شما اینجا هستید

زن داداش

سكس من با زن داداش الهام

سلام خدمت همه ي دوستان. نميدونم چرا داستان من كه خداوكيلي واقعيه هم اسم شده با خيلي داستانهاي ديگه: سكس من با زن داداش الهام!!! خانواده ما نه مذهبيه نه اوپن. ولي به محرم نامحرم خيلي مقيدن. داستان برا سال 88 و اولين تجربه سكسي كه چه عرض كنم، اولين تجربه دست دادن و بوسيدن و لخت شدن و لخت ديدن و ... من بود. چندسالي بود كه الهام وارد خونه ما شده بود. چند سالي ازم بزرگتر بود. اندام فوق العاده سكسي داشت و لباسهاي تحريك كننده مي پوشيد. از همه جالبتر وقتي راه ميرفت انگار داشت شوي لباس اجرا ميكرد. من هميشه ديدش مي زدم، ولي هيچ وقت به چشم كردن نبود.

داستان سکسی:

سکس صابر با زن داداش (1)

اسم من صابره این ماجرایی که می خوام براتون تعریف کنم بر می گرده به دو سال پیش اون موقع من 22 سالم بود اوج جوانی و زیباییم بود و دور وبرم پر بود از دوست دخترهای جورواجور و هر روز را با یکی از اونا بودم ولی تا اون روز از هیچ دختری خوشم نیومده بود تا اینکه مادرم یه روز گفت که واسی داداشم یه دختره خوب پیدا کرده والحق خم که خوب مالی پیدا کرده بود بطوری که اقا ما تو همون نگاه اول یه دل نه صد دل نه بلکه صد هزار دل عاشق این این زن داداش آینده مون شدیم و همون موقع هم با توجه به شناختی که ار خود جلبم داشتم می دونستم که این خانمه چه زن داداشم بشه وچه نشه رو باید بکنم و میکردم خلاصه کارا رو براه شدو ای

داستان سکسی:

سکس با زن داداش بیوه

inf420@louboinhomment.infoمن این داستانو که براتون مینویسم کاملا واقعی و بدور از کوچکترین دروغه یا رویا هست.داستانم یکم طولانی هست چون باید تمام واقعیتو بگم که دوستان نیاین بگن دروغ بودو دروغ گفتی .داستان یکم طولانی هست اما واقعی هست اگه دوست داری بخونش..

داستان سکسی:

فاطمه، زن داداش کون گنده

زن داداشم چند سال از من بزرگتر بود و چون داداشم کون گشادی داشت و کار نمیکرد. اونا خونه ما زندگی میکردند و زن داداشم در مغازه من که مانتو فروشی داشتم کار میکرد.
اسم زن داداشم فاطمه است و الحق زن خوشگل و خوش برخوردیه.
قدش ١٧۵ وزنش ۶۵ کیلو ،سینه های سایز ٨٠ ، سایز کمرشم ۴٢
خلاصه خیلی سکسی و تو دل برو.
از اونجایی که داداش من قبل از ازدواجش با هاش دوست بود و خونوادشم مذهبی بودن و با ازدواجش هم مخالف بودن و به اصرار خودش تو روی پدر و برادرش وایساده بود تا با داداش الدنگه من ازدواج کنه(الدنگ و معتاد) یه جورایی میسوخت و میساخت ولی از زندگیش راضی,نبود.

داستان سکسی:

کس برفی زن داداش

من 26 سالمه دو سالی میشه عروسی کردم. زن برادر خانمم اسمش سیمینه یک زنه کاملا هات و خوشکل. از همون اول یه جورایی چشمم دنبالش بود ولی خیلی زیرکانه و اصلا به روی خودم نمی آوردم. حدودا 32 سالشه و دو تا بچه داره. قضیه از جایی شروع شد که برای اولین بار بهم اس ام اس داد و عید رو تبریک گفت من هم فورا جوابشو دادم چند ماهی تو اعیاد و مراسمات واسه هم اس ام اس می دادیم ولی خیلی پنهانی و منم زود پاکشون می کردم . کم کم این اس ام اس ها زیاد تر شد و رنگ بوی عاشقانه تر پیدا کرد. فهمیدم که اون هم یه نظرهایی داره. کم کم اس ام اس هایی می داد که کفم می برید اکثرا هم وقتی بود که سر کار بودم تا خانمم چیزی ندونه.

داستان سکسی:

هیچکی زنداداشم نخواهد شد

سلام دوستان
اسمم بهروزه و 26سالمه- تازه با این سایت آشنا شدمو با خوندن برخی داستانها خواستم از داستان واقعی که حدود 2 سال پیش واسه خودم پیش اومد و باورم نمیشد، واستون بگم.
من یه زنداداش باحال دارم، اسمش راحله ست و همسن خودمه خیلی دوسش دارم چون همه چیش بیسته(اخلاق و رفتار و هیکل و صورت و پوست و خلاصه همه چی دیگه، خیلی بهش احترام میذارم و هرکاری داشته باشه واسش انجام میدم. زنداداشم خونه داره و داداشمم که اسمش کامران هس مدیر داخلی یه شرکت خصوصیه.
من اصولا آدم راحت و خوش برخورد و شیطونی ام و با زنداداشمم راحت بودیم همیشه حرفای دلمو بهش میزدم و اینا.

داستان سکسی:

افسانه زن خوشگل داداشم

سلام به همه دوستان شهوانی این داستانی که دارم براتون مینویسم بر میگرده به 8سال پیش اون موقع من 22سال داشتم چند سال بود افسانه عروس خانواده ماشده بود اون با قدی حدود 173با صورتی خیلی زیبا ازهمون روز اول که دیدمش منو شیفته خودش کرد ولی چون به عنوان زن داداشم اومده بود خونه ما نمیشد دست زد بهش کم کم روم باهاش باز شد تااینکه بعداز چند وقت وقتی از خدمت اومده بودم واونها امده بودن خانه ما برای نشستن که این ماجرای دوستی بیشتر رنگ وبو به خودش گرفت یک شب که بیخواب شده بودم پاشدم برم اب بخورم دیدم داداشم با زنش عملیات دارن منم از داخل یه سوراخ که واسیه رد شدن لوله گاز به اتاق اونها بود شروع به دید زد

داستان سکسی:

سکس من و زنداداشم

سلام دوستان من امیر علی از اهواز هستم 19 سال دارم اندامم بدک نیست من حوصله نوشتن ندارم میرم سر اصله مطلب
از زن داداشم میگم که واقعا شاخه از لحاظه خوشکلی. زن داداشم بار دار بود تو دوره بار داری زیاد حالش خوب نبود یکم از قیافه افتاد دو هفته بعد بار داری بود سر صبح زنگ زد بیا طبقه بالا خونه اونا طبقه بالای خونمون بود
وقتی رفتم بهم گفت میتونی این چند وقته که حالم خوب نبود مو ها پامو نزدم میتونی بری برام موم بخری (موم یه مایه عسلی رنگ برای گرفتن مو های بدنه) گفتم اره رفتم خریدم امدم خونه دیدم حمومه متوجه نشد که من تو خونه هستم وقتی از

داستان سکسی:

زهرا زن داداش حشری

سلام دوستان عزیز و گلم من پوریام27سالمه خاطره ی سکس من برمیگرده به 4ماه پیش که زهرا جونم اومده بود خونه ماکه یه حالی بهش دادیم براتون بگم زهرا زن داداشمه باهم خیلی راحتیم ولی ن به راحتی اینکه حرف های سکسی بزنیم مقدمه طولانی شد بریم سر اصل مطلب

داستان سکسی:

ساق های هوسناک زن داداش

سلام من بهنام هستم و مي خوام يك خاطره رو كه واسه خودم اتفاق افتاده براتون تعريف كنم
من پسر يك خانواده پنج نفري هستم يك برادر از خودم بزرگتر ويك خواهر از خودم كوچكتر دارم برادر بزرگترم با خانمش طبقه پايين زندگي ميكنند از همون روزاي اول كه تازه زنداداشم (شيدا)
اومده بود من خيلي ازش خوشمميومد و هميشه سعي مي كردم اندام اونو ديد بزنم البته شيدا پنج سال از من بزرگتر بود اما واقعا تيكه قشنگي بود اندام كشيده با پوست سفيد چشمهاي

داستان سکسی:

ویدا زن داداش حشری

سلام اسم من احسانه 26سالمه ویه داداش32ساله دارم به اسم پرویز. من تو شرکت تولیدی کار میکنم و داداشمم تو قسمت بازرگانی همین شرکته راستش این کارو توسط داداشم پیدا کردم.

داستان سکسی:

آتیلا و زن داداش

سلام من آتیلا 25 سالمه . . .
یه چند وقتیه دارم خاطرات شما رو میخونم یهو به سرم زد یه خاطره که چند ساله با خودم نگهش میدارم واسه شما هم بگم .
یه داداش دارم که 4 سال از من بزرگتره .
داداشم یه مغازه ی بوتیک داشت که من هم باهاش کار میکردم یه یک سالی با هم بخوبی کارمون گرفته بود و کار میکردیم البته داداشم زیاد درب مغازه نبود گاهی هم زنش ( مائده ) میومد به من داخل مغازه کمک میکرد یا ازمغازه خبر میگرفت دو سال گذشت که دادشم کم کم اجناسی رو که میرفت چک میداد میخرید داشت برگشت میخورد و تلفن خوردن مغازه شروع شد و داداشم هم که زیر فشار چک ها بود فراری شده بود .

داستان سکسی:

ماجرای مرموز من و زن داداشم

سلام می خوام داستان سکس من و زنداداشم مریم را براتون تعریف کنم.این داستان مربوط میشه به 5 ماه پیش. درباره خودم بگم که من 27 سالمه و مجردم و درباره داداشم بگم که اون 35 ساله و زن داداشم 33ساله با اندام بلند و کونی قلمبه و یه پسر بنام پیروز داره که 8 ساله ستو کلاس اول ابتدایی. داستان از اونجا شروع شد که داداشم به تازگی یه آپارتمان 20 سال ساخت برای زندگی خرید.و کارای ابتدایی از جمله زدن رنگ و برقکاری و .... را باید انجام میداد خونه را پس از تحویل یه دست رنگ زد و من از اونجایی که تو کارای فنی وارد بود کارای برقکاری و... را به من داد که براش به طور مجانی انجام دهم .

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - زن داداش