شما اینجا هستید

دوست دختر

آروین پلی بوی

سلام اسم من آروینه من 16 سال سن دارم و از 9سالگی تو فاز دختر بازی بودم با دخترای زیادی آشنا شدم و سکس داشتم که اگه بشه همه شو تو داستان داستان براتون میگم اما داستانی که می خوام براتون بگم مال زمانی که بابام برام یک موتر خرید یعنی سه سال پیش محلمون معروف شده بوده تو پارکمون هر روز دخترا می اومدن پیشم که یک دور میدی باهاش بزنیم منم حوصله شو نداشتم بهونه میاوردم که بنزین نداره چون با هر دختری نمیگر م اما یکی از روز ها قرار شد کل تابستون رو برم ویلامون طالاقون طالاقونیه یک رگشون قزوینیه یک رگشون کرجی منم بابام طالاقانی بود کلی زمین داشت تو طالاقون خلاصه تو دهی که ویلامون توشبود چون رفیقام اون

داستان سکسی:

پایان شب سیه سپید است

سلام اسم من احمد و داستان در رابطه شب خوشبختي و صبح بد بختي من که مربوط ميشه به 9 سال پيش که من 21 سالم بودم حدودا 27 يا28 اسفند بود که مامان و بابام و دادشم ميخواستن برن خونه خاله براي چند روز من هي بالا مياوردم و مريض بودم نميتونستم برم مهموني ما تو تبريز زندگي ميکرديم اما خالم تهراني بود من اشبزي بلد بودم براي همين مادرم گفت پس ما ميريم تو زياد چيز ميز نخور تا خوب شي اگه خيلي حالت بد بود برو دکتر

داستان سکسی:

یادی از گذشته های نزدیک

تا حالا چند تا داستان تو این سایت نوشتم ... با اینکه 1 دونشم 1 ذره دروغ نبوده اما ، خوب لطف دوستان محترم شامل شده و کلی حرفای قشنگ شندیدم ...
شاید برای اینه که من فقط ماجرارو تعریف کردم و از جزئیات خودداری کردم
این ماجرا مال 10 ما پیشه و دقیقا آخرین اتفاقیه که برام افتاده

داستان سکسی:

خنگیج

یادش بخیر !
یه دوزدختری هم داشتیم ، آخر خنگیج بود (مجموعه خنگ+گیج) خیلی هم حشر تشریف داشت ، فکر میکرد اگه به یکی دو بار بده باید باهاش ازدباج کنه ! منم همیشه اینو به چشم یه جنده ی جَلد خودم میدیدم اصلا تو گوشی اسمشو (جنده ی جلد) سیو کرده بودم !

داستان سکسی:

تجربه پرواز با سکس

قیافه و برو روم بد نبود و نیست ولی حسرت یه دوست دختر مثله یه ذغال داغ رو دلم مونده بود،آخه سر زبون نداشتم و همچین که نگام تو نگاه یه دختر قفل میشد تنگی نفس و احتمالا فشار بالای خون مانع میشد کوچکترین اقدامی کنم،همیشه باحسرت به دوستام که دوست دختر داشتن نگاه میکردم.تااینکه دانشگاه قبول شدم و چون برا پسرا خابگاه نبود با 4نفر دیگه یه خونه اجاره کردیم و دو ماهی از ترم اول میگذشت که وقتی با اتوبوس از شیراز میرفتیم دانشگاه یه دختر خانوم فوق خوشگل که چند باری تو محوطه دانشگاه دیده بودمش داشت با دوستاش بلند بلند حرف میزد و از شرایط بد خابگاه شون گله میکرد.ولی من همچنان همون آدم کم رو بی جنبه هه بود

داستان سکسی:

دو سال ...

اووووم چه بویی میاد باز مامان دس طلا قرمه سبزی درست کرده تعریف الکی نمیکنم نخوردین بجون خودم از ودکا بدتر مستتون میکنه یواش یواش رفتم تو آشپزخونه دیدم مامانم هواسش نیس یهو زدم پشتش بنده خدا 2متر پرید هوا وقتی فرود اومد کلی فش داد بم منم فرارکردم مثه گاو سرمو انداختم رفتم تو اتاق خواهرم مشغول آرایش بود میخواست با رضا شوهرش بره خرید کلی اذیتش کردم یکم دراز کشیدم رفتم یه دوش آب داغه داغ گرفتم اومدم بیرون دیدم ای داده بیداد یادم رف به آزی اس بدم (آزی دوس دخترمه دقیقا 2ساله باش دوستم دختره ماهیه واقعا دوسش دارم)اومدم بیرون یه اس دادم دیدم چنتا فش+بای فرستاد ای بابا این چشه باز چندبار با مهربانی

داستان سکسی:

زنی که بعد از سکس با من دختر شد

با سلام خدمت دوستان گل.امیدوارم که از داستانم خوشتون بیاد.من از خیلی وقته تو سایت شهوانی میچرخم اما تازه عضو این سایت شدم و تصمیم گرفتم که یکی از اتفاقهایی که برام پیش اومد براتون تعریف کنم.این داستان کاملا واقعیه .

داستان سکسی:

سکس در مرغداری

نیما 18سالمه می خواهم داستانی ازچندسال پیش رابراتون بگم اون موقع 16سالم بود تاحالاسکس علنی باکسی نداشتم البته تشنه ی سکس هم نبودم چون زیادمثل پسرهای جلقی 16ساله دیگه توکف مونده نبودم مایک مرغداری بزرگ داشتیم که خیلی ازکرمانشاه دورنبود باخانواده رفتیم مرغداری قراربودعصریکی ازدوستای پدرم بیاداونجا مثلاتفریح ساعت 6بودکه دیدم رسیدند من تاحالاخانواده ی این دوست پدرم روندیده بودم وقتی ازماشین پیاده شدم چی دیدم کاربه زنش ندارم خوشگل بودامادختره چیزدیگری بود قدبلند خوشگل یک مانتوقهوه ای کوتا باشلوارلی تنگ که کون گردش زده بودبیرون سینه هاش جای خودهمینجوری بودم که آقا بهرام اومدجلو همون دوست بابا

داستان سکسی:

سکس اول از جلو

میخوام داستان اولین سکس با مرجان دوست دخترم را براتون بگم راستش مرجان خوشگل و قدی بلند و موهای خرمایی رنگی داشت کل غرب تهران درپی شماره دادن به اوبودن راستشو بخواین دوستی من و اون از جایی شروع شد که من در تمام تابستان عاشقش شدم ولی جرات جلورفتن رو نداشتم میترسیدم منم مثل دیگران مورد نگاه اخم و جواب ردش قرار بگیرم ازتئ تراس به خونه شون نگاه میکردم واونم میدونست یکی هست که دلداده ای اون شده هروقت جلوی پنجره منو میدید لبخند برلب داشت و منو دیوونه تر میکرد گاهی بعداز مدرسه میدیدمش با دوستانش میرن و منم پشت سرش با رعایت فاصله میرفتم و انگار باید اسکرتش میکردم چندبار منتظرم شد تا بیام ولی من چرات

داستان سکسی:

اولین کس لیسی من

با سلام ،قبل از شروع داستان میخواستم بدونین چون خیلی تو فاز ایران باستانم تا جایی که بتونم تو زندگیم دروغ نمیگم(طبق فرامین کوروش کبیر)پس این داستانم دروغ نیست.
اما خودم, اسمم آرش,21سالمه,180 قدمه,قیافمم معمولیه(البته دوستام که نمیگن آخه پسرا از این سوسول بازیا ندارن!!!)اما دخترا میگن خوبه,پس معمولیه,هیکلمم به لطف دفاع شخصی که میرم بد نی.
یه روز تو خونه داشتم مجله ورق میزدم که دوستم زنگید گفت بیا اکیپی بریم بیرون,منم پایه رفتیم.

داستان سکسی:

سکس من و نفس

سلام من رضا هستم این داستانی که میخوام براتون بگم بر میگرده به چند هفته پیش یعنی تقریبا اواسط شهریور یه روز که تازه از سر کار برگشته بودم خونه تلفنم زنگ خورد نگاه کردم دیدم دوستم علی بود جواب دادم گفت کجایی کفتم خونه چی شده گفت خونه خالی داری گفتم اره چطور کفت یه دختره خورده تو پستم سوارش کردم با سروش داریم میایم اونجا گفتم باشه بیا درو باز میزارم بیا داخل من میخوام برم دوش بگیرم هواستو جمع کن کسی نبینه دارین میاین تو خونه گفت باشه گوشیو قطع کرد رفتم تو حموم چند دقیقه ای گذشت دیدم یکی پشت در حمومه درو باز کردم علی بود گفتم برو بشین الان میام بیرون زود خودمو شستم اومدم بیرون دیدم وای یه دختر

داستان سکسی:

سکس بعد از خیانت

سلام بچه ها این داستان نیس که مینویسم جریان گذشته که تو زندگیم اتفاق افتاده فقط اگه خوشتون نیومد لطفا بدو بیرا نگین . ممنون
قبلش بگم اسمم امین 178 قدمه 76 وزن 20 سالمه ، 2 ساله بادی بیلدینگ کار میکنم بدنم فیتنسه
جریان از اونجا اتفاق افتاد که من با یه دختری دوست بودم اونم با یکی از صمیمی ترین دوستام میخواست بهم خیانت کنه که اون دوستم بخاطر عذاب وجدانی که داشت اومد جریانو واسم تعریف کرد منم با اون دختر که عشق اولم بود تموم کردم خیلی داغون شده بودم بعد از اون تصمیم گرفتم با هر دختری که دوست میشم فقط چند باری بکنمش یکم با احساساتش بازی کنم بعدش یک نفر دیگه.

داستان سکسی:

سکس و سقط

سلام اسمه من رضا هست 21سالمه قدم 180-186 هست از خودم تریف نکنم داستان از اونجا شروع میشه که یه روز منو 4 تا دوستام تو خیابونا سعادت اباد(تهران)میگشتیم که جلومون 4 تا دختر وایسدن لباسایه سکسی پوشیده بودن وایییییی ملوم بود مست بودن نزدیک بود منو لح کنن بشون گفتم جنده مگه نمییبینی خندیدن بعد یکی از دوستام به اون دوستم گفت که اسمش ممد رضا بود گف تلشو بگیر امشب بکنیم ممد رضا رفت جلو در حالی که دختره اسمش (سحر)بود داش شمارشو میگف نوشتم خیلی خوشگل پستونایه کوچیکی داشت !!!

داستان سکسی:

سکس با هلیا جونم

سلام من احسان هستم من تقریبا قیافه ی معمولی دارم ولی قدم بلنده و هیکلمم به خاطر بدنسازیی که میرم بد نیس 20 سالمه من ازون جا که پدر و مادرم رو در دوران بچگی از دست دادم (در تصادف) از همون دوران بچگی ازاد بودم !و در خونه مادربزرگم زندگی میکردم !

داستان سکسی:

هستی با خجالت بهم داد

خیلی وقت نمیگذره که با این سایت اشنا شدم.چند تا از داستاناشو خوندم و همینطور کامنت هایی که گذاشته بودید.تموم نظر هاتونو دوست دارم و با کمال میل قبول میکنم.
(اما خواهشا کسی که این داستانو میخونه ظرفیت داشته باشه)

داستان سکسی:

سکس خفن اما خطرناک با دوست دخترم (1)

سلام به همه دوستان این داستانی رو که میخوام بنویسم براتون داستان نیست بلکه یک خاطره بیاد ماندنی از گذشته منه که درسال 88 اتفاق افتاده.
اولین داستانمه.
اسم من علی 25سالمه قیافه خوب قد 181 وزن 93.چاق نیستم شکم هم ندارم واسه این که پرورش اندام میرم.

داستان سکسی:

سکس من و سمیرا در ویلای خودمون

همه ی اسامی مستعار هستند
سلام من سامان هستم22 ساله و طرف سکس من هم دختر عموم سمیراست 21 ساله سمیرا کون بزرگ و قد نسبتا بلندی داره و من هم با کیر 18cm با اون سکس کردم.این مقرمه بود داستان هنوز شروع نشد.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر