شما اینجا هستید

دوست دختر

کلاس موسیقی

حدود یه ماه پیش قرار بود با دو تا از دوستام واسه تمرین یه ترانه واسه خوندن،بریم یه کلاس موسیقی...آخه اونجا اتاق کرایه می داد...هنوزم میده.خلاصه،من و علی و آرتین یه روز با دو تا گیتار و یه کیبورد رفتیم اونجا.ساعت کرایمون ده صبح بود و هنوز کسی جز منشی نمیومد؛چه مدیر اونجا،چه شاگرداش...پس اول صبحا خیلی خلوته اونجا.منشیه هم که یه داف اند کون بود...نمیدونی!الآن هر چی بگم نمیتونی تصور کنی چی بود...فک کن تا یکیو ببینی و پشمات فر بخوره از وضع پایین تنش!خلاصه رفتیمو...تا وارد شدیم کنار در،میز منشی بود...دختره هم نه چاق خیکی،نه!بدن پری داشت و همین بیشتر آدمو حشری می کرد...نشسته بود و داشت با کامپیوتر

داستان سکسی:

اولین سکس با زیدم

سلام دوستان من خیلی وقته تو این سایت میام و تصمیم گرفتم منم داستانمو بگم .البته اون دسته دوستانی که اینجا فحاشی میکنن رو من میگم اونا ساندیس خورها هستن که اومدن این سایت و فضای اینجا رو خراب کنن.بریم سراغ داستان

داستان سکسی:

سکس با اولین دوست دخترم زهرا

سلام ب همه شهوانی ها امیدوارم از داستان من لذت ببرید. داستان از اینجا شروع شد که من دوست دختری ندارم ولی از نظر قیافه درست درست هستم و ناقصی ندارم اینو جدی میگم بریم سراغ داستان و سرتون رو درد نیارم. ی روز طبق معمول ک داشتم از خونه میزدم بیرون تا برم باشگاه گوشیم زنگ خورد و جواب دادم دیدم دختری هست خشک شدم عرق کرده بودم و حرف برام نیومده بود.

داستان سکسی:

چشمهای سمانه (1)

سلام به هرکی که داستان منو داره میخونه،ببخشید که داستانم طولانیه و اوایلش سکسی نیست ولی بخش سکسیشم کم کم میاد تو داستان.من حمیدم 26 سالمه و مربی تراشکاری فنی حرفه ای،بهار90 بود که داشتم از آموزشگاه برمیگشتم،دو تا خانوم رو دیدم که کنار خیابون منتظر ماشین بودن،چراغ زدم یکیشون دست تکون داد ترمز کردم مسیرشونو گفتن نیم ساعتی راه بود،با سر جواب مثبت دادم و سوار شدن.تو راه اصلا حواسم بهشون نبود و تو فکر این بودم که زود برسم خونه م و آماده شم که با یکی از دوستام بریم باراجین (یکی از جاهای تفریحی قزوین)،یهو یکیشون گفت آقا ببخشید میشه یه آهنگ بذارین؟گفتم آهنگام به درد شما نمیخوره ها؟

داستان سکسی:

دختری شهرستانی کس

باسلام دوستان عزیز من عماد۱۸ساله ازبندرعباس این داستان کاملا واقعیه وامیدوارم تمام شهرستانی ها ازم ناراحت نشن نه که من بلکه کل بندرییا کینه دارن ازشهرستانی از این نظر که کینه داریم ۸۵درصد شغل اداریی وپر درآمداستانمون همه ازشهرهای دیگه اومدن وفقط به بیشتر بندرییها شغل ماهیفروشی ومعلمی وکارگر وقاچاق کالا رومیدن وبس بگذریم این داستان از اونجای شروع میشه که من روز باپسرعموم قرارگذاشتم که برای گردش بریم پارک غدیر بندرعباس وگفتم سرساعت۸اونجا باشه وقبول کردوگفتم هروقت رسیدی یه زنگ بزنومن سرساعت ۸شب رسیدم اونجا که دیدم مهران هم پنج دقیقه بعد به گوشیم زنگ زدوگفت توکجای من گفتم کنار همون سوپر مار

داستان سکسی:

من و عشقم در خونه خالی

من مازیار 23 ساله از مشهد هستم و آتوسا دوست دخترم هم ی سال از من کوچیکتره و خیلی همو دوست داریم و قصد ازدواج داریم.خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به تابستون امسال.
دو-سه هفته ای می شد که سکس نداشتیم خیلی تو کف بودیم خونه هامونم خالی نمیشد تا اینکه منو آتوسا به صرف نهار تو خونه دوس دختر فاب پسر داییم دعوت شدیم.من با پسر داییم(علی) خیلی داداشم و بگم که خیلی باهم دیگه راحت و صمیمی هستیم.البته داستانه من بی ناموسی و عرض خدمت شما ضربدری و این چرت و پرتا نیست.

داستان سکسی:

گرما و شهوت بالا برای کردن پریسا

سلام.من امیرم،19ساله.میخوام اولین داستان سکسمو با دوستم پریسا رو بگم.از پریسا بگم که خیلی از پسرای دانشگاه تو نخش بودن ولی من به 1000 بدبختی راضیش کردم که باهام دوست بشه.پریسا ی دختر مغرور 21ساله با قد169 پوست سفید سایز سینه85 کونش هم که نگو چقد تپل بود.کلا چاق بود و همیشه هفت قلم آرایش میکرد(ی چیزی تو مایه های بهاره رهنما)منم قدم175-وزنم هم69 کیلو.تو رژیم بودم برا مسابقات بوکس استانی.خلاصه زنگ زدم به دوستم گفتم ی خونه جور کن که میخوام دوست دخترمو بیارم.با پریسا هماهنگ کردم.دم در دانشگاه سوارش کردم و راه افتادم،دمای هوای 45 درجه ی اهواز شهوتمو 1000برابر کرده بود.پشت فرمون همش باهاش ور میرفت

داستان سکسی:

فافا سکسی الهه پاکی (1)

سلام دوستان عزیز
در آغاز بابت کلیه کاستیها و اشتباهات املایی و نگارشی از همتون معذرت میخوام این داستانو بخونید درسهای زیادی تو این داستانه که براساس واقعیته ، وجود داره امیداورم استفاده کنید باتشکر امید

داستان سکسی:

خواب من و شیما

شهوت؟ عشق؟ به راستی عشق و شهوت با یکدیگر در تضادند!؟ شاید هر دو به هم متصل باشند ولی به کدام رابطه؟ شاید به گفته ی دوستمان: بوسیدن لب آخرین مرحله ی عشق است و اولین مرحله ی شهوت! یا شاید هم...؟ به امید آمیخته بودن شهوتتان با عشق...
-------------------------------------------------------------------------------------------
-"بچه ها یه ربع دیگه گوش بدین تموم میشه زیاد نمونده، آقایون سر و صدا زیاده یکم رعایت کنید جمعیت کلاسم زیاده همتون خسته شدید منم مثه خودتون، بذارید تموم بشه اینا مهمه ها"

داستان سکسی:

لاله عشق من

سلام... میخوام داستانِ اولین سکسم رو که بعد از اون دیگه سکسی نداشتم، براتون تعریف کنم...اولین بارمه که داستان می نویسم پس اشتباهات املایی و نگارشی داستون رو به بزرگی کیرتون ببخشید...من آرمانم(اسم مستعار)24 سالمه...واستون نمیگم داستانم راسته یا نه .خودتون تو نظراتون حدستون رو بنویسید...

داستان سکسی:

کردن کون دوست دخترم در اتاق پرو

سلام من امیرم(نام مستعارمه)21سالمه من یک بوتیک دارم که حدود 1سالو نیم هست که مشغول کار کردن هستم یک روز بعدظهر حدود ساعت 4 ربع کم بود 4تا مشتری داشتم تو مغازه؛خانواده ای بودن بعد طولی نکشید که دختری اومد تو که طی 1نگاه سیخ کردم اومد تو گفت:سلام منم گفتم سلام خوش اومدین گفت آقا 1 مانتو میخواستم منم گفتم نگاه کنین هر کدومو پسند کردین تا بدم خدمتتون؛بعدش اون خانواده رو راه انداختم و رفتن و حالا من بودمو اون دختره و من 1شاگرد دارم که ناکس خیلی چشم حرومه خوشبختانه او اون روز نیامده بود دختره با انگشت اشاره کرد که اون مانتو رو میخوام منم آوردم پایین براش یه سایز کوچیک تر بهش دادم و رفت تو اتاق

داستان سکسی:

من و دوست دختر تهرانی

سلام خاطره ای که مینویثم کاملا واقعی هست و مربوت میشه به 3 سال پیش

داداشم یه دوس دختر داشت و ازش خسته شده بود شمارشو داد به من گفت ببینم میتونی مخ این رو بزنی یا نه
منم که از خدام بود گفتم اوکی
چند باز زنگ زدم تا این که تونستم باهاش دوس شم

قرار گذاشتیم رفتم دیدمش سال سوم دبیرستان بود چند بار رفتم دنبالش تا این که یه روز زنگ زد گفت مامانم اینا رفتن شمال تنهام میترسم

منم گفتم بیا پیش من میترسیدم برم خونشون

داستان سکسی:

سکس با باربی

سلام به همه ی بروبچه های باحال شهوانی . . . ! راستشو بخواید من خیلی وقته اینجا میامو داستان میخونم و بیشتر با فحشای نظر دهنده ها حال میکنم تا متن داستانشون! البته حق داریدااا چون بیشترشون مزخرف و دروغن و فحش خوردن حقشونه... برا همین تصمیم گرفتم داستان تنها سکسمو تو زندگیم واستون تعریف کنم تا رکورد بشکنمو اولین کسی باشم که به لطف شما نظر دهنده ها فحش نمیخوره ! من اسمم رضاست هفده سالمه و اهل کرمانشاه هستم. قدم 1/83 وزنمم هفتاد وسه چهارکیلویی میشه. راستش من خیلی به تیپ و ظاهر اهمیت میدمو و البته همین خصوصیتم باعث سکس با یه فرشته شد ! قضیه منو شیرین به آبان همین امسال برمیگرده...

داستان سکسی:

سکس نطلبیده

سلام اسمه من eh داستانی که میخوام بگم برمیگرده به ۴ سال پیش اولین بارمه مینویسم پس ازتون خواهش میکنم فهش ندین .بعد از تموم شدن درسم به اصرار خوانواده کنکور دادم بابا یکی نیست بگه منو چه به درس به هرحال زدو قبول شدم یه شهر از شهرستانای خوزستان راهی شدم دنباله ثبت نام سرتونو درد نیارم کارا رو انجام دادیم وارد سال تحصیلی شدم اولای مهر بود گرمای هوا واقعا اذیت میکرد ساعت ۲بعد از ظهر بود که کلاس داشتم ساختمون کشاورزی رفتم کلاسم تموم شد تو فکر بدبختی خونه و شام درست کردنو هزارتا مشکل دانشجویی بودم که یه دختر خانوم تو راهرو نظرمو به خودش جلب کرد به قول معروف متوجه شدم دلشه ...

داستان سکسی:

هانی دوست دختر افغانم

با عرض سلام من اسمم ارمین هستش از بلوچستانم من تا سال های رهنمایی هیچی حالیم نبود اما از اول دبیرستان کلا مست بودم همون مواقع با بچه ها کلی کون گاییدم اما همیشه تو کف یه کس بودم تا اینکه سال سوم دبیرستان شد دنیا برام زود گذشت ما اینجا همسایه افغانی داریم مادر همیشه میرفت می اومد یعنی رفت امد زیاد داشتیم با هاشون یه دختر خوشگل داشتهم سن سال من بودش خیلی خیلی خوشگل بخدا بدون تیغ و کرم موبر سفید بودش همیشه تو کفش بودم حتی بعضی مواقع خوابشو میدیدم بیار خانوادم رفتن سفر خونه رو دست من دادن راستی من 18 سالم بیشتر نبودش دو سالی مونده بوده اسم اون دختر خوشگله هانی بودش دو روز بعد مسافرت خانوادم داش

داستان سکسی:

رسیدن به کس عشقم

سلام
من علیرضا هستم (مستعار) 16 سالمه که میخوام جریان رسیدن به کس تنها عشق زندگیمو براتون تعریف کنم که 17 سالشه
بریم سر اصل ماجرا :
من از سال اول راهنماییم که دیگه شاشم سنگ رو سوراخ میکرد به فکر از تنهایی در اومدن افتادم چون با پدرم تنها زندگی میکنم و مادر ندارم !
با خیلی دخترا بودم که بهترینشون یکی از فامیلای دورمون بود که بعد از 1 سال خیلی عاشقش شدم و دیوونه وار همدیگرو میخواستیم .

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر