شما اینجا هستید

دوست دختر

بوی خوش زن

هر چی می گشتم اون دختری که باب طبع من بود رو پیدا نمی کردم ، اونجوری که من می خواستم ، در واقع اونجوری که تقریبا همه ما میخواییم : خوشگل باشه ، قدش به نسبت بلند باشه ، پوستش سفید باشه ، شیطون باشه و ....
اما بالاخره پیداش کردم ، نمی دونم شایدم اون منو پیدا کرد البته ایناش زیاد مهم نیست ، مهم اینه که چطوری شروع شد و چه اتفاق هایی افتاد .
نمی دونم توجه کردین یا نه ، معمولا اس ام اس های شبانه ای که میدیم حال و هواش فرق داره ، توش احساس بیشتری به خرج میدیم ، قربون صدقه ها زیاد میشه ، عزیزم ها از ته دل میشه البته واسه بعضیا از ته کیر .

داستان سکسی:

نسیم دختر اهل حال

دیگه کم کم داشت ظهر میشد و وقت ناهار، هزار تا کار داشتم از اونورم خانوم مرادی از بیمه زنگ زده بود که علی بیا دفترچه بیمتو بگیر، یه زن 33-34 ساله با قد کوتا و یکم تپل، مشتری مغازه بود و کیلید کرد که برات بیمه رد کنم، گفتم برم بگیرم دفترچمو برگردم سریع و راه افتادم، تو راه پر بود از در و داف، هی چشممو میگرفتن، بعضی هاشون انگار فقط واسه سکس آفریده شده بودن،مثلا نگاه میکردم میگفتم جوووون این یکی چه هیکلی داره، کاش الان رو کارش بودم و اینا،هوا گرم بود و افتضاح اصلن یه وضعی، بیمه نزدیک بود واسه همین پیاده رفتم، یه نخ سیگار روشن کردم که یهو گوشیم زنگ خورد، حمید بود یکی از دوستام

داستان سکسی:

ترنم عشق

تولد یکی از دوستام بود ،حال آنچنانی واسه رفتن نداشتم ولی خوب ‏دوست صمیمیم بود نمی رفتم از دستم ناراحت می شد قول داده بودم ‏برم.رفتم حموم ودوش گرفتم وآماده رفتن شدم.کت وشلوار مشکی وبا ‏پیرهن سفید پوشیدم ،کراوات هم زدمو وسوار ماشینم شدم رفتم.‏

داستان سکسی:

سکس با یگانه عشقم

عاشقش بودم یه عاشق واقعی ولی نشد چرا؟من نمیدونم!!!هنوز ‏دلیلش رو نمیدونم آخه واسه چی؟مگه من دل ندارم؟
افکرام همیشه تواین چندماهی که ازعشقی که 1سال منتظربودم تا ‏بزرگ تر بشه خانوم تر بشه شکست خورده بودم اینا بود.یعنی ‏مرجان زهرای من خودش جواب رد داده بود؟یعنی اون با نگاه ‏شیطنت امیزش ومهربونش که همیشه به من می فهموند دوسم داره ‏خودش به من جواب رد داده بود؟جواب منفی؟اینکه علی دوست ‏ندارم؟
چشمام رو بستم و سرم رو به تخت تکیه دادم دوباره رفتم تو فکر ‏وتو رویایی که با این الهه ناز کشیده بودم ولی چه فایده !! دیگه ‏نداشتمش.‏

داستان سکسی:

تارا خواهر دوستم

سلام دوستان همون جورکه من خودم ازحاشیه بدم میاد مستقیم میرم سراغ اصل مطلب، بله مابه دلایلی خونمون روجابه جاکردیم و از اونجا که خونه عموم اونجا بود زیاداحساس غربت نمیکردم یک روزبه پیشنهادپسرعموم(سیاوش)به یه مجتمع سازمانی رفتیم تافوتبال بازی کنیم من۱۷و سیاوشم۱۹سالش بوداونجابودکه من با علیرضا و شایان اشنا شدم وبعدازمدت کوتاه ی من و شایان و علیرضا دوست های پایه ای شودیم جوری که دوستی ما باعث رفت و امدخانوادگی شد.

داستان سکسی:

بدبخت ترین آدم دنیا

سلام من اولین بار هست که داستان می نویسم اسمم وحیده 18 سالمه اهل شیراز هستم.داستان من سکسی نیست اگه میخوایید داستان سکسی بخونید یه داستان دیگه بخونید

داستان سکسی:

سمند زیر بارون

سلام ب همه ی دوستای گلم من آرتین هستم 19 ساله .میخوام خاطره ی سکسمو با جی افم براتون تعریف کنم ..اولین بارمه داستان مینویسم امیدوارم از خوندنش پشیمون نشید..خب بریم سر اصل مطلب.همیشه بخاطر اینکه جی اف نداشتم احساس کمبود میکردم و همیشه در بین دوستام سرافکنده بودم وقتی ک از جی اف هاشون میحرفیدن ، دیگه تصمیم گرفته بودم ب هر قیمت ک شده جی اف پیدا کنم تا باهاش کامل شم، از اون وقت ب بعد زیاد در مدرسه دخترونه پلاس بودم و چندبار هم شماره دادم ولی زنگ نزدن، چندبار هم تو خیابون شماره دادم ک نگرفتن شمارمو، خدایش قیافه م بد نبود 185 قدم بود 75 کیلو هم وزنم با پوستی سبزه و درکل اندامم خوب بود ولی شانس ند

داستان سکسی:

منو روشنک و سکس طویل

سلام به بروبچ خوب شهوانی من آق کریسم یکی از اعضای همین سایت.قبل ازگفتن داستانم که مال چند مدت پیشه خواستم از ادمین خواهش کنم قبل از اینکه داستانی رو توسایت بزاره قبلش اونوبخونه آخه آمارداستانای کس شعری تواین سایت زیادشده،

داستان سکسی:

سکس با عشقم در باشگاه

سلام به دوستانی که این خاطره رو داره میخونه.یکمی طولانیه مجبور نیستین بخونین.اگه کسی از اول تا آخرشو بخونه میفهمه که کاملا طبیعیه و هیچ دروغ و اغراقی توش نیس.این ماجرا به سر من اومده. اولین بارم بود که مزه سکس با یه غیر هم جنس رو احساس می کردم. قبلا یکی دو بار با بچه های خوشگل مدرسه سکس داشتم. ماجرامال اواخر خرداد ماه همین ساله.تا حالا داستان ننوشتم. دوس دارم همه چیو از اول بگم پس صبور باشید. پدر بنده نظامی هس از وقتی که به دنیا اومدم سه بار خونمونو از یه شهر به شهر دیگه عوض کردیم آخریش مربوطه به بهارهمین سال. اینبار از یکی از شهرهای شمالی به تهران نقل مکان کردیم.

داستان سکسی:

دریا عشق اولم

سلام
اين خاطره براي من حرمت داره هر نظري هم داريد بذاريد سطح فرهنگتونم پا خودتون.
(اسما واقعي نيستن)

اسمم اشکانه (مستعار) 19 سالمه اين داستان نيست درد دله قصه عشقيه که هيچوقت کسي درکش نکرد.

15سالم بود داشتم از مدرسه برميگشتم (اون سال اخر هفته هم کلاس تقويتي داشتم) بعد 5 سال ديدمش چقدر بزرگ شده بود،ديگه اون همبازي کوچولو نبود خانوم شده بود.از کنارش رد شدم بهم سلام داد بدون اينکه منو بشناسه،جواب سلامشو دادم نگاهش قلبمو لرزوند بهش گفتم ماشالله چقدر بزرگ شدي؟ با تعجب و لهني سرد گفت ممنون،بعد با يکم فکر کردن شناخت

داستان سکسی:

سکس با اکی جون

سلام .اسم من احسان و 29 سالم داستان من برمیگرده به 4سال پیش زمانی که توی شهرمان مغازه تعمیر موبایل داشتم مغازم نبش میدان اصلی شهر بود و دید کامل داشتم به اطراف از صبح تا شب سرم به کار و مشتری یا مشغول بود و ساعتای آخر کارم که دیگه شب بود بیرون مغازه بودم جلو در و اطراف دید میزدم و برای این کارم دلیل داشتم دلیلش دیدن خانمی یود که از گذشته روش شناخت داشتم و بهش فکر میکردم شوهرش به رحمت خدا رفته بود و وقتش بود که ثواب رسیدگی بهش نصیبم بشه فقط نمی دونستم چ جوری بهش نزدیک بشم همیشه می دیدمش اون هم من نگاه میکرد اما طلسم بینمان شکسته نمیشد ضمنا بگم من عادت داشتم تا دیر وقت کار کنم و در مغازه رو ن

داستان سکسی:

سکس رویایی و عاشقانه

با سلام خدمت دوستان گلم قبل از هرچیزی بگم حالا که من با شما با احترام رفتار میکنم شما هم لطف کنید محترمانه اگر از داستانم خوشتون نیومد یا فکر میکنید الکیه در صورتی که تمامش واقعیه حداقل محترماه بگین نه اینکه فحش بدین خیلی ممنون
خب بریم سراغ داستان اصلی
من عرفان ( مستعار ) هستم 18 سالمه و اهل مشهدم رزمی کارم خیلی اندام ورزشکاری ندارم نمیخوام دروغ بگم ولی هیکلم خوبه مثل اکثر مردم قدم 180 وزنمم 60 سفیدم و به گفته دوستان و به قول اونا بچه خوشگلم حالا بگذریم و بریم سر اصل مطلب

داستان سکسی:

امیرحسین و شقایق

سلام به تمامی کسانی که درحال خوندن داستان من هستن مخصوصا به اونایی که اماده ان بعد تموم شدن داستان فحش و دری وری بگن خخ برام مهم نیست هرکس هرچی فحش بلده بگه بالاخره هرکس یجور شخصیت خودشو نشون میده ......اسم من امیرحسین الان 20سالمه 3ساله پیش یک روز زمستونی سرد که توخونه حوصله ام بسیار سر رفته بود تصمیم گرفتم زنگ بزنم دوستم بیاد تا باهم یکم بیرون بریمو بچرخیم ...وقتی به دوستم زنگ زدم وگفت که گیره نمیتونه بیاد تصمیم گرفتم یه بارم که شده تنهایی بیرون برم ......ساعت 5عصر بود که به پارک نزدیک خونمون بود رفتم ..پارک چه پارکی سوتو کور نه انسانی نه حیوانی هیچ موجود زنده ای تو این هوای سرد بیرون نمی

داستان سکسی:

جنده عزیزم

سلام اسم من پرهامه تهران زندگی میکنم 17 سالمه قدم 170 و کیرم 14 سانت با قطر 5 . یکم لاغرم ولی خوش قیافه.این ماجرا از اونجایی شروع شد که من تو یه برنامه چت با دختری آشنا شدم به اسم الناز.دختر باحالی بود و خیلی هم حشری! 19 سالش بود قدش 160 با پوست سبزه و سینه های بزرگ و یه کون گنده و خوش فرم! (اینا رو بعدا از عکساش فهمیدم) باهاش زیاد شوخی میکردم و خیلی زود سر حرفای سکسی بینمون باز شد.اونم اصلا کم نمیاورد! با جنبه بود.دیگه بیشتر وقتها سکس چت میکردیم از اون به بعد.اونم چون خیلی حشری بود بدش نمیومد. سکس چتامون خیلی هات بود و اونم خوب بلد بود.دوتایی جغ میزدیم و همدیگرو ارضا میکردیم.

داستان سکسی:

به نظر شما من واقعا اونو کردم ...!؟

چند سال پیش با ی دختری تو اینترنت آشنا شدم دختر خوبی بود با هم حرف زدیمو قرار گذاشتیم همو دیدیم ازین دخترای با مرامو لوتی مآب بود اما ی حسی میگفت به درد من نمیخوره این اونی نیست که من دنبالش میگردم اما دوست نداشتم بهش اینو بگم از طرفی اون دنبال یکی میگشت که مال خودش باشه تک پر خودش باشه بالاخره تو چند وقت رفتو آمد غیر مستقیم بهش فهموندم ،مثلا چند بار بهش گفتم خودم برات آستین بالا میزنم ی شوهر خوب برات پیدا میکنم اونم دوزاریش افتاده بود ولی دوستیمون ادامه داشت اونم میگفت تو برام ی دوست خوب هستی من هیچوقت فکر خاصی دربارت نمیکنم !

داستان سکسی:

زیبا ترین کابوس و عشق ممنوع

دیگه به پیامام جواب نداد نمیدونم چرا من هیچ کاری نکرده بودم ولی الهام رفت چند روز ازش دور بودم قبل رفتنم برای امتحانای پایان ترم بهم گفت شوهرش بهش شک کرده و دائما چکش میکنه بهش گفتم من دیگه بهت نمیزنگم هر وقت تونستی خودت بزنگ ولی فقط یه بار زنگ زد و دیگه صدای قشنگشو نشنیدم
(دوستنا این داستان بیشتر حکم درد دل داره و قسمتهای سکسیش کمه من قبلا دوتا داستان دیگه به اسمهای سکس و سوزاک و کردن کون بابای دوستم گذاشته بودم ولی این یکی کمی غم توشه از همتون عذر میخوام)

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر