شما اینجا هستید

دوست پسر

لذت واقعی

سلام بچه های شهوانی.من چند وقتی میشه که دراین سایت داستان هارو میخونم چون به داستان سکسی علاقه دارم واسم خاطرات واقعیه سکس های لذت بخش قشنگ هستن اما مدتی هست که داستان های جالبی اینجا نخوندم و بیشترشون خالی بندی بوده...
اما چون خاطره ی سکس من خیلی جذاب بود میخواستم یه جا ثبتش کنم ...

داستان سکسی:

بهترین سکس سونیا

سلام. من اسمم سونیاس. 21 سالمه. میخوام داستان اولین سکسمو براتون تعریف کنم. البته اولیش که نبود چون قبلا که پسر خالم ازدواج نکرده بود چندباری با هم تنها بودیم و حال کردیم. اما سکس کامل نداشتیم. راستش من ماساژورم. واسه ماساژ میرم خونه مشتریام. اوایل فقط مشتری خانم میگرفتم اما بعد یه مدت که پول لازم شدم دلو زدم به دریا و مشتری آقا هم میگرفتم. من آدم به شدت داغیم، وقتی بدن مردا رو ماساژ میدادم دلم بدجوری سکس میخواست اما هیچکدوم انقدر برام جذاب نبودن که بخوام باهاشون سکس کنم. تا اینکه یه روز یه آقایی زنگ زد واسه ماساژ، صدای قشنگی داشت. واسه آخر هفته باهام وقت گرفت. خونشون جردن بود.

داستان سکسی:

گناه من

حرفهایی که مینویسم همه حقیقته و هیچ دروغی توش نیس و ازتون خواهش میکنم منو راهنمایی کنید چون واقعا دارم زجر میکشم تک دختر یه خانواده مرفه هستم که هیچ چی واسم کم نذاشتن و انقدر زیبا هستم که زبان زد خانواده هستم و از اونجایی که پدر و مادرم تعصبی بودن با هیچ کس دوست نبودم تازه 20 سالم شده بود که با یه پسر 34ساله که وصع مالیش خوب بود از طریق خواستگار نامزد کردم از اونجایی که پسره از شهر دیگه بود و فقط چند سالی بود که به شهر ما امده بود ما فقط از محل کاری که تو شهر ما داشت پرس و جو کردیم و چون همه تعریف کردن مورد تایید قرار گرفت و ما ازدواج کردیم 2 هفته بعد از ازدواج ما فهمیدیم همسرم تو شهر خودشو

داستان سکسی:

دوست پسر وحشی من

این خاطره ای که براتون تعریف میکنم قضیه ی سکس من با دومین دوست پسرم هست. من و نیما الان حدود یک سالی میشه که که باهم دوستم . دوستیمون هم از اول خیلی عجیب شروع شد چون تقریبا از هم متنفر بودیم و هر وقت همدیگه رو میدیدیم سلام هم به هم نمیکردیم. حالا نمیخام با جزیات سرتون رو درد بیارم مهم اینه که الان با همیم و من واقعا عاشقشم.

داستان سکسی:

بهترین گناه زندگیم

9ماه بود که با هم آشنا شده بودیم .خیلی هات و سکسی بود.صورت جذابش با اون چشمای سبزش بود که منو دیوونه خودش کرد. میخواست باهم راحت باشیم اما حرفی از سکس نمیزد.دوستش داشتم و دارم.تا اینکه برنامه ی سفرش به دبی جور شد.دقیقا زمان که 1 هفته بعد تولدم بود. اوضاع جوری پیش رفت که میتونستیم چند ساعتی و باهم باشیم. هردوتامون از اینکه قرار بود چند روزی از هم دور باشیم ناراحت بودیم.تا اینکه گفت:عسلکم یه سورپرایز واست دارم.به من اعتماد داری تا 1روز کامل پیشم باشی؟

داستان سکسی:

حکایت کوس ترانه

کیرش اینقدر کوچک بود که به زحمت میشد دودول صداش کرد ،شوهر من اینقدر سرد بود که تو ٢ سال زندگی مشترک روی هم رفته ١٠بارم منو نکرد .
خیلی پول دا ر نبود اما مشکل من پولش نبود کیرش بود ،بهر بدبختی بود ازش جد ا شدم ،نمیخواستم خیانت کنم ،برای همین جدا شدیم ، ٤ ماه از جدایم گذشته بود که با شهرام آشنا شدم .بچه بدی نبود خوش تیپ بود .ی روز منودعوت کرد خونش ،وقتی رسیدم ،خونش با یک لیوان شربت ازم پذیرای کرد .

داستان سکسی:

عشقبازی هلیا

سلام من یه دخترم که بخاطره شرایطی که تو ایرانه و تعصبی که خونواده ها دارن نمی تونم با پسری رابطه داشته باشم.ولی خب ذاتم خیلی شیطونه عاشقه عشق بازیم دوست دارم عاشق بشم واز زندگی و این حس غریزیم لذت ببرم.

داستان سکسی:

سکس عاشقانه باکسی که دوسش داشتم

سلام من اسمم هانیه هستش و 18سالمه.بچه تهرانم همچین خانواده پولداری ندارم و خیلی معمولی هستیم ازلحاظ ظاهرمم ک بگم قدم171هست وزنمم62 سفیدمایل ب گندمی هستم چهرمم بدک نیس ن اینکه بگم خیلی خوبه....بگذریم... ی سالوخورده ای میشد ک با محمد دوس بودم خیلی هیکلشو دوس داشتم هیکل محشری داشت بازوهای ورزشکاری قدبلند لبای درشتو صورتی دماغشم عمل کرده بود تقریبا هم محل بودیم بعداز 6ماه رومون ب هم بازشد ی چندباری لب گرفتیم منو بغل میکرد من ازین حرکتاش خیلی خوشم میومد همیشه دوس داشتم باکسی ک دوسش دارم سکس کنم البته سکس عاشقانه ...

داستان سکسی:

اولین کسی که دادم

ﺳﻼم اﺳﻢ ﻣﻦ ﺑﻬﺎره 24 ﺳﺎﻟﻤﻪ ; ﺧﻮﻧﻮادم ﻣﺪﻫﺒﯿﻦ
وﻣﻦ ... ﺧﯿﻠﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺣﺸﺮﯾﻢ اگ ﯾﻪ ﻋﮑﺲ ﯾﺎ ﯾﻪ
داﺳﺘﺎن ﺳﮑﺴﯽ ﺑﺎﺷﻪ دﯾﮕﻪ ﮐﯿﺮ ﻣﯿﺨﻮام و ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻢ
ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ, ﮔﺎﻫﯽ روزا ﺗﻮ داﻧﺸﮕﺎه اوﻧﻘﺪر ﮐﺴﻢ
ﻣﺴﺖ ﻣﯿﺸﺪ ﮐﻪ دیگه ﻣﯿﺨﻮاﺳﺘﻢ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮن داد ﺑﺰﻧﻢ:
ﯾﻪ ﮐﯿﺮ ﺑﯿﺎد ﭘﺮده ﻣﻨﻮ ﺟﺮ ﺑﺪه ااااه ﮐﻪ ﭼﻪ ﻋذاﺑﯽ ﺑﻮد
ﺣﺘﯽ ﮐﺎر ﺑﺠﺎﯾﯽ رﺳﯿﺪ ﮐﻪ دﯾﮕﻪ ﮐﻼﺳﺎرو دو در
ﻣﯿﮑﺮدم و ﺑﺎ اراﯾﺶ ﻏﻠﯿﻆ ﮐﻨﺎر ﺧﯿﺎﺑﻮن واﻣﯿﺴﺘﺎدم
ﺗﺎ ﯾﻪ اﺗﻮ ﺑﺰﻧﻢ
دو ﺳﻪ ﺑﺎری ﻫﻢ ﻗﺮار ﻧﺘﯽ ﮔﺪاﺷﺘﻢ و ﭼﻨﺪ ﺑﺎرم ﺳﻮار
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺷﺪم و ﺗﻮ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺣﺎل ﮐﺮدم ﺑﺎﻻﺧﺮه ﺑﺎ
ﯾﮑﯿﺸﻮن دوﺳﺖ ﺷﺪم و ﻫﻔﺘﻪ ای دوﺑﺎر ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ
ﺑﺎﻏﺶ ﮐﻮن ﻣﻔﺘﯽ ﻣﯿﺪادم

داستان سکسی:

یه سکس خوب و ماندگار

سلام خدمت همه خوانندگان محترم
اسم من رهاست واین خاطره یکی ازسکس هامه
من یه دخترم17ساله ام باقد175ووزن 50قیافه معمولی دارم یه صورت گرد با پوست سفید چشمامم مشکی ولبامم قلوه ای

داستان سکسی:

رضا اولین دوست پسرم

سلام.اسم من نسیم 19 سالمه .قدم173 وزنم 60...پوستم بلوند چشم و آبرو مشکی دارم خلاصه قیافه جذابی دارم......5سال پیش که 3 راهنمایی بودم خرداد ماه بود تو امتحانات ....یه روز بعد از امتحان با یکی از دوستام داشتم میرفتم خونه که سر کوچمون با دوستم وایستادیم به تعریف ......وقتی دوستم رفتم من بی دلیل وایستاده بودم سرکوچه تا اینکه یه پسر با یه پیکان که تا کف خوابونده بود از جلوم رد شد شماره انداخت ....من پسرو چند با دیده بودم خیلی جذاب خوشکل بود دیونه کننده بود قد تقریبا بلند داشت موهای تقریبا فشن چشمای زاغ عسلی بینی کوچیک پوست سفید بور....بی خداگاه شمارشو برداشتم ......چند روز بعد از باجه بهش زنگ ز

داستان سکسی:

بهترین موقعیت سکسی

سلام به همه ی بچه های شهوانی
اسم هاهمه تغییرکرده ومستعارهستند درضمن باراولمه که داستان میزارم ولی تقریبابیشترداستانهای بچه های شهوانی را خوندم

داستان سکسی:

شب پرستاره و سکس هات

خوابیده بود روی من، مثل همیشه لخت لخت،مثل همیشه گرم گرم.تو این سه سال ازدواجمون عادتمونه که یا تو بغل هم باشیم یا اون بخوابه روی من و با هم بازی کنیم. خوردن سینه های من و مالیدن اونها براش بزرگترین لذت دنیاست. سینه ها را میگیره تو مشتش و آروم فشار میده تا نوکش برجسته بشه و بعد میذاره تو دهنش و لیس میزنه. محسن من وقتی میخوابه روی من اونقدر تکون میخوره و لیز میخوره که اصلا وزنش را احساس نمیکنم چون یا مدام نیم تنه اش را برا خوردن سینه هام بلند میکنه یا سرش را میذاره زیر نافم و آروم با کسم بازی میکنه تا خیس بشه.

داستان سکسی:

سکس اوج لذت ما بود

نمیخوام مثل خیلی ها دروغ تحویلتون بدم،من 18سالم بود که با شهرام 31ساله اشنا شدم اون مردی خوش قیافه پولدار و فوق العاده خوشتیپ بود که هر دختری ارزوش بود با شهرام دوست شه منم خیلی خوشکلم اندامم خیلی زیبا وسکسی با هم اشنا شدیم و مدتی با هم بیرون میرفتیم من مثل دیونه ها عاشق شهرام شدم چون کم سنو سال بودم اصلا دوست نداشتم دنیارو بدون اون تصور کنم بعد دو سه هفته گفت بریم دفتر منم قبول کردم وارد دفتر که شدیم مانتومو دروردم موهای بلندمو باز کردم با تاپ مشکی که تنم بود بدن سفیدم خیلی تو چشم بود چون هوا گرم بود رفتم روبه کولر ایستادم که شهرام از پشت بقلم کرد دستشو حلقه کرد دورمو تو گوشم میگفت که تو ع

داستان سکسی:

اولین سکس با نامزدم تو دوران دوستی

سلام من یاسمنم 20سالمه. دانشجوی معماری ام. نامزدم دانیال 26 سالشه و هم دانشگاهی هستیم. قبل نامزدیمون یه مدت با هم دوست بودیم. زیاد وارد جزییان نمیشم. فقط در این حد بگم که نامزدم عاشق اندام باربیه...! منم قدم 167 وزنم 47. پوستم سفید موهام بور و چشام قهوه ایه ولی خداوکیلی اندامم رو فرمه. نامزدمم یکم شکم داره ولی درکل خوش تیپ و خوش اندامه.

داستان سکسی:

پسر ریقو

خسته وبی حوصله داشتم از دانشگاه بر می گشتم . البته نه خسته کلاس و درس چون یه کلاس بیشتر نرفته بودم از صب که دانشگاه بودم . خسته سفره خونه و مث دودکش تا آخرین کام قلیونو گرفتن . ولی حوصله خونه رو نداشتم . دوس داشتم تو اون حال و هوای آخربهمن که هوا نه روش میشد گرمتر بشه که ابهت زمستونیشو از دست بده نه دلش میخاست نزدیک شدنه بهارو خبر نده قدم بزنم . بیچاره گیر کرده بود یه نم بارون زده بود و بعدش آفتاب شده بود عاشق این هوا بودم . واسه همین تصمیم گرفتم تا خونه پیاده برم . ولی مگه میذاشتن تنها باشه آدم.

داستان سکسی:

سکس ساعت 10 صبح

سلام دوستان،من پریسام18سالمه میخوام سکس با بی افم رو واستون بگم،فقط بچه ها لطفا فوش ندین من بیشتره این داستانا رو خوندم شاید بعضیا تخمی تخیلین ولی من واقعا حقیقته،من تو نیمباز با پسری دوش شدم به اسم سعید،حدود ۳ماه از دوستیمون میگذشت من عاشقش بودم ،یه روز گفت بیا خونمون منم صبح ساعت 9 رفتم،،اول تو حیاط بوسش کردم بعد رفتیم تو پذیرایی نشستم رو مبل شیر کاکاؤ اورد خوردیم حدود ۱ساعت باهم حرف زدیم،بهش گفتم من خوابم میاد گفت برو تو اطاقم بخواب،با هم رفتیم بهش گفتم توام بخواب پیشم ،اون خوابید رو تخت منم خوابیدم پیشش سرم رو گذاشتم رو دستش شاید باورتون نشه حاضرم بمیرم واسش،بعد داشتیم راجبه بکس نیمباز

داستان سکسی:

لاپایی با دوست پسرم

سلام من من کیانا هستم (اسم مستعار) و میخوام یک خاطره از سکس با دوست پسرم براتون تعریف کنم . من 18 سالمه و تهران زندگی میکنم ..... بریم سر اصل مطلب من یه دوست پسر دارم که خیلی زیاد دوسش دارم و اونم همچین احساسی به من داره .

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست پسر