شما اینجا هستید

دوست دختر

خیانت عقشم مینا

سلام رامين هستم 19 سالمه کرماني هستم اين خاطره مال چند ماه پيشه من يه نامزد داشتم که اسمش مینا بود 18سالشه خيلي ميخواستمش وبا هم خيلي خوش بوديم تا اينکه بهم خيانت کرد و با يکي از رفيقام دوس شد منم که غيرتي هستم خونم خونمو ميخورد

داستان سکسی:

پاداش جوانمردی

سلام به دوستان عزيز چند سالي که داستانهاي شمارو گهگاهي دنبال مي کنم اين دفعه تصميم گرفتم منم يکي اَز داستانهاي سکسي مو براتون تعريف کنم اميدوارم خوشتون بيياد من بچه زرند کرمانم الان که اين داستان دارم واستون مينويسم 2سال ساکن کرمانم ماجرا اَز اُنجا شروع شد که دوستم (حجت)آمد پيش من گفت مي خواد به دوست دختر قديميش خيانت کنه.من از اين کارا خوشم نمي ياد تا حالا هيچ وقت به دوست دخترام خيانت نکردم ولي با اصرار حجت من تو رو دربايسي گير کردم قبول کردم رفتم از پسر عموم موتورش قرض گرفتم رفتم در خونه خانمي قرار مدارا گذاشتيم.اومديم که حجت گفت مکان (خونه خالي)از کجا پيدا کنيم!

داستان سکسی:

دوست دختر دانشگاهى من

دانشگاه تهران درس مى خوندم و با اينكه رشته ام روى كاغذ مورد علاقه دخترا نيست اما برعكس تعداد دخترا تو دانشكده چند برابر پسرا بود كه بينشون دختراى خوشگل و خوش هيكل كم نبودن. توى خوابگاه معمولا پسرا آمار دخترايى كه اهل پسر بازى و پا دادن بودند در مى آوردند و گاهى حرفايى مى زدند كه برام قابل باور نبود. اينكه دخترى با يه آشنايى ساده كارش به سكس برسه برام عجيب بود و اين حرفا رو به حساب چاخان مى گذاشتم...تا اينكه براى خودم اتفاق افتاد.

داستان سکسی:

دختره تورم کرد

سلام خدمت تمام خوانندگان عزیزوگرامی
یه ضرب المثل قدیمی هست که میگه:«هرکی خربزه میخوره پای لرزشم میشینه.»
این داستانی که میخوام براتون بگم برمیگرده به یه اتفاق قدیمی و جاهلانه بنده.
بنده یه پسر 16یا17ساله تپل وتو دل برو هستم که ازنظر خودم بیریخت ولی از نظر اطرافیان نازم.اهل جلق نیستم .دوم دبیرستانم.خیلی زود آّبم میاد و این نقطه ضعف اصلیمه و اما داستان.
قضیه ازاین قراربود:

داستان سکسی:

اتفاقی

خوابم نمیره برم نیم (مسنجر نیم باز) ببینم چه خبره گوشی برداشتم رفتم تو برنامه مهرشاد(برادرم) بیا نیم روم esf رفتیم داخل روم پنج یا شیش نفر بیشتر داخل روم نبودن سلام دادم جوابا اومد ازم asl خواستن جواب دادم آرش 24 esf یکی از ای دی ها با من گرم گرفت (دوستان شرمنده ای دی هارو نمیتونم بگم) مهرشاد مخ یکی رو کار گرفته بود تا این که یکی از از دخترای روم منو صدا کرد آرش نوشتم جانم آی دی که با من گرم گرفته بود به اصتلاح غیرتی شد من از این حرکتش خوشم اومد بهش گفتم بیا pv اومد با هم صحبت کردیم اسمشو پرسیدم گفت مریم
آرش:چند سالته؟
مریم:23
آرش:مجردی؟

داستان سکسی:

اولین دختر، اولین بوسه

من تا پیش دانشگاهی با این که بچه خوشکل به حساب میومدم اما هرگز نتونستم با دختری دوستی کنم خیلی برام عجیب بود که بد اندام ترین و بی ریخت ترین دوستام هم یه دوست دختر دارن درست مثل یه حسادت شده بود برام . یه روز یکی از دوستام گفت به یه دختر عکست رو نشون دادم ازت خوشش اومده من که مونده بودم چی بگم از طرفی استرس داشتم و خجالت هم میکشیدم بادختره حرف بزنم تا این که اون زنگ زد اولش با دستپاچگی جواب دادم حتی صدای قلبم رو هم میشنیدم بعدش عادی شد دختره اسمش زیبا بود که صدای فوق العاده قشنگ و عالی داشت ولی لحجه عربی داشت که معلوم بود عربه.

داستان سکسی:

قط بیتا نیست که پشیمونه

سلام من آرشام هستم 23 سالمه و اهل تهرانم ... زیاد اهل دروغ نیستم ولی تا جایی که بتونم تمام جزئیات رو میگم
من همیشه برای گذروندن وقت و موقع هایی که بیکارم میرم یا میرم چت های مختلف یا یاهو که چت کنم ... توی یکی از چت ها ( اسمشو نمیگم ) یه دختری بود که خیلی از نوع تایپ و نوع صحبتش خوشم میومد

داستان سکسی:

کون سفید دوست دخترم

با سلام"اميدوارم از اولين داستان من كه اولين داستان سكسيم هستش مثل خودم لذت ببريد.
من جند مدته با اين سايت آشنا شدم و ميخونمش,در كل خيلي خوبه كه تو اين كير بازار ايران باز يه فضاي صميمي و سايت فيلتر نشده هس كه آدم بتونه راحت باشه ولي بعضي از كاربران انقد داستان هاي دروغ تحويل آدم ميدن كه نكو`بكذريم...
من اسمم علي هستش"اين داستان بر ميكرده به باييز بارسال'اينو هم بكم من 22 سالمه'قيافه بدي هم ندارم و كلا خيلي هم شهوتي هستم كه باعث ميشه كاهي بناه ببريم به جق و...

داستان سکسی:

هشت ماه دوستی با مریم

سلام بچه ها اسم من علی و میخوام خاطرات اولین دوستیم که هشت ماهی طول کشید رو براتون تعریف کنم,این داستان از اون جایی شروع شد که من بایه پسری به نام ارش دوست صمیمی شده بودم ارش یه بچه پرو به تمام عیار بود که خیلی قیافه بامزه وشیرین داشت که همه ی دخترا تو کفش بودن چون هم پول دار بود هم خوشگل.ارش یه دوست دختر خوش استیل وخوشگل داشت که با منم خیلی جور بود به اسم فاطیما.من شماره فاطیما رو از دوستم گرفته بودم وبعضی از مواقع به هم اس سرکاری یاجوک میفرستادیم وبعضی از موقع ها که باهم دعواشون میشد من ماست مالیش میکردم واشتیشون میدادم ک یه روزها تابستون سوم راهنمایی بودم.........

داستان سکسی:

کون تنگ بهناز

سلام به همه شهوانی های عزیز..
چندسالی هست که میام و داستانهارو میخونم ولی امشب تصمیم گرفتم یکی از خاطرات جالبمو براتون تعریف کنم .
تو همسایگی ما دختری بود به اسم بهناز ، از نظر چهره بانمک بود اما بدن پری داشت و به قول بروبکس پروپاچش گوشتی.رو لباس اینقدر کونش خوشگل و خوش استیل جلوه میکرد ک پیش خودم میگفتم لختش باید چطوری باشه؟پوست بدنشم گندمی بود لباشم غنچه ای کوشولو بود..ماجرای دوس شدنمون طولانیه و حوصله سر میبره تعریفش نمیکنم داستان رو از جائی تعریف میکنم که باهم صمیمی شده بودیم..

داستان سکسی:

سکس در خیابان

داستان از آنجا شروع شد که یک روز با یکی از دوستانم برای الافی رفتیم بیرون که در خیابان قایم مقام فراهانی
یک دختر توپ به نام نیلوفر دیدیم
دختره سوار شد و بعد از کلی چرت پرت گفتن خواست پیاده بشه که من گفتم ممکنه باهم بیشتر آشنا بشیم
نیلوفر گفت تا ببینم من گفتم شما اگر برید که دیگر نمی توانیم همدیگر را ببینیم گفت خوب چه کار کنم گفتم این شماره من اگر خواستید تماس بگیرید
من شمارمو دادم فرداش دیدم زنگ زد گوشی را برداشتم و با هم قرار گذاشتیم
اولاش خیلی جفتمون مودب بودیم و نمی توانستیم راحت صحبت کنیم بعد 3 جلسه خواهرش را آورد اسم اون پریسا بود

داستان سکسی:

شبِ داغِ زمستونی

زمستون بود و من میزبان دوستی بودم که چهار سال بود همدیگه رو میشناختیم و چند ماهی بود همو بیشتر میدیدم. شاید چون کم کم داشتم بهش علاقه مند می شدم این طور به نظرم می رسید اما اون شب خیلی خوشکل شده بود، اونقدر که در طولِ شب چند بار بهش گفتم: دختر، تو خیلی خوشکلی به خدا

داستان سکسی:

یه داستان کاملا خیالی

سلام بچه ها چه خبر ؟
دوستان این داستان اصلا واقعی نیست و همش رو تو ذهنم ساختم و میخوام شروع کنم و بنویسم !
میخوایین فهش بدید همین الان نخونید و برین پایین هرچی دوست دارید بگین چون خودم دارم میگم کاملا داستانم دروغه و هیچ واقعیتی نداره ، میخوام قدرت نوشتن خودم رو توی داستان بسنجم و از شما میخوام که به قدرت ذهنم نمره بدید . ولی خواهش میکنم اول بخونید بعد نظر بدید !
و اگه دیدید که قدرتم تو نویسندگی خوبه بگین تا بازم بنویسم

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر