شما اینجا هستید

دوست دختر

گر صبر کنی ، کس ، با لذت کنی

سلام خدمت تمام شما عزیزان که دارید این متن رو می خونید. اسم من ... است و همه جا مرا با تخلص حیدر کرار می شناسند. وزنم 65 و قدم 185. طول آلت 15/5 سانتی متر و ... خلاصه بریم سر اصل مطلب ، ما در یک خانواده فوق مذهبی زندگی می کنیم به طوری که حتی برای دانلود کردن سخرانی های رهبر هم مادرم یا پدرم باید کنار بشینند و مانیتور رو نگاه کنند. خلاصه ماجرا برمیگرده به المپیاد فیزیک که من با دو نفره دیگه رفته بودیم و جالب این بود که از یک اتوبوس دانشجو فقط ما سه نفر پسر بودیم و حتی مربی هم که با ما اومده بود خانم بود. 3 تا پسر و تقریبا بیست سی تا دختر!

داستان سکسی:

راحت ترین سکس کامبیز

سلام کامبیز هستم وعضو سایت بیشتر داستانها را میخونم وهمین طور نظرات و جالب برام که هرکس به هر شکل و هر چیزی که بنویسه اخرش هزار تا کیر بارش میکنند ومیگند دروغ بود ؟به هر حال داستانم رو که واقعیت داره مینویسم 30سال دارم حدود180قد حدود120وزن اهل اصفهان حدود 2سال پیش طبق معمول هر روز بعداز ظهر داشتم از مسیر اتشگاه میرفتم سمت نجف اباد باغ یکی از رفقا که کار هر روزم بود توی مسیر یک دفعه یک پراید سفید رنگ یک لای خیلی خطرناک کشید وگازو گرفت از همون فاصله دیدم سر نشینش یک خانمه منم سریع خودمو رسوندم پشتش و کمی براش چراغ زدم بعد ازش زدم جلو و بهش راه نمیدادم (عجب تیکه ای )کمی عقب و جلو شدیم امدم بغ

داستان سکسی:

سکس بیادماندنی با دختر کون گنده

سلام دوستان این خاطره ی من برمیگرده به سال 88اونموقع 20سالم بود رفته بودم عروسی پسر عموم اونجا دختری رو دیدم به اسم شیما یه دختر نسبتا تپل با سینه های75وباسن کمی بزرگ18سالش بودخلاصه بهم خیلی امار داد خیلی چشم تو چشم میشدم باهاش منم دیگه تاب نیوردم وگفتم کسی که میخاد باید ترتیبشو داد منم یواشکی گوشیمو دادم بهش تا شمارشو سیو کنه اونم شمارشو سیو کرد وبعد چند دقیقه شروع به اس بازی کردیم اون از خودش میگفت منم از خودم گفتم

داستان سکسی:

کیر ناکارآمد

سلام.با صداقت مينويسم ک خوشتون بياد با اينکه خيلي هاتم ولي تو 27سال زندگيم سکس نداشتم قيافه بدکي هم ندارم ولي شانسم در حد تخم خر خلاصه قسمت شد چند وقت پيش تو لاين با ي دختره اشنا شدم کم کم بهم وابسته ميشديم حرفمون فقط شده بود سکس بعد 27 سال بختم ميرفت بسوي خوش اقبالي بد ذوق و شور سکس افتاده بود ب جونم ديگه باس ترک جلق ميکردم ديگه طفره رفتن بسه برم سراغ اصل مطلب

داستان سکسی:

نزدیک بود بشم آش نخورده و دهن سوخته

سلام دوستان اولین داستانه ک دارم مینویسم جون بچه ها گیر ندید درضمن اصلا سکسی نیست فقط پر استرس ترین روزم بود خواستم همه بخونن من محمدرضا 19 ساله هستم اصلا هیکل خوبی ندارم اهل کس و شعر گفتن هم نیستم یه ادم معمولی ولی چاق و به شدت زبون بازم چند وقتی بود که با سحر دوست بودم سحر یه داداش داشت به اسم علی که دوستم بود و 2 سال از خودم بزرگتر بود و من بعدا فهمیدم علی داداش سحر هست من با سحر خیلی راحت بودم و خیلی باهم اس بازی میکردیم ولی زیاد هم رو نمیدیدیم اخه خانواده اون خیلی گیر بودن بریم سر اصل مطلب

داستان سکسی:

سکس به سبک ایرانی

من پیامم 24 سالمه و تو یه اداره دولتی کار میکنم این داستان که کاملا طبق واقعیته رو میخوام بنویسم
چند وقتی بود که با دوست دختر قبلیم بهم زده بودم و تقریبا داشتم به تنهایی عادت میکردم. حسن که هم همکار و هم یکی از بهترین دوستامه بهم زنگ زد و گفت که دوست دخترش یه دوست خوب داره و حسن و دوست دخترش شیما تصمیم دارن که هر جور شده دست من و اون رو تو دست هم بذارن منم از خدا خواسته قبول کردم.

داستان سکسی:

دختربازی در بیمارستان

سلام به همه اسمم فرزاد بيست سالمه داستان از اون جايی شروع كه بدر بزرگم مريض شدم و بايد بستري ميشد منم با بدربزركم زندكي ميكردم و بايد بيشش ميموندم يه خانميم جندتا اتاق بالاتر بستري بود يه دخترم داشت كه مواظبش بود كنار تخت بدر بزرگم يه بسره بود كرو لال بود اسمش جواد اين اقا جواد تو نخ همين دختره بود كه جند دفعه نخ داده بود اما موفق نشده بود بگذريم جواد بهم گفت شمارشو به دختره بدم منم قبول كردم منم منتظر تا يه فرصت مناسب

داستان سکسی:

دختر پررو رو تو ماشین کردم

سلام به همه ی بچه های شهوانی
امروز میخوام خاطره ای رو که چن ساعت پیش برام اتفاق افتاد برا شما بنویسم
اسمم حمیده قدم ۱۸۳وزنمم ۹۰یکمی هم شکم دارم

داستان سکسی:

اون بحث رو راه انداخت منم کردمش

سلام به همه دوستان
داستانی که میگم واسه دو سال پیش هستش که اون موقع من 17 سال داشتم
داستان از اون جایی شروع میشه که من یه دوستی داشتم به اسم هادی که با یه دختری دوست شد که خود من هم دوسش داشتم.
اسم دختر مهسا بود. دوستم برای خودشیرینی جلوی دختره شماره منو بهش داد که مثلا من ازش زیاد تعریف و تمجید کنم.خلاصه یه مدتی گذاشت تا با این دختره شدیم آبجی و داداش(در واقعیت نه من خواهر داشتم نه اون داداش).
خلاصه رابطه ی ما خیلی صمیمی شد تا اینکه بهم گفت میخوام برات یه دوست دختر خوب جور کنم تا تنها نباشی.

داستان سکسی:

سکس با دوست دخترم ساناز

سلام یه واقعه رو دارم براتون مکتوب میکنم و کاملا واقعیت داره اگه فکر میکنی از خود دراورده است پس ادامه اش رو نخون.
اسم ها عوض شدن.درضمن من برا بار اول هست که داستان مینویسم

داستان سکسی:

دختر ایرانی در هامبورگ

مشغول نهار در سالن بودم همایون زنگ زد و گفت داريوش برا شام بيا منزل ما از ايران مهمون امده دور هم باشيم. برا همایون كه دهه ٦٠ را پشت سر ميگذاشت و همسرش ثریا احترام خاصى قائل بودم از قديمى هاى هامبورگ بودند. منم ١٤ سال المان هستم و ٨ ساله مربى فيتنس و بدنسازى هستم. چهره ام نسبتا جذاب و البته فيزيك بدنى ام بهتر از چهره ام و ٣٢ سالم هست.

داستان سکسی:

همیشه با همیم

سلام.اول خودمو معرفي کنم بعد بريم سراغ ماجرا.اسمم مهراده 20 سالمه تک فرزندم.با دوست دخترم تصميم گرفتيم داستان آشناييمون و اولين سکسمونو براتون بنويسيم.يه روز سايت شهواني رو بهش معرفي کردم و داستاناي شمارو زياد ميخوند و بهم پيشنهاد داد که بنويسيم و ارسال کنيم.حدودا 19 سالم بود و خيلي درسا داغونم کرده بود داشتم افسردگي ميگرفتم.مامانمم پرستاره و هميشه تنهام.

داستان سکسی:

گروه موسیقی که آخرش ختم قرآن بود

سلام من بهروزم 26سالمه این داستان ماله 5ساله پیشه ک حدودا 21 سالم بود. داستان از اونجایی شروع شد ک من تو جشنواره ی کودک و نوجوان داشتم میتابیدم ک ببینم انتظامات کاراشونو خوب انجام میدن یا ن اخه من حراست بودم اونجا.
همینجوری ک تاب میخوردیم ی باره چشمم خورد به دوستم ک قدیما تو ی گروه موسیقی کار میکردیم تقریبا 6الی 7سال بود ک باهم تو ی گروه ساز میزدیم.

داستان سکسی:

خوشبخت شی لیلا

سلام به همه ي دوستاي عزيز شهوانيم
من احسانم ٢٥ ساله از كرج
اين اولين داستان منه اميدوارم بد يا خوب بودنش رو به بزرگي خودتون ببخشيد
قصه از اونجايي شروع شد كه براي آموزش يكي از نرم افزارهاي مربوط به رشته ي دانشگاهيم مجبور شدم به يك كلاس خصوصي تو تهران مراجعه كنم
تو اين كلاس سه تا دختر بود كه ليلاي قصه ي ما هم همكلاسي بود
از اونجايي كه من در طي كلاسا تو مسابقات هم شركت ميكردم و استادم خيلي ازم خوشش اومده بود و همش ازم تعريف ميكرد و منم اول ميشدم مجبور ميشدم شيريني بدم
تا اينكه يبار از دهنم در رفت گفتم من بلدم كيك بپذم

داستان سکسی:

مهناز خیلی کس بود

سلام داستانی رو که میخوام براتون تعریف کنم برگرفته از واقعیت هستش و یکی از اتفاق ها و خاطره شیرینی هست که ممکنه برای هرکس تو سن من و کلا جوونی اتفاق بیوفته.. من سعید هستم و ۲۴ سالمه این اتفاق برمیگرده به چهارشنبه سوری پارسال (۹۱) که من فقط ۲۳ سال داشتم.. اون روز یادمه سر یه سری چیزای چرت و پرت با دوست دخترم دعوام شده بود و گیر داده بود که باید بری خونه بیرون نمونی و از این حرفا.. گوشی رو قطع کردم و با اعصاب خورد رفتم و ولیعصر رو به سمت میدون ونک داشتم پیاده میومدم.. توی حال خودم بودم که دوستم علی زنگ زد و گفت کجایی پسر؟ من دارم میرم رودهن مهمونی.. میای؟

داستان سکسی:

بهنام و مریم

سلام دوستان من اسمم بهنامه و ساکن اهوازم امیدوارم از داستانم خوشتون بیاد اولین باره که مینویسم اگه خوشتون نیومد بزارید پای ناشی گریم ولی داستان کاملا واقعیه

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر