شما اینجا هستید

دوست دختر

انتقام از دختر خائن و بدشانس

اسمم سعید و 23 سالمه و دوستم امیر 21 سالشه..سودا دوس دختر امیر بود و چند بار دیده بودمش و 2بار هم 4تایی (سودا و امیر و من و دوس دخترم) بیرون رفته بودیم.سودا 16 سالش بود و قیافش معمولی پوستش صاف و کونش بزرگ بود و با لباسایی که میپوشید بدن سکسیش بچشم میومد.قضیه ازینجا شروع شد که... 1ماه بود بادوس دخترم کات کرده بودیم ولی بخاطر مسایلی که بینمون پیش اومده اومد بهم دلیل رفتنشو نمیگفت و داغون بودم از یه طرفم نمیتونسم همینطوری ولش کنم واسه همین یه آی دی با اسم دختر ساختم و از طریق فیسبوک همه چیو فهمیدم.امیر و سودا هم یک هفته ای میشد دعوا کرده بودن و دختره زیر قولاش زده بود.

داستان سکسی:

دختری در اتوبوس

ریتم ملایم آهنگ توی سرم پبچیده بود و توی دنیای خودم بودم که با صدای خنده دختری به خودم اومدم. رد صدا رو دنبال کردم. چشماش هم مثل صداش جذاب بود. چند قدم اخر رو تند تر برداشت و چنتا صندلی اونطرف تر کنار مادرش نشست. نمیتونستم نگامو ازش بگیرم. زیبا و جذاب بود و به همون اندازه باوقار. وقتی اتوبوس اومد خدا خدا میکردم جایی بشینه که بتونم ببینمش. مطمئن بودم حتی بهم نگاه نمیکنه. فقط دیدنش برام کافی بود ولی وقتی نگاهش به نگاهم گره خورد یه حسی بهم گفت اون مال منه. با هر سختی ای که بود شمارمو بهش دادم . الان دیگه نگاهم به چشماش نبود. فقط دستاشو نگاه میکردم که شمارمو دور میندازه یا نه.

داستان سکسی:

سرباز و دختر چادری

سرباز بودم اونم تقريبا كارش وابسته بود چادری قيافه اش زيبا نبود بدم نبود
باهام گرم ميكرفت وقتي هم كلام ميشديم خيلي جراغ سبز بود ولي اوايل خب برا سرباز يكم سخته بخواد ريسك كنه
يه روز اتفاقي وقتي مرخصي شهر كرفته بودم دم در ديدمش كارش تموم شده بود همراه شديم و خلاصه با شيطونياي خاص خودش كه بهم حسابي حال ميداد حرف زدنش كفت منو ميرسونه و من بهش كفتم كه جاي خاصي نميرم و ميرم يكم بكردم اونم كفت منم كاري ندارم اكه مزاحم نيستم ميتوني به كافي شاب دعوتم كني

داستان سکسی:

یک روز خوب جوان پشت کنکوری

خاطره ای که میخام بنویسم مال حدود یک ماه پیشه من اسمم ارشه 19 سالمه ساکن اصفهانمو امسالم پشت کنکوریم بیشتر سرم تو درسه و نسبت به قبلنا کمتر از خونه بیرون میرم چون واقعا پارسال چوب بیرون رفتنای زیادمو خوردمو نتونستم اون رتبه ای رو که میخام بیارم .نمیخام زیاد طفره برمو یه راس میرم سر اصل ماجرا.حدودا اواسط مهر ماه بود که من میخاستم یه چندتا کتاب بخرم برا همین جمعه صبح با یکی از دوستام که اسمش ارسلانه به جمعه بازار کتاب سر دروازه دولت رفتیم .بچه های اصفهان میدونن من کجا را و میگم من سه چهار تا کتابی رو که میخاستم خریدمو وقتی میخاستیم با اتوبوس برگردیم اخر اتوبوس دوتا دختر نشسته بودن که از نظر ق

داستان سکسی:

عاشق نبودم ولی دوستش داشتم

سلام دوستان گلم خیلی خو ش حالم که تو نستم بالاخره اولین و بهترین خاطره سکسی خودم رو در اختیار شما قرار بدهم من محمد هستم 20ساله از استان گیلان من تمام حقایق رو برای شما می نویسم داستان از اونجا شروع میشه که من اشنایی پیدا کردم با این سایت و من علاقه خاصی به فیلم پورنو دارم دخترا یی که تو این می بینم همه چیز من بودن زیاد اهمیتی به دخترا اطرافم نمی دادم ولی یک روز تو کوچه مغازه مون دختری دیدم که به همه اون چیزایی که تو فیلم پورنو می دیدم شباهت داشت برای همین تصمیم گرفتم تورش کنم ولی حقیقا من اصلا دختر بازی یلد نبودم رفتم پیش یکی از بچه های باشگاه و قرار گذاشتیم بریم با هم دنبالش تا بتونم ت

داستان سکسی:

سارا منو میخواست...ولی

سلام...اسمم علیه...خاطره ای که میخوام بگم مربوطه به این چهارسال آخری که گذروندم..
ببینید..
اوله داستان میگم..
نه من قیافم شبیه محمدرضا گلزاره...
نه پوستم سفیده و دوستای مادرم پشت سرم پچ پچ میکننو میگن خوشگلم..نه
هیکلمم بخدا آرنولدی نیست..
کیرمم اندازه ای که باید باشه در حد خودم هس..چیزی نیست که درآرم طرفم وحشت کنه...
قرار نیس پدرم تاجر باشه و ماهی یه بار بیاد خونه
مادرمم پزشک نیست که خونه خالی باشه همیشه
دوس دخترمم نه قدش 175 نه وزنش 58 و نه سایز سینه هاش 85 ...تنها دختر خوشگل شهرم نیست..

داستان سکسی:

اینم از روز ولنتاین ما

سلام به بچه های سایت من از حرف های مسخره رد می شم البته همه ی اسم ها به جز مال خودم واقعی هستند
من صدرا هستم 19ساله از ارومیه قدمم اندازه ی زرافه ووزنمم مثل ماکرونی نیس( مثل بقیه ی داستان ها)
قدم تقریبا ۱۸۲و وزنمم ۷۸ کیلوه دنبال مردم هم نمی رم ببینم به قیافم چه نمره ای می دن حالا هرچی

داستان سکسی:

دوست دخترم عجب زن داداش با معرفتی داشت!

با سلام به دوستان شهوانی. این اولین داستان سکسیه که تو این سایت می نویسم. این داستان عین واقعیته و دلیلی نداره به دروغ بنویسم.راجع به داستان بقیه هم نظری ندارم اما هرکی از خودش می نویسه خیلی بیکاره! فقط اینو بگم دخترا کیرو حتی اگه تمیز تمیز باشه به زور ساک میزنن چه برسه به این که بکنی تو کسش بعد تو کونش بع د هم بزاری تو دهنش. اینا تو فیلمهاست. من بچه تهرانم. پارسال توی فیس بوک با یه دختره که بچه کرج بود آشنا شدم.

داستان سکسی:

خیانت دوست بخاطر کوس

سلام اسم من حسین 28ساله قد170وزن 80مجرد قیافه معمولی اسم دوستم شهاب 28ساله قد170وزن 70متاهل بدقیافه داستان از اونجا شروع شد که برادر شهاب با یه زن دوست بودکه بعد مدتی زنه خواهر کوچکترشو باشهاب دوست میکنه شهاب تقریبا1سال بود که با صباخواهر دوست برادرش آشنا شده بود و باهم سکس میکردن و منم با شهاب یه مغازه موبایل باز کرده و از اونجاخرجمونو درمیاوردیم که بعدا بدست ارشادپلمپ شد من و شهاب از زمان خدمت باهم دوست بودیم صبا یه زن 26ساله بااندام لاغر سینه معمولی سفیدو دو تابچه داشت بعضی وقتاکه شهاب جواب تلفن صبا رونمیدادمیومد مغازه و سراغ شهاب رو ازم میگرفت منم یجوری جوابشو میدادم که از دست شهاب نار

داستان سکسی:

گاییده شدن عشق توسط عاشق

اونروز بعد از مدتها قهردوباره باهم آشتى کرديم چون واقعا همديگررو دوست داشتيم و نميتونستيم ازهم دل بکنيم ولى بدليل حسادت زنانه زياد هميشه بينمون بحث بودکه چرا فلان زن بهت زنگ زده چرا به اون زن نگاه کردى يا چرا فلان زن بهت چپ چپ نگاه ميکرد و از اين جور گيرهاى زنانه خلاصه اون روز دوباره هم اون حسابى توکف بود وهم من.راستى اينم بگم اسمم ساسانه واسم عشقم فرزانه.هردوتامون ازنظرهيکل متوسط هستيم من 185با75 وکيرى ١7سانتى بقطر5سانت وفرزانه زنى باقد165 وسينه هاى درشت 90 وهيکلى گوشتى نه چاق که اگربخوام نحوه آشناييمون روبگم حوصلتون سرميره.خلاصه اونروز با هزارمخ زنى راضى شدبيادخونه.رفتم دنبالش ومثل يک ماش

داستان سکسی:

نازی الهه شهوت

پریناز دختر زیبایی بود بسیار زیبا به حدی که وقتی شمارمو رو پله های مجتمع تجاری گرفت، احساس می کردم تو رویام.
چشای عسلی ، موهای خرمایی و بدن تنازش آدمو یاد بازیگرای هالیوودی می نداخت. باسن گرد بسیار زیبا و کمر لاغری هم داشت همیشه کفش پاشنه بلند بدون جوراب می پوشید.
کم کم بعد از یه مدت داشتم عاشقش می شدم خیلی دوسش داشتم حتی دوس نداشتم دستم وبه لای پاش ببرم . اما اون روز و فراموش نمی کنم...

داستان سکسی:

من و سارا کون طلا

شب عيد بود همه دور هم نشسته بوديم،که حسن پسر عموي من گوشيش و آورد بيرون و رو کرد به من و گفت؛امير اين شماره به من پيامک اشتباهي داده زنگ زدم يه خانم برداشت،من که هميشه از هر موقيت براي خودم استفاده ميکنم،شماره رو ازش گرفتم و همون لحظه يه پيامک فرستادم که متنش اين بود؛سلام سحر اميرم لطفا جواب بده شرمنده شمارتو روي کاغذ نوشته بودم و توي جيب لباسم بود اين شد که اينقدر دير پيام دادم.چند دقيقه بعد صداي آهنگ پيام گوشي بلند شد و من ديدم شماره جواب داد؛آقا اشتباه گرفتي،من سحر نيستم.من که احساس کردم يه مرحله جلو رفتم دوباره پيام دادم؛سحر شوخي نکن باور کن الانم کلي اين کاغذ در اثر شسته شدن شماره هاش

داستان سکسی:

وای چه کردم

من شاهرخ هستم الان 30 سالمه دانشجوی دکتری حقوق هستم .... میخواستم از اولین و اخرین پرده ای که زدم براتون بگم ....ترم دوم ارشد بودم اون موقع 27سالم بود تو دانشگاه با یه دختر دانشجوی دکتری اشنا شدم که چندتا ساختمان اونورتر بودن اسمش شیدا و اون موقع29 سالش بود و از طریق یکی از دوستام باهاش اشنا شدم یعنی رضا دوستم گفت با دوست دخترم میخوام برم بیرون میای بریم بگم یکی از دوستاشم بیاره چون تو ماشین داری بریم سفره خونه که زودم بر گردیم به کلاس بعدی برسیم.

داستان سکسی:

اولین سکس با غزاله

سلام.اسم من سعيده.19 سالمه.با قدحدود ا متر و 75.دو ساله بدنسازي فشرده كار ميكنم و اندام نسبتا متناسبي دارم و تيم و ظاهرمم تعريف از خود نباشه خوب و راضي كنندست.

داستان سکسی:

سه روز زندگی

سلام. من امیرم ( مستعار ). 19 سال دارم قدم 179. از تبریز . حدودا 2 . 3 ساله تو این سایت داستانا رو میخونم. این داستان کاملا واقعیه. نه چیزی ازش کم کردم نه چیزی اضافه کردم. سر دوراهی مونده بودم که بذارمش یا نه که بالاخره تصمیم گرفتم آپلودش کنم ولی با اسمای مستعار.

داستان سکسی:

سکس با دختر مورد علاقه ام

سلام ! اسم من علیه خیلی توی این سایت میام ولی عضو نیستم .
خوب شروع کنیم .
من 15 سالمه و اول دبیرستانم اوقات فراغتم رو معمولا با دوستام سپری میکنم ( دوست های پسرم ) منم اغلب به پارک نزدیک خونمونم میرم و کلا اونجام ... داستان از اون جا شروع شد که من توی پارکمون عاشق یه دختری شدم به اسم عسل . خیلی دوسش داشتم و میخواستم باهاش دوس بشم . من اصلا تا حالا سکس نکرده بودم و بیشتر وقتا جلق میزدم . من از این دختره خیلی خوشم اومد و عاشقش شدم . خلاصه با هزار بدبختی یعنی واقعا با هزار بدبختی من مخشو زدم ( داستان مخ زدنشو نمیگم چون خیلی طولانیه )

داستان سکسی:

در اخر تو حسرت کردنش موندم

سلام این خاطره ای که میخوام تعریف.کنم تقریبا واسم گرون تموم شد....داستان از اونجا شروع میشه که دقیقا دوم آذر همین امسال بود من تازه با برنامه ویچت آشنا شده بودم خلاصه داشتم با ویچت کار می کردم که منو تو یه گروه اد کردن بعدش با یه دختره اشنا شدم ببخشدی یادم رفت خودمو معرفی کنم (اسمم محمد 18سالمه بچه تخت جمشیدم)جونم واستون بگه با دختره اشنا شدم و همشهری بودیم بعدش قرار شد بریم یه روز.بیرون واسه گردش رفتیم و از همون.روز دختره با من گرم گرفته بود حالا قضیه اینجا بود که دختره منو واسه سکس میخواست اما من عاشقش شده بودم...گذشت تا عصره همون روز.برگشتیم خونه....

داستان سکسی:

دوست دخترم سحر (1)

سلام.من ا هستم.راستش کلی از داستانای مضخرف و تخیلی این سایت رو خوندم و گفتم بذار چندتا داستان براتون تعریف کنم که حداقل واقعیت داشته باشه.داستانای من به درد جلق زدن نمیخورن.پس اونایی که الان سیخ کردنو میخوان با داستان من خودشونو تخلیه کنن بدونن که اشتباه اومدن.
داستان بر میگرده به وقتی ترم 3بودم(الان ترم7هستم).یه شب توی اتاقم(خونه دانشجویی)نشسته بودم گه یکی زنگ زد گفت یه اسمی گفت من گفتم اشتباه گرفتین،قطع کردم.صداش شبیه پسر بود ولی دختر بودش.2باره زنگ زد گفت مطمعنی خودت نیستی؟؟گفتم یبار پرسیدی گفتم نه نیستم.

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر