شما اینجا هستید

دوست دختر

فراموشت نخواهم کرد

من ارش هستم 27 ساله از یکی از شهرهای کرمانشاه با قیافه ای معمولی این خاطره ای که براتون تعریف میکنم بر میگرده به 3 سال پیش زمانی که من تو بازارچه مرزی شهرمون مغازه بدلیجات داشتم همیشه حسرت در اغوش گرفتن و عشق بازی رو با کسی داشتم که بهم دیگه علاقه دوطرف داشته باشیم و سکسمون تنها به خاطر شهوت و ارضا جنسی نباشه بارها به خاطر شغلم به زن ها و دخترهای زیادی هم اغوشی و سکس داشتم ولی فقط از نظر جسمی ارضا میشدم چون عشقی در کار نبود.

داستان سکسی:

اتفاق

سلام به همه دوستان من چند وقتی هست با شهوانی آشنا شدم داستان های زیادی خوندم و در نتیجه اقدام به نوشتن داستان کردم!!!!!
قابل ذکر هست که تمام این داستان ها زائیده ذهن بنده و هیچ واقعیتی ندارد!
از دوستان خواهشمندم که از فحاشی خودداری و نکات ضعف داستان رو بگن!
راستی اسم من نوید هست (مستعار)
هر داستان شخصیت های جدا گانه ای واسه خودش داره!
****************************************************

داستان سکسی:

من و دوست دختر رفیقم ...

سلام. والا من اولین بارم هست که دارم داستان مینویسم...خلاصه اگه مشکلی هم داشت به بزرگی خودتون ببخشید!
این داستان که تعریف میکنم ناموسن واقعی هس و ازتون معذرت میخوام یکم مقدمه اش زیاده. امید وارم که خوشتون بیاد..!
من محمد هستم 19 ساله از تبریز.
تقریبا 1 ماه پیش بود...
من یه دوستی دارم به اسم سینا که باهم خیلی صمیمی هستیمو کلا مثل داداشیم.
اینم بگم منو سینا میایم نت و تفریح میکنیم و تو نتم رفیق هستیم.البته از نزدیکم دیدیم همدیگه رو... نمیخوام از موضوع دور شم!!

داستان سکسی:

کون تنگ نگار

عزيزان سلام، من سامان 23 سالمه اين ماجرا مربوط به 3سال قبل،من براي كنكورميخوندم يه بارك نزديك خونمان بودبادوستم اشكان بعضي اوقات اونجا ميرفتيم.هاني دوس دختراشكان خونشون روبه روي بارك بود،هاني با دختردعموش كه نكاراسمش بوداومدن نشستن روبه روي ما،خلاصه سرتونودردنيارم ش منو ازاشكان خواست وباهم دوس شديديدم.نكاردختري مانكن كشيده باكون قلمبه 16 ساله كه بيشتربجه محل توي كفش بودن،،اس دادباهم قراركذاشتيم اون وهاني من واشكان،4تاي توي كافي شاب تابستون بود.باراول وقتي ازنزديك ديدمش قندتودلم آب شد نشانه سلام دست دادوم و ازجلو رفتن تو كافي ازبشت باسنشو ديدم كيرم سيخ شد، اشكانم واي عجب كوني باهم عوض

داستان سکسی:

رفتی و بی تو دلم پر درده

تنها 19سال داشتم که دانشگاه قبول شدم،با اونکه دانشگاه دولتی قبول شدم ولی دادن هزینه هاش برای پدرم مشکل بود.بعد از اینکه پدرم تمام هست و نیستشو تو شراکت از دست داد،یه نا امیدی خانواده ی ما رو فرا گرفته بود و با قبول شدن من امید دوباره به خونه برگشته بود.یک سال از درس خوندن من تو شهرستان میگذشت و تنها تفریح من درس و مشق بود با اون که آدم گوشه گیری نبودم ولی ترجیح میدادم مثل بقیه دوستام نباشم و بیشتر با پسر ها میپریدم و خوش بودم.تا اون زمان چیزی از جبر و اختیار نمیدونستم نمی دونستم خیلی از اتفاقات جبر الهی است و یه جورایی سرنوشته آدماست و ما اختیاری از خود نداریم،آشنا شدن من با رویا هم از همین

داستان سکسی:

سکس با مهسا همکارم

سلام به همه من علی هستم باور کنید این داستان کاملا واقعیه داستان از اونجایی شروع میشه که من از کارم اخراج شده بودم یک روز برادرم گفت برات کار پیدا کردم منم رفتم ببینم کارش چطوریه خلاصه من رفتم کارو دیدم که چشمم خورد به یه دختره که اسمش مهسا بود خیلی لاغر بود جوری که من با یک دست بلندش میکردم وزنش ۴۰کیلو بود قدش ۱۶۰سنشم ۱۷ من بخاطره کردن این دختره قبول کردم اونجا کار کنم ۱هفته اونجا مشغول کار بودم تو این مدت فهمیدم طلبه شده باهام رفیق شه ولی بدبخت خبر نداشت قرار چه بلایی سرش بیارم با بدبختی بهش شماره دادم اونم با کله شماررو قبول کرد ولی تا ۲روز زنگ نزد خار کسه چس کلاس گذاشت بگذریم ما چند ر

داستان سکسی:

تحریک

رفته بود شهرستان همراه با خواهرم ،پیش مادر بزرگم.راستش خلاص شدم آخه میونه ی خوبی با هم نداریم.معمولا هم تو خونه با هم دعوامون می شه.مادرم رو می گم. تعطیلات عید رو رفته بود اردبیل پیش مادر بزرگم.خواهرم رو هم با خودش برده بود.
طبق معمول تلویزیون برنامه های درست و حسابی نداشت و حسابی بیکار شده بودم. هر از چند گاهی با یوسی بروز به سایتهای سکسی سر می زدم و با روغن جق می زدم. خب راستش چاره ی دیگه ای نداشتم.

داستان سکسی:

همش تقصیر چشات بود (1)

سلام به همه دوستان مثل همه نمیگم این واقعیه یا واقعی نیست خود شما که لطف میکنید میخونیدش تو نظراتتون بگید
بعد چند سال رفتم زیر زمین خونه پدریم,وقتی برقو روشن کردم 25سال زندگیم از جلو چشام رد شد.دوچرخه ام لباسام و....که هرکدومشون یه من خاک نشسته بود روشون. یه چرخی زدم با دیدن بعضیاشون لبخند میزدم و با دیدن بعضیاشون بغض گلومو میگرفت.

داستان سکسی:

کادوی تولدم یه کون تنگ بود و بس

خاطره که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به یه هفته قبل،زمانی که من تازه 20ساله شده بودم.من یه پسر خوشتیپم،قد 190 و وزنمم 95 کیلوه؛یه ماهه پیش برای خرید مقنعه برای دوس دخترم راهی پاساژی در شهر شدم. وارد اونجا که شدم یه دختر خوش هیکل و نازی رو دیدم و بعد یکم زل زدن تو چشش فهمیدم خانوم شدیدا خواهان کیرن!منم که از خدا خواسته تا حالا همچین موقعیتی واسم پیش نیومده بود به دختره شماره دادم و بعد خرید مقنعه به خونه برگشتم؛شب حوالی 9 بود که اس واسم اومد و فهمیدم النازه(همون دختره که بش شماره دادم) بعد از آشنایی و اینا الی از عشق در یک نگاهش گفت و شیفته شدنش!منم کلی کیف کردم و.....

داستان سکسی:

پروانه دختر صاحبخانه

بچه ها سلام
من دانشجو هستم تو شهر خرم اباد اينجا همه غيرتين رو دختراشون شديد نميزارن ما حال کنيم اگر شماره از دختراي اينجا براي سکس کردن سراغ داشتيد تو سايت بزاريد
خب اصل مطلب؛ا
داستان از اونجايي شروع ميشه که ما تازه مستاجر شده بوديم ويه دختر قد کوتاه خوشگل تر گل ور گل بنت صابحخانه بود هروز که ميرفتم مدرسه(٣دبيرستان)ميديمش منم خجالتي رو نميشد بش سلام کنم اين اين کس خلها تو خيالم باش دوست شده بودم و حال ميکردم اسمش پروانه بود موها رو اتو ميکرد مينداخت تو صورتش هميشه رنگ لاکش رو عوض ميکرد مانتو چسبان صداي نرم نازک ديگه تا آخرش بريد

داستان سکسی:

دختر عرب شهوانی

من تا دوم دبیرستان با این که بچه خوشکل به حساب میومدم اما هرگز نتونستم با دختری دوستی کنم خیلی برام عجیب بود که بد اندام ترین و بی ریخت ترین دوستام هم یه دوست دختر دارن درست مثل یه حسادت شده بود برام . یه روز یکی از دوستام گفت به یه دختر عکست رو نشون دادم ازت خوشش اومده من که مونده بودم چی بگم از طرفی استرس داشتم و خجالت هم میکشیدم بادختره حرف بزنم تا این که اون زنگ زد اولش با دستپاچگی جواب دادم حتی صدای قلبم رو هم میشنیدم بعدش عادی شد دختره اسمش زیبا بود که صدای فوق العاده قشنگ و عالی داشت ولی لهجه عربی داشت که معلوم بود عربه.

داستان سکسی:

دختر تو تاکسی

سلام به همه دوستان شهوانی من خودم خیلی از داستان های دوستان رو میخونم وفقط با نایریکا و درسا و چند تا از غول های داستان نویسی سایت حال میکنم
منظورم از این حرف اینه که منتظر نقد همه دوستان هستم بخصوص آمیرزا و پروازی و یه سری از دوستان که الان حضور ذهن کامل برای نوشتن اسمشون ندارم
من نمیام بگم قدم فلان و در حد فلان بازیگر خوشتیپم ولی خوب نه خوبم نه بدم
این خاطره هم برمیگرده به پاییز 88 من اونموقع حشیش مصرف میکردم و تو شهر جدید پرند کار میکردم
یه روز برای خریدن جنس خواستم برم گلستان یه شهر کوچیک بود نزدیک پرند

داستان سکسی:

اجل معلق

سلام./
این بیشتر یه خاطره هست تا یه داستان سکسی./
----------
چند سال پیش که دانشجو بودم (تو شهر خودم) به نام دانشجوی شهرستانی یه خونه مجردی گرفته بودم برا حال و هول...
یه سوئیت 50 متری بود بدون اتاق خواب با یه اشپزخونه ی اپن و حموم و دستشویی سر هم و یه حال کوچیک...
همزمان چندتا دوست دختر داشتم...اما یکیشون یه جورایی خودشو فابریک تر حساب میکرد چون برا خونه گرفتن با اون به اسمن زن و شوهر دانشجو با هم رفتیم و خونه رو گرفتیم./

داستان سکسی:

خیانت عقشم مینا

سلام رامين هستم 19 سالمه کرماني هستم اين خاطره مال چند ماه پيشه من يه نامزد داشتم که اسمش مینا بود 18سالشه خيلي ميخواستمش وبا هم خيلي خوش بوديم تا اينکه بهم خيانت کرد و با يکي از رفيقام دوس شد منم که غيرتي هستم خونم خونمو ميخورد

داستان سکسی:

پاداش جوانمردی

سلام به دوستان عزيز چند سالي که داستانهاي شمارو گهگاهي دنبال مي کنم اين دفعه تصميم گرفتم منم يکي اَز داستانهاي سکسي مو براتون تعريف کنم اميدوارم خوشتون بيياد من بچه زرند کرمانم الان که اين داستان دارم واستون مينويسم 2سال ساکن کرمانم ماجرا اَز اُنجا شروع شد که دوستم (حجت)آمد پيش من گفت مي خواد به دوست دختر قديميش خيانت کنه.من از اين کارا خوشم نمي ياد تا حالا هيچ وقت به دوست دخترام خيانت نکردم ولي با اصرار حجت من تو رو دربايسي گير کردم قبول کردم رفتم از پسر عموم موتورش قرض گرفتم رفتم در خونه خانمي قرار مدارا گذاشتيم.اومديم که حجت گفت مکان (خونه خالي)از کجا پيدا کنيم!

داستان سکسی:

دوست دختر دانشگاهى من

دانشگاه تهران درس مى خوندم و با اينكه رشته ام روى كاغذ مورد علاقه دخترا نيست اما برعكس تعداد دخترا تو دانشكده چند برابر پسرا بود كه بينشون دختراى خوشگل و خوش هيكل كم نبودن. توى خوابگاه معمولا پسرا آمار دخترايى كه اهل پسر بازى و پا دادن بودند در مى آوردند و گاهى حرفايى مى زدند كه برام قابل باور نبود. اينكه دخترى با يه آشنايى ساده كارش به سكس برسه برام عجيب بود و اين حرفا رو به حساب چاخان مى گذاشتم...تا اينكه براى خودم اتفاق افتاد.

داستان سکسی:

دختره تورم کرد

سلام خدمت تمام خوانندگان عزیزوگرامی
یه ضرب المثل قدیمی هست که میگه:«هرکی خربزه میخوره پای لرزشم میشینه.»
این داستانی که میخوام براتون بگم برمیگرده به یه اتفاق قدیمی و جاهلانه بنده.
بنده یه پسر 16یا17ساله تپل وتو دل برو هستم که ازنظر خودم بیریخت ولی از نظر اطرافیان نازم.اهل جلق نیستم .دوم دبیرستانم.خیلی زود آّبم میاد و این نقطه ضعف اصلیمه و اما داستان.
قضیه ازاین قراربود:

داستان سکسی:

اتفاقی

خوابم نمیره برم نیم (مسنجر نیم باز) ببینم چه خبره گوشی برداشتم رفتم تو برنامه مهرشاد(برادرم) بیا نیم روم esf رفتیم داخل روم پنج یا شیش نفر بیشتر داخل روم نبودن سلام دادم جوابا اومد ازم asl خواستن جواب دادم آرش 24 esf یکی از ای دی ها با من گرم گرفت (دوستان شرمنده ای دی هارو نمیتونم بگم) مهرشاد مخ یکی رو کار گرفته بود تا این که یکی از از دخترای روم منو صدا کرد آرش نوشتم جانم آی دی که با من گرم گرفته بود به اصتلاح غیرتی شد من از این حرکتش خوشم اومد بهش گفتم بیا pv اومد با هم صحبت کردیم اسمشو پرسیدم گفت مریم
آرش:چند سالته؟
مریم:23
آرش:مجردی؟

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر