شما اینجا هستید

خواهر

حال و حول من و آبجیم

سلام به همه.بدون صحبت درباره سکس و..با محارم میرم سراصل ماجرا که حال کردن با اجیم بود..
و با توضیح اینکه اسامی مستعارند*اوایل که ماهواره خریده بودم همش منتظر فرصتی بودم تا فیلم سکسی وپروپاچه نگاه کنم.اخه کشته مرده ساق پای خانمهام.خلاصههههههههههه بعداز مدتی برای هیجان دادن به جق زدنم ترتیبی میدادم که وقتی اجیم دراز کشید رو جاشو خوابید کانال رو بذارم رو شبکه tele5وspaseوبقیه.چون معمولا بخاطر جدا بودن اتاق مادرم اینا و شب کار بودن داداش بزرگم من وسارا تو اتاق تنها میخوابیدیم و رسیور هم اونجا بود با خیال راحت میشد هرکاری کنم بشرطی که حواسم باشه از اتاق کناری بابا اینا نیان بیرون.

داستان سکسی:

خواهر حشری و من شوت شوت

من شهابم اون موقه 16 سالم بود
دو تا خواهر دارم که سناشون از من خیلی بیشتره یکی28 اون یکی 30 ماندانا و شیما هست اسمشون
بزرگه ماندانا ازذواج کرده شیما تو خونه بود زیاد باهم تنها بودیم من زیاد تو خط سکس نبودم
ولی سینه هاش و خیلی دوست داشتم
شبا کرستشو در میوورد میزاشت زیره بالشش
من یه ساعت جلو تر خودم و میزدم به خواب تا در بیاره سینه هاشو ببینم یه لحظه بود ولی حال میداد..یه شب مامان و بابام رفتن شهرستان 2 روز میموندن من از مدرسه اومدم دیدم بوی غذا میاد

داستان سکسی:

سکس من با خواهرم در خانه ما

سلام دوست ها بیژن هستم 22 سال دارم خاطره جالب که صرف یک بار در زندگی من رخ داد ره برای تان قصه میکنم که از دو سال قبل تر است.من خواهری دارم بنام شگوفه که 6 سال از من کلان تر است بسیار زیبا مقبول از همه کرده مهم تر با سینه های بزرگ.داستان سکس من با خواهرم چگونه شروع شد خواهر همیشه در خانه همرای پیراهن و شلوار خواب خود ده خانه میگشت که بسیار تنگ و نازک بود که همیشه سینه هایش درست معلوم میشد که شیر واری سفید و بسیار بزرگ بود که دلم را میترقاند و من عاشقش شده بودم و او هم بخاطری که در درس های انگلیسی و بازار رفتن کمکش میکدم علاقی زیاد داشت به زیاد همرای من آزاد بود حتا چند دفعه مرا در دیدن فلم

داستان سکسی:

سکس همکلاسیم با خواهرم

خاطره ای که براتون تعریف میکنم برمیگرده به 4 سال پیش،اون سال من کلاس سوم دبیرستان بودم و وقت امتحانات پایان ترم بود و یکی از دوستام به اسم یعقوب که درسشم اصلا خوب نبود اومده بود خونه امون و من باهاش عربی کار میکردم ، اون روز یکساعتی باهاش کار کرده بودم که خواهرم با میوه و چای وارد اتاقم شد در حالیکه من داشتم قواعد رو بهش توضیح میدادم دیدم یعقوب یه جورایی غیرعادی داره تکون میخوره و وقتی دقت کردم دیدم انگار کیرش از شلوارش داره بیرون میزنه و بدجور راست کرده!

داستان سکسی:

عطر سکسی و خواهرم مریم

سلام دوستان عزیز،میخوام داستان سکسیم رو واستون تعریف کنم،هرچندکه اسمشو نمیشه گذاشت داستان چون بصورت واقعی واسم اتفاق افتاده به هرحال باورکردنش باخودتون،من توی یک خانواده ای هفت نفره زندگی میکنم،یک داداش وخواهر بزرگترازخودم بنام ارسلان و پرنیان و دو خواهر کوچیکتر بنام مهشید ۲۰ساله و مریم ازهمه خوشگلتر و نانازتره ۱۸ساله وخودم داوود ۲۴سالمه،خلاصه واستون بگم خانواده ما ازلحاظ مذهبی متوسط هستن و با داشتن ماهواره توی خونه هیچگونه مشکلی نداریم،داستان برمیگرده به ۴ماه پیش که من رفته بودم واسه دوس دخترم ازفروشگاه عطربخرم که فروشنده انواع عطرهارو آوردولی پسندم نشدوفروشنده بهم گفت عطررو واسه خودتو

داستان سکسی:

من عاشق خواهرم بودم

خب اين داستانيست واقعي كه از وبلاگ يكي از دوستان براي شما فراهم آوردم
چون نگارش و مضمونش من و ديگر خواننده هاش رو تحت تاثير قرار داد
خواستم تا شما هم از خوندنش بي بركت نمونين ...
(عاشقانه اي بيش نيست ، به دنبال سكس نگرد ... ) D:
________________________________________

داستان سکسی:

عذاب وجدان بخاطر سکس با خواهر

اسمم رامیه 27 ساله ، قصد گذاشتن این خاطره رو تو این سایت نداشتم ولی میبینم که هر کسی به دروغ یا واقعیت داستانشو اینجا میزاره منم گفتم به درک ما م بزاریم . واقعیت زندگی من این طور شروع شد که بر حسب اتفاق فهمیدم خواهرم دوست پسر داره ، حالا بر حسب اتفاق یعنی خواهرم پریسا خیلی ادم تو داریه و نمیشه فهمید که تو کلش چی میگذره . داشتم میگفتم وقتیی فهمیدم پریسا دوست پسر داره قلبم طوری میزد که داشت از جاش در میومد . حالا به دوست بودنشون زیاد کار نداشتم نمی دونستم سکس هم داشتن یا نه بیشتر برا همین بود از اون روز به بعد بیشتر حواسم به پریسا بود که کی میره با کی میره کجا میره کی میاد .

داستان سکسی:

اولین سکس با آبجیم

سلام به دوستای گلم که این داستان میخونن قبل از هر چیز ازتون خواهش میکنم جنبه داشته باشید و اگه از سکس با محارم خوشتون نمیاد نخونین اگه خوشتون اومد نظر بدید ممنون میشم و منتظر نظر های شما هستم
من مانی ام 19 سالمه با قد 184 تقریبا لاغر به گفته دیگران خوشگلم هستم و این داستان تقریبا واسه 2.3 ماه پیشه.
من تو یه خوانواده چهار نفری زندگی میکنم که وضع مالی خوبی داریم اما مادر پدرم با هم مشکل دارن و اکثرا با هم دعوا دارن به همین خاطر منو پریسا(ابجی کوچیکه)خیلی به هم نزدیکیم و با هم راحتیم

داستان سکسی:

لعنت به هوس

سلام به همه دوستان من اسمم مهرداد 25 سالمه میخوام یه تجربه واقعی نه خاطره نه داستانو از سکس با خواهرم زهرا رو تعریف کنم من تک پسر خونوادم و 4 خواهر دارم که زهرا خواهر کوچیک من و ما تو خونه با پدر مادرم هستیم.همه ماجرا از وقتی شروع شد که من تو دانشگاه با یه دختر به اسم سارا دوست شدم اینو میگم تا کسایی که تریپ لاو هستند با کسی هواسشون جمع باشه من سارا رو خیلی دوست داشتم سارا یه دختر فوق العاده با نمک و خوش استیل و خیلی سنگین تو دانشگاه بود من دو ترم دنبالش دویدم هزار تا حرکتو لفظ اومدم تا توجهشو به خودم جلب کردم واقعا به قصد ازدواج میخواستمش اونم همینطور چون اماره منو در اورده بود و میدونست م

داستان سکسی:

حل مشکل خواهری برادری با سکس

تیرماه سال 1389 برای من واقعا ماه خوبی بود بنیان کاری را گذاشتم که تا الان هم ادامه دارد و هیچ هم بابت آن متاسف نیستم وچون زندگی مرا دگرگون ساخت همیشه در خاطرم خواهد ماند .اونموقع 17 سالم بود و خواهرم هنگامه 15 سال داشت . خواهرم بگی نگی دختره زیبایی است اما هیکلش و مخصوصا باسنش بیسته از اونایی که مردا با دیدنش متلکاشونو بار میکنن .روز سوم تیر اون سال با هنگامه سر موضوعی بگو مگوم شد عصبانی که شدم یه سیلی به صورتش زدم با گریه به اتاقش رفت و درو محکم بست . چند دقیقه بعد واقعا از کرده ام پشیمان شدم.اما غرورم اجازه نداد برمو عذرخواهی کنم . اون روز و شب بدون اینکه هنگامه رو ببینم گذشت .

داستان سکسی:

تعبیرخواب شیطان

باسلام به همه من امین 29سالمه وخاطره ای که میگم زمانیه که 18سالم بود یه خواهردارم که 1سال ازخودم کوچیکتره و دخترسر به زیر و آرومیه اون موقع همسایمون یه پسر داشت که 5‎-6‎سالی از من بزرگتر بود ولی من علیرغم مخالفت شدیدخانواده مخصوصأ مادرم اینقدر باهاش صمیمی بودم که اگه میگفت بمیر میمردم و یک دوستی عمیق و نامتعارفی میانمون شکل گرفته بود اما مخالفت اونا برا سنش نبود بلکه این آقامحسن همه نوع کارخلافی انجام میداد از فروش مشروبات و موادمخدر تا ورق بازی و چیزایه دیگه

داستان سکسی:

اولین و بهترین سکسم با خواهرم

سلام به همه دوستان شهوانی امیدوارم هر جا که هستید خوب و خوش و خرم باشید.
خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم بر میگرده به سال 89 زمانی که اولین و به مراتب بهترین سکس رو با خواهرم سارا تجربه کردم.
امیدوارم خوشتون بیاد و در پایان نظر یادتون نره.در ضمن فقط اسامی مستعار هستند و بقیه داستان به طور کامل و بدون شاخ و برگ تحریر شده.
اسم من سینا ست و با خواهرم سارا در یک خونواده 4 نفری زندگی میکنیم .

داستان سکسی:

من و آبجی ستاره

سلام این خاطره کاملا واقعیه و مربوط به 8 سال پیشه اون موقع من 15 سالم بود و آبجی ستاره 17 سال از اونجا که من و ستاره پدر بزرگ رو خیلی دوست داشتیم توی یه اتاق پیشش میخوابیدیم پدر بزرگ گوشاش ضعیف بود و چشماش تو شب وقتی چراغ خاموش میشد نمدید .

داستان سکسی:

خواهرم هنگامه

حدود سه سال بود که در سن پترز بورگ مشغول تحصیل بودم و در این سه سال تنها دو بار به دیدن خوانواده ام در ایران رفته بودم امروز 10 نوامبر بود و هفته بعد فرصتی یک هفته ای داشتم تا به ایران برگردم و لااقل یک هفته از سرمای استخوان سوز روسیه دور باشم تصمیمم را گرفته بودم به خصوص که تمام تابستان را در اینجا به تحقیق راجع به پایان نامه ام گذشته بود ومن سخت دلتنگ خوانواده ام بودم مادرم ، پدرم و خواهرم هنگامه ی دوستداشتنی من همینطور نگران هنگامه بودم که گویا در تابستان از شوهرش جدا شده بود و وضعیت روحی خوبی نداشت و من تنها یک بار تلفنی با او صحبت کرده بودم باید میرفتم ساعت 7 بود و کم کم تمام شهر به جز

داستان سکسی:

خواهرم فتانه

سلام به همه دوستان عزیز
من فرهادم. 33 سالمه. قدم 181 و وزنم 85 و پوستم سفید. داستانی رو که میخوام براتون بگم بر میگرده به حدوده 6 سال پیش.
من یه خواهر دارم به اسم فتانه که 1 سال و نیم از من کوچیکتره. خواهرم خیلی زیباست. قدش حدودا 170 وزنش رو نمیدونم اما پوست خیلی سفیدی داره. سینه هاش هم درشته. ما همیشه تو خونه خیلی راحت میگشتیم. من همین یه خواهرو دارم. مادر و پدرم هم هر دو شاغلن. چند بار وقتی خواب بود باسنشو مالیده بودم. از هر فرصت کوچیکی هم واسه دید زدنش استفاده میکردم.

داستان سکسی:

شاه بازی

باسلام خدمت همه دوستان راستش اولش خودم اعتراف میکنم ازاون موقع که یادمه یه محصل کودن وخرفت بودم مثل خرس پانداکه تنهاخصوصیت بارزم کتک خورم بودکه خداییش زبانزدخاص وعام ومایه فخرومباهات خانواده امااین مقدمه برمتن ضعیفم نوشتم که برادرای عزیزبعدازمطالعه کیراشون عین مسلسل نگیرن سمت ننه خواهرماورگبار،رگبارحواله کنن وخدایی درمقابل خاطرم کاملأ واقعییه

داستان سکسی:

خواهر خوب و رفیق بد

اسم من مهرداده و بیست و سه سالمه یه خواهر هم دارمبه اسم مینا
مینا 1 سال از خودم بزرگتره و اندام خیلی خوبی داره باسن و سینه های بزرگ ولی دختر خیلی خوبی هست(البته من اینطور فکر میکردم) و من خیلی رو خواهرم تعصب داشتم و اون هم به هیچ پسری حال نمیداد

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - خواهر