شما اینجا هستید

دوست دختر

دوست دختر گیتاریستم

بچه ها سلام. من امیرم و 40 سالمه. مجردم. وکیل و استاد دانشگاهم. برای خودم اسم و رسمی دارم. حدود 4ساله که با دوست دخترم (شیدا) آشنا شدم. شیدا یه دختر 34 ساله و بسیار تو دل برو و هنرمنده. گیتار میزنه و صدای واقعا دلنشینی داره. خوب بریم سر اصل موضوع.
میخوام براتون ماجرای پرده زدنشو بگم که بر میگرده به 3سال پیش.

داستان سکسی:

یاسر و نسیم

سلام من نميدونم که داستانم چطوري بدست شما ميرسه هرکاري کرد. نتوستم عضو اين سايت بشم حالا من داستانمو مينويسم بعدا تو گوگل سرچ ميکنم ببينم داستانم ميره تو اينترنت يا نه خب من ياسر هستم 20 سالمه بچه کرج هستم حوالي ميدون آزادگان ميشينيم ولي دقيقا نميگم کجا!

داستان سکسی:

حسرت

طبق روال سابق از خواب بیدار شدم بی حوصله به سمت دستشویی مامانم: سلام صبح بخیر :سلام و رفتم دست شویی به دست صورتم اب زدم صبحونه خوردم رفتم پایه کامپیوتر تو فیسبوک بودم که رفیقم زنگ زد : سلام اون گوشی بی صاحابو روشن کن کیانا دهنمو سرویس کرد خدافظ . با بی میلی روشن کردم پیام های عاشقانه ازش اومده بود محلش نذاشتم تا زنگ زد :سلام عشقم خواب بودی : اره کار داری؟ : خواستم حالتو بپرسم .

داستان سکسی:

اولین سکس حمید

الان 4 سال از اولین سکسم میگذره فقط خواستم واستون تعریف کنم شاید به دردتون بخوره. من 26 سالم شده بود و توی عمرم به جز لب گرفتن از دو تادختر هیچ کار دیگه ای نتونسته بودم انجام بدم. دانشجوی کارشناسی ارشد بودم و دوستم که اسمش حسن بود 2سال بود با یه زن که شوهر داشتو اسمش سولماز بود رابطه داشت. حسن هر موقع میرفت پیش نرگس میومد واسم تعریف میکرد که چیکار کرده و حسابی مارو تو کف میزاشت. من به شوخی میگفتم ردیف کن که منم بیام و ترتیب نرگسو بدم و از باکرگی دربیام که به حسن برمیخورد و میگفت مگه نرگس جندست که به تو هم بده و تک پره منو از این کس شرا.

داستان سکسی:

بيا زيدتو تحويل بگير

گوشيم زنگ خورد،يه شماره غريبه بود،گوشيو برداشتم خيلي عادي جواب دادم بله؟
يه صداي خيلي ظريف پشت خط جواب داد سلام برنا حالت خوبه؟ تشكر كردم گفتم شما؟ گفت منم سعيده (س)
خيلي تعجب كردم گفتم جانم امري داشتي؟ گفت نه فقط زنگ زدم صداتو بشنوم،دلم واست تنگ شده بود،از اون روز كه با دوران اومدي تا حالا مدام فكرت تو سرمه،يه لحظه ام نتونستم بهت فكر نكنم
يه ذره باهاش حرف زدم آخرش گفتم خواهشا ديگه بهم نه زنگ بزن نه اس بده،اگه دوران بفهمه من باهات حرف زدم شايد ناراحت شه،خداحافظي كرديمو قطع كردم

داستان سکسی:

میگن عاشقی جرمه

سلام دوستای گلم اسم من سروشه18سالمه دقیق یکساله پیش بودعضو فیس نما شدم خلاصه یه مدت گذشتو یه روزکه داخل فیس نما کس چرخ میزدم یه پروفایل نظرمو جلب کرد یه دختر به اسم گیتا همشهری من 15ساله تو پروفایلش نوشته بود پیام دوستی ندید.وقتی خصوصیاتشو ازپروفایلش خوندم فهمیدم نیمه گم شدمه دقیقا5ماه طول کشید تا بهش ثابت کردم من قصد سو استفاده ازش ندارم وواقعا عاشقشم اونم قبول کرد ولی یه شرط گذاشت
گفت:سروش عزیزم اگه واقعا دوسم داری باید اول با مامانم حرف بزنی اگه قبولت کرد منم قبول میکنم
منم که به خودم شک نداشتم گفتم :باشه

داستان سکسی:

سکس با راضیه کارگرمون

سلام من مجیدم 30ساله از بابل
وقتی که هنوز مجرد بودم این اتفاق برام افتاد
یروز که خیلی بیحوصله بودم گفتم برم بابلسر پیش یکی از دوستام.
توی راه یکی رو دیدم که به نظرم آشنا آمد وقتی نزدیکتر شدم سریع شناختم. کسی بود که هرماه 2بار واسه تمیزکاری منزل ما میومد سوارش کردم چون هم مسیر بودیم
توی راه چندبار تلفنش زنگ زد دیدم جواب نمیده
گفتم شاید حضورمن براش سخته.اسمش راضیه بود زن خوش اندام و خوش قیافه ای بود. گفتم راضیه خانم اگه بخواید چند دقیقه پیاده میشم تا شما جواب بدید
دیدم گفت نخیر آقا مجید مزاحمه چند وقت که امونم رو بریده

داستان سکسی:

کردن مریم نوجوان حشری

سلام خاطره ای که می خوام بگم مربوط میشه به چند سال پیش مریم چند روزی با یکی از دوستام دوست شده بود از اون دخترایی بود که علارغم سن کم خیلی حشری بود دوستم بعد از یکی دو روز رفت خدمت دیدم مریم روزی صد بار زنگ می زنه و در مورد دوستم سوال می کنه منم تا جایی که می تونستم جوابش می دادم و محترمانه به سوالاش جواب می دادم دیگه خستهشده بودم جریان به دوستم گفتم اونم گفت اگه می تونی بکنش فردای اونروز مریم زنگ زد منم بهش گفتم ببین مریم اون رفته خدمت تو هم بی خود خودت خسته نکن با چند دقیقه وقت صرف کردن خیلی زود به بهانه درد دل کردن به دلیل تنها شدن قرار گذاشت تا باهام درد دل کنه

داستان سکسی:

تور کردن پریسا دوست مریم

سلام به همه دوستان من اولين بارمه كه داستان مينويسم واكه بدبودياخوشتون نيومدبه بزركي خودتون ببخشيد. واينم بكم كه اصلا از فحش خوردن خوشم نمياد پس هركي هرچي كفت پيشاپيش تقديم باعشق. من حسينم والان 30سال سنمه و تو قزوين زندكي ميكنم حدودأ 5سال پيش بودكه با يه دختر آشنا شدم به اسم پریسا. پریسا بچه تاكستان بود30كيلومتري قزوينه با پریسا توسط دوستش مریم آشناشدم جون من اول با مریم دوست بودم ولي رابطه سكسي نداشتيم يادمه يه روزكه به مریم زنك زده بودم ديدم صداي خودش نيست خيلي فرق ميكردصداش كفتم شماسلام دادوكفت كه من پریسام دوست مریم فعلأ مریم نميتونه حرف بزنه.

داستان سکسی:

تا کی بالشمو به جای تو بغل کنم

سلام خدمت دوستان گل.
ترجیح می دم اسمم رو ننویسم.خوب می ریم سر اصل مطلب.یه روز نمی دونم چه اتفاقی افتاده بود که ما به همراه خانواده رفته بودیم شهرستان.یکی از اقوام یه دختری داره که تقریبا هم سن خودم هست.خلاصه هیچی بعد از خوردن شام من داشتم تلویزیون نگاه می کردم و بقیه هم مشغول کار کردن بودن یکی سفره رو جمع می کرد یکی ظرف هارو می شست و..
(اینم بگم که اصلا فامیل منو آدم حساب نمی کنن یعنی جلوی من چادر و روسری و اینها خبری نیست.)

داستان سکسی:

کس لیسی بی انجام

اون دوران دانشجو بودم,خونه ی نسبتا شلوغی داشتیم پدر مادر وخواهر ویه برادر بزرگتر و زن داداش ناهیدو برادر زاده آم که چهار پنج سالی داشت البته آبجی هم دانشجو بود گاهی بود گاهی نبود ,یه شب تا دیر وقت بیرون بودم با دوستان در حال سوخت گیری جهت فضانوردی بودیم ,البته این کار رو به ندرت انجام میدادیم ,وقتی اومدم خونه چراغا خاموش بودند و همه جا تاریک بود البته اتاق داداشم اینا کمی روشن بود بدون حتی یک دسی بل ایجاد صوت در رو بستم و مونده بودم چطور برم داخل که کسی متوجه نشه که اینقدر دیر اومدم نیم نگاهی به پنجره کردم که ببینم بیدارن که بی سر وصدا در رو باز کنن آخه حدس زدم درب ورودی ساختمان از داخل قف

داستان سکسی:

سکس من و دختر کوچه پشتی

سلام به همه دوستای گلم من مهران هستم میخوام یه خاطره براتون تعریف کنم که امیدوارم خوشتون بیاد اگرم نیومد لطفن(لططططفنااااااااا!)فحش ندین خوب خاطرست دیگه!
قضیه مربوط میشه به دو ماه پیش اون موقع من یه روز با دوستم وحید رفتیم سر قرار با زیدش دم در خونه دختره که کوچه پشتی ما میشینن.چون دفعه اولی بود که همدیگرو میدیدن پریسا(دختره)با دوستش اومده بود آخه خیلی دختر نجیبی بود و من به همین خاطر به رفیقم حسودیم میشد. حالا بگم از دوستش که همون اول دیدم داره یکم بدجوری دید میزنه خلاصه یکم با هم صحبت کردیم چارتایی که خیلی باحال بود تا حالا این طوری با کسی صحبت مثبت نکرده بودم آخه!

داستان سکسی:

عشق کثیف شراره

سلام!
ساعت 12:20 تلفن موبایلم زنگ خورد. سلام بفرمایید؟ کسی جواب نداد.چند دقیقه بعد موبایل دوباره زنگ خورد. بفرمایید :سلام حال شما خوبه؟ ممنون شما ! ببخشید میخاستم با شما حرف بزنم. شارژ ندارم اس میدم. تلفن قطع شد وبلافاصله اس اومد میتونم با شما بحرفم؟ در خدمتم! اسمتون چیه؟ علی
اسم شما چیه؟ شراره !امرتون؟ هیچی فقط میخواستم بایکی حرف بزنم !اگه فقط حرف باشه هستم.
چند سالته زنو بچه داری؟ من 36 سالمه زن ودوتا دختر دارم قم زندگی میکنم ولی قمی نیستم. شما چی؟ من دارم طلاق میگیرم یه بچه دارم استارا هستم. اخوند که نیستی.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر