شما اینجا هستید

دوست دختر

صدای گرفته ام

سال 1387 بود روزای سختی رو داشتم پشت سر میذاشتم دیگه از سر تنهایی مونده بودم چکار کنم
به خیلی چیزای خودمو سرگرم میکردم اما فایده نداشت بازم ی چیزی جای خالیش حس میشد
3 روز مونده بود به تولدم
به ی بهونه ماشین رو برداشتم که برم دور بزنم هوا ابری بود
بارون داشت نم نم می اومد
خیس شدن زیر بارون رو خیلی دوس داشتم
بهم آرامش خاصی میداد
ماشین رو پارک کردم ی گوشه و رفتم به قدم زدن تو پارک
بارون موهامو خیس کرده بود به کل یکم خسته شدم
نشتستم رو نیمکت به اطرافم خیره شده بودن
ی دفعه همه نگاهم به یه جا جلب شد

داستان سکسی:

دوستی اتفاقی که به سکس انجامید

سلام دوستان.من اولین باریه که دارم در مورد سکس داستان مینویسم. این داستان کاملا واقعی و بدون هرگونه خیال پردازیه. بهرحال میرم به اصل مطلب.این قضیه برمیگرده به چندماه پیش(92/5)من کیش زندگی میکنم.خودم بچه اطراف شیرازم.

داستان سکسی:

شب نشد، روز

سلام اسمم سجاده و اهل مشهد هستم اول از همه بگم که نه قدم 2متره نه هیکل رو فرمی دارم نه بدنسازم نه خیلی خوشگلو خوشتیپم نه کیر کلفتی دارم،نه من یه آدم معمولیم
برای شروع داستان بهتره از اول شروع کنم:
من یعنی ما توی یکی از محله های باحال مشهد زندگی میکنیم بالاشهر نیست ولی پایین شهر هم نیست.یه مهمونی دوستانه داریم که هر سه چهار هفته خونه ی یکی میریم برنامه ی خاصی نداره همینطوری یکی عشقش میکشه مهمونی بده.

داستان سکسی:

عشق اول و آخرم

چشمامو باز کردم هوا گرگ و میش شده بود یه نگا به ساعت انداختم 7.5 عصر بود یه عصر زیبای اردیبهشتی... ناخوداگاه یاد زمان مدرسه افتادم که عصرا اینطوری از خواب پا میشدمو فکر میکردم صبحه و مدرسم دیر شده.... .بدنم یه سستی خوشایندی داشت فکر میکردم همه چیزو تو خواب دیدم. با عصبانیت برگشتمو خواستم بلند شم ندا رو دیدم که ملافه رو نصف ونیمه کشیده رومون و خیلی ناز خوابیده بدن سفیدش مدهوش و مستم کرد. فهمیدم خواب نبود به رویای بزرگ و زیبای عمرم رسیدم......

داستان سکسی:

یه سکس خیلی باحال

این داستان که میخوام براتون تعریف کنم واقعیه بار اولمم هست که میخوام یه داستان سکسی بنویسم.اسم من پیمان دوست دخترمم اسمش سمیه اس من و سمیه خیلی همدیگرو دوس داریم و قصد داریم که با هم ازدواج کنیم داستانی که براتون تعریف می کنم برمیگرده به مهرماه امسال.من تهران دانشجو هستم و سمیه گرمسار.

داستان سکسی:

اتوبوسی به نام هَوس

به گمونم شیوا یه رگش مغولی بود اصلآ حروم زاده. با اون دوست کیری ِ بد اخمش، ساناز. از این کُسای ریز میزه ی کردنی. صورتش شکل اَن بود شیوا، عین پسرا بود حتی ، سینه های بزرگ و کون ِ چشم نواز. کلآ یه ذره تاپاله بود ولی خب، نمی دونم سر چی، خیلی دوسم داشت.تازه چشماشم بود. چشماش، وقتی که می خندید از ته دل، کار خودش رو می کرد تو قلقلک زیر شکمت.مث اسب ِ بارکش می تونست ساعت ها زیر ِ کیر دووم بیاره و تازه تهش بچرخه با صدای خمارش بت بگه : بازم می خوام. بازم بکنیم ؟.

داستان سکسی:

13 بهمن ماه تولدشه

سلام.اسم من m.n و اسم مثلا عشقم fateme /خوب ميدونم که يه روزي حرفامو ميخونه چون به قول خودش اينجا زياد ميومد.داستان از اون جايي شروع شد که يه روز سرکار يه دختر بهم زنگيد و منم همينجور که غذا ميخوردم با خنده کلش کردم گفتم بيخيال مابشو اما از اونجايي که مامور شده بود چندباري زنگ زد منم که بدم نميومد باهاش جور شدم.يه مدت ميحرفيديم که بالاخره يه روز گفت که ميخواسته منو امتحان کنه.واسم جالب بود که چه کسي قصد امتحانمو داشته واسه همين بيخيال گفتم حالا تو امتحان کدوم معلمي رد شدم که يهو با جوابش دنيارو رو سرم خراب کرد.....
خواهرم..آره خواهرم

داستان سکسی:

جی اف پول دوست و خیانت کار من

سلام من علی هستم من یک پسر ساده لوح 19ساله ک ب راحتی گول مالی میشدم تعریف ازخود نباشدمن پسرخیلی خوش تیپی هستم تا الان با دو نفر دوس شدم ولی خیلی دختر دنبالم افتاده بود ولی من آدمی نیستم ک با دخترهای زیادی دوس شم و دیگری خیانت کنم حالا داستانم از اول آبان شروع شد با یه دختر ب نام مهدیه دوس بودم اون دختر بسیار زیبایی است اون خخخخخخخخخخیلی خوش اندامه من پدرم آدم پولداریه من ی خونه مجردیه بزرگ داشتم ب این دختره گفتم بیاد تا بیشتر باهم آشناشیم من نمی خواستم سکس کنیم آمد وقتی رسید نشست رو مبل (من قد 185دارم وزنم70 اون دختره 170تا175قدش بود)مانتوشو داد من گذاشتم اونور بعدش میگفت چقدر گرمه ولی ی رو

داستان سکسی:

مهسا عشقم دختر نبود

سلام به همه ي دوستان شهواني؛ اسمم شاهين و 21 سالمه، خاطره اي كه ميخوام براتون تعريف كنم بر ميگرده تقريبا به 1 سال پيش آخرای تابستون كه من مشغول درس خوندن در دانشگاه بودم.يكي از روزا كه داشتم به خونه بر ميگشتم سوار تاكسي شدم و از اون جايي كه بدم مياد وسط صندلی بشينم هميشه جاي وسط به پستم ميخوره،كه اين دفعه از شانس خوبم بود كه وسط نشستم چون يه دختر فوق العاده ناز كنارم نشسته بود (چون دانشگاهم كرج بود 45 دقيقه تا 1 ساعت طول ميكشيد تا به ميدان آزادي برسه) هر طور شده بود بايد باهاش ارتباط برقرار ميكردم،شروع كردم از راه بلوتوث،که تا بلوتوثمو روشن کردم و اسکن کرد دوتا اسم اومد، Ghalbe siah و Nokia

داستان سکسی:

بهترین عید سال

سلام
من پیمانم اهل اصفهان داستانی که میخوام براتون بگم برمیگرده به سه سال پیش که با دختری تو چهارشنبه‌سوری اشنا شدم اسمش سپیده بود
یکم از خودم بگم من قدم 175 وزنم56 و الان 21 سالمه هیکل ندارم لاغرم اما از قیافه ندارم
سپیده دختری سفید ناز کون گنده وبه شدت ملوس
خب دیگه بریم سراغ خاطره من
چهارشنبه‌سوری باحالی بود من خودم ترقه درست میکنم اون شب چهارشنبه‌سوری باحالی بود داشتیم اذیت میکردیم من چشمم به دختر تقریبا 17 یا 18 ساله افتاد خیلی ناز بود با یه ساپورت مشکی و یه مانتو قرمز خیلی لباسش بهش میومد اومد جلو من وایساد سلام کرد گفت
-پیمان شمایید

داستان سکسی:

روزهایی از دوران عشق

اولین روز ماه مهر من با یه قیافه خیلی مردانه سمت مدرسه راه افتادم و دم دبیرستانمون یه جوری راه میرفتم که مثلا من یه سکس داشتم و از بقیه مردترم
اونا نمیدونستن من سکس داشتم ولی من جوری رفتار میکردم که تیپ مردونگیم به چشم بزنه
خلاصه روز اول مدرسه گذشت و من شبش رفتم حموم و توی حموم ریش تراش بابام رو ورداشتم و یه خورده موی کمرنگ از رو صورتم زدم که مثلا دارم ریش و سیبیل میتراشم برای خودم
رفتم تو اتاقم دیدم به گوشیم پیام اومده
عاطفه اس داده بود که فردا بعد مدرسه بریم کافی شاپ همیشگیمون

داستان سکسی:

اولین رابطه سکس سپیده

سلام .اسمم محمد 26 سالمه .اولین باره که اومدم تو این سایت و اولین باره که دارم داستان مینویسم .اگه بده ببخشید .اگه میدونین خوشتون نمیاد تا اخرش نخونین که بخواین فحش بدین..!! بگذریم یه کم از خودم میگم .تو کار تزیینات ساختمانم.قدم 180 وزنم 60چهرم بد نیست هیکلم ورزشیه و سکسی .خلاصه نمیخوام حوصلتون سر بره. با یه دختر تو چت اشنا شدم به اسم سپیده 21 ساله دانشجوی رشته حقوق. چهره خوشگلو تو دل برو داشت.صورت کشیده ابروهای کشیده پیوسته هیکلش که هیچی ...سکسیه سکسی...سینه های درشت کمر باریکو کون قلمبه که هنوز تو کف کونشم که یبار بگامش... .

داستان سکسی:

سکس با گلاره و دیوونه بازی

شب بود حدود 3 شایدم شما میگید بامداد بوده که حالا هرچی بعد از 17 سال حالا به خاطر کنکوری بودن‌ ی هفته تنها بودم و‌من موندم خونه فکرم میچرخید و باز میخ میشد رو گلاره .گلاره گلاره

داستان سکسی:

کس روی بنگ

سلام بچه ها.من نویدم بچه ی بلوار پیروزی مشهدم. داستان سکس منو مونا بر میگرده به سال 90 اون موقع 19 سالم بود.دو سه ماهی بود ماشین خریده بودم و تازه دخترا یکم مارو آدم حساب میکردن.با یکی از دوستام به نام رضا میرفتیم زید بازی.رضا با یه دختر دبیرستانی به نام مهتاب دوست شد و مهتابم مونا رو که دوستش بود یه روز آورد تا با من دوست بشه.

داستان سکسی:

مریم چشم عسلی

سلام خدمت همه ی دوستان شهوانی؛یه داستان واقعی براتون تعریف میکنم که باورش باشماست؛فقط اسم خودم مستعاره؛من امید هستم ۲۶ساله؛قدم۱۷۷وزنمم حدودای۸۵کیلو؛امادختری که ازش مینویسم مریم جون یک کلام هیکلش بیست بیست ؛صورت گردوچشم های بزرگ عسلی باپستون هایی که سایزش از۷۰هم کمتره یه کمرباریک مانکنی ؛خلاصه هرچی ازاین مریم خشکله بگم خدایی کم گفتم؛بریم سراصل مطلب؛حدودای ۷سال پیش تویه عروسی بامریم آشناشدم حدودایه ۱۵سالی سن داشت ؛خشکل تودل برو اون موقع تلفن همراه نداشتیم نه من نه اون ؛مریم شماره خونشونو به من داد؛بعدازدوهفته چون خودش گفته بوداگه زنگ زدی ساعت۱۰یا۳ظهربه بعدزنگ بزن منم ساعت ۳۰؛۱۰بودکه زنگ زدم خ

داستان سکسی:

تقاضا ، التماس ، توسل به زور

سلام
اسم من امیر ارسلان هست.
درست 6 ماه پیش این ماجرا برای من اتفاق افتاد . اول بزارید از بگم چجوریم . قد 185 سایز کیر 17 ( واقعا چرا بعضی ها طول کیر براشون مهمه اصلا دختر نیست بکنیم ! حالا چه 50 باشه چه 10 ) و یکمم خوشتیپم.
ماجرا از اونجا شوع شد که تصمیم گرفتم دختر همسایه روبرویی مونو بکنم..دعا. رفته بودم مسجد شب احیا که اونجا دیدمش و باش اشنا شدم اولش سلام و احوال پرسی و اینا . بعد گفتم دختر فلانی هستی؟ گفت " میشناسی بابامو ؟ منم میشناختم گفتم " اره بابا رفیق خودمه. بعد دوسته جنده ی عفریطه ی کسوش اومد بش گفت : بیا بریم تو دیگه زشته!

داستان سکسی:

محسن بلا و مریم

با سلام ب دوستای شهوانی
من محسن بلام.میخام یکی ازسکسامو ک خیلی بهم چسبیدو براتون تعریف کنم
من 19 سالمه ی پسر با قد 185 توپر نود کیلووزن یکم خوشگل تکواندوکارم درحد تیم ملی.داستان ازاونجا شروع میشه ک یروز توخیابون ولیعصرشهریار داشتم ازکلاس کنکور میومدم ک ازی دختر داف خوشم اومد افتادم دنبالشو با هزارتا کوفت وزهرمار شمارمو بهش دادمو ازهم جداشدیم بعدش ب هم اس دادیمو که معلوم شد 24سالشه اما من 18 بودم
ناامید شده بودم بهش سنمو نگفتم اون اسمش مریم 176 قدش وزنشم68 کیلوبود

داستان سکسی:

قشنگی هیکل دختر به کونشه

سلام
داستانی ک براتون نوشتم داستان نیست واقعیه،،باوربکنید یا نکنید ولی بخدا واقعیه.
یه کم طولانیه ولی مطمئنم لذت میبرین.
من بهنام 25ساله لیسانس میکانیک هستم
قد185 وزن 80, ماجرا برمیگرده به دوسال پیش،من همیشه سکسی وشهوت پرست بودم وتو همه رابطه هام دنبال سکس بودم ولی حسابی مخ زن بودم وطوری پیش میرفتم ک کسی باورش نمیشه من اینکاره باشم[شرمنده تعریف میدم ازخودم]
هرهفته بابچه های فامیل دختراوپسرا کوه میرفتیم،اخه تو فامیل همه باهم صمیمی هستیم و رفت وامد ها زیاد و طبیعیه

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر