شما اینجا هستید

گی

ناصر و یاشار

بعد از چند سال کار دور از خونه، توی پاییز یه شهر نزدیکای شهر خودمون کار پیدا کردم.چون میخواستم عیدش زن بگیرم. همکارام هم مال همون منطقه بودند. یه روز برای یکیشون یه کارگر اومد که با بقیه فرق داشت. چون بچه مرفه شهر بود و بخاطر اختلاف با خانوادش اومده بود دور از خونه. من با مسئول اون شوخی داشتیم. یه بار بهش گفتم یا مامانتو بده بکنم یا 20 تومن میدم این یاشار (پسر جدیده) رو بده بکنم. نگو اونهم میره به یاشار میگه تا مسخرش که. روز بعدش دفتر بودم که دیدم یه ایرانسل زنگ زد به گوشیم. گفت من فلانیم. تو به مهندس گفتی که اینطوری. . . ؟

داستان سکسی:

کون حلقوی من

سلام یه روز تازه با خوندن داستانهای گی فهمیدم که دادن رو دوس دارم .بلند شدم رفتم حموم البته من کم مو هستم و خیلی بدن دنبه ای و نرم و زنونه ای دارم.اونقدر داغ شدم که مونده بودم به کی بدم .من که تا حالا کیر تو کون خوشگلم نرفته.شهوت داشت خفم میکرد ولی دیدم نمیتونم به کسی بگم.از ناچاری رفتم بازار چندتا بادمجون کلفت خریدمو برگشتم.از اینه نگا خودم کردم واقعا کردنی شده بودم .جای کیر کلفتا خالی.عاشق کیر کلفتم.فکر نمیکردم یکدفه اینجور کونی بشم.اینه بزرگ قدی رو اوردم دراز کشیدم با وازلین و کرم لای کون سفید و تپلمو حسابی چرب کردم.وای چقدر داغ بودم .کیر سیاه پوستو(بادمجون)گذاشتم لای کپلم اروم سوراخ قشن

داستان سکسی:

گایده شدن زوری کونم و دهنم توسط 3نفر

سلام دوستان همین اول میگم که داستانی که میخوام واستون تعریف کنم گی هست و هرکی خوشش نمیاد مجبور نیست که بخونه. من سامان هستم 19ساله از تهران گی نیستم چون به سکس با جنس مخالف خیلی علاقه دارم و انجام میدم ولی خوب به یه چیز دیگه هم علاقه دارم اونم کون دادنه قبلا خیلی جلوی این علاقمو میگرفتم ولی الان یه ماهی میشه که دیگه جلوشو نگرفتمو تا حالا چند بار امتحان کردمو فوق العاده لذت بردم و اگه بشه دوست دارم هرشب زیر یه نفر بخوابم.

داستان سکسی:

کردن آبتین واسه اولین بار

ماجرا از اونجایی شروع میشه که آبتین و خانوادش محل زندگیشونو عوض می کنند و آبتین تو محله جدید با میلاد آشنا می شه. میلاد چهار سال از آبتین بزرگتر بود. آبتین اون موقع 14 سالش بود و هنوز میل جنسی نداشت و نمی تونست درک کنه که چرا بعضیا بهش نگاهای خیره و عجیبی دارند. دوست داشت همیشه جذاب باشه و تو کانون توجه دیگران باشه برای همین معمولا شلوارایی که می پوشید کمی تنگ و چسبون بودند و این باعث می شد قسمت پشت شلوارش به باسناش بچسبه و گاهی هم میون باسناش گیر کنه و باعث نمایون شدن زیبایی و فرم سکسی تر پایین تنش بشه مخصوصا تو تابستون که فقط یه تی شرت می پوشید و تی شرت به زور تا نوک قمبلاشو می پوشوند .

داستان سکسی:

خواب بودی کونت گذاشتم عزیزم

سلام من یاسر هستم 20 سالمه. این داستان واقعیت دارهااااااااا نگید از خودش درآورده اسماهم مستعاره. از حالا هم بگم فحش ندین اگرم دادین هفت جدو آبادتونه. میخوام یه خاطره ای که تابستون مرداد 92 برام اتفاق افتاد رو براتون تعریف کنم. داستان از اونجایی شروع شد که مهدی (15 سالشه با اندامی سفید) یه موتور خریده بودو تازگیا همش دوروبر خونمون میپلکید. الانم اینجوریه. من که هر شب میرفتم سر زمین رفیقم (خربزه با هندونه کاشته بودن) علی و اونجا یه چندتا از داستانای شهوانی رو میخوندیمو جلقی میزدیمو بعدش میخوابیدیم. داستان ما هم همینجوری پیش میرفت.

داستان سکسی:

گی اتفاقی در ماموریت اصفهان

سلام. من اولين بار داستان مي نويسم. من 28 سالمه تو يه شرکت کامپيوتري کار مي کنم و معمولا واسه ماموريت ميرم شهرهاي مختلف سال گذشته رفتم اصفهان تو يه هتل مستقر شدم فصل ارديبهشت بود هوا خيلي سکسي بود من معمولا با دوست دخترام سکس داشتم . ولي نمي دونم چرا اونجا خيلي حس خاصي داشتم .

داستان سکسی:

کوچه ای که عاشقم کرد

اسم من امیر هست. اول مثل همه بگم که این یه داستان گی هست و

اگر دوست ندارید لطفا مطالعه نکنید. داستان کاملا واقعی است و فقط

اسامی من جمله اسم خودم تغییر کرده است.

من الان 20 سالمه و مدت هاست تو فضای مجازی از نیمباز و وی چت

بگیرید تا حتی فیسبوک و وبلاگ ها دنبال دوستی میگردم که بتونم روش

حساب کنم. رفیقم باشه و نخواد صرفا به خاطر سکس با من باشه. تو

این مدت هم متوجه شدم که تهران و کرج و شیراز بیشترین گی ها رو

دارن. با خیلی ها هم دوست شدم، اما رابطم در حد نهایتا تلفن بود. من

داستان سکسی:

اولین کون دادن به شوهرخاله

سلام من آروین هستم و حدوداً 19سالمه. 7سالم بود که پدرم فوت کرد و از همون موقع با مادرم زندگی میکنم. از همون بچگی رابطه ی نزدیکی با مامان داشتم و یه جورایی الگوی من مامان بود، حتی به تقلید از مامان دوست داشتم شورته زنونه بپوشم یا موهای بدنم رو اصلاح کنم. بالاخره از سن 14سالگی مامان که علاقه ی من به اصلاح کردن موهای بدنم رو میدید با اینکه موهای بدنم زیاد نبود واسم اصلاح میکرد. همیشه هم شورتهای مامان رو میپوشیدم و هنوزم میپوشم، البته خودمم شورت زنونه دارم، کلا" شورت زنونه میپوشم، استیل بدنم مثل خانوماس و باسنه خوشگل و خوش فرمی دارم که دقیقاً مثل باسنه مامانه.

داستان سکسی:

مالک و همکلاسی زیبارو

سلام من مالک هستم 24ساله خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به سال دوم دبیرستان وقتی که من تازه وارد وارد مدرسه ای شدم که با همه غریبه بودم اولین باری که وارد کلاس شدم رفتم اخر کلاس نشستم کمکم بچه ها وارد میشدند یکی از بچه ها هم امد کنار من نشست و بامن دست داد قلبم ریخت پایین پسری زیبا روی خوش تیپ از ان روز رفتم توی فکر یک ماهی گذشت وما بیش از پیش باهم دوست شده بودیم واقعا پسر با معرفتی بود منم هرکاری که میتونستم براش میکردم منم با اینکه پسر خیلی حشری بودم حتی به خودم اجازه فکر کردنشو هم نمیدادم تاوقتی که که ارش{همون دوستم} بایکی دیگه از همکلاسیهامون به اسم نیما دوست شد اما هنوز ا

داستان سکسی:

كون دادن وحشيانه به كير كلفت حشري

سلام من سامان هستم ١٩سالمه راستيتش وقتي بجه بودم جند بار كون دادم ولي اون موقع جيزي ازش نميفهميدم تا هفته بيش كه قسمت شد دوباره يكي ترتيبمو داد و لذتش دوباره اومد تو زندكيم داستانشم واستون نوشتم اميدوارم خوشتون اومده باشه .

داستان سکسی:

پسرخاله ابنه ایم کرد

سلام دوستان عزیز میخوام خاطره گی شدن خودم رو براتون تعریف کنم
وقتی 13 سال داشتم باسن قمبل و نرمی داشتم که با شلوار پارچه ای تنگ و لختی که می پوشیدم بسیار سکسی به نظر می رسید و همه تو مدرسه و محله چشمشون دنبال من بود ولی من هیچ وقت بهشون پا نمی دادم

داستان سکسی:

عشق کون دادن داشتم

من در طول زندگیم به 14 نفر کون دادم. ولی دوست داشتم خیلیای دیگه منو بکنن که نشد. حسرت کیر خیلیا به دلم موند بهترینش این بود که 11 ساله بودم و بچه محلمون که یه سال ازم بزرگتر بود کنار خیابون وایساده بوداسمش میثم بود و من با دوچرخه اذیتش میکردم بهم گفت اذیت نکن میام میکنمت منم تا اینو شنیدم به خارش افتادم بهش گفتم اگه عرضشو داری بیا بکن اون فکرمیکرد شوخی میکنم . باز اذیتش میکردم و اون هی حرفشو تکرار میکرد و منم میگفتم عرضه نداری. تا اینکه دیگه خسته شد و حرفشو نگفت منم دیدم دارم یه کیر رو از دست میدم یکم جدی تر بهش گفتم خب اگه عرضه داری بیا بکن دیگه .

داستان سکسی:

شب جمعه گی

شب جمعه بود و من چون تنها بودم مقداری آیس کشیده بودم که چون تو فاز سکسی بودم کمی خودمو کونمو روغن مالی کردم سوراخمو و با انگشت شروع به بازی دادن و تو حس و رویاهای سکسی فرو رفتن اما چون باید برای شام خانه فامیل میرفتم از ادامه دادن برنامه جلوگیری کردم و لباس تن کردم و مرتب سوار ماشینم شدم و ساعت رو نگاه کردم اگر راهشون شلوغ نبود باید کمی چرخ میزدم و بین راه مسافری سوار کردم که طرف اینکاره یا مثل خودم گی بود چون از من خوشش آمده بود داشت نظرمو به سکس جلب میکرد اگر اینکاره باشی زود متوجه میشی که یارو داره سعی میکنه مخ بزنه نباشی هم اخم میکنی یا موضوع رو طوری که طرف بفهمه عوض میکنی و منکه زمان ک

داستان سکسی:

گی در حمام عمومی

سلام من آرشم 28 سالمه و گی هستم یک روز خیلی هوسه کیر کرده بودم رفتم تو چت روم مشهد و با یک پسر 21 ساله به نامه سعید آشنا شدم اولش خیلی میترسید ولی کم کم مخشو زدم و بهش گفتم دوست دارم منو بکنی اونم قبول کرد تا اینکه شماره همو گرفتیم زنگ زد تلفنی گفتم بیا خونه ما گفت نه میترسم گفتم من بیام خونتون بازم بهانه اورد تا اینکه به ذهنم رسید بریم حموم عمومی اولش قبول نمیکرد تا اینکه مخشو زدم قرار گذاشتیم رفتم دنبالش سوارش کردم تو راه گفت هواست باشه من ورزشکارم گفتم باشه بابا خلاصه رفتیم کاندوم گرفتیم رفتیم حموم عمومی اولش که وارد شدیم از رو شلوار کیرشو مالوندم اولش استرس داشت ولی یواش یواش روش باز شد

داستان سکسی:

عشق، سکس، گی

عرض ارادت خدمت خواننده داستاهای شهوانی
اول از همه ممنونم که وقت با ارزشتونو صرف خوندن خاطره ی من میکنید خوشحال میشم با نظرتون بندرو راهنمایی کنید.
ماجرایی که براتون تعریف میکنم مربوط به یکسال پس از شکل گرفتن عشق بین من و بهترین دوستمه که بیشتر از همه دنیا دوستش دارم، داستان برمیگرده به چهار ماه پیش.
راستی اسم منو یاشار و اسم دوست گلمو آرش فرض کنید

داستان سکسی:

کون دادن من به دوستم

با سلام حامد هستم ۱۸ ساله که خاطرات سکسی زیادی از مامانم وخودم و دوستانم دارم...که حالا میخوام خاطره سکسی خودم و دوستم رو بگم که در دوران مدرسه با هم انجام دادیم...

داستان سکسی:

خوش گذشت

سلام،اين اولين خاطره ايه که توی سايت ميذارم ولی اميدوارم!آخريش نباشه.19 سالمه قدم دقيق 169!،با پسرا زياد رابطه داشتم ولی تا به حد صميمی ميرسيد کلا زده ميشدم و رابطرو قطع ميکردم سکسم دوست داشتم واقعا،ولی به مرحله ی عمل که ميرسيدم حتی از تماس دست پسرا منزجر ميشدم هيچ وقت نفهميدم چرا...بيخيال تا اينکه با يه پسر 8 سال بزرگتر از خودم به اسم پارسا دوست شدم اخلاقاشو دوست داشتم خيلی مغرور و آروم،يه جورايی آدم حس ميکرد ميتونه بهش تکيه کنه،عاشق حساسيتش رو من بودم ولی فرق بزرگش با من اين بود که قبل من سکس زياد داشت خب خيلی ازم بزرگتر بود حق ميدادم بهش ولی مشکل اينجا بود که از همون اول گفت من منتظر ميم

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی