شما اینجا هستید

دوست دختر

سبزه ی هات

شب بود،نزدیک واگن خانوماتومتروازدورداشتم هیزی میکردم،اونم بسمت من بدیوارتکیه داده بودومعلوم نبودباکی لاس میزد.اماخندش پشت تلفن و زل زدن توچشمای من نشان ازخاریدن داشت.امامن مصرنبودم مخشوبزنم.چشمم دنبال کس دیگه بود.اماچون جلوطرف بودنگام بهش میخورد.وقتی داشت پیاده میشدنگاه کردطوریکه یعنی شماره بدم؟منم پیاده شدم وشمارشوگرفتم،شکل یکی ازمجریای اطاق خبر"منوتو"بودکه گمونم اونم سبزست ونسبتاریزنقش .یه کم صحبت ولاس وچی پوشیدی...ک گفت تاپ و...من گفتم فقط شورت تنمه رنگش نارنجیه.گفت الای قربونش برم...نشون دادکه راحت میشه زدش زمین.دخترسبزه ی آتیشی..مثلادانشجو،پانسیونی
.

داستان سکسی:

ديگه كمر برام نمونده بود

سلام-اسم رو نمينويسم چون نميخوام از دوستام بفهمند من نوشتم چون بيشترياشون جريان منو ميدونن و همشونم عضو ثابت شهواني ان -يه عذر خواهي بكنم چون با موبايل جاوايي مينويسم شايد غلط داشته باشه -داستان از جايي شروع شد كه ديدم بيشتر دوستام زيد داشتن يا بعضي اوقات ازشون ميشنيدم با زيدشون سكس داشتن خلاصه فقط من بودم كه سرم بي كلاه مونده بود -از دوستم متين خواستم يه كي رو برام جور كنه -متين گفت كه يه زيد داشتم الان باهام قهره ميخوايش -گفتم چه شكله موبايلشو در اورد عكسشو نشون داد -بله خانوم كه مهسا باشه كله هاشون چسبوندن به هم عكس گرفتن -متين شمارشو بهم داد گفت زنگ بزن ولي نگو من شمارو دادم -وقتي زنگ ت

داستان سکسی:

تو حسرت یه سکس عاشقونه و رمانتیک موندم

سلام به بچه های شهوانی
اسمم اسم مستعاره چون از این dj خوشم میاد اسمشو اسم مستعار خودم گذاشتم
تو حسرت یه سکس عاشقونه و رمانتیک موندم
من یه پسرم 21 سال سن دارم مشغول تحصیل توی دانشگاه آزاد پرند هستم
خیلی ادم احساساتی و عاطفی هستم خیلییییییییییی
همیشه تمام لحظات زندگیم رو توی ذهنم ساختم تمام لحظات عاشقونه و رمانتیک با عشقم با کسی که تو زندگیم باشه و با تمام وجود هر دو همو عاشقونه و صاف و ساده دوست داشته باشیم
نه این که با کسی دوست نبودما نه

داستان سکسی:

سکس از پیچ شمیران تا میدان تجریش

برام مهم نیست این ماجرا را باور کنید یا نه من فقط وظیفم را انجام میدم که سکس هایی که کردم را اینجا عین یک خاطره بنویسم
شب بود و داشتم از پاتوقم برمیگشتم باید میرفتم پیچ شمیران که از اونجا سوار ماشین بشم بیام خونه
توی پیچ شمیران ایستاده بودم ومنتظر ماشین بودم که دیدم دختر ترشیده و سن بالایی اومد سمتم و دیدم هی پستوناش را تکون میده با دیدن این صحنه علاوه بر اینکه حشری شدم فهمیدم خبریه ولی از خوم پرسیدم چرا این وقت شب بین این همه ادم سراغ من اومده؟

داستان سکسی:

احسان و راحله

سلام اسم من احسان الان هم 21 سال سن دارم این خاطره ای رو که می خوام براتون بگم مال پارسال بهار بود . من 1 دختر دایی دارم که اسمش راحله است . خیلی هم گوشت و ناز اینطوری براتون بگم که هر کی تو فامیل ما از کس چیزی سر در میاره وقتی این دختر دایی مار و میبینه کیرش راست می کنه . ام از اونجایی که این دختر دایی من تو 1 خانواده حرب ا… بزرگ شده و خودش هم چادری کسی جراءت نگاه کردن هم بهش نداره .

داستان سکسی:

شکوفه..دوراهی عشق یا هوس

ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺴﺶ ﭘﺎ ﺭﻭﯼ ﭘﺎ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩ...ﺷﮑﺎﮐﻪ ﺁﻗﺎﯼ ﻗﺎﺿﯽ ﺷﮑﺎﮐﻪ...ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺣﺒﺴﻢ ﻣﯿﮑﻨﻪ!! ﻣﺮﯾﻀﻪ...
ﺩﺭ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺖ...ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ...ﺷﺎﯾﺪ ﻣﺮﯾﺾ ﺑﺎﺷﻢ...ﺷﺎﯾﺪ...ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﻡ..
"ﮔﺮ" ﮔﺮﻓﺖ ﺷﺎﯾﺪ ﻣﺮﯾﻀﯽ؟؟ ﺗﻮ ﻣﺮﯾﻀﯽ!! ﯾﻪ ﻣﺎﻫﻪ ﻧﺬﺍﺷﺘﯽ ﭘﺎﻣﻮ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺬﺍﺭﻡ...
ﻗﺎﺿﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﻋﻮﺕ ﮐﺮﺩ...ﺧﺎﻧﻢ ﻣﺸﺮﻗﯽ ....
ﺁﺭﺍﻡ ﻧﻤﯿﺸﺪ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﮐﺸﯿﺪ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻡ "ﺧﺎﻧﻢ ﻣﺸﺮﻗﯽ" ﺑﺎﺷﻢ...
ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻤﯿﺸﻨﯿﺪ..
ﺣﺲ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﮐﻪ ﺣﻘﯿﻘﺘﺎ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺍﺳﺖ...ﺍﻭ ﺣﻘﯿﻘﺘﺎ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ " ﻣﻌﺒﻮﺩﺵ" ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪﺍﺩ...ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺳﺎﺩﮔﯽ...

داستان سکسی:

یکسال با نیلوفر

سلام اسمم بهزاد والان بیست وشش سالمه
داستانی روکه میخوام براتون بگم داستان آشنایی من ونیلوفره که بیش از یکسال باهم بودیم
من دانشجوی سال آخرمکانیک توی دانشگاه تهران بودم وباچندتاازدوستام توی خوابگاه زندگی میکردیم من چندوقتی بودکه برنامه نیم بازروروی گوشیم نصب کرده بودم وگاه گداری چت میکردم
یه روزیکی ازدوستام اومد پیشم وگفت چیکارمیکنی منم بهش گفتم برنامه چت نصب کردمومواقعی که حوصله ام سرمیره میرم تو چت که اونم کنجکاوشدوگفت واسه منم میتونی نصبش کنی ومنم نصب کردم واونم شدجزبچه های نیم باز

داستان سکسی:

آشنایی، فیس بوک، قرار و سکس

سلام...
امیرعلی هستم...
اولین باره داستانم رو مینویسم...
خیلی وقته سایتایی مثل شهوانی رو میشناسم...
این چیزی ک قرار بخونید،،،داستان نیست،،این بهترین خاطره ی سکسی منه...
دوست داشتید باور کنید،دوست داشتید باور نکنید...
از اول بگم...
پیش دانشگاهی بودم ، حسابی گرم درس خوندن و کلاس رفتن و اینا ، دوستامو کم میدیدم،،،تازه هم با دوست دخترم بهم زده بودیم ، حوصله ی کسی رو نداشتم...
یه روز که رفته بودم آموزشگاه ، وسط کلاس دوستم آرش زنگ زد بهم،،،گفت کجایی؟؟ گفتم آموزشگاه،،،گفت بیا با بچه ها داریم میریم بیرون...
گفتم باشه...!

داستان سکسی:

سکس با جوجه

سلام.من آرشم 28 ساله.این خاطره مربوط به3 سال پیشه.تازه تو یه شرکت به عنوان ویزیتور استخدام شده بودم ویه روز بعد تموم شدن کارم که ظهرهم گذشته بود رفتم پارک محلمون راه برم.یه جا تو پارک موقع رد شدن چشمم به چشم یه دختر افتاد اونم زل زده بود به من.داشت منو میخورد با نگاش.من رد شدم محلش ندادم.رفتم پشت سرش یکم دورتر نشستم زیر نظر گرفتمش ببینم چی میشه.پاشدم که برم دیدم اونطرفتر داره با دوستش راه میره.رفتم نزدیکتر دیدم متوجه من شده.به دوستش حرف میزد جوری که منم بشنوم.منم جواب حرفاشو میدادم.خداروشکر نه پلیسی بود نه آدمی/پارک خلوت بود.

داستان سکسی:

بوی خوش زن

هر چی می گشتم اون دختری که باب طبع من بود رو پیدا نمی کردم ، اونجوری که من می خواستم ، در واقع اونجوری که تقریبا همه ما میخواییم : خوشگل باشه ، قدش به نسبت بلند باشه ، پوستش سفید باشه ، شیطون باشه و ....
اما بالاخره پیداش کردم ، نمی دونم شایدم اون منو پیدا کرد البته ایناش زیاد مهم نیست ، مهم اینه که چطوری شروع شد و چه اتفاق هایی افتاد .
نمی دونم توجه کردین یا نه ، معمولا اس ام اس های شبانه ای که میدیم حال و هواش فرق داره ، توش احساس بیشتری به خرج میدیم ، قربون صدقه ها زیاد میشه ، عزیزم ها از ته دل میشه البته واسه بعضیا از ته کیر .

داستان سکسی:

نسیم دختر اهل حال

دیگه کم کم داشت ظهر میشد و وقت ناهار، هزار تا کار داشتم از اونورم خانوم مرادی از بیمه زنگ زده بود که علی بیا دفترچه بیمتو بگیر، یه زن 33-34 ساله با قد کوتا و یکم تپل، مشتری مغازه بود و کیلید کرد که برات بیمه رد کنم، گفتم برم بگیرم دفترچمو برگردم سریع و راه افتادم، تو راه پر بود از در و داف، هی چشممو میگرفتن، بعضی هاشون انگار فقط واسه سکس آفریده شده بودن،مثلا نگاه میکردم میگفتم جوووون این یکی چه هیکلی داره، کاش الان رو کارش بودم و اینا،هوا گرم بود و افتضاح اصلن یه وضعی، بیمه نزدیک بود واسه همین پیاده رفتم، یه نخ سیگار روشن کردم که یهو گوشیم زنگ خورد، حمید بود یکی از دوستام

داستان سکسی:

ترنم عشق

تولد یکی از دوستام بود ،حال آنچنانی واسه رفتن نداشتم ولی خوب ‏دوست صمیمیم بود نمی رفتم از دستم ناراحت می شد قول داده بودم ‏برم.رفتم حموم ودوش گرفتم وآماده رفتن شدم.کت وشلوار مشکی وبا ‏پیرهن سفید پوشیدم ،کراوات هم زدمو وسوار ماشینم شدم رفتم.‏

داستان سکسی:

سکس با یگانه عشقم

عاشقش بودم یه عاشق واقعی ولی نشد چرا؟من نمیدونم!!!هنوز ‏دلیلش رو نمیدونم آخه واسه چی؟مگه من دل ندارم؟
افکرام همیشه تواین چندماهی که ازعشقی که 1سال منتظربودم تا ‏بزرگ تر بشه خانوم تر بشه شکست خورده بودم اینا بود.یعنی ‏مرجان زهرای من خودش جواب رد داده بود؟یعنی اون با نگاه ‏شیطنت امیزش ومهربونش که همیشه به من می فهموند دوسم داره ‏خودش به من جواب رد داده بود؟جواب منفی؟اینکه علی دوست ‏ندارم؟
چشمام رو بستم و سرم رو به تخت تکیه دادم دوباره رفتم تو فکر ‏وتو رویایی که با این الهه ناز کشیده بودم ولی چه فایده !! دیگه ‏نداشتمش.‏

داستان سکسی:

تارا خواهر دوستم

سلام دوستان همون جورکه من خودم ازحاشیه بدم میاد مستقیم میرم سراغ اصل مطلب، بله مابه دلایلی خونمون روجابه جاکردیم و از اونجا که خونه عموم اونجا بود زیاداحساس غربت نمیکردم یک روزبه پیشنهادپسرعموم(سیاوش)به یه مجتمع سازمانی رفتیم تافوتبال بازی کنیم من۱۷و سیاوشم۱۹سالش بوداونجابودکه من با علیرضا و شایان اشنا شدم وبعدازمدت کوتاه ی من و شایان و علیرضا دوست های پایه ای شودیم جوری که دوستی ما باعث رفت و امدخانوادگی شد.

داستان سکسی:

بدبخت ترین آدم دنیا

سلام من اولین بار هست که داستان می نویسم اسمم وحیده 18 سالمه اهل شیراز هستم.داستان من سکسی نیست اگه میخوایید داستان سکسی بخونید یه داستان دیگه بخونید

داستان سکسی:

سمند زیر بارون

سلام ب همه ی دوستای گلم من آرتین هستم 19 ساله .میخوام خاطره ی سکسمو با جی افم براتون تعریف کنم ..اولین بارمه داستان مینویسم امیدوارم از خوندنش پشیمون نشید..خب بریم سر اصل مطلب.همیشه بخاطر اینکه جی اف نداشتم احساس کمبود میکردم و همیشه در بین دوستام سرافکنده بودم وقتی ک از جی اف هاشون میحرفیدن ، دیگه تصمیم گرفته بودم ب هر قیمت ک شده جی اف پیدا کنم تا باهاش کامل شم، از اون وقت ب بعد زیاد در مدرسه دخترونه پلاس بودم و چندبار هم شماره دادم ولی زنگ نزدن، چندبار هم تو خیابون شماره دادم ک نگرفتن شمارمو، خدایش قیافه م بد نبود 185 قدم بود 75 کیلو هم وزنم با پوستی سبزه و درکل اندامم خوب بود ولی شانس ند

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر