شما اینجا هستید

دوست دختر

سکس اول از جلو

میخوام داستان اولین سکس با مرجان دوست دخترم را براتون بگم راستش مرجان خوشگل و قدی بلند و موهای خرمایی رنگی داشت کل غرب تهران درپی شماره دادن به اوبودن راستشو بخواین دوستی من و اون از جایی شروع شد که من در تمام تابستان عاشقش شدم ولی جرات جلورفتن رو نداشتم میترسیدم منم مثل دیگران مورد نگاه اخم و جواب ردش قرار بگیرم ازتئ تراس به خونه شون نگاه میکردم واونم میدونست یکی هست که دلداده ای اون شده هروقت جلوی پنجره منو میدید لبخند برلب داشت و منو دیوونه تر میکرد گاهی بعداز مدرسه میدیدمش با دوستانش میرن و منم پشت سرش با رعایت فاصله میرفتم و انگار باید اسکرتش میکردم چندبار منتظرم شد تا بیام ولی من چرات

داستان سکسی:

اولین کس لیسی من

با سلام ،قبل از شروع داستان میخواستم بدونین چون خیلی تو فاز ایران باستانم تا جایی که بتونم تو زندگیم دروغ نمیگم(طبق فرامین کوروش کبیر)پس این داستانم دروغ نیست.
اما خودم, اسمم آرش,21سالمه,180 قدمه,قیافمم معمولیه(البته دوستام که نمیگن آخه پسرا از این سوسول بازیا ندارن!!!)اما دخترا میگن خوبه,پس معمولیه,هیکلمم به لطف دفاع شخصی که میرم بد نی.
یه روز تو خونه داشتم مجله ورق میزدم که دوستم زنگید گفت بیا اکیپی بریم بیرون,منم پایه رفتیم.

داستان سکسی:

سکس من و نفس

سلام من رضا هستم این داستانی که میخوام براتون بگم بر میگرده به چند هفته پیش یعنی تقریبا اواسط شهریور یه روز که تازه از سر کار برگشته بودم خونه تلفنم زنگ خورد نگاه کردم دیدم دوستم علی بود جواب دادم گفت کجایی کفتم خونه چی شده گفت خونه خالی داری گفتم اره چطور کفت یه دختره خورده تو پستم سوارش کردم با سروش داریم میایم اونجا گفتم باشه بیا درو باز میزارم بیا داخل من میخوام برم دوش بگیرم هواستو جمع کن کسی نبینه دارین میاین تو خونه گفت باشه گوشیو قطع کرد رفتم تو حموم چند دقیقه ای گذشت دیدم یکی پشت در حمومه درو باز کردم علی بود گفتم برو بشین الان میام بیرون زود خودمو شستم اومدم بیرون دیدم وای یه دختر

داستان سکسی:

سکس بعد از خیانت

سلام بچه ها این داستان نیس که مینویسم جریان گذشته که تو زندگیم اتفاق افتاده فقط اگه خوشتون نیومد لطفا بدو بیرا نگین . ممنون
قبلش بگم اسمم امین 178 قدمه 76 وزن 20 سالمه ، 2 ساله بادی بیلدینگ کار میکنم بدنم فیتنسه
جریان از اونجا اتفاق افتاد که من با یه دختری دوست بودم اونم با یکی از صمیمی ترین دوستام میخواست بهم خیانت کنه که اون دوستم بخاطر عذاب وجدانی که داشت اومد جریانو واسم تعریف کرد منم با اون دختر که عشق اولم بود تموم کردم خیلی داغون شده بودم بعد از اون تصمیم گرفتم با هر دختری که دوست میشم فقط چند باری بکنمش یکم با احساساتش بازی کنم بعدش یک نفر دیگه.

داستان سکسی:

سکس و سقط

سلام اسمه من رضا هست 21سالمه قدم 180-186 هست از خودم تریف نکنم داستان از اونجا شروع میشه که یه روز منو 4 تا دوستام تو خیابونا سعادت اباد(تهران)میگشتیم که جلومون 4 تا دختر وایسدن لباسایه سکسی پوشیده بودن وایییییی ملوم بود مست بودن نزدیک بود منو لح کنن بشون گفتم جنده مگه نمییبینی خندیدن بعد یکی از دوستام به اون دوستم گفت که اسمش ممد رضا بود گف تلشو بگیر امشب بکنیم ممد رضا رفت جلو در حالی که دختره اسمش (سحر)بود داش شمارشو میگف نوشتم خیلی خوشگل پستونایه کوچیکی داشت !!!

داستان سکسی:

سکس با هلیا جونم

سلام من احسان هستم من تقریبا قیافه ی معمولی دارم ولی قدم بلنده و هیکلمم به خاطر بدنسازیی که میرم بد نیس 20 سالمه من ازون جا که پدر و مادرم رو در دوران بچگی از دست دادم (در تصادف) از همون دوران بچگی ازاد بودم !و در خونه مادربزرگم زندگی میکردم !

داستان سکسی:

هستی با خجالت بهم داد

خیلی وقت نمیگذره که با این سایت اشنا شدم.چند تا از داستاناشو خوندم و همینطور کامنت هایی که گذاشته بودید.تموم نظر هاتونو دوست دارم و با کمال میل قبول میکنم.
(اما خواهشا کسی که این داستانو میخونه ظرفیت داشته باشه)

داستان سکسی:

سکس خفن اما خطرناک با دوست دخترم (1)

سلام به همه دوستان این داستانی رو که میخوام بنویسم براتون داستان نیست بلکه یک خاطره بیاد ماندنی از گذشته منه که درسال 88 اتفاق افتاده.
اولین داستانمه.
اسم من علی 25سالمه قیافه خوب قد 181 وزن 93.چاق نیستم شکم هم ندارم واسه این که پرورش اندام میرم.

داستان سکسی:

سکس من و سمیرا در ویلای خودمون

همه ی اسامی مستعار هستند
سلام من سامان هستم22 ساله و طرف سکس من هم دختر عموم سمیراست 21 ساله سمیرا کون بزرگ و قد نسبتا بلندی داره و من هم با کیر 18cm با اون سکس کردم.این مقرمه بود داستان هنوز شروع نشد.

داستان سکسی:

هم خانه

تو لابی هتل نشسته بودم ساعت ۳ نیمه شب بود، یه فنجوی چای خوردم و سیگارم را گوشه لبم گذاشتم و رفتم تو فکر.. اصلا نمیتونستم تمرکز کنم، همه چیز در کسری از ثانیه از جلو چشمام میگذشت. نمیدونستم به کدومش بیشتر اهمیت بدم. اینکه ۵ سال پیش سر لج بازی از همسرم جدا شدم، یا اینکه دیگه بابام سنی ازش گذشته و بیکار هست و من که تک پسرش هستم باید تو مخارج منزل کمکش کنم، یا اینکه آرزوهایی که خودم داشتم و بهشون نرسیدم، یا آینده ی خودم یا .....

داستان سکسی:

نیلوفر دختر هلو

تمامی اسم ها غیر واقعی می باشد .
سلام اسم من سامانه و 18 سالمه این خاطره مربوط به 16 سالگیمه . من خیلی به زبان و کامپیوتر علاقه دارم چن جا هم میرم برا تدریس .ظاهرم هم بد نیس قدم 170 موهام خرمایی چشام عسلی هیکلم هم بد نیس ولی یه ذزه چاقم .

داستان سکسی:

سکس با الهام جونم

اسم من امیره این قضیه ای که میگم برمیگرده به 1 سال پیش اونموقع من 21 سالم بود .بابام یه پسر خاله داره که خونشون تو یکی از حومه های شهرمون‏(شیراز‏)‏ قرار داره زن پسر خاله بابام دختر دایی بابام میشه و خلاصه خیلی با هم فامیل هستیم و خیلی هم رفت و آمد داریم این آقا یه پسر داره که 1سال از من کوچیک تره و خیلی با هم رفیقیم و چند باری هم کیرم رفت تو کون سفید و نرمش یه دختر داره که اسمش الهامه خلاصه سرتون درد نیارم پارسال عروسی خواهرم بود پسر خاله بابام رفته بود مأموریت و الهام اینا از چند شب قبلش میخواستن هر شب بیان خونه ما دو سه شب قبل از عروسی داداش الهام به من زنگ زد و گفت: مامانم اینا میخوان بی

داستان سکسی:

رویا به رویاها پیوست

سلام،سعید هستم 25 سالمه ،قدبلند ،زیاد خوشگل نیستم ولی میگن که خوش تیپم .
این داستان واقعی که میخوام بهتون بگم برمیگرده به 2ماه پیش .
یه همسایه داریم که لامصب همه ی جوون های محل رو دیوونه کرده ،قد بلند خوش استیل خوشگل و ...که هرچی بگم ازش کم گفتم خلاصه فکرکنم همه جوونهای محل به عشقش جلق میزنن.

داستان سکسی:

سکس دوست داشتنی با جی اف

سلام میخواستم اولین سکسمو براتون بنویسم شاید باور نکنید و فحش بدین طوری نیس راحت باشین اتفاقا از فحشاتون خوشم میاد،خب بگذریم بریم سراغ داستان.

رابطه من و سحر

سلام به تمام خوانندگان عزیز این وب سایت
من محمد هستم،27 ساله از تهران و مجرد. از شروع رابطه من و سحر تا شروع اولین سکسمون تقریبا 3 سال طول کشید
3 آبان 1385 یه روز معتدل پائیزی ساعت 9:30 صبح بود.از کلاس اومدم بیرون و طبق معمول همیشه رفتم سمت آلاچیق وسط میدون دانشگاه پیش دوستم امیر،پاتوقمون همیشه بعد از هر کلاس وسط میدون بود.من یه ترم از امیر بالاتر بودم و خیلی کم تو دوران دانشجوئیمون واسمون اتفاق افتاد که با هم درس داشته باشیم به همین خاطر اکثر مواقع تو محوطه یونی علافی میکشیدیم تا کلاس شروع بشه.این مکالمه اون روزمون شروع داستانه:
من-چاکر داش امیر

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر