شما اینجا هستید

دختر عمه

دختر عمه با دل و جرات

اسمم آرشه و این خاطره مربوط میشه به دوران جوانی ام. این اولین باری که می خوام خاطره سکس با فامیلو واستون بنویسم. همیشه به این سایت میام و نوشته های بچه ها رو می خونم. وقتی به نظرات می رسم چیزای متفاوتی می بینم. از خوب بود… دروغ بود…. فحش و بد و بیرا تا همون چیزایی که خودتونم دیدید. نمی خوام با نوشتن این خاطره بازم همون الفاظو بکار ببرید. آخه کلاس سایت نمی خوره که بعضی افراد بیان و با فحش دادن نظراتشونو بدن. اگه نظری ندارید پس نیازی هم نیست که فحش بدید. فقط از کنار داستان های دروغی بگذرید. ممنون….

داستان سکسی:

دیدن کیر من و خشک شدن دختر عمه

سلام دوستان یه داستان جالب و کوتاه واستون دارم دو سال پیش من رفتم خ پسر عمه ام و اونجا خواهرزادش هم میومد خواهرزادش که اسمشو "م" میزارم خیلی دور ور من میپلکید(البته یجورای چند سالی خاطر خواه من بودش)؛ خلاصه چندباری پیام و زنگ واین حرفا ولی خب من باهاش حال نمیکردم! یه روز که رفتم خونه پسر عمه؛ "م" رو تو پله دیدم که داشت میومد پایین, به هم که رسیدیم نا خواسته یه لب از هم گرفتیم... چند لحظه ای تو شک بودم و اونم رفتش. شب اونروز من قرار بود اونجا بخوابم,حدود ساعت 9 بود که "م" هم اومدش واسه شام اونجا.

داستان سکسی:

رویای دخترعمه

با سلام خدمت همه دوستان.من رضا هستم و 29 سالمه با یه تیپ معمولی و اهل شیرازم.داستانی که میخوام واستون تعریف کنم برمیگرده به حدود 7-8 سال قبل که من دانشجو بودم و خیلی کم میومدم خونه.راستی این اولین داستان منه و خواهشا فحش بهم ندین چون خودم تا حالا به کسی فحش ندادم.خب داشتم میگفتم..یه روز که از شهرستان محل دانشگاه برگشتم خونه دیدم دختر عمم هم خونمونه.اسمش(مستعار) مونا و با قد تقریبا 170 و وزن 60 خییییلی خوشگل خوش اندام.در ضمن این مونا خانم نامزد یکی از بچه های فامیل بود که داشت نامزدیشو بهم میزد و بعدا فهمیدیم که در طول نامزدیش با بکی آشنا شده و با اون قرار ازدواج گذاشته بوده.خلاصه اون روز من

داستان سکسی:

اشتراک در RSS - دختر عمه