شما اینجا هستید

دوست دختر

یک شب مهتابی با دختر آفتاب

لعنتی این جاده هم تمومی نداشت همیشه همینطور بود و ایندفعه کمر دردم باعث شده بود که راه طولانی تر بنظر بیاد هوا هم داشت تاریک میشد و رانندگی تو جاده های شلوغ و پر رفت آمد شمال سخت تر میشد اما فکر میترا و دیدنش و ...

داستان سکسی:

عشق اول علی

عشق اول
با سلام خدمت دوستان عزیز.
علی هستم مهندس کامپیوترم میخوام داستان زندگیم رو بنویسم......
بر عکس تمام دوستانی که میان اینجا و از هیکلشون و قدو قوارشون تعریف میکنن و میگن ورزشکار هستن بنده یه مقدار تپلم ولی قدم بلنده و چشمام هم زاغ در کل متوسطم؛ زیاد خوشگل و خوش تیپ نیستم.

داستان سکسی:

ناهید عزیزم

ریتم ملایم آهنگ توی سرم پبچیده بود و توی دنیام خودم بودم که با صدای خنده دختری به خودم اومدم. رد صدا رو دنبال کردم. چشماش هم مثل صداش جذاب بود. چند قدم اخر رو تند تر برداشت و چنتا صندلی اونطرف تر کنار مادرش نشست. نمیتونستم نگامو ازش بگیرم. زیبا و جذاب بود و به همون اندازه باوقار. وقتی اتوبوس اومد خدا خدا میکردم جایی بشینه که بتونم ببینمش. مطمئن بودم حتی بهم نگاه نمیکنه. فقط دیدنش برام کافی بود ولی وقتی نگاهش به نگاهم گره خورد یه حسی بهم گفت اون مال منه. با هر سختی ای که بود شمارمو بهش دادم . الان دیگه نگاهم به چشماش نبود. فقط دستاشو نگاه میکردم که شمارمو دور میندازه یا نه.

داستان سکسی:

بالاخره کردمش

میدونم که خیلیا میان و میگن که چه آدم عوضی یا کثیفی و از این حرفا ولی من یقین دارم هر کسی هم جای من بود دیگه فکرش کار نمیکرد و شرافتش هم تعطیل میشد عده خیلی محدودی میتونن خودشونو کنترل کنن ولی من نتونستم و بالاخره کردمش

داستان سکسی:

جا ماندن کاندوم تو بدن طرف

با عرض سلام و خسته نباشی خدمت کسی که داره میخونه این داستانو... الان سوم آبان 92 ساعت 11:30.
اسم من حامده، 24 سالمه، اهل شمالم.
اهل دروغ و گزافه گویی نیستم و امید وارم که خوشتون بیاد. من تجربه سکسی زیاد دارم و به جرات میگم این کارا افتخار نیس. من شاید 200-300 تا داستان سکسی خوندم و مطمئنم که 90%ش دروغه و ساختگیه. این داستان چون فقط برام یه سکس نبود و خاطره خنده دار بود مینویسم. اینم بگم. بجای کس نوشتم کوس چون با کس اشتباه نشه. نگین بی سواده ها.

داستان سکسی:

سکس با انار پس از 5 سال

سلام به همه اعضای شهوانی و البت کس هایی که داستانم رومیخونن این داستان برمیگرده به1ماه بیش که من بلاخره به ارزوم رسیدم .من داخل یه شهرستان زندگی میکنم که دوتا دانشگاه داره ازاد وبیام نور یه دختری بود همسایمون که یه اندام گوشتی و تپل داشت که من از وقتی رفته بودم تو سن جلق همزمان با بالاوبایین کردن کیرم تو حمام تنها تکه کلامم شده بودانار انار انار انار بیا به بالینم اخه اسمش روگذاشته بودم انار لامصب بد تیکه ای بود حتی میخواستم برم خاستگاریش ولی حیف که اه دربساط نداشتم این دختر تریپ مذهبی بود اخه باباش استاد دانشگاه بود دوره دبیرستان کوچکترین محلی به من نزاشت تارسیدیم به کنکور که انار پیام

داستان سکسی:

عاشقشم

سلام به بروبچه هایه گل شهوانی, من تازه عضو شهوانی شدم ولی از دو سه سال پیش داستانها و کامنتهاتونو میخوندم.
داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به یه ماه پیش.
من تا قبل از این ماجرا سکس نداشتم ولی اطلاعاتم به خاطر شهوانی و کتابهای خالم که مطالعات خانواده میخوند و منم هرازگاهی اونارو میخوندم خیلی گستردست.
بریم سره اصل مطلب.

داستان سکسی:

سکس اول با عشقم بعد سه سال

باسلام,من پسری هستم24ساله که دراینجا خودموبااسم مستعار مهران معرفی میکنم
من توزندگیم دوست دخترای زیادی داشتم وباهمشون هم چندین بارسکس داشتم
خودم بچه ی بامعرفتی هستم والبته خیلی رفیق باز
هم درس میخونم هم اهل همه جور تفریحات و....هستم
خب زیادحاشیه نرم دوستان وقصدم فقط شناساندن تقریبی خودم بود
اماداستانم>>مطمئن باشید1کلمه ازحرفام به غیرازاسم ها دروغ نیست
3سال پیش بادختری15ساله دوست شدم که اسمش بود سارا
دختره یکم شیطون و پرانرژی و شوخی بود اما اینقد از سکس کردن باهام فرار میکرد که نگو و نپرس

داستان سکسی:

تلافی با لیلا

سلام – داستانی که براتون تعریف میکنم مربوط به 40 روز پیشه – من و داداشم با هم خیلی نداریم و جدا از برادری با هم کلی رفیقیم – اختلاف سنی مون هم 3 سال بیشتر نیست – خلاصه داستان از اونجایی شروع شد که برادرم یه دوست دختر داشت که اسمش لیلا بود و حدود یک سال پیش باهاش به هم زده بود – دلیلش هم این بود که دختره بهش خیانت کرده بود و با یکی از دوستای مشترکمون مجید ریخته بود رو هم و کلی اعصابمون رو خراب کرده بود .

داستان سکسی:

سكس بدون آمادگي

سلام به همه دوستان شهواني من سينا هستم اين خاطره اي كه ميخوام واستون بگم برميگرده به ٦ روز پيش من بچه تهرانم ولنجك ١٩ سالمه حدودأ يك ماه پيش من دنبال دوست دخترم تا الان هي با ماشين بابام از اينور به اونور تهران دنبال يك دختر ميگردم كه واقعأ بهم بخوره حالا بگذريم چون من يكم وسواسم سر دوست دختر پيدا كردن خب ميريم سر داستان كه از اينجا شروع ميشه من ٦ روز پيش داشتم تو فرشته تاب ميخوردم تقريبأ ساعت نزديك ١١ شب بود يهو چشم به يه دختر خوشگل افتاد رفتم جلو بوق زدم اول ناز كرد ولي يه ٥ دقيقه عقب جلو كردم تا بلاخره سوار شد اسم:ساناز سن:٢٢ شغل: دانشجو بچه ي بندرانزلي هيچي بعد آشنايي گفت چند سألته و أ

داستان سکسی:

تا حالا طلبه زن كردی؟ من كردم

سلام اصفهان دانشجو بودم سال 86 بود طبق معمول با همون دوستاي قديمي خونه داشتيم . يه شب با ميثم رفتيم بيرون ساعت 11 شب بود رفتيم تو يه ساندويچي دوتا پيتزا سفارش داديم منتظر بوديم كه پيتزارو بياره ديدم يه خانمي با حجاب فوق العاده كامل اومد روبروي ما نشست . ديدم خيلي نگاه ميكنه . به ميثم گفتم چطوره ؟ گفت خوشكله ولي فكر نكنم پا بده باشه ! بلوتوث گوشيمو روشن كردمو اسم بلوتوث رو شماره ايرانسلم گذاشتم يه سرچ كردم ديدم فقط يكي هست اسمشم گذاشته بود سمسوري .

داستان سکسی:

سکس با شادی

سلام دوستان شهوانی..اسمم امیده ازتهران 20ساله..دانشجوام..این واقعیت ورابطه ی من از2سال پیش شروع شد.بادختری به اسم شادی.خب من یه پسرخیلی خیلی خجالتی وسادم..این شادی قصه من قضیه طولانی داره که چجوری باهاش دوس شدم ولی ازآخرش میگم که ایشون همسایه مابودن تویه شهرک.اول بگم که کلی باپسرادوس بوده ومن تازه اولین دوستی جدیم.....شادی اول بادوست خودم دوس بودکه باعث آشناییشونم خودم بودم.

داستان سکسی:

زنی که مال من نبود

همیشه دور و بر پاییز که میشه احساست اغلب آدما میزنه بالا...شاید تا حدی که از چشماشون سرازیر بشه...و شاید هم نه...
البته اگه خوش شانس باشی...
دور و برای پاییز بود ..سه چهار ماهی بود که از رفتن ندا میگذشت...زنی که مال من نبود و به نام ما به کام دیگری رفت...
میدونید اشکال این خیانتا اونجاس که دوس داری بگذرییی ولی بخششت هم برای طرف مهم نباشه... از خداش باشه بگی برو ..
قضیه ی حماقت زیبای من مربوط میشه به چند سال پیش... زمانی که تو شرکت تورج کار میکردم...دوستی وهمکاری چند سالمون به رفت و آمد خونوادگی هم کشیده شده بود...

داستان سکسی:

زنم کردی بیشعور

خراب کردن آسون و درست کردن محال یا سخته
ماجرا برمیگرده به نوروز امسال که دختری رو خیلی دوست داشتم که بهش برسم 16 فروردین روز تولدش بود کتاب آیا تو آن گمشده ام هستی رو که پیشنهاد میکنم بچه هایی که میخوان ملاک هاشونا بهتر بشناسن بخرن رو خریدم و کادو کردم و روز تولدش دقیقا روی سی و سه پل بهش دادم و کمی باهم در مورد ازدواج صحبت کردیم و قرار شد بهم خبر بده
از همدیگه خداحافظی کردیم و من تو راه برگشت رفتم سراغ یکی از موسسات زبان .
ثبت نام کردم و اومدم خونه
با مادرم در میون گذاشتم و کلا خیلی خوشحال بودم که قراره ازدواج کنم

داستان سکسی:

شب خراب

سلام به همه دوستان من اسمم بابکه اهل شیرازم 180قد75 وزنم الان 29 سالمه برای اولین باره که دارم داستان مینویسم ببخشید من حدود 5ساله مجرد زندگی میکنم این داستانم مال3سال پیشه که اون زمان من با پسر عموم که مجرد بود خیلی پایه بودم و اون یه دوست دختر داشت که مییومد خونه پیش ما که قرار شد یکی از دوستاشو به من معرفی کنه که 4نفره باشیم خوب اونا سوار ماشین شدن ورفتن دنبال دوستشون که اسمش بود ش ببخشید که اسم نمیارم قرار شد نیم ساعت برگردن خونه من اون زمان فرهنگ شهر بود و کلاس ش سر قم اباد قصرالدشت به هم نزدیک بودیم اما حدود 2ساعت طول کشید تا اومدن منم که به هم ریخته بودم چراغ اضافه هارو خاموش کردم و

داستان سکسی:

سکس با ساناز

سلام
این مطلبی که پیش روی شما خوانندگان محترم هست به هیچ عنوان یک داستان نیست یا افکار مغشوش شب گذشته کسی که در کف سکس میسوزه
این یک خاطره ست با جزئیاتی که سعی کردم مختصر و مفید باشه
دلیل نوشتن هم سوالی هست که در پایان مطرح میکنم
سوالی که جوابش رو نمیدونم و برام مهمه همچنین سر دو راهی هستم و امیدوارم با نظرات حاکی از لطف شما دوستان و زمانی که بخاطر من گذاشتین بتونم تصمیمم رو بگیرم تصمیمی که در اینده ازش پشیمون نشم و شما هم از خاطره هم لذت ببرین
پیشاپیش ممنونم از خواننده محترم و نظر دهندگان عزیز

داستان سکسی:

داستان سکس من و سودابه

داستانی میخونید درسال90اتفاق افتاده.من17سالم بودسال سوم دبیرستان بود که هروقت تعطیل میشدم ازجلوی مغازه ی مانتووبوشاک رد میشدم.توی اون مغازه دختری بود که بدجوری نظرموبه خودش جلب کرده بود.چندباری به بهانه های مختلف رفته بودم تا شمارشو بگیرم اونم که فهمیده بود من ازش خوشم اومده همش منو میبچوند. تا اینکه موفق شدم شمارشو گرفتم.البته نمیخوام ازخودم تعریف کنم اونم از خداش بود با من باشه من قدم180بدنسازم بوکسر هم هستم به اندام هم حسابی میرسم.خلاصش کنم یه چند وقتی باهم بودیم طوری که خیلی باهم رودرباسی داشتیم.

داستان سکسی:

کس لیسی برای ریحانه

سلام من سالار هستم 28 ساله. بیشتر از دو ساله عضو سایت هستم و فقط داستانها وعکسای که دخترای ایرانی از خودشون میگیرنو دنبال میکنم. این اولین بارمه میخام خودم داستانه واقعی سکسمو برای بچه های سایت بزارم . چون این چند وقته همش میبینم که یا بچه ها داستان سکسی های اخیرو باور نمیکنند یا داستان واقعا تخیلیه.بهر حال میخام بدونم تشخیص بچه های سایت در مورد دروغ یا راست بودن داستان در چه حدی هست.. حالا براتون خاطره ای رو تعریف میکنم که مربوط به 10 پیش میشه. من علاقه زیادی به چت کردن توی اینترنت داشتم. توی یاهو مسنجر عضو بودم با خیلی ها وب سکس و سکس چت میکردم. اما سکس حضوری رو تجربه نکرده بودم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر