شما اینجا هستید

دوست پسر

سکس داغ با امیر

سلام .اسم من تيناست .اين خاطره بر ميگرده به 2 سال پيش يعني اولين سكس داغ من با امير .دوست پسرم .اون موقع من 20 سالم بود (يعني الان 22 سالمه ) و امير 23 سالش بود.ما به وسيله ي دوستم پريسا با هم اشنا شديم و بعد از دو .سه دفعه بيرون رفتن به هم علاقه مند شديم و با هم ديگه دوست شديم .امير بهم گفته بود كه اگه ميخواي با من دوست شي بايد با من راحت باشي ومنم بهش گفته بودم خانواده ي من اجازه ي هر كاري رو بهم نميده .اما چند باري كه با هم بيرون رفتيم خيلي ناگهاني بهم لب ميداد ....واااي خدا .اگه بدونيد چه لبايي داشت .قبلش كه ميخواست با من لب بده اول لباشو خيس ميكرد بعد لب ميداد .هميشه هم يه ادامس نعنايي

داستان سکسی:

شب به یاد ماندنی در سرعین

سلام دوستان امیدورام از این داستانی که میزارم خوشتون اومده باشه من اسمم سحر هست 23سالمه این خاطره ای که میخوام براتون بگم در یکی از شبهای تابستانی سال 91در شهر سرعین در یکی از هتل های سرعین بود که اسمش هم هتل اترک هست سه مجرد بودیم (البته مجرد خانوم)رفتیم تو اون هتل اتاق گرفتیم اونجا هم تشکیلاتی زیبا بود و برای سه روز اتاق گرفته بودیم در دومین روز بچه ها گفتند بریم آبدرمانی این هتل صبح رفتیم تو رستوران هتل صبحانه رو خوردیم و رفیتم تو آبدرمانی بعد از آبدرمانی اومدیم بالا که استراحت کنیم بعد بریم به سمت شهر منم لباسهای زیرمو تو دومین ساختمان هتل (بلوک دوم)گذاشتم تو تراس که خشک بشن بعد رفتیم ش

داستان سکسی:

سکس طولانی با دوست پسرم

سلام شقایق هستم 22 سالمه
اولین باره که در این مورد می نویسم
من تا حالا با پسرای زیادی دوست بودم،با اکثرشون هیچ رابطه ای نداشتم،با بعضیاشونم ذر حد مالش و لب و لوب
با تعداد کمیشون که واقعا احساس می کردم دوسم دارن و از رو دوس داشتن می خوان باهام سکس داشته باشن فرا تر از لب و این حرفا
امیر تنها کسی بود که با اینکه حسی بهش نداشتم دلم می خواست سکس و باهاش تجربه کنم،روبروی دانشگاهمون دفتر فنی داشت.همیشه همه ی کارامونو می بردیم پیش اون.بعد از یکی دو ترم تقریبا باهاش صمیمی شدم.بین پسرایی که تا حالا باهاشون دوست بودم از لحاظ ظاهری ساده بود

داستان سکسی:

سکس با دوست پسره کیرکلفتم

سلام من صدف هستم 18 سالمه ...نمیدونم از کجا باید شروع کنم ولی داستانی که براتون میگم کاملا واقعیه و آذر ماه سال 91 برام اتفاق افتاده....من تا حدی با دوست پسرم راحت بودم و صمیمی...یعنی خیلی راحت همدیگرو بغل میکردیم و لب و بوس و...ولی تا حالا منو نکرده بود..یعنی خیلی شخصیت وشعورش بالاست و به زور کاری رو انجام نمیده..یه روز که مامان بابام رفته بودن خونه خالم..من تو خونه تنها شدم زنگ زدم بهش گفتم که بیاد...تا فاصله ای که اون برسه رفتم حموم و حسابی خودمو تمیز کردم...یه ساپورت پوشیدم با دامن لامبادا...با یه تیشرت خیلی خوشگل..خوشبختانه اونروز همسایه های فضولمون نبودن..سریع درو باز کردم و اومد تو.

داستان سکسی:

دیدار با عشقم محمد بعد سه ماه

بعد از 3ماه محمدو میدیدم.اونایی که دوری چشیدن میدونن که بعد از 3 ماه با عشقت سکس داشته باشی چه حالی میده.
مامان و بابا رفته بودن پیش داداشم که یه شهر دیگه دانشجو بود.محمدم همون روز اومد خونه ما که چند روزی پیشم بمونه و کلی با هم حال کنیم.
وقتی محمد درو زد رفتم درو باز کردم و دیدمش،اونقدر حشری بودم که همونجا پریدم تو بغلش و اونم منو بغل کرد و یه سر برد تو اتاق .
شروع کردیم لبای همو خوردن و محمد با یه دستش سینه هامو میمالوند.یه دستشم برده بود تو شرتم و کسمو میمالوند.

داستان سکسی:

پیامک های سکسی من و دوست پسر سابقم

گفت و گوی sms من و دوست پسر سابقم – ساعت 24
دوست پسرم (س) : سلام بیداری ؟
من : سلام عزیزم بیدارم .
-: حرفهای سکسی بزنیم ؟
-: باشه .
-: اول تو بگو خوشگله .
- : کاش کرمان ساکن بودم اون وقت مثل سابق جمعه ها ميامدم پيشت و تو با کوس و کونم بازى مى کردى و کيرت را چند بار تو سوراخهاى کوس و کونم مى کردى و با پستانهايم بازى.اوووف.کيرت تو کوسم بدجنس چرا اينقدر دورى؟
-: آره کاش بودی و لخت می شودی و من هم حسابی می کردمت .
-: اگه پیشت بودم چی کار می کردی ؟

داستان سکسی:

سیده حشری و کیر آرمانی

این داستان واقعیه
سال گذشته بعد امتحانای ترم تابستونی با دوست پسرم دعوام شد
یه روز به بهونه ی دانشگاه از خونه زدم بیرونو تا ظهر تموم خیابونارو پیاده رفتم
خیلی خسته بودمو تشنم بود رفتم رستوران ایتالیایی و ناهار خوردم بعدم پیاده تا یه چایی اومدم که سوار تاکسی بشم
یه پژو جلوم ترمز زد منم با خیال راحت رفتم سوار شدم
بعد سر حرفو باز کردو چند تا سوال ازم پرسید
ازش خوشم اومد هم خوشگل بود هم با شخصیت به نظر می رسید
وقتی هم از خودش گفت فهمیدم 32 سالشه و بچه ی بالای شهره وقتی ازم شماره خواست با خیال راحت بهش دادم

داستان سکسی:

شب گاییده نشدن من

سلام من آنا هستم. یادم میاد پاییز 87 بود که رفته بودم پیش دوستم سوگند که تو شهرستان دانشجو بود و یه خونه نقلی داشت. دم غروبی فرزاد دوست پسر سوگند زنگ زد و بهش گفت که شب رو بیاد اونجا. سوگند گفت فرزاده میگه شب رو بیایین اینجا تو هم میای؟ من اولش خوشم نیومد نمیخواستم آرامش دونفرمون بهم بخوره اما وقتی اصرار کرد گفتم باشه.

داستان سکسی:

آبش ریخت رو سینه هام

سلام دوستای خوبم. من ارغوانم و عاشق سکس.... قدم 165 و وزنم 48 کیلو... امیدوارم از جالب ترین خاطره من لذت ببرید ♥

18 سالم بود... 1 دختر داغ و سکسی با یه هیکل فوق العاده..... زیاد اهل بسر بازی نبودم....... اما اون موقع با یکی آشنا شده بودم به اسم آرش..... 1 بسر برنز سکسی که هر دفعه با دیدنش خودم و خیس میکردم.... اون انقدر مغرور بودکه هیچوقت منو به خونش دعوت نمیکرد و دل من و بیشتر هوایی میکرد....... ووو اما داستان منو آرش از اینجا شروع میشه که : :

داستان سکسی:

بهرام منو دریاب

این خاطره ای رو که برا شما دوستان عزیزم مینویسم مربوط به زمانی است که من در شهر مشهد دانشجو بودم. اونجا با پسری آشنا شدم بنام بهرام. اولش همدیگرو نمیشناختیم اما به مرور زمان بیشتر با هم آشنا شدیم.بهرام خیلی مایه دار بود و تند تند برام خرج میکرد. منو برا ناهار بیرون میبرد.بعداز ظهرها میرفتیم شهر بازی. برام هدیه ها و سورپریزها داشت. یادمه برا تولدم یک نیم سکه طلا خریده بود. یکروز داشتیم توی پارک قدم میزدیم که کم کم بهرام سر موضوع رو باز کرد و گفت: بهاررر؟ پرنسسم؟ نظرت در مورد هم اغوشی و ناز و نوازش در آغوش من چیه؟

داستان سکسی:

اصلا عذاب وجدان نداشتم

میخوام براتون ماجرای سکس خودم و بوی فرندمو بگم! ما دوساله باهم دوستیم
من یه شهر دیگه غیر از شهر خودم دانشجو بودم و مثل همه ی دختر پسرا با سعید، آشنا شدم
سعید 5 سال از من بزرگ تره، قد بلند و خوشکل و خوش هیکل! البته منم خوشکلماااااا

داستان سکسی:

سکس کردیم اما ولم کرد

سلام من اولین سکسم مینویسم امیدوارم دخترا عبرت بگیرن.من الی هستم 18 سالمه این خاطره واسه چندماه پیشه من یه سال پیش با پسری آشنا شدم به اسم امیر اوایل دوستیمون ازم لب میخواست ول من دلم نمیخواست پررو بشه تا اینکه دوستیمون اوج گرفت داستان من از اونجایی شروع شد که یه روز به بهونه خونه دوستم پیچیدم دوتا ماشین دختر پسر رفتیم باغ یکی از بچه تو 1 ساعت راه امیر بغلم کرده بود چون هوا سرد بود یه پتو روم کشیده بود همش لب میگرفت دستش روی سینم بود تا اینکه رسیدیم اونجا یه ویلای کوچیک داشت همه با جفتشون توی یه پتو پیچیده بودن مشغول لب بازی بودن ماهم همینطور تا اینکه امیر پاشد رفت قلیون بچاقه منم با چندتا

داستان سکسی:

تور کردن سامی (سامان)

سلام دوستای خوبم .داستانی که دارم تعریف میکنم واقعیت داره و واسه چند روز پیشه .
اولا من اسمم عاطفه |***18 سالمه سوم دبیرستانم..قدم 170cm.وزنمم 60.چشمام سیاه موهامم زیتونی .

داستان سکسی:

سکس من و ساسان

متن خاطره: سلام من آناهیتا هستم و 18سالمه داستانی که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به 2ساله پیش.ینی زمانی ک دوره ی دبیرستان رو سپری میکردم.
حدوده 3ماه بود ک با سامان دوست شده بودم.سامان یه پسره خوشگل و پولدار بود اون موقع 17سالش بود موهای بلند و فشنی داشت طوری ک همه ی دخترا ارزوی دوستی با اونو داشتن!توی این مدتی ک دوست بودیم شبی نبود ک ب هم اس های سکسی ندیم.اما هیچوقت ب فکر انجامش نبودیم!!!

داستان سکسی:

سکسم با مرد رویاهام

سلام من روشنکم الان 24 سالمه این داستانی که واستون می نویسم خاطره شیرینی بود که حالا به تلخی تبدیل شده خوب من سال 88 دانشجوی دامغان بودم همیشه از بچه گی ارزو داشتم KASE مورد علاقه ام تک پسر باشه پولدار .مهندس عمران اونجا تو خوابگاه بودیم 3 تا دوست بودیم روشنک و پری.مریم پری دوست پسرای فاب داشتند و با 10 نفر دیگم رفیق می شدن ولی من تا اون موقع فقط یکیو دوست داشتم اونم رفت خارج دوست پسری نداشتم اونجوری در حد تلفنی چون خانواده مذهبی داشتم و خیلی پر استرس پر تنش ترم 1 پر احساس پر عشق شروع کردیم به اتو زدن و دوست شدن یکی لاشی بود یکی متاهل و ادمای مختلف 1 ماهی گذشت و من با یه پسره 69 رفیق شدم

داستان سکسی:

کس حشری من (1)

سلام . اسم من میتراست .19 ساله که با نیما سکس دارم حتی بعداز ازدواجامون هم رابطه مونو ادامه دادیم چون از سکس هم لذت میبریم.داستانیو که میخوام براتون تعریف کنم داستان یکی از هزاران سکسمونه. 1 شب که خونشون خالی بود قرار شد که من برم پیشش. ساعت حدود 10شب بود که رفتم جاتون خالی بساط شراب و سیگار مثل همیشه به راه بود من 1 لباس به قول نیما وحشتناک سکسی مشکی پوشیده بودم که نصف بیشتر سینه هام میافتاد بیرون .

داستان سکسی:

ارگاسم احساس

سلام بچه ها
اولین باره که مینویسم وشاید یکم طولانی باشه.اماچون جزیی از زندگیمه دلم میخاددقیق بگم.
من اسمم کیاناست.بیست و دوسالمه. چندسال پیش برای اولین بار بایه پسری که ازاشناهای دورمون بود دوست شدم.خونواده ها خیلی کم باخبربودن وقصدمون ازدواج بود و ادامه تحصیل.بهش دلبسته بودم.خیلی.زیادبهش رونشون نمیدادم.چون میترسیدم.بینمون درحد.بغل و نوازش وبوسه بود.تااینکه یه روزی توباغ مادربزرگم بودیم و دعوامون شد.

داستان سکسی:

به گا رفتن دختری بی تجربه

سلام من دختری هستم 18ساله با قد172و وزن 65.کمر باریک و باسن بزرگ..آخرین روزای دبیرستان بود ک به وسیله هم کلاسیم با ی پسره دوست شدم..تا یک ماه بدونه اینکه ببینمش فقط با هم صحبت میکردیم.پسره خیلی ماهر بود.کم کم منو نرم کرد برا دیدن...چون میترسیدم بلایی سرم بیاد هیچ وقت از قرار خوشم نمی اومد.ولی شیطنت منو وادار ب دوستی میکرد...خوشم میومد با پسرا بحرفم ولی در حده تل..خب بگذریم اسم پسره سعید بود.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست پسر