شما اینجا هستید

اقوام

سیزده به در فراموش نشدنی من

این داستان تنها سکس منه. اسامی مستعار می باشند.
من علیرضا 22 سالمه، 175 قدمه و 73 کیلو وزنم. این خاطره مربوط میشه به روز سیزده به در امسال.

داستان سکسی:

شب به یاد ماندنی تو خونه ی دختر عموم

وای چه بارونی میاد چه بادی میاد ؛نادر من خیلی سردمه میشه اون پتو رو از اتاق واسم بیاری نادر:باشه عزیزم الان واست میارم ...؛بگیر گلم؛ مهتاب:ممنون نادر جون آخیش گرمم شد...اون دو تا کنار شومینه نشته بودن مهتاب رو صندلی و نادر هم رو مبل دراز کشیده بود...
مهتاب:شهاااابببببب
نادر:جونم خانومی
مهتاب:نادر یادته دو سال قبل عروسیمون رو!!؟واییییی چه روز خوبی بود خیلی خوش گزشت

داستان سکسی:

برام رویا بود ولی خاطره شد

سلام دوستان اسمم ایلیاست و الآن 27 سال دارم.در سن 20سالگی ازدواج کردم و زندگی خوشی رو شروع کردم به علت شغلم مجبور بودم بناچار در استانی دیگه زندگی کنم چون قبل از ازدواجم دوسالی میشد اونجا بودم با همسرم اومدیم و زندگیمون رو در غربت و تنهایی شروع کردیم.چند ماهی میگذشت از اومدنمان به این شهر که خانمم گفت دلتنگم بریم ی سر به خانواده و شهرمان بزنیم و هم برامون خسته کننده شده منم قبول کردم و دو هفته ای مرخصی گرفتم و رفتیم شهرمان داستان من تازه از اینجا شروع میشه به زبان ساده و روان براتون تعریف میکنم.

داستان سکسی:

لیلا عروس عمه

من آرشم 24ساله
من از کودکی تو انشا ضعیف بودم اگه در جایی غلط انشایی نوشتم به بزرگواری خودتون ببخشین
من ارش از تبریزم داستانی که براتون میگم تازه برام اتفاق افتاده من یه دختر عمه دارم خیلی خوشگله تقریبا 28سالشه

داستان سکسی:

پارمیس و پسرخاله

سلام اسمم پارمیسه 24 سالمه خیلی خاطره نمیگم این داستان هم مربوط میشه به 17سالگیم من یه پسر خاله دارم که که 27سالشه اون موقع 20سالش بود اولا بهش توجهی نمیکردم خودم عاشقش نبودم حسی بهش نداشتم فکر میکردم اون هم اونجوریه من خیلس سکسی بودم کلا همیشه هم فکر سکس بودم با دوستام خیلی فیلم سوپر نگاه میکردیم عاشقه سکس بودم همیشه هم دوست داشتم تجربش کنم ولی میترسیدم عاشق کیر هم بودم یه رووز منو خونوادم دعوت شدیم خونه ی مادربزرگم که پسر خالم ارش هم با خونواده دعوت بودن داشتیم شام میخوردیم که نشست پیش من خیلی هم با هم خوب بودیم بی جنبه هم نبودیم که کسی شک کنه یا گیر بده که اینقدر خوب نباشیم حالااا درحال

داستان سکسی:

هم زن دایی هم دخترعمو

سلام اسمم علیرضاست و مي خواهم اولين داستان سكسي ( در واقع داستان که نه خاطره سكسي ) خودم را كه با زنداييم اتفاق افتاد براي شما بنويسم. داستانو باید از سال 69 تعریف کنم که اونموقع تقریبا 11 الی 12 سالم بود راستش من چند تا دايي دارم .

داستان سکسی:

سکس با دختر خاله خانومم

سلام اسم من رضا است 30سالم و توی یکی از شهرهای آذربایجان زندگی می کنم داستانی رو میخوام براتون بنویسم برمیگرده به2سال پیش از طرف اداره رفته بودم ماموریت 4روز اونجا بودم خانوم بنده هم کارمنده یک پسر 5ساله هم دارم که اون موقع 3 سالش بود برای اینکه تنها نمونن دختر خاله اش رو که 22سال داشت اورده بود پیش خودشون اسمش نازیلابود روز پنجم برگشتم خونه می دونستم خانومم خونه نیست و احتمالا بچه رو هم برده بود مهد وچون خسته بودم برنامه ریزی کرده بودم کمی استراحت کنم خونه ما دو طبقه بود که طبقه اول مستاجر داشتیم کلید انداختم رفتم تو رفتم توی آشپز خونه از یخچال یه آب میوه برداشتم رفتم به طرف اتاق خواب در ا

داستان سکسی:

چهارشنبه سوری سکسی

اسمم کامران هست 24 سالمه و داستانی که براتون تعریف میکنم برمیگرده به 4 سال پیش زمانی که در شهر اصفهان دانشجو بودم و در خانه ی خواهرم که ازدواج کرده زندگی میکردم . همه چیز از چهارشنبه سوری سال. 88 شروع شد ، ما عادت داشتیم هرسال دور هم جمع میشدیم و در حیاط خانه ی پدری دامادمون جمع میشدیم و اتیش روشن میکردیم . اون روز مشروب زیادی سرو میشد و همگی حسابی مست بودیم . برادر دامادمون در حیاط رو باز کرده بود و داشتیم مردمی رو تماشا میکردیم که شعار میدادند ( جریان انتخابات 88) که ناگهان یگات ویژه حمله کرد به سمت خونه ی ما و اومدند داخل .

داستان سکسی:

اسمس اشتباهی

سلام به دوستان
من یکی از اقوام زنم به اسم مستعار مهناز این مهنازخانم ازاول ازدواجمون بامن رابطش خوب شد البته مثل داداش باهم اسمس بازی میکردیم و شوخی میکردیم حدود 2سال طول کشید تا یک روزداشتم با زنم اسمس بازی میکردم که یک اسمس که معنیش این بود که میخوام دوست پسرت شم براش اشباهی دادم که دیدم بدش نمیاد من رو مخش کارکنم اولش فقط باهش دست میدام بعد یروز رفتم خونشون باهم بوس لیس مالوندن کردیم عجب سینه های درشتی کون بزرگ فقط شکمش خیلی چربی داشت

داستان سکسی:

سکس با راضیه توی حموم عمومی

با سلام من بهمن قد 172 وزن 77 و اندازش هم 17 سانت .سالها پیش که 20 سالم بود پسر خالم با اینکه ی زن داشت و ی زنش رو هم قبلا طلاق داده بود ب رسم طایفه ما دختری را به قصد ازدواج فراری داد .بعد شکایت زن دومش کارشون به زندان کشید ...........بعد شش ماه زنش از زندان در اومد و با وساطت خانواده به خونه ی شوهرش برگشت ی روز عروس خانم با دختر خالم به خونمون اومدند اواخر بهار بود گیلاسهای با غمون تازه رسیده بودند مشغول گردش تو باغ بودیم مرضیه خانم برای اینکه راحت بتونه گیلاش بچینه مانتوشو در اورد و مشقول چیدن گیلاس بود و منم موقع خم وراست شدن دیدش میزدم عجب سینه و رونهایی داشت خط شورت و سوتین و بر امدگی

داستان سکسی:

حتی فکر دست زدن به بدنش هم به سرم نمیزد

سلام به همه دوست های گل شهوانی من امیرم 20ساله تهرانیم ولی چند وقتیه قم زندگی میکنم قدم 175 و وزنم60 هستش و کیرم 18 سانته ادم خالی بندی هم نیستم.

داستان سکسی:

سکس با مینا خواهرزاده زنم

سلام من 32 سالمه و تقریبا 7 سال هست ازدواج کردم من حاشیه پردازی نمیکنم وسریع میرم سر اصل داستان چون نمیخوام وقت دوستان و بگیرم و بگم این داستان کاملا واقعیه .

داستان سکسی:

سکس با فامیل دور

سلام دوستان اين داستان مال يه ماه پيشه من سنندج زندگي ميكنم با مادر و خواهر و مادربزرگ مادريم خيلي تنها بودم چون نه داداشم پيشم بود نه پدرم در عين حال هم خيلي حشري هميشه تو كف بود ولي به خاطر اينكه بسكتبال بازي ميكنم حاضر نبودم خود ارضايي كنم ب خاطر دنبال يه كس بودم واسه اينكه خودمو خالي كنم يه بار يه دوستم بهم گفت يه جنده هست ميخواي منم با هزار بد بختي پول پيدا كردم و وفتم تو راه يكي از دوستام كه خلر دار شده بود از اين ماجرا بهم گفت نرو اونا دزدن پول و گوشي و اينا تو همشو ازت ميدزدن از كس هم خبري نيست خيلي حالم گرفته شد بعد چند روز فهميدم يكي از فاميلاي دورمون تو ساختمونه خودمونه مطلقه بود

داستان سکسی:

سکس با علی

من مهسا هستم 19 ساله ساكنه تهران

اين خاطره حدود دو هفته پيش برام اتفاق افتاد من يه پسر دايي دارم خوش تيپ خوش استيل خوش برخورد كه حدود سه سالي ميشه ديوونه سكس با اونو شدم يه سالم از من بزرگتره خلاصه بعد اين همه انتظار ي روز كه رفته بودم بيرون يه پسر تو كوچمون ديدم واي از علي هم خوش تيپ ترو باحال تر بود زياد خستتون نكنم دنبالم افتاد دو سه روز طولش دادم تا ازش شمارشو قبول كنم.

بعداز سه چهار هفته بهم گفت دوس داري باهم سكس كنيم من بال در اورده بودم ولي براش كلاس گذاشتمو شروع كردم بهش فش دادن يه چند روزي ج تلفوناشو ندادم

داستان سکسی:

منو حمید و دخترخالم

من لیلی هستم کاربره اینجا دوتا داستان گذاشته بودم مرسی که نظر داده بودید و فوش هم داده بودید اشکال نداره فوش بدید بهم برنمیخوره کلا ادم با جنبه ای هستم منو رفیقم حمید دوهفته بود که سکس نداشتیم خیلی هم حشری بودیم حمید گفت یه دوست داره که زنشو طلاق داده خونشون خالیه بریم اونجا یه حالی بکنیم منم که خیلی حشری هستم قبول کردم فقط مشکل اینجا بود که رفیقش گفته بود برای که بریم خونشون باید یا یکی براش پیدا کنم برا سکس یا بیاد منو بکنه منم قبول کردم و دختر خالم که مثله خودم حشریه بهش گفتم موضوع رو فقط مشکلش این بود که میترسید پرده کوسشو پاره بشه و عقب هم نمیده چون خیلی دردش میگرفت از ساک زدن هم بدش

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - اقوام