شما اینجا هستید

دوست دختر

گروه موسیقی که آخرش ختم قرآن بود

سلام من بهروزم 26سالمه این داستان ماله 5ساله پیشه ک حدودا 21 سالم بود. داستان از اونجایی شروع شد ک من تو جشنواره ی کودک و نوجوان داشتم میتابیدم ک ببینم انتظامات کاراشونو خوب انجام میدن یا ن اخه من حراست بودم اونجا.
همینجوری ک تاب میخوردیم ی باره چشمم خورد به دوستم ک قدیما تو ی گروه موسیقی کار میکردیم تقریبا 6الی 7سال بود ک باهم تو ی گروه ساز میزدیم.

داستان سکسی:

خوشبخت شی لیلا

سلام به همه ي دوستاي عزيز شهوانيم
من احسانم ٢٥ ساله از كرج
اين اولين داستان منه اميدوارم بد يا خوب بودنش رو به بزرگي خودتون ببخشيد
قصه از اونجايي شروع شد كه براي آموزش يكي از نرم افزارهاي مربوط به رشته ي دانشگاهيم مجبور شدم به يك كلاس خصوصي تو تهران مراجعه كنم
تو اين كلاس سه تا دختر بود كه ليلاي قصه ي ما هم همكلاسي بود
از اونجايي كه من در طي كلاسا تو مسابقات هم شركت ميكردم و استادم خيلي ازم خوشش اومده بود و همش ازم تعريف ميكرد و منم اول ميشدم مجبور ميشدم شيريني بدم
تا اينكه يبار از دهنم در رفت گفتم من بلدم كيك بپذم

داستان سکسی:

مهناز خیلی کس بود

سلام داستانی رو که میخوام براتون تعریف کنم برگرفته از واقعیت هستش و یکی از اتفاق ها و خاطره شیرینی هست که ممکنه برای هرکس تو سن من و کلا جوونی اتفاق بیوفته.. من سعید هستم و ۲۴ سالمه این اتفاق برمیگرده به چهارشنبه سوری پارسال (۹۱) که من فقط ۲۳ سال داشتم.. اون روز یادمه سر یه سری چیزای چرت و پرت با دوست دخترم دعوام شده بود و گیر داده بود که باید بری خونه بیرون نمونی و از این حرفا.. گوشی رو قطع کردم و با اعصاب خورد رفتم و ولیعصر رو به سمت میدون ونک داشتم پیاده میومدم.. توی حال خودم بودم که دوستم علی زنگ زد و گفت کجایی پسر؟ من دارم میرم رودهن مهمونی.. میای؟

داستان سکسی:

بهنام و مریم

سلام دوستان من اسمم بهنامه و ساکن اهوازم امیدوارم از داستانم خوشتون بیاد اولین باره که مینویسم اگه خوشتون نیومد بزارید پای ناشی گریم ولی داستان کاملا واقعیه

داستان سکسی:

جذاب ترین سکسم با مریم

سلام. میخوام براتون خاطره ی یکی از لذت بخش ترین سکس هام با یکی از دوست دخترام رو تعریف کنم. لازمه بدونین این خاطره کاملا واقعیه فقط اسم ها رو عوض میکنم.
چرا میگم این سکس یکی از لذت بخش ترین سکس هام بود، به این دلیل که دفعه ی اولی بود که من و مریم لباسامونو کامل درآوردیم، دفعه ی اولی بود که کیرمو گذاشتم روی کسش و دفعه ی اولی بود که همه ی آبمو ریختم لای پاش و همه ی این اتفاقا توی تاریکی شب رخ داد. قبلا هم با هم سکس می کردیم ولی خوب خجالت می کشیدیم که کامل لخت بشیم و از این جور آماتور بازیا که تقریبا همه یادشون میاد.

داستان سکسی:

لذتی که تو هیچ سکسی تکرار نشد

سلام
من الان ٢٤ سالم هست
ميخوام از سكس با دوس دخترم تو سن ١٧ سالگي و دبيرستان بگم
چون بعد ازون جدا شدم و ازون موقع تا حالا با خيليا بودم و سكس كردم اما هيچ كدوم مثل اون نشد،
ظاهراً زيبا بودن اما.... هيچوقت سكس با رُخ از يادم نرفت...
خيلي باهم خوابيديم همه جا اما ميخوام بهترينش رو بگم
يه روز بهم گفت كه فردا بعد مدرسه ميرم خونه دوستم پَريا،خاليه،توام بيا
منم كه از خدا خواسته قبول كردم
فردا شد و من بعد مدرسه خودم رو رسوندم خونه دوستش زنگو زدم و وارد شدم
پَريا و دوست پسرش هم بودن
سلام كرديمو بعد از آشنايي نشستيم

داستان سکسی:

سه روز زندگی متاهلی رو تجربه کرديم

سلام دوستان.ميخوام امروز داستان سکس خودم با دوست دخترم ترانه رو براتون بگم.من و ترانه حدود پنج سالي هست با هم دوست شديم و تقريبا هر هفته که موقعيت جور بشه يه سکس با هم داريم.ترانه دختر خوش هيکلي هستش با قد 165 سانتي و وزن 60کيلو و بدن پر و چهار شونه اي داره.من که عاشق کون و کوس و مي باشم.واقعا توي اين چند سال هيچ وقت برام عادي نشده .خيلي سکساي داغي با هم دارشتيم.يه بار تصميم گرفتيم رفتيم مشهد .ترانه تو خونشون گفته بود با دوستاش داره ميره.اما فقط مامانش در جريان بود که با من هستش.هماهنگ شديم و در راه آهن سوار قطار شديم.مستقيما تبريز به مشهد.توي کوپه ما يه خانواده ديگه هم بودن واسه همين موقع

داستان سکسی:

کیرم با رها چه ها کرد!

سلام ب دوستان گل شهوانی من امیرم و22 سالمه خاطره ای که براتون مینویسم برمیگرده به سال 92 من از سن 18 سالگی با رها رفیق بودم خیلی دوسش داشتم دلم نمیومد بهش دست بزنم حالا اینجا داستان و ول میکنیم و من از خودم برتون میگم من قدم 188 و وزنم 100 کیلو و از کیرمم بخوامدبگم یه 24 سانتی میشه و خیلی هاتم من در زمان دوستیم با رها جنده هم کردم ولی دلم نمیومد بگامش خدایی دوسش داشتم یه رفیق خیلی صمیمی دارم ب نام محراب اونم 20 سالشه و خیلی با هم تا حالا جنده گاییدیم ولی رها نمیدونه همیشه محراب وقتی ب رها نگاه میکرد حس میکردم ک نگاهاش فرق میکنه و اونو انگار ک بهش حسی داره .
بریم سر اصل داستان

داستان سکسی:

داستان سکسی من و دیگر هیچ

سلام در همین ابتدا عرض کنم اسمایی كه میگم غیر واقعیه ولی داستان واقعیت داره و هرکی فش نثارم کنه بسیار ناراحت میشم واگذارش ميكنم به خر اصحاب کهف
خب بریم سراغ اصل ماجرا
من یه پسر 25 ساله سبزه هستم با قد 176 و وزن 70 سبزه و تا دلتون بخواد شوخ طبع و یکم بگی نگی بانمک
مهر 90 بود كه با یه دختر بصورت خیلی اتفاقی آشنا شدم چون ایشون چند بار تک زد و منم كه شبا تا دیر وقت بیدار بودم نصفه شب از خواب بیدارش میکردم و مراحمش میشدم
حوصله ندارم میرم سراغ اون شب

داستان سکسی:

هستی با خجالت بهم داد

خیلی وقت نمیگذره که با این سایت اشنا شدم.چند تا از داستاناشو خوندم و همینطور کامنت هایی که گذاشته بودید.تموم نظر هاتونو دوست دارم و با کمال میل قبول میکنم.

داستان سکسی:

سکس با چشم بسته

سلام دوستان
خاطره که مینویسم واقعت داره میدونم میاین و زیرش مینویسین جقی ولی فش ندین خواهشن میدونم 95%جذابیتش به نظراتتونه.برا خودم که اینطوره
اسمم میثم 22 سالمه خوشم نمیاد از خودم تعریف کنم و میدونم میاین زیرش مینویسین ب کیرم ولی قدم 194 رزمی کارم و رو فرم
بگذریم شروعش بر میگرده ب دو سال قبل من اصن دوس دختر نداشتم تا20سالگی اصن برام مهم نبود همیشه خوشتیپ بودم و سنگینی نگاه دخترارو رو خودم حس میکردم بابام کارخونه داره و تو یه شهر کوچیک زندگی میکنیم و کارخونه داریم و اکثرا مارو میشناسن

داستان سکسی:

تماس عاشقانه

این خود سازی نیست بلکه یک خاطره از خودم هست که هیچگاه از یادم نمیره ای کاش رابطمون دوام داشت این رو نوشتم اگه مورد نظر دوستان بود بقیه اش رو هم ادامه بدم.
سلام اسم من علی هست ۲۱ سالمه حدود دو سه هفته میشه به سایت شهوانی مشترک شدم.
این خاطره من بر میگرده به یه سال و خورده قبل یعنی اسفند ۹۱
با دوتا از دوستام به اسم محمد و اشرف رفته بودیم ولگردی و خوشگذرونی هی به بعضیا چه دختر چه پسر گیر میدادیمو حال میکردیم یا جواب طرف سکوت بود یا یه چندتا فهش..

داستان سکسی:

سفر ۱۲ ساعته واسه سکس

سلام به همه پسر و دخترهای عزیز.
حسین هستم ۲۴ ساله از شیراز،۱۸۷ سانت قدمه،خوش اندام و خوش هیکل هستم،پوستم سفیده،کیرم ۱۹ سانته به کلفتی ۴ سانت.
این داستانی که میخوام براتون بگم برمیگرده به تیرماه ۱۳۹۲ که من یه روز عصر از بی حوصلگی داشتم تو سایت های مختلف چت میچرخیدم که با دختر خانمی به اسم مهسا که بعد آشنایی کامل اسمشو واقعیشو که یلدا بود بهم گفت رو براتون تعریف کنم.

داستان سکسی:

وصال شیرین

با سلام خدمت دوستان عزیز
خاطره ای که میخام براتون تعریف کنم بهترین اتفاق زندگی من بود که به دو سال پیش برمیگرده
من شروین اونوقت 25 ساله دانشجو ارشد دانشگاه تهران بودم خودم اهل کرمانشاه هستم من از همون اول خابگاه نرفتم بابام یک واحد از آپارتمان عمم که استاد دانشگاه بود برام اجاره کرد عمم مطلقه تنها زندگی میکرد وضع مالیش هم خوب بود یه پسر همسن من داشت که آمریکا درس میخوند دخترش هم یک سالی میشد به بهانه ی درس خوندن رفته بود پیش سیاوش

داستان سکسی:

سبزه ی هات

شب بود،نزدیک واگن خانوماتومتروازدورداشتم هیزی میکردم،اونم بسمت من بدیوارتکیه داده بودومعلوم نبودباکی لاس میزد.اماخندش پشت تلفن و زل زدن توچشمای من نشان ازخاریدن داشت.امامن مصرنبودم مخشوبزنم.چشمم دنبال کس دیگه بود.اماچون جلوطرف بودنگام بهش میخورد.وقتی داشت پیاده میشدنگاه کردطوریکه یعنی شماره بدم؟منم پیاده شدم وشمارشوگرفتم،شکل یکی ازمجریای اطاق خبر"منوتو"بودکه گمونم اونم سبزست ونسبتاریزنقش .یه کم صحبت ولاس وچی پوشیدی...ک گفت تاپ و...من گفتم فقط شورت تنمه رنگش نارنجیه.گفت الای قربونش برم...نشون دادکه راحت میشه زدش زمین.دخترسبزه ی آتیشی..مثلادانشجو،پانسیونی
.

داستان سکسی:

ديگه كمر برام نمونده بود

سلام-اسم رو نمينويسم چون نميخوام از دوستام بفهمند من نوشتم چون بيشترياشون جريان منو ميدونن و همشونم عضو ثابت شهواني ان -يه عذر خواهي بكنم چون با موبايل جاوايي مينويسم شايد غلط داشته باشه -داستان از جايي شروع شد كه ديدم بيشتر دوستام زيد داشتن يا بعضي اوقات ازشون ميشنيدم با زيدشون سكس داشتن خلاصه فقط من بودم كه سرم بي كلاه مونده بود -از دوستم متين خواستم يه كي رو برام جور كنه -متين گفت كه يه زيد داشتم الان باهام قهره ميخوايش -گفتم چه شكله موبايلشو در اورد عكسشو نشون داد -بله خانوم كه مهسا باشه كله هاشون چسبوندن به هم عكس گرفتن -متين شمارشو بهم داد گفت زنگ بزن ولي نگو من شمارو دادم -وقتي زنگ ت

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر