شما اینجا هستید

خواهر

سکس با خواهر کوچیکه

من رضا هستم و 29 سالمه ومجرد. یه خواهر دارم که 25 سالشه ولی متاهله .این قضیه مال پارساله
من خیلی دوست داشتم با خواهرم سکس داشته باشم اونم اینو می دونست چون بارها به بهونه های مختلف مالیده بودمش . یه روز که رفته بودم خونشون از صبح تو کفش بودم اونم بیحال افتاده بود و می گفت به خاطره بهاره و آب و هوای گرم و استفاده از کولر. خلاصه بعد الظهر که شوهر خواهرم رفت دوباره آبجیم خواست بخوابه که من بهش گفتم ….. می خوای یه ماساژ بهت بدم؟؟؟؟
گفت : نه مال اینا نیست

داستان سکسی:

شورت و سوتین خواهرم

سلام ب همه ی دوستان داستانم مربوط میشه ب سکس با محارم لطفا فقط کسایی ک دوست دارند این نوع داستان سکسو بخونند و نظر بدند.حرفه اونایی ک چیزی حالیشون نیست واسم مهم نیست. من سامان هستم دانشجو شهر تهرانم و اصالتا تهرانیم. خاطره ای ک میخام واستون تعریف کنم از رابطه ی من و خاهرم سمیرا هست ک 20سالشه و اون هم دانشجو شهر تهران و کلا درسامون خوبه بخاطر همین شهر خودمون قبول شدیم. من 18 سالمه و خیلی زود ب بلوغ رسیدم نمیدونم دلیلش چی بود ک اینطوری شد ولی من توسن 13 سالگی به بلوغ رسیدم و کامل بودم از همون موقع خیلی ب خودم ور میرفتم من و خاهرم توی ی اتاق بودیم همیشه.

داستان سکسی:

ماساژ خواهرم

سلام من چند وقته که داستانای سکسی رو میخونم و بعد از خوندن داستانا این سوال برام پیش میاد که این داستان حقیقت بود یا خیال پردازی برا همین تصمیم گرفتم یه داستان واقعی براتون بنویسم کاملا حقیقی و فقط توی داستان اسم هارو عوض میکنم. خانواده ما چهار نفر بود بابام کارمند مامانم خونه دار یه خواهرم دارم که چهار سال از خودم بزرگتره. حدودا 14 ساله بودم که هم خود ارضایی میکردم هم یه پسر همسایه داشتیم که من میکردمش ولی هیچوقت نسبت به خواهرم حتی فکر بدی هم نمیکردم. خواهرم اون موقع تقریبا 18 ساله بود قد بلند سفید لاغر کمر باریک کونش نسبت به اندامش بزرگ بود سینه هاش کوچیک بود.

داستان سکسی:

در غیاب دامادمون

سلام ب همه ی شهوانیااااااا.
همین ابتدا از آقایون و خانم هایی ک فکر میکنند سکس با محارم (خواهر ، برادر ، مادر ، پدر) عیبه و زشته و خاهش میکنم ن داستانا بخونند و ن نظر بدند چون مربوط بهشون نمیشه.
و باز هم اگه خاستند ذات و سرشت خودشونو با فحش ها و دری وری های مختلف در غالب نظر بگذارند مشکلی نیست. ولی اینا مطمئن باشید ک نظرات و فحشاتون اصن واسم مهم نیست.چون دارید ذات و سرشت خودتونو توصیف میکنید.
دروغ یا راست بودن این وقایعی ک واسم پیش اومده و نوشتم رو خودتون ب راحتی میتونید بفهمید پس اصلا صحبتی ندارم راجع ب دروغ یا راست بودن این نوشته.

داستان سکسی:

سکس با آبجی دومی

سلام به همه بچه های شهوانی میخوام یه خاطره شیرین از سکس با ابجی دومیم تعریف کنم سکس با محارم هر کی خوشش نمیاد داستان دیگه ای بخونه
من تو یه خوانوادی ۵فرزنده زندگی میکنم که سه تاش دختره دو تا هم پسر من بچه چهارم خونم که دو تا ابجی بزرگ و یه داداش بزرگ دارم خلاصه زیاد وارد جزئیات نشیم

داستان سکسی:

کردن آبجی فهیمه

اسم من آرش مجردم قدم 184 وزنم 93 ، 22 سالمه یه 2 سالی میشه بدن سازی کار میکنم یه تناسب اندام خوبی هم دارم یه آبجی هم دارم به اسم فهیمه 18 سالشه یکمی هم رنگ پوستش سیاه ، اندامش خیلی توپه مخصوصا سینه هاش درسته سنش کمه اما سینه هاش خیلی خوبه من هر وقت آبجیمو تو خونه میدیدم ، مثلا موقعی که سفره پهن میکرد چاک سینه هاش منو می کشت عاشق سینه هاش بودم .

داستان سکسی:

مالش آبجی

سلام دوستای گل شهواني . مدتی نبودم به تهران سفر کردم و مدتیم از نت دور بودم که دوباره وصلش کردم . از اخرین مالش من که اینجا هم گذاشتم مدت زیادی میگذره و بعد از برگشتن از تهران دیگه نای این چیزارو نداشتم یه مشکل مالی بود که دادگاه داشتم هنوزم حل نشده . امشب بعد از مدت ها حس مالش من نسبت به ابجیم دوباره اوج گرفت بخاطره حرکتاش و لباس پوشیدنش . از مغازه اومدم خونه ساعت ۱۰ و نیم بود یه دوش گرفتم مامان غذا درست کرده بود تا رسیدم داشت میزو میچید . قربون اون دست پختش .

داستان سکسی:

تکیلا و سکس

سلام و عرض خسته نباشید ب همه ی دوستای گله حشری خودم.
آقایون خانوما این داستان مربوط میشه ب محارم اونایی ک دوست ندارند نخونند.
خب من اول از خودم بهتون میگم و خانوادم.من کامران 19 ساله از تهران هستم ک دانشجوی رشته الکترونیک توی ساری هستم.اینم بگم ک پدرم چون خوشش نمیومد ک من خوابگاه برم داخل ساری ی خونه ی مجردی در بست واسم اجاره کرد من دوست دختر تا دلت بخاد دارم ولی تا ب حال با هیچ کدومشون سکس نداشتم من جق هم نمیزنم بیشتر توی خواب ارضا میشم خیلی خیلی دیر ارضا هستم قبلا سعی ک میکردم جق بزنم ی ربع فقط باید ب کیرم ور مبرفتم تا آبم میومد ک دیگه از این قضیه منصرف شدم ک جق بزنم.

داستان سکسی:

جرقه سکس با خواهر در مترو

سلام. من سعید هستم ومیخوام ماجرای سکس با خواهر خوشگل و لوسم رو براتون تعریف کنم. اسمش سپیده است و الان 24 سالشه و سه سال از من کوچیکتره. قدش 1.64 و 65 کیلو وزنشه. سرخ و سفیده ورو پوستش یه لک پیدا نمیشه. اندامش کاملا سکسی وجذابه و یه داف تموم عیاره. من عاشق کون گرد و خوش فرمشم و هر وقت جلوم راه میره تا میتونم نیگاش میکنم و هوسی میشم. اینم بگم که خیلی لوسه چون هم خوشگله و هم عزیز دردونه باباس. این آبجی ما از 16 – 17 سالگی خواستگار داشت، من از وقتی یادمه عاشقش بودم و دائم دور و برش می پلکیدم و بدون اینکه بدونه باهاش لاس میزدم.

داستان سکسی:

جرقه سکس با خواهرم

سلام. من سعید هستم ومیخوام ماجرای سکس با خواهر خوشگل و لوسم رو براتون تعریف کنم. اسمش سپیده است و الان 24 سالشه و سه سال از من کوچیکتره. قدش 1.64 و 65 کیلو وزنشه. سرخ و سفیده ورو پوستش یه لک پیدا نمیشه. اندامش کاملا سکسی وجذابه و یه داف تموم عیاره. من عاشق کون گرد و خوش فرمشم و هر وقت جلوم راه میره تا میتونم نیگاش میکنم و هوسی میشم. اینم بگم که خیلی لوسه چون هم خوشگله و هم عزیز دردونه باباس. این آبجی ما از 16 – 17 سالگی خواستگار داشت، من از وقتی یادمه عاشقش بودم و دائم دور و برش می پلکیدم و بدون اینکه بدونه باهاش لاس میزدم.

داستان سکسی:

خواهر خوشکلم الناز

سلام.من بردیا هستم.21 سالمه.خواهرم الناز 20 سالشه.(فقط یه خواهر و برادریم).این داستان مربوط به پارسال میشه.اول بگم که هردومون خوشکل و خوش اندامیم و اینکه هردومون بی دین هستیم و دین رو در تضاد با انسانیت میدونیم واسه همین هیچ تعصبی نداریم!البته کاری که کردیم رو تایید نمیکنم!

داستان سکسی:

سریال من و خواهرم

سلام امیر هستم 24 سالمه.این داستان از شروع رابطم با خواهرمه.فقط یک خواهر دارم که 6 سال ازم بزرگتره و الان 30 سالشه.از اندامش هم بد نیست بگم که قدش 180،وزنشم حدود 75-76 کیلوهه با یک باسن که از کمرش بزرگتره و گردیش کاملا وقتی شلوار یا دامن تنگ میپوشه تو چشمه،سایز سینشم هشتاده با رنگ پوستی که تقریبا سفیده.از وقتی رفتم ابتدایی تا سال اول دبیرستان واسه اینکه شبا از تاریکی میترسیدم پیش خواهرم تو اتاقش میخوابیدم.اونم پیش من راحت بود و با تاب و شلوارک میخوابید.منم از فرصت استفاده میکردمو دیدش میزدم.بعضی شبا هم وقتی میخوابیدم و( اون زمانها هر دوتامون پیش هم رو زمین میخوابیدیم) چون عادت دارم زانوهامو

داستان سکسی:

دیدن سینه ی خواهرم

این قصه نیست؛خاطرهء واقعی من و خواهرمه!
الان كه اینو مینویسم 31 سالمه و خواهرم ندا 28.
البته اسمها مون رو عوض كردم كه ....
شروع این ماجرا برمیگرده به خیلی سال پیش!اون موقع من تقریبا 16 ساله بودم.ما مستأجر بودیم،با یه خونوادهء شلوغ كه 6 تا بچه داشت!
4تا پسر كه من كوچیكترینشون بودم و 2تا دختر بعد من.
من با خواهری كه بعد من بود یه رابطهء خاصی داشتیم؛نه خوب بودیم نه بد!یه جور كل كل و سربسر گذاشتن،كه بیشتر شبیه دعوا بود!
از چیزایی كه از بچگی بینمون گذشت چیزی نمیگم و یه راست ميرم جاییكه ...

داستان سکسی:

سكس با خواهرم مهتاب

خواهرم 24 سالشه منم 22 سالمه. مهتاب همیشه تو خونه راحت می گرده جوری که بعضی وقتها بابام بهش تذکر میده. اتاق من و مهتاب بغل همه. کامپیوتر هم تو اتاق منه. یعنی موقع هایی که من نیستم ، خواهرم میاد سراغش. یا شوء نگاه می کنه یا می چته، اینترنت و از این چیزا… ما کلا با هم نداریم مثلا اون از پسرا می پرسه منم از دخترا و این که با چه چیزایی بیشتر حال می کنن. اونم دست و پا شکسته یه چیزایی میگه. من ولی از همون اول عادت داشتم با مهتابمون رک باشم و راحت. اینا گذشت تا یه روز که بابام سرکار بود و طبق معمولم مامانم برای دوره زنها خونه ی خالم رفته بود.

داستان سکسی:

خواهر خوشگل من

سلام به همه ی اعضا ی محترم انجمن شهوانی.داستانی که میخوام براتون بگم واقعی واقعی.اسم من پارساست 17سالمه یه خواهر خیلی خوشگل چشم آبی دارم که 10سال از من بزرگتره همیشه واسش خواستگار میاد ازدواج نمیکنه دلیلشم نمیدونستم اول.این خواهرم که اسمش نیلوفر باشه خیلی کس خوبی خوش استیل جیگر جیگر.یه بار تو خیابون با من بود که چند تا ماشین بهش تیکه انداختن اینقدر کس منم خودمو زدم به کوچه علی چپ.ما تو خانواده ی تقریبا فقیری زندگی میکنیم بابام نمیتونست خرج لباسا و لوازم آرایشای خواهرمو بده همین باعث شد که خواهرم ترک تحصیل کنه بره سراغ کار تا اینکه میره داخل یه بوتیکی مشغول میشه بعد از یه مدت که اونجا کار می

داستان سکسی:

سکس با آبجی مهشیدم

با سلام به همه ی بچه های شهوانی این داستانی که من مینویسم نمیشه بهش گفت داستان چون همه چیش واقعیه من آرش 19 ساله یه خواهر دارم که اسمش مهشیده و 20 سالشه و تازگی ها هم ازدواج کرده در مورد خواهرم بگم یه دختر اندامی با 60 کیلو وزت و 170 قدش و سینه های خوشکل و خوش فرم که همه ی فامیل تو کف کونش بودن چون یه کونی داره آدمو دیوووووووووونه میکنه در مورد خودم دانشجوی رشته کامپیوتر در شهر اصفهان خوب بریم سراغ داستان:

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - خواهر