شما اینجا هستید

زن شوهردار

سکس با زن داداش حامله

سلام
من خیلی اهل نوشتن نیستم ولی خاطره ای که میخام بگم مال سال 85 هست وهنوز وقتی یادش میوفتم کیرم راست میشه!
اونموقع 20سالم بود و تازه دانشگاه گیلان قبول شده بودم.ما ساکن کرمانشاه هستیم.داداشم 3سال بود ازدواج کرده بود و ساکن تهران هستند.
زن داداشم چهره زیبایی داره وخیلی خیلی خوش لباس و خوش اندامه!وفوقالعاده مهربون و خوش اخلاق.
یه روز تعطیلات میان ترم اومدم تهران که از اونجا برم کرمانشاه.اولین بار بود که تنها میومدم خونه داداشم.

داستان سکسی:

سکس با زن استاد

داستان از آنجا شروع می‌شد، که استادی به خاطر سوء تفاهمی که در مورد من برایش پیش اومده بود، نمره‌هایی کم می‌داد و من همه درس‌های همان استاد را با نمره‌های کمی پاس می‌کردم. با خودش که صحبت می‌کردم انگار که گوشش بدهکار نیست و توجهی نمی‌کرد، به پیشنهاد یکی از دخترهای هم کلاسیم رفتم تا با خانمش صحبت کنم. آهان راستی یادم رفته بود که براتون تعریف کنم که خانم استادمون تو همون دانشگاه مشغول بود؛ خوشکل ترین خانم دانشگاه؛ که هر چی از خوش اندامی و خوش هیکلیش براتون تعریف کنم، کم گفتم؛ اصلا باورم نمی‌شد که همچین زن خوشکلی تو این دانشگاه مشغول باشه، راستش قیافه و تیپ استادمون هم دست کمی از خانمش نداشت.

داستان سکسی:

سکس پریسا در هتل

من پریسا 35 ساله چند سالی است که خارج از ایران زندگی میکنم با شوهرم و پسرم. من میخوام در مورد ماجراهای سکسیم که در اینجا پیش آمده بنویسم. و اینو بگم که اصلا نویسنده خوبی نیستم. ولی تمام ماجراها حقیقی هستند چون من اصلا نمیتونم از خودم داستانسرایی کنم . رابطه من با شوهرم بد نیست ولی از لحاظ ارتباط جنسی من همیشه در حسرت داشتن بیشترش بودم. شاید باور نکنین ولی ما ماهی یک بار و یا 2 ماه یک بار سکس داریم . که هربار خیلی کوتاه. من هیچ لذتی نمیبرم. همیشه دلم میخواست یه سکس واقعی با لذت را تجربه کنم. از شوهرم نا امید شده بودم.

داستان سکسی:

بهم گفت طلاق گرفته

سلام .من مرصادم 32ساله . با اولین دختری به نام عاطفه تو زندگیم کلاس پنجم دبستان اشناشدم بهد ازشش ماهی روم بهش باز شد و هفته ای یک یا دوبار به سختی برای جورکردن خونه خالی پیش هو میومدیم وسکس داشتیم البته اگرخونه خالی جور میشد بیشتر میکردیم

داستان سکسی:

تو همونی که از دختر های چاق بدت میاد؟

ساعت 4 عصر بود که پسر داییم(آرمان) زنگ زد که کجایی؟ گفتم: پیتزا سعید، گفت سر طوس ام پنج دقیقه دیگه با پروانه(دوست دخترش 17 ساله، چادری، یکم چاق، ولی سعید میگفت هم خوب ساک میزنه هم از سکس پشت خوشش میاد ) میایم دنبالت. گفتم باشه.
اومدن گفتن باید لادن خواهر پروانه رو هم بر داریم (بعدا فهمیدم 19 سالشه، این هم چادری، هم هیکل خواهرشه و یه ساله ازدواج کرده) لادن تا نشست تو ماشین شروع کرد داد و بیداد که چرا اینقدر طول دادید همش ماشین ها برام بوق میزدن آبروم رفت...

داستان سکسی:

مسافری که می خارید

باسلام من اشکان هستم 24 ساله.من دانشجوی رشته ی عمران هستم و برای پرداخت هزینه ی دانشگاه روزایی که بیکار هستم با ماشین بابام تو یه آژانس کار میکنم.تو یکی از روزا یه خانوم زنگ زد یه ماشین خواست و صاحب آژانس منو فرستاد منم رفتم جلوی درشون یکم وایستادم یه خانوم خوشکل که33.34 ساله بود سوار ماشین شد.باید بگم از نظر قیافه وهیکل فوق العاده و اندامی بود.وقتی نشست توی ماشین بوی عطرش مثل خودش فوق العاده بود.خلاصه تو حالوهوای بوی خوبش بودم که رسیدیم به مقصد.پیاده شد ازم خواست شمارمو بهش بدم تا هر وقت هرجا خواست بره به من زنگ بزنه تا ببرمش.بعد از این قضیه یک هفته گذشت زنگ زد و بهم گفت که برم دنبالش.منم

داستان سکسی:

کیوان و زن شوهردار

سلام خوبین شما
خیلی وقته دارم با این سایت حال میکنم واسه همین میخوام یکی از سکس هامو واستون تعریف کنم اگه بپسندید سکس های دیگمم واستون میگم
من اسمم کیوان هستش 27 سال سن دارم مهندس عمرانم و متاهل 3 ساله ازدواج کردم و زن زیبایی دارم البته زیبا در صورت چون واقعا صورت زیبایی داره اما اندامش متوسطه من همیشه عاشق قد بلند کون و سینه و رونهای درشتم که زنم نداره اینارو .
خلاصه 2یا 3 ماه پیش با یه زنی آشنا شدم متاهل و 11 سال از خودم بزرگتر که هر چی تو اندام میخواستم داشت خیلی با هم سکس داشتیم اما این آخریشو واستون مینویسم اگه حال کردین بقیشه اشو می نویسم .

داستان سکسی:

سکس با زن مردم

اسمم امید هست 29 سال دارم . (زمان و مکان داستان مهم باشه) یه روز تنهایی رفته بودم نمایشگاه بین المللی شهرمون موقع برگشت 4 تا خانوم به همراه یه بچه پیاده به سمت خروجی نمایشگاه در حرکت بودن وقتی رسیدم بهشون یه بوق زدم و کمی جلوتر وایسادم ، یکیشون که از همه کوچکتره اومد و گفت اگه ممکنه تا یه جایی برسونمشون . سوارشون کردم اونی که کوچکتر بود جلو نشست و سه تا دیگه عقب نشستن . تو راه خودشون سر حرف رو باز کردن و کمی حرف زدیم و از خودشون گفتن 3 تای عقبی شوهر داشتن و جلویی دختر بود .

داستان سکسی:

حدیث کس تنگ

سلام به دوستان شهوانی.داستانی که قصد دارم براتون تعریف کنم مربوط به چند ماه پیشه.زن یکی از دوستام که چند وقتی با شوهرش بحث کرده بود به خونه پدرش رفته، باهام تماس گرفت و ازم کمک خواست.منم که با اخلاق دوستم آشنا بودم قبول کردم کمکش کنم.خلاصه با دوستم صحبت کردم و پس از کلی فک زدن قبول کرد.دوستم از اون آدمایی که هیچ اهمیتی از لحاظ اجتماعی به زنش و خواهراش و کلا به زن جماعت نمیده.از اونایی که میگن زن حق بیرون رفتن نداره.

داستان سکسی:

زیباترین سکس با طناز

با سلام به همه اين داستان كاملا واقعيه پس ازش لذت ببريد يكم از خودم بگم پسر خوش تيپ قد185 وزنم78 هيكل ورزشكاري آخه8 ساله بوكس كار ميكنم سنم 20 ساله اسمم سعيد حالا يكم از عشقم بگم اسمش طناز يه بلوند خوشگل كون تپل سينه هاي فوق برجسته كس خوشگل هروقت مانتو ميپوشه هميشه سينه و كونش ميزنه بيرون بچه هاي محل آرزوشون اين بود كه قبل از مردن يه بار بكننش هروقت رد ميشد همه چشمشون به كون طناز بود لامصب هميشه مانتوي تنگ ميپوشيد حدودا 26 سالش بود شوهرش كارمند بود صبح ميرفت شب برميگشت آدم بي عرضه اي بود حالا بريم سر اصل داستان من چند روز در هفته ميرم دانشگاه يه روز كه برميگشتم ساعت حدودا 2 ظهر بود از تو كو

داستان سکسی:

دوستی با کسی که تحقیرم کرد

سلام دوستان قبل از هر چیزی باید تشکر کنم بابت ابراز لطف و محبتتون در مورد داستانهای قبلی که نوشته بودم
سکس و سوزاک
کردن کون بابای دوستم

داستان سکسی:

آسیه زن محجبه و مذهبی

یک سال بود که از شرکت به خاطر شکایت برخی از نسوان اخراج شده بودم .متاسفانه در اوایل کار ناشی بودم و به هر زن و دختر خوشگل پیشنهاد سکس می دادم .این شد که نسوان دست به دست هم دادن و زیرآب مارو زدن و ازشرکت اخراج شدم .یکی دوماهی بیکاربودم تا به پیشنهاد یکی از دوستان زدیم توی کار لوازم ارایشی و شدیم سرخاب و ماتیک فرو ش!!

داستان سکسی:

سعید دست به کیر و زن علی آقا

سلام دوستان شهوانی عزیز
راستش ادعایی داستان نویسی ندارم
میخوام خاطره ای اولین سکسموبگم
من یه ادم معمولی هستم امابارویاهایی غیرمعمول
من الان28سالمه واین خاطرمال 6ماه قبل هست
نگیدچقدردیرسکس داشتم که گیرم نیومد
خلاصه ما زمان دانشجویی روتمام کردیم بدون سکس
مثل بقیه فامیل اهل دل وبامعرفتم هم نداشتیم که باهم سکس بکنیم
بامحارم هم مخالفم درحدتیم برزیل
خدمت مقدس والافی سربازی را هم بابدبختی وبرجک نشینی وخایه مالی و,,,, تموم کردیم بازم بدون سکس دیگه داشتم عقده ای میشدم خدایش زشتم نبودم نمیدونم چراکسی باهام دوست نمیشد

داستان سکسی:

گوزیدن فریبا همان وگائیدن کونش همان

دوستان اسم من پیمان هستش والان32سالمه این خاطره بر میگرده به حدود 5ماه پیش.من متاهلم ودر همسایگی دیوار به دیوار منزل برادر خانمم زندگی میکنم.زن برادر خانمم اسمش فریبا و31 ساله هستش .من همیشه بد جوری تو کفش بودم ودلم میخواست یجوری بکنمش اما فریبا خانم از اونا نیست که بخواد با کسی سکس کنه.اینم بگم فریبا خانم خیلی خوشگل وقد نسبتا خوب با باسن نای تپل وگوشتی که وقتی راه میره از زیر دامن یا تو شلوار لی آدم رو حشری میکنه وسینه های با سایز حدود80وچهرهای بسیار جذاب که دبیر هم هستش.از قضا موعد بر پاشدن مقدمات عروسی برادر کوچیکه خانمم رسید وداشتیم دست وپاجمع می کردیم وآماده میشدیم واسه عروسی.شبی دور ه

داستان سکسی:

مریم زن شوهردار حشری

سلام دوستان من شاهین هستم و این داستانی رو که میخوام بگم مربوط میشه به پارسال
من 32 سالمه و تو یک بوتیک کار میکنم یک روز یک خانومی(مریم) امده بود خرید که من دیدم خیلی حال میده هی به من نگاه میکنه
بعد یواش یواش سر حرفو بازکرد و با سوال ذرباره اجناس شروع کرد منم خیلی مودب و با شیطنت جواب دادم اخر کار که می خواست بره خودمو بهش رسوندم و ازش شماره گرفتم همون روز واسش چند تا اس عاشقانه دادم اولش ناز میکرد بعد شروع کرد به اس دادن منم که دیدم خودشه چند تا جک سکسی باش فرستادم اونم اس داد که بفرس خیلی با حاله منم هرچا جوک سکسی داشتم براش فرستادم و حسابی با هم رفیق شدیم

داستان سکسی:

سکس با مامان بهترین دوستم

سلام دوستان عزیزم
نمیخواستم این داستانو تعریف کنم ولی دیدم با تعریف کردن این داستان کیر خیلیا بلند میشه وسعی کردم زیاد وارد جزئیات نشم پس میرم سر اصل مطلب

داستان سکسی:

عاقبت عشق عفت

سلام اسم من علی 28سالمه من الان بیکارم واومدم یک خاطره براتون بگم درسته زیاد خوب نمبنویسم چون من ترکم وزیاد فارسی بلد نیستم بگذریم پارسال ما یک همسایه ای داشتیم که اسمش عفت ویدونه پسر سه ساله داشت من باهمسرش دوست بودم وبعضی موقع میرفتم خونه شون .من عفت را خیلی دوست داشتم وحاضر بودم جونمم بدم من میخواستم باهاش ازدواج کنم اما نشد یه روزخونه بودم دیدم شماره ناشناخته ای بهم زنگ زد برداشتم دیدم عفت جونم هست گفت ببخش دست محمد خرده به گوشی پسرش بود منم گفتم اشکال نداره بعد قطع کرد با خودم فکر کردم که اون سه سالشه چطوری گوشی روباز کرده وزنگ زده اونم گوشی لمسی رو بعد از 20 دقیقه دیگه بازم زنگ خورد ب

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - زن شوهردار