شما اینجا هستید

دوست پسر

دوست پسر خوش مشرب

سلام.من سونیا هستم دانشجوی سال 2 پزشکی. و البته خیلی سکسی.تجربه سکس با دوست پسر قبلیم داشتم و میتونم بگم چون سکس زیادی ام داشتیم کارمو بلدم. یه همکلاسی دارم به اسم مجید.مجید پسری با قد بلند و هیکل ورزشکاری.خوشگل و البته بسیار خوش زبون و شیطون که همه شیفته ی خوش مشربی مجید میشدن

داستان سکسی:

کشف کیر جدید

سلام من نازی 30سالمه و از 20 سالگی سکس داشتم و عاشق کیرای کلفت و درازم
خاطرات سکسی اینجا رو خیلی هاشو خوندم
زیادم نمیخوام وقتتون و بگیرم اما یه خاطره جالب با دوست پسر خجالتیم دارم که میگم براتون:
من نازی - اون علی (34 ساله)
با علی که یه پسر فوق العاده مومن و مذهبی بود یه شب بارونی زمستونی توی خیابون آشنا شدم یه مدت زیادی رو با هم تلفنی در تماس بودیم (راستش من اون موقع با امین رابطه داشتم که خیلی ام دوسش داشتم، واسه همین علی رو زیاد تحویل نمیگرفتم) روزای دوستیمون با تلفن و اس ام اس و هفته ای شاید یه بار دیدار سپری شد تا رسیدیم به عید

داستان سکسی:

سکس لاله با کاوه

سلام دوستان.این اولین داستانیه که میخوام براتون بنویسم که امیدوارم خوشتون بیاد.اسم من لاله است یه دختر خوشکل و خوش قیافه و خیلی حشری که دوست داره با کسی سکس کنه که مثل خودش حشری باشه و بدونه چطور یه دختر حشری رو ارضا کنه.داستانی که می خوام براتون تعریف کنم یه داستان واقعیه که مربوط میشه به دوستی و آشنایی من با پسری که فکر نکنم تو زندگیم مثل اون دیگه ببینم.

داستان سکسی:

و عشق یک بیماری بدخیم روحی بود

اون روز توی محوطه ی پایین خونه نشسته بودم. روی یه نیمکت، تنهایی. می دونستم که دیگه به زنگم جواب نمیده. عجیبه که وقتی کسی می خواد باهات به هم بزنه، انگار بهت الهام میشه. فقط دو دفعه زنگ زدم و جواب نداد، ولی می دونستم که دیگه این آخرشه.

داستان سکسی:

خیانت با طعم سکس فراموش نشدنی

سلام.من ندا هستم 18سالمه..یه دخترمعمولی با قد160و وزن54.پوستم گندمیه وچشمام قهوه ای .میخام ماجرایه ی سکس فراموش نشدنیوبراتون بگم..من ی بی اف دارم ک تو تعطیلات عیدنوروز سال91باهاش آشنا شدم.اسمش حسین و19سالشه.سفیده وچشماشم سبزه یکمم زیادی تپله:)ولی من دوسش دارم خیلی گوگولیه:)البته بضی وقتا ام بهش شک میکنم ک گی هست..چون یبار وسط سکسمون بهم گفتش ندا منو بکن..!و ی سری سوتیایه دیگه.حسین اولین کسی بود ک من باهاش سکس کردم.اولین سکسمون تیرماه بود.تا الان ک آبان ماهه ب اندازه ی موهایه سرم باهمدیگه سکس کردیم تعدادش اصلا یادم نیست..البته حسینم پسره خوبیه وتاحالا منو نکرده..ینی تنها کاری ک کردیم خوردنو

داستان سکسی:

دردش هم لذت داره

سلام من سمیرا 21 سالمه دانشجو نرم افزار هستم 3 ماهی هست که با محمد 24 ساله دانشجو صنایع دوست شدم.عاشقشم.خیلی دوسش دارم.
ما باهم تو اس ام اس خیلی پیش می رفتیم اما تاحالا نشده بود که به واقعیش فک کنیم.یبار محمد توی اس ام اس گفت سمیرا من خیلی گرم مزاج هستم وقتی پیشمی حسابی تحریک می شم واسه باهم بودنمون.من م گفتم اره دوست دارم که یروزی پیش هم باشیم و....

داستان سکسی:

سکس با عشقم سعید

سلام، من یک زن 31 ساله از شهرستان...هستم.بعد از 4سال که از فوت همسرم می گذشت دلم یک رابطه ی عاشقانه و پایدار می خواست! توی این مدت فقط یکبار با پسری با آرش آشنا شدم ولی نتونستم حسی رو وارد این رابطه کنم..! خیلی اتفاقی توی سایت اجتماعی با سعید آشنا شدم.35 ساله و ساکن تهران، مردی جذاب با هیبتی مردانه.چیزی که اذیتم می کرد راحتی و ارتباط آزادش با خانوما بود..! در مدت کوتاهی تموم رابطه ها رو قیچی کرد، خودش هم خسته شده بود و دنبال رابطه ای توام با عشق می گشت. بعد از 2ماه و اندی سعید برای ملاقاتم به شهرمون اومد.در این مدت به هم وب می دادیم و همدیگه رو دورادور می دیدیم.

داستان سکسی:

عشق بازی با عشقم در کنار قلیون

سلام این اولین خاطره ایه ک میزارم کاملا هم واقعیه من نزدیک به سه ساله ک با محمد دوستم این یه سال میانگین ماهی یه بار سکس داریم البته من دخترم و با این ک محمد رو خیلی دوست دارم هیچ وقت راضی نمیشم پردمو از دست بدم نپیدونم اینایی ک میگن رفتن به پسره گفتن بیا پردمونو بزن واقعا عقلشون سر جاشونه!! خب اینی ک میخوام بگم ماله چند ماه پیش میشه اون رمان واسه امتحان نهاییام میرفتم کتابخونه الان دانشجوام. خانواده ی محمد میرن مسافرت این واسه این ک با هم باشیم نمیره. مث همیشه قبل رفتن دستشویی میرفتمو مطمءن میشدم ک تمیزم حموم میرفتم از یه ژل بهداشتیم استفاده میکردم.

داستان سکسی:

حرف ننه ام

امدم خونه ناله ننه ام بلند شد خاک برسرت داری می شوی ترشی ازدخترای امروزی یاد بگیر زیر ابرشون برداشته برای دوست پسراشون تو یعنی دانشجو ادبیاتی نتوا نی یک دوس پسر پیدا کنی کوس باهاش بدهی خاک برسرت از دختر همسایه زری خانوم یادیگیر بعد از صد تا کوس دادن یک پسر پول دار توی تور زد حالا یک پسر داره دخترای فامیل ها صد تا کوس دادن پسرای خوب توی تورزدند گقتم حالا بابام مرده چرا خودت کوس نمیدهی 43ساله ات ننه ام ازکجو منم کوس نمیدهم حالا دوره کوس دادن دیگه پرده بکارت کوس معاینه نمی کنند باید بری توی دل پسره کار تموم سوارخ کوس دخترا گشاده حالا این دوره هردختری پرده داشته باشند کسی به خواستگارش نمی ایند

داستان سکسی:

چشماش گریه کرد و لباش خندید

سلام
من آرزو هستم
25سالمه
این یه داستان نیست بلکه خاطره ی یه عشقه
الان که ازش جدا شدم دوست دارم این خاطره رو براتون تعریف کنم
چندسال پیش توی اینترنت با مردی آشنا شدم که یه پسر بچه داشت و مدتی بود از زنش جدا شده بود و با خانوادش زندگی میکرد تا از پسرش نگهداری کنن
شبا گاهی باهم چت میکردیم و من از کسایی که دور و برم بودن براش میگفتم و اونم بهم مشورت میداد که با کی دوست بشم یا نشم چون ازم 10 سال بزرگتر بود و با تجربه
اما من ته رابطه م با هرکدوم نهایت دو هفته بود
چون بهم پیشنهاد سکس میدادن و من قبول نمیکردم و اونام میرفتن

داستان سکسی:

خونه خالی با مسعود

سلام ب همه من هستی ام 18 سالمه...داستانی ک میخوام بنویسم زندگی خودمه از اسم مستعار هم استفاده نکردم...نظر یادتون نره مرسی
_________________________________________________________________
ب شدت گرفته بودم اونقدری ک ناراحتی از چهرم پیدا بود..خیلی وقت بود حرفامون تکراری شده بود دیگه مثل اولای دوستیمون شوق و ذوق نداشتیم...آمار sms مون تو روز ب 20 تا نمیرسید...تصمیم گرفتیم تمومش کنیم تو اتاق نشسته بودم اماده منتظر اینکه مسعود بیاد ک یهو گوشیم زنگ خورد " بهونه " در حال تماس
- جانم؟؟
- هستی جان بیا پایین من اومدم

داستان سکسی:

وقتی میخواست لباسم رو دربیاره فرار کردم

سلام
اینجا همه از سکسشون نوشتن اما من میخوام از پاکدامنی بنویسم
اولا بگم که از نظر زیبایی تو کل فامیل زبان زد بودم و هستم
موی بلند طلایی و پوست سفید و صورت گرد و اندام سکسی
اینا از خصوصیات ظاهری من هستند.
اینا رو نوشتم که بدونید که زشت نبودم که کسی دنبالم نباشه!
اما یه خانواده اصیل رو پاک دارم که مذهبی نیستن اما درستکار و پاکدامن هستن
ما رو طوری بار آوردن که بزرگترین گناه رو سکس و دوستی نا بجا بدونیم
البته این هم بگم حالا که بزرگ شدم میفهمم که چرا سکس نامشروع گناهه

داستان سکسی:

تنها مرد زندگی ام

سلام
این داستان اولین سکس منو عشقم امیره ک بعداز دوسال دوستی بلاخره موفق شدیم یه سکس پراز عشقو باهمدیگ تجربه کنیم...
امروز 2مرداد ینی اوج تابستونه هوا خیلی گرمه وتازه روز اشنایی منو امیر ...تا ساعت 11خواب بودم امیر ز زد تنبل نمیخوای دیگ بیدار شی مثه خرس فقط میخوابی...گفتم کاری جز خواب ندارم...گفت اماده شو واسه بعداز ظهر بریم بیرون...منم قبول کردم.ساعت یک بود نوبت اپلاسیون داشتم خلاصه رفتمو بدنمو یه تمیزکاریه حسابی کردم...

داستان سکسی:

دوبــآره سکــس، دوبــآره عشــق

سـلام دوسـتان
اولین خاطره ای هـست که میزارم
اگه خوشتون نیومد یا مشکلی داشت فوش بـارونم نکنید :دی
انتقاد کنید تا درستش کنم ازین به بعد :دی
فداتون :x
___________________________________________________________

داستان سکسی:

لذت واقعی

سلام بچه های شهوانی.من چند وقتی میشه که دراین سایت داستان هارو میخونم چون به داستان سکسی علاقه دارم واسم خاطرات واقعیه سکس های لذت بخش قشنگ هستن اما مدتی هست که داستان های جالبی اینجا نخوندم و بیشترشون خالی بندی بوده...
اما چون خاطره ی سکس من خیلی جذاب بود میخواستم یه جا ثبتش کنم ...

داستان سکسی:

بهترین سکس سونیا

سلام. من اسمم سونیاس. 21 سالمه. میخوام داستان اولین سکسمو براتون تعریف کنم. البته اولیش که نبود چون قبلا که پسر خالم ازدواج نکرده بود چندباری با هم تنها بودیم و حال کردیم. اما سکس کامل نداشتیم. راستش من ماساژورم. واسه ماساژ میرم خونه مشتریام. اوایل فقط مشتری خانم میگرفتم اما بعد یه مدت که پول لازم شدم دلو زدم به دریا و مشتری آقا هم میگرفتم. من آدم به شدت داغیم، وقتی بدن مردا رو ماساژ میدادم دلم بدجوری سکس میخواست اما هیچکدوم انقدر برام جذاب نبودن که بخوام باهاشون سکس کنم. تا اینکه یه روز یه آقایی زنگ زد واسه ماساژ، صدای قشنگی داشت. واسه آخر هفته باهام وقت گرفت. خونشون جردن بود.

داستان سکسی:

گناه من

حرفهایی که مینویسم همه حقیقته و هیچ دروغی توش نیس و ازتون خواهش میکنم منو راهنمایی کنید چون واقعا دارم زجر میکشم تک دختر یه خانواده مرفه هستم که هیچ چی واسم کم نذاشتن و انقدر زیبا هستم که زبان زد خانواده هستم و از اونجایی که پدر و مادرم تعصبی بودن با هیچ کس دوست نبودم تازه 20 سالم شده بود که با یه پسر 34ساله که وصع مالیش خوب بود از طریق خواستگار نامزد کردم از اونجایی که پسره از شهر دیگه بود و فقط چند سالی بود که به شهر ما امده بود ما فقط از محل کاری که تو شهر ما داشت پرس و جو کردیم و چون همه تعریف کردن مورد تایید قرار گرفت و ما ازدواج کردیم 2 هفته بعد از ازدواج ما فهمیدیم همسرم تو شهر خودشو

داستان سکسی:

دوست پسر وحشی من

این خاطره ای که براتون تعریف میکنم قضیه ی سکس من با دومین دوست پسرم هست. من و نیما الان حدود یک سالی میشه که که باهم دوستم . دوستیمون هم از اول خیلی عجیب شروع شد چون تقریبا از هم متنفر بودیم و هر وقت همدیگه رو میدیدیم سلام هم به هم نمیکردیم. حالا نمیخام با جزیات سرتون رو درد بیارم مهم اینه که الان با همیم و من واقعا عاشقشم.

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - دوست پسر