شما اینجا هستید

زن مطلقه

من و نرگس خانم سکسی

سلام اسم من ارشه 24 سالمه این خاطره که مینویسم واقعیت داره دلیلی نداره کسی اینجا خیال پردازی کنه حداقل من اینجوری نیستم کسانی که فوش میدن شخصیت خودشونو نشون میدن .......

داستان سکسی:

نزديك بود گرفتار شم

سلام. من سعيد هستم. اول بگم انشام خوب نيست و به بزرگواري خودتون ببخشيد. سعيد هستم. الان 31 سالمه و ماجرا برميگرده به سال 85. برعكس خيلي از اونايي كه خاطراتشون رو مينويسن خوشگل نيستم و چاق هستم. اون سال من مجرد بودم و آژانس كار ميكردم. خانواده مذهبي دارم كه به محرم و نامحرم خيلي حساسن. واسه همين تا دبيرستان كير وكس و سكس و... رو نميدونستم چيه. بگذريم.

داستان سکسی:

سکس مسیح و فاطمه

با سلام این یک خاطره از خاطرات من است اگه بخوام از اول واستون تعریف کنم خیلی زیاده پس اگه خواستید بعد از این خاطره بگید واستون مینویسم من مسیح ۳۰ساله متاهل با تیپ و قیافه معمولی از بدنم هم بخوام بگم یه کیر ۱۶-۱۷ سانتی و کلفتی یه مقدار از حالت معمول بیشتر دارم ۱۷۰ قد و وزنم هم حدود ۷۸-۷۹ فاطمه که من فاطی میگم بهش یه زن متولد ۶۸ وزن حدود ۵۳-۵۴ کیلو کمی از من کوتاهتر یه دختر داره که امسال رفت امادگی از اندامش هم سینه هاش کوچیک و یه جوری که به دل نمیشینه اما در عوض یه کس تپل با چوچول های بزرگ و کون تقریبا گنده فاطی زن داداش داماد ما میشه و الان که این خاطره رو مینویسم طلاق گرفته اما پارسال که ی

داستان سکسی:

سفر زیارتی و مهماندار حشری

سلام يه راست ميرم سر اصل مطلب حدود سه سال پيش بود رفتم مشهد به همرا داداشمو دوتا از دوستانم يه سوئيت گرفتيم كه نزديك باشيم به حرم وقتي رفتيم تو يه خانم حدود 30 ساله براي دادن سوئيت اومدن پشت ميز با دادن مشخصات و كارت ملي و پول مورد نظر براي چهار روز خانم كليد اتاق به ما دادو با راهنمايش رفتيم تو اتاق دوروز از رفتنم گذشته بود سوئيتي كه به ما داده بود آخرين طبق بود كه يه اتاق بود و يه حياط بالاداشت كه كارهاي شستن ملافه و پهن كردنشونو انجام ميدادن

داستان سکسی:

اون همه ی دنیام بود

من مثل هر پسر دیگه ای تجربه ی دوستی یا چند مورد سکس یا معاشقه با چند تا دختر داشتم خب این بیشتر واسه ی نیاز عاطفیم بود تا سکس . ولی نمیدونم چطور شد که با دیدنش زندگیم زیرو رو شد ترانه رو میگم انگار توی اون مهمونی خصوصی هیچکس رو نمیدیدم فقط اون از جلوی چشام میومد و میرفت خشگلی وخوش هیکلیش یک طرف وقار ومتانتش یک طرف تاحالا ندیده بودمش چون وقتی خیلی زود ازدواج کردو واسه کار شوهرش رفته بودن یک شهر دیگه وحالا بعد ده سال برگشته بود

داستان سکسی:

جان، لاپات بادنجان

سلام دوستان میخوام یه خاطره خوبی که داشتمو تعریف کنم من اسم محمده ۱۸ سال دارم چاقم نیستم بچه شمالم داستان سکس من از اینجا شروع شد که دختره همسایمون شبه عقد کنانش بود همه زن ها اونجا بودن و مردا خونه ما منو داداشه عروس که اسمش مسعوده زیادم این بچه رو کردم (بیخی) هیچی رفتیم که غذارو از خونشن بیاریم ایون خونه ما اگه سرپا وایستی تا کمره منه ماله اونام همین طور دید داشتیم بهم رو ایوان دخترا کوچه نشسته بودنو پچ پچ میکردن که وقتی از رو دیوار خواستیم سینی غذازو بگیرم مسعود پیچوند کونگشاد بود یکم با خواهره عروس که اسمش فاطمست صحبت میکردیمو میخندیدم که خانم خیلی وقته از ما خوشش اومده بود ما گاو

داستان سکسی:

سکس با الهه

سلام به همه دوستان شهوانی خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به دو سال قبل هستش اول بگم من قدم 179 وزنم 76 و از نظر سکسی شدیدا خرابم یعنی مست مست و به طرفم خیلی حال میدم. من توی یک شرکت کار می کردم که تقریبا میشه گفت سرم خیلی خلوت بود و اکثر روز رو بیکار بودم یک روز با نامزدم بحثم شد و منم چون خودم رو سرگرم کنم به چندتا شماره زنگ زدم یکی از شماره ها جواب داد منم قطع کردم بعد پیام داد شما؟ منم زنگ زدم گفتم ببخشید اشتباه گرفته بودم. صحبت تموم شد بهش اس دادم راستی خانوم چقدر صدای شما زیباست.

داستان سکسی:

وصال من و مریم

سلام به همه امیرم31 سالمه،تابستون25 سالگیم بود رفتیم دهاتمون تفریح اونموقع احمدی نژاد طرح داده بود برا باسازی روستاها اب دهاتمون قطع بود ملت میرفتن از چشمه اب می اوردن،خونه بغلی بابابزرگم یه خانواده 3 نفره زندگی میکرد که از بهار میومدن دهاتو پاییز که میشد میرفتن شهر،اونروز مریم دخترشون دبه به دست زد بیرون،نفهمیدم چی شد دنبالش راه افتادم،تو راه به خوشگلیش به اندامش به همه چیز ذهنم رفت،به بازی کردنای بچگیمون تو حیاط اوه برار.....بگذریم برا خودش جیگری شده بود

داستان سکسی:

اولین سکس شیرین زندگیم با نسرین

من علی24 سالمه با ی قیافه ی خوب.خاطره ای که میخوام براتون بگم برای همین چند وفته پیشه.توی چت با ی خانومی آشنا شدم که 10 سال از خودم بزرگتره و اسمشه نسرینه.از شو هرش طلاق گرفته و ی دختره 6 ساله داره.رابطه ی من این خانوم در حد ی دوستی ساده بود تا اینکه ازم دعوت کرد که با هم بریم بیرون.با هم شام رفتیم بیرون.بعد از شام کمی تو بیرون چرخ زدیم تا اینکه به من پیشنهاد داد امشب با هم بریم خونش تویه آریا شهر.

داستان سکسی:

سوز میاد

از کجا بگم براتون طرف خیلی پرو بود.هروقت تو محلمون بالا پایین میکردم چشم تو چشم میکرد باهام .از خودم تعریف نمیکنم ولی خدایی بدک نیستم.تو محلمون ی جورایی همه آشنا و فامیلن ماهم الآن 20 سال تو محلیم جای ریسک ندارم ولی خدا وکیلی بچه پرو بود.خب حالا میرم سر اصل مطلب.اسمش فرزانه بود متولد سال 73ولی زود شوهر کرده بود و شوهرشم افتاده بود زتدان ولی اون غیابی طلاق گرفته بود.(زن شوهردار خط قرمز منه)مطمئن که شدم طلاق گرفته رفتم رو مخش ی روز که تو پارک نزدیک خونمون دیدمش شمارش ازش گرفتم.

داستان سکسی:

فریب خوردم

سلام
من زنی هستم 30 ساله 7 ساله جدا شدم وعهد کردم با کسی نباشم ونبودم چون عادت کرده بودم بچه هم نداشتم من هر گز دست به بدنم نمیزنم که ارضاع بشم چون بیسار حساسم وزود مریض میشم . قد 165 وزن 65 گندمی .باپسری دوست شدم که تو فیسبوک منو ادکرد من هرگز به این دوستی ها راغب نیستم نظرم اینه که از نزدیک همو ببینیم .به هر روی 2 ماه میشد که مخ منو میزد خیلی هات بود و همیشه از کلماتی استفاده میکرد که منو حشری کنه خودم قبلا خیلی حشری بودم اما در این چند سال بعلت افسردگی از فوت عزیزانم سرد شدم بگذریم من بهانه میاوردم که نمیشه وغیره ولی اون کارشو خوب بلد بود واین کاره بود منم از دنیا بیخبر .

داستان سکسی:

تمام تجربه نرگس با جنس مخالف

سلام داستان خاصی ندارم از سکس ک بنویسم میخوام تجربیات کلی مو تعریف کنم من 21سالمه 17سالگی ازدواج کردم با کسی که علاقه ای نداشتم و ازدواج من فقط از رو صلاح و نصیحتای دیگران بود . قبل ازدواج یکی دوبار خود ارضای کرده بودم وقتی تو زمان عقد بودیم چند دفعه نامزدم خودشو به من میمالوند و هردو ارضا میشدیم . شب اول عروسیمون ذوق خاصی نداشتم چون شوهرمو دوس نداشتم . شب اول ک پردمو پاره کرد خودشو مالید بهم و ترضا شد تا چند شب یکم کیرشو وارد کسم میکرد چون درد داشت نمیزاشتم بعد ی هفته دیگه راحت میتونست بکنه .

داستان سکسی:

آشنایی از طریق فیس بوک

داستان از اونجایی شروع شد که تو فیس بوک با دختری به نام نگار آشنا شدم و قرار گذاشتیم بیرون همو ببینیم بعد آشنایی فهمیدم نگار از شوهرش جدا شده و یه بچه هم داره اولش بهم گفت که اگه دنباله سکسی از فکره من بیا بیرون منم با اینکه کلی نا امید شدم گفتم نه بابا من اصلا دنباله سکس و این چیزا نیستم ولی می گفتم زمان بگذره راضی می شه بعدم یه زنه طلاق گرفته که مزشو چشیده چرا باید بگه بیخیال سکس باش خلاصه چند باری باهم بیرون رفتیمو یه خورده تو ماشین لب بازی می کردیم البته اون به اینم یه جوری انگار راضی نبود تا اینکه یه شب اس ام اس هامون سکسی شد و با اینکه انتظار نداشتم اونم تا آخرش همراهی کرد بعدم گفتم

داستان سکسی:

ماموریت با یاسمین

سلام به همه دوستان این داستان که الان میخوام براتون تعریف کنم مال چند ساعت قبل هستش هیچ اسراری هم ندارم کسی باور کنه ولی دروغ نیست و عین حقیقت و مینویسم من بار دومم هست که دارم داستان مینویسم که اولیش و خودم ندیدم تو این سایت بزارن تا بقیه بخونن ولی بازم اینو مینویسم به این امید که برای کاربرای عزیز گذاشته بشه . خوب بریم سر داستانی که میخوام بگم .
من 35 سالمه نه چاقم و نه لاغر چند وقت پیش با یه خانوم مطلقه 33 ساله توی یک چت روم اشنا شدم و اهل مشهد بود من هم خودم تهرانم و به اقتضای شغلم ماموریتم اکثرا و همه جا میرم .

داستان سکسی:

دوستت دارم لیلی

سلام دوستان. بی مقدمه برم سر سکس شانسی با لیلی جونم. آنشب بیخوابی به سرم زده بود.تاساعت پنج صبح تو سایتها و وبلاگهامشغول بودم.تازه چشام گرم خواب شده بودکه باصدای زنگ گوشی خواب از چشام رفت. گوشیو کنارگوشم گرفتم،
الو،
سلام ببخشید آقا درخصوص اطلاعیه استخدامتون مزاحم شدم.
آنطرف خط صدای خانم جوانی بودکه خواب ازچشمام ربود
من، باحالت خواب وبیداری گفتم خانم خدا خیرتان جای دیگه بده نمیشه دقت کنید.خواب صبح روز تعطیلمو خراب کردی.
خانم یکدفعه گفت آی دلم خوش بیدارتان کردم حالا دلم خنک شد.

داستان سکسی:

اولین سکسم با الهام

سلام... این یک خاطره ست... اسمم امیره و21 سالمه و دانشجوام... تعریف نباشه خوش قیافه ام و فیتنس کار میکنم و بدن تراشیده عضله ای و خوبی دارم پارسال بود که با دوست دخترم بهم زدم وخیلی ناراحت بودم ومیخواستم حتی واسه فراموشی اون با هر کی شده باشم...روزا گذشت و یکی از دوستام گفت میخواد منو با یکی آشنا کنه با دوست دخترش و دوستش من و دوستم رفتیم بیرون... دوستش ی خانم 23 ساله بود که تازه جدا شده بود و تقریبا شرایطی مثل من داشت کمی که با هم حرف زدیم ازهم خوشمون اومد پیش خودم گفتم زن خوبیه و میتونم باهاش باشم...

داستان سکسی:

من و شوهر مشتریم

سلام نسرین هستم و 33 سالمه. حدود سه ساله که طلاق گرفتم و با پدر و مادر زندگی میکنم البته اکثر وقتا تو آرایشگاه مشغولم و خیلی وقتا هم با دوستام هستم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - زن مطلقه