شما اینجا هستید

عمه

عمه ی اهل دلم

سلام.اسم من علیرضاست.20 سالمه.ساکن تهران.تک فرزند.خاطره ای میخوام براتون بنویسم برای شهریور امساله.
اول از مشخصات خودم بگم:
قدم حدود 185 وزنم 90 بدن توپری دارم قیافمم خوبه.
و مشخصات عمم:
اسمش شیرینه زن 35.6ساله.مطلقه(شوهرش برای کارش به شهر اصفهان میرفت و اونجا بعد چند وقت با یه زنی ازدواج کرد)قدش حدود 170 وزنشم بین 72.3 تا 75.تو پر و گوشتی.باسن نسبتا بزرگ و سینه های بزرگ و چهره ی خیلی خوشکل و البته از نظر من واعا اسمش برازندشه.
بریم سر اصل داستان.

داستان سکسی:

عمه ساده لوح

داستان از اونجا شروع مي شه كه من يه عمه مهربون دارم كه متاسفانه آي كيوش زياد بالا نيست . يعني واقعيت اش نمي دونه چه حرفي رو چه زماني بزنه . اصلا سياست نداره و واسه همين كاراش هم بود كه شوهرش تركش كرد و رفت . شوهر عمه بنده راننده كاميون بود. از اين كاميون هاي ترانزيتي كه راحت هر جاي دنيا بخوان مي تونن برن . شوهر عمه ام رو خيلي دوست داشتم . خيلي بامزه بود و خيلي خوش مشرب و خلاصه همه فاميل باهاش حال مي كردن . ولي همين عمه مهربون من كاري كرد كه يه جورايي از فاميل بريده شد . راستش رو بخواي شوهر عمه ام از اين كه با عمه ام بره تو فاميل خجالت مي كشيد .

داستان سکسی:

بغل کردن عمه

سلام به همه دوستان تابستان بود و عمه وپسرش که ده سال داشت مهمان ما بودند چند روزی از اومدنشون گذشته بود واینجور نبود که بگیم چند تا اتاق خواب داشتیم و هرکس میرفت تو اتاق خواب.معمولا توی هال تشک پهن میکردیم میخوابیدیم ومن یه گوشه ای دراز کشیده بودم اولش اصلا توی این فکر نبودم که امشب میتونه چه اتفاقی برام پیش بیاد موقع خواب شد که برق هنوز خاموش نشده بود عمه دامنشو دراورد و با شلوارک اومد نزدیک اونجایی که داشتم تلویزیون تماشا میکردم اون یه هفته ای که پیش ما بودند تقریبا هر شب موقع خواب با شلوارک میخوابید ولی اون شب چون خودم هم داشتم تلویزیون تماشا میکردم پیشش دراز کشیده بودم که با دیدن چاک ک

داستان سکسی:

عمه ساپورت پوش

سلام خسته نباشید به همه اگر داستان طولانی هست شما خودتون یه جور تحمل کنید ولی داستانی رو که براتون تعریف میکنم کاملا واقعیه البته تا اونجایی که فکر کار کرده سعی کردم داستان واقعی بنویسم.تابستان بود هوا گرمای شدیدی داشت.معمولا توی شهریور فامیلا زیاد میومدن خونه ما.اول در مورد عمه یه توضیحی بدم.قدش 180 وزن75سایز پستان80 توی کل فامیلهای پدر و مادرم عمه خوشگلترین و آس ترین زن فامیل بود ومعمولا کفش پاشنه بلند هم میپوشید وقتایی که بیرون میرفت یه مانتو با یه دامن که زیر دامن چیزی نمیپوشید.من حدود دو سال بود که عمه الهام رو ندیده بودم.

داستان سکسی:

عشق بازی با عمه عزیزم

سلام
من سامی (مستعار) هستم 24 سالمه چیزی که مینویسم یه خاطره هستش نه داستان و واقعا اتفاق افتاده از کسایی که فرهنگ و شخصیت دارن تقاضا میکنم که فوش ندین چون من عممو دوس دارم
داستان بر می گرده به4 سال پیش یادم رفت از عمم بگم اسمش ... ولش کن اسمشو نمیگم من بهش میگم سوسو. قدش 165 وزنش 77 هستش و 34 سالشه خیلی پوست سفیدو خوشگلی داره یه بچه هم داره و شوهر هم داره

داستان سکسی:

به آرزوی دیرینه خودم رسیدم

سلام اسم من پوریا ست.اهل یکی از استان های شمالی یران هستم . دانشجوی عمران هستم. من اصلا اهل جلق زدن نیستم و تا الان شاید کلا 15 بار هم نزده باشم. داستانی رو که می خوام براتون تعریف کنم کاملا حقیقت داره و مربوط به سه ماه پیش هستش این را کاملا جدی می گم چون دلیلی نداره دروغ بگم.
من یه عمه دارم که 54 ساله هستش این عمه من بر خلاف سنش هیکل خیلی ردیفی داره وهر سال هم اون به همراه مادرم پوستشون رو می کشن. عمم هیکل خیلی سکسیی رو داره از بچگی دلم می خواست باهاش سکس داشته باشم.من بچه که بودم خیلی همراه عمم می رفتم حموم وعمم همیشه به شوخی می گفت اگر بزرگ بودی با تو ازدواج می کردم.

داستان سکسی:

عمه شوكه ام كرد

سلام به دوستان عزيزم
من ساسان 26 سالمه
يه عمه دارم كه هميشه تو كف كوس و كونش بودم بودم و تمام تلاشم اين بود كه بكنمش و بلاخره كردمش
خب قضيه از اونجا شروع شد كه عمه ما زدو مطلقه شد.بعد يه مدتي من ميرفتم پيشش كه تنها نباشه و يه روز كه سر كار بودم از تلفن خونه زنگ زد و گفت موبايلش خراب شده ورفتم پيشش درستش كنم آخه تعميرات ياد دارم
خسته و كوفته رفتم خونه عمه جون.چون زياد ميرفتم و ميومدم كليد داشتم.رسيدم پشت در كليدو انداختم تو فقل و رفتم تو..

داستان سکسی:

سکس با عمه فرزانه

سلام اسم من فرزاد هست این اکانت خواهرم هست که یواشکی واردش شدم تا تنها خاطره سکسیمو واستون بگم ولی صاحب اصلی این آی دی خواهرم هست و نمیدونم چیکارا میکنه خوب بریم سر اصل مطلب

داستان سکسی:

ساسان و عمه

سلام این داستان واقعی برای خودم اتفاق افتاده عمم اینا از شهرستان اومده بودن خونه ما یک هفته ای قرار بود بمونن شب اول که فرا رسید از اون جایی که خونه ما یک اتاق 16 متری داره همه تو این اتاق خوابیدیم من دقیقا زیر پای عمم خوابیده بودم که یک لحظه عمم تکون خورد وپاش خورد به من از خواب بیدار شدم دیدم همه جا تاریکه وپای عمم جلو سرم دیدم که یک لحظه تمام شهوت تمام وجودم روگرفت یه شلوار پاچه گشاد پاش بود آروم دستم روازکنار شلوار دادم رفت تو یه خورده با ساق پاش ور رفتم دیدم خوابه به خودم جرات دادم وآروم دستم رو بردم جلوتر ورسیدم به رونش یه ده دقیقه ای رونش رو مالش دادم تا این که بیدار شد ولی خودش زد ب

داستان سکسی:

عشق عمه جون

یادمه از بچگی خیلی خونه عمم میرفتم مثلا برای بازی با پسر عمم . همیشه اوقات تعطیلی من تو خونه عمم میگذشت .همین طور من بزرگتر میشدم و نشانه هایی از سکس خواهی و تمایل به جنس مقابل در من شعله ور می شد . بی اختیاربه پاهای لخت عمم نگاه میکردم یا به پستونهای درشتش خیره میشدم .خودش هم میفهمید اما به روی خودش نمیآورد و میگذاشت من لذت نگاه کردن به اون بدن بلوری رو ببرم .اون موقع نمیدونستم چرا به سن بزرگتر از خودم علاقه داشتم و از هم سن وسالهای خودم زیاد خوشم نمی اومد .بعدا فهمیدم که اینم یکی از شکلهای علایق سکسی در وجود آدم هست .

داستان سکسی:

عجب حالي داد عمه!

سلام . اسم من وحیده . من 21 سالمه و يه عمه دارم که 30 سالشه واسمش لیلاست خيليم خوشگله . اين عمه من از اون وقتي که من يادم مياد يه کم خارش داشت . اما اين آخرا ديگه از هميشه بيشتر بود . ماجرا از اونجا شروع شد که ما تو فرديس زندگي ميکرديم و عمه اينا تو تهران . ماجرا برميگرده به سه چهار ماه پيش . من از اين کارم قبل از اينکه اين سايتو ببينم خيلي پشيمون بودم و فکر ميکردم که فقط من يه نفر تو دنيا اين کار رو کردم ( سکس با محارم ) اما اين سايت رو که ديدم گفتم ماجراي سکس با عمه لیلا رو براتون بگم . خيلي حاشيه رفتم بريم سراغ داستان .

داستان سکسی:

من و عمه ژیلا چیکار کردیم؟

سلام. 22 سالم که بود با عمه ژیلا 25 ساله خیلی صمیمی بودیم. هنوز مجرد بود و شهرستان زندگی میکرد. یه روز سر ظهر رسید خونه ما و گفت اومده که بره دکتر. پرسیدم مشکلش چیه؟ درحالی که به مامانم نگاه میکرد ، با لبخند گفت حالا......! منم گیر ندادم و فکرکردم شاید مشکل زنونه داشته باشه. بعدازظهر رفت دکتر و خلاصه شب هم گذشت و فردا صبح زود بود که من توی اطاقم روی تختم خوابیده بودم و حس کردم یکی داره لبلمو آروم میبوسه. چشمامو باز کردم و دیدم عمه ژیلاست. تعجب کرده بودم. ما همدیگه رو موقع سلام و خداحافظی می بوسیدیم ولی نه اینطوری! لبخندی زدم و پرسیدم چرا صبح به این زودی بیدار شدی؟ هنوز ساعت 7 و نیمه؟

داستان سکسی:

کتک خوردن عمه

اين خاطره من بر مي گرده به چند سال پيش فکر مي کنم اول دبيرستان بودم . من يک عمه دارم که از وقتي يادم مياد با شوهرش در حال دعوا بود و قهر مي کرد . چند بار بابام بهش کفته بود که بيا از شوهرت طلاق بگير يه خونه مي خرم برات اما عمه ما بهانه مياورد و اين بازي هاش ادامه داشت .... خلاصه چند سالي با خانوداده ما قهر بود چند سالي با عموم اينا . پدر و مادر بزرگم چون پير و از پا افتاده بودن تو خونه ما زندگي مي کردند و براي همين هربار که عمم قهر مي کرد يا مادر بزرگم اينا رو ميديد بهشون فهش ميداد که چرا خونه از خودتون نداريد و ......

داستان سکسی:

امیر و عمه

سلام اميدوارم حالتون خوب باشه

من اميرم 26 سالمه از تهران.راستش چند سالي هست داستانها و خاطرات سکس شما رو دنبال ميکنم بالاخره تصميم گرفتم خودمم خاطرات خودمو تو اينترنت و سايت شما بذارم.

اوايل که تازه به بلوغ رسيده بودم با اينکه عطش زيادي داشتم ولي به دلايل فرهنگي که خودتون بهترميدونين ازين کارها بدم ميومد حتي فکرميکردم با همسرم هم نميخوام سکس داشته باشم ولي با بزرگ شدنم و مطالعه و مشاهداتم از زندگي متوجه شدم که سکس قوي ترين نيرو و احساس درون هر انسانيه!همه رفتارهاي ادم ناشي از زندگي سکسيه که داره!اونهايي که اهل مطالعه و روانشناسي هستن و ميفهمن چي ميگم.

داستان سکسی:

عمه ام اینکاره است

سلام به دوستان عزیز خودم از قرار من یه عمه دارم که فقط سه سال از من بزرگتره داستان از اونجایی شروع شد که رفتیم خونه پدربزرگم بعد از سلام و احوالپرسی و خوردن یه چای دیگه من بلند شدم و رفتم به اتاق دیگه ای که یه کامپیوتر داشتن اونو مثل همیشه روشن کردم و شروع کردم به فضولی بعد از یه ده دقیقه فریبا اومد پای کامپیوتر فقط یه صندلی بود که اونو من روش نشسته بودم یه نگاهی کردو گفت چند تا فیلم جدید دارم ببین چطوره فیلم رو که باز کرد بهد از چند ثانیه اومد و نشست روی پای من ما باهم یه نیم ساعتی از فیلم رو نگاه کردیم تو این مدت هی تکون میداد کونشو و من راست میکردم از طرفی من باید کنترل میکرئم خودمو چون

داستان سکسی:

گائیدن عمه ی روستایی

سلام خدمت همه ی دوستان من تازه عضو شدم اما تازه کارنیستم بعد ازهزارتا داستان سکس وفیلم سوپر تصمیم گرفتم یه خاطره ی واقعی که واسم پیش اومده براتون بنویسم فحش دادید اگه ناحق بود مال خودتون خوب بریم سراصل مطلب من اسمم meysam هستش 23سالمه خوشتیب هستم قدم بلنده اما به جهنم خاطر رو بچسپ من تو یکی ازشهرای ایران هستم که خونه ی پدربزرگم روستا هستش من یه عمه دارم که27سالشه قدش کوتاه اما کونشو اگه گلدون بزاری روش تا خود تهران نمیفته سینه اش آخرشه

داستان سکسی:

کون عمه فوق سکسی ام

سلام ميخوام داستان سكس خودم رو با عمم رو واستون تعريف كنم ك واقعيت داره.اول بزاريد از عمه فوق سكسيم واستون بكم.قدش 165وزن 70.اندامش بيست بود.و جيزي ك منو ديوونه كرده بود كون و سينه كندش بود.من جند ساله ك ب سكس با عمه فكر ميكردم ك ي روز باهاش سكس كنم.در ضمن من عاشق باهاش و انكشتاش بودم.ي روز ك اومدن خونمون كفششو بردم تو دستشويي و بو ميكشيدم واي ديونه كننده بود بعد ب كيرم ميماليدم و دست آخر آبمو توش ريختم بعد با دستمال باكش كردم.بكذريم بريم سراغ اصل داستان ي روز ك از مدرسه بركشتم حدودا ساعت 1 ظهر بود ك كوشيم زنك خورد بابازرك خواستن برن شهرستان آخه يكي از فاميلاشون مرده بود ازم خاست برم بيش ع

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - عمه