شما اینجا هستید

نامزد

اولین سکس سیمین

سلام ب دوستای شهوانی...این خاطره ای ک میخوام بگم مربوط به چهارسال پیشه من ۲٥سالمه وقدم ۱۷۰و وزنم ۷۳هست رنگ پوستم سفید.. این خاطره ای که میگم واقعیه وبدون اینکه یک کلمه دروغ گفته باشم ۴سال پیش من باعشقم مصطفی نامزد کردم ماخیلی خجالتی بودیم.اوایل نامزدیمون حتی گاهی توروی هم نمیتونستیم نگاه کنیم..یروز من بامصطفی رفتیم باغشون واسه گردش وآبیاری کنه..

داستان سکسی:

سکسی که نمایانگر عشقمان بود

با سلام به دوستان عزیز من اولین باره می نویسم این یک خاطره واقعی از سکس من و همسرم البته قبل از عقد مونه.فقط اگر مشکل نگارش داشت ببخشید. اسم من کیارشه و اسم همسرم رویاست. من 23 سالمه و رویا 20. ما تو محل کار باهم آشنا شدیم من تو کرج مرکز شهر یه بوتیک دستم بود رویا پشت کنکور بود و میخواست تا مشخص شدن نتیجه جایی مشغول بشه. چون لاغر بود و خیلی ساده بود هیچ بوتیکی نخواستنش ولی من استخدامش کردم بعد از چند روز دیدم داره گریه میکنه.علت رو پرسیدم و با اصرار از یک شکست باخبر شدم.

داستان سکسی:

عشق خشنم

تازه دیپلم گرفته بودم که با آرش عقد کردم نه به خواست خودم به خواست بابا ونامادریم آرش نسبت به من هیکل گنده یی داشت پسر خوش تیپ وبی سرو صدای بود اما عبوس بود اخماش همیشه خدا تو هم بود من کنارش مثل جوجه بودم سر همین جوجو صدام می کرد

داستان سکسی:

اولین سکس با نامزدم تو ماشین

سلام به همه دوستان داسنان از اونجایی شروع میشه که یه روز نامزدم بهم اس ام اس داد امروز بریم بیرون و هرچی ازم بخای همونو انجام میدم.رفتیم بیرون و ناهار و که خوردیم تو راهه برگشت بهش گفتم منظورت از اینکه هرچی من گفتم ... چیه؟

داستان سکسی:

شب زفاف، قبل از شب عروسی

از همون دوران دوستیمون منو خانم طلا صدا میزدم. 23 سالم بود که اتفاقی و توی جمع دوستانه با هم آشنا شدیم. از همون نگاه اول به دلم نشست. فیس مردونه ای داشت که هرکسی جذبش میشه. تقریبا هرهفته بیرون بودیم اما نهایت تماسی که با هم داشتیم گرفتن دست همدیگه بود. حدود 1سال از دوستیمون میگذشت که همراه خانواده محترمه به خواستگاری بنده اومدن. واقعا عاشقش بودم و هستم و بهترین روزها رو باهاش داشتم. دو ماه از روزهای خوش نامزدی و نامزد بازی میگذشت که برای خرید حلقه عروسی به خرید رفتیم. مادرش به همراه خواهرش به شهرستان رفته بودند و مادرم تنهایی ما رو همراهی میکرد.

داستان سکسی:

بهترین سکس دنیا با بهترین مرد دنیا

من شقایقم20سالمه.این یه داستان واقعیه از عشقی که واسه تک تکتون آرزومیکنم منوبهراد توی تاترباهم آشنا شدیم بهراد میخوند وگیتارمیزدووضع مالی خوبی هم داشت اما نه از قبل باباش وووخیلی خیلی هم خوشتیپ بود قدبلندی هم داشت واسه همین خیلی از دخترا دنبالش بودن ولی بهراد مال من بود منو بهراد3سال بود ک باهم بودیمو توی این 3سال ارضاش میکردم اما نه از جلو.خیلی عاشقش بودم.

داستان سکسی:

کـــــــــیر شق شده عشقم

پسرخالم بود...از 13 سالگیم تا الان که 23 سالم بود عاشقش بودم...باورم نمیشه تو اتاق بغل باشه و من اینجا...دستمو بردم به سمت کسم...بعد از اولین سکسی که باهاش تو 17 سالگیم داشتم دیگه بهم نگاه هم نگرد...گذاشتم دختر بودنمو ازم بگیره چون دیوونش بودم نفسم بود...دستمو بیشتر فرو میکنم تو...کامرانم...عشق من اگه فقط یه اشاره....بلند شدم...تصمیممو گرفتم...باید میرفتم پیشش...قدمهام آهسته بود...در زدم
_بله؟
_کامران...تانیام میشه بیام تو؟
_بفرمائید
درو باز کردم..کامران با حوله رو تخت دراز کشیده بود و سیگار دود میکرد.
_کاری داشتی؟
_ترسیدم داداشی...از تنهایی

داستان سکسی:

دیروز بهترین روز زندگیم بود

سلاااااااااام به همه!!انقدر خوشحالم که دوست دارم این خاطره رو با همه در میون بذارم!!فقط خواهش میکنم ازم کم ایراد بگیرید باشه؟اولین بارمه که می نویسم!!
دیروز بهترین روز زندگیم بود!!یعنی هی میاد جلوی چشام از فکرم بیرون نمیاد!!.....
علی نامزد منه!!خیلی دوسش دارم یعنی خیلی!!یه روز که نبینمش اون روز حرومم بشه!!
خب تو هر عشقی هم باید یه سکسی باشه دیگه نه؟
ولی فقط توی عشق!!سکس باید از روی عشق باشه!!
خوب حالا تعریف کنم!!بهترین روزمو!!

داستان سکسی:

می خواستم عشقم رو ثابت کنم

سلااااام به همه.اول از همه بگم اولین باره که دارم می نویسم پس خواهش میکنم ایراد نگیرید!فحش دادن هم ممنوعه ها!!فقط میخوام حس اون شبو تعریف کنم!!
علی!نامزدمه!!خیلی دوسش دارم!!راستش همه میگن بهم نمیاید!!ولی عشق که این چیزا حالیش نمیشه!!میشه؟!!
شاید سکس با نامحرم اشتباه باشه!!ولی من واقعا احتیاج داشتم که این حس عاشقانمو کمی آرومش کنم!احتیاج داشتم که علی عشقشو به من ثابت کنه!!
خلاصه من خواستمو بهش گفتم اونم خوب صد در صد قبول کرد!!

داستان سکسی:

سکس ما از روی عشق بود

سلام.من آرزو هستم و 19 سال دارم.الان حدودِ 1 سالی میشه که با دوست پسرم شهاب هستم و واقعا هم عاشقِ همیم. داستانی رو که می خوام بنویسم بر میگرده به دورانِ قبلِ از ازدواجم...
یه شب که رفته بودم خونه ی دوستم، دوستم اصرار کرد یه چند شب پیشش بمونم و چند روز دیگه برم خونه.منم قبول کردم و این قضیه رو با خانوادم در میون گذاشتم و اونا هم موافقت کردن.دو روز پیشِ دوستم موندم و شبِ آخر گفتم که اگه میشه بهم اجازه بده تا برم پیشِ شهاب.آخه خیلی وقت بود که ندیده بودمش و واقعا هم دلم براش تنگ شده بود.دوستم موافقت کرد و خلاصه من شبِ آخر رو کنارِ شهاب گذروندم.

داستان سکسی:

زیباترین شب زندگیم با مرتضی

تو دوران نامزدیمون خیلی درباره سکس و این چیزا حرف میزدیم و با اینکه دوتامون خیلی علاقه به انجامش داشتیم، هیچوقت کارمون حتی به لخت کردن هم نرسید.یعنی خودمون نذاشتیم برسه.دوست داشتیم بعد ازدواج یه چیز نو واسه هم داشته باشیم.
یه روز که داشتیم درباره سکس حرف میزدیم به مرتضی گفتم:مرتضی جونم..راستش من از شب اول خیلی میترسم..نمیدونم..شاید اصلا شب اول اونکارو نکردیم.

داستان سکسی:

اولین سکسم با نامزدم

من 32 سالمه . یه مرد متاهل . میخام از اولین سکسم براتون بگم . من نه خوشگلم نه خوشتیپ یه ادم معمولی مثل همه شما. من تا 23 سالگی یه چند باری کون کرده بودم خودمم مثل همه پسرها دو سه باری داده بودم. خلاصه تا 23 سالگی فقط کس و تو فیلم سوپر دیده بودم. روز دوم سوم نامزدیم با نامزدم رفتیم تو اتاق. زن من خیلی خوشگل نیست اما فوق العاده بدنش خوش فرمه یه کس و کون تنگ که بعد از هفت سال هر بار که میکنمش فکر میکنم اولین باره داره میده کیرم حدود 15 سانتی میشه هر زمانی که زنم و میکنم تخمامم فشار میده بره تو بسکی حال میکنه با کیرم.

داستان سکسی:

سکس بدون ارگاسم

من شورانگیز هستم. بیست و پنج سالمه. اولین بار تو بیست سالگی سکس داشتم. من همیشه راجع به سکس خیلی مشتاق و کنجکاو بودم. راجع بهش می خوندم و تحقیق می کردم و حسابی دلم می خواست تجربه کنم. اما از بچگی تو سر ما کرده بودن که دختر خوب سکس نمی کنه و این آموزه ها با خواست غریزیم در تضاد بود. تا اینکه تو سن خیلی کم نامزد کردم. اولا از نامزدم هم خیلی دوری می کردم و فکر نمی کردم کار درستی باشه که بدون عقد با کسی سکس داشته باشم. ولی هر وقت می خوابیدم سکس رو تصور می کردم و خیلی خواهان بودم. نامزدم اما که حسابی حشری بود وقتی اعتماد منو جلب کرد یواش یواش شروع کرد به تحریک من.

داستان سکسی:

سکس با نامزدم دنیا

سلام به همگی من میخوام داستان سکسی خودمو براتون تعریف کنم هر چند میدونم میخواید فحش بدید نمیدونم چرا اینهمه فحش میدید شما از کجا میدونید نویسنده راست میگه یا دروغ شاید بخاطر همین فحش ها خیلی نمیتونن داستانها شونو اینجا بنویسن بریم سراغ داستان ولی قسم میخورم چیزی جز واقیعت براتون ننویسم

داستان سکسی:

شیناز و امیر

سلام، من شیناز 28 ساله ساکن تهران هستم و میخوام خاطرات سکسیم با همسرم رو براتون تعریف کنم نپرسید چرا که خودم هم نمی دونم فقط اینو می دونم که بهترین لحظات زندگیمون بوده و خواهد بود.

داستان سکسی:

تمام قلب من برای او

از وقتی یادم میاد دیوانه وار دوسشش داشتم.اون معبود من بود و من همیشه میپرستیدمش.دوسش داشتم با همه ی وجودم.نمیتونستم که بی فکرش زندگی کنم....درست یادمه 11 ساله بودم که عاشقش شدم...اون یه پسر همه چی تموم بود...

داستان سکسی:

جزء به جزء سکس من و نامزدم

بلند گو های بیمارستان بردیا رو صدا میزدن و باید میرفت ولی من که دلم براش خیلی تنگ شده بود نمی تونستم باهاش خداحافظی کنم. بردیا نامزدم بود و قرار بود چهار ماه دیگه جشن عروسیمونو برگزار کنیم. مدتی بود که ندیده بودمش و خیلی دلتنگش بودم از طرفی اونم خیلی گرفتار بود. من هم که انتظار داشتم خودش این دلتنگی رو بیان کنه خیلی ناراحت بودم. چند روز بعد مامان و بابام با هم رفتن شمال. منم که دلتنگیم زیاد بود فکری به ذهنم رسید. ساعت هشت و نیم بود. زنگ زدم به گوشی بردیا. بعد از چند تا بوق گوشی رو برداشت.
_الو؟
صدامو بی حال کردم:
_بردیا...

داستان سکسی:

یکی از شبای داغ الهه و میثم

سلام. من خیلی وقته که به این سایت میام و می بینم زیاد از زن و شوهرا داستان نیست و بیشتر داستانا مال دختر پسراییه که واقعا شاید مال هم نباشن. از یه طرف دیگه بچه ها داستانایی از خودشون در میارن که قابل باور نیست. ولی من سعی میکنم تا اونجا که میشه اتفاقاتمونو دقییق توضیح بدم.
واسه همین تصمیم گرفتم یکی از سکسای خودم و نامزدمو براتون تعریف کنم. به نظرم سکس دو نفر که واقعا مال هم باشن دلنشین تره
(تمام اسامی مستعار هستن)

داستان سکسی:

خیانت کردن اجباری نامزدم

پرنیان 24 سالشه سینه های سایز 80 اماسفت.باسن برجسته و نسبتا پهن.لبهای گوشتی داغ.ورزشکار بود و همیشه یه روغنی به پوستش میزد که تنشو نرموخوش عطر میکرد

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - نامزد