شما اینجا هستید

دوست دختر

اولین سکس من با لیلا

سلام به دوستای عزیزم من اولین داستانیه که دارم مینویسم اولی بار تجربه سکس داشتم این داستان مربوط میشه به دوسال پیش من و پسر عمویم رسول توی سوپر مارکت نشسته بودیم .(سوپر مارکت هم مال خودمون بود) که لیلا یکی از دوستای دختر عموم اومد وارد مغازه شد که خرید کنه من به پسر عموم گفتم که من طلبه کوس لیلا شدم باید کوس لیلا رو بکونم گفت چه جوری گفتم بیا فکر کنیم چه جوری جورش کنیم ضمنا لیلا هم همیشه پیش دختر عموم میومد تا اینکه یه هفته که گذشت رفتم پیش دختر عموم وبهش گفتم که من میخوام با لیلا دوست بشم دختر عموم گفت که چه سعادتی اونم گفته که میخواد با تو دوست بشه تا اینو شنیدم گفتم شمارش بده شمارش گ

داستان سکسی:

سامان و لاله: سکس اول

من سامان هستم،27 سالمه این اولین داستان من هستش و میخام بیشتر رابطه هامو واستون بنویسم
روزای اول دانشگاه بود.لاله رو اولین بار توی کلاس فیزیک عمومی دیدم.یه دختر سبزه خوشکل که چنتا صندلی جلوتر از من نشسته بود. وقتی سرشو برگردوند که با دوستش حرف بزنه نگاهمون واسه اولین بار به هم گره خورد.

داستان سکسی:

شور و شیرین (1)

از روزی که رفتی جلون میده آفتاب شب تو آسمون دوباره پيداش میشه مهتاب آخه با تو که ديگه چيزی به چشم کم نميومد تو بوديو.....

ندا: آرش این چه آهنگه مزخرفیه!؟ بزار بعدی!
_من خوشم میاد از این آهنگ.
ندا: غلط کردی بزار بعدی ببینم.
_نمیخوام.
دستشا برد سمت ضبط ماشین که دستشا پس زدم.
ندا: عه نکن ديگه بزار بعدي.
بووووووووووووووق
ندا: جلوتا ب........نهههههه

داستان سکسی:

کردمش نه از روی شهوت

سلام به همه .
بسیار خوب از اونجایی شروع میکنم که ریشه این اتفاق به وجود اومد . من بد جور با خانوادم دعوام شده بود و خونه را ترک کرده بودم ،البته دانشجوی شهر دیگه ای بودم اما بین ترم دانشگاه هم دیگه خونه نمیومدم . تا این که مریض شدم و مجبور شدم برگردم خونه و به دست وپای پدر مادرم بیافتم و بگم ببخشید . از اونجایی که خطموشکسته وگوشیمو له کرده بودم بابام خط و گوشی داداشمو بهم داد . فردای اون روز یکی به من اس داد و گفت : فلش من دست سارا هستش !
منم طبیعی جواب دادم خوب عیب نداره میرم ازش میگیرم شمارشو بده .
طرف جواب داد : ببخشید شما زهرا هستید ؟
گفتم نه باباشم!

داستان سکسی:

رابطه ی عجیب و غریب با لیدا

سلام به بچه های عزیز سایت شهوانی . من کیوان هستم و بیست و هشت سالمه .داستانی که می خوام براتون تعریف کنم الان دیگه خیلی برای خودم عجیب غریب به نظر نمی رسه ولی زمانی که برای من اتفاق افتاد حسابی ذهنم رو درگیر به خودش کرد.
حدود سه سال پیش بود که من خیلی اتفاقی وقتی برای کار توی شرکتی رفته بودم با یکی پسری به اسم بهزاد آشنا شدم که در همون نگاه اول متوجه شدم که تمایل به جنس موافق داره .از حالت حرف زدنش-تکون دادن دست هاش .راه رفتنش و ...البته زود قضاوت نکنید .این یک داستان همجنسگرایانه نیست .کمی صبور باشید.

داستان سکسی:

رو کم کنی

سال 86 بود که قبول شدم دانشگاه همدان،يه گروه تشکيل داديم واسه تشکل دانشجويى،يه دختر خوشگل با قد حدود 170 وزن 55-60 خيلى شيطون و ناز تونست نظر منو جلب کنه.زياد دختر بازى ميکردم ولى فقط واسه رو کم کنى،زياد اهل سکس نبودم البته دوست داشتم ولى شرايطم جور نبود. خوب ديگه بريم سراغ اصل داستان؛ من:بچه ها جلسه رسميه بايد بتونيم از اين به بعد اردو،مسابقه و تفريحات دانشجوئى رو بدون نياز به بسيج انجام بديم. سعيد:موافقم ......

داستان سکسی:

زندگی دارا (1)

توضیحات: با سلام خدمت تمامی شهوانیون... بنده ایناولین داستانی هست که می زارم...
اگه خوشتون اومد توی نظرات اعلام کنید که ادامه بدم... و اگه هم خوشتون نیومد بگید که برم. منم میرم دیگه پشت سرم رو هم نگاه نمی کنم و نیازی هم به فحش دادن نیست. قول می دم.و... امیدوارم با نظرات دوستان و استادان شهوانی به نویسندگیم قوت ببخشم یا اینکه قیدش رو بزنم ... مرسی....
صدای گوشیم منو از خواب ناز بیدار کرد. فهمیدم که دیشب ساعت 3 خوابیدم به خاطر فوتبال لعنتی.. با خودم گفتم : ای بابا. یه بار می خواستیم ال کلاسیکو نگاه کنیم و صبح دیر نکنیم..

داستان سکسی:

خیانتی که بخشوده شد

دو سال بود ندیده بودمش. دوستش داشتم. بهش عادت کرده بودم وفقط با تلفن با هم رابطه داشتیم. روزی که دانشگاه قبول شدم ورق زندگیم برگشت و همه‌چی خراب شد...

داستان سکسی:

دختر سفید عینکی

سلام دوستان 6سال بخاطر كار بابام اومديم يكي ازشهرهاي شرقي ايران. 4سال اينجا كيرم تو آبليمو بود كه خراب نشه.بگذريم ميرم سر اصل مطلب.

ترم اول دانشگام كه با ي دختره تو دانشگاه نيمچه سكسي داشتم.
بم خيلي حال داد از مسافرت عيد با داداشم داشتيم برميگشتيم ز زدم به دوستم تو دبي گفتم تلفن جي اف هاتو بم بده اونم 3تا شماره بم داد.ز زدم با يكيشون دوست شدم.رفتم ديدمشو خلاصه روز 8م اومد خونه لا پاهاش گذاشتم آخه اولين بارش بود كير ميديد.بعد چند وقت ز زد گفت ديگه نميتونه بام باشه منم بش گفتم تلفن يكي از دوستاشو بم بده اونم نامردي نكرذو تلفن ي دختر سفيد عينكيو بم داد.

داستان سکسی:

زویا دوستت دارم

سلام دوستان من سعیدم میخوام واستون خاطره سکس کردنمو بگم خاطره من برمیگرده ب چندوقت قبل ک نتایج کنکور اومد رتبم عالی شد و حسابی دخترای فامیل کف کردن؛یکی ازدخترای فامیلمون اسمش زویا است و واقعأ خوشگله از هرنظر که بگم مامان زویا زنگ زد به من تبریک گفت بعدش زویا گوشی رو گرفت واونم تبریک گفت من مونده بودم چی بگم آخه تاحالا همش سرمون تودرس و مشق بود و از دنیا عقب مونده بودیم و با چند تاجمله کیری تموم شد و ما موندیم تو کف.

داستان سکسی:

لذت به قيمت از دست دادن آبرو

سلام اسم من امين 26 سالمه اين اولين خاطره منه اگه اشكالي داشت حتما بهم گوش زد كنيد تا كم كم بهتر بشم در ضمن اصلا دوست ندارم دروغ بنويسم و تمام سعي خودمو ميكنم تا جايي كه يادم هست كامل بنويسم.
تازه پيش دانشگاهيم تموم شده بود و داشتم به اصرار زياد خانواده واسه كنكور مثلا درس مي خوندم اينم بگم خانواده من به خصوص مامانم فوق العاده مذهبي هستند البته بابام نه الان خيلي باهم راحتيم و صميمي ترين دوستم بابامه و بعد از تلاشهاي زياد خانواده و يه سري مسايلي كه در اينده ميگم ديگه بي خيال من و هدايتم به صراط مستقيم شدن ولي احترامات و حرمتها محترم و محفوض

داستان سکسی:

مینا کس و کون طلا

سلام من امیر هستم 21 ساله ساکن تهران .قد174 وزن 75 اما خوش استیل.بچه ها میگن .من gfهای زیادی داشتم که شااااااااخ همشون مینا بود وهست و سعی دارم حالا حالا ها بکنمش.خاطره ی اولین سکسم با مینا بر میگرده به 1سال بیش .امتحاات خرداد بود .منکه ترک تحصیل کرده بودم اما مینا 2دبیرستان بود و تو درس زرنگ ی روز ک من تنها بودم و مینا هم بعد چند ساعت اس بازی قرار شد درس بخونه.من با خوندن داستان سکس ضربدری امید و سعید شهوتی شدم و ب مینا ک باهاش چند بار لب بازی کرده بودم اس دادم بیا خونه من تنهام گفت دارم تاریخ میخونم گفتم من حوصله ام سر رفته بیا گفت باشه میام اونجا میخونم .خانواده رفته بودن خونه ی خالم ک ا

داستان سکسی:

عشقم فاطمه در آغوش دیگری

روز به روز علاقه من بهش بیشتر میشد واقعا دوسش داشتم هرکاری میگفت واسش میکردم. خودشم دیگه فهمیده بود دوسش دارم؛نمیدونم چرا دیگه کمتر باهم قرار میزاشتیم همیشه قراراو کنسل میکرد؛ خیلی وقت بود ندیده بودمش دلم واسش یه زره شده بود به هر زوری بود باهاش قرار گذاشتم واسه ساعت9 صبح روی همون صندلی همیشگیمون شبش بد جواب میداد دیر دیر جواب اسامو میداد همش میگفت اس نده تا فردا صبش هزارجور فکر کردم نمیدونم چرا انقدر اسرار داشت قرارمونو بهم بزنه و سر قرار نیاد اما هر کاری کرد قبول نکردم احساس خوبی نداشتم حدود نیم ساعت تا اونجا فاصله داشتم توی تاکسی که بودم همش بهش اس میدادم وقتی رسیدم اونجا!

داستان سکسی:

رعنا زیباترین دختر دنیا

داشتم ازکتابخونه برمیگشتم خونه طبق روال هر روز باید از پارک رد میشدم یه وسطای پارک رسیده بودم که دیدم دوتا دختر از روبرو به سمتم میان دوتا دختر کم سن وسال و ازون دخمرایی که تازه جوجوهاش دراومده یکیشون چشم ابرو مشکی و نمکین سبزه و اون یکی یه دختر مانکن فوق العاده ناز سفیدو قد بلند با چشمای درشت سیاهو لبای تقریا درشت و بینی تراشیده که با نظر اول آدم به جراح زیباییش احسنت میگفت اما بعدا فهمیدم که جراحش خدا بوده و چه چیزی خلق کرده...

داستان سکسی:

بعد از ظهر سگی با سحر

سلام خدمت منتقدین عزیز که این داستان رو میخونن آخرشم فحش بارم میکنن به هرحال نظر لطفتونه
شاید داستان یه خورده شبیه فیلمای سینمایی باشه ولی واقعیه به هرحال اگه فحش ندید که جذابیتی نداره

داستان سکسی:

اولین تجربه با دختر هلو

سلام به همه ی دوستان.من اسمم امیر 20 سالمه قدم179 وزنمم 60 لاغر ولی ورزشکار قیافمم معمولیه این ماجرا مال 1ساله پیش....
این ماجرا واقعیه هرکی میخواد باور کنه هرکیم میخواد نکنه(به چپشو خودش ک باور نمیکن).

داستان سکسی:

پری رویایی

سلام اسم من امیر علی اول از همه فحش ندین من پسری با قد ۱۸۹با بدنی کاملا ورزیده رنگ پوست سبزه هستم چون بیشتر هفته می رفتم کینگ بوکس همیشه از امادگی قبلی برخوردار بودم ماجرا برمیگرده به چند ماه پیش که طبق معمول با پدرم سر روندن ماشین دعوام شد پدرم یه کارخانه داره وعضمون هم خوبه طبق معمول نصیحت می کرد اروم برون و من گوشم بدهکار نبود دعوام شد زدم بیرون داشتم تو خیابون های تهران پرسه می زدم که چشمم به دو تا دختر خورد وای پری رویایی هر چی از خوشگلی و اندامشون بگم کم گفتم رفتم جلو با ماشین یه بوق زدم تحویل نگرفت افتادم دنبالشون جالب این بود یه پرشیا تمام اسپورت افتاده بود دنبال یه پراید اخر س

داستان سکسی:

زهرا همکلاسی چادری من

سلام اسم من محمده و داستانی رو که می خوام براتون تعریف کنم مربوط به پنج سال پیش میشه زمانی که من تازه دانشگاه قبول شده بودم. توی کلاس ما دختری بود که یه جورایی با بقیه دخترای کلاس فرق داشت. دختری که از همون روز اول که دیدمش همه جوره عاشقش شدم. اسمش زهرا بود و همانطور که گفتم واقعا با بقیه دخترا فرق داشت، یه دختره چادری، قد بلند و البته چیزی که با صورت خوشگلش زیباترش میکرد حالت خاص موهاش بود که از زیر چادر مثل یه کاکل بالا اومده بود وسکسیش میکرد، همیشه یه لبخند خاصی رو لباش بود، بر عکس بقیه دخترا دیر میمود دانشگاه و به محض اینکه کلاس تموم می شد میرفت.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر