شما اینجا هستید

دوست دختر

مخ زنی و بعدش سکس

داستان از اونجا شروع میشه این دختر میومد پیش خواهر من واسه خیاطی (خواهرم خیاطه) و جلوی من زیاد حجابش رو رعایت نمیکرد و منم جوون و اوج شهوت و تو کفش بودم که باهاش سکس کنم یه روز که اومده بود خونمون خواهر رفته بود بیرون رفت تو اتاق و منتظر خواهرم . با خودم گفتم الان موقعیت مناسبه رفتم در اتاق در زدم رفتم تو . دیدم داره خیاطی میکنه وقتی دیدمش همه حرفهایی که میخواستم بزنم از ذهنم اومد بیرون بهم گفت کاری داری بعد چند ثانیه فکر کردن گفتم آره شارژر گوشیم تو اتاقه اومدم بردارم شارژرو برداشتم اومدم بیرون

داستان سکسی:

وای چه کس صورتی و تنگی

سلام به دوستان من اردلان هستم 19 سالمه این داستانی که میخوام براتون بگم واسه عید سال 92 میشه من ی پسر عمو دارم که یک سالشه تولدش بود که یکی از دوستای زن عموم که اسمش رزیتا بود دعوت شده بود. رزیتا خانوم ما ی دختر 21 ساله داره اسمش نازنینه. خوشگل قد بلند با چشای زاق خاکستری وای که چقدر خوشگل.تو این مراسم من ی دل نه صد دل عاشقش میشمو شمارشو میگیرمو دوست میشیم باهم.

داستان سکسی:

تینای من

سلام دوستان!من رضا هستم.
این خاطره نیست.من تا به حال فقط یک سکس داشتم که نمیخوام در موردش صحبت کنم.
.
ایده های جالبی توی ذهنم دارم که گفتم شاید بتونم در قالب داستان یا حتی داستان سکسی بیان کنم!سعی میکنم در کنار داستان های سکسی که مینویسم,داستان های معمولی هم بنویسم و در انجمن شهوانی برای شما قرار بدم تا شما نهایت لذت رو ببرید.
تاکید میکنم این داستان و تمام داستان های بعدیم مربوط به خیال پردازی خودم میشه و چون داستان اولمه,ممکنه به دل بعضی افراد نشینه!به همین دلیل میگم که کسی که فکر میکنه من بد مینویسم خواهش میکنم که داستان منو نخونه و فحش هم نده!

داستان سکسی:

نگارِ عزیز من

از دادگاه زدم بیرون هوای سردی که به پوست گرمم خورد حس یک سیگار رو همراهش آورد. دیشب برف اومده بود و زمین سفیدپوش شده بود، آسمون هم گرفته بود و هوا ابری، همه چیز خاکستری بود مثل حال و روز این روزهای من. سیگار رو روشن کردم و میخواستم برم سوار ماشین بشم که مژگان رو دیدم که با پسر داییش داشت می‌رفت سوار ماشین بشه. همش تقصیر همین پسره بود.

داستان سکسی:

کردن دوست دخترم تو کاخ سعد آباد

سلام دوستان میلاد(اسم واقعی) هستم 25 سالمه از شهر خودمون(فک نکنم اسم شهرم برا کسی مهم باشه) .داستان من در سال 85 که اون موقع حدودا 19 ساله بودم با اولین دوست خانومم که اسمش سمیرا(مستعار) بود وسه سال از من بزرکتر بود برام اتفاق افتاد البته در کل بار دومم بود دفعه اولم با یه زن خیابونی بود که ارزش تعریف کردن نداره.اونایی که با جنده ی پولی سکس داشتن میدونن چی میگم.11 آذرماه بود که با دوس دخترم که خیلیم دوسش داشتم حرفم شد و قرار شد کلا تموم کنیم البته بخاطر من میخواست که تموم کنیم چون اون یه بار ازدواج کرده بود با اینکه زن بود و چند ماهی هم از من بزرگتر بود خیلی دوسش داشتم و میخواستم باهاش ازدو

داستان سکسی:

سکس با دختر ورزشکار

اسم من پدرام و خودم اهل ورزش هستم،کوه نوردی،کاراته و شنا ورزشهای مورد علاقه من هستن،ماجارا بر میگرده به 3 سال پیش که من تو یه گروه کوهنوردی عضو شدم

داستان سکسی:

سکسی که منجربه حاملگی شد

اسمم سامانه 27سال.یه خاطره وحشتناکی دارم ازدوسال پیش توزمستون.من تااون موقع یه دوست دختربه نام نگین داشتم.نگین قدکوتاه وسبزه بود.باهم زیاد تو قلیون سرا قرار میذاشتیم و سکس روی لباس انجام میدادیم.اون کیرمو از رو شلوارنوازش میکرد من سینه هاشو ازداخل مانتوولی هیچوقت اجازه نمیدادکه باهم داخل یه خونه خالی قراربزاریم.یه روز با هم توقلیون سرا قرار ملاقات داشتیم که یه نفر به نام یلدا رو همراه خودش آورد.یلدا 19ساله قدکوتاه بودسفیدرووکمی توپرباسینه های درشت بودولی کونش کوچیک بود.تادیدمش کیرم راست شدومیخواستم همونجابگائمش...

داستان سکسی:

سکس با زهرا خوش تیپ

سلام من محسنم 21 سالمه قدم 190 وزنم 86کیلو هیکلم ورزش کاریه داستان منو زهرا برمیگرده واسه دو سال پیش .من دانشجو بودم دوست دختر زیاد داشتم ولی سکس با یکیشون خیلی جالب بود . زهرا خانوم حقیقتش دوست دختر دوستم بود من خبر داشتم که چند باری باهم سکس داشتن.البته زهرا منو ندیده بود من از دوستم شنیده بودم که چطوریه خلاصه تو کفش بودم . دخترای دیگه اعصاب خورد کنن چون باید 2ماه رو مخشون کار کنی و واسشون خرج کنی تا یه بار زیرت بخوابن.

داستان سکسی:

اشتباه کردم یا نکردم؟‌ مسئله این است

یه روز یکی از دوستانم که هفت هشت سالی از من کوچکتره زنگ زد و گفت یادته با مریم رفتیم فلان جا؟ منم گفتم آره. گفت حالا دارم با خودش و خواهرش میریم اگه دوست داری بیا. منم یادم اومد که دفعه قبل که باهاش رفته بودم خوشم نیومده بود و خیلی بچه بودند و نهایتا بیست و یک دو ساله میشدن و خیلی چرند و ژرند میگفتن و ادای افسرده ها و تنگا رو در میآوردن. از دوستم پرسیدم خواهرش چند سالشه گفت بیست شیش. که گفتم خب پس میام. حداقل اون از شماها بزرگتره.

داستان سکسی:

آخر و عاقبت لوطی گری

قبل از هر چیزی اینو بگم داستانی که می خوام تعریف کنم قرار نیست شما را حشری کنه. قضیه مربوط می شه به ضد حالی که خورده ام و هنوز هم توش مونده ام!
من هم مثل خیلی های دیگه برای سکس با دخترا مشکل مکان دارم. برای حلش با چند تا از دوستام قرار گذاشته بودیم هرکداممان مکان خالی گیر آورد بقیه را هم خبر کند تا اشتراکی با دختر حال کنیم. البته من شخصأ ترجیح می دهم که تنهایی با دختر سکس کنم، ولی خوب دراین صورت شاید چند ماه هم می گذشت و نمی تونستم مکان خالی جور کنم اما با کار شراکتی دست کم ماهی یک باردستم و البته کیرم را به کُس و کون دختری می مالیدم.

داستان سکسی:

ناناز

می خوام داستان سکسیم رو با ناناز براتون تعریف کنم اما اول بزار یه چند تا مطلب رو براتون روشن کنم اسم دوست دختر ناناز نیست یه جورای الکی گذاشتم تا کسی متوجه نشه
و کلا از کس شعر گفتن بدم میاد هرچه هم اینجا میخونید عین حقیقته
خوب بریم سر اصل مطلب..
اسم من مرتضی هسته 20 ساله دانشجوی رشته اقتصاد دانشگاه پیام نور این داستانی که براتون میخوام تعریف کنم مال زمانی هسته که 18سال ام بود یعنی پیش دانشگاهی بودم

داستان سکسی:

عشق زیبا و تن ناز من

سلام دوستان خسته نباشید امیدوارم از داستانی که نوشتم لذت ببیرد وخوشتون بیاد.اسامی مستعار هست وداستان یکم طولانیه ولی مطمءنم خوشتون میاد.واگه غلط املایی داشت به بزرگواری خودتون ببخشید.

داستان سکسی:

زهره عشق ناز من

دوستان سلام اسم من سعیدهست 32سالمه ماجرایی که میخوام براتون بگم کاملا واقعیه وبرمیگرده به پنج سال پیش ٰ.
ورودی ترم اول دانشگاه بودیم ترم ازبهمن شروع می شد یک کلاس 30نفره که حدود 8نفرمون پسر وبقیه دختر بودند.در بین تمام خانمها یکیشون واقعا به دلم نشست باخودم می گفتم خدایا میشه من با این جیگر که اسمش هم زهره بود دوست بشم وباهاش سکس داشته باشم؛ کمی از زهره براتون بگم او دختری حدودا 165سانت قد 55کیلو وزن با موهای رنگ شده کاملا جوان پسند لباسهای کاملا ست واتو کشیده باسن وسینه های برآمده .

داستان سکسی:

دوش باور نکردنی

سلام به همه دوستان صبح چهارشنبه بود میخواستم برم تهران کار داشتم بلیط اتوبوس داشتم..اونم ساعت 5 و نیم صب حرکتش بود..سوار اتوبوس که شدم به تنها چیزی که فکر نمیکردم دختر بود.تا اینکه سوار شدیمو دیدم به به ی دختر کوس و خوش هیکل تو اتوبوس نشسته پیش مامانش.تا اینکه تصمیم گرفتم باهاش دوست شم و با تمام جسارت رفتم نشستم کنار صندلی کناریشون البته اتوبوس خالی بود مسافر زیادی نداشت..و خلاصه تونستم شمارشو بگیرم باهاش دوست شم.دیگه بماند چطوری.تا اینکه همو روز با همون اتوبوس بازم بادوس دختر جدیدم به اسم مرجان{اسم مستعار} برگشتیم شهرمون..یکی دوهفته ای باهم دوست بودیم بیرون زیاد میرفتیم رابطمون خوب شد

داستان سکسی:

عشق با طعم هوس

سلام به همه بچه های شهوانی. من سامان هستم. دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات انگلیسی. 23 سالمه و قدم195 و وزنم 85 . خیلی وقته که به شهوانی میام و داستان میخونم اما تا حالا نه عضو بودم و نه داستان نوشتم. اما میخوام ازین به بعد خاطراتم رو براتون تعریف کنم.

داستان سکسی:

عشق و حال مفرط با مریم جون

سلام دوستان عزیز اسم من سعید و می خوام داستان آولین سکسی را که با تنها پرنده زیبای آشیانه دلم داشتم را براتون بنویسم منظورم یگانه عشقم مریم عزیزمه

داستان سکسی:

فریب

روزگار همیشه بازیهای عجیبی واسه ما آدما تدارک میبینه بازیهایی که شاید هرگز توی خواب هم تصور اتفاق افتادنش رو نمیکنیم از شانس خوب من همیشه ی پای این بازیها تو زندگی من ی زن بوده! چند وقتی بود که با ی زن بیوه 37ساله به اسم سارا دوست شده بودم زیاد خوشگل نبود ولی هیکل خوبی داشت با این همه خیلیها تو کارش رفته بودن و اون اعتنا نکرده بود ولی در کل چون سنم داشت از مرز 32 میگذشت توی این فکر بودم که ازدواج کنم و رابطم رو باهاش به هم بزنم اما چون شرایط برام فعلا مطلوب نبود دست نگه داشته بودم . آره داشتم از بازیهای زندگی میگفتم

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر