شما اینجا هستید

دوست دختر

دوست دختر تنگ و عاشق من

سلام من مهدی هستم 18 سالمه و اصولا زیاد دختر بازی میکنم و با اکثرشون سکس داشتم یکیشو که دختره یا همون زید اخریمه با اسم (پریسا) واستون تعریف میکنم.من و پریسا تو خیابون و از طریق شماره اشنا شدیم اون 20 سالشه و چرا با من دوست شدچون من حدود 186 قدمه و 80 وزنم اونم یه دختر رویایی به معنای واقعی خلاصه ما با هم کلی قرار رفتیم و اصلا هم تو این باغا نبود که سکس کنه بعد مدتی حرف درباره سکس و قهر و اشتیا عاشق ما شدو گفتم اگر دوستم داری بیا با هم بریم خونه خالم تا خالم ببینت (خونه خالی مال دوستم بود)گفت باشه ما رفتیم دید کسی نیست اولش ناراحت شد کلی نازشو کشیدم و ازش پذیرایی کردم و بردمش واسش فیلم سکس

داستان سکسی:

مرد سردمزاج و دختر داغ جنوبی

من رضا 31 ساله هستم حدود 5 – 6 سال پیش یه بار ازدواج کردم که بعد از عروسی دختره مهریشو گذاشت اجرا منو انداخت زندان همه ی دار و ندارم گرفت و رفت.که البته منم اونقدری نبودم که به نیازش جواب بدم .
(یه مشکل بزرگ دارم که نعوظ ندارم و اصلا حس سکس ندارم.)
دیگه فکر ازدواج رو از سرم انداخته بودم بیرون .
روز و شب کار می کردم و همشو خرج میکردم.توی خونواده ی مذهبی بزرگ شده بودم به همین دلیل اهل خلاف نبودم همیشه بهترین بازی ها بهترین دستگاه ها رو داشتم و خودمو با اونها سرگرم میکردم.
با اینترنت کار میکردم و فروشگاه اینترنتی درست کرده بودم .خلاصه از دنیا به دور شده بودم.

داستان سکسی:

من و شیوا

خوب ماجرا برمیگرده به زمانی که من اول دبیرستان بودم من تا اون موقع با هیچ دختری رابطه ی جدی نداشتم دوستی های بچه گونه بود همش
تو کلاس با یکی از دوستام به اسم حمید رضا اوکی بودم همیشه میومد همه چیو بم میگفت اون روز ک رفتم سر کلاس حمید یکم دیر اومد ما میز آخر میشستیم زنگ ریاضی داشتیم اجازه گرفت و اومد نشست طبق معمول شروع کرد به حرف زدن
حمید-با یه دختره آشنا شدم بچه تهرانه
-ا واقعا کی؟
حمید-اشتباه بم زنگ زده بود منم سریع گیر شدم مخشو زدم
-چند سالشه؟
حمید-متولد ۷۱

داستان سکسی:

خیانت لیلا

سلام به همه بچه های شهوانی من هادی هستم.این خاطره برمیگرده به سال گذشته.این واقعیته امیدوارم خوشتون بیاد بچه ها خواهشن فحش ندید.اما داستان:روز پنجشنبه بود که گوشیم زنگ خورد وقتی گوشی رو جواب دادم حسین بود(حسین بهترین دوستم و دوست فابریک من بود)من منتظر این تماس بودم چون که قرار بود که با لیلا و زهرا به بیرون از شهر برویم.(زهرا دوست دختر حسین بود.راستی ما شیراز زندگی میکنیم)من رفتم حموم به سر و وضع خودم رسیدم و بعد از آماده شدنم حسین با ماشین من که دیشب داده بودم دستش اومد دنبالم وقتی جلوم وایساد خشکم زد،بله زهرا و لیلا و یه پسر دیگه جلو نشسته بود که فهمیدم من دیشب با لیلا قهر کرده بود ولیلا

داستان سکسی:

آخرین دختر نجیب

سلام،متنی که براتون مینویسم تمامش واقعیه اگه کمبودی داره دلیلش نویسندگیه منه.و به بزرگی خودتون ببخشید..
جریان من و پریا زمانی شروع شد که یکی از دوستان من ، پریا رو که از آشناهشون بود به من معرفی کرد که ایشون میتونه کارهای نقشه کشی انجام بده ..سن من در اون زمان یعنی دو سال پیش 30و پریا 23 بود.پریا دختری بسیار سفید با چشمان درشت و خوشگل واندامی پر و کاملا سکسی و من هم با رنگی گندومگون و قیافه جذاب و اندام ورزشی و بدنساز تقریبا نیمه حرفه ای بودم یا بهتره بگم هستم..قد هردومون هم نسبتا بلند.

داستان سکسی:

سکس عاشقانه برای آخرین بار

سلام به دوستان شهوانی
من احسان هستم و 25سالمه
داستان من مربوط میشه به آخرین سکسم با دوس دخترم که برمیگرده به حدود یک سال پیش.
با دختر زیبایی به نام مینا نزدیک 6سال دوست بودم. سکس های متنوع و زیادی داشتیم که هر کدوم در نوع خودش جالب و دوس داشتنی بود. مینا دختری سفید و زیبا و خوش اندام بود و همیشه به این خصوصیت خودش مغرور بود. اما هیچ وقت غرورش دامنگیر من نشد. بریم سر اصل مطلب که اگه خوشتون اومد داستانای بیشتری واستون مینویسم.

داستان سکسی:

تولد رویایی مهسا

این داستان واقعی نیست
----------------------------------------------
-جناب مهندس دوستتون پشت خطن
-وصل کنید
-سلام کیوان خوبی؟
-قربانت پویا جان
-چرا گوشیتو جواب نمیدی
-ببخش توماشینه
-امشب با خانومت بیاین خونه ما
-شرمنده.امشب تولده مهساست اولین تولدشه پیشه منه.
-اووو.خب باشه فردا بیاین.
-بهت خبر میدم.از خانومتم تشکر کن.
-قربونت داداش.تا بعد
-قربانت.خداحافظ
قطع کردم.داشتم فکر میکردم که چی براش بخرم.
-ای خدا همه چی داره آخه.
همینطور که تو فکر بودم یه فکری به کلم زد. کتمو برداشتمو رفتم بیرون.

داستان سکسی:

روز باورنکردنی

سلام تمام دوستان این داستان رو مینویسم برای کسانی که خیال میکنن عشقی هست خوب من علی یه پسر خوش تیپ وباحوصله خیلی زود با همه دوست میشم نوزده سالم داشت تمام میشد به مادرم گفتم من دارم اذیت میشم بعضی از دخترای محلمون میخواستن با من باشن ولی من نمیخواستم به خاطر یه دختر ابرومو به خطر بندازم به همین دلیل به مادرم گفتم من زن میخوام اولش کسی موافق نبود بعد از مدتی از بازار میامدم دختر زیبایی هر وقت منو میدید دنبال میومد من هم به همان دلیل اصلا بهش توجه نمیکردم چون شهر ما کوچیک بود وخانواده ما سر شناس نمیخواستم ابروی پدر ومادرم به خاطر اشتباه من به خطر بیافتد نزدیک خانه بودم ودختره هنوز داشت منو د

داستان سکسی:

عشق و حال ناخواسته با عشقم

سلام من ارش هستم.تازه عضو شدم.گاهی اوقات میومدم یه سری داستان میخوندمو میرفتم.اما هیچ وقت فکرشو نمیکردم خودم داستان بزارم.این اولین داستانمه.
بگذریم...
من 18 سال دارم.قدم 178 . 60 کیلو ام.اسم عشقم نداس.17 سالشه و خوش قیافه و جذاب که پسرا دنبالش میفتنو...هم قد خودمه.ما حدود 1سال و نیمه با هم دوس شدیم و همو دوس داریم.با هم بیرون میرفتیم.خانواده هامون میدونستن ما با هم رابطه داریم و دیگه بودنمون و دیگه گیر نمیدادن به رابطمون.

داستان سکسی:

گلی خانم کون تاقچه ای

سلام من سعید هستم الان 29 سالمه موضوع بر میگرده به 4سال پیش یه دوست دختری داشتم به اسم گلی خیلی خوشگل و بامزه بدن سفید و توپی داشت اهل شیراز بود یه روز که رفته بودم دنبالش که بیریم بیرون و یه تابی باهم بخوریم بهش زنگ زدم گفتم کجایی گفت دارم حاضر میشم چند دقیقه ای سرکوچشون بودم که دیدم داره از کوچه میاد بیرون وای چه اندامی لامسب ادم وقتی هیکلشو میدید راست میکرد اومد و سوار شد گفتم کجا بریم گفت هرجا عشقم بگه حرکت کردم گفتم گلی بریم خونه گفت نه گفتم چرا ......

داستان سکسی:

داستان ناتاشای خفتگیر

با سلام خدمت همه بر و بچ باحال، این داستانی رو که واستون مینویسم برمیگرده به حدود7 سال پیش، اون موقع یه206 مشکی اسپورت لاتی و باحال روخیلی حرفه ای جمع کرده بودم طوری که توی محل (شادآباد) همه پراشون ریخته بود خلاصه کارم شده بود ماشین بازی و هرچی در میاوردم خرج ماشین میشد و هر روز بابچه ها میرفتیم بالا مالا ها کس چرخ میزدیم، گذشت تا اینکه یکی از شبای پاییز عروسی یکی از بچه ها بود منم خوشتیپ کردم و رفتم ، عروسی تو یکی از باغ های کرج بود و خلاصه هرجوری بود پیداش کردم رسیدم،رفتم تو داداش داماد اومد گفت بچه ها تو اتاق ته باغ پای بساطن اگه میری بفرما ، منم که دنبال این جور داستانا بودم از خدا خواس

داستان سکسی:

دوست دختر گیتاریستم

بچه ها سلام. من امیرم و 40 سالمه. مجردم. وکیل و استاد دانشگاهم. برای خودم اسم و رسمی دارم. حدود 4ساله که با دوست دخترم (شیدا) آشنا شدم. شیدا یه دختر 34 ساله و بسیار تو دل برو و هنرمنده. گیتار میزنه و صدای واقعا دلنشینی داره. خوب بریم سر اصل موضوع.
میخوام براتون ماجرای پرده زدنشو بگم که بر میگرده به 3سال پیش.

داستان سکسی:

یاسر و نسیم

سلام من نميدونم که داستانم چطوري بدست شما ميرسه هرکاري کرد. نتوستم عضو اين سايت بشم حالا من داستانمو مينويسم بعدا تو گوگل سرچ ميکنم ببينم داستانم ميره تو اينترنت يا نه خب من ياسر هستم 20 سالمه بچه کرج هستم حوالي ميدون آزادگان ميشينيم ولي دقيقا نميگم کجا!

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر