شما اینجا هستید

دوست دختر

جنده ى بابلسر

سلام به همه ى داداشا و آبجيهاى من. كوچيك شما دانيالم 21 سال سنمه قد 180 تا 190 وزن 68. خاطره اى كه ميخوام تعريف كنم جاى دورى نميره قضيه ى همين پارساله. من و رفيقام يك اكيپ شاد و شنگوليم. فقط بدى رفقام اينه كه كس نديدن.يه روز ديدم جمع شدن هى شیرین شیرین ميكنن. پرسون پرسون كه اين شیرین كيه فهميدم اين كسخلا آمار يه دختر جنده رو گرفتن كه به قول خودشون مثل خر آمار ميده، پاميده خلاصه اينكه جندست و به صد نفر داده. مثلا ميخواستن بكننش كه دختره اونا رو پشم كسشم حساب نكرد. خلاصه اينكه چند وقت بود نياز جنسى داشتم اين اواخرم تنها شده بودم. اينكه شماره ى

داستان سکسی:

سکس با نرگس عزیزم

با سلام به همه دوستان شهوانی
من آرش 25 سالمه و این جریان به دو سال پیش برمیگرده یعنی 23 سالگیم که من دانشجوی کارشناسی ن پ بودم
یه روز با یکی از دوستان صمیمیم از دوره کاردانی با هم قرار گذاشتیم که بگردیم و قرار بود که اون ماشین بیاره رفتیم گشتیم و آخر سر رفتیم توی یه خیابونی که اونجا پارک بود و دوستم ماشینو نگه داشت تا یکم بشینیم

داستان سکسی:

كم مونده بود نسترن به گام بده

سلام اسم من مهرداده،19سال دارم اين داستاني ك براتون دارم مينويسم يكي از شانس هاييه كه تو زندگيم اوردم

حدود 6ماه پيش تو يه مهموني رسمي يه دختريو ديدم (ك بعد ها فهميدم اسمش نسترنه)ك قافيه خوبي داشت،راستشو بخوايد يكي از بدي هاي من در انتخاب دوست دختر چهرشه

خلاصه چشم تو چشمو از اين جور حرفا بلاخره وقت رفتن فرا رسيد،داشتم بال بال ميزدم ك شمارمو بهش بدم چون يكي از فاميل هاي دور بود ك شايد تا سه سال ديگه اصلا همديگرم نميديدم...

داستان سکسی:

کردن اولین دوست دخترم

با سلام خدمت شما دوستان گرامی شهوانی.من محمد 17 ساله سال چهارم رشته تجربی هستم.من تقریبا همه ی داسان های این سایتو خوندم و با نظر خیلی ها موافقم که همش خالی بندی هستن.من خیلی دو به شک بودم برای نوشتن این داستان ولی اخر تصمیم گرفتم تا برا شما یک داستان بنویسم.من 180 سانتی متر قد دارم و 75 کیلو وزن.نسترن هم یه دختر شیک پوشو با 170 سانتی متر قدو 55 کیلو وزن.

داستان سکسی:

بالاخره فوتبال یه جایی به دردم خورد

سلام دوستای گلم امیدوارم که خوب باشین و داستانهای منوخونده باشین .من تا حالا 2 تا داستان نوشتم یکی فانتزی من که تبدیل به واقعیت شد, یکی هم مراسم عزا که برای من عروسی شد, ولی این ماجرایی که براتون مینویسم قبل از اونا برام اتفاق افتاده ولی من الان(92/8/30) براتون مینویسم چون امروز اونطرفو بعد 2 سال دیدم.

داستان سکسی:

سکسی با تمام احساس

سلام دوستان اسم من عرشیا هست 30 ساله این خاطره واقعیه ببخشید دفعه اول مینویسم چند سال پیش یه مزاحم تلفنی داشتم زنگ میزد عاشق حرف سکسی بود همش میپرسید چه جوری دوست داری بکنی و یهو قطع میکرد میگفت داداشم میاد هر کاری کردم سر قرار نیومد بهش گفتم اگه این هفته نیایی تموم بعد یه روز از خط دیگه اس امد دنبالش گرفتم که کی هستی گفت حقیقتش من خواهر شوهر اون کسی هستم بهت اسمس میده هرچی بهش میگم این کار رو نکن به حرف نمیکنه عادت کرده گفت دیگه جوابش رو نده منم گفتم نمی دونستم متاهل هست بعد با خودش حرف زدم گفت شوهر ندارم و دخترم دیدیم تمام مشخصات اینو زن داداشش به من داده بود سرتون بدرد نیارم اب

داستان سکسی:

لذت در اوج وحشت

سلام. روزبه هستم 18 ساله از یکی از شهرستان های خراسان که ازونجایی که شهر کوچیکی هست اسمش رو نمیگم برای حفظ آبرو و اینا. ازونجایی که رسم هست توی داستانا من قدم معمولیه 176 و وزنم 71 و ورزشکارم اما تیپم عادیه! دوست دخترم هم که در ادامه میخونید در موردش 167 قدش بود و وزنش خودش میگفت 47!
دو سال پیش بود. 16 ساله بودم که تونستم اولین بار با دختری دوست بشم. دلیل این هم که تا اون موقع دوست دختر نداشتم این بود که خیلی چاق بودم و اون سال رژیم سختی گرفته بودمو نسبتا خوشتیپ شده بودم. اسم دوست دخترم نگین بود. البته تمام اسم ها مستعارن باز به دلیل همون حفظ آبرو.

داستان سکسی:

تینا تپل

سلام دوستان خوبین
من مهرانم از شمال زیاد وقت تونو نمی گیرم یا شایدم این جوری بگم ک زیاد بلد نیستم داستان بنویسم
ماجرای ما بر مگرده به سال 84 که من اون موقع 22 سالم بودو تازه از سر بازی اومده بودم با یه خوشکل خانمی آشنا شدیم به نام تینا که 15 سال بیشتر نداشت ولی نسبت به سنش هیکل درشتی داشت قد بلند تو پر بود خیلیم به خودش میرسید آرایش قلیض از حرفا چند باری باهم بیرون رفته بودیم
البته در حد بمال بمال ولی تلفنی هروز باهم صحبت مکردیم

داستان سکسی:

صنم می خارید

سلام بچه ها ماجرایی رو که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به تابستون 87 زمانی که 25 سالم بود.من تو مخابرات کار میکردم 5شنبه ها تا ساعت 12 بشیتر اداره باز نبود یادم میاد یه روز 5شنبه که میخواستم از اداره بیام بیرون یه دختر آخر تایم اداری اومد که کار تلفنشو انجام بده (همینجا از دختره بگم براتون اسمش صنم بود و20 سالش بود از هیکل دختره بگم براتون قدش حدود168 میشد سفید بود وبدن خوبی داشت چشمای درشت و زیبا داشت یادم میاد کون و سینه ردیفی داشت جوری که خیلی جلوه میکرد و موقع راه رفتن از پشت چنان رقصی میکرد کونش که از حشر کون راست میکردی در جا مخصوصا اینکه مانتوهای جذب میپوشید حتی یه بار تو میدو

داستان سکسی:

هلن در لحظه

آهسته گفتم :لخت شو هلن.

از روي كاناپه بلند شد ، لبه‌ي پايين دامنش روي زانوانش افتاد. چشم در چشم به من نگاه مي‌كرد و بعد، بي‌هيچ حرفي ـ بي‌آن‌كه از من چشم بردارد ـ آرام دكمه‌ي دامنش را باز كرد. دامن، آزاد در امتداد پاهايش به پايين لغزيد؛ پاي چپش را از توي دامن بيرون آورد، دامن را از پاي راست خلاص كرد و آن را روي يك صندلي گذاشت. حالا فقط پوليور و زيرپوش به تن داشت. بعد پوليور را با گذراندن سر از ميان آن بيرون آورد و كنار دامن انداخت.
گفت: "نگاه نكن."
گفتم: "مي‌خوام ببينم."
ـ نه، وقتي كه لباس‌هام رو بيرون مي‌آرم نه.

داستان سکسی:

کس سیاه السیا و بخت سفید من

سلام به همه دوستای گلم ... پیشاپیش به خاطر غلط های املایی ازتون عذر خواهی میکنم . چون کیبورد من حروف فارسی نداره ممکنه اشتباه پیش بیاد ولی مطمئن باشید در حال جلق ننوشتم

داستان سکسی:

خدیجه زن شمالی

این داستان که برای شما دوستان می نویسم در سال 1384 پیش آمد و واقعییت دارد
اون موقع من 22سال بیشتر نداشتم البته قبل از این موضوع با دختر دیگری بودم به نام زهرا که از من یک سال و نیم کوچکتر بود و اهل شهرستان مرند بود اما زهرا من فقط سکسم در حد مالش بود نه بیشتر
خوب حالا بریم سر اصل موضوع
من سال 83 از روی لج و لجبازی با پدر و مادرم به دروغ گفتم که در مشهد کار گیر آوردم و با همین بهانه رفتم به مشهد

داستان سکسی:

شاه کس جدید محل

سلام دوستان،فرزادم20 سالمه تو رشت دانشجوام،یکم مغرورم واسه همینه خیلی کم میرم سمت جنس مخالف ...این اولین داستانمه که مینویسم عین واقعیته .از کسایی که با فحش عقده گشایی میکنن خواهش میکنم نخونن و دوستانی که با نظرای ارزشمندشون بهم لطف کردن کمال تشکرو دارم.
دو سالی میشه تو رشت دانشجوام و خونه گرفتم با دوستام،هر از گاهی برمیگردم شهرستان

داستان سکسی:

رابطه با دوست دخترم بعد 1 سال

سلام بچه ها من تازه عضو شهوانی شدم و اینم اولین داستانیه که براتون مینویسم.
اول از خودم بگم اسمم امیر سامه و اهل شمالم قدم 1 مترو 73 و وزنم 67 کیلوه
من یه دوست دختر 16 ساله دارم که اسمش نیوشاست و قد و هیکل تپلی داره وزنش 75 و قدش 1.65 هستش سایز سینش 75. اونم شمالیه و شهرشون 40 الی 70 کیلومتر دقیقا نمیدونم با شهر ما فاصله داشت تو این 1 سال از طریق اس ام اس و زنگ باهم در ارتباط بودیم و همو از نزدیک ندیده بودیم
چند بار عکسشو با ام ام اس تونست برام بفرسته قیافش بدک نبود
حاا میریم سر اصل مطلب

داستان سکسی:

من و سحر دوست دخترم

سلام اين دومين داستانمه واين سكس قبل اون يكي داستانم اتفاق افتاده بود منو سحر تلفني با هم آشنا شديم يعني يكي از بچه محلها شمارشو داد و گفت صداي نازي داره اما به من راه نميده ببين اگه تورش كردي مال خودت منم كه از خدا خواسته .

داستان سکسی:

یه کم تف بزن به خودت تر شی

اسمم وحید بچه شمال فارسم اباده داستان از اون جایی شروع شد که ما تو خیابون مخ یه دخترهم محله ای رو زودیم (البته خوشکلم 185قد سفید مو خرمایی ) خودش پا داد اولش اسمس عاشقونه کمکم سکسی شد بعد یه دو سه ما ه دوستی بعد با کلی بد بختی و خر کردن والدین برادرین ترسو وحشتین از همسایه ها بچه محله ها قرار شد بعد از ظهر پنچج شنبه بیاد خونمون ما کلی ژیلت به پشمای بالا وپایین زدیم چپ راست زدیم ( پدرم معلم ریاضی از شنبه تا جمعه در بس بچه های مردم مادرم هم در خدمت خاندان خود )ساعت 4 شد در رو باز گذاشتم تا نیمه حدود یه ربع بعد دیدم یکی اومد تو البته که خود ماده خرش بود!در رو زد به هم اومد تو خیلی رسمی مثل خوا

داستان سکسی:

تنها دوست دختر من

برام مهم نیست چی فکر میکنید ولی این داستان نتیجه تجربه شخصی اولین و فعلا آخرین رابطه سکسی من با یه دختر میشه... البته اون دختر دنیا دیده ای بود و سختی های زیادی تو زندگیش کشیده بود ولی من چون به ذات آدم مهربونیم این مهربونی سبب شروع رابطه ما شد و رابطه ما با قبولی من در دانشگاه تهران خاتمه یافت. اون الان تو کیش زندگی میکنه ، دانشگاه نرفته و خییییلی دلم براش تنگ شده.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر