شما اینجا هستید

زن مطلقه

ماجرای من و رعنا

سلام خدمت دوست و اشنایان عزیز اسمم امیر هستش عاشق سکسم افکارم روشن فکری و اروپاییه اهل ضربدری اینام تیپ و قیافم خوبه اما کمی خجالتی هستم .نصف دوران دانشجویی رو تبریز گذاراندم دوران نسبتا بدی نداشتم رفیق باز نبودم بیشتر با هم خونه ای که داشتم با اون پایه بودم سکس ضربدری شب نشینی مینی پارتی های ۴ ,۵نفره تا اینکه من اومدم شهرمون واسه خاطر مشکلاتی که پیش اومد و پدرم مریض شده بود نتونستم ادامه بدم خوش گذرونی هامو. بعد اومدنم یه دوست دختر از اشنا ها پیدا کردم یعنی بیشتر اون ازم خوشش میومد بعد خوشگذرونی هامون با هم که بعدن تعریف خواهم کرد ارتباطم باهاش تموم شد .

داستان سکسی:

الماسی در سرزمین خاکستری

دروغ به دور از ذات انسانیت می باشد و این صداقت هست که انسان بودن را معنا میکند. این داستان براساس تخیل نویسنده می باشد و شما مختار در خواندن یا نخواندن آن هستید.

داستان سکسی:

سکس با مریم زندایی سابقم

سلام دوستان . اسم من طاها هست و 25 سالمه با هیکل و قیافه ی خیلی معمولی یه زن دایی به اسم مریم داشتم که 4 سال پیش از داییم جدا شده بود.از اونجایی که من زن داییمو خیلی دوست داشتم دنبالش میگشتم که پیداش کنم البته اینم بگم که تا زمانی که زن داییم بود هیچ نظری روش نداشتم و فقط به خاطر خون گرم بودنش دوسش داشتم.اما هر کاری کردم نتونستم پیداش کنم.

داستان سکسی:

کلاس خصوصی زبان

سلام دوستان، کامران هستم، 23 سالمه و مهندسی عمران میخونم، بدن یا قیافه چندان شاخی ندارم، کیرمم عین همه دوستان که مانوئل فرارا هستن 30 سانت نیست، در کل از هر نظر عادی، راستش داستانم شاید باورش سخت باشه، ولی خب یه جاهایی هم آدما خوش شانسن من از اوایل دبیرستان کلاس زبان میرفتم و قبل از دانشگاه تونستم نسبتا به حدی برسم که بتونم تدریس کنم، دانشگاه یه شهر تقریباً دور قبول شدم و از سال سوم خونه گرفتم و گفتم واسه کمک خرج و سرگرمی برم موسسه‌ها واسه تدریس درخواست بدم، توی بیتاکم هم زدم اگه کسی مایله باهام تماس بگیره

داستان سکسی:

تازه از خارج اومده بود

مهرانم 24 سالم این سکس تو شهریور اتفاق افتاد چند خط اول اشنایی از این جور چیزاست میخواین اینا نخونید برید زیر خط ************ با یه خانومی تو چت روم دوست شدم که مقیم کشور خارجی بودش یک سال شب روز باهاش چت میکردم اهل سکس چت وب دادن نبود ولی خب عکساشو میداد منم میدیدم اسمش نازنین بود 27 ساله طلاق داده بود شوهرش شهریور اومده بود ایران دو روز تو تهران میگشتیم اماکن عمومی موزه اینور اونور فقط دستشو میگرفتم اسمش نازنین بود.

داستان سکسی:

سکس من با دوست دختر شمالیم

سلام علی هستم 20 ساله,دانشجوی اصفهان دفعه اولمه مینویسم اما خداییش داستانم راسته,این قضیه بر میگرده به 1 سال پیش که هنوز وی چت تو بورس بود و فیلتر نشده بود,اونجا با یه دختر اشنا شدم به اسم سپیده,تو عکسش خیلی خوشگل بود اونم زود پا داد,من از اونجایی که دفعه اولم بود ,دوست دختر داشتم زود عاشق شدم,اون از اولش به من دروغ گفته بود خیلی چیزارو,اما بعد از 2 ماه راستشو بهم گفت که شوهر داره و یه بچه,البته داشت از شوهرش جدا میشد و مدتی بود که ازش جدا زندگی میکرد,بعد یه مدت که خجالتمون ریخت باهم سکس چت میکردیم و من عکس کیرمو براش میفرستم,اونم عکس سینه ها و کس و بعضی وقتا به زور عکس کونشو میفرستاد برام,

داستان سکسی:

سکس با خواهر زنداییم

سلام من مجید هیجده سالمه و هیکل ورزشکاری و بدن سفید و کم مویی دارم تابستون رفته بودم خونه داییم کرج که به صورت اتفاقی خواهر زن داییم هم اونجا بود و میخواست چن روزی بمونه اون یه زن نزدیک به سی سال و سبزه با سینه های بزرگ بود که از شوهرش طلاق گرفته بود .

داستان سکسی:

من و نرگس خانم سکسی

سلام اسم من ارشه 24 سالمه این خاطره که مینویسم واقعیت داره دلیلی نداره کسی اینجا خیال پردازی کنه حداقل من اینجوری نیستم کسانی که فوش میدن شخصیت خودشونو نشون میدن .......

داستان سکسی:

نزديك بود گرفتار شم

سلام. من سعيد هستم. اول بگم انشام خوب نيست و به بزرگواري خودتون ببخشيد. سعيد هستم. الان 31 سالمه و ماجرا برميگرده به سال 85. برعكس خيلي از اونايي كه خاطراتشون رو مينويسن خوشگل نيستم و چاق هستم. اون سال من مجرد بودم و آژانس كار ميكردم. خانواده مذهبي دارم كه به محرم و نامحرم خيلي حساسن. واسه همين تا دبيرستان كير وكس و سكس و... رو نميدونستم چيه. بگذريم.

داستان سکسی:

سکس مسیح و فاطمه

با سلام این یک خاطره از خاطرات من است اگه بخوام از اول واستون تعریف کنم خیلی زیاده پس اگه خواستید بعد از این خاطره بگید واستون مینویسم من مسیح ۳۰ساله متاهل با تیپ و قیافه معمولی از بدنم هم بخوام بگم یه کیر ۱۶-۱۷ سانتی و کلفتی یه مقدار از حالت معمول بیشتر دارم ۱۷۰ قد و وزنم هم حدود ۷۸-۷۹ فاطمه که من فاطی میگم بهش یه زن متولد ۶۸ وزن حدود ۵۳-۵۴ کیلو کمی از من کوتاهتر یه دختر داره که امسال رفت امادگی از اندامش هم سینه هاش کوچیک و یه جوری که به دل نمیشینه اما در عوض یه کس تپل با چوچول های بزرگ و کون تقریبا گنده فاطی زن داداش داماد ما میشه و الان که این خاطره رو مینویسم طلاق گرفته اما پارسال که ی

داستان سکسی:

سفر زیارتی و مهماندار حشری

سلام يه راست ميرم سر اصل مطلب حدود سه سال پيش بود رفتم مشهد به همرا داداشمو دوتا از دوستانم يه سوئيت گرفتيم كه نزديك باشيم به حرم وقتي رفتيم تو يه خانم حدود 30 ساله براي دادن سوئيت اومدن پشت ميز با دادن مشخصات و كارت ملي و پول مورد نظر براي چهار روز خانم كليد اتاق به ما دادو با راهنمايش رفتيم تو اتاق دوروز از رفتنم گذشته بود سوئيتي كه به ما داده بود آخرين طبق بود كه يه اتاق بود و يه حياط بالاداشت كه كارهاي شستن ملافه و پهن كردنشونو انجام ميدادن

داستان سکسی:

اون همه ی دنیام بود

من مثل هر پسر دیگه ای تجربه ی دوستی یا چند مورد سکس یا معاشقه با چند تا دختر داشتم خب این بیشتر واسه ی نیاز عاطفیم بود تا سکس . ولی نمیدونم چطور شد که با دیدنش زندگیم زیرو رو شد ترانه رو میگم انگار توی اون مهمونی خصوصی هیچکس رو نمیدیدم فقط اون از جلوی چشام میومد و میرفت خشگلی وخوش هیکلیش یک طرف وقار ومتانتش یک طرف تاحالا ندیده بودمش چون وقتی خیلی زود ازدواج کردو واسه کار شوهرش رفته بودن یک شهر دیگه وحالا بعد ده سال برگشته بود

داستان سکسی:

جان، لاپات بادنجان

سلام دوستان میخوام یه خاطره خوبی که داشتمو تعریف کنم من اسم محمده ۱۸ سال دارم چاقم نیستم بچه شمالم داستان سکس من از اینجا شروع شد که دختره همسایمون شبه عقد کنانش بود همه زن ها اونجا بودن و مردا خونه ما منو داداشه عروس که اسمش مسعوده زیادم این بچه رو کردم (بیخی) هیچی رفتیم که غذارو از خونشن بیاریم ایون خونه ما اگه سرپا وایستی تا کمره منه ماله اونام همین طور دید داشتیم بهم رو ایوان دخترا کوچه نشسته بودنو پچ پچ میکردن که وقتی از رو دیوار خواستیم سینی غذازو بگیرم مسعود پیچوند کونگشاد بود یکم با خواهره عروس که اسمش فاطمست صحبت میکردیمو میخندیدم که خانم خیلی وقته از ما خوشش اومده بود ما گاو

داستان سکسی:

سکس با الهه

سلام به همه دوستان شهوانی خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به دو سال قبل هستش اول بگم من قدم 179 وزنم 76 و از نظر سکسی شدیدا خرابم یعنی مست مست و به طرفم خیلی حال میدم. من توی یک شرکت کار می کردم که تقریبا میشه گفت سرم خیلی خلوت بود و اکثر روز رو بیکار بودم یک روز با نامزدم بحثم شد و منم چون خودم رو سرگرم کنم به چندتا شماره زنگ زدم یکی از شماره ها جواب داد منم قطع کردم بعد پیام داد شما؟ منم زنگ زدم گفتم ببخشید اشتباه گرفته بودم. صحبت تموم شد بهش اس دادم راستی خانوم چقدر صدای شما زیباست.

داستان سکسی:

وصال من و مریم

سلام به همه امیرم31 سالمه،تابستون25 سالگیم بود رفتیم دهاتمون تفریح اونموقع احمدی نژاد طرح داده بود برا باسازی روستاها اب دهاتمون قطع بود ملت میرفتن از چشمه اب می اوردن،خونه بغلی بابابزرگم یه خانواده 3 نفره زندگی میکرد که از بهار میومدن دهاتو پاییز که میشد میرفتن شهر،اونروز مریم دخترشون دبه به دست زد بیرون،نفهمیدم چی شد دنبالش راه افتادم،تو راه به خوشگلیش به اندامش به همه چیز ذهنم رفت،به بازی کردنای بچگیمون تو حیاط اوه برار.....بگذریم برا خودش جیگری شده بود

داستان سکسی:

اولین سکس شیرین زندگیم با نسرین

من علی24 سالمه با ی قیافه ی خوب.خاطره ای که میخوام براتون بگم برای همین چند وفته پیشه.توی چت با ی خانومی آشنا شدم که 10 سال از خودم بزرگتره و اسمشه نسرینه.از شو هرش طلاق گرفته و ی دختره 6 ساله داره.رابطه ی من این خانوم در حد ی دوستی ساده بود تا اینکه ازم دعوت کرد که با هم بریم بیرون.با هم شام رفتیم بیرون.بعد از شام کمی تو بیرون چرخ زدیم تا اینکه به من پیشنهاد داد امشب با هم بریم خونش تویه آریا شهر.

داستان سکسی:

سوز میاد

از کجا بگم براتون طرف خیلی پرو بود.هروقت تو محلمون بالا پایین میکردم چشم تو چشم میکرد باهام .از خودم تعریف نمیکنم ولی خدایی بدک نیستم.تو محلمون ی جورایی همه آشنا و فامیلن ماهم الآن 20 سال تو محلیم جای ریسک ندارم ولی خدا وکیلی بچه پرو بود.خب حالا میرم سر اصل مطلب.اسمش فرزانه بود متولد سال 73ولی زود شوهر کرده بود و شوهرشم افتاده بود زتدان ولی اون غیابی طلاق گرفته بود.(زن شوهردار خط قرمز منه)مطمئن که شدم طلاق گرفته رفتم رو مخش ی روز که تو پارک نزدیک خونمون دیدمش شمارش ازش گرفتم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - زن مطلقه