شما اینجا هستید

دوست دختر

یکی از بهترین سکس هام با مهلا

من سامانم و 23 سال سنمه.قد 175 و وزنم 77 کیلوئه و بدنسازی کار میکنم.کیرم هم 16 سانت طول داره.سه ساله با مهلا دوستم و اگه مشکل خاصی با این دختر 168 سانتی با وزن 57 کیلو با سینه سایز 70 و کون توپی متوسط پیش نیاد احتمالا تا سال دیگه ازدواج کنم.من درسمو تموم کردم و اون هنوز دانشجوئه و یک سال ازم کوچیکتره.این داستان مربوط میشه به یکی از سکسامون.در ضمن جفتمون پوستمون گندمی و چشم و ابرو و مو مشکی هستیم.

داستان سکسی:

خوابیدن با پری و خواهرش

سلام من حمید هستم 30 سالمه
این داستان واقعی هستش من اهل شیرازم ودانشگاهم اردکان نزدیک شیراز هست اونجا که میرفتم ومیامدم با یه دختری اشنا شدم به نام پری هم خوش هیکل بود هم سفیدحدود 20 سالش بود خلاصه من با پری سکس زیاد داشتم وارد جزییات نمیشم برم سر اصل داستان
هر از گاهی خونمون که خالی میشد واون هم موقعیتش جور میشد میومد حال میکردیم اونا اشنا تو شیراز نداشتن واسه کارشون که میومدن میرفتن تو حسینیه ها میخوابیدن یا مسافرخونه در ضمن من شاغل هستم ومحل کارم جوری بود که هر از چند مدتی شب کار بودم

داستان سکسی:

گه کاری من و ساناز

ﺷمارﻩ ﺳﺎﻧﺎﺯﻭ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺑﻬﻢ ﺩاﺩ,ﺩﻭﺳﺖ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺑﻮﺩ,ﺧﻴﻠﻲ ﺭاﺣﺖ ﻣﺨﺸﻮ ﺯﺩﻣﻮ ﺭﻓﺘﻴﻢ ﺳﺮ ﻗﺮاﺭ,اﺯ ﻗﻴﺎﻓﺶ ﺧﻮﺷﻢ ﻧﻴﻮﻣﺪ ﺯﻳﺎﺩ ﻣﺎﻝ ﻧﺒﻮﺩ,اﻣﺎ ﻫﻴﻜﻠﻲ ﺗﻮﭘﻲ ﺩاﺷﺖ,ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﭙﻴﭽﻮﻧﻤﺶ,ﻫﺮﭼﻲ ﭘﺮﺳﻴﺪ ﭼﺮا ﻧﮕﻔﺘﻢ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻗﻴﺎﻓﺘﻪ ﻧﻤﻴﺨﺎﺳﺘﻢ ﺿﺎﻳﻊ ﺷﻪ,اﻣﺎ اﻭﻥ ﮔﻴﺮ ﺩاﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻣﻴﮕﻔﺖ ﻗﻮﻝ ﻣﻴﺪﻣﺘﺎ ﺟﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﺘﻮﻧﻢ ﺭاﺿﻲ ﻧﮕﻬﺖ ﺩاﺭﻡ,ﻣﻨﻢ ﺑﻌﺪ ﻳﻪ ﻫﻔﺘﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﺗﻮ ﻛﻒ ﺑﻮﺩﻥ ﺷﻴﻂﻮﻥ ﺭﻓﺖ ﺗﻮ ﺟﻠﺪﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺳﻜﺲ ﻛﻪ ﻣﻴﺨﻮﺭﻩ,ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺎﻫاﺵ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﺪﻣﻮ ﺑﻲ ﻣﻌﻂﻠﻲ ﺑﺤﺚ ﺳﻜﺲ و اﻧﺪاﺧﺘﻢ ﻛﻪ اﻭﻥ اﺯ ﻣﻦ ﭘﺎﻳﻪ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ,اﺯﻭﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﻛﺎﺭﻣﻮﻥ اﻳﻦ ﺷﺪ ﻛﻪ ﻫﻔﺘﻪ اﻱ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﻣﺎﺷﻴﻦ ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﻭﺭﻣﺪاﺷﺘﻢ ﻣﻴﺮﻓﺘﻴﻢ ﺗﻮ ﻛﻮﭼﻪ ﺑﺎﻏﺎﻱ ﺧﻠﻮﺕ ﻛﺮﺩاﻥ ﻛﺮﺝ ﺻﻨﺪﻟﻲ ﺭﻭ ﻣﻴﺨﺎﺑﻮﻧﺪﻳﻢ ﺗﻨﻬﺎ ﻛﺎﺭﻱ ﻛﻪ ﻧﻤﻴﻜﺮﺩﻳﻢ ﻛﺮﺩﻥ ﺑﻮﺩ,اﻣﺎ ﺑﻴﺸﺘﺮ

داستان سکسی:

سکس در کوچه پس کوچه های تهران

باسلام به همه بچه های سکسی شهوانی من اولین داستانیه که مینویسم (بیشتر از اینم ندارم که بنویسم)
ببخشد اما به سبک خودتون با حذف کلمه ها سعی کردم داستانمو قشنگ جلوه بدم
من بعد از 15و16 سالم که تموم شدو تو خط کارای ناباب افتادیم همش تیپم خاص میشد بولیز، شلوار، کفش، کیف پول ،کمر بند، بند ساعت و وقتیم گل میکرد که تیپ آبی میزدم چون چشامم آبیه!!! به هر حال یه کیر 16((والا کوچیک نیس اینا همشون چاخان میگنیه کیر بیست سانت 23 والا چاخانه ))قد172وزن75 .اصلا فکر اینم نداشتم که تو این حول وحوش و سن کمم یه سکس کنم اما...

داستان سکسی:

سکس یک میلیونی

سلام؛من سینا هستم ؛دانشجوی ترم ۴دانشگاه مهاجر؛راستش جریان ازاون جا شروع شد که من با بچه ها رفتیم ۳۳پل اصفهان؛نشسته بودیم قلیون میکشیدیم که دیدم یه چندتادختر خوشکل دارن از رو پل ما رو نگاه میکنند؛راستی خبر دارید آبه زاینده رود بسته؟خب من به دخترا باچشم اشاره کردم بفرمایند؛اونا هم رفتن از پله ها پین اومدن؛بعد ماقلیونا جمع کردیم؛دخترا که رسیدن سلام علیک کردن ؛همشون چاق بودن ولی یکیشون لاغر؛سفید؛لبا شل شده ؛ بنفش مثل چغندر تو ماست(امتحان کن)به دوستش گفت چقد حال میده با یکی اینا کشتی گرفت؛منم گفتم بریم بگیریم گفت (باش)وقی اینا میگفت دلم حری میریخت؛یه چند قدمی که دور شدیم با اشاره از دوستاش جداش

داستان سکسی:

فردین بازی برا دوس دختر دوستم

سلام به دوستان عزیز چند سالی که داستانهای شمارو گهگاهی دنبال می کنم این دفعه تصمیم گرفتم منم یکی اَز داستانهای سکسی مو براتون تعریف کنم امیدوارم خوشتون بییاد من بچه دزفولم الان که این داستان دارم واستون مینویسم 29 سالمه قد 170 وزن 79 راستی همه اسما مستعارن ماجرا اَز اُنجا شروع شد که دوستم (حجت)آمد پیش من گفت می خواد به دوست دختر قدیمیش خیانت کنه.من از این کارا خوشم نمی یاد تا حالا هیچ وقت به دوست دخترام خیانت نکردم ولی با اسرار حجت من تو رو دربایسی گیر کردم قبول کردم رفتم از پسر عموم موتورش قرض گرفتم رفتم در خونه خانمی قرار مدارا گذاشتیم.اومدیم که حجت گفت مکان (خونه خالی)از کجا پیدا کنیم!

داستان سکسی:

فرشته ی آرزو هام پر زد و رفت

دوستان داستانی رو که میخوام براتون تعریف کنم کاملا حقیقی هست و در همین ابتدا بگم چون چیزی از تخیلات به داستان اضافه نمیکنم ممکنه اونقدر براتون شهوت انگیز نباشه پس میتونید داستان رو نخونید ..

داستان سکسی:

دختر را اگه نکنی‌ می‌‌پره

قبل از نوشتن این خاطره می‌خواهم یک توضیح کوچکی بدهم. دوستان گل‌ آخه مگه مجبور هستید دروغ بگویید ؟ کسی‌ که سکس واقعی داشته باشد به محض خواندن داستان‌ها می‌‌فهمد که چه کسی‌ راست می‌‌گوید من بیشتر داستان‌ها را نمیخونم چون می‌‌فهمم که واقعا دروغ هستند. نمیدونم چه تور دختر و زن‌های داستان‌ها اینقدر راحت تور می‌‌شوند و تن به سکس می‌‌دهند و چقدر شخصیت داستان‌ها سن پایین هستند. سکس با فامیل‌ها چقدر راحت انجام می‌‌شود؟

داستان سکسی:

چرا ندیدم...؟

سلام دوستان.
این داستان یجورایی ناراحت کننده ست که واسم اتفاق افتاد.
شاید یه روزی اون داستانمو بخونه چون میدونم گاهی میاد اینجا.
اسم کاربریشو نمیگم اما کامنتاشو دیدم که با همه محترمانه صحبت میکنه چون درواقع شخصیتش اینطوریه.
ساده. آروم. منطقی و پراحساس.
پارسال باهاش آشنا شدم.
شکست خورده بود و افسردگی پیدا کرده بود.
اولا فکر کرد بعنوان یه دوست عادی اومدم اما یه شب بهش گفتم ببین رها (اسم موردعلاقه اش) من دوست دختر میخوام نه دوست عادی!

داستان سکسی:

شب عاشقی با فاطمه

اسم من امیده 18 سالمه این قضیه مال 3 ماه پیش هست و این داستان خیالی نیست.بابام یه همکار داره که همکارش دو تا دختر داره.فاطمه که 17 سالشه و الناز 10 سالشه.فاطمه یه دختر خیلی خوشکلیه هر چی هم بگم خوشکله بازم کمه.منو فاطمه 1 ساله باهم دوستیم.

داستان سکسی:

زهره کس مغرور

سلام به همه کسانی که این داستانو میخونن و نظر میدن .این داستان واقعیه هر طور که دوست دارید فکر کنید و نظر بدین .یه روز با دوستم علی رفتیم بیرون که فهمیدم با دوست دخترش قرار داره بهش گفتم که منو زودتر پیاده کنه تا مزاحمشون نشم گفت نمیخواد دوستش با زهره یکی از دوستاش میاد ، منم گفتم هر طور راحتی . خلاصه اونا اومدنو منم زهره رو دیدم ازم دو سال بزرگتربود تقریبا 28 سال داشت .
رفتیم یه جای خلوت تا علی با دوستش صحبت کنه .

داستان سکسی:

اولین سکسی که با دختر داشتم

سلام من خیلی وقته با خودم کلنجار میرم که شروع کنم به داستان نویسی واسه حال اوردن کیر وکس های شما عزیزان
اااا ببخشید یادم رفت خودم رو معرفی کنم بزارید یه اسم واسه خودم انتخاب کنم..............اها من ایساتیس هستم الان 25 سالمه از 5 سالگی تجربه همجنس بازی و گی بودن رو داشتم که خیلی کمرنگ بوده.
الان میخوام اولین باری رو که با یه دختر بودم رو واستون بنویسم یا به عبارتی به رشته تحریر در بیارم این داستان رو فقط به خاطر اینکه روم به روتون باز بشه و چون همه چیز اولیش خیلی جالبه میگم.

داستان سکسی:

از اولین تجربه ام تا عاشق شدنم

سلام
حصین هستم خاطره ای که میخوام بگم کاملا واقعیه اونایی که میخوان باهاش جلق بزنن اصن مناسب نیست بعدش نیاین فحش کشمون کنین گفته باشمممم
حدودا مهر سال پیش بود با رفیقم امیر رفته بودم قهوه خونه تازه با رفیقم سارا بهم زده بوودم بعد 3 سال باهاش بودم
تو قهوه خونه با رفیقم نشسته بودم که به رفیقم گفتم امیر دختر مختر تو دستو بالت داری

داستان سکسی:

سکس در شهر غریب

سلام خوبید؟من علی هستم 21سالمه این اتفاق تو 19سالگیم افتاد زمانی که زیاد اهل چت بودم درس خون نیستم ولی الان دانشگام گفتم که نگید اسکله بچه لاتیم خب کلا بگم تو چت یکی رو مخ کردم اسمش فرزانه ی سال ازم بزرگ تر بود بد نبود قیافش استیلش استیل زنانه بود تو پر بوده عکساش و میدیدم خوب بود برا سرگرمی بین دوس دخترایه دیگم که باهم میرفتیم بیرون فقط تو این حد فرزانه هم بود تلفنی البته سه چهار ماهی گذشت دیدم داره منو میخوره تو اس ام اس هایه سکسی که الان رو مده واقعا جوری باهاش رفتار کرده بودم که خاطر خوام شده بود سرتونو درد نیارم اسرار پشت اسرار که بیا ببینمت منم پولو ازش گرفتم بلیت خریدم با vipخلاصه ر

داستان سکسی:

کینه ازدوست دخترقدیمی وکردنش

سلام به همه ی دوستان شهوانی این خاطره اولش خاطرس اخرش سکس
من تازه عضوشدم اگه خاطرهام بدبودبه بزرگی خودتون ببخشین
اول از همه بگم اسما مستعاره و به هرچی اعتقاددارین قسم حقیقته.فقط تااخرش بخونید

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر