شما اینجا هستید

دوست دختر

اوج لذت دوست دخترم

سلام ب همه.خوب هستین؟من تیامم و 17 سالمه قد متوسط پوست روشن هیکل خوب.میخوام یکی از داستان های زندگیمو واستون تعریف کنم.داستان از اونجایی شروع شد ک اومدن خاستگاری خواهرم.منم خوشتیپ خوشگل کردم و حاضر شدم.وقتی اومدن ی دختری ک اندام فوق العاده ای داشت روانیم کرد ب محض دیدنش زوم کردم رو سینه های سفت و اناریش و اون رون و کون ملسش خلاصه اومدن و نشستن ک مامانم صدام زد و گفت بیا چای ببر.منم سینی چای رو گرفتم و بردم سمت مهمونا .

داستان سکسی:

سود گوشی

سلام و خسته نباشی خدمت همه ی بچه های شهوانی من یاسرساکن یکی از شهرهای جنوب کشورم یک مغازه ی موبایل فروشی کوچک همم دارم تقریبا 7ماهی میشد 3/1391 داخل مغازه نشسته بودم که یک دختر خانم سبزه و چادری اومد برای فروش گوشی نوکیا x3 که میگفت شهریه دانشگاه نداره .دانشجوی رشته ی حسابداری دانشگاه ازاد است در شهر ما در خوابگاه است اخه ساکن یکی از شهرهای اطراف است بگذریم..

داستان سکسی:

کردن شقایق

الان 19 سالمه و اين حرفام مربوط ميشه به 4 سال پيش تا الان . داستانم درواقع سكسي نيست فقط نوعي عذاب وجدان كه دارم خودمو خالي ميكنم . اولين بارمه كه مي خوام داستان بنويسم و زياد وارد نيستم . انشامم هميشه نمره خوبي نبود شايد به زور ميشدم 13 . حالا بگذريم

داستان سکسی:

به چه کسی دل بستم

سلام دوستان
اسم من موب بوی هستش خیلی وقته تو این سایت می چرخم فکنم شیش ماهی میشه .من داستانای زیادی خوندم و یکی از بزرگترین مشکل هاش اینه که کسایی که با گوشی وارد میشن وقتی نویسنده با عدد می نویسه مشکل دار میشه جمله بگذریم .

داستان سکسی:

شکست یا تجربه (1)

هنوز تعداد قدم های که از او دور شده بودم به انگشتان یک دست هم نمی رسید که دل دوباره عقل را محاکمه کرد بعد از آشنایمان ساعت های زیادی به دیدن نبرد بین دل و عقل نشسته بودم اما این بار عقل از همیشه مصمم تر وارد عمل شده بود و راه پیروزی را برای خودش هموار کرده بود هر چند دل به هیچ قاعده و قانونی پا بند نبود اما اینبار حتی این بی قانونی هم نمی توانست مقابل عقل پیروز شود

داستان سکسی:

ناتوان ارتباطی

از بچگی اینقدر تو سرم زدن که نیگاه نکن به خانوما. الان 21 سالمه و هیچ جوره نمیتونم با هیچ جنس مخالفی ارتباط برقرار کنم.

یه مدتی آخرای سوم راهنمایی و اول دبیرستان با دختر دوست مامانم دوست بودم.. چه جوری؟؟
سالی به سالی که می یومدن خونمون میدیدمش

البته اون موقع بود که اولین لب و اولین سینه زندگیم رو خوردم. دختره خیلی کیری بود الان بهش فکر میکنم حالم بد میشه.

بدش دیگه کم دیدمش و افتادم دنبال یه دختره که هر روز برگشتی از مدرسه میدیدمش

2 سال تول کشید که بهش شماره دادم.. پدرمو در آورد که باهاش دوست شدم

داستان سکسی:

سکس در روز دعای عرفه

سلام بر همه دوستان.. من اسمم پیمان هست خاطره ای که میخام براتون بگم بر میگرده به یک سال پیش،زیاد به حاشیه کار ندارم یراست میرام سر اصل موضوع. من یک زید از تو کلاس زبان مخ زدم دختره خیلی خوش اندام بود بعداز یک مدت که باهم دوست بودیم رومون به هم خیلی باز شده بود یعنی قشنگ در مورد همه چی باهم حرف میزدیم دختره خیلی بدجور دلش کیر میخاست ولی به خاطر محدودیت هاش نمیتونست از خونه بیرون بیاد ، گذشت و گذشت تا رسید به روز پر فیض دعا عرفه صبح زنگ زد بهم گفت پیمان من بابا مامان و خالم میخایم بریم حرم تو هم بیا تا ببینمت من گفتم باشه..

داستان سکسی:

دوست دختر چشم عسلی ام

سلام دوستان این داستان واقعیه اما ننوشتم که ابروی دوست دخترمو ببرم نه فقط برای سرگرمی شما نوشتم.چون من واقعا دوست دخترمو دوست دارم .اولا از چهرش بگم که از زیبایی و جذابیت بیش از حدش همه رو مدهوش خودش کرده.پوست سفید موهای خرمایی روشن ابروهای پرو وهشتی چشمای درشت و عسلی روشن و مژهای بلندو برگشته بینی قلمی و خوش فرم و لبای غنچه ای و ناز حتی بدون روژ لبم لباش نازه این دختر بخطر زیبایی زیادش هیچ وقت زیاد ارایش نمیکنه یا باتیپ فشن و ...نمیره بیرون تا حد المکان سادست البته اینم بگم اینا خانوادگی خوشگلن برادرو خواهراشم خوشگلن.اما از اندام سکسی این دختر بگم قدش160 باوزن50کمر ترکه ای باسن خوش فرم وای

داستان سکسی:

گاییدن کون تنها دوست دخترم

سلام اسم من رضا وبیست وهفت ساله و متاهل.داستانی رو که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به 5 سال پیش و کاملا واقعی.اون زمان من یه پسر خیلی خیلی شهوتی بودم عاشق سکس کردن ولی اصلا موقعیتش برام پیش نیومده بود،خیلی دوست داشتم یه دوست دختر داشتم ولی خوب یه خرده خجالتی بودم وجرات نمیکردم که دنبال این کارا برم .من اون موقع دانشجوی یکی از دانشگاه های تهران بودم وهمزمان کارم میکردم ،پدر ومادرم شهرستان زندگی میکردن ومن معمولا میرفتم خونه خواهرم که تهران بود.

داستان سکسی:

کس کلک بازی

سلام به همه دوستهای عزیز شهوانی خاطره ای که میخوام بگم مربوط میشه به شب عید امسال منظورم خود عید نیست ماه اخر سال 90 .اخرای سال بود که طبق معمول با ماشین تو خیابونا بالا پایین میکردم تاازخجالت کیرم دربیام یادم رفت بگم اسمم رضاست قدم زیاد بلند نیست صورتم جذابه اینجوری که این جیگرایی که باهاشون بودم میگفتن راستو دروغ الله واعلم ولی هرچی نداشته باشم ولی زبونی دارم که همیشه کارسازبوده خوب برم سر اصل ماجرا همینجوری داشتم میچرخیدم دیدم دوتا دخمل جیگر که یکیشون موهاش بلوند بود دارن کنارخیابون مغازها رو نگاه میکنن تو این فکر بودم که یه دفعه سرمو بردم بیرون گفتم عسسسیسسسسم میدونی چیه یکیشون برگشت

داستان سکسی:

نیمه گمشده ام رو پیدا کردم

سلام من یه پسر 29 ساله هستم
تا بحال نویسندگی نکردم و قصدم از نوشتن این داستان نوشتن یه داستان زیبا نیست و صرفا میخام یه قسمت از داستان زندگیمو براتون تعریف کنم.
این داستان خزئیات سکسی ندارد.

داستان سکسی:

اولین سکس من با نفسم سولماز

سلام من هومن هستم وکیلم.میخوام خاطره اولین سکسمو با دوست دخترم واستون تعریف کنم.تقریبا چهار ساله با سولمازم و اونقدر دوسش دارم که جز اون چشمم دختر دیگه ای رو نمی بینه.ولی خاطره اولین سکسم باهاش که پرده شو هم زدم همیشه برام عشق آفرینه. برمیگردم به چهار سال پیش. اون روزی که کاملا اتفاقی صحنه سکسم باهاش جور شد. طبق معمول هر روز از دادگاه اومدم بیرون و زنگ زدم به سولماز.گوشی رو باز کرد ولی جواب نداد خوب گوش کردم دیدم صدای استادش میاد فهمیدم کلاسه.بلافاصله یه فکر قشنگ به ذهنم رسید سورپرازش میکنم!!!

داستان سکسی:

سکس با دوست دختر سفید و حشری

سلام من امیر هستم ۱۹سالمه دانشجوی مهندسی دردانشگاه ملی بندرعباس زیاد سرتونو درد نمیارم ومیرم سر اصل مطلب من ی دوست دختر داشتم ک ازدوران دبیرستان باهم دوست بودیم اون خیلی منودوست داشت و هرچی میگفتم قبول میکردمن تا اون موقع ۲سال بود که باهاش دوست بودم وراجب سکس هم باهاش حرف نزده بودم ی روز تنها نشسته بودم وخیلی حشری بودم دیدم گوشیم داره زنگ میخوره ،بهله دوست دخترم یلداست گوشی رو جواب دادم بهم گفت امروز وقت داری بریم بگردیم گفتم ،کجا دوست داری بری عشقم گفت:بریم تو بازار یکم خرید دارم بعدش میریم پارک گفتم باشه گفت پس ساعت ۶بیا دنبالم من آماده شدم و ساعت ۶شد رفتم دنبالش خیلی شیک کرده بود بعد سوا

داستان سکسی:

پدر دوست دخترم سر رسید

سلام من ارمان بیست یک ساله هستم دوست دخترم ارزو نوزده ساله هست این موضوع بر میگرده به هفت ماه پیش,
ما یه دوستیه خیلی معمولی داشتیم در حد لب , مثل همیشه شب به هم اس میدادیم که ارزو گفت فردا میای خونمون کسی نیست
من گفتم نه عزیزم یهو یکی میاد ابرومون میره بدبخت میشیم ,
گفت بابام بار برده نمیاد زنگ زدم بهش , بابای ارزو ماشین سنگین داشت یه ادمه چهل ساله که خیلی قیافش ترسناک بود ,
خلاصه من قبول کردم که برم یهو ارزو اس داد : فردا اومدی کارای بد نمیزارم بکنیا , همین که اینو گفت ذهنم رفت طرفه اینکه باهاش رابطه داشته باشم گفتم ارزو ریسک کنم بیام بعدم هیچ کاری نکنیم ,

داستان سکسی:

حال کردن تو پارکینگ

سلام. اسم من علیرضا و 17 سالمه . داستانی که می نویسم مال پارساله. اون موقع که 16 سالم بود راستش زیاد دنبال دخترا نبودم چون حوصله منت کشی نداشتم البته عرزش رو هم نداشتم. اما بریم سراغ داستان. یه روز که از باشگاه برمی گشتم با دوست خیلی صمیمیم (خونمون تو یه مجتمع) تو این مجتمع ها که میدونید چطوریه. به هر دو طبقه یه پارکینگ تعلق میگیره ولی اگه طبقه ای که با شما شریکه ماشین یا موتور نداشته باشه پارکینگ فقط مال شماس. داشتم می گفتم با دوستم که میومدیم یه دختر توجه منو جلب کرد . دوستم گفت اینو میشناسی ؟ گفتم نه . گفت یه مدت باهام دوست بوده ولی الان بهم زدیم .

داستان سکسی:

عشق در کلاس زبان

سلام به همه ي بچه هاي باحال شهواني چند باري بود كه داستان هاي شما دوستان رو مي خوندم و تصميم گرفتم كه كه داستان خودمو براتون بگم اسم من پژمانه و تو شيراز زندگي مي كنم داستان از اينجا شروع مي شه كه من يه دو سالي مي شد كه مي رفتم كلاس زبان تا اينكه ترمه جديد شروع شد روز اول كه رفتم هيچكس نيومده بود جز يه دختر ديگه اي (آخه كلاس ما قاطيه ) اين دختره اسمش سحر اون يه كلاس زبان ديگه اي اومده بود حالا مي خوام از خصوصيات اين سحر خانم براتون بگم يه دختر ساده با قد 150 و هيكل تو پر و يك سالم از من بزرگتره اون بدون هيچ آرايشي خيلي خشكل بود خلاصه ما از همون اول رفتيم تو كف اين دختره (تا اوون موقع من به

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست دختر