شما اینجا هستید

دوست دختر

رابطه با دوست دخترم بعد 1 سال

سلام بچه ها من تازه عضو شهوانی شدم و اینم اولین داستانیه که براتون مینویسم.
اول از خودم بگم اسمم امیر سامه و اهل شمالم قدم 1 مترو 73 و وزنم 67 کیلوه
من یه دوست دختر 16 ساله دارم که اسمش نیوشاست و قد و هیکل تپلی داره وزنش 75 و قدش 1.65 هستش سایز سینش 75. اونم شمالیه و شهرشون 40 الی 70 کیلومتر دقیقا نمیدونم با شهر ما فاصله داشت تو این 1 سال از طریق اس ام اس و زنگ باهم در ارتباط بودیم و همو از نزدیک ندیده بودیم
چند بار عکسشو با ام ام اس تونست برام بفرسته قیافش بدک نبود
حاا میریم سر اصل مطلب

داستان سکسی:

من و سحر دوست دخترم

سلام اين دومين داستانمه واين سكس قبل اون يكي داستانم اتفاق افتاده بود منو سحر تلفني با هم آشنا شديم يعني يكي از بچه محلها شمارشو داد و گفت صداي نازي داره اما به من راه نميده ببين اگه تورش كردي مال خودت منم كه از خدا خواسته .

داستان سکسی:

یه کم تف بزن به خودت تر شی

اسمم وحید بچه شمال فارسم اباده داستان از اون جایی شروع شد که ما تو خیابون مخ یه دخترهم محله ای رو زودیم (البته خوشکلم 185قد سفید مو خرمایی ) خودش پا داد اولش اسمس عاشقونه کمکم سکسی شد بعد یه دو سه ما ه دوستی بعد با کلی بد بختی و خر کردن والدین برادرین ترسو وحشتین از همسایه ها بچه محله ها قرار شد بعد از ظهر پنچج شنبه بیاد خونمون ما کلی ژیلت به پشمای بالا وپایین زدیم چپ راست زدیم ( پدرم معلم ریاضی از شنبه تا جمعه در بس بچه های مردم مادرم هم در خدمت خاندان خود )ساعت 4 شد در رو باز گذاشتم تا نیمه حدود یه ربع بعد دیدم یکی اومد تو البته که خود ماده خرش بود!در رو زد به هم اومد تو خیلی رسمی مثل خوا

داستان سکسی:

تنها دوست دختر من

برام مهم نیست چی فکر میکنید ولی این داستان نتیجه تجربه شخصی اولین و فعلا آخرین رابطه سکسی من با یه دختر میشه... البته اون دختر دنیا دیده ای بود و سختی های زیادی تو زندگیش کشیده بود ولی من چون به ذات آدم مهربونیم این مهربونی سبب شروع رابطه ما شد و رابطه ما با قبولی من در دانشگاه تهران خاتمه یافت. اون الان تو کیش زندگی میکنه ، دانشگاه نرفته و خییییلی دلم براش تنگ شده.

داستان سکسی:

همه مریم ها باکره نیستند

با سلام خدمت بچه های سایت شهوانی
اسم مستعار من (سالار) نمایشنامه نویس هستم . با سایت شما آشنا شدم و تصمیم گرفتم براتون داستان بنویسم . این داستان کاملا ساختگیه اگه دوست داشتین داستانمو نظر بدین تا دوباره برای سایت بنویسم...

داستان سکسی:

بالاخره بهش رسیدم

سلام من تعداد زیادی داستان تو این سایت خوندم و دیدم برای هر داستانی چهارتا فحشو توهین نوشته شده لطف کنید برای این داستان فحش ننویسین خواهشاً
خوب بریم سر اصل موضوع موضوع از یه مهمونی که تو ماه رمضون بود شروع شد یه مهمونی خانوادگی بود که دوستای دانشگاهی بابا و مامانم بودو منم مجبور بودم برم خلاصه رفتیم

داستان سکسی:

پا روی همه چیزم گذاشتم

سلام!بخون فحش بده بد و بی راه بگو خودت خالی کن باور کن باور نکن ! مهم نیست الان برا من مهم اینه که می تونم اینجا بنویسم بنویسم که خودم خالی کنم بگم که از فشار رو خودم کم کنم! سکسی نیست نه اینکه خاطره سکسی ندارم اتفاقا دارم تعدادشونم زیاد نه خیلی اما به حد خودم اما این داستان درد دلم! مناسب اینجا هست یا نه نمی دونم!

داستان سکسی:

عرشیا و مزاحم تلفنی

سلام دوستان اسم من عرشیا هست این خاطره واقعیه ببخشید دفعه اول مینویسم چند سال پیش یه مزاحم تلفنی داشتم زنگ میزد عاشق حرف سکسی بود همش میپرسید چه جوری دوست داری بکنی و یهو قطع میکرد میگفت داداشم میاد هر کاری کردم سر قرار نیومد بهش گفتم اگه این هفته نیایی تموم بعد یه روز از خط دیگه اس امد دنبالش گرفتم که کی هستی گفت حقیقتش من خواهر شوهر اون کسی هستم بهت اسم میده هرچی بهش میگم این کار رو نکن به حرف نمیکنه عادت کرده گفت دیگه جوابش رو نده منم گفتم نمی دونستم متاهل هست بعد با خودش حرف زدم یه هفته با هم حرف میزدیم کم کم داشتیم به هم حس پیدامیکردیم اخه من ادم احساسی هستم گفت شوهر ندارم و دختر

داستان سکسی:

ماجراهای نیما و دوست دخترها

خیلی از داستانای این سایت شاید به گفته دوستان حاصل تخیلات باشه اما من فک میکنم یه سری اتفاقای عجیب واقعا اتفاق میوفته. شاید دلیلش تجربه زندگی شخصی خودمه که میخام براتون بگم. من الان 32 سالمه و این ماجرا سال پیش اتفاق افتاد. من نسبتا آدم حشری هستم و شاید دلیل اومدنم تو این سایت هم همین باشه! قبل از ازدواج چن تا دوست دختر داشتم که باهاشون سکس درست و حسابی نداشتم شاید نهایتا در حد لب و چن بار هم لاپایی، اما آخرین دوست دخترم قبل از ازدواج یه خانم سی و پنج شش ساله بود که ده سال از من بزرگتر بود و البته اوپنم بود. خودش میگفت یه بار قبلا ازدواج کرده ولی یه بار که شناسنامه اشو دیدم سفید بود.

داستان سکسی:

سکس عاشقانه با پردیس

سلام. اسم من اشکانه. میخوام یه خاطره واقعی از سکسم براتون تعریف کنم.
من دانشجوی رشته برق الکتروتکنیک بودم. رشته ما جزو رشته هایی بود که تو دانشگاه آزاد بدون کنکور دانشجو میگرفت. اینجوری بود که هرچی کسخول و کوس مشنگ تو شهر وجود داشت اکثرا" به این رشته میومدن. یکی از مسالی که در طول دوره تحصیل خیلی منو آزار میداد این بود که رشته ما اصلا دختر نداشت! فقط واسه درسای عمومی که مختلف بود شاید چندتا دختر سرکلسامون میدیدیدیم.
بگزریم...
یه روز تو دانشگاه با رفیقم سعید کوسچرخ میزدیم و درمورد رشته کیریمون و دانشجوهای کوس مشنگش صحبت میکردیم.

داستان سکسی:

سکس پسرم احسان

اسم من لیلا هستش 45 سال سن دارم این ماجرا که میگم به 5 سال گذشته برمیگرده من یه پسر و یه دختر که الان ازدواج کردند و رفتند.اما داستانی که میگم برمیگرده به زمانی که پسرم احسان ازدواج نکرده بود.

داستان سکسی:

سکس زمانبر با دختر دانشجو

سلام به دوستان خوب و عزیزم
بعداز 2سال اشنایی بااین سایت سکسی میخوام1کی از خاطرات سکساموبراتون تعریف کنم
(البته همیشه دوست داشتم براتون بنویسم ولی ازاونجا که نظرات دوستانوکه میخوندم درمورد داستانهای نوشته شده که فقط فحشو بی احترامی بود پشیمون میشدم ازنوشتن)

داستان سکسی:

علی و سیما

سلام خدمت دوستان سایت شهوانی
من خیلی وقت نیست میام اینجا اما وقتی داستانها را یخونم میبینم که اکثرشون زائیده ذهن جلاق هستند و دوستان هم که برای خودشون استادی هستند و راست را از دروغ تشخیص میدند .گفتم من هم حالا که وقتشو دارم یکی از داستان هامو براتون بنویسم امیدوارم که دوست داشته باشید و لذت ببرید

داستان سکسی:

سکس با دختر درونم

این داستان با همه داستانایی که خوندی فرق داره رفیق هم خرابت میکنه هم میسازتت انتخاب خوندنو نخوندنش با خودت
همه ما پسر ها یه دختر درون داریم که یه وقتایی به یادش جلق میزنیم یه وقتایی باهاش حرف میزنیم یه وقتایی تو خواب باهاش سکس میکنیم یه وقتایی هم دلمون براش تنگ میشه وقتایی که یه نفر دیگه تو زندگیمونه و شباهتی به دختر درونمون نداره

داستان سکسی:

چتی و سکس با دختر باکلاس

ساعت حدود ٤ بود زدم بيرون ، طبق معمول مقصد نداشتم و بايد خيابان ها را گز ميكردم تا اخر شب شه برم كپه مرگم رو بزارم ، اينطور زندگي كردن برام خيلي بهتر بود لااقل تو جمع دوستام نبودم كه كون به كون سيگار بكشم و شبا تو مستي و چتي بخوابم .

داستان سکسی:

اوه مای گاد کمان کمان

سلام چند روزی بود که داشتم توفیس بوک وقت میگذروندم توی همین چرخ زدن ها از عکس یکی خوشم اومد یک خانم محترم که با ی شال مشکی و یک ژس خوب عکسش رو گذاشته بود.براش درخواست دوستی فرستادم فرداش جواب دا ده بود ازش خوشم اومده بود فکر کردم خانم جا افتاده و مهجبه و خوبی باشه،براش شماره تلفن گذاشتم روز بعد وقتی داشتم ازسرکار برمیگشتم خط تلفنم زنگ خورد شماره غریبه بود .بفرمایید ،امیر اقا ‌،بله شما!من رویا هستم.بجا نمیارم،برام توصفحه فیس بوکم شماره گذاشته بودید.......اصلا باور نمیکردم عمرا زنگ بزنه خلاصه یک ساعتی باهم حرف زدیم میگفت معلمه و بچه اسلامشهر ساعت حدودا ۶شده بود من که کلی خوشال بودم ازش خواهش

داستان سکسی:

زندگی تبدیل به یه خواب شیرین شد

سلام من فرهاد 29 ساله هستمو سه ساله که ازدواج کردم و میخوام داستان زندگیمو خیلی مختصر بگم...زندگی که از جهنم تبدیل به یه خواب شیرین شد!! سال سوم دبیرستان بودم که مامانو توی تصادف از دست دادم و زندگی واسه منو بابام تموم شد و داغون شدیم! دیگه با هیچ کسی رفت و آمد نمیکردیم جز خاله ام! من حسابی درس میخوندمو بابام حسابی کار میکرد عین دوتا موتور!من همیشه واسه مادر گیتار میزدمو میخوندم ولی شبی که خبر فوتشو شنیدم گیتارمو از بالای بالکن تو شمال انداختم بیرون و شکست!(ما شمال بودیم که مامانم فوت کرد) من حسابی درس میخوندم تا دانشگاه دولتی توی تهران قبول شمو بابام تنها نشه!و این اتفاق افتاد!

داستان سکسی:

دختری که تورم کرد

سلام ب دوستان شهوتی خودم میدونم اگه این داستانوبنویسم یا فحش میدید یا خندم میکنید یا مگید فیلم زیاد دیدی ولی من واقعیت روبراتون مینویسم...
داستان من مهرپارسال شروع شد...
ی شب ک داشتم درس میخوندم ی شماره ناشناس روگوشیم دیدم جوابشو ندادم دوباره زنگ زد گفتم نکنه دوستامن جواب ک دادم دیدم ی دختره سریع قطع کردم...
اخه من ب هیچ دختری نخ نداده بودم برا همین از دخترا متنفر بودم اخه یکی ازدوستام بخاطردوست دخترش رگشو زد والان سینه قبرستونه و اون دختره رفته ازدواج کرده

داستان سکسی:

اولین دوست دخترم

سلام دوستان،میخوام داستان اولین سکس خودم رو برای شما بگم.
من خیلی وقته عضو شهوانی و لوتی هستم،ولی هیچ وقت به فکرم نرسید که داستان بنویسم،امروز تصمیم گرفتم خاطرات سکسی خودم رو برای شما بازگو کنم.
قبل از اولین سکسم من یه پسر بودیم تا حدودی اعتماد به نفس پایینی داشتم،همیشه واسم سوال بود چجور این دوستام با دخترا دوست میشن و حال میکنن،تا 17 سالگی کارم فقط و فقط جق زدن پای فیلم سوپر بود Biggrin (مسخره نکنید که خیلی ها اینطور هستند)

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر