شما اینجا هستید

گی

نه فقط میخوام بدم

سلام اسمم مهم نیست فقط بدونید رفتم خدمت سیگاری بودم مجبور شدم کونی بشم.
یادمه قبله اینکه بدونم کیر چیه کس چیه شبا انگشتمو کرم میزدم با هر بدبختی بود میکردم تو سوراخم لذت خاصی نداشت ولی انگار عادت کرده بودم. نشون به اون نشون که چند بارم بابام مچمو گرفت ولی چیزی نمیگف بیچاره!

داستان سکسی:

اولین و آخرین کون دادنم

با سلام خدمت دوستان شهوانی خاطره ای که براتون میگم کاملا واقعیه وقتی 12سال داشتم یه روز تابستان که خانوادم خونه نبودن پسرعمم که 2سال ازمن بزرگتره اومدخونمون پیشم.نمیدونم چطور شد که شروع کرد ازگاییدن دوست خواهرش حرف زدن(البته بعدا دلیلشوفهمیدم) خلاصه ازاینکه چطورگاییده کجا برده ازکون کرده ووومن که تابحال نمیدونستم سکس چیه وندیده بودم برام خیلی جالب وجذاب بوداما ازاول هدف این شیطان معلوم بودبعداز اینکه قشنگ دوتامون حشری شدیم پیشنهاد گی دادمن که حشری شده بودم ودوست داشتم این حسو تجربه کنم قبول کردم پسر عمم گفت تو اول میکنی یا من بکنم من که هیچ تجربه ای نداشتم گفتم تو بکن بعد من میکنم .از تیپ خ

داستان سکسی:

کیر معلم ورزش

سال اخر دبیرستان بودم اخر های سال بود خوش تیپ وخوش هیکل بودم بچه های مدرسه خیلی پاپیچم میشدند ولی به هیچکدوم رو نمیدادم فقط مهران بود که باهاش صمیمی بودم وچند بار نیز از رو شلوار همدیگر را مالیده بودیم یه روز در توالت مدرسه یکی از بچه ها از پشت منو گرفته بود وداشت با زور از رو شلوار منو میمالید منهم با خنده میخواستم از دستش در برم که یه دفعه معلم ورزش از در اومد تو و ما رو دید سیلی محکمی به پسره زد و به من هم گفت گمشو برو اخه معلم ورزش همسایهمون بود دیگه له ولورده شده بودم خیلی ازش خجالت میکشیدم نمیدونستم چه جوری دیگه نگاش کنم به همین خاطر مدتی از چشمش دور بودم تا اینکه یه روز منو صدا زد با

داستان سکسی:

گی زده (طنز)

سال61بود بدلیل فقر مالی و نبود کار مناسب تصمیم گرفتم قاچاقی برم کویت.....خانواده مخالف بودند چون پدرم زمانی که هنوز بدنیا نیومده بودم همین تصمیم گرفت و سالها خبری ازش نداشتیم...مامان می گفت شاید خوراک کوسه ها شده...
خلاصه رفتیم بندر از قبل ادرس گرفته بودم که چه کسی مسافر قاچاق می بره...رفتم سراغ جاسم بندری بهش می گفتن جاسم خر کیر...توی لنج همراه چند مسافر دیگه پنهان شدیم...نیمه های راه مسافران استفراغ میکردن یکی می گفت دریا زده شدن..
جاسم اومد تو..یک راست سمت من اومد بدنم بو کشید و گفت یا بده یا می کنمت...من هم چاره دیگه ای نداشتم زود تسلیم شدم

داستان سکسی:

در محاصره كون كنا

سلام دوستان من ساسان هستم 26 سالمه . من قدم 175 هستش و وزنم هم 72 كيلو هستش . پوست سفيدي دارمو قيافم هم خوبه . چون بدنسازي البته بصورت غير حرفه اي كار ميكنم بدن نسبتا خوب و رو فرمي دارم و بخصوص باسن و روناي خوش تراشي دارم . چون تو باشگاه خيلي رو اين قسمتا كار ميكنم . خاطره من حول همين باشگاه ميچرخه كه پارسال اتفاق افتاد .

داستان سکسی:

کون ناخواسته پسردایی

سلام.من اولين باره داستان مينويسم و ايني هم ک ميگم در حال جلق زدن نيستم دي:
من موندم این فحش دادنا گاهی اوقات واسه چیه(البته بعضیا حقشونه زار میزنه ک واقعیت نیست!).خب همین فحشاست ک باعث میشه بعضی ها داستان ننویسن هرچند خوبم بنویسن والا!
خب داستان خودم :
يک روز من داشتم تي وي نگاه ميکردم ک يهو پسر داييم اومد خونمون معمولا خونه ما خلوته داداشمم دانشگاه بود .اين پسر داييمونم 13 سال داشت يا 14 و با اینکه لاغره ولی خوش چهرست
بعد اومد خودشو با من صميمي گرفت هي خودشو ميماليد بهم.راستی خودمم بدن ظریفی دارم یعنی نسبت به سنم کوچیکم.

داستان سکسی:

گی با دوست شهوانی

من اشکان 25 سالمه.تو دوران کودکی با پسرعموهام که همسن بودیم شیطنت میکردیم.البته نه بصورت دسته جمعی .هردفعه با یکیشون بودم.اما چون اون موقع بیشتر از 10سال نداشتیم چیز زیادی نمی فهمیدیم.
تو دوران نوجوونی که با پسرعموهام فیلم سکسی میدیدیم خیلی از بدن مردا خوشم میومد و لذت میبردم.

داستان سکسی:

گی شهرام و امیر (1)

من امیر هستم سی هفت ساله از تهران لاغر و قد بلند تیپ اسپرت اگه بار اولی باشه که منو ببینی باخودت سن منو بیشتر از بیست شش و هفت سال حساب نکنی همه اینطور هستن گی هستم و از هفده سالگی تاکنون هم دادم و هم کردم کیرم کلفته و هفده سانت هست عاشق کیرهای کلفت و دراز هستم چیزی که تا هنگام قبل از این داستان تنها دوبار طی این سال ها کیر هفده هجده سانته کلفت دیدم اکثر اون ها پونزده و چهارده سانت بیشتر نبودن که یکیشون هم بود که بزور پونزده سانت میشد اما خیلی کلفت بود با کیرهای کوچیک سکس نمیکنم خوشم نمیاد آدم های چاق هم تو لیست من جایی ندارن خوب حدود چند سالی هست که گاه و بیگاه آیس میکشم و از همون موقع میل

داستان سکسی:

گی بعد از 18سال با تعمیرکار شوفاژ

سلام این داستان واقعی هست من 39 سالم هست ودر دوران نوجوانی وجوانی به 11نفر بیش از 50بار کون دادم و در سن 22سالگی دیگه کون ندادم و درسن28سالگی ازدواج کردم تا این که در سال گذشته از همسرم جداشدم به همین خاطر کلا از زنها دل خوشی ندارم وزندگی مشترکم خیلی تلخ بود نزدیک 4سال بود که باهیچ کس رابطه سکسی نداشتم و فقط با فیلم های سوپر ارضا می شدم هرچه در سایت هم دنبال دوست و بکن گشتم کسی را پیدا نکردم تا اینکه دوهفته گذشته تعمیر کار شوفاژ برای تعمیر وکنترل شوفاژها به واحد ما آمد جوانی حدود 39ساله متاهل لاغر و سبزه بود با یک کیف آچار اسمش حسین آقا بود شروع به کار شد و تعدادی از شوفاژها را تعمیرکرد م

داستان سکسی:

شهوانی منو کونی کرد

سلام دوستان من عاشق سکسم اولین بار که شهوانی رو خوندم داستان های دوستان رو خوندم برام جالب بود تو همین سایت تو قسمت چتش با یکی اشنا شدم که اهل یکی از شهرهای اطراف شهر خودمون بود گفت 40 سالمه راستی بعد از یکم چت تو شهوانی از یاهو با هم بودیم بهش وب دادم از کیرم گفت کون بده منم تا اون موقع همیشه وب کیر میدادم ولی نمی دونم چرا بش وب کون دادم گفت تا حالا کون پسر کردی گفتم نه گفت کون دادی گفتم نه گفت دوس داری امتحان کنی گفت نمی دونم گفت با هم قرار بزاریم همدیگه رو از نزدیک ببینیم گفت باشه ولی کاری نمی کنیم فقط همدیگه رو ببینیم گفت باشه تو یکی از شهرهای اطراف قرار گذاشتیم من رفتم مسافرخونه اونم ا

داستان سکسی:

مرد حشری

باورم نمیشد که تو سکسی باشم و واقعا کسی که درحال کردنم باشه بتونه منو به گریه وابداره خیلی سخت هست که زیر مردی قوی تر از خودتون باشین و نتونین از زیرش تکون بخورین و خودش هم کیرش کلفت و سوراخ کونتون به هردلیلی درد گرفته باشه همیشه که اینطور مشکل ها رخ نمیده من دوستی دارم زمانی که نئشه آیس یا شیشه باشه هفت هشت ساعت مدام تلمبه میزنه بدون ارضاء شدن و تازه فقط میکنه حسی نداره و درواقع خودش رو با تلمبه زدن خالی میکنه بگذریم من بیش از نیم ساعت که یکی از کونم بکنه بیشتر نبوده و خودم هم خیلی بوده همین نیم ساعت میشد که یکبار خیلی دیگه کرده بودم و آبم دیر اومده بود اما این فرق میکرد منو احمد تو آرایشگ

داستان سکسی:

ناصر و یاشار

بعد از چند سال کار دور از خونه، توی پاییز یه شهر نزدیکای شهر خودمون کار پیدا کردم.چون میخواستم عیدش زن بگیرم. همکارام هم مال همون منطقه بودند. یه روز برای یکیشون یه کارگر اومد که با بقیه فرق داشت. چون بچه مرفه شهر بود و بخاطر اختلاف با خانوادش اومده بود دور از خونه. من با مسئول اون شوخی داشتیم. یه بار بهش گفتم یا مامانتو بده بکنم یا 20 تومن میدم این یاشار (پسر جدیده) رو بده بکنم. نگو اونهم میره به یاشار میگه تا مسخرش که. روز بعدش دفتر بودم که دیدم یه ایرانسل زنگ زد به گوشیم. گفت من فلانیم. تو به مهندس گفتی که اینطوری. . . ؟

داستان سکسی:

کون حلقوی من

سلام یه روز تازه با خوندن داستانهای گی فهمیدم که دادن رو دوس دارم .بلند شدم رفتم حموم البته من کم مو هستم و خیلی بدن دنبه ای و نرم و زنونه ای دارم.اونقدر داغ شدم که مونده بودم به کی بدم .من که تا حالا کیر تو کون خوشگلم نرفته.شهوت داشت خفم میکرد ولی دیدم نمیتونم به کسی بگم.از ناچاری رفتم بازار چندتا بادمجون کلفت خریدمو برگشتم.از اینه نگا خودم کردم واقعا کردنی شده بودم .جای کیر کلفتا خالی.عاشق کیر کلفتم.فکر نمیکردم یکدفه اینجور کونی بشم.اینه بزرگ قدی رو اوردم دراز کشیدم با وازلین و کرم لای کون سفید و تپلمو حسابی چرب کردم.وای چقدر داغ بودم .کیر سیاه پوستو(بادمجون)گذاشتم لای کپلم اروم سوراخ قشن

داستان سکسی:

گایده شدن زوری کونم و دهنم توسط 3نفر

سلام دوستان همین اول میگم که داستانی که میخوام واستون تعریف کنم گی هست و هرکی خوشش نمیاد مجبور نیست که بخونه. من سامان هستم 19ساله از تهران گی نیستم چون به سکس با جنس مخالف خیلی علاقه دارم و انجام میدم ولی خوب به یه چیز دیگه هم علاقه دارم اونم کون دادنه قبلا خیلی جلوی این علاقمو میگرفتم ولی الان یه ماهی میشه که دیگه جلوشو نگرفتمو تا حالا چند بار امتحان کردمو فوق العاده لذت بردم و اگه بشه دوست دارم هرشب زیر یه نفر بخوابم.

داستان سکسی:

کردن آبتین واسه اولین بار

ماجرا از اونجایی شروع میشه که آبتین و خانوادش محل زندگیشونو عوض می کنند و آبتین تو محله جدید با میلاد آشنا می شه. میلاد چهار سال از آبتین بزرگتر بود. آبتین اون موقع 14 سالش بود و هنوز میل جنسی نداشت و نمی تونست درک کنه که چرا بعضیا بهش نگاهای خیره و عجیبی دارند. دوست داشت همیشه جذاب باشه و تو کانون توجه دیگران باشه برای همین معمولا شلوارایی که می پوشید کمی تنگ و چسبون بودند و این باعث می شد قسمت پشت شلوارش به باسناش بچسبه و گاهی هم میون باسناش گیر کنه و باعث نمایون شدن زیبایی و فرم سکسی تر پایین تنش بشه مخصوصا تو تابستون که فقط یه تی شرت می پوشید و تی شرت به زور تا نوک قمبلاشو می پوشوند .

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - گی