شما اینجا هستید

دوجنسه

کون دادن من به خانم دوجنسه

اول بگم که این داستان واقعیه و مربوط میشه به اولین تجربه من با یک خانم دوجنسه. ماجرا بر میگرده به یه مدت پیش که من از ایران برای سفر کوتاهی رفته بودم به یک کشور دیگه ای که نمیخوام اسمش رو اینجا بنویسم. اونجا که بودم، یه شب توی سایت جستجو کردم و از بین دوجنسه های زنی که تصاویر و مشخصاتشون رو گذاشته بودن، یکی شون رو انتخاب کردم. اینو بگم که من 29 سالمه و به خانمهای دوجنسه خیلی علاقه دارم و دوست دارم که به اونا بدم. سر مبلغ به توافق نرسیدیم و قطع کردم. در حین صحبت کردن از رنگ پوستم پرسید که از این کارش خوشم اومد. چون احساس کردم که خیلی هم پولکی به مسئله نگاه نمیکنه.

داستان سکسی:

فکر می کردم آخرین باره

صبح که از خواب بیدار شدم بدجور حشری بودم صبحانه نتونستم بخورم، سه ماهی بود که برای کنکور درس می خوندم و هر روز می رفتم کتابخونه یک ماهی بود که روز به روز شهوتی تر می شدم راستش وقتی درس می خونم تمرکز ندارم و دائم فکرم جایه دیگس بیشترم سکسی، رفتم لباس بپوشم برم کتابخونه که چشمم به شلوار کشی که دو سال پیش با یه تی شرت خریده بودم افتاد راستش خیلی جلف بود، البته حتی یه بار نپوشیدم، برداشتم پوشیدم برام تنگ شده بود شورتم تو شلوار جمع شده بود بالا، شلوار را در اوردم این بار بدون شورت پوشیدم بهتر شد ولی هنوز کوچیک بود فاقش کوتاه بود و کونم به زور توش جا شده بود تی شرتم پوشیدم رفتم تو اتاق لباسا جلو

داستان سکسی:

عجیب ترین اتفاق زندگیم

سلام به همگی‌ ، چند مدت اینجا عضوم . می‌دونم اولو آخر داستان نوشتن فش خوردن پس راحت باشید کاری نمی‌شه کرد، از اسم داستان هم معلومه در چه مورد !
ببخشید اگه غلط زیاد داره .چون از سایت استفاده کردم که تبدیل به فارسی کنه.
من تو ایران زندگی‌ نمیکنم . ۲۶ سالمه و خیلی‌ تو زندگیم سکس داشتم که خیلیش باب میل شما نیست اما این موضوع از جای شروع شد که جای که کار می‌کردم با مشتریی زیادی سر کار داشتیم. گی‌ و دختر و کلی‌ جوونهای مختلف کلی‌ از دخترا هم همونجا آشنا شدمو باهم خوابیدیم .

داستان سکسی:

کون دادن به مونا و الهام دو جنسه

من کوروش هستم 25 ساله از تهران حدود دو سال پیش به خاطر یک مریضی پوستی که در کمرم داشتم پیش یک خانم دکتر به نام الهام رفتم که یک منشی به نام مونا داشت هم دکتر و هم منشی واقعا از نظر بدنی وقیافه فوق العاده بودند که تصور هم نمی کردم دو جنسه باشند وقتی وارد اتاق شدم الهام گفت پیراهنتو در بیار و دمر رو تخت بخواب اون مریضی نزدیک باسنم بود الهام گفت تا کمی شلوار و شرتم بکشم پایین و بعد شروع کرد به مالیدن یک کرم دست نازی داشت حسابی حشری شده بودم الهام کارش تمام شد و بعد تو نسخه چهار تا امپول نوشت وگفت مونا امپول تزریق کنه من که حسابی حشری بودم رفتم پیش مونا و اون هم امپول را تزریق کرد و به من گفت ت

داستان سکسی:

تعامل با دوجنسه

این داستانی که میخونید نه خاطره منه و نه فانتزی و زاییده فکر من . این داستان رو از پیج فیس بوک یک دوست برداشتم و برای شما اینجا گذاشتم پس اگر کم و کاستی و ایرادی توش بود شما به بزرگی خودتون ببخشید .

داستان سکسی:

شیدای شی میل (1)

من و لاله از دوستای قدیم بودیم . از بچگی تویه محله بزرگ شدیم . با هم درس می خوندیم و با هم به یه مدرسه می رفتیم . مثل دو تا خواهر بودیم . من شاید واسش حکم یه برادر رو هم داشتم . از همون بچگی ها خیلی هوامو داشت . راستش من یک شی میل بودم . اما خونواده طوری باهام بر خورد می کردند که من احساس سر خوردگی نکنم . من فقط احساسات خودمو به خوبی درک می کردم و خواسته های خودمو . بابا و مامان اولش نمی خواستن منو قاطی بقیه دخترا کنند . می ترسیدند . ولی لاله همرام بود و همدمم . بار ها و بار ها هوای منو داشت . هر وقت می رفتم یه سوتی بدم زود جلومو می گرفت .

داستان سکسی:

پدرام دوجنسه و فرانکی

سلام دوستان این داستان حدود هفت و هشت ماه قبل اتفاق افتاد می خوام تعریف کنم امیدوارم خوشتون بیاد قبل ازهرچیزاسم من ادریسه و بچه ها دوستام فرانکی صدام لی کنند من به دلیل موقیت شغمیل برا خودم یه خونه مجردی داشتم اون روزها حوصله ام سر رفته بود و بالوتور گفتم یه دوری برم بیرون نزدیکای پن بعدظهربود به سی وسه پل رفتیم با موتور تو پارک پرسه می زدیم که چشم به دو تا هلو خوشگل دوجنسه افتادم با خودم گفتم یه کون درست حسابی افتادی ادی خلاصه اهارو تعقیب کردم هی نازافاده می کردند یکشون پدرام بود اواون یکی اشکان با هزاربدبختی شماره پدرام گرفتم و رفتم اون شب خلاصه پیام داد با هم قرار گذاشتیم بریم استخرخصوصی

داستان سکسی:

سکس ما با یک ترانسکشوال

من آریا 37 ساله و همسرم نازی 34 ساله 3 سال هستش که به کانادا اومدیم. ما زندگی جنسی خوبی داریم و در اینجا فرصتی پیش اومد که کمی ادویه اون رو بیشتر کنیم. البته به دوستان بگم که قبل از این که کس یا کسان دیگری رو وارد تخت خوابشون کنن باید خیلی زیاد با هم صحبت کنن و از خطراتش غافل نشن. به هر حال ما از طریق سایت craigslist که همه جور چیزی درش پیدا میشه، با چند تا ترانسکشوال که فانتزی همیشه مون بود، ایمیل رد و بدل کردیم؛ عکس فرستادیم و عکس گرفتیم... اولش به نطر آسون میومد ولی نتیجه افتضاح بود! بیشترشون مردهای زن پوش بودن و واقعا فاجعه بار. بعد از یک ماه گشتن بالاخره مورد دلخواهمون پیدا شد.

داستان سکسی:

کون دادن به یه شیمیل تو تایلند

سلام. من ماهانم و ۲۲ ساله و خوشکل. همین خوشکلیم باعث شد که حسابی کونی بشم و تو ۱۴ سالگی منو بکنن. خلاصه اینکه من با مردای مختلف سکس داشتم اما جنده نبودم. خیلی دوس داشتم با یه شیمیل( زن کیر دار) سکس کنم اما خوب کسی پیدا نمیشد. چند وقت پیش یه سفر رفتم تایلند البته از عمد رفتم اونجا چون سکس زیاد هست. وقتی رسیدم اونجا از روی اینترنت کلوپ گی ها رو پیدا کردم. زبانم خیلی خوب بود. رفتم اونجا و اون شب تونستم به یه مرد سیاه پوست افریقایی بدم که خیلی حال داد اما فکر سکس با شیمیل از ذهنم خارج نمیشد.

داستان سکسی:

دوسکسه

کنکور تموم شد و به هر زحمتی که بود رفتم دانشگاه.خوبیش این بود که توی یه شهر دیگه بود.من خوابگاه رو دوست نداشتم با اصرار از پدرم خواستم که یه خونه نزدیک دانشگاه برام بخره.آخه اگه کرایه یا رهن کنی ممکنه صاحب خونه بفهمه که دوست دخترتو با خودت میاری و خر بیار باقالی بار کن.خوب بالاخره هرجوری بود خونه رو خریدیم وسایلمو گذاشتم توش و آماده ی شروع سال تحصیلی جدید شد.۱مهر اومد و من با اشتیاق صبح زود بلند شدم و تیپ زدم و موهام رو فشن کردم و حسابی برای این که تو چشم باشم به خودم رسیدم. رفتم دانشگاه.خیلی حال می داد که با دختر ها هم کلاسی هستم.اصلا به خاطر همین درس خوندم که به دانشگاه بیام.

داستان سکسی:

تعطیلات عید در سربازی

متن خاطره: حمل روزهای پایانی سال در دوره خدمت سربازی خیلی سخته. عده زیادی از بچه ها مشغول جمع و جور کردن اسباب و لوازمشون بودن و خودشون رو برای رفتن به خونه در تعطیلات نوروز آماده می کردند. ولی متاسفانه من و عده کم دیگری از هم دوره ای ها مجبور بودیم چند روز اول عید رو سرخدمت بمونیم و نیمه دوم تعطیلات به خونه بریم. این اولین باری بود که هنگام تحویل سال در کنار خانواده ام نبودم و از این بابت خیلی غصه میخوردم.

داستان سکسی:

در کام ماده شیرها

با سلام
حال مقدمه ندارم پس میریم سره اصل مطلب
شونزده سالم بود و هنوز هیچ سکسی هم نداشتم. خیلی تو کف بودم. دو سه تا دوست دختر داشتم اما هیچ کدومشون راضی نمی شدن که با هم سکس کنیم. دیگه داشتم دیوونه می شدم. اینقدر هم جلق زده بودم که پوست دستم کنده شده بود. در به در دنبال یکی می گشتم که بتونم باهاش سکس داشته باشم. راستش چند بار دوستام گفته بودن که میتونن واسم جنده جور کنن اما واقعا می ترسیدم. دنبال یه سکس بی دردسر بودم.

داستان سکسی:

کون دادن به مریم دوجنسه

سلام.من سینا هستم.21سالمه.من خیلی به سکس با دو جنسه ها علاقه دارم.میخوام اولین کون دادنم به یه دوجنسرو واستون تعریف کنم.داستان از اونجا شروع شد که قرار شد من واسه کارآموزی برم اداره پست.روزی که رفتم اونجا مسئول بخش گفت که باید با یه خانمی که قبل از شما اومده و اونم کارآموز بود کار کنی.رفتم تو اتاق.وای چه شانسی.تا دختررو دیدم تو دلم گفتم خدا کنه کارآموزی حالا حالاها ادامه پیدا کنه.اسمش مریم بود.وااقعا ناز بود.یه مدت که گذشت زیاد بهم پانمیداد تا اینکه منم دیگه نا امید شده بودم.بهد از چند روز خودش تمایل داشت که باهام لاس بزنه.اونجا بود که فهمیدم میگن به دختر محل ندی خودش میاد سمتت درسته.هر روز

داستان سکسی:

کون دادن به ساناز دوجنسه

سلام.من سینا هستم.20سالمه.نمیخوام زیاد مقدمه جینی کنم.من واسه کار آموزی باید میرفتم اداره پست.این خاطره واسه پارساله.اعصابم خورم بود که افتاده بودم اونجا.گفتم از فردا باید با یه سری کسخل سروکله بزنیم.فرداش رفتم اون قسمتی که باید اونجا مشغول میشدمو خودمو به مسئولش معرفی کردم.گفت باید با یه خانومی که اونم کارآموزه کار کنی.رفتم پیش دختره.وای عجب دافی ببود.خیلی ناز بود.اولا زیاد با هم رابطه ای نداشتیم.یکم که گذشت دیدم داره ابراز تمایل میکنه که با من بلاسه.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوجنسه