شما اینجا هستید

دوست دختر

تحریک

رفته بود شهرستان همراه با خواهرم ،پیش مادر بزرگم.راستش خلاص شدم آخه میونه ی خوبی با هم نداریم.معمولا هم تو خونه با هم دعوامون می شه.مادرم رو می گم. تعطیلات عید رو رفته بود اردبیل پیش مادر بزرگم.خواهرم رو هم با خودش برده بود.
طبق معمول تلویزیون برنامه های درست و حسابی نداشت و حسابی بیکار شده بودم. هر از چند گاهی با یوسی بروز به سایتهای سکسی سر می زدم و با روغن جق می زدم. خب راستش چاره ی دیگه ای نداشتم.

داستان سکسی:

همش تقصیر چشات بود (1)

سلام به همه دوستان مثل همه نمیگم این واقعیه یا واقعی نیست خود شما که لطف میکنید میخونیدش تو نظراتتون بگید
بعد چند سال رفتم زیر زمین خونه پدریم,وقتی برقو روشن کردم 25سال زندگیم از جلو چشام رد شد.دوچرخه ام لباسام و....که هرکدومشون یه من خاک نشسته بود روشون. یه چرخی زدم با دیدن بعضیاشون لبخند میزدم و با دیدن بعضیاشون بغض گلومو میگرفت.

داستان سکسی:

کادوی تولدم یه کون تنگ بود و بس

خاطره که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به یه هفته قبل،زمانی که من تازه 20ساله شده بودم.من یه پسر خوشتیپم،قد 190 و وزنمم 95 کیلوه؛یه ماهه پیش برای خرید مقنعه برای دوس دخترم راهی پاساژی در شهر شدم. وارد اونجا که شدم یه دختر خوش هیکل و نازی رو دیدم و بعد یکم زل زدن تو چشش فهمیدم خانوم شدیدا خواهان کیرن!منم که از خدا خواسته تا حالا همچین موقعیتی واسم پیش نیومده بود به دختره شماره دادم و بعد خرید مقنعه به خونه برگشتم؛شب حوالی 9 بود که اس واسم اومد و فهمیدم النازه(همون دختره که بش شماره دادم) بعد از آشنایی و اینا الی از عشق در یک نگاهش گفت و شیفته شدنش!منم کلی کیف کردم و.....

داستان سکسی:

پروانه دختر صاحبخانه

بچه ها سلام
من دانشجو هستم تو شهر خرم اباد اينجا همه غيرتين رو دختراشون شديد نميزارن ما حال کنيم اگر شماره از دختراي اينجا براي سکس کردن سراغ داشتيد تو سايت بزاريد
خب اصل مطلب؛ا
داستان از اونجايي شروع ميشه که ما تازه مستاجر شده بوديم ويه دختر قد کوتاه خوشگل تر گل ور گل بنت صابحخانه بود هروز که ميرفتم مدرسه(٣دبيرستان)ميديمش منم خجالتي رو نميشد بش سلام کنم اين اين کس خلها تو خيالم باش دوست شده بودم و حال ميکردم اسمش پروانه بود موها رو اتو ميکرد مينداخت تو صورتش هميشه رنگ لاکش رو عوض ميکرد مانتو چسبان صداي نرم نازک ديگه تا آخرش بريد

داستان سکسی:

دختر عرب شهوانی

من تا دوم دبیرستان با این که بچه خوشکل به حساب میومدم اما هرگز نتونستم با دختری دوستی کنم خیلی برام عجیب بود که بد اندام ترین و بی ریخت ترین دوستام هم یه دوست دختر دارن درست مثل یه حسادت شده بود برام . یه روز یکی از دوستام گفت به یه دختر عکست رو نشون دادم ازت خوشش اومده من که مونده بودم چی بگم از طرفی استرس داشتم و خجالت هم میکشیدم بادختره حرف بزنم تا این که اون زنگ زد اولش با دستپاچگی جواب دادم حتی صدای قلبم رو هم میشنیدم بعدش عادی شد دختره اسمش زیبا بود که صدای فوق العاده قشنگ و عالی داشت ولی لهجه عربی داشت که معلوم بود عربه.

داستان سکسی:

دختر تو تاکسی

سلام به همه دوستان شهوانی من خودم خیلی از داستان های دوستان رو میخونم وفقط با نایریکا و درسا و چند تا از غول های داستان نویسی سایت حال میکنم
منظورم از این حرف اینه که منتظر نقد همه دوستان هستم بخصوص آمیرزا و پروازی و یه سری از دوستان که الان حضور ذهن کامل برای نوشتن اسمشون ندارم
من نمیام بگم قدم فلان و در حد فلان بازیگر خوشتیپم ولی خوب نه خوبم نه بدم
این خاطره هم برمیگرده به پاییز 88 من اونموقع حشیش مصرف میکردم و تو شهر جدید پرند کار میکردم
یه روز برای خریدن جنس خواستم برم گلستان یه شهر کوچیک بود نزدیک پرند

داستان سکسی:

اجل معلق

سلام./
این بیشتر یه خاطره هست تا یه داستان سکسی./
----------
چند سال پیش که دانشجو بودم (تو شهر خودم) به نام دانشجوی شهرستانی یه خونه مجردی گرفته بودم برا حال و هول...
یه سوئیت 50 متری بود بدون اتاق خواب با یه اشپزخونه ی اپن و حموم و دستشویی سر هم و یه حال کوچیک...
همزمان چندتا دوست دختر داشتم...اما یکیشون یه جورایی خودشو فابریک تر حساب میکرد چون برا خونه گرفتن با اون به اسمن زن و شوهر دانشجو با هم رفتیم و خونه رو گرفتیم./

داستان سکسی:

خیانت عقشم مینا

سلام رامين هستم 19 سالمه کرماني هستم اين خاطره مال چند ماه پيشه من يه نامزد داشتم که اسمش مینا بود 18سالشه خيلي ميخواستمش وبا هم خيلي خوش بوديم تا اينکه بهم خيانت کرد و با يکي از رفيقام دوس شد منم که غيرتي هستم خونم خونمو ميخورد

داستان سکسی:

پاداش جوانمردی

سلام به دوستان عزيز چند سالي که داستانهاي شمارو گهگاهي دنبال مي کنم اين دفعه تصميم گرفتم منم يکي اَز داستانهاي سکسي مو براتون تعريف کنم اميدوارم خوشتون بيياد من بچه زرند کرمانم الان که اين داستان دارم واستون مينويسم 2سال ساکن کرمانم ماجرا اَز اُنجا شروع شد که دوستم (حجت)آمد پيش من گفت مي خواد به دوست دختر قديميش خيانت کنه.من از اين کارا خوشم نمي ياد تا حالا هيچ وقت به دوست دخترام خيانت نکردم ولي با اصرار حجت من تو رو دربايسي گير کردم قبول کردم رفتم از پسر عموم موتورش قرض گرفتم رفتم در خونه خانمي قرار مدارا گذاشتيم.اومديم که حجت گفت مکان (خونه خالي)از کجا پيدا کنيم!

داستان سکسی:

دوست دختر دانشگاهى من

دانشگاه تهران درس مى خوندم و با اينكه رشته ام روى كاغذ مورد علاقه دخترا نيست اما برعكس تعداد دخترا تو دانشكده چند برابر پسرا بود كه بينشون دختراى خوشگل و خوش هيكل كم نبودن. توى خوابگاه معمولا پسرا آمار دخترايى كه اهل پسر بازى و پا دادن بودند در مى آوردند و گاهى حرفايى مى زدند كه برام قابل باور نبود. اينكه دخترى با يه آشنايى ساده كارش به سكس برسه برام عجيب بود و اين حرفا رو به حساب چاخان مى گذاشتم...تا اينكه براى خودم اتفاق افتاد.

داستان سکسی:

دختره تورم کرد

سلام خدمت تمام خوانندگان عزیزوگرامی
یه ضرب المثل قدیمی هست که میگه:«هرکی خربزه میخوره پای لرزشم میشینه.»
این داستانی که میخوام براتون بگم برمیگرده به یه اتفاق قدیمی و جاهلانه بنده.
بنده یه پسر 16یا17ساله تپل وتو دل برو هستم که ازنظر خودم بیریخت ولی از نظر اطرافیان نازم.اهل جلق نیستم .دوم دبیرستانم.خیلی زود آّبم میاد و این نقطه ضعف اصلیمه و اما داستان.
قضیه ازاین قراربود:

داستان سکسی:

اتفاقی

خوابم نمیره برم نیم (مسنجر نیم باز) ببینم چه خبره گوشی برداشتم رفتم تو برنامه مهرشاد(برادرم) بیا نیم روم esf رفتیم داخل روم پنج یا شیش نفر بیشتر داخل روم نبودن سلام دادم جوابا اومد ازم asl خواستن جواب دادم آرش 24 esf یکی از ای دی ها با من گرم گرفت (دوستان شرمنده ای دی هارو نمیتونم بگم) مهرشاد مخ یکی رو کار گرفته بود تا این که یکی از از دخترای روم منو صدا کرد آرش نوشتم جانم آی دی که با من گرم گرفته بود به اصتلاح غیرتی شد من از این حرکتش خوشم اومد بهش گفتم بیا pv اومد با هم صحبت کردیم اسمشو پرسیدم گفت مریم
آرش:چند سالته؟
مریم:23
آرش:مجردی؟

داستان سکسی:

اولین دختر، اولین بوسه

من تا پیش دانشگاهی با این که بچه خوشکل به حساب میومدم اما هرگز نتونستم با دختری دوستی کنم خیلی برام عجیب بود که بد اندام ترین و بی ریخت ترین دوستام هم یه دوست دختر دارن درست مثل یه حسادت شده بود برام . یه روز یکی از دوستام گفت به یه دختر عکست رو نشون دادم ازت خوشش اومده من که مونده بودم چی بگم از طرفی استرس داشتم و خجالت هم میکشیدم بادختره حرف بزنم تا این که اون زنگ زد اولش با دستپاچگی جواب دادم حتی صدای قلبم رو هم میشنیدم بعدش عادی شد دختره اسمش زیبا بود که صدای فوق العاده قشنگ و عالی داشت ولی لحجه عربی داشت که معلوم بود عربه.

داستان سکسی:

قط بیتا نیست که پشیمونه

سلام من آرشام هستم 23 سالمه و اهل تهرانم ... زیاد اهل دروغ نیستم ولی تا جایی که بتونم تمام جزئیات رو میگم
من همیشه برای گذروندن وقت و موقع هایی که بیکارم میرم یا میرم چت های مختلف یا یاهو که چت کنم ... توی یکی از چت ها ( اسمشو نمیگم ) یه دختری بود که خیلی از نوع تایپ و نوع صحبتش خوشم میومد

داستان سکسی:

کون سفید دوست دخترم

با سلام"اميدوارم از اولين داستان من كه اولين داستان سكسيم هستش مثل خودم لذت ببريد.
من جند مدته با اين سايت آشنا شدم و ميخونمش,در كل خيلي خوبه كه تو اين كير بازار ايران باز يه فضاي صميمي و سايت فيلتر نشده هس كه آدم بتونه راحت باشه ولي بعضي از كاربران انقد داستان هاي دروغ تحويل آدم ميدن كه نكو`بكذريم...
من اسمم علي هستش"اين داستان بر ميكرده به باييز بارسال'اينو هم بكم من 22 سالمه'قيافه بدي هم ندارم و كلا خيلي هم شهوتي هستم كه باعث ميشه كاهي بناه ببريم به جق و...

داستان سکسی:

هشت ماه دوستی با مریم

سلام بچه ها اسم من علی و میخوام خاطرات اولین دوستیم که هشت ماهی طول کشید رو براتون تعریف کنم,این داستان از اون جایی شروع شد که من بایه پسری به نام ارش دوست صمیمی شده بودم ارش یه بچه پرو به تمام عیار بود که خیلی قیافه بامزه وشیرین داشت که همه ی دخترا تو کفش بودن چون هم پول دار بود هم خوشگل.ارش یه دوست دختر خوش استیل وخوشگل داشت که با منم خیلی جور بود به اسم فاطیما.من شماره فاطیما رو از دوستم گرفته بودم وبعضی از مواقع به هم اس سرکاری یاجوک میفرستادیم وبعضی از موقع ها که باهم دعواشون میشد من ماست مالیش میکردم واشتیشون میدادم ک یه روزها تابستون سوم راهنمایی بودم.........

داستان سکسی:

کون تنگ بهناز

سلام به همه شهوانی های عزیز..
چندسالی هست که میام و داستانهارو میخونم ولی امشب تصمیم گرفتم یکی از خاطرات جالبمو براتون تعریف کنم .
تو همسایگی ما دختری بود به اسم بهناز ، از نظر چهره بانمک بود اما بدن پری داشت و به قول بروبکس پروپاچش گوشتی.رو لباس اینقدر کونش خوشگل و خوش استیل جلوه میکرد ک پیش خودم میگفتم لختش باید چطوری باشه؟پوست بدنشم گندمی بود لباشم غنچه ای کوشولو بود..ماجرای دوس شدنمون طولانیه و حوصله سر میبره تعریفش نمیکنم داستان رو از جائی تعریف میکنم که باهم صمیمی شده بودیم..

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر