شما اینجا هستید

مستاجر

لهو و لعب با دختر مستأجر

سلام بچه ها میدونم خیلی ها آرزوهاشون رو با خالی بندی بیان میکنند ولی این سرگذشت واقعیه فقط اسمهارو تغییر دادم که مشکلی درست نشه چندسال پیش که من 28 سال داشتم یه خونه سه طبقه بود که من توی طبقه 2 بودم صاحبخانه اول بود و یه مستاجر دیگه طبقه 3 بود من یه خانم دارم که از همه چیز نمونه است از نجابت و وفاداری و خانه داری شغلش کارمنده سال دوم بود که یه روز زن مستاجر بالایی اومد که یه چک دارم اگه میشه چند روز دیگه شما پاسش کنید ولی الان لازم دارم حدود 39 سالش بود دو تا دختر داشت منم مشکلش رو حل کردم بعد از اون خیلی صمیمی شدیم و رفت و آمد داشتیم دختر کوچیکه 19 سالش بود و اسمش مریم -بزرگه 21 سال و اسم

داستان سکسی:

دانشجوهای طبقه بالا

داستان از اونجایی شروع میشه که من یه مغازه اجاره کردم که طبقه بالاش دانشجو نشین بود. اوایل که ما اومدیم هر دو طبقه دانشجوی پسر مینشست. ولی بعده یه مدت یکی از طبقه ها خالی شد و سه تا دانشجو ( یا بهتره بگم جنده رسمی) اومدن اونجا.
دوتاشون خیلی تعریف نداشتن. ولی جونم برات از سومی که اسمش سحر بود بگه. قدش تقریبا 1.75، رونهای متناسب. کون تپل. سینه های ایستاده و شق. اصلا این بشر تیکه اضافی نداشتو خوش تراش خوش تراش. وقتی باهات حرف میزد انگار داشت با لباش می خوردتت. نگاه نیمه خمارش بدجوری رو مخ بود.

داستان سکسی:

سکس ناتمام با مهین خانم مستاجرمون

سلام من رابرت هستم میخوام یه خاطره خودمو که اولین خاطره سکسم با زن مستاجرمون بود که اسمش مهین خانم بود و اون زمان من 16 سالم بو و مهین خدا بیامرزتش 50 سالش بودو در ضمن این داستان کپی شده از جایی نیست و حقیقاتا برای خودم اتفاق افتاده براتون تعریف کنم ( این یه داستان کاملا واقعییه و خیال پردازی و توهم نیست )

داستان سکسی:

مستاجر عمو

سلام به همه ی دوستان من چند وقتی میشتو سایت عضو شدم داستانم کاملا واقعی هستش .
داستان برمیگرده به چند ماه پیش که ما خونمون طرفای اسلامشهر بود البته الان خونمون تهرانه بریانک . ما پیش عموم اینا تو یه کوچه همسایه روبرو هم بودیم عموم چندتا خونه داره یه دو طبقش بغل ما بود که مستاجر داشت که پایینیه تازه اومده بود یه زن و شوهر جوون بودن .

داستان سکسی:

فقط یک قلیان

سلام من آرش هستم قبلا از من شاید نوشته هایی خوانده باشید امروز هم از آن روز هایی هست که دلم میخواهد صحبت ای که با هیچ کس نمی توانم بکنم اینجا به صورت یه خاطره بنویسم.

داستان سکسی:

منو اینهمه خوشبختی محاله

سلام حسین هستم 17 سالمه و کرج زندگی میکنم خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به 4 ماه پیش میشه.خونه ما دو طبقست و من با پدر و مادرم در طبقه بالا زندگی میکنیم و فقط یه برادر دارم که از خودم 8 سال بزرگتره.داداشم دو سال پیش ازدواج کرد و طبقه پایین ساکن شد تا اینکه بعد از یه سال یه اپارتمان خرید و از اونجا رفت و طبقه پایین خالی شد .در ضمن بگم خانواده من به شدت مذهبی هستند .پدرم تصمیم گرفت طبقه پایین رو اجاره بده.اولین نفری که بنگاه برای طبقه پایین اورد یه دانشجو دختر بود که مادرم گفت چون از شهرستان اومده مجبوره در کرج خونه ای رو اجاره کنه.وقتی که برای دیدن خونه اومده بود من مدرسه بودم و

داستان سکسی:

زن طبقه پایینی

سلام
اسم من علی هستش.19 سالمه.این داستانی که میخوام واستون تعریف کنم بر میگرده به هفت ماه پیش.
در ضمن دوستان اینو بگم که این داستان واقعیت داره.
مثل داستان دیگران چرند وپرند نیست.{که بیام یه خاطره ی الکی از سکس با محارم بنویسم.}
خوب گفتم داستان بر میگرده به 7ماه پیش.زمانیکه ما تصمیم گرفتیم خونه ی هفتاد متری مون رو که توی اسلامشهر بود بفرو شیم رو یه کم بزرگترش رو بخریم.اخه دیگه بزرگ شده بودیم ودیگه اونجا واسه ی ما کوچیک بود.
پدر ما خونه رو با هزار دردسر و مکافات فروخت(حالا بماند)

داستان سکسی:

ماجرای اتاق بغلی

توی حیاط داشتیم با داداشم دوچرخه سواری می کردیم که احمد آقا اومد. طبق معمول یه یا الله بلند گفت و پرده رو کنار زد و اومد توی حیاط. من و داداشم زود سلام کردیم. با خوشرویی جوابمونو داد و یکراست رفت توی اتاقشون. ما یه نگاهی به هم کردیم و دوچرخه ها رو گذاشتم کنار و تپیدیم توی اتاق بغلی. خونه ی ما از اون خونه های قدیمی بود که دورتادور حیاط اتاق داره. اون موقع یکی از اونها در اجاره احمد آقا بود که تازه داماد بود و از اول عروسیشون اونجا می نشستن.

داستان سکسی:

مستأجر سکسی من

من و مستاجرم
سلام به همه ي دوستاي رك و صميمي
اسم مستعار من شاهرخ 27سالمه.
داستان از اون جايي شروع شد كه تصميم گرفتم خونه بخرم. خيلي گشتم خسته شدم.
خلاصه يه خونه پيدا كردم و با اجازه بامانمينا ( بابا و مامان) خريدم.
همون بنگاه هم يه مستجر برام پيدا كرد.
روز قرارداد خيلي جدي به دختر مستاجرم نگاه ميكردم. چون بيشتر وقتا به دخترا روي خوش نشون نميدم. چشم ها و صداي فوق العاده زيبايي داشت.
ذهنيتم اين بود كه باش رفيق ميشم.
خلاصه به قول خودمون مخ رو زديمو شماره و...
نگو ايشون هم تو كاره مخ و گوشتكوب بودن(جوگير نشو)...

داستان سکسی:

عشق زن مستاجر

من امین هستم و این اولین داستانیه که واستون میفرستم... قسم نمیخورم راسته چون به نظرم حرفی که از دل بر اید بر دل نشیند...
من 24 سالمه و تو یه شهره نسبتا کوچیک اما با حاله شمال زندگی میکنم(مازندران البته) این خاطره رو باید از خرداد 86 شروع کنم...
ما خونمون 2 طبقه است طبقه بالا ما هستیم وپایین رو اجاره میدیم
خرداد 86 بود که مستاجرمون رفت و ما دنباله یه مستاجره جدید بودیم یه روز که خونه تنها بودم بنگاه یه زن و شوهر رو اورد که خونه رو بهشون نشون بده... با همون نگا ه اول از زنه فوق العاده خوشم اومد... خلاصه اون روز خونه رو دیدن و پسندیدن و چند روز بعد اثاث کشی کردن...

داستان سکسی:

مستاجرمون مهین خانوم

پنج سال قبل بود تو مغازه نشسته بودم که دیدم دوتا خانم اومدند تو اول تعجب کردم اخه من کلا سر و کارم با مردها بود تا خانوما خلاصه بعد از سلام و علیک گفتن اقا شما طبقه بالای مغازه رو اجاره می دین؟ گفتم بله و کلید رو دادم تا نیگا کنن بعد چند دقیقه برگشتن خونه رو پسند کرده بودن از تعداد شون پرسیدم یکی شون که چهل سالش می شد گفت ما پنج نفریم من و شوهرم و سه تا پسرام تا گفت پسرام تو دلم به شانس خودم زکی گفتم ولی خودش تیکه خوبی بود سفید و تو پر و چشم داشت به چه بزرگی زیاد میخ نشدم بهشان قیمت دادم و رفتند فردا بیان برا قرارداد .

داستان سکسی:

اشتراک در RSS - مستاجر