شما اینجا هستید

زن شوهردار

زیباترین سکس با طناز

با سلام به همه اين داستان كاملا واقعيه پس ازش لذت ببريد يكم از خودم بگم پسر خوش تيپ قد185 وزنم78 هيكل ورزشكاري آخه8 ساله بوكس كار ميكنم سنم 20 ساله اسمم سعيد حالا يكم از عشقم بگم اسمش طناز يه بلوند خوشگل كون تپل سينه هاي فوق برجسته كس خوشگل هروقت مانتو ميپوشه هميشه سينه و كونش ميزنه بيرون بچه هاي محل آرزوشون اين بود كه قبل از مردن يه بار بكننش هروقت رد ميشد همه چشمشون به كون طناز بود لامصب هميشه مانتوي تنگ ميپوشيد حدودا 26 سالش بود شوهرش كارمند بود صبح ميرفت شب برميگشت آدم بي عرضه اي بود حالا بريم سر اصل داستان من چند روز در هفته ميرم دانشگاه يه روز كه برميگشتم ساعت حدودا 2 ظهر بود از تو كو

داستان سکسی:

دوستی با کسی که تحقیرم کرد

سلام دوستان قبل از هر چیزی باید تشکر کنم بابت ابراز لطف و محبتتون در مورد داستانهای قبلی که نوشته بودم
سکس و سوزاک
کردن کون بابای دوستم

داستان سکسی:

آسیه زن محجبه و مذهبی

یک سال بود که از شرکت به خاطر شکایت برخی از نسوان اخراج شده بودم .متاسفانه در اوایل کار ناشی بودم و به هر زن و دختر خوشگل پیشنهاد سکس می دادم .این شد که نسوان دست به دست هم دادن و زیرآب مارو زدن و ازشرکت اخراج شدم .یکی دوماهی بیکاربودم تا به پیشنهاد یکی از دوستان زدیم توی کار لوازم ارایشی و شدیم سرخاب و ماتیک فرو ش!!

داستان سکسی:

سعید دست به کیر و زن علی آقا

سلام دوستان شهوانی عزیز
راستش ادعایی داستان نویسی ندارم
میخوام خاطره ای اولین سکسموبگم
من یه ادم معمولی هستم امابارویاهایی غیرمعمول
من الان28سالمه واین خاطرمال 6ماه قبل هست
نگیدچقدردیرسکس داشتم که گیرم نیومد
خلاصه ما زمان دانشجویی روتمام کردیم بدون سکس
مثل بقیه فامیل اهل دل وبامعرفتم هم نداشتیم که باهم سکس بکنیم
بامحارم هم مخالفم درحدتیم برزیل
خدمت مقدس والافی سربازی را هم بابدبختی وبرجک نشینی وخایه مالی و,,,, تموم کردیم بازم بدون سکس دیگه داشتم عقده ای میشدم خدایش زشتم نبودم نمیدونم چراکسی باهام دوست نمیشد

داستان سکسی:

گوزیدن فریبا همان وگائیدن کونش همان

دوستان اسم من پیمان هستش والان32سالمه این خاطره بر میگرده به حدود 5ماه پیش.من متاهلم ودر همسایگی دیوار به دیوار منزل برادر خانمم زندگی میکنم.زن برادر خانمم اسمش فریبا و31 ساله هستش .من همیشه بد جوری تو کفش بودم ودلم میخواست یجوری بکنمش اما فریبا خانم از اونا نیست که بخواد با کسی سکس کنه.اینم بگم فریبا خانم خیلی خوشگل وقد نسبتا خوب با باسن نای تپل وگوشتی که وقتی راه میره از زیر دامن یا تو شلوار لی آدم رو حشری میکنه وسینه های با سایز حدود80وچهرهای بسیار جذاب که دبیر هم هستش.از قضا موعد بر پاشدن مقدمات عروسی برادر کوچیکه خانمم رسید وداشتیم دست وپاجمع می کردیم وآماده میشدیم واسه عروسی.شبی دور ه

داستان سکسی:

مریم زن شوهردار حشری

سلام دوستان من شاهین هستم و این داستانی رو که میخوام بگم مربوط میشه به پارسال
من 32 سالمه و تو یک بوتیک کار میکنم یک روز یک خانومی(مریم) امده بود خرید که من دیدم خیلی حال میده هی به من نگاه میکنه
بعد یواش یواش سر حرفو بازکرد و با سوال ذرباره اجناس شروع کرد منم خیلی مودب و با شیطنت جواب دادم اخر کار که می خواست بره خودمو بهش رسوندم و ازش شماره گرفتم همون روز واسش چند تا اس عاشقانه دادم اولش ناز میکرد بعد شروع کرد به اس دادن منم که دیدم خودشه چند تا جک سکسی باش فرستادم اونم اس داد که بفرس خیلی با حاله منم هرچا جوک سکسی داشتم براش فرستادم و حسابی با هم رفیق شدیم

داستان سکسی:

سکس با مامان بهترین دوستم

سلام دوستان عزیزم
نمیخواستم این داستانو تعریف کنم ولی دیدم با تعریف کردن این داستان کیر خیلیا بلند میشه وسعی کردم زیاد وارد جزئیات نشم پس میرم سر اصل مطلب

داستان سکسی:

عاقبت عشق عفت

سلام اسم من علی 28سالمه من الان بیکارم واومدم یک خاطره براتون بگم درسته زیاد خوب نمبنویسم چون من ترکم وزیاد فارسی بلد نیستم بگذریم پارسال ما یک همسایه ای داشتیم که اسمش عفت ویدونه پسر سه ساله داشت من باهمسرش دوست بودم وبعضی موقع میرفتم خونه شون .من عفت را خیلی دوست داشتم وحاضر بودم جونمم بدم من میخواستم باهاش ازدواج کنم اما نشد یه روزخونه بودم دیدم شماره ناشناخته ای بهم زنگ زد برداشتم دیدم عفت جونم هست گفت ببخش دست محمد خرده به گوشی پسرش بود منم گفتم اشکال نداره بعد قطع کرد با خودم فکر کردم که اون سه سالشه چطوری گوشی روباز کرده وزنگ زده اونم گوشی لمسی رو بعد از 20 دقیقه دیگه بازم زنگ خورد ب

داستان سکسی:

قوقوشم با کون خوش فرم

دسلام به همه دوستان شهوانی .من چند وقتی به این سایت سری میزنم و تقریبا همه خاطرات دوستان رو میخونم .و لذت میبرم و از همه اونا ممنون .وتا حالا فحشی هم ندادم .ادمی که فحش میده نه شخصیتی داره و نه خانواده درست حسابی .بگذریم

داستان سکسی:

قصه های سکسی مجید

یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود.سلام بچه های خوب و بد. ماجرایی که میخوام بگم سال قبل اتفاق افتاد. با وجود تجربیات سکسی زیاد که با آدمای مختلف داشتم ( البته منظورم مونثه هااا ) میخوام ماجرایی رو براتون شرح بدم که شاید خیلی سکسی نباشه و یه سوالی هم آخر ماجرا میپرسم و دوست دارم جدا از نظراتتون درباره ماجرام جواب واقع بینانه شماها رو درباره سوالم رو هم بشنوم. ضمنا این ماجرا رو همین الان دارم مینویسم تا بفرستم حال اینکه برم چک کنم و ببینم غلط املائی داره یا نداره رو ندارم پس اگه احیانا جایی اشتباهی تایپی دیدین نگید اوه سواد نداری.

داستان سکسی:

هنوز عذاب وجدان دارم

سلام به همه ایرانیا. برا اولین بعد 4 سال کیرم راست شد برم یه سر به جند تا سایت سکسی بزنم. از وقتی که ازدواج کردم د؛یگه وقت این جور شیطنتهارو ندارم اومدم تو این سایت چشمم خورد به یا داستان به نام سکس با زن شوهردا ر ممنوع. یهو یاد دوران مجردی افتادم و عذاب وجدانی که هر از گاهی میاد به سراغم. داستان از جایی شروع میشه که من مجرد بودم و تو یه آژانس کار میکردم.روبروی یه کوچه بالا تر از آژانس یه دفتر امور مشترکین بود که از آژانس ما کد گرفته بود تو این دفتر هر از گاهی من میرفتم کارامو انجام میدادم یه خانوم خشگلی اونجا کار میکرد به اسم ''' باورتون شاید نشه اما یادم نمیاد اسمشو.

داستان سکسی:

حال اساسی با کیر دلخواه

سلام دوستان سایت شهوانی. من یه زن 25 ساله هستم که6 ساله ازدواج کردم اما تا حالاهیچ خیری از کیر شوهرم ندیدم .هم خیلی کوچک وهم خیلی زود آبش میاد. در ضمن وقتی تریاک مصرف میکنه زمانش طولانی تر میشه ولی چه فایده فقط خودش لذت میبره! 4 سال از زندگی با سرد مزاجی وسکس معمولی با شوهرم داشتم.

داستان سکسی:

سکس در نخلستون با کیر عرب

با سلام خدمت همه ي خوانندگان داستان من
من رویا هستم 29 سالمه بچه کرمانشاه هستم توي سن 19 سالگي ازدواج کردم دو تا پسر 6 ساله هم دارم که دوقلو هستن اسم شوهرم فرهاده 36 سالشه خيلي دوسش دارم يه کوچولو چاقه هيچ چي برام کم نميزاره بجز ارضاء تو سکس آخه کيرش کوچيکه حدودا 8 يا 9 سانته نازک هم هست خيلي زود هم آبش مياد
بزارين از خودم بگم قدم 172 سانته 70 کيلو هستم سينم درشته يه کوچولو شکم دارم رون و باسنم گوشتيه پوستم مثل برفه.

داستان سکسی:

رویا زن پسر داییم

سلام. بچه ها من اسمم اشکان هست. ساکن کرج.23سالمه.
داستان از روزی شروع شد که 18ساله بودم که پسر داییم ازدواج کرد.یه دختره 17ساله ناز و لاغر و مانکن. همون روز اولی که زنشو دیدم تو تخیلاتم باهاش تو سکس بودم.اسمش رویا بود.یه سال از من کوچیکتر.
بعد ازدواجشون رویا خانوم کمی چاق شد و هیکلش رو فرم افتاد.وقتایی که میومدن خونه ما من فقط چشمم دنبال باسنهای نازش بود و هر بارهم که میومدند میرفتند یه جلق درست حسابی تو سکس خیالیم باهاش می زدم.

داستان سکسی:

من و زن پسرخاله

سلام.اسم من رضا هست.من22سال سن دارم و در استان فارس زندگی میکنم.من یکی از پسر خاله هام که حدود 6سال ازدواج کرده که زنی بسیار خوشکل و زیبا رو سفید پوست داره البته کمی لاغر اندامه ولی خیلی بدن نرمی داره که از لحاظ خوشکلی میشه گفت تو اقوام ما تکه.دوستی ما از اونجایی شروع شد که خودش یعنی ندا خانم که 23 هم سن داره با اس دادن خودشو با من اشنا کرد البته اینم بگم که تا یه مدتی خودشو معرفی نمیکرد ولی خورده خورده بهش شک کردم ودیگه کامل فهمیدم که خودشه و اونم دیگه خودشو معرفی کرد.وواقعا برام خیلی تعجب اور بود که اون کجا و من کجا چون خیلی وضع مالیشون خوبه البته رابطه خانوادگیمون هم خیلی خوبه منم بد پس

داستان سکسی:

کس دادن من برا تفریح

سلام من رمیسام 24سالمه.خیلی وقته که بدون عضویت میام این سایت وداستانای سکسیشو میخونم.
میخام منم از قضیه خودمو براتون تعریف کنم...امیدوارم خوشتون بیاد
من4ساله ازدواج کردم اسم شوهرم سعیده زندگی خوبی داریم و تقریبا هرشب سکس داریم.خب بزارین یکم از خودم براتون بگم که هرچی بگم کم گفتم قدم175وزنم 59کیلوئه و چشمام سبزه وموهام بلونده رنگ پوستم برنزس و هیکل سکسی دارم

داستان سکسی:

فقط یه نفر تو ایران بود

سلام به همه دوستان
خب منم وقتی این سایتو دیدم علاقه مند شدم که داستانمو توش بزارم
من علی هستم 19 سالمه کیرم 13 سانته وقطرشم 5سانته اصلا قیافم خوب نیست نه اینکه زشت باشم ولی خوب نیستم بدن قشنگیم ندارم
اول اینکه این داستان واقعیت داره حالا اون دوستایی که باور ندارن نظرشون قابل احترامه لذا اگه داستانو خوندین خاهش میکنم اگه فهش دادین فهش خانوادگی ندین مرسی
این خاطره مال چند روز پیشه(13/4/1392)
پیش دانشگاهیم که تموم شد دنبال کار میگشتم راستش از کنکور ناامیدبودم میدونستم رتبه نمیارم

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - زن شوهردار