شما اینجا هستید

جنده

ماجرای من با جنده و سرباز نیروی انتظامی

سلام به بچه های شهوانی ,اسم من آزادبخش هستش و ۳۲سالمه خاطره من بر میگرده به زمانی که ۲۴سالم بود در اوج دوران بیکاری و ولگردی تو خیابونا و دختر بازی .من یه رفیق داشتم به اسم محمد و همه گنده کاریهامون با هم بود .یکی از روزهای تیرماه سال ۸۴بود که ساعت ۱۰با موتور زدم بیرون که دوستم محمد رو دیدم اونم از من بیکارتر سوار ترک موتور شد و رفتیم تا یه تیکه ای گیر بیاریم تو خیابو بودیم که محمد گفت وایسا مه خودشه یه زن ۳۰/۴۰ساله به بدنی ردیف گفت بچه ها اینو زدن زمین بهش گفتم مطمینی گفت اره رفتیم دنبالش به محمد گفتم تو با موتور بیا من پیاده پشت سر زنه هستم تا یه جای خلوت باهاش حرف بزنم یه نیم ساعتی دنبال

داستان سکسی:

جنده سن بالا

سنم 35 سالی میشد.نه قیافه قشنگی دارم.نه هیکل ناز.نه پول خوبی که کسی بیاد طرفم.خلاصه هیچ نداشتیم.یه حقوقی داشتم که اونم بدرد اب و برق خونه میخورد.سنم داشت میرفت بالا و زن ما شده بود ماهواره.تا کانال سوپرش قطع میشد ما هم میشدیم عین امشی زده ها.گریه میکردم تا صبح بشه دوستمون بیادو کاری واسه ما کنه.
بگذریم.با یک زنی اشنا شدیم که تو یکی از شهر های جنوبی شرکت خدماتی داشت.یه چندتایی اقا و خانم تو دفترش کار میرکردند.کارشون هم نظافت و انجام کارهای خونه بود.
یه روزی از ما پرسید چرا زن نمیگیری؟
ما هم مشکلاتی رو زدیم به همو دادیم تحویل ای زن بدبخت .

داستان سکسی:

سکس اول،حیف150تومن

سلام.من اون موقع15سالم بود وهیچ تجربه ای ازسکس نداشتم یه رفیق داشتم که خیلی با زنای فاحشه سرکارش خوب بود.من یادمه بیش از30بار بهش میگفتم داداش براماام یکی روجورکن ولی هردفعه بهانه ای می اوورد خلاصه باهزارمکافات یه شماره بهم داد که گفت زنگ زدی بگو از طرف نعیم زنگ میزنم منم سریع رفتم از تلفن عمومی زنگ زدم اسمش سوگل بود که معروف به سوگل123 شاید دوستای تهرانیم اهل پارک وی این ورابشناسنش که البته دراخرشمارشم براتون مینویسم خلاصه ازتلفن عمومی که زنگ زدم زیادم امیدی نداشتم که شماره واقعی باشه /جواب داد وبدون هیچ مقدمه ای گفتم سلام سوگل جون من ممدم از طرف اقانعیم زنگ میزنم گفت ازعمومی زنگ میزنی گفت

داستان سکسی:

چقدر راحت جنده شدم

سلام سحر هستم18ساله از16 سالگی با دوست پسرام عشق بازی میکردم اما سکسی درکار نبود من خیلی تنوع طلب بودم و با دوستام بیشتراز دو سه ماه نمیموندم تا اینکه 17سالگی برای خرید شارژر گوشی وارد ی مغازه موبایل فروشی شدم ی پسر خوشتیپ خوشکل تو مغازه بود خیلی ادم آرومی بود ازش خوشم اومد بدون هیچ عکسالعمل ضایعی شارژرخریدم اومدم بیرون چند روز بعد دوباره ب بهونه گوشی رفتم مغازش و کلی چرت گفتم و سوال پرسیدم اما خیلی مغرور بود ی جوری رفتار میکرد انگار منظورمو نمیفهمه من ک آمپر چسبونده بودم اومدم بیرون گذشت تا چند روز بعد ک از ی جایی میومدم (کنجکاو نشید نمیگم کجا)ب هر حال کلی وسایل پیشم بود و برای خونه ی سرس

داستان سکسی:

تلکیس

خوب یادمه کی وختی 11 سالم بود برای اولین بار ابم ریختم بعد از 2سال کیرم 17سانتی متری شد دنبال یه کس خوب تو نارمک میگشتم . مدتی گذشت تا یکیرو پیداکرم اسمش هاله بود بهش اس ام اس کردم که ساعتی چند ؟ گفت شما؟ گفتم مشتری گفت که 30 هزار ادرس خونشو گرفتم.

داستان سکسی:

جوراب شلواری (1)

قسمت اول
چون توضیح شاید یکم زیاد باشه از جایی که دو خط هست(====) داستان سکسی آغاز میشه
اما خوندن کل داستان خالی از لطف نیست
- دیالوگ من
* دیالوگ افسانه
26اسفند ماه بود و دومین سال دانشگاه ساسان دوستم که 7سال همسایه دیوار به دیوار بودیم.
دانشگاه ساسان شهرستان بود و اونسال باباش براش یه 60متری اجاره کرده بود که مثلا برا درس خوندن راحت باشه. قرار شد من و ساسان با هم بریم (به خاطر نصب ماهواره و ... اگه باباش اینا میفهمیدن همه چی بهم میریخت . برای همین قرار شد با هم بریم.....)

داستان سکسی:

دختری که کس بانک داشت

فدای همه دوستای شهوانی، من فرزینم حالو حوصله اندازه گرفتن کیرموندارم وقد ووزن وبقیه کس شعرا که بقیه میگن یکی میگه کپی برابراصل جومونگم ولی کیرم 8برابرکیرمارک هنری هستش. من منم 22سالمه

داستان سکسی:

کس نکرده نزدیک بود کونمونم به باد بره

داستانی رو می خوام براتون تعریف کنم که شاید تو روزه اتفاق افتادنش از ضد حال ترین روزها بوده ولی بعد از گذشت چند سال جزو خاطرات شیرین شده جوری که هروقت برای دوستام تعریف می کنم کلی باعث تفریحشون می شه. حیفم اومد بعد چندسالی که دارم از داستانای قشنگتون لذت می برم این داستانو تعریف نکنم .شاید شنیدنش خالی از لطف نباشه ولبخند رو واسه چند ثانیه ام که شده گوشه ی لباتون بنشونه

داستان سکسی:

جوونی کجایی که یادت نخیر

اَه اَه هر وقت یادش میفتم حالم از هر چی دوران جوونیه بهم میخوره. اصلا یادم نمیره. اون روزا برا کنکور درس میخوندم. عجیب بود با اینکه ذهنم مشغول درس بود ولی همش تو فکر سکس بودم. انگار هر چی بیشتر درس میخوندم کیرم بیشتر انرژی می گرفت. اون زمان کار جوونا دور هم جمع شدن، کرایه کردن یک دستگاه ویدیو و تماشا کردن چند تا فیلم سکسی پشت بندش هم یک جلق دسته جمعی بود. کمتر کسی دوست دختر داشت. داشتنش هم بی فایده. چون اونا پا بده نبودن. اصلا دوست دختر برا حال کردن نبود. برا عاشق شدن و ازدواج کردن بود. اصولا همه جلق میزدن. همه فرمول معجون رو بلد بودن. منتها کیراشون کج بود.

داستان سکسی:

کوس دینامیتی

سلام من سهيل هستم اين خاطره اولين سکس منه يعني وقتي 20 ساله بودم تا اون موقع اصلا هيچ سکسي نداشتم تا اينکه ما تونستيم يه آپارتمان بخريم قرار بود تا دو هفته ديگه اثاث کشي کنيم اما قبل اون, خونه جديدمون يه خورده ريزه کاري(گچ کاري ولوله کشي)داشت خلاصه روزا تو خونه بنا و لوله کش کار ميکردن اما از 6عصر به بعد خالي بودتا اينکه پسرخالم که ميدونست خونه خاليه بهم زنگ زد وگفت دوست داري برا امشب يه جنده جور کنيم ببريم خونه,اولش مردد بودم چي بگم ولي بعدش گفتم باشه ولي جنده از کجا بياريم که پسر خالم گفت اون بامن خلاصه به يه جنده زنگ زدو ساعت 8قرار گذاشت تاساعت 8 هزار جور فکر از سرم گذشت از اينکه چه طوري

داستان سکسی:

کس کردن در مالزی

سلام
خاطره ای واقعی اما دردناک را واستون میگم.
با دوستم رفته بودیم مالزی واسه گشت و گذار
روز اول که رفتیم بگردیم یه تاکسی گرفتیم که ما را ببره محله چینی ها. راننده تاکسی ما را تو مسیر با یه هتل آشنا کرد. ما را برد توهتل و بخش پذیرش ما را معرفی کرد. بعد از کمی صحبت متوجه شدیم میخوان دختر واسه سکس بهمون معرفی کنن. یه دفعه دیدیم چند تا دختر با سن 18 تا 22 سال اومدن داخل، خیلی خوشکل و خوش اندام بودن. قیمت اونها 150 رینگت بود که فکر کردیم کمی بالاست و گفتیم واسه بعد.

داستان سکسی:

سكس با جنده بلوند

اسمم نیما هستش و 17 سالمه و كیرم 18 سانته و 178 قدمه و 58 كیلو وزن لاغرم و كیرم هم خیلی خوش تراشه و كلاهكش هم خیلی بزرگه و میخوام از بهترین سكسم با یه جنده به اسم سحر بگم اشنایی ما دو تا از روزی شروع شد كه من رفته بودم بازار پیش دوستم كه تعمیرات موبایل داره خواستم اگه داره یه گوشی كار كرده ازش بخرم داشتم باهاش صحبت میكردم كه یه خانم ابوالباسن (سحر) وارد مغازه شد و گفت كه یه گوشی داره واسه فروش منم نگاه گوشیش كردم وپسندیدم و بهش گفتم كه برا چی میخواد بفروشه كه گفت پول احتیاج داره منم با رضایت خودش شمارمو دادم بهش كه قرار بذاریم یه جایی تا من پول ببرم و گوشیشو بخرم رفتم خونه فردا صبح سر كلاس

داستان سکسی:

سکس و سوزاک

سلام دوستان خاطره ای که میخوام براتون بگم بر میگرده به سال 74 اون موقع من 18 سالم بود تو یه شرکت مهندسین مشاور کار میکردم در ضمینه آزمایشگاه مکانیک خاک
اول از خودم بگم یه آدم خیلی معمولی با قد 196 و وزن 75 کیلو بودم مثل بقیه آدمها نه خیلی خوشتیپ بودم نه وضع مالی خوبی داشتم پدرم از اول دبیرستان به خاطر تجدیدی پول تو جیبیمو قطع کرد و چون آدم مغروری بودم رفتم سر کار و دیگه ازش پول نگرفتم
روزها کار میکردم و تو مدرسه شبونه درس میخوندم

داستان سکسی:

تو كف كسشم

سلام،من مسعودم،20 سالمه،حدود 180 قدمه و حدود 66 كيلو وزنمه.
فكر میكنم 2~3 ماهی هست كه میامو داستان های این سایتو میخونم.از اونجایی كه میدونم چه فحش هایی ميدين،خواهشمندم لطف كنید و فحش ناموسی ندین.
قضیه بر میگرده به پارسال كه من حسابی هوس كس دختراي جنده رو كرده بودم،واسه این میگم دختراي جنده چون دوست ندارم كسی بدست من جر بخوره!
راستی كيرم متوسطه و حدود 15~16 سانته،ولی خوب كلفته.
مامان و بابام پنجشنبه ها از صبح نزدیكاي ساعت 8 تا تقریبا 2 بعد از ظهر ميرن خرید،صبح كه ميرن پنجشنبه بازار برای خرید ميوه و سبزیجات و بعدش برای خرید مرغ و چاي و برنج و اینجور چیزا.

داستان سکسی:

کیر بی معرفت من

سلام.اولش بگم که تمامی اسامی مستعار هستند
زمان وقوع:خرداد 92 مکان:استان البرز
در حساس ترین لحظه زندگیم کیرم منو تنها گذاشت به این دلیل تا آخر عمر نمیبخشمش.من دانشجو هستم 23سالمه اسمم اقا صادقه.کلا زیاد حشری میشم وبا دیدن کوچکترین صحنه سریع هالی به هولی میشمو راست میکنم.چند بار توی تاکسی که کنار جنس لطیف نشستم کیر گرامی آبرومو برده چند بار هم جلو دختر عمم ضایع شدم که اصلا دوس ندارم بهش فکر کنم بیخیال.....

داستان سکسی:

شیدا جنده ی نطلبیده

با سلام به همه دوستای شهوانی.م هستم از زنجان. داستانی که براتون مینویسم مربوط به سه ماه پیشه.من یه شرکت تولیدی دارم.حالا چه شرکت تولیدی بماند.اصل موضوع سکس با شیداست که دوست دختر یکی از کارمندام بود که اسمش محمد بود که باهم دوست صمیمی هم بودیم.محمد هم یه پسر خوشتیپ و خوش صحبت بود که تا دلتون بخواد سکس داشته.بزرگ و کوچیک که چندین بار بهم تعریف کرده بود.که چندین بار از جنده هایی که کرده بود و بهم تعارف کرده بود که قبول نکرده بودم و همش بهش نصیحت میکردم که کوس بازی نکن به گا میریو از این حرفا.

داستان سکسی:

خاطرات بیت القدرت

داستان از جای شروع شد که قدرت ضامن دوستش شد.و دوستش پس از مدتی فراری شد و خانه قدرت به مزایده گذاشته شد.وچون قدرت ادم کله خرو شری بود بانک حریف گرفتن خانه قدرت نمیشد.و قدرت به پسرش گفت:که انجا را خالی نکن که ما و جواد(پسر قدرت)شب و روز انجا بودیم.
اصل داستان از انجا شروع شد که اولین بار مرتضی دوست ساتیار دوست خانمش را به این خانه اورد.و ما4نفر در یکی ازاتاقها بودیم،انها به اتاق سکس رفتن،که ما از شق درد داشتیم میموردیم مخصوصا وقتی که صدای اخو اوخ اون بلند شده بود که فرزاد(یکی از اعضای بیت القدرت) پیشنهاد داد که بریم عمه مملی رو بیاریم.

داستان سکسی:

كيري براي هميشه

آخر سال 91 بود و سرم شلوغ، مجبور بودم برم نمايشگاه گلف فود، بازم رفتيم هتل مسكو، اما ديگه اون هتل قديمي نبود،‌عوضيا نميذاشتن دختر ببريم بالا و اين يعني تو يه شب فقط ميتوني با يكي بخابي و يه پول ديگه هم بايد بابت اتاق بدي، به هر چي شماره تو گوشيم داشتم پيامك دادم، اما جوابي نيومد، كون لق پول و صد چوق داديم و وارد ديسكو هتل شديم، واي كه چه غلطي كردم، زير 700 چوق گيرم نيومد تا اينكه ليلا رو ديدم، ليلا يه عرب بود كه سري پيش من زده بودمش ولي رفيقم سعيد كردش، منم يه عرب ديگرو كرده بودم
خلاصه كلي خوشحال شدم، اما مثل سري هاي قبل كيرم راست نشد!! همش استرس تخميه كاره

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - جنده