شما اینجا هستید

لزبین

ﺧﺎﻟﻪ ﻫﻢ ﺟﻨﺲ ﺑﺎﺯ

ﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ, اﺳﻤﻢ ﻧﺴﺮﻳﻨﻪ ﻗﺪ 1,72 ﻭﺯﻥ 65 و 22 ﺳﺎﻟﻤﻪ, ﭘﺪﺭﻡ ﻓﻮﻕ اﻟﻌﺎﺩﻩ ﻣﺬﻫﺒﻴﻪ. ﺩاﺳﺘﺎﻥ اﺯ اﻳﻨﺠﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﻛﻪ ﻳﻪ ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺵ ﺗﻴﭗ ﻛﻪ ﺑﺮاﺩﺭ ﻳﻜﻲ اﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﺑﻮﺩ ﺑﻬﻢ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﺩﻭﺳﺘﻲ ﺩاﺩ ﻣﻨﻢ ﻛﻪ اﺯ ﭘﺪﺭﻡ ﻣﻴﺘﺮﺳﻴﺪﻡ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﻤﻴﻜﺮﺩﻡ, ﻭﻟﻲ اﻭﻥ اﺻﺮاﺭ ﻣﻴﻜﺮﺩ و اﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺧﻮاﻫﺮﺵ ﻣﻬﺸﻴﺪ ﻫﻲ ﭘﻴﻐﺎﻡ ﻣﻴﺪاﺩ, ﺧﻼﺻﻪ ﻣﻦ ﻗﺒﻮﻝ ﻛﺮﺩﻡ ﻛﻪ ﻓﻌﻼ ﺗﻠﻔﻨﻲ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﺎﺷﻴﻢ.ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﮔﺬﺷﺖ 3,4 ﺑﺎﺭﻱ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺭﻓﺘﻴﻢ ﺑﻴﺮﻭﻥ, ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺑﻲ ﺑﻮﺩ و ﺑﻪ ﻗﺼﺪ اﺯﺩﻭاﺝ اﻭﻣﺪﺥ ﺑﻮﺩ ﺟﻠﻮ. ﻳﻪ ﺑﺎﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺧﺎﻟﻢ ﺑﻬﻢ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﮔﻔﺖ ﺑﻴﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎ ﻛﺎﺭﺕ ﺩاﺭﻡ, ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﺰﺩﻳﻜﻪ, ﺧﺎﻟﻢ ﻣﺘﺎﻫﻠﻪ و ﻳﻪ ﭘﺴﺮ 3 ﺳﺎﻟﻪ ﺩاﺭﻩ, ﺧﻴﻠﻲ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﻜﻠﻪ, ﻫﻤﻪ ﻣﻴﮕﻦ ﻣﻦ ﺑﻪ اﻭﻥ ﺭﻓﺘﻢ,

داستان سکسی:

نینا و لز سه نفره

سلام
اسمم نیناست 24 سالمه
خاطره ای که می خوام بنویسم براتون از زمان پیش دانشگاهیم هستش
یه هم کلاسی داشتیم اسمش مینا بود تازه عقدم کرده بود
اما نمی گفت به کسی که اخراج نشه
اوون روزا برا کنکور درس می خوندیم(من و پریسا دوستم و مینا )
خلاصه یروز وسط استراحت دست درس خوندنمون پریسا از مینا راجب شوهرش پرسید اونم گفت عقد هستن و اینکه پسر عموشه و خیلیم پول دارند
مینا خیلی خوشگل بود سفید روووو
سینه 70 قد 170 60 کیلو وزن

داستان سکسی:

اولین لز پریسا

سلام خوب هستین؟
اسم من پریسا هستش 24 سالم هست
ما تویه ی آپارتمان زندگی میکنیم ی همسایه داریم ک ی دختر داره هم سن و سال ه من ک باهم نسبتا دوس هسیم در حده دوستیه همسایگی من لز رو تست نکرده بودم تا وقتی ک ی بار ی فیلم لز دیدم ک ی بار دلم خواست با خودم گفتم سکس نمیتونم بکنم اما لز ک میشه مونده بودم ب کی بگم اخه سخته فکن من برم ب یکی بگم بیا باه هم ریم لزبین کنیم خلاصه ی شب ک داشتم میخوابیدم داشتم فک میکردم با کی میشه اخه من راستش یکمی شهوتم بالا هست دست خودمم نیس

داستان سکسی:

امر به معروف در قطار

سرمو خورده بودند . این سه تا دختر با اون قیافه های اجق وجق از اول تهرون تا نزدیک گرمسار دیوونه ام کرده بودند . خیلی حرف می زدند . بابا اینا اصلا ول کن هم نبودن .عجب غلطی کرده بودیم با این هواپیما نرفتیم مشهد . من دکترای الهیات و استاد دانشگاه هستم و قرار بود که یه سخنرانی در مورد حقوق زن در اسلام در سالن اجتماعات و کنفرانس دانشگاه فروسی مشهد داشته باشم . تازه شوهرم می خواست منو با ماشین خودش ببره که گفتم تو همین تهرون بمون که خیلی کار داری و منم این جوری می خوام یک روزی رو تنهایی با خودم فکر کنم و برم تو حس ببینم دنیا دست کیه .

داستان سکسی:

لز ناتمام

سلام!من لزناکم یکی از کاربرای شهوانی26سالمه متاهلم ولی بچه ندارم.شوهرم مهران که مرد نیست فرشتست 3سال پیش باهاش ازدواج کردم.تنها جنس مخالفیه که تو تمام عمرم باهاش رابطه داشتم!
از همون نوجوانیم فهمیدم که هیچ علاقه ای به جنس مخالف ندارم.این بود که با لز آشنا شدمو به قول یکی از دوستان فهمیدم که تا میشه توی بغل یه دختر یا زن نرم ولطیف خوابید چرا پسرای زمخت وخشن؟

داستان سکسی:

لز با مهتاب جونم

وقتی با مهتاب آشنا شدم تازه با همسرش اومده بودند منچستر. قبل از اینجا یکی دو سال توی لندن زندگی کرده بودند و بعد شوهرش یه کار توی منچستر گرفته بود و اومده بودند اونجا. اون موقع من هنوز از شوهرم جدا نشده بودم و ما با هم رفت و آمد خانوادگی پیدا کردیم. کم کم روابطمون صمیمی و صمیمی تر شد و بیشتر و بیشتر با هم رفت و آمد میکردیم. انگلیسی ها یه ضرب المثل دارند که میگه “women talk”. معنیش اینه که برخلاف آقایون که خیلی حرفهاشون را تو خودشون نگه میدارن و به همدیگه نمیگن، خانوم ها تقریباً همه حرفهاشون را به دوستای صمیمیشون میگن.

داستان سکسی:

بالاخره مخ دوستمو واسه لز زدم

سلام دوستان . دوست داشتید داستانمو بخونید . نظر هم مثل آدم بدید . لاشی بازی در نیارید . حوصله ندارم . داستانم واقعیه . وگرنه دو ساعت واسه نوشتنش وقت نمیذاشتم . این ماجرا مال چند روز پیشه . من 16 سالمه از تهران . اول دبیرستانم . منطقه تهرانپارس . چند وقتیه که با این سایت آشنا شدم و شروع کردم به خود ارضایی . فیلم دان میکنم و خودمو ارضا میکنم . تا اینکه فهمیدم از لز خیلی خوشم میاد . دوست داشتم حتما حتما اگه شد لز شم . چون میخواستم حسم رو نسبت به پسرا از دست بدم چون از سکس با پسر خوشم نمیاد .

داستان سکسی:

خاطره ای در بازداشتگاه

با سلام مینا هستم 27 ساله متاهل.این خاطره ای که میخوام براتون بنویسم مربوط به خود من نیست.فقط یه کوچولو از خودم بگم،روحیاتم خیلی پسرونه هستش و درسته که تو ذهنم عاشق سکس های فانتزی هستم اما تو واقعیت فقط با شوهرم سکس دارم و تا حالا با غیر از اون با هیچکسی دیگه ای نبودم ،هم اینکه دوسش دارم هم اینکه جراتش و ندارم به همین افکاری که تو ذهنم هست قانع هستم و علت اصلی که داستان های سکسی دوست دارم همینه. فقط قبل اینکه وارد خاطره بشم کمی باید مقدمه چینی کنم که اگه خسته کننده بود ببخشید و خواهش میکنم تا آخر بخونین .

داستان سکسی:

اولین لز در میانسالی

سلام من لادن هستم مدتی میشه که با این سایت آشنا شدم و خیلی خوشم اومد واسه همین تصمیم گرفتم داستان خودم را برایتان ارسال کنم اما داستان من با همه داستانهایی که خواندید فرق میکنه البته نمیخوام مقدمه چینی کنم چون از این کار خوشم نمیاد پس یه راست میرم سر اصل قضیه : من لادن 49 ساله از یکی از شهرهای ترک زبان هستم شوهرم را 8 سال پیش بر اثرسانحه تصادف از دست دادم با اینکه با عشق ازدواج نکرده بودم ولی همسرم مرد مهربان و باشخصیتی بود و در تمام این سالها من و دو فرزندم در رفاه نسبی و کاملا خوشبخت زندگی می کردیم .

داستان سکسی:

دستمالی من توسط خواهر شوهر

حدود 6 ماه بود که ازدواج کرده بودم و از سکس با شوهرم هم خیلی راضی بودم اما همیشه یه حالی داشتم بعضی موقع ها دوست داشتم یه دختر باهام ور بره.یا دوست داشتم به بدن لخت یه دختر نگاه کنم.

داستان سکسی:

هم جنس بازی من و رها

سلام دوستان
اسم من نگین 18 سالمه.خیلی از سکس و کارای سکسی و فیلم و عکس و ...خوشم میاد.اما یکم خجالت میکشم.تا الان یک بار هم با کسی سکس نکردم ولی هر روز دارم خود ارضایی میکنم.همیشه هم طوری لباس میپوشم که پسرا بیان سمت من و با من لاس بزنن،اما تا الان کسی این کارو نکرده.از خصوصیات شخصی بگذریم و بریم سراغ خاطره ی من.همون طور که از قبل بهتون گفتم،خجالت میکشم به کسی پیشنهاد بدم.احتمالا این حالت برای شما هم پیش اومده که عاشق سکس کردن با کسی باشین اما نتونید بگید.من که پارسال اولین لز خودمو انجام دادم و تا کمی خیالم راحت شد.

داستان سکسی:

لز باحال من با نگار خوشگلم

سلام بچه ها اسم من مریم خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم واقعیه ۱شب قبل از نامزدی پسرخالم همه جمع بودیم خونه ی خالم اسم دخترخالم نگاره خیلی خوشکلو نازه قد بلند باکون قلمبه استیل سکسی شب که شد من رفتم تواتاق نگار پیش اون بخوابم اونم بخاطرمن اومد روزمین بخوابه اول کلی غیبت کردیمو از اینواون گفتیم درباره دوست پسرش گفتو راجع سکس باهم حرف زدیمو مثلا شب بخیر گفتیم بعدش دستمو گرفت بادستای هم بازی میکردیم دستموبرد روی شکم نازش منم شروع کردم به مالوندن البته ۱ربعی طول کشید یواش یواش میمالیدمشو دستمو میبردم بالاتر گذاشتم روسوتینش شروع کردم ماساژ دادن انگارلای انگشتام میخواست پستوناشو لمس کنه همینج

داستان سکسی:

سکس عاشقانه با لیزا

سلام دوستان من بهاره هستم.21سالمه. اولین باره که دارم یه داستان سکسی مینویسم..یکی دوبار به این سایت سر زدم و دیدم که اکثر خواننده ها از داستان ها ناراضی هستن.. از اونجایی که من اندکی سابقه ی نویسندگی دارم تصمیم گرفتم یه داستان (خیالی ) براتون بنویسم شاید نظرتونو جلب کرد..امیدوارم دوست داشته باشین:

داستان سکسی:

لز دوست دختر فیس بوکی با مادرم

اسمم ساسان و اهل تهران هستم.
من با مادرم خیلی رفیقم و کلا از همه چیز من با خبره. حتی بدون اینکه پدرم بدونه من دوست دخترامو به خونه می آرم و حتی خیلیا شون با مادرم دوست میشن. حتی وقتی با اونا قطع ارتباط می کنم مادرم بازم با بعضی از اونا ارتباط تلفنی داره و پیغام پسغامهایی از اونا بهم میده.
وقتی ترتیب بعضیهاشون رو توی اتاقم می دم مادرم به روش نمیاره. یه حیایی کلا بین ما هست و از این موضوع خوشحال هستم که اون منو درک می کنه ...
همیشه دوست داشتم وارد صحنه لز دوتا مونث بشم و با دیدن کارای اونا حشری بشم و بعد باهاشون سکس کنم!

داستان سکسی:

عاشقیت نوشین و نگار

من چند ماهی است با این سایت آشنا شده ام داستانهای سکسی آن به نظر من بیشتر تخیلی است بخصوص درمورد سکس خانمها چون مازنها می فهمیم کدام داستان ساختگی است بنابراین آقایانی که درمورد ما واحساسات سکسیمان مینویسید ...این داستان واقعی از سکس زنان را بخوانید اسم من نوشین است 27 ساله ام چهار سال پیش بعد از دوسال دوستی با دوست پسرم ازدواج کردم ماعاشق هم بودیم ولی خانواده ام باازدواج ما مخالف بودند به هرحال بعدازازدواج یواش یواش متوجه شدم شوهرم عادت دارد به هرچه که میخواهد میرسد وخیلی زودهم دلش را میزند مدتها صبر کردم شاید دست از کارهایش برداردولی او روز به روز بدتر میشدوچون خانواده ام راضی به ازدواج م

داستان سکسی:

صفحات

اشتراک در RSS - لزبین