شما اینجا هستید

دوست دختر

ستاره هوسناک

سلام اسم من علی 18سالمه قد 175 وزن 65 هیکلم بد نیست صورت معمولی دارم چون این داستان یه خاطرست و همه چیزش راسته نمیخوام الکی از خودم تعریف کنم(به دلایلی اسم ها مستعار هستن).

داستان سکسی:

بنزین

ا سلام خدمت دوستان محترم من امیر هستم وداستان ربطی به نامردی نداره فقط یک زمان آدم باید ثابت کنه که دست بالای دست زیاده دم غروب بود داشتم با ماشین از قلیونسرا میومدم که خانومی با یه پراید مشکی کنار خیابون وایستاده و بنزین کم آورده وایستادم چهار لیتر بنزین واسه موتور دوستم گرفته بودم که بهش دادم ازش خواستم که پشت سرم بیاد تا پمپ بنزین بهش بنزین دادم و شماره گرفتم و رفت این خانوم خوشکل قد بلند و صورت سفید بدن خیلی آماده و باسن خیلی خوشکلی داشت به قول خودش دوستاش بهش می گفتن جینوفر بگذریم

داستان سکسی:

الهه

سلام
اسم من بوران هستش( 22 ساله) میخواستم داستان اولین عشق بازی زندگیمو واستون تعریف کنم.اما وقت نوشتن تصمیم عوض شد,چون اونقد ناشیانه و حال به هم زن بود که یادآوریش منو عذاب میداد.پس این خاطره رو انتخاب کردم.
به نام او که هست ما از اوست

داستان سکسی:

از کس کردمش ولی کونش درد گرفت

امیر هستم،داستان از زمانی شروع شد که من یه کار مهم اداری داشتم که یه خانم قد بلند با هیکل پر نظرمو جلب کرد،سریع رفتم تو کارش نگاهی کردو خلاصه حالشو داد رفتم شمارمو واسش گذاشتم اونم برش داشت سریع تماس گرفت

داستان سکسی:

از صفر تا صد

سلام به دوستای گلم عزیزان خاطرمونو از کجا شروع کنیم اهان یادم اومد من اسمم محمدرضاست قد متوسط و هیکل خوبی دارم قیافمم بد نیست بنظر خودم بد نیست تقریبا خاطرم برمیگرده به یک سال میش نزدیکه عید داشتم واسه خودم لباس میگرفتم هرچی میگشتم یه لباس بدرد بخور نمیتونستم پیدا کنم چند روز کارم شده بود بیام دنبال لباس جا نمونده بود که نگردم از سجاد تا زیست خاور پروما دیگه خسته شده بودم همش به در بسته میخوردم اخرشم میخواستم بیخیال بشم که تی شرت یه ویترین خیلی مجذوبم کرد رنگ خیلی آسی داشت تک تک بود این همون چیزی بود که دنبالش بودم تا رفتم تو دیدم یه دختر مادره تو هستن دیدم یه پسره رفته تو ویترین داره سعی م

داستان سکسی:

دوست دختره بامعرفتم

ﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﮔﻞ ﺷﻬﻮﺍﻧﯽ ﺁﺭﻣﯿﻦ ﻫﺴﺘﻢ ﺑﯿﺴﺖ ﺳﺎﻟﻤﻪ ﻧﻪ ﺩﻭﻣﺘﺮ ﻗﺪ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﻪ ﻫﯿﮑﻠﯽ ﺍﻡ ﻧﻪ ﺟﺎﺳﺘﯿﻦ ﺑﯿﺒﺮﻡ ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﺑﺎﺗﯿﭗ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ،ﺩﻭﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺭﻓﯿﻘﻢ ﺑﺎﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﺷﻨﺎ ﺷﺪﻡ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﺳﺒﺰﻩ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﺑﺎﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﺵ ﻧﺎﺯ ﺑﻮﺩ،ﺍﺯﻧﻈﺮ ﺍﻧﺪﺍﻣﯽ ﻫﻢ ﮐﻮﻧﻪ ﺧﻮﺵ ﻓﺮﻣﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﻭﻟﯽ ﺳﯿﻨﻪ ﻫﺎﺵ ﮐﻮﭼﯿﮏ ﺑﻮﺩ ﺳﺮﺗﻮﻧﻮ ﺩﺭﺩ ﻧﯿﺎﺭﻡ ﺧﻼﺻﻪ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﺭﻭﻫﻤﻮ ﯾﻪ ﯾﮏ ﻣﺎه ﺭﻓﺘﻦ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭﮔﺸﺘﻦ وﺍﯾﻨﻮﺭ ﺍﻭﻧﻮﺭ رفتن ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪﯾﻢ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺩﺧﺘﺮﺑﺎﻣﻌﺮﻓﺘﯽ ﺑﻮﺩ ﺍﺯﻫﻤﻮﻥ ﺍﻭﻝ ﻫﻢ ﺗﯿﺮﯾﭗ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﺮﻧﺪﺍﺷﺘﯿﻢ ﻭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺷﺮﻁ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻓﻘﻂ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺧﻼﺻﻪ ﺑﻌﺪﯾﮏ ﻣﺎه ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﺎﯼ ﺳﮑﺴﯽ ﺯﺩﻥ ﭘﺸﺘﻪ ﺗﻠﻔﻦ ﻧﻮﮐﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﻫﺎﺕ ﭼﻪ ﺭﻧﮓ ﻭﺳﺎﯾﺰﺵ ﭼﻨﺪﻩ ﻭﭼﻪ ﺟﻮﺭ ﺳﮑﺴﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻓﺎ

داستان سکسی:

نامردی دختر

با سلام خدمت همه دوستان ماحرايي كه ميخوام براتون بنويسم شايد تاثير گذارترين اتفاق زندگيم باشه كه روي زندگيم خيلي تاثير بدي داشته دوستان عزيز جند سالي ميشه كه من از اين سايت ديدن ميكنم ولي تا حالا هيچ نظر يا داستاني ننوشتم به جز اين داستان كه عين واقعيته.

داستان سکسی:

روزهای خوش زندگی

سلام.
نمیدونم از کجا شروع کنم.اهل شیرازم،28 سالمه و مدرک مهندسی صنایع دارم.اسمم سیاوشه.
دلیل اینکه در این سایت عضو شدم و الان دارم داستان اولین تجربه سکسی زندگیم میگم اینه که دوست داشتم در محیطی امن با کسانی که برای این موهبت الهی ارزش قائلن هم کلام بشم و نظراتم به اشتراک بذارم.
بگذریم:

داستان سکسی:

میگفت هر کاری دوس داری باهام بکن

اسمش مهناز بود یه دختر فوق العاده حشری و سکسی ، با اینکه سن زیادی نداشت ولی اینقدر فیلم پورن نگاه کرده بود که عین یه جنده سن بالا کار بلد بود ، وقتی خونه تنها بود طبق عادت هر چی که بهش حال بیشتری میداد رو می کرد تو کونش و همیشه از حس خوب لحظه ارضاء شدنش برام تعریف میکرد . 18 سالش بود و قدش نسبت به همسن هاش یکم کوتاهتر بود ، و همیشه این نقص رو با پوشیدن کفش های پاشنه بلند جبران میکرد و همین باعث میشد موقع راه رفتن کون تپلش بیشتر به چشم بیاد. نسبت به سنش سینه های پر و خوش دستی داشت و خودش اینقدر مالیده بودشون که دیگه حسابی بزرگ شده بودن.

داستان سکسی:

هسته خرما

زندگی در حال حرکت است مانند خودرویی که با سرعت 180 کیلومتر در ثانیه در حال حرکت است و تنها چیزی که در دنیا باقی خواهد ماند خوبی و بدی است که به یادگار از ما میمونه این داستانی که میخواهم بنویسم شاید در و دل باشد

داستان سکسی:

سکس من و آنا

من علیرضام،24 سالمه و کافی نت دارم.یه روز با یکی از دوستام تو کافی نت نشسته بودیم و داشتیم سایت شهوانی و گالری سکس رو دید میزدیم که دیدیم یه دختر خیلی ناز و قد کوتاه از جلو کافی نت رد شد.
اسم دوستم امیره،منو امیر هروقت یه دختر از جلو کافی نت رد میشد زود میپریم دم در و بهش متلک میگیم.

داستان سکسی:

من و نازلی فیس بوک

سلام
من رامین هستم 23 سالم هست از شیراز..
دوست دخترمم نازلی 21 سالش هست دانشجوی شیراز رشته گرافیک..
داستانی که میخوام بگم واقعیه ...دلیلی واسه دروغ ندارم ...دروغ بگم که چی ؟؟؟
اولین داستانم هست که میزارم اگه بد نوشتم دیگه ببخشید....
برم سر اصل مطلب

داستان سکسی:

شروع خوب برای یک پایان بد

سلام من اسمم بردیا هست و 21 سالمه.دانشجو رشته عمرانم وتهران زندگی میکنم با پدر و مادرم و برادر و خواهری هم ندارم.
خلاصه تنهام و در مورد ظاهرمم نمیگم که خیلی خوشگلم یا خیلی خوبم.قدم 180 سانت و وزنم 70 کیلو چشمو ابروم و موهام هم مشکی و کلا نه خیلی زشتم و نه خیلی خوشگل.
داستان من در مورد یه پروسه 4 ساله از زندگیم هست تقریبا که الان با خاطراتش دارم زندگی میکنم و خیلی داغونم الان.

داستان سکسی:

مثل خر تلمبه میزدم

(اسم ها مستعار)
سلام من محمد رضا هستم 21 ساله دانشجو .
از خودم بگم من عاشق ورزش پرتاب دیسک هستم که کنارش کمی بندسازی هم میرم پس هیکلم اونقدرا هم شلخته نیست ! یه روز که از دانشگاه می اومدم خونه پسرخالم بهم زنگ زد وگفت که امده ساری(شهری که توش درس میخونم!) . خیلی خوشحال شدم چون از بچگی با هم بودیم وخاطرات زیادی با هم داریم. شبو با هم گذروندیم وقتی که صبح شد تصمیم گرفتیم با هم بیرون شهر رو دور بزنیم وسایل رو گذاشتیم تو ماشین و حدود 10 صبح حرکت کردیم ...
نهار رو تو جنگل خوردیم ...

داستان سکسی:

دوست دختر فیس بوکی

سلام
اسمم رامین نیست چون کسی اینجا اسم خوشو نمیزاره ...23 سالمه
دلیلی واسه دروغ گفتنم ندارم ....دروغ بگم که چی بشه . البته اولین داستانی هست که میزارم دیگه بد مینیویسم باید ببخشید خب برم سر اصل مطلب
پارسال تقریبا اوایل مهر بود که از طریق فیس بوک با دختری به اسم مستعاره مریم آشنا شدم که اون 20 سالش بود هیکلشم خوب بود...البته اینم بگم از قبل همدیگرو دیده بودیم

داستان سکسی:

کافی نت

سلام من علی هستم ۲۱ ساله این خاطره مربوط به اوایل سال ۹۲ هستش. من و دوستم(یونس)همیشه با هم بودیم همیشه هم تو فکر یه کس خشگل و با حال با هیکلی بسیار رو فرم و تر و تازه بودیم تو یکی از همین روزا که خونمون خالی بود که با یونس قرار گذاشتیم بریم تو خیابون کس چرخ بکنیم یه کس خوب گیر بیاریم واسه اولین بارم بود چون قبلأ سکس نداشتم و هر هفته ۴و۵بار خودمو خالی میکردم خوب قیافه من و دوستم هم اونقدر خوب نیست قدو هیکل خوبی هم نداریم حدودأ ۲ساعت تو خیابون بودیم حتی یک نفر کونی هم گیر نیاوردیم بریم بگائیمش با کاندومی که ۲ساله تو خونه تنهاست منتظر یکی که بره توش یکیم خودش بره توش

داستان سکسی:

عشق زیبایم دلارام

همیشه مهربونی تو چهره معصوم و پاکش بیداد می کرد،نجابتش همه رو محو خودش کرده بودهمه هم دانشگاهی ها بهش توجه ‏می کردن ، از همون روز اول خیلی بهش علاقه پیدا کردم پوست سفید وچشمای آبی و نسبتا درشت و بینی کوچیک وخوش فرم با ‏لبای صورتی و از نظرقد وبالا که قدبلند بود و اندامش عالی بود از چندتا از بچها شنیده بودم که استاد تکواندو هست ،ولی اون از ‏اولین روز دانشگاه با همه سرد ورسمی برخورد می کرد وبه هیچ کس اجازه راحتی نمیداد،واقعا ازش خوشم میومد ایده آل ترین ‏شخص بود برای زندگی مشترک می،دونستم خودم بخوام بهش نزدیک بشم فایده ای نداره وممکن هست ازدستش بدم .به ‏هرزحمتی بود آدرس منزل وتلفنشون پیدا کرد

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر