت دارم که بچه های ناز وخوشگل زیاد میاند آنجا این داستان که نه یه خاطر به یاد ماندنی از زمستان 92 برج 11 که دارم می‌نویسم خب شغل من جوری هست که اکثر با بچه ها در ارتباط هستم و یه پسر به اسم پیام بدجور منو به خودش جلب کرده بود یکم هم از پیام بگم و خاطره را آغاز کنم پیام جون یه پسر باقد 165 و15 سالشه موهاش لخت ومشکی تیره باچشمهای عسلی ومژه های بلند وفر خورده که زیبای چهرش را چند برابر میکنه پیام جون نه لاغر بود نه چاق اندام سکسی نرمالی هم داشت اون روزی دو ساعت نیومد با دوستاش یا پسر عموهاش بازی میکرد وخیلی ها هم عاشقش شده بودند خودش

داستان سکسی:

کردن همکلاسی ام

داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به 5 سال پیش. من رضا هستم قدم 172 سانتی متر و کیرم هم اوج شقش میشه 16.5 سانتی متر. خونه ما اصلا خالی نمیشه . هنوز که هنوزه به هیچ عنوان خالی نمیشه.

داستان سکسی:

گی من و امید

سلام من تیام هستم سن 17دارم و خیلی هم عاشق سکس پسرها بودم. من تازه به مدرسه دبیرستان رفته بودم که مدرسه شهوتی ها و یا پسر بازها بود منم یک پسر خوشگل با وزن 78و بدن سفید و بدون مو بودم وقتی وارد کلاس شدم یه نگاهی به کلاس کردم دیدم همه بدچهره و زشتن تو دلم گفتم خدا بخیرکنه من خوشگل از نظر دیگران میان این همه بچه باز. رفتم بشینم جلو که دیدم جاها پرشده و مجبور شدم برم بشینم ته کلاس پیش یه نفر که ازچهره اش معلوم بود ادم بد قلقی هست حالا بگذریم رفتم نشستم و سلام کردم اونم با یه صدای کلفت گفت الیک سلام.

داستان سکسی:

تنگ تنگ

يادم مياد اولين باري كه تو عمرم بي نهايت خجالت كشيدم زمان خدمت بود.با گروهان تو محوطه صبحگاه نشسته بوديم كه سروان داشت درباره بحث تمايل به جنس موافق و راه هاي تقوا پيشه كردن در زمان سربازي حرف مي زد .نمي دونم چي شد كه يه شير پاك خورده پاشد گفت سرگروهبان منظورت از بچه خوشگل يكي مثل ميثمه.يه دفعه 60 تا چشم زوم شد روم.از اون روز به بعد همه سربازا منتظر يه فرصت بودن تا تقمو بزارن.خدا خدا مي كردن تو پست دو نفره شب با من بيفتن.امنيت جاني و مالي و كونيم به خطر افتاده بود.خود منم راستش بدجوري تو كف بودم اما ترجيح ميدادم يه درست و حسابيش به پستم بخوره تا اين كه مهدي رو ديدم كه دو ماه از من قديمي

داستان سکسی:

کون دادن در باغ های شمال

سلام من سهرابم الان 28 سالمه این داستان برمیگرده به 17 سال پیش یعنی وقتی 15 سالم بود ویشه گفت اولین باری بود که کون دادم. داستان از اینجا شروع شد که داشتیم با پسر دائیم که اسمش امیر بود با دوچرخه توی یه جاده جنگلی میرفتیم که جلوتر دوتا پسر نشسته بودن که از ما بزرگتر بودن. اونا پسر دائیم رو میشناختن رفتن یه گوشه صحبت کردن وقتی امیر اومد پیشم گفت اینا میگن بیاید بکونیمتون که من سریع گفتم نه. سوار دوچرخه شدیم زهنم درگیر این جریانات شد. به امیر گفتم تو تاحالا به اینا دادی؟ اولش گفت نه ولی بعدش که فهمید من متوجه شدم گفت آره. خلاصه تعریف کرد که حال میده و از اینجور حرف ها.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی