شما اینجا هستید

دوست دختر

ناله های گوش نواز ساناز

سلام دوستان من اولین بارمه که داستان مینویسم اگه بد بود ببخشید
اسمم علیه و 24 سالمه تازه سه هفته بود که با ساناز دوست شده بودم که دعوتم کرد خونشون البته قبلش من اونو خونه آورده بودم ولی فقط قلیون میکشیدم ولی اونروز ساناز به شوخی بهم گفت یادت نره تمیز بیای منم با خودم گفتم داره شوخی میکنه.
خلاصه با هزار بدبختی رسیدم خونشون آخه خونه ما شهرک غربه اما خونه اونا ... بود و من اونجاهارو نمیشناختم.
وقتی در خونشونو باز کرد یه لباس شب صورتی تنش بود که به بدن سبزه ای که داشت خیلی میومد.

داستان سکسی:

سفر پربرکت به مشهد

ماجرا از این جا شروع شد که من برای دیدن خواهرم که دوماهی میشد ندیده بودمش به مشهد رفتم اون دانشجوی سال اخر پزشکی بود . باهم تلفنی قرار گزاشتیم که توی یه پارک همدیگه رو ببینیم.رفتم سر قرارو یه مدت منتظرموندم که یهو از دور با یه نفر دیگه که دختر بود داره میاد بلند شدم هنگ کرئه بوئم دختره خیلی خوشگل بود یه چند دقیقه نشستیم و حرف زدیم که خواهرم گفت بچه ها بستنی میخورین هر جفدمون گفتیم اره

داستان سکسی:

سکس هفتگی با دوست دخترم

سلام به همه ی دوستان گلم ،رامین هستم 23 سالمه و از 11 سالگی پایه سکسم با جنس مخالف شکل گرفت و تا 23 سالگی الانم با خانمهای بسیاری اعم از فامیلو و غیر فامیل سکس داشتم که آس ترین اونها زیدم هستش که 21 سالشه و مطلقه است ما تقریبا 3 ساله که با هم ارتباط داریم و حداقل هفته ای 2 بار با هم سکس میکنیم ،میخوام ماجرای سکس چند روز پیشم که بهترین سکسم بود رو براتون تعریف کنم،روز 4 شنبه بود که شهوتم زد بالا که با زیدم سکس کنم ولی موقعیت از لحاظ مکانی و زمانی جور نبود کلی اس دادم به زیدم که بیاد ولی اونم بنا به دلایلی آمادگی نداشت و روز 4 شنبه کنسل شد با هم قرار گذاشتیم که 5 شنبه کنار هم باشیم 5شنبه موقع

داستان سکسی:

کردن فاطی جون به کمک شهوانی

سلام دوستان عزیز امیدوارم که در هر جای ایران پر کس هستید کس از کستون نیفته من امیر هستم از استان کرمون این خاطره مربوط میشه به 1 ماه پیش ظهر بود من سرو تیپ زده بودم داشتم میرفتم پمپ بنزین بنزین بزنم برم روستا نزدیکای بازار که رسیدم یا دم افتاد کارت سوخت موتورمو برنداشتم یک دنده معکوسی به شیرکوهمون دادیم رفتیم کارتمونو برداریم که در مغازه عباس که رسیدم دختری رو دیدم که داره میاد پایین نزدیک تر که رسید دیدم فاطی خانمه سریع کارتو برداشتم شمارمو هم نوشتم رفتم رسیع دیدمش و شمارمو جلوترش گذاشتم زیر یک سنگی و بهش گفتم.

داستان سکسی:

مخ زنی و بعدش سکس

داستان از اونجا شروع میشه این دختر میومد پیش خواهر من واسه خیاطی (خواهرم خیاطه) و جلوی من زیاد حجابش رو رعایت نمیکرد و منم جوون و اوج شهوت و تو کفش بودم که باهاش سکس کنم یه روز که اومده بود خونمون خواهر رفته بود بیرون رفت تو اتاق و منتظر خواهرم . با خودم گفتم الان موقعیت مناسبه رفتم در اتاق در زدم رفتم تو . دیدم داره خیاطی میکنه وقتی دیدمش همه حرفهایی که میخواستم بزنم از ذهنم اومد بیرون بهم گفت کاری داری بعد چند ثانیه فکر کردن گفتم آره شارژر گوشیم تو اتاقه اومدم بردارم شارژرو برداشتم اومدم بیرون

داستان سکسی:

وای چه کس صورتی و تنگی

سلام به دوستان من اردلان هستم 19 سالمه این داستانی که میخوام براتون بگم واسه عید سال 92 میشه من ی پسر عمو دارم که یک سالشه تولدش بود که یکی از دوستای زن عموم که اسمش رزیتا بود دعوت شده بود. رزیتا خانوم ما ی دختر 21 ساله داره اسمش نازنینه. خوشگل قد بلند با چشای زاق خاکستری وای که چقدر خوشگل.تو این مراسم من ی دل نه صد دل عاشقش میشمو شمارشو میگیرمو دوست میشیم باهم.

داستان سکسی:

تینای من

سلام دوستان!من رضا هستم.
این خاطره نیست.من تا به حال فقط یک سکس داشتم که نمیخوام در موردش صحبت کنم.
.
ایده های جالبی توی ذهنم دارم که گفتم شاید بتونم در قالب داستان یا حتی داستان سکسی بیان کنم!سعی میکنم در کنار داستان های سکسی که مینویسم,داستان های معمولی هم بنویسم و در انجمن شهوانی برای شما قرار بدم تا شما نهایت لذت رو ببرید.
تاکید میکنم این داستان و تمام داستان های بعدیم مربوط به خیال پردازی خودم میشه و چون داستان اولمه,ممکنه به دل بعضی افراد نشینه!به همین دلیل میگم که کسی که فکر میکنه من بد مینویسم خواهش میکنم که داستان منو نخونه و فحش هم نده!

داستان سکسی:

نگارِ عزیز من

از دادگاه زدم بیرون هوای سردی که به پوست گرمم خورد حس یک سیگار رو همراهش آورد. دیشب برف اومده بود و زمین سفیدپوش شده بود، آسمون هم گرفته بود و هوا ابری، همه چیز خاکستری بود مثل حال و روز این روزهای من. سیگار رو روشن کردم و میخواستم برم سوار ماشین بشم که مژگان رو دیدم که با پسر داییش داشت می‌رفت سوار ماشین بشه. همش تقصیر همین پسره بود.

داستان سکسی:

کردن دوست دخترم تو کاخ سعد آباد

سلام دوستان میلاد(اسم واقعی) هستم 25 سالمه از شهر خودمون(فک نکنم اسم شهرم برا کسی مهم باشه) .داستان من در سال 85 که اون موقع حدودا 19 ساله بودم با اولین دوست خانومم که اسمش سمیرا(مستعار) بود وسه سال از من بزرکتر بود برام اتفاق افتاد البته در کل بار دومم بود دفعه اولم با یه زن خیابونی بود که ارزش تعریف کردن نداره.اونایی که با جنده ی پولی سکس داشتن میدونن چی میگم.11 آذرماه بود که با دوس دخترم که خیلیم دوسش داشتم حرفم شد و قرار شد کلا تموم کنیم البته بخاطر من میخواست که تموم کنیم چون اون یه بار ازدواج کرده بود با اینکه زن بود و چند ماهی هم از من بزرگتر بود خیلی دوسش داشتم و میخواستم باهاش ازدو

داستان سکسی:

سکس با دختر ورزشکار

اسم من پدرام و خودم اهل ورزش هستم،کوه نوردی،کاراته و شنا ورزشهای مورد علاقه من هستن،ماجارا بر میگرده به 3 سال پیش که من تو یه گروه کوهنوردی عضو شدم

داستان سکسی:

سکسی که منجربه حاملگی شد

اسمم سامانه 27سال.یه خاطره وحشتناکی دارم ازدوسال پیش توزمستون.من تااون موقع یه دوست دختربه نام نگین داشتم.نگین قدکوتاه وسبزه بود.باهم زیاد تو قلیون سرا قرار میذاشتیم و سکس روی لباس انجام میدادیم.اون کیرمو از رو شلوارنوازش میکرد من سینه هاشو ازداخل مانتوولی هیچوقت اجازه نمیدادکه باهم داخل یه خونه خالی قراربزاریم.یه روز با هم توقلیون سرا قرار ملاقات داشتیم که یه نفر به نام یلدا رو همراه خودش آورد.یلدا 19ساله قدکوتاه بودسفیدرووکمی توپرباسینه های درشت بودولی کونش کوچیک بود.تادیدمش کیرم راست شدومیخواستم همونجابگائمش...

داستان سکسی:

سکس با زهرا خوش تیپ

سلام من محسنم 21 سالمه قدم 190 وزنم 86کیلو هیکلم ورزش کاریه داستان منو زهرا برمیگرده واسه دو سال پیش .من دانشجو بودم دوست دختر زیاد داشتم ولی سکس با یکیشون خیلی جالب بود . زهرا خانوم حقیقتش دوست دختر دوستم بود من خبر داشتم که چند باری باهم سکس داشتن.البته زهرا منو ندیده بود من از دوستم شنیده بودم که چطوریه خلاصه تو کفش بودم . دخترای دیگه اعصاب خورد کنن چون باید 2ماه رو مخشون کار کنی و واسشون خرج کنی تا یه بار زیرت بخوابن.

داستان سکسی:

اشتباه کردم یا نکردم؟‌ مسئله این است

یه روز یکی از دوستانم که هفت هشت سالی از من کوچکتره زنگ زد و گفت یادته با مریم رفتیم فلان جا؟ منم گفتم آره. گفت حالا دارم با خودش و خواهرش میریم اگه دوست داری بیا. منم یادم اومد که دفعه قبل که باهاش رفته بودم خوشم نیومده بود و خیلی بچه بودند و نهایتا بیست و یک دو ساله میشدن و خیلی چرند و ژرند میگفتن و ادای افسرده ها و تنگا رو در میآوردن. از دوستم پرسیدم خواهرش چند سالشه گفت بیست شیش. که گفتم خب پس میام. حداقل اون از شماها بزرگتره.

داستان سکسی:

آخر و عاقبت لوطی گری

قبل از هر چیزی اینو بگم داستانی که می خوام تعریف کنم قرار نیست شما را حشری کنه. قضیه مربوط می شه به ضد حالی که خورده ام و هنوز هم توش مونده ام!
من هم مثل خیلی های دیگه برای سکس با دخترا مشکل مکان دارم. برای حلش با چند تا از دوستام قرار گذاشته بودیم هرکداممان مکان خالی گیر آورد بقیه را هم خبر کند تا اشتراکی با دختر حال کنیم. البته من شخصأ ترجیح می دهم که تنهایی با دختر سکس کنم، ولی خوب دراین صورت شاید چند ماه هم می گذشت و نمی تونستم مکان خالی جور کنم اما با کار شراکتی دست کم ماهی یک باردستم و البته کیرم را به کُس و کون دختری می مالیدم.

داستان سکسی:

ناناز

می خوام داستان سکسیم رو با ناناز براتون تعریف کنم اما اول بزار یه چند تا مطلب رو براتون روشن کنم اسم دوست دختر ناناز نیست یه جورای الکی گذاشتم تا کسی متوجه نشه
و کلا از کس شعر گفتن بدم میاد هرچه هم اینجا میخونید عین حقیقته
خوب بریم سر اصل مطلب..
اسم من مرتضی هسته 20 ساله دانشجوی رشته اقتصاد دانشگاه پیام نور این داستانی که براتون میخوام تعریف کنم مال زمانی هسته که 18سال ام بود یعنی پیش دانشگاهی بودم

داستان سکسی:

عشق زیبا و تن ناز من

سلام دوستان خسته نباشید امیدوارم از داستانی که نوشتم لذت ببیرد وخوشتون بیاد.اسامی مستعار هست وداستان یکم طولانیه ولی مطمءنم خوشتون میاد.واگه غلط املایی داشت به بزرگواری خودتون ببخشید.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر