شما اینجا هستید

زن شوهردار

تاوان سنگین برای گناهی سنگین

سلام خدمت همه ی دوستان شهوانی.میخوام یه خاطره واستون تعریف کنم.دیگه قضاوت با شما که راستِ یا دروغ...از کاربران قدیمی سایت هم هستم ولی اسم نمیبرم به 2 دلیل.یکی اینکه بیشتر دوستانم اینجا هستن و نمیخوام بدونن که داستان از کیه و دوم اینکه اگه داستان لیاقت تعریف نداشت الکی ازش تعریف نشه و تو فحش دادن راحت باشید.من ناراحت نمیشم.همتون مثل خواهر و برادرای من هستید.

داستان سکسی:

يواشکی يه باغبون خونمون کس دادم

سلام ، من شهلا هستم ، 35 ساله ، قبلا هم يه بار يه داستان براتون نوشتم ، ولي بازم تصميم گرفتم بنويسم
من يه شوهري دارم که 15 سال ازم بزرگتره و خيلي هم خشکه مذهبه ، راستش بيشتر به خاطره پولش باهاش ازدواج کردم و
زندگيمون هم بد نبوده تا حالا ، اما از نظر سکس خيلي سرد بي ميل بود از اول و من نقطه ي مخالف اون ، کاملا حشري!!

شوهرم شغلش تجارت بود و گاهي پيش ميومد که مثلا در ماه دو هفته خارج بود و خونه نميومد ، منم از اين فرصت ها استفاده ميکردم و به دور از چشمش با مردايي که خوشم ميومد و سر راهم قرار ميگرفتن سکس مي کردم طوري که شر هم نشن.

داستان سکسی:

لیلا خانوم حشری

اسمم امید هست .الان 29 سالمه. خاطره بر میگرده به سه سال پیش ، یه دوست دختر به اسم مریم داشتم ، اهل حال بود ولی زیاد خوشکل و خوش هیکل نبود . چندباری تو ماشین واسم ساک زده بود ساک زدنش عالی بود یه جوری کیرمو میخورد که آدم احساس میکرد وقتی آبش میاد داره جونشم از کیرش در میاد. همیشه اصرار می کرد که بریم خونه و بهم از پشت حال بده ولی من با اینکه موقعیت داشتم رغبت آنچنانی برا کردن کونش نداشتم . یه روز بهش گفتم یکی رو واسم جور کن که اوپن باشه و اهل حال تا دوتاتون رو باهم بکنم . اولش قبول نمیکرد ولی چون تشنه سکس بود قبول کرد .

داستان سکسی:

شیدا زن همکارم

خوب بالاخره بعد از کلی داستان خوندن و جلق زدن
تصمیم گرفتم اولین سکس خودم با یه زن غریبه به غیر از زن خودم رو بنویسم
من مثل خیلی از پسرای دیگه که ادعای کس بازیشون می شه نیستم
قبل از ازدواجم اصلا کس نکردم ولی بعدش دیگه چشمم دنبال خیلی از دختر ها و زن ها بود
مخصوصا به این دلیل که زنم سرد مزاجه و موقعه سکس خیلی زود خسته می شه
من هم کمرم خیلی سفت نیست که بگم 50 دقیقه تا یک ساعت سکس می کنم
معمولا 10-20 دقیقه ارضا می شم
این داستان مربوط می شه به اولین و آخرین کسی که باهاش سکس کردم
زن همکارم شهاب

داستان سکسی:

اولین و آخرین سکس با زن داداش زنم

سلام به همه ی دوستان من اسمم رامین هستش و 2 سال میشه که ازدواج کردم .الان ساکن تهران هستیم ولی شهرستان بزرگ شدیم و خانواده هامون هم شهرستان هستن . من چون محل کارم تهران هستش مجبور شدم بیام تهران و خونه بگیرم . تقریبا 3 ماه پیش بود که زنم داشت فارغ می شد و من مجبور شدم روزهای آخر دوران حاملگی رو ببرمش شهرستان خونه ی پدر و مادرش تا اونا بهش برسن و اگه یه وقت مشکلی پیش اومد ، اونا پیشش باشن . آخه من از صبح تا ساعت 6 عصر سر کار هستم و نمی تونستم پیشش بمونم . خلاصه بردمش شهرستان و خودم هم 2 روز موندم و قرار شد روز سوم صبح حرکت کنم و برگردم سمت تهران که برم سرکار .

داستان سکسی:

مثل سگ پشیمانم

سلام بچه ها اسم مستعار من سعید و 28 سالمه . تا حالا چند باری سکس داشتم اما اولین سکس من با یه زن متاهل بود که واسه یه کار اداری به اداره ما مراجعه کرده بود اونوقتها من تازه استخدام شده بودم و زیاد وارد مسائل ریز نمی شدم خلاصه بگم که این خانم اسمش لیلا بود به من مراجعه کرد و گفت که مطلقه است و الان چند وقتی هست که یه آقایی مزاحمش میشه و من هم دنبال کاراش رو گرفتم و حتی نمی دونم چی شد که بصورت ویژه پیگیر رفع مزاحمتش شدم و طرف محکوم و به زندان رفت.

داستان سکسی:

سکس با شهلا تو ماشین

من اسمم علیرضا هست 24سالمه اهل بوشهرم 190 قدمه یه خورده هم چاقم.بریم سر داستان خیلی وقت بود که دلم میخواست کس کنم ولی مگه گیر میومد؟حداکثر حالم با جنس مخالف برمیگشت به لب بازی و چند بار مالوندن سینه و سکس تل.مدتی همین طوری گذشت و من همینطور تو کف بودم تا یه روز که از تو نت یه شماره برداشتمو بهش زنگ زدم.یه خانم برداشت و خودشو شهلا معرفی کرد و گفت که34سالشه.یه خورده با هم حرف زدیم که شارژم تموم شد.همون شبش دوباره بهش زنگ زدم و خیلی باهاش حرف زدم.گفت که اهل شیرازه و از شوهرش جدا شده و خیلی هم ادم احساساتی هست همون شب عکسشو واسم ام ام اس کرد.هیکلش خوب بود یه زن نسبتا پر و با لبای گنده پوستشم سف

داستان سکسی:

اصلا فكر كردنش نبودم خودش خواست

دوستان سلام .
اول ميخوام بگم كيرم تو كون همه دوستان كه داستانهايه منو ميخونند و فحش ميدند .
خوب منو كه ميشناسيد من Matthew هستم داستان زن ارايشگر هندى را براتون نوشتم حالا ميخوام يكى از داستانهايه خودم را با يك زن ايرانى كه تويه همون خيابان كه خونه من بوود اونها هم بودندًرا براتون بنويسيم اميدوارم خوشتون بياد .

داستان سکسی:

کردن روانشناس اصفهانی

سلام من امیر23ساله ازاصفهانم ,اين داستانی ک ميخام براتون بنويسم یکم طولانیه اما خب واقعیته ونمیشد سانسورش کنم اگ حوصله ندارید اون اخرشو بخونیدفقط.. مال تابستان پارساله.اولش بگم که ما ساکن خوده اصفهان نيستيم امابايکی ازدوستام بنام ميلاد ک اهل اصفهانه توی دانشگاه رفيق فاب بوديم وازهرموقعيتی استفاده ميکرديم ک کوسهای دانشگاه را تور کنيم و 2 واحد کوس کردن پاس کردیم..هرهفته١روز باميلاد ميرفتيم پارک ناژوان و جايي ک دخترها واليبال ميکردن قليون ميکشيدیم.

داستان سکسی:

میل جنسیمو برگردوند

سلام من هستی ام 28 سالمه و نوزده سالگیم ازدواج کردم
چند سالیه که دیگه با شوهرم ارضا نمیشم ولی هنوز دوسش دارم برام مهم نیست در مورد این جریان چطوری در موردم قضاوت میکننی ولی چون ادم قابل اطمینانی ندارم برای شماها تعریف میکنم .
جریان ازونجایی شروع شد که من تصمیم گرفتم از روی تنهایی برم کلاسای مختلف و تو همین جریان کلاسا با حسین اشنا شدم ولی خیلی دو دل بودم باهاش ارتباط برقرار کنم یا نه
تو قرار اولی که باهم گذاشتیم حسین منو به یه رستوران خیلی شیک برد و بعدش برام تاکسی گرفت و تایه مسیری منو همراهی کرد

داستان سکسی:

همکلاسی سکسی در کلاس بهداشت

با سلام داستانم رو از اونجا شروع میکنم که حدود 4سال پیش به واسطه شغلی که دارم باید به کلاسهای بهداشت میرفتم منم که حوصله این چیزها رو نداشتم بلاخره با کلی تاخیر رفتم قبل از همه بگم که من 31سالمه اسمم هم رهاست روز اول که رفتم یه خانمی که با بچش اومده بود نظر منو به خودش جلب کردچون تا دیدمش دلم هری ریخت پایین خیلی ناز وسکسی بود مخصوصن با اون پالتو قرمز و چسبونی که پوشیده بود بچش خیلی شیطون بود وکلاس و رو سرش گذاشته بود

داستان سکسی:

سکس من با زن برادر زنم

سلام من تا حال داستان ننوشتم اونم از نوع سکسیش
خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به حدودا 11 سال پیش . تازه ازدواج کرده بودم زنم یه برادری داشت که یک زن خوشگل و خوش هیکل داشت اوایل که من وارد این خانواده شده بودم

داستان سکسی:

کوس کردن در 5 دقیقه

چند روزی بود که از شهر و دیار دنبال یه کار گمرکی بود و مقداری از اجناس مرا که به تهران می اوردم یکی از ایست و بازرسیهای بین راه توقیف کرده بود .من هم تا مدارکمو تحویل میدادمو بارمو تحویل میگرفتم چند روزی را باید در این شهر سر گردان میبودم. در ترمینال مسافربری نشسته بودم که خانمی با پر و پاچه حشری کنارم نشست در همین حین تلفنم زنگ خورد و منشی شرکتم بود سلام علیکی کرد و گفت اقای اتابک شماره شما را میخواهد بدهم به ایشون منم گفتم عزیزم این شماره جدیدمو یاداشت کن و به ایشون بده که این خانم بغل دستم گویا شنیده بود و شماره منو حفظ شده بود.

داستان سکسی:

تو بغل شوهرم به یادش ارضا میشم

اگه بخوام کامل همه چیو توضیح بدم خسته میشید و حوصلتون سر میره فقط بدونید این داستان نیست واقعیت زندگیمه سالهاا قبل با پسری عاشق هم بودیم ولی بنا به دلایلی بهم نرسیدیم این عشق از وقتی شروع شد که من کلاس چهارم بودم و حمید اول راهنمایی و تا سوم دبیرستان هم ادامه داشت .. من ازدواج کردمم چون زندگی باهام بازیهایی در اورد سالهاا گذشت و گذشت الان دو تا بچه ی بزرگ دارم هر دو جوون شدند و حمیدم چند سالی ازدواج کرده ی پسره دو ساله داره .. ما تو این همه سال نه تنها عشقمون فراموش نشد بلکه هر روز بیشترم میشد ما ی نسبت فامیلی دوری با هم داریم یعنی معمولا تو مراسما عروسیا و...

داستان سکسی:

مینا مادر دوقلوها

با سلام به همه دوستان
خاطره ای که براتون نوشتم ، یک اتفاق واقعی هست که سالها پیش برام اتفاق افتاده و هیچ غلوی هم درش بکار نرفته .
در ضمن اسامی هم به خاطر مسائل اخلاقی مستعار هستن ..

داستان سکسی:

سکس با شکوفه 7 بار در یک شب

سلام بچه های شهوانی
داستانی که میخام براتون تعریف کنم مربوط به 10 سال پیشه
الان 34 سالمه اون موقع 23 یا 24 ساله بودم و در اوج شهوت خب بیشتر از این قلم فرسایی نمیکنم و میرم مستقیم سر اصل مطلب
قبل از اصل داستان میخام خدمت دوستان شهوانی عرض کنم قضاوت با خودتان چون من زیاد داستان تو شهوانی خوندم که اکثرا ساخته ذهن نویسنده بوده و همیشه گفتم چی میشه ادم یه خاطره واقعی از سکسی که کرده بنویسه تا دوستان در نهایت واقعیت اونو بخونن خب ادامه

داستان سکسی:

لذت سکس با ناموس دیگران

یک سالی بود که از زنم جدا شده بودم و توی این مدت اصلاً حوصلۀ هیچ زنی رو نداشتم ! با وجود اینکه زن دور و برم زیاد بود ، به خصوص زنها و دخترایی که توی آژانس هواپیمایی طرف حساب شرکتی که مدیریت اون به عهده بود ، زیاد سر و کولم می پلکیدند ، اما میلی به هیچ کدوم نداشتم ! به خصوص اگر دختر بودند که محل سگ بهشون نمیگذاشتم ! چون همشون فقط از رابطه و سکس فقط یه منظور پلید داشتند و اون ازدواج بود !

داستان سکسی:

اتفاقی شهوت ناک

سلام به همه دوستان خوبم این یک داستان تخیلی هست که براتون می نویسم و قهرمان این داستان یک آدم متاهل به نام فرهاد هست و حالا داستان :
..............
مهناز همسرم خیلی خوشگل و سفید هست . خیلی هم دوستش دارم . الان هم دو تا بچه خوشگل داریم ولی خب من از اول ازدواج بدجور تو کف خانم برادر مهناز به نام زهره هستم . این زهره خانم ما پوست سفید و شهوتناکی خیلی هم خوشگل هست . آرایش غلیظی هم داره . کوتاه بگم که همیشه تو کفش بودم نمی دونستم چطور میشه باهاش سکس کرد . همیشه به یادش جلق زدم !! تا اون شب غیر منتظره و عجیب رسید :

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - زن شوهردار