شما اینجا هستید

دوست پسر

عاشقانه های سکسی

دیشب عشقم تو اتاق خواب داشت لباس هاشو اتو میکشید.
منم روی تخت دراز کشیده بودم و یواشکی کلیپ سکس میدیدم :">
که حواسم نبود صداشو قطع کنم و یکم از آخ و اوخ رو کیوان شنید و با شیطنت گفت چیکار میکنی شیطون الان میام به حسابت میرسم :)))
وقتی اتو کاریش تموم شد چراغ رو خاموش کرد و آباژور های دو طرف تخت رو روشن کرد اومدم پیشم
یکم شوخی کرد که چی می بینی به منم بده گفتم نمیدم یکم قلقلکم داد و منم وول خوردم تو بغلش
بغلم کرد پاشو گذاشت لای پامو یکم لاو ترکوندیم و بوس و لب خوردن و...
منم یکم شل شدم.. گردنشو مکیدمو با نفسای داغم گردن و گوشش رو قلقلک دادم..

داستان سکسی:

سارا و بهنام

سلاممن سارا هستم و الان21 سالمه جریانی که میخوام براتون تعریف کنمبرمیگرده به 4ساله پیش. اول شما باید یه چیزایی رو در مورد زندگیم بدونین تا براتون سوال نشن.وقتی من 13 سالم بود یه خدمتکار داشتیم که یه پسر 18ساله داشت یه روز که تنها توخونه بودیم به زور بهم تجاوز کرد و پردمو پاره کرد. و بعدم فرار کرد فرض کنین یه دختر 13 ساله سکس داشته باشه دختری که هنوز درست نمیدونه سکس چی هست ؟

داستان سکسی:

عجب سرنوشتی

با سلام خدمت تمام عزیزان شهوتی سایت شهوانی
قبل از گفتن داستان با اجازه میخوام چند مطلب رو بیان کنم
1-این داستان واقعی هستش
2-خواهشا بجای فوش مثه بچه ادم و 1 ایرانی با فرهنگ نظر سازنده بدین و راهنمایی کنید
3-اگر بنظرشما این داستان یا داستانهای دیگه دروغه پس لطفا خودتون 1 داستان حقیقی وزیبا بنویسید
4-این داستان خودم نیست و من فقط راوی هستم و در هنگام نوشتن این داستان صاحب داستان کنار بنده حضور داشتن
5-اگر طولانی شد به بزرگیتون ببخشید بجاش عبرت بگیرید
6-شماره های بالا مربوط میشه به یک خائن

داستان سکسی:

مریم و امیر

من مریمم خاطره ای که میگم برمیگرده به سال87 من تازه گوشی خریده بودم و چون خانوادم راضی نبودن مجبور شدم یواشکی از دوستم بخام برام به برادرش بگه یه سیمکارت برام بیاره اونم. چند روز گذشت و کلی تماس داشتم ویکم میترسیدم جواب بدم.ولی یکی بود که مدام تماس میگرفت شماره تهران هم بود گفتم بزار ببینم کیه بعد گفتم این سیمکارت واگزار شده کارم شده بود سرکار گذاشتن و اس بازی ..

داستان سکسی:

مستی با شهوت وحشتناک

من نیوشا 21 ساله 5سال پیش که 16 سالم بود با یه پسر تو خیابون آشنا شدم اسمش فرهاد بود هیچ وقت دوستی خیابونی نداشتم اون اولین دوست خیابونیم بود دو هفته با هم دوست بودیم و لاس میزدیم تا این که احساس کردم دوسش دارم اما متاسفانه دوست داشتن من با اون دوست داشتنایی که خیلیا فکرمیکنن فرق داره هرکس که بتونه خوب ارضام بکنه رو من دوست دارم بگذریم بعد دو هفته متوجه شدم فرهاد همون چیزیه که دنبالش میگشتم هم خوش استیل بود هم سکسی بود هم عین خودم سگ شهوت بود.

داستان سکسی:

بدترین خاطره ی لیلا

سلام
اسم من لیلاس دختری ام ک شکست های سختی خورده. ولی یکی از بدترین اتفاقای زندگیم سکس من با امین بود. من با امین از طریق یکی از دوستام اشنا شده بودم و ی مدتی که با هم بودیم امین گفت بهم ک اگه دوستم داری باید بزاری من پردتو بزنم منم گفتم نه و نمیشه و چی داری میگی و اینا ولی این اقا بلد بود چجوری مخ بزنه

داستان سکسی:

سکس با عشقم صالح

سلام اسمم سحره خاطره ای ک میخام واستون بگم واقعیه شاید بعضیا باور نکنن ولی خب دلیلی واسه دروغ گفتن ندارم
یکم از خودم بگم قدم 163 وزنمم 60 یکم تپلم و رون و باسن بزرگی دارم طوری ک وقتی ی لباس شب تنگ میپوشم کونم خیلی میزنه بیرونو سکسی میشم.حالا بگذریم تازه با دوس پسر قبلیم بهم زده بودم و یه یک هفته ای میشد ک تنها بودم تصمیم گرفته بودم دیگه با کسی دوس نشم ولی خب این حرفا همش کسه رفته بودم کتابخونه ک درس بخونم با دوستم اومدیم بیرون ک قدم بزنیم یهو ی پسره اومد کنارمون ( اینم اضافه کنم ک من اون روز ساپورت پام بود)

داستان سکسی:

دسیسه ی نادیا و سیاوش

سلام دوستان
اسم من ساراست خاطره ای که میخوام براتون بنویسم کاملا واقعیه و مربوط میشه به 4 سال پیش زمانی که ج کنکور اومدو من برای ثبت نام راهی شهرستان شدم ..

داستان سکسی:

سكس هات تو حمام

سلام،اسم من هلن ٢٨سالمه و خيلي هاتم هيكلمم خوبه كونم گنده است و كمرم باريك ،راستي سينه هامم پروتز كردم خيلي سكسي،رنگ پوستمم برنزست.
پارسال با مرتضي آشنا شدم،خيلي خوشگله و خوشتيپه، كيرشم كه عاليه.من و مرتضي زياد باهم سكس مي كنيم ولي مي خوام يكي از بهترين سكسامو براتون بنويسم. مرتضي خونه مجردي داره خيليم وضع ماليش خوبه، يه شب بهم زنگ زد گفت ميام دنبالت بيا پيشم حالم خيلي بده مي خوام امشب بدجوري بكنمت خودتو آماده كن، منم كه از خدا خواسته رفتم حمومو همه بدنمو با لوسيون شستم اومدم يه ست سكسي مشكي كه شرتش بندي بود ، وسط شرتمم بين كسم باز بود پوشيدم،يه آرايشه توپم كردم.

داستان سکسی:

یواشکی باحال تره

سلام اولین باره دارم مینویسم توسایتای اینجوری کم میام وخیلی کم داستان میخونم چون میدونم معمولا دروغ مینویسن حوصله ی قسم وآیه ندارم که به خدا راست میگم فقط مینویسم چون به نظرم واسه ی خودم این خاطره قشنگه شمارونمیدونم الان19سالمه تقریبا یه دخترمعمولی وسفیدم 2سال پیش تابستون قرارشد بادایی هاموخالم دختر داییاوپسردایی های مامنم بریم شمال معمولا ماتابستون هرسال یه سفر دسته جمعی میریم ولی امسال یکی ازدختردایی های مامانم که پسرشو دوس داشتم اومد همرامون نو وحید همیشه باهم کری داشتیمو سربه سرهم میزاشتیم من به خاطر همینا خیلی دوسش داشتم باهم زیاد اس بازی مبکردیم ولی هیچ وقت خدایی حرف ازسکس و این چیزا

داستان سکسی:

ازدواج با عشقم بعد از یه شب رمانتیک

سلام به همگی من نازلی هستم 23 سالمه وپوست سفید و چشمای درشتی دارم البته اینم بگم هیکلم فوق العاده سکسیه چون زیاد روش کار کردم(باشگاه) و موهای مشکیه بلند دارم که تا کمرمه

داستان سکسی:

سکس بیاد موندنی منو اشکان

من لی لی 37 سالمه 3 ساله تنها زندگی میکنم تا به حال ازدواج نکردم هرکس منو میبینه میگه اصلا سنت بهت نمیاد قدم 167 وزنم 61 سینه های سفت 80 دارم ودر کل همه میگن خوبیییییییی ...اتفاقات سکسی زیادی تو زندگیم افتاده الان می خوام یکی از اون اتفاقاتو براتون تعریف کنم…

داستان سکسی:

افکار نیمه شب

مدت های زیادی است که با خودش فکر می کند.
هر شب که سرش را روی بالشتش می گذارد و بیصدا زیر پتو میخزد بجای خواب عمیق،به فکر فرو می رود.
در تاریکی اتاقش به روزهایی افتابی فکر می کند که بین او و دختری که عاشقش بوده و هست، اینقدر فاصله نبود.
در سکوت محض اتاقش ، صداهای درون سرش را به وضوح می شنود که هر کدام از خاطره ای نه چندان دور برمیخیزند.

داستان سکسی:

سکس لایت من و امیر

سلام! من سحرم 18 سالمه. من تا حالا داستان ننوشتم ولی خواستم دردای دلمو چند نفر بخونن. شما هیچوقت نمیتونستید جای من باشید پس فوش ندید همه ی داستانمم عین واقعیته!

داستان سکسی:

سفید_سیاه

اسمم شادیه و 28 سالمه. این خاطره مربوط به زمانیه که نامزد داشتم. زمانی که واسه خیلیا رویاییه و تو ابرا سیر میکنن. من اون موقع 24 سالم بود. با سرمایه ی 3 سال کارم و یه مقدارم کمک ابابام، یه سرمایه جور کرده بودم و میخواستم خودم یه شرکت تبلیغاتی کوچیک راه بندازم، چون تقریبا چم و خم کارو میدونستم و میخواستم مستقل باشم، یه روز یکی از دوستای دوران دانشگاه و دیدم و بعد از کلی خوش و بش داستان و که فهمید پیشنهاد داد با داداشش که یه شرکت تبلیغاتی داشت شریک شم،

داستان سکسی:

سکس بیاد موندنی در یک روز بارونی

میخوام خاطره ی یکی از بهترین سکسامو ک با عشقم داشتیم رو براتون تعریف کنم و خیالتون راحت باشه ک واقعیه.منو علی دو ساله ک باهم دوستیم اینجور که خودش میگه اوایل فقط برای سکس باهام دوست شده بوده ولی به مرور زمان عاشقم شده.خلاصه بگم که من17 سالمه و 26.دقیقا 9 سال از من بزرگتره.چن مدت پیشم اومد خاستگاریم ولی به دلایلی خانوادم موافقت نکردن که ازدواج کنیم ولی ما رابطمونو قطع نکردیم و خیلی عاشق هم بودیم اون اولین و اخرین پسری بود که باهاش دوست شدم هیچوقتم بهش خیانت نکردم.ببخشید مقدمم طولانی بود دیگه بریم سراغ داستان.خصوصیاتمم اینکه پوستم گندمگونه قدم 162 وزنم 60 و چشام درشته قهوه ای بینی خوش تراش و

داستان سکسی:

از یه بوس شروع شد

اواسط تابستون بود گوشیم زنگ خورد شمارش غریبه بود معمولأ شماره هایی ک نشناسمو جواب نمیدم اون دفه هم مث همیشه...چند بار زنگ زد تا بالاخره جواب دادم.
_بله؟
_سلام
_بفرمایید؟
_نشناختی؟؟
_نخیر
_فک کن
_اگه خودتو معرفی نمیکنی خدافظی
_خدافظ...
قط کرد...صدای تخس و لحن پرروی حرف زدنش فقط منو یاد ی نفر مینداخت..." آرتان" برادر دوستم آرزو...

داستان سکسی:

درست يا غلط؟

سلام من مانلي ام
اين داستاني كه مينويسم فقط يه كمش واقعيت داره و بقيه اش از تصوراي خودمه
اشكالامو بهم بگين كه برطرف كنم واسه بعد
داشت برف ميومد و منتظر بودم تا سامان برسه
با خودم فك ميكردم اگه خانوادم دوستيم باهاشو بفهمن چي كارم ميكنن؟
خانواده مذهبي ندارم ولي رو اين يه مورد خيلي حساسن
نزديك يه سال بود كه باهاش بودم و نميتونستم ازش دل بكنم.چند بار خواسنه بودم ولي نشد.
الانم كه واسه اولين بار داش ميومد خونمون.
درستي يا غلطي كارمو هنوزم نميدونم.
تو همين حالو هوا بودم كه صداي زنگ اومد. فقط گفتم بيا طبقه دوم و درو باز كردم.

داستان سکسی:

سکس شراره قبل از ازدواج

روز پنج شبه سال نود صبحی مثل همه ی صبح ها, اماباصدای رسیدن پیام جدید یک تک زنگ ازخواب نازم بیدارشدم.سکوت سرسام آوری خانه را فرا گرفته بود.ناخودآگاه نگام به ساعت روی میز آرایشم افتاد،دیدم ساعت 9:30نشان میداد.بدن خسته ام را ازروی تختم، بلندکردم از توی کمد تاپ صورتی رنگم را پوشیدم با حرکتی سریع خودم را به میز آ ریشم رساندم رژ قرمزبراقم رابرداشتم آرام آرام به لب های بی حالم کشیدم دستم را درازکرده به گوشی که صفحه اش هنوز ازرسیدن پیام روشن بود رساندم.پیامی رسیده بود از طرف آرش که :عشقم چشمای نازتو باز کردی میخوام بیام تکلیف خودمو بدونم پس کی بیام برای اجازه گرفتن از پدرتون.ناراحت بودم چند روز بو

داستان سکسی:

سكس لاپايى رو شلوارى روز كارآموزى

سلام
من عطيه هستم ٢٢ ساله و دانشجوى يكى از رشته هاى علوم پزشكى
راستش من برا بقيه بسيجى هستم و تريپ دختر چادرى دارم اما واقعا اينطور نيست
قضيه مربوط به ترم ٧ من ميشه استاد از گروه ما خواست برا گرفتن شرح حال بيمارا بريم بيمارستان و يه جورايى جلسات اولى ميشد ك ميرفتيم گروه ما سه نفر بود من و دوستم و يه پسر

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست پسر