شما اینجا هستید

دوست پسر

حکایت کوس ترانه

کیرش اینقدر کوچک بود که به زحمت میشد دودول صداش کرد ،شوهر من اینقدر سرد بود که تو ٢ سال زندگی مشترک روی هم رفته ١٠بارم منو نکرد .
خیلی پول دا ر نبود اما مشکل من پولش نبود کیرش بود ،بهر بدبختی بود ازش جد ا شدم ،نمیخواستم خیانت کنم ،برای همین جدا شدیم ، ٤ ماه از جدایم گذشته بود که با شهرام آشنا شدم .بچه بدی نبود خوش تیپ بود .ی روز منودعوت کرد خونش ،وقتی رسیدم ،خونش با یک لیوان شربت ازم پذیرای کرد .

داستان سکسی:

عشقبازی هلیا

سلام من یه دخترم که بخاطره شرایطی که تو ایرانه و تعصبی که خونواده ها دارن نمی تونم با پسری رابطه داشته باشم.ولی خب ذاتم خیلی شیطونه عاشقه عشق بازیم دوست دارم عاشق بشم واز زندگی و این حس غریزیم لذت ببرم.

داستان سکسی:

سکس عاشقانه باکسی که دوسش داشتم

سلام من اسمم هانیه هستش و 18سالمه.بچه تهرانم همچین خانواده پولداری ندارم و خیلی معمولی هستیم ازلحاظ ظاهرمم ک بگم قدم171هست وزنمم62 سفیدمایل ب گندمی هستم چهرمم بدک نیس ن اینکه بگم خیلی خوبه....بگذریم... ی سالوخورده ای میشد ک با محمد دوس بودم خیلی هیکلشو دوس داشتم هیکل محشری داشت بازوهای ورزشکاری قدبلند لبای درشتو صورتی دماغشم عمل کرده بود تقریبا هم محل بودیم بعداز 6ماه رومون ب هم بازشد ی چندباری لب گرفتیم منو بغل میکرد من ازین حرکتاش خیلی خوشم میومد همیشه دوس داشتم باکسی ک دوسش دارم سکس کنم البته سکس عاشقانه ...

داستان سکسی:

اولین کسی که دادم

ﺳﻼم اﺳﻢ ﻣﻦ ﺑﻬﺎره 24 ﺳﺎﻟﻤﻪ ; ﺧﻮﻧﻮادم ﻣﺪﻫﺒﯿﻦ
وﻣﻦ ... ﺧﯿﻠﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺣﺸﺮﯾﻢ اگ ﯾﻪ ﻋﮑﺲ ﯾﺎ ﯾﻪ
داﺳﺘﺎن ﺳﮑﺴﯽ ﺑﺎﺷﻪ دﯾﮕﻪ ﮐﯿﺮ ﻣﯿﺨﻮام و ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻢ
ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻢ, ﮔﺎﻫﯽ روزا ﺗﻮ داﻧﺸﮕﺎه اوﻧﻘﺪر ﮐﺴﻢ
ﻣﺴﺖ ﻣﯿﺸﺪ ﮐﻪ دیگه ﻣﯿﺨﻮاﺳﺘﻢ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮن داد ﺑﺰﻧﻢ:
ﯾﻪ ﮐﯿﺮ ﺑﯿﺎد ﭘﺮده ﻣﻨﻮ ﺟﺮ ﺑﺪه ااااه ﮐﻪ ﭼﻪ ﻋذاﺑﯽ ﺑﻮد
ﺣﺘﯽ ﮐﺎر ﺑﺠﺎﯾﯽ رﺳﯿﺪ ﮐﻪ دﯾﮕﻪ ﮐﻼﺳﺎرو دو در
ﻣﯿﮑﺮدم و ﺑﺎ اراﯾﺶ ﻏﻠﯿﻆ ﮐﻨﺎر ﺧﯿﺎﺑﻮن واﻣﯿﺴﺘﺎدم
ﺗﺎ ﯾﻪ اﺗﻮ ﺑﺰﻧﻢ
دو ﺳﻪ ﺑﺎری ﻫﻢ ﻗﺮار ﻧﺘﯽ ﮔﺪاﺷﺘﻢ و ﭼﻨﺪ ﺑﺎرم ﺳﻮار
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺷﺪم و ﺗﻮ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺣﺎل ﮐﺮدم ﺑﺎﻻﺧﺮه ﺑﺎ
ﯾﮑﯿﺸﻮن دوﺳﺖ ﺷﺪم و ﻫﻔﺘﻪ ای دوﺑﺎر ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ
ﺑﺎﻏﺶ ﮐﻮن ﻣﻔﺘﯽ ﻣﯿﺪادم

داستان سکسی:

یه سکس خوب و ماندگار

سلام خدمت همه خوانندگان محترم
اسم من رهاست واین خاطره یکی ازسکس هامه
من یه دخترم17ساله ام باقد175ووزن 50قیافه معمولی دارم یه صورت گرد با پوست سفید چشمامم مشکی ولبامم قلوه ای

داستان سکسی:

رضا اولین دوست پسرم

سلام.اسم من نسیم 19 سالمه .قدم173 وزنم 60...پوستم بلوند چشم و آبرو مشکی دارم خلاصه قیافه جذابی دارم......5سال پیش که 3 راهنمایی بودم خرداد ماه بود تو امتحانات ....یه روز بعد از امتحان با یکی از دوستام داشتم میرفتم خونه که سر کوچمون با دوستم وایستادیم به تعریف ......وقتی دوستم رفتم من بی دلیل وایستاده بودم سرکوچه تا اینکه یه پسر با یه پیکان که تا کف خوابونده بود از جلوم رد شد شماره انداخت ....من پسرو چند با دیده بودم خیلی جذاب خوشکل بود دیونه کننده بود قد تقریبا بلند داشت موهای تقریبا فشن چشمای زاغ عسلی بینی کوچیک پوست سفید بور....بی خداگاه شمارشو برداشتم ......چند روز بعد از باجه بهش زنگ ز

داستان سکسی:

بهترین موقعیت سکسی

سلام به همه ی بچه های شهوانی
اسم هاهمه تغییرکرده ومستعارهستند درضمن باراولمه که داستان میزارم ولی تقریبابیشترداستانهای بچه های شهوانی را خوندم

داستان سکسی:

شب پرستاره و سکس هات

خوابیده بود روی من، مثل همیشه لخت لخت،مثل همیشه گرم گرم.تو این سه سال ازدواجمون عادتمونه که یا تو بغل هم باشیم یا اون بخوابه روی من و با هم بازی کنیم. خوردن سینه های من و مالیدن اونها براش بزرگترین لذت دنیاست. سینه ها را میگیره تو مشتش و آروم فشار میده تا نوکش برجسته بشه و بعد میذاره تو دهنش و لیس میزنه. محسن من وقتی میخوابه روی من اونقدر تکون میخوره و لیز میخوره که اصلا وزنش را احساس نمیکنم چون یا مدام نیم تنه اش را برا خوردن سینه هام بلند میکنه یا سرش را میذاره زیر نافم و آروم با کسم بازی میکنه تا خیس بشه.

داستان سکسی:

سکس اوج لذت ما بود

نمیخوام مثل خیلی ها دروغ تحویلتون بدم،من 18سالم بود که با شهرام 31ساله اشنا شدم اون مردی خوش قیافه پولدار و فوق العاده خوشتیپ بود که هر دختری ارزوش بود با شهرام دوست شه منم خیلی خوشکلم اندامم خیلی زیبا وسکسی با هم اشنا شدیم و مدتی با هم بیرون میرفتیم من مثل دیونه ها عاشق شهرام شدم چون کم سنو سال بودم اصلا دوست نداشتم دنیارو بدون اون تصور کنم بعد دو سه هفته گفت بریم دفتر منم قبول کردم وارد دفتر که شدیم مانتومو دروردم موهای بلندمو باز کردم با تاپ مشکی که تنم بود بدن سفیدم خیلی تو چشم بود چون هوا گرم بود رفتم روبه کولر ایستادم که شهرام از پشت بقلم کرد دستشو حلقه کرد دورمو تو گوشم میگفت که تو ع

داستان سکسی:

اولین سکس با نامزدم تو دوران دوستی

سلام من یاسمنم 20سالمه. دانشجوی معماری ام. نامزدم دانیال 26 سالشه و هم دانشگاهی هستیم. قبل نامزدیمون یه مدت با هم دوست بودیم. زیاد وارد جزییان نمیشم. فقط در این حد بگم که نامزدم عاشق اندام باربیه...! منم قدم 167 وزنم 47. پوستم سفید موهام بور و چشام قهوه ایه ولی خداوکیلی اندامم رو فرمه. نامزدمم یکم شکم داره ولی درکل خوش تیپ و خوش اندامه.

داستان سکسی:

پسر ریقو

خسته وبی حوصله داشتم از دانشگاه بر می گشتم . البته نه خسته کلاس و درس چون یه کلاس بیشتر نرفته بودم از صب که دانشگاه بودم . خسته سفره خونه و مث دودکش تا آخرین کام قلیونو گرفتن . ولی حوصله خونه رو نداشتم . دوس داشتم تو اون حال و هوای آخربهمن که هوا نه روش میشد گرمتر بشه که ابهت زمستونیشو از دست بده نه دلش میخاست نزدیک شدنه بهارو خبر نده قدم بزنم . بیچاره گیر کرده بود یه نم بارون زده بود و بعدش آفتاب شده بود عاشق این هوا بودم . واسه همین تصمیم گرفتم تا خونه پیاده برم . ولی مگه میذاشتن تنها باشه آدم.

داستان سکسی:

سکس ساعت 10 صبح

سلام دوستان،من پریسام18سالمه میخوام سکس با بی افم رو واستون بگم،فقط بچه ها لطفا فوش ندین من بیشتره این داستانا رو خوندم شاید بعضیا تخمی تخیلین ولی من واقعا حقیقته،من تو نیمباز با پسری دوش شدم به اسم سعید،حدود ۳ماه از دوستیمون میگذشت من عاشقش بودم ،یه روز گفت بیا خونمون منم صبح ساعت 9 رفتم،،اول تو حیاط بوسش کردم بعد رفتیم تو پذیرایی نشستم رو مبل شیر کاکاؤ اورد خوردیم حدود ۱ساعت باهم حرف زدیم،بهش گفتم من خوابم میاد گفت برو تو اطاقم بخواب،با هم رفتیم بهش گفتم توام بخواب پیشم ،اون خوابید رو تخت منم خوابیدم پیشش سرم رو گذاشتم رو دستش شاید باورتون نشه حاضرم بمیرم واسش،بعد داشتیم راجبه بکس نیمباز

داستان سکسی:

لاپایی با دوست پسرم

سلام من من کیانا هستم (اسم مستعار) و میخوام یک خاطره از سکس با دوست پسرم براتون تعریف کنم . من 18 سالمه و تهران زندگی میکنم ..... بریم سر اصل مطلب من یه دوست پسر دارم که خیلی زیاد دوسش دارم و اونم همچین احساسی به من داره .

داستان سکسی:

خجالت رو گذاشتم کنار

زیاد نمیترسیدم چون اولین بارم نبود ک با مهدی سکس میکنم امااا هیچوقت به اندازه اونروز خواهان این نبود ک دیگه خجالتو بزارم کنار
خیلی خوب درکم میکرد یعنی اینجوری تظاهر میکرد.همیشه اون پیش دستی میکرد.وقتی لخت میشدیم از اینکه حتی سعی نمیکردم ک تکونی ب خودم بدم ناراحت میشد
خوب سخت بود واسم.مهدی دومین دوس پسرم بود.با اولیه در حد لاپاییم سکس نداشتم.
بدنم زیاد وقت نمیبرد تمیز کردنش.موهای فرفریمو:D مثله همیشه بستم بالا سرمو یکم ب خودم رسیدم که زیاد لاغر شدنم به چشم نخوره ک باز بخوام غرغراشو بشنوم

داستان سکسی:

سکس رویایی با علی

سلام.من ساغرم. 17 سالمه. این خاطره ی واقعی، راجب سکس با پسر عمم، علیه که 22 سالشه.فقط ببخشید که یه ذره طولانی هستش این خاطره چون از اولش میخوام تعریف کنم. همینطور منتظر نظرها، پیشنهادات، انتقادات، و البته فحش های سازنده ی شما دوستان عزیز هستم. :d

داستان سکسی:

عشق ساده و دوس داشتنی

داستان از اونجا شروع شد که من تو رستوران عاشق یه پسر شدم
دیدم همش نگاهش دنبال منه سر میز متوجه نگاهش بودم منم از ش خوشم اومد به هر طریقی بود شمارش را پیدا کردم بهش زنگ زدم و خودما معرفی کرد هنوز منا یادش بود گفت چند بار خواستم بیام بهت شماره بدم ولی ترسدم . گفت میخوام ببینمت ادرس دادم اومد و همدیگه را دیدیم.هر روز بهم زنگ میزدیم من خیلی دوسش داشتم یه روز گفتش میخوام بیام خونتون

داستان سکسی:

برا دفعه اول بد نبود

من رویا هستم و 18 سالمه. داستانی رو که امروز براتون مینویسم مال سال گذشتس . من کلاس دوم تجربی بودم . اخرای سال تحصیلی بود و نزدیک شروع امتحانا . اونروز تومدرسه دعوام شده بود و حسابی قاطی کرده بودم برای همین سریع اومدم خونه . مامان و بابا طبق معمول خونه نبودن . کلید رو در اوردم و رفتم تو خونه تاریک تاریک بود . برقا رفته بود . احتمالا فیوز پریده بود منم هم از تاریکی میترسیدم و هم از اینکه به کنتور برق دست بزنم برای همین لباسام رو عوض کردم و رفتم خونه همسایه روبه رویی .زنگ زدم . حامد اومد درو باز کرد . حامد 22 ساله بود و قیافه خوبی هم داشت.
گفتم سلام اقا حامد .

داستان سکسی:

شبي براي هميشه

قبل از ازدواج بارها سكس رو با تنها دوست‌پسرم تجربه كرده بودم؛ حتي اواخر دوستيمون به پيشنهاد و اصرار خودش يك بار به سكس گروهي هم البته به صورت نصفه و نيمه تن داده بودم. اگر چه ماجراجويي سكس گروهي براي خودم هم جذابيتي داشت اما هميشه از اين كار ترس داشتم. بعدا هم معلوم شد حق با من بود و همون يك تجربه در نهايت باعث شد دوستيمون به بيراهه بره و از هم بپاشه. وقتي ازدواج كردم بيست و شش سالم بود؛ و از اون موقع تا پارسال كه هفت سال از ازدواجمون مي‌گذشت هرگز با كسي جز شوهرم رابطه نداشتم. و البته رابطه سكسيم با شوهرم هم روز به روز سردتر و بي‌رمق‌تر ميشد.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست پسر