شما اینجا هستید

دوست دختر

من و عشقم در خونه خالی

من مازیار 23 ساله از مشهد هستم و آتوسا دوست دخترم هم ی سال از من کوچیکتره و خیلی همو دوست داریم و قصد ازدواج داریم.خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به تابستون امسال.
دو-سه هفته ای می شد که سکس نداشتیم خیلی تو کف بودیم خونه هامونم خالی نمیشد تا اینکه منو آتوسا به صرف نهار تو خونه دوس دختر فاب پسر داییم دعوت شدیم.من با پسر داییم(علی) خیلی داداشم و بگم که خیلی باهم دیگه راحت و صمیمی هستیم.البته داستانه من بی ناموسی و عرض خدمت شما ضربدری و این چرت و پرتا نیست.

داستان سکسی:

گرما و شهوت بالا برای کردن پریسا

سلام.من امیرم،19ساله.میخوام اولین داستان سکسمو با دوستم پریسا رو بگم.از پریسا بگم که خیلی از پسرای دانشگاه تو نخش بودن ولی من به 1000 بدبختی راضیش کردم که باهام دوست بشه.پریسا ی دختر مغرور 21ساله با قد169 پوست سفید سایز سینه85 کونش هم که نگو چقد تپل بود.کلا چاق بود و همیشه هفت قلم آرایش میکرد(ی چیزی تو مایه های بهاره رهنما)منم قدم175-وزنم هم69 کیلو.تو رژیم بودم برا مسابقات بوکس استانی.خلاصه زنگ زدم به دوستم گفتم ی خونه جور کن که میخوام دوست دخترمو بیارم.با پریسا هماهنگ کردم.دم در دانشگاه سوارش کردم و راه افتادم،دمای هوای 45 درجه ی اهواز شهوتمو 1000برابر کرده بود.پشت فرمون همش باهاش ور میرفت

داستان سکسی:

فافا سکسی الهه پاکی (1)

سلام دوستان عزیز
در آغاز بابت کلیه کاستیها و اشتباهات املایی و نگارشی از همتون معذرت میخوام این داستانو بخونید درسهای زیادی تو این داستانه که براساس واقعیته ، وجود داره امیداورم استفاده کنید باتشکر امید

داستان سکسی:

خواب من و شیما

شهوت؟ عشق؟ به راستی عشق و شهوت با یکدیگر در تضادند!؟ شاید هر دو به هم متصل باشند ولی به کدام رابطه؟ شاید به گفته ی دوستمان: بوسیدن لب آخرین مرحله ی عشق است و اولین مرحله ی شهوت! یا شاید هم...؟ به امید آمیخته بودن شهوتتان با عشق...
-------------------------------------------------------------------------------------------
-"بچه ها یه ربع دیگه گوش بدین تموم میشه زیاد نمونده، آقایون سر و صدا زیاده یکم رعایت کنید جمعیت کلاسم زیاده همتون خسته شدید منم مثه خودتون، بذارید تموم بشه اینا مهمه ها"

داستان سکسی:

لاله عشق من

سلام... میخوام داستانِ اولین سکسم رو که بعد از اون دیگه سکسی نداشتم، براتون تعریف کنم...اولین بارمه که داستان می نویسم پس اشتباهات املایی و نگارشی داستون رو به بزرگی کیرتون ببخشید...من آرمانم(اسم مستعار)24 سالمه...واستون نمیگم داستانم راسته یا نه .خودتون تو نظراتون حدستون رو بنویسید...

داستان سکسی:

کردن کون دوست دخترم در اتاق پرو

سلام من امیرم(نام مستعارمه)21سالمه من یک بوتیک دارم که حدود 1سالو نیم هست که مشغول کار کردن هستم یک روز بعدظهر حدود ساعت 4 ربع کم بود 4تا مشتری داشتم تو مغازه؛خانواده ای بودن بعد طولی نکشید که دختری اومد تو که طی 1نگاه سیخ کردم اومد تو گفت:سلام منم گفتم سلام خوش اومدین گفت آقا 1 مانتو میخواستم منم گفتم نگاه کنین هر کدومو پسند کردین تا بدم خدمتتون؛بعدش اون خانواده رو راه انداختم و رفتن و حالا من بودمو اون دختره و من 1شاگرد دارم که ناکس خیلی چشم حرومه خوشبختانه او اون روز نیامده بود دختره با انگشت اشاره کرد که اون مانتو رو میخوام منم آوردم پایین براش یه سایز کوچیک تر بهش دادم و رفت تو اتاق

داستان سکسی:

من و دوست دختر تهرانی

سلام خاطره ای که مینویثم کاملا واقعی هست و مربوت میشه به 3 سال پیش

داداشم یه دوس دختر داشت و ازش خسته شده بود شمارشو داد به من گفت ببینم میتونی مخ این رو بزنی یا نه
منم که از خدام بود گفتم اوکی
چند باز زنگ زدم تا این که تونستم باهاش دوس شم

قرار گذاشتیم رفتم دیدمش سال سوم دبیرستان بود چند بار رفتم دنبالش تا این که یه روز زنگ زد گفت مامانم اینا رفتن شمال تنهام میترسم

منم گفتم بیا پیش من میترسیدم برم خونشون

داستان سکسی:

سکس با باربی

سلام به همه ی بروبچه های باحال شهوانی . . . ! راستشو بخواید من خیلی وقته اینجا میامو داستان میخونم و بیشتر با فحشای نظر دهنده ها حال میکنم تا متن داستانشون! البته حق داریدااا چون بیشترشون مزخرف و دروغن و فحش خوردن حقشونه... برا همین تصمیم گرفتم داستان تنها سکسمو تو زندگیم واستون تعریف کنم تا رکورد بشکنمو اولین کسی باشم که به لطف شما نظر دهنده ها فحش نمیخوره ! من اسمم رضاست هفده سالمه و اهل کرمانشاه هستم. قدم 1/83 وزنمم هفتاد وسه چهارکیلویی میشه. راستش من خیلی به تیپ و ظاهر اهمیت میدمو و البته همین خصوصیتم باعث سکس با یه فرشته شد ! قضیه منو شیرین به آبان همین امسال برمیگرده...

داستان سکسی:

سکس نطلبیده

سلام اسمه من eh داستانی که میخوام بگم برمیگرده به ۴ سال پیش اولین بارمه مینویسم پس ازتون خواهش میکنم فهش ندین .بعد از تموم شدن درسم به اصرار خوانواده کنکور دادم بابا یکی نیست بگه منو چه به درس به هرحال زدو قبول شدم یه شهر از شهرستانای خوزستان راهی شدم دنباله ثبت نام سرتونو درد نیارم کارا رو انجام دادیم وارد سال تحصیلی شدم اولای مهر بود گرمای هوا واقعا اذیت میکرد ساعت ۲بعد از ظهر بود که کلاس داشتم ساختمون کشاورزی رفتم کلاسم تموم شد تو فکر بدبختی خونه و شام درست کردنو هزارتا مشکل دانشجویی بودم که یه دختر خانوم تو راهرو نظرمو به خودش جلب کرد به قول معروف متوجه شدم دلشه ...

داستان سکسی:

هانی دوست دختر افغانم

با عرض سلام من اسمم ارمین هستش از بلوچستانم من تا سال های رهنمایی هیچی حالیم نبود اما از اول دبیرستان کلا مست بودم همون مواقع با بچه ها کلی کون گاییدم اما همیشه تو کف یه کس بودم تا اینکه سال سوم دبیرستان شد دنیا برام زود گذشت ما اینجا همسایه افغانی داریم مادر همیشه میرفت می اومد یعنی رفت امد زیاد داشتیم با هاشون یه دختر خوشگل داشتهم سن سال من بودش خیلی خیلی خوشگل بخدا بدون تیغ و کرم موبر سفید بودش همیشه تو کفش بودم حتی بعضی مواقع خوابشو میدیدم بیار خانوادم رفتن سفر خونه رو دست من دادن راستی من 18 سالم بیشتر نبودش دو سالی مونده بوده اسم اون دختر خوشگله هانی بودش دو روز بعد مسافرت خانوادم داش

داستان سکسی:

رسیدن به کس عشقم

سلام
من علیرضا هستم (مستعار) 16 سالمه که میخوام جریان رسیدن به کس تنها عشق زندگیمو براتون تعریف کنم که 17 سالشه
بریم سر اصل ماجرا :
من از سال اول راهنماییم که دیگه شاشم سنگ رو سوراخ میکرد به فکر از تنهایی در اومدن افتادم چون با پدرم تنها زندگی میکنم و مادر ندارم !
با خیلی دخترا بودم که بهترینشون یکی از فامیلای دورمون بود که بعد از 1 سال خیلی عاشقش شدم و دیوونه وار همدیگرو میخواستیم .

داستان سکسی:

عشقم نیلوفر

سلام دوستان.ماجرا مربوط به 2 سال پیش ی روز تو خیابون ی دخترو دیدم خیلی خوشگل بود خیلی ی دختر با قد 165 اینا و سینه های کوچیک مثل کره ای ها و ی صورت (با اغراق)کپی جسیکا آلبا .خلاصه خیلی ازش خوشم اومد و اون روز گذشت و از اون روز به بعد همیشه تو راه مدرسه و برگشت اونو میدیم و .....تا اینکه ی روز که هم مسیر بودیم برگشت سمت من و منم ناخودآگاه چرخیدم سمت عقب راه افتادم که صدا زد ببخشید برگشتم گفتم بله !!دیدم ی نیشخند زده گفت:خسته نشدی با تعجب گفتم بابت چی؟ گفتش از اینکه هر وقت به سمت مدرسه میام تو از خونه میزنی بیرون ....

داستان سکسی:

سکس با نازیلا (1)

سلام.می خوام واستون از لذتی بنویسم که تازگیا بهش دست پیدا کردم و این سایت هم مسببش بوده.امیدوارم شما هم لذت ببرید و با نظراتون منو خوشحال کنید.
داستان از اونجایی شروع میشه که من به یکی از بچه های شهوانی پیام خصوصی دادم.اسم مستعارش نازیلا هست منم آرمین.سنمون 26 ساله و تقریبا مدت 1 ماه از طریق چت و وب و تلفن با هم صحبت می کردیم و آشنا شدیم.خانومه خوش چهره و خوش اخلاقیه. خلاصه بعد از این مدت با هم قرار گذاشتیم که رو در رو همو ببینیم.منتهی مشکلی که وجود داشت این بود که فاصله شهرامون به هم زیاد بود.ولی از اونجایی که توی این مدت بهش علاقه مند شده بودم مسافتو نا دیده گرفتمو رفتم....

داستان سکسی:

عشق جدید

مثل همیشه ساعت 7از خواب بیدار شدم صورتمو شستم و صبحانه خوردم و حرکت کردم سمت مدرسه,طبق عادت هرروز تو تاکسی گوشیمو روشن کردم چندتا خیابون به مدرسم مونده بود که صدای زنگ مبایلم درومد خیلی تعجب کردم تاحالا سابقه نداشت اول صبح کسی بهم زنگ بزنه با کلی تلاش گوشیرو از جیبم دراوردم شمارش اشنا بود اما سیو نبود مطمئن بودم اشناست جواب دادم اما کسی حرف نزد با خودم گفتم شاید مریم باشه با خط همکلاسیاش زنگ زده.بیخیال شدم سر کلاس تمام فکرو ذکرم پیش حرفای مریم بود با خودم گفتم منکه 1درصد به خیانت به مریم فکر نکرده بودم چرا اون این فکرو درمورد من میکنه تو این فکر بودم که زنگ صداش درومد کتابارو گذاشت

داستان سکسی:

من و رها

تازه خونمون رو عوض کرده بودیم،تقریبا یه سال پیش بود:رفتیم به یه آپارتمان،اتفاقا واحد دوستم هم اونجا بود، بعده یه هفته که از اومدم به واحدمون تو راه پله ها یه دختر خیلی خوشگل و خوش اندام رو دیدم که ازکنارم رد شد،بهش نگا کردم و یه چشمک زدم و خندیدم اونم بهم نگاه کرد و رفت.فرداش دوباره جلو آپارتمان دیدمش بهش ذل زدم اونم به من نگا کرد.رفتم جلو سلام دادم ازش پرسیدم خونتون تو این آپارتمانه اونم گفت آره و ...تو طول هفته همدیگه رو میدیدیم و سلام الیکی داشتیم.آخر هفته بود که دیدمش رفتم پیشش بهش سلام دادم حالش زیاد خوب نبود بهش گفتم انگار حالت خوش نیس میای بریم بیرون قدم بزنیم؟گفت نه حوصله ندارم،منم

داستان سکسی:

دخترا تکلیفشون معلوم نیست

با ستاره بودم یه مدت با هم تلفنی حرف میزدیم که از طرف اون کارمون رسید به سکس تلفنی
اولش شاید یکی دوبار من لذت بردم اما بعدش فقط کارم لذت دادن بود
ستاره مادرش رو از دست داده بود، و همش تو تماسام به فکر اینکه مادرش اگه زنده بود اون اینجوری نمی شد ، یا اینکه چرا اون با من اینطوری حال میکنه؟ اصلن چی شده که کارش به اینجا رسیده
یه سال از من بزرگتر بود و اگه من از همون اول که تو این خط ها نبودم نمیذاشتم بدونه من چن سالمه ، میتونستم باهاش صمیمی تر شم، هرچند یه هوس باز هوس باز میمونه، یعنی ستاره میدونستم خودشو خراب میکنه

داستان سکسی:

سکس با دختر 8 سال بزرگتر از خودم

اول از همه بگم واسم مهم نیس کسی داستانه منو باور میکنه یا نه.چون واقعیه.من تویکی ازشهرهای آذربایجان غربی زندگی میکنم.اون موقع ارومیه دانشگاه بودم(سال89).یه روز که از شهرمون برمیگشتم دانشگاه تواتوبوس تونستم بابلوتوز شمارمو به یکی از دخترای اتوبوس بدم که از چهرش خوشم اومده بود.بعد شب که رسیدم خوابگاه اون اس داد.خلاصه باهم آشنا شدیم.اون مجرد بود32سالش بود و اهل ارومیه،دانشگاه پیام نور شهرستان ما درس میخوند و تازه ترم یک بود.تا آخرای فارغ التحصیلی کافی شاپ میرفتیم وباهم لب میگرفتیم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر