شما اینجا هستید

دوست دختر

تولد رویایی مهسا

این داستان واقعی نیست
----------------------------------------------
-جناب مهندس دوستتون پشت خطن
-وصل کنید
-سلام کیوان خوبی؟
-قربانت پویا جان
-چرا گوشیتو جواب نمیدی
-ببخش توماشینه
-امشب با خانومت بیاین خونه ما
-شرمنده.امشب تولده مهساست اولین تولدشه پیشه منه.
-اووو.خب باشه فردا بیاین.
-بهت خبر میدم.از خانومتم تشکر کن.
-قربونت داداش.تا بعد
-قربانت.خداحافظ
قطع کردم.داشتم فکر میکردم که چی براش بخرم.
-ای خدا همه چی داره آخه.
همینطور که تو فکر بودم یه فکری به کلم زد. کتمو برداشتمو رفتم بیرون.

داستان سکسی:

روز باورنکردنی

سلام تمام دوستان این داستان رو مینویسم برای کسانی که خیال میکنن عشقی هست خوب من علی یه پسر خوش تیپ وباحوصله خیلی زود با همه دوست میشم نوزده سالم داشت تمام میشد به مادرم گفتم من دارم اذیت میشم بعضی از دخترای محلمون میخواستن با من باشن ولی من نمیخواستم به خاطر یه دختر ابرومو به خطر بندازم به همین دلیل به مادرم گفتم من زن میخوام اولش کسی موافق نبود بعد از مدتی از بازار میامدم دختر زیبایی هر وقت منو میدید دنبال میومد من هم به همان دلیل اصلا بهش توجه نمیکردم چون شهر ما کوچیک بود وخانواده ما سر شناس نمیخواستم ابروی پدر ومادرم به خاطر اشتباه من به خطر بیافتد نزدیک خانه بودم ودختره هنوز داشت منو د

داستان سکسی:

عشق و حال ناخواسته با عشقم

سلام من ارش هستم.تازه عضو شدم.گاهی اوقات میومدم یه سری داستان میخوندمو میرفتم.اما هیچ وقت فکرشو نمیکردم خودم داستان بزارم.این اولین داستانمه.
بگذریم...
من 18 سال دارم.قدم 178 . 60 کیلو ام.اسم عشقم نداس.17 سالشه و خوش قیافه و جذاب که پسرا دنبالش میفتنو...هم قد خودمه.ما حدود 1سال و نیمه با هم دوس شدیم و همو دوس داریم.با هم بیرون میرفتیم.خانواده هامون میدونستن ما با هم رابطه داریم و دیگه بودنمون و دیگه گیر نمیدادن به رابطمون.

داستان سکسی:

گلی خانم کون تاقچه ای

سلام من سعید هستم الان 29 سالمه موضوع بر میگرده به 4سال پیش یه دوست دختری داشتم به اسم گلی خیلی خوشگل و بامزه بدن سفید و توپی داشت اهل شیراز بود یه روز که رفته بودم دنبالش که بیریم بیرون و یه تابی باهم بخوریم بهش زنگ زدم گفتم کجایی گفت دارم حاضر میشم چند دقیقه ای سرکوچشون بودم که دیدم داره از کوچه میاد بیرون وای چه اندامی لامسب ادم وقتی هیکلشو میدید راست میکرد اومد و سوار شد گفتم کجا بریم گفت هرجا عشقم بگه حرکت کردم گفتم گلی بریم خونه گفت نه گفتم چرا ......

داستان سکسی:

داستان ناتاشای خفتگیر

با سلام خدمت همه بر و بچ باحال، این داستانی رو که واستون مینویسم برمیگرده به حدود7 سال پیش، اون موقع یه206 مشکی اسپورت لاتی و باحال روخیلی حرفه ای جمع کرده بودم طوری که توی محل (شادآباد) همه پراشون ریخته بود خلاصه کارم شده بود ماشین بازی و هرچی در میاوردم خرج ماشین میشد و هر روز بابچه ها میرفتیم بالا مالا ها کس چرخ میزدیم، گذشت تا اینکه یکی از شبای پاییز عروسی یکی از بچه ها بود منم خوشتیپ کردم و رفتم ، عروسی تو یکی از باغ های کرج بود و خلاصه هرجوری بود پیداش کردم رسیدم،رفتم تو داداش داماد اومد گفت بچه ها تو اتاق ته باغ پای بساطن اگه میری بفرما ، منم که دنبال این جور داستانا بودم از خدا خواس

داستان سکسی:

دوست دختر گیتاریستم

بچه ها سلام. من امیرم و 40 سالمه. مجردم. وکیل و استاد دانشگاهم. برای خودم اسم و رسمی دارم. حدود 4ساله که با دوست دخترم (شیدا) آشنا شدم. شیدا یه دختر 34 ساله و بسیار تو دل برو و هنرمنده. گیتار میزنه و صدای واقعا دلنشینی داره. خوب بریم سر اصل موضوع.
میخوام براتون ماجرای پرده زدنشو بگم که بر میگرده به 3سال پیش.

داستان سکسی:

یاسر و نسیم

سلام من نميدونم که داستانم چطوري بدست شما ميرسه هرکاري کرد. نتوستم عضو اين سايت بشم حالا من داستانمو مينويسم بعدا تو گوگل سرچ ميکنم ببينم داستانم ميره تو اينترنت يا نه خب من ياسر هستم 20 سالمه بچه کرج هستم حوالي ميدون آزادگان ميشينيم ولي دقيقا نميگم کجا!

داستان سکسی:

حسرت

طبق روال سابق از خواب بیدار شدم بی حوصله به سمت دستشویی مامانم: سلام صبح بخیر :سلام و رفتم دست شویی به دست صورتم اب زدم صبحونه خوردم رفتم پایه کامپیوتر تو فیسبوک بودم که رفیقم زنگ زد : سلام اون گوشی بی صاحابو روشن کن کیانا دهنمو سرویس کرد خدافظ . با بی میلی روشن کردم پیام های عاشقانه ازش اومده بود محلش نذاشتم تا زنگ زد :سلام عشقم خواب بودی : اره کار داری؟ : خواستم حالتو بپرسم .

داستان سکسی:

اولین سکس حمید

الان 4 سال از اولین سکسم میگذره فقط خواستم واستون تعریف کنم شاید به دردتون بخوره. من 26 سالم شده بود و توی عمرم به جز لب گرفتن از دو تادختر هیچ کار دیگه ای نتونسته بودم انجام بدم. دانشجوی کارشناسی ارشد بودم و دوستم که اسمش حسن بود 2سال بود با یه زن که شوهر داشتو اسمش سولماز بود رابطه داشت. حسن هر موقع میرفت پیش نرگس میومد واسم تعریف میکرد که چیکار کرده و حسابی مارو تو کف میزاشت. من به شوخی میگفتم ردیف کن که منم بیام و ترتیب نرگسو بدم و از باکرگی دربیام که به حسن برمیخورد و میگفت مگه نرگس جندست که به تو هم بده و تک پره منو از این کس شرا.

داستان سکسی:

بيا زيدتو تحويل بگير

گوشيم زنگ خورد،يه شماره غريبه بود،گوشيو برداشتم خيلي عادي جواب دادم بله؟
يه صداي خيلي ظريف پشت خط جواب داد سلام برنا حالت خوبه؟ تشكر كردم گفتم شما؟ گفت منم سعيده (س)
خيلي تعجب كردم گفتم جانم امري داشتي؟ گفت نه فقط زنگ زدم صداتو بشنوم،دلم واست تنگ شده بود،از اون روز كه با دوران اومدي تا حالا مدام فكرت تو سرمه،يه لحظه ام نتونستم بهت فكر نكنم
يه ذره باهاش حرف زدم آخرش گفتم خواهشا ديگه بهم نه زنگ بزن نه اس بده،اگه دوران بفهمه من باهات حرف زدم شايد ناراحت شه،خداحافظي كرديمو قطع كردم

داستان سکسی:

میگن عاشقی جرمه

سلام دوستای گلم اسم من سروشه18سالمه دقیق یکساله پیش بودعضو فیس نما شدم خلاصه یه مدت گذشتو یه روزکه داخل فیس نما کس چرخ میزدم یه پروفایل نظرمو جلب کرد یه دختر به اسم گیتا همشهری من 15ساله تو پروفایلش نوشته بود پیام دوستی ندید.وقتی خصوصیاتشو ازپروفایلش خوندم فهمیدم نیمه گم شدمه دقیقا5ماه طول کشید تا بهش ثابت کردم من قصد سو استفاده ازش ندارم وواقعا عاشقشم اونم قبول کرد ولی یه شرط گذاشت
گفت:سروش عزیزم اگه واقعا دوسم داری باید اول با مامانم حرف بزنی اگه قبولت کرد منم قبول میکنم
منم که به خودم شک نداشتم گفتم :باشه

داستان سکسی:

سکس با راضیه کارگرمون

سلام من مجیدم 30ساله از بابل
وقتی که هنوز مجرد بودم این اتفاق برام افتاد
یروز که خیلی بیحوصله بودم گفتم برم بابلسر پیش یکی از دوستام.
توی راه یکی رو دیدم که به نظرم آشنا آمد وقتی نزدیکتر شدم سریع شناختم. کسی بود که هرماه 2بار واسه تمیزکاری منزل ما میومد سوارش کردم چون هم مسیر بودیم
توی راه چندبار تلفنش زنگ زد دیدم جواب نمیده
گفتم شاید حضورمن براش سخته.اسمش راضیه بود زن خوش اندام و خوش قیافه ای بود. گفتم راضیه خانم اگه بخواید چند دقیقه پیاده میشم تا شما جواب بدید
دیدم گفت نخیر آقا مجید مزاحمه چند وقت که امونم رو بریده

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر