شما اینجا هستید

دوست دختر

فرشته ی آرزو هام پر زد و رفت

دوستان داستانی رو که میخوام براتون تعریف کنم کاملا حقیقی هست و در همین ابتدا بگم چون چیزی از تخیلات به داستان اضافه نمیکنم ممکنه اونقدر براتون شهوت انگیز نباشه پس میتونید داستان رو نخونید ..

داستان سکسی:

دختر را اگه نکنی‌ می‌‌پره

قبل از نوشتن این خاطره می‌خواهم یک توضیح کوچکی بدهم. دوستان گل‌ آخه مگه مجبور هستید دروغ بگویید ؟ کسی‌ که سکس واقعی داشته باشد به محض خواندن داستان‌ها می‌‌فهمد که چه کسی‌ راست می‌‌گوید من بیشتر داستان‌ها را نمیخونم چون می‌‌فهمم که واقعا دروغ هستند. نمیدونم چه تور دختر و زن‌های داستان‌ها اینقدر راحت تور می‌‌شوند و تن به سکس می‌‌دهند و چقدر شخصیت داستان‌ها سن پایین هستند. سکس با فامیل‌ها چقدر راحت انجام می‌‌شود؟

داستان سکسی:

چرا ندیدم...؟

سلام دوستان.
این داستان یجورایی ناراحت کننده ست که واسم اتفاق افتاد.
شاید یه روزی اون داستانمو بخونه چون میدونم گاهی میاد اینجا.
اسم کاربریشو نمیگم اما کامنتاشو دیدم که با همه محترمانه صحبت میکنه چون درواقع شخصیتش اینطوریه.
ساده. آروم. منطقی و پراحساس.
پارسال باهاش آشنا شدم.
شکست خورده بود و افسردگی پیدا کرده بود.
اولا فکر کرد بعنوان یه دوست عادی اومدم اما یه شب بهش گفتم ببین رها (اسم موردعلاقه اش) من دوست دختر میخوام نه دوست عادی!

داستان سکسی:

شب عاشقی با فاطمه

اسم من امیده 18 سالمه این قضیه مال 3 ماه پیش هست و این داستان خیالی نیست.بابام یه همکار داره که همکارش دو تا دختر داره.فاطمه که 17 سالشه و الناز 10 سالشه.فاطمه یه دختر خیلی خوشکلیه هر چی هم بگم خوشکله بازم کمه.منو فاطمه 1 ساله باهم دوستیم.

داستان سکسی:

زهره کس مغرور

سلام به همه کسانی که این داستانو میخونن و نظر میدن .این داستان واقعیه هر طور که دوست دارید فکر کنید و نظر بدین .یه روز با دوستم علی رفتیم بیرون که فهمیدم با دوست دخترش قرار داره بهش گفتم که منو زودتر پیاده کنه تا مزاحمشون نشم گفت نمیخواد دوستش با زهره یکی از دوستاش میاد ، منم گفتم هر طور راحتی . خلاصه اونا اومدنو منم زهره رو دیدم ازم دو سال بزرگتربود تقریبا 28 سال داشت .
رفتیم یه جای خلوت تا علی با دوستش صحبت کنه .

داستان سکسی:

اولین سکسی که با دختر داشتم

سلام من خیلی وقته با خودم کلنجار میرم که شروع کنم به داستان نویسی واسه حال اوردن کیر وکس های شما عزیزان
اااا ببخشید یادم رفت خودم رو معرفی کنم بزارید یه اسم واسه خودم انتخاب کنم..............اها من ایساتیس هستم الان 25 سالمه از 5 سالگی تجربه همجنس بازی و گی بودن رو داشتم که خیلی کمرنگ بوده.
الان میخوام اولین باری رو که با یه دختر بودم رو واستون بنویسم یا به عبارتی به رشته تحریر در بیارم این داستان رو فقط به خاطر اینکه روم به روتون باز بشه و چون همه چیز اولیش خیلی جالبه میگم.

داستان سکسی:

از اولین تجربه ام تا عاشق شدنم

سلام
حصین هستم خاطره ای که میخوام بگم کاملا واقعیه اونایی که میخوان باهاش جلق بزنن اصن مناسب نیست بعدش نیاین فحش کشمون کنین گفته باشمممم
حدودا مهر سال پیش بود با رفیقم امیر رفته بودم قهوه خونه تازه با رفیقم سارا بهم زده بوودم بعد 3 سال باهاش بودم
تو قهوه خونه با رفیقم نشسته بودم که به رفیقم گفتم امیر دختر مختر تو دستو بالت داری

داستان سکسی:

سکس در شهر غریب

سلام خوبید؟من علی هستم 21سالمه این اتفاق تو 19سالگیم افتاد زمانی که زیاد اهل چت بودم درس خون نیستم ولی الان دانشگام گفتم که نگید اسکله بچه لاتیم خب کلا بگم تو چت یکی رو مخ کردم اسمش فرزانه ی سال ازم بزرگ تر بود بد نبود قیافش استیلش استیل زنانه بود تو پر بوده عکساش و میدیدم خوب بود برا سرگرمی بین دوس دخترایه دیگم که باهم میرفتیم بیرون فقط تو این حد فرزانه هم بود تلفنی البته سه چهار ماهی گذشت دیدم داره منو میخوره تو اس ام اس هایه سکسی که الان رو مده واقعا جوری باهاش رفتار کرده بودم که خاطر خوام شده بود سرتونو درد نیارم اسرار پشت اسرار که بیا ببینمت منم پولو ازش گرفتم بلیت خریدم با vipخلاصه ر

داستان سکسی:

کینه ازدوست دخترقدیمی وکردنش

سلام به همه ی دوستان شهوانی این خاطره اولش خاطرس اخرش سکس
من تازه عضوشدم اگه خاطرهام بدبودبه بزرگی خودتون ببخشین
اول از همه بگم اسما مستعاره و به هرچی اعتقاددارین قسم حقیقته.فقط تااخرش بخونید

داستان سکسی:

شروع بهار با کردن بهار

سلام من امیر هستم، قبلا یه داستان گذاشته بودم به اسم "اولین سکس دانشجوی پزشکی" (البته اسمی که خودم برا داستان و معشوقه م(بهار) گذاشته بودم این نبود و بعدا تغییر پیدا کرده)
از نظرات و انتقادای همه ی دوستان ممنون
این خاطره ای که میخوام بگم باز هم با بهار عزیزم هستش، من جز به جز شرح دادمش، قسمت های اولش زیاد سکسی نیس، اگه برا جق زدن میخونین، به خودتون زحمت خوندنش رو ندین.
****************************************

داستان سکسی:

رضا کیرتیز و دختر دانشجو

من رضا هستم 28سالمه ماجرای سکس من اینطور شروع شد که رفته بودم عابر بانک. پول بکشم که دو تا دختر دیگه اومدن تو یکیش یه شاخه گل دستش بود همین که همو نگاه کردیم گفت این گل برا شما من جا خوردم گفتم به چه منظور گفت همینطوری منم گفتم خوب خدا رسوند سر صحبت باهاش باز کردم فهمیدم دانشجوی و تازه اومده به شهر ما و خبر از بچه های کیر تیز اینجا نداره.

داستان سکسی:

مشاور حشری

با سلام خدمت دوستای گل شهوانی
اول از همه بگم که داستانم واقعیه و هیچ لزومی نمی بینم که بخوام دروغ بگم.
داستان برمیگرده به پارسال که من 18 سالم بود.
اول از خودم بگم که من امیر حسینم . هیکلم چهار شونس و قیافمم معمولیه.

داستان سکسی:

من و ریحانه

سلام بچه ها خوبین چطورین؟؟؟؟؟؟؟
شماام مثل من از بیکاری سر به این سایت میزنید میخونیدو میخندین؟؟؟؟؟؟؟
الان 14/1/1392 داستانی که بربتون تعریف میکنم برمبگرده پاییز سال 90
از خودم بگم براتون
ی جوون 20 ساله با قدی 178 وزنی 66 k قیافمونم خدارو شکر بد نیست خوبه ب قول دوست دخترام جذاب.
من قبل از ریحانه با نگین دوست بودم که ریحانه دلش بود با من دوست بشه.ابن چیزارو من از رفتاره نگین فهمیده بودم.
ناگفته نمونه منم از وقتی ریحانرو دیدم شیفته بدن خوش تراشش شده بودم.
نگین وشو میرفت و ریحانه کبدی کار بود که تازگیا ب اردو تیم ملی ام دعوت شد

داستان سکسی:

6 ماه خونه سمانه

سلام دوستان اسم من آرمان هست این اسم واقعیم هست من 26 سالمه و می خوام خاطره سکس با دوست دخترم رو براتون بگم که امیدوارم خوشتون بیاد.این جریان 2 سال پیش هست.
دوست دخترم اسمش سمانه هست که 1 سال از من کوچیک تره و یه خواهر داره که اسمش راحله هست اونم 4 سال از من کوچیک تره . مادرشون چندسال پیش تو تصادف رانندگی از دنیا میره و پدرشون هم بر اثر ضربه به سرش بعد از یه سال که تو کما بود فوت میکنه.اونا مجبور میشن با عمشون زندگی کنن که الان 8 ساله دارن باهاش زندگی میکنن. شوهر عمه هم که رو کشتی کار می کنه و 2 ماه رو آب هست دو هفته برمی گرده شیراز و بعد دو هفته دوباره میره سر کارش.

داستان سکسی:

پول کثافت...

امروز فهمیدم اگه دنیا روزی دست من بیفته چقدر میتونم بد باشم.
از اون شب به بعد اصلا خواب به چشمام حروم شده
فقط غصه میخورم و عذاب وجدانم که داره منو از بین میبره.
20 سال هست كه تو كرج زندگی ميكنيم

داستان سکسی:

سکسی که حتی فکرشم نمی کرد

سلام به همگی

بریم سر اصل مطلب من پسری معمولی ام یعنی نه خیلی زشت ام نه خیلی خوشتیپ قد و هیکل کاملا معمولی که 24 سالمه

ما تو یه آپارتمان زندگی می کنیم که تو هر طبقه 2 واحده واحد رو به روی ما یه خانواده 4 نفره ان که یه پسر 23 ساله یه دختر 18 ساله که قبلا فکر میکردم حداقل یه 22 سالی داره!!! و یه پدر که کارمند و مادر خونه دار

خانواده ام باهشون رابطه داشت اما من زیاد اهل رفت و آمد نبودم یعنی کلا با هیچ کس اهل رفت و آمد نیستم همش یا مغازه ام یا با دوستام بیرون ام وقتی هم خونه ام از 10 به بعد خلاصه زیاد کس شعر نگم

داستان سکسی:

الان همه چی آرومه

سلامی به گرمی آفتاب خدمت همه دوستان عزیز شهوانی ,
من آرش هستم 18 ساله از سیرجان / داستان زیر واقعی می باشد , از کسانی که فکر می کنند این داستان ( خاطره ) هم مانند داستان های خودشان تخیلی و ساخته کودک درون می باشد همین ابتدا خواهش می کنم که شروع به خواندن این داستان نکنند .
من از بچگی یعنی از پنجم دبستان که هیچ کس دست چپ و راست خود را تشخیص نمی داد , جق می زدم و تمام این مسایل تقصیر پسر عموهای نامردم می باشد .
شیاطینی که قصد نابودی مرا داشتند و دارند.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر