شما اینجا هستید

ضربدری

ضربدری مهدی کس باز

سلام من اسمم مهدی میخوام یکی از خاطرات باحالمو بگم امیدوارم لذت ببرید اول از خودم بگم کلا ادمی هستم تو کار سکس تقریبا میشه گفت یه نفرم مثل don jon(اسم فیلم).. نصف عمرمو تو کار کس و کس بازی بودم و این داستان از اونجایی شروع میشه کث منو پسر خالم دو تا کس توپ پیدا کردیم و که این دو تا کس هم با هم نسبت فامیلی داشتن اسم دوست دختر من الهام بود و اسم دوست دختر پسرخالم که اسمش امین بود هم ستاره بود.

داستان سکسی:

سکس ضربدری من و مسعود با زنامون

سلام نمیخوام داستان رو طولانی کنم میرم سر اصل مطلب من 31 سالمه شغلم ازاده زنم زهره 28سالشه ما یه 4سالیه ازدواج کردیم زنم هیکله خوبی داره من از اویل دوران مجردی داستانهای سکسی رو میخوندم ودوست داشتم اوایل ازدواجمون یه گریزی به دوستان زمان سکس با زهره میزدم تا ببینم عکسلعملش چیه میدیم زمانی که صحبت از خانواده دیگه ای زمان سکس کنارمون باشن حشری میشد و تمام کس ناز و خوشکلش وتپلش خیس خیس میشد یه بار مسعود و فهیمه دوستم شام خونه ما بودن که به مسعود گفتم بیا بریم تو اینترنت فیلم ببینیم حالا مسعود روحشم خبر از این کار نداشت خلاصه رفتیم توی اتاق کارم کامپیتر رو روشن کردم خواستم از طریق گوگل برم تو س

داستان سکسی:

زنم رو دادم کردند

من حامد ۳۹ سالم زیاد اهل نوشتن نیستم اما خاطره ای که براتون تعریف میکنم بهترین خاطره عمرمه من بازنم خیلی ندارم سکسای قبل ازدواجمو همه رو میدونه وقته سکس داشتیم دوست داشتم یه شریک داشته باشم تا باهم ترتیب مهسا رو بدیم راستی یادم رفت اسم زنم مهسا است اما زنم همش میگفت نمیشه آبرو ریزیه و طرف دیگه ولمون نمیکنه و از این حرفا تا تابستون امسال واسه تفریح رفتیم شمال یه ویلا دربست گرفتیم من یه پسرم دارم که اونوقت پیش خانواده همسرم اصفهان بودند و قرار بود یکی دو روز بعد بیان پیش ما شمال و باهم برگردیم داشتم میگفتم روز اول که رسیدیم رفتیم کنار ساحل ویلایی که گرفته بودیم جلوش کنار ساحل تقریبا خصوصی بو

داستان سکسی:

سعید و زنش (1)

سلام. اسم من سعید هست و میخوام گوشه ای از ماجراهای خودم رو واستون تعریف کنم. من مهندس مکانیک هستم و حدودا سه ساله ازدواج کردم. ۲۸ سالمه و زنم ۲۵ سالشه. اسم زنم هما هست و اونم مهندس کامپیوتر هست و تو یه شرکت کار میکنه. قدش حدودا ۱۷۰ هست و بدن رو فرمی داره. ما در دوران دانشجویی باهم آشنا شدیم و یه مدت دوست بودیم و بعدش ازدواج کردیم. خانمم یه دوست بسیار صمیمی داره به اسم سارا که از دوران راهنمایی باهم دوستن و رفت و آمد خانوادگی دارن.

داستان سکسی:

علی خفن و یه ضربدری تازه (1)

سلام به همه دوستان امیر علی هستم و سالهاست تو سایتهای مختلف سکسی فعالیت داشتم 29 سالمه و وکیلم! متاهلم و طرز فکر باز و آزادی دارم! بیشتر از اون چیزی که فکر کنید تو زندگیم سکس داشتم که بعضی هارو بارها تو سایت های مختلف و چند سال پیش تو همین سایت نوشتم که خوب جواب داده بود همه نوع سکسو متعاقبا تجربه زیادی داشتم ولی به شخصه زیاد (گی ) رو دوست ندارم امروز اومدم که یکی از خاطرات رو براتون بزارم که مربوط میشه به ضربدری منو همسرم با آرش و سحر! پس هر کس ضربدری دوست نداره لطفا نخونه. داستان در چند قسمت نوشته میشه شاکی نشید لطفا بریم سر داستان!

داستان سکسی:

اولين تجربه سكس ضربدري من

اولين تجربه من در اين زمينه در زمان دانشجويي اتفاق افتاد. يك روز يكي از دوستانم كه با همسرش هم در دانشگاه ما تحصيل مي كرد زماني كه باهم به استخر رفته بوديم موردي را بهم گفت كه ابتدا باورش برايم سخت و باورنكردني بود. اين دوستم كه مدت چهار سال از ازدواجشان مي گذشت روزي بهم در خصوص روابط ضربدري توضيح داد و از فانتزي هايش در اين خصوص گفت البته بعدا" فهميدم تجربيات شخصي اش بوده وي كه علاقمندي من به اين نوع سكس را دانست بالاخره بهم گفت كه خودش و همسرش تمايل دارند بصورت MFM با من سكس داشته باشند.

داستان سکسی:

داستان سكس ضربدري سارا (1)

من سارا هستم متاهلم و الان 27 سالمه...
دوس دارم بخشی از زندگی سکسیمو براتون بنویسم . منم مثل اکثر دخترا قبل ازدواج دوست پسر داشتم و طبعیعتا با بعضی هاشونم سکس داشتم...
اما جریانی که میخوام تعریف کنم از این قرار که من یه پسر عمه به اسم ماهان دارم که خیلی خوشگل و خوشتیپ و همه ی دختر های فامیل بدشون نمیاد باهاش یه سلام علیکی داشته باشن...
حدودا 16سالم بود که شام خونه عمم بودیم, من رفتم تو اتاق ماهان که باهاش یه گپی بزنم...
اما ماهان گفت بیا یه فیلم ببینیم . فیلم صحنه دار بود !!! اما هیچکدوم چیزی نمیگفتیم...

داستان سکسی:

ضربدری اشتباه

همه چیز از اونجا شروع شد که موقع سکس با همسرم المیرا تو گوشش حرف از سکس ضربدری میزدم و اونم با اینکه حرفی نمیزد ولی حسابی حشری میشد و اینو میفهمیدم.همیشه میگفتم میبرمت خارج از کشور با یه مرد که خودت انتخابش کنی جلوی من هرجور سکسی رو خواستی تجربه کنی و اونم شهوت تمام وجودش رو میگرفت و ارضا میشد.کم کم اونم به حرف اومد و می گفت دلم میخواد جلوم کون یه دختر کون گنده رو بلیسی و بکنیش و گاهی اوقات شیطونی میکرد و وقتس داشتیم سکس میکردیم اسم دوستای خوشتیپش رو میاوردو نحوه سکس با شوهراشون رو واسم توضیح میداد و دیوونم میکرد.خیلی زود کار به جایی رسید که دیگه پرده بینمون پاره شده بودو عملا موقع سکس میگف

داستان سکسی:

سکس موازی ای که ضربدری تلخی شد

مدتی بود بخاطر شرایط بد کاری خیلی تو خودم بود بطوریکه همه اطرافیانم فهمیده بودن در آستانه ورشکستگی هستم. بیچاره همسرم هاله هرکاری میکرد تا غمخوارم باشه و باری از رو دوشم برداره اون روزم برا اینکه حالو هوای منو عوض کنه یه تیپ حسابی زدو گفت بریم یه چرخی بزنیم . من که اصلاً حال و حوصله نداشتم اولش گفتم امروز شنبه ست کجا بریم اول هفته ای ، امروزو توخونه بمونیم چون اصلاً حس بیرون رفتن ندارم ولی هاله اصرار کرد که ببین بخاطر تو از 8 صبح جلو آینه وایسادم ازون تیپایی که دوست داری ام زدم می دونیکه من معمولاً اینجوری دوست ندارم بیرون برم.

داستان سکسی:

فیض ضربدری با باجناق

من اسمم حمیدو 25 سالمه و وزنم پنجاه کیلو به تازگی با یه دختری ازدواج کردم که دو سال ازم کوچیکتره و بیست کیلو چاقتر . به اسم مونا . مونا کون بر جسته ای داشته و خیلی هم حشریه . منم خب هوسم زیادبود و دوست داشتم تا اونجایی که می تونم به زنم حال بدم . سینه هاش درشت و هیکلش توپ توپ بود . یه علتی که خیلی تپل تر نشون می داد این بود که قدش کوتاه یا کوتاه تر از من بود . دوست داشت سکس ما بیشتر طول بکشه زود انزالی من و این که کیرم پس از یه بار خالی کردن تو کوسش شل می شد سبب می شد که باید مدتی رو صبر می کردم تا کیرم دوباره شق شه . بیشتر وقتا که آبمو خالی می کردم اون هنوز ارگاسم نشده بود .

داستان سکسی:

اولین سکس ضربدری ما

سلام من عضو شهواني نيستم ولي زياد ميام اينجا ميخوام خاطره سكس خودمو شوهرم و با يه زن و شوهر ديگه كه تو نت اشنا شده بوديم رو براتون بنويسم .يه چند وقتي بود كه منو شوهرم دنبال يه تنوع سكسي بوديم اولش تصميم گرفتيم يه زن پيدا كنيم و سه تايي حال كنيم ولي هرچي نلاش كرديم بي فايده بود تا اينكه با شخصي به نام شبنم تو چت روم اشنا شديم گفت كه ٢٧ سالمه و شوهرم ٣٤ سالشه و يه بچه داريم خونمونم سمت پونكه خلاصه دردسرتون ندم با چند بار صحبت تو نت و چند بارم تلفني خلاصه يه شب قرار گذاشتيم كه بريم خونشون اون شب ما عروسي دعوت داشتيم و قرار شد بعد عروسي بريم اونجا تا بچه اونا هم بخوابه البته بگم كه خيلي هم گرف

داستان سکسی:

بهترین شرکای سکسی

اسم من کیان و34سالمه.یه دوست خیلی صمیمی به اسم مجید دارم که اونم 33سالشه وفقط چندماه ازمن کوچکتر. من و مجید ازدوران داشجویی با هم بودیم ورابطه خیلی خوبی باهم داشتیم.این دوست ما یه دخترخاله به اسم پریا داره که حدود 5 سال پیش با هم ازدواج کردن وبه چشم خواهری خیلی خوشگل وخوش استیل.وچون ایروبیک کار میکرده بدن روفرمی داره.بدنی خوش فرم

داستان سکسی:

سکس ضربدری ترکمن و فارس

سلام من ارین هستم و 27 سالمه و باید بگم که از قومیت ترکمنم. اواخر سال 89 که تازه شش ماه بود ازدواج کرده بودم و از بین تمام موضوعات سایت بحث سکس ضربدری منو خیلی شیفته خودش کرد و بعد از اونهم چند تا کلیپ ضربدری از زوج های جوون پیدا کردم که این آتش شهوت من رو زیادی فعال کرده بود ولی از اونجایی که ما از قومیت های کاملا سنتی هستیم حتی فکر این کار هم تو مخیله من نمیگنجید و فقط به عنوان یه رویا به اون نگاه میکردم .

داستان سکسی:

ضربدری ما با دوست دوره سربازی و همسرش

سلام دوستان
میخوام براتون از یک سکس بگم که شاید به عقیده بعضیهاتون غلط باشه ولی تمام این داستان عین حقیقت فقط فحش ندین چون هر کی یه عقیده ای داره.

داستان سکسی:

اولین سکس ضربدری ما

این خاطره که میخوام براتون تعریف کنم کاملا واقعیه و مال سال 1388 برامون اتفاق افتاده
من بهرام 28 ساله و زنم مرجان 25 سالشه که الان 7 ساله باهم ازدواج کردیم از مازندران

داستان سکسی:

من و علي با زن هامون

بچه ها از اول ميگم اين داستانو قبلا تو يه سايت ديگه خونده بودم خشوم اومد گفتم براي شما هم بذارم اگرم فبلا كسي گذاشته ساري اينم بگم كه دارم از روي حافظم مينويسم خيلي جا هاشو از خودم ميگم
اسم من اميره ٥ساله كه ازدواج كردم اسم زنمم محدثه است ما يه دوست خانوادگي داريمكه در واقع دوست من بوده بعد از ازدواج هم با هم رابته داريم اسمش عليه اسم زنشم مهرنوشه
خانواده هاي ما خيلي باهم صميمين ولي اصلا تو نخ سكس با هم نبوديم اينم بگم كه خونه ما توي تهرانه او خونه اونا توي اصفهان

داستان سکسی:

توفیق سکس ضربدری

من نیما 29 سالمه قد 172 وزن 68 ؛ بدلیل طولانی بودن خاطره ام از توضیحات اضافی پرهیز میکنم وبه این دلیل میگم خاطره نمیگم داستان چون واقعیته و اما ماجرا از اونجا شروع شدکه من تو خونه تنها نشسته بودم لوک اروند نرم افزار ویچت موبایلم زدم واسه خیلی پیغام فرستادم یکی جواب دوستیم رو داد معرفی کرد زهره 34 ساله گفتم متاهلی گفت اره و خلاصه بقیه حرفا و گرم گرفتنا گذشت و یهو به ذهنم رسید ببرمش تو فاز مسایل جنسی ، مسایل و مشکلات جنسی که دارم بهش گفتم و اونم بقولا مشاوره میداد تا روز بعد که یهو گفت سلام اقا نیما راستی داداشت علی میشناسم خونت فلان جاست خانمت فلانیه اسم پسرت که شش ماهشه فلانیه و آمار خودمو

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - ضربدری